1. خبری
  2. همه خبرها
  3. انتخاب
  4. حوادث

تعرض پدر به دخترش در استان تهران / سمیرا: اگر پدرم آزاد شود، خودم را آتش می‌زنم

انتخابخبرگزاری انتخاب |
«ما به درخواست سمانه و سمیرا، دو دختر مردی خطرناک، به کارخانه‌ای در پاکدشت رفته‌ایم تا زندگی آنها را روایت کنیم؛ زندگی دخترانی که ۲۰ سال آزگار مورد سوءقصد و آزار… قرار گرفته‌اند و با پیگیری مدیر کارخانه حالا رازشان را برملا می‌کنند.»
تعرض پدر به دخترش در استان تهران / سمیرا: اگر پدرم آزاد شود، خودم را آتش می‌زنم - 0

«ما به درخواست سمانه و سمیرا، دو دختر مردی خطرناک، به کارخانه‌ای در پاکدشت رفته‌ایم تا زندگی آنها را روایت کنیم؛ زندگی دخترانی که ۲۰ سال آزگار مورد سوءقصد و آزار… قرار گرفته‌اند و با پیگیری مدیر کارخانه حالا رازشان را برملا می‌کنند.»

به گزارش شرق؛ «جایی در شهرک صنعتی عباس‌آباد، در دفتر یکی از کارخانه‌های تولیدی قرار گذاشته‌ایم. زنی جوان و زیبا، با چشمانی نگران، به همراه پسری نوجوان روبه‌رویمان نشسته‌اند. زانوهای پسرک نحیف و لاغر به وضوح می‌لرزند. ضبط صوت را هنوز روشن نکرده‌ام که رئیس کارخانه می‌گوید: الان بخشی از خانواده روبه‌روی شما نشسته‌اند. می‌خواهند همه چیز را بگویند. به صورت وحشت‌زده زن جوان نگاه می‌کنم و می‌گویم: شما یکی از دخترها هستید؟ زن در حالی که اشک‌هایش را پاک می‌کند، می‌گوید: نه خانم! من مادرشان هستم. مادر سمیرا و سمانه که بعد از ۱۹ سال دیدمشان. این هم پسرم، ایمان است. خانم من می‌خواهم به همه بگویم که همسر سابقم از هشت‌سالگی به دخترم تعرض می‌کرده و حالا تنها با قرار کفالت بازداشت است و اگر بیرون بیاید، بچه‌هایم خودشان را می‌کشند.

مدیر کارخانه که او را حاج‌آقا صدا می‌زنند، بیرون دفتر می‌رود و همراه با دو دختر جوان داخل می‌آید. یکی از دخترها ماسک به صورت دارد. جلو می‌آید و سلام می‌کند. می‌گویم ماسکت را بردار… با احتیاط ماسک را از روی صورتش برمی‌دارد… دور لب‌ها و صورت دختر جای سوختگی تازه دارد؛ تاول‌هایی که کنده شده، می‌پرسم صورتت چه شده؟ می‌گوید: بابا با قاشق سوزانده! می‌گویم چرا و دختر آرام می‌گوید: چون در کارخانه با دخترها خندیده بودم، گفت: چرا می‌خندی و بعد صورتم را با قاشق داغ سوزاند…

ما به درخواست سمانه و سمیرا، دو دختر مردی خطرناک، به کارخانه‌ای در پاکدشت رفته‌ایم تا زندگی آنها را روایت کنیم؛ زندگی دخترانی که ۲۰ سال آزگار مورد سوءقصد و آزار… قرار گرفته‌اند و با پیگیری مدیر کارخانه حالا رازشان را برملا می‌کنند.

داستان از یک تماس تلفنی به روزنامه «شرق» آغاز شد. ظهر روز یکشنبه که تازه کار آغاز شده بود، مردی با روزنامه «شرق» تماس گرفت و گفت مسئول کارخانه‌ای در پاکدشت است و بعد از پیگیری‌های متعدد متوجه شده که نگهبان کارخانه دختر بزرگش را بارها مورد آزار قرار داده و دختر دیگرش را نیز مدام کتک می‌زند. با این اطلاعات، به همراه مددکار یکی از مراکز مددکاری خصوصی روانه شهرک صنعتی عباس‌آباد شدیم. متأسفانه اطلاعات و جزئیاتی که در تماس تلفنی اول اعلام شد کاملا درست بود.

کارخانه با وجود تحریم‌های کمرشکن همچنان پابرجاست و همه چیز منطقی به نظر می‌رسد. طبقه بالای کارخانه مدیر و دوست معتمدش که فرد تماس‌گیرنده با «شرق» است ایستاده، درست مانند بادیگارد بالای سر دو دختر.

دختر کوچک‌تر که چشم چپش کمی انحراف دارد، سمانه است. دست‌هایش می‌لرزد و مدام گوشه ناخنش را می‌کند. سمانه به مدیر کارخانه همه چیز را گفته.

حاج‌آقا می‌گوید: پدر این بچه‌ها دو سال بود که نگهبان این کارخانه بود. آدم آرام و مرموزی بود و ادعا کرده بود مادر بچه‌ها سال‌ها پیش مرده است.

به بهانه این که دخل و خرجش کفاف زندگی را نمی‌دهد، از ما در زمین روبه‌رویی کارخانه اتاقی اجاره کرده بود و با دو دخترش آنجا زندگی می‌کرد. خودش و دو دخترش از ما سر جمع ماهی نزدیک به پنج میلیون تومان می‌گرفتند. بعد از مدتی من به او اصرار کردم که باید برای این دخترها یک خانه مناسب در پاکدشت بگیری، اصلا تو میان این دو دختر در یک وجب جا چه می‌خواهی؟ اما حامد، پدر این دو بچه، اصرار کرد که به او فرصت بدهیم. تا این که دو هفته پیش، من به ماسک‌زدن دختر بزرگش، سمیرا مشکوک شدم. از دختر پرسیدم که صورتت چه شده و او گفت روی صورتش روغن داغ هنگام آشپزی پاشیده، اما رفتارها برایم مشکوک بود، آن قدر دختر کوچک را سؤال‌پیچ کردم که بالاخره دختر گفت که پدرش شب‌ها خواهرش را اذیت می‌کند و او و خواهرش را با کابل، زنجیر، سیم برق، چاقو و قاشق داغ مورد شکنجه قرار می‌دهد.

گریه‌های مادر دخترها به هق‌هق می‌رسد و پسر جوان نیز آرام گریه می‌کند. حاج‌آقا ادامه می‌دهد: ما با اورژانس اجتماعی تماس گرفتیم و ماجرا را شرح دادیم اما خبری نشد. بعد از پیگیری‌ها، یک بار سر زدند و گفتند باید دستور قضائی داشته باشیم. رفتند دستور قضائی بیاورند و خبری نشد. دیگر کاسه صبرمان لبریز شده بود. خودم شخصا به دیدار نماینده دادستان در پاکدشت رفتم و ماجرا را شرح دادم. دادستان اقدام فوری کرد و مرد را دستگیر کردند اما شنیده‌ام که با قرار کفالت بازداشت شده و به‌زودی بیرون می‌آید.

سمیرا و سمانه در تمام این سال‌ها پابه‌پای پدر کار کرده‌اند، درس را نیمه‌کاره رها کرده‌اند و حتی دیپلم ندارند. آنها در کارخانه محصولات را بسته‌بندی می‌کنند. در تمام این سال‌ها دختر کوچک‌تر، یعنی سمانه شاهد آزار خواهرش بوده، اما هرگز هیچ چیزی نگفته. دیگر جانم به لبم رسیده بود. حاج‌آقا که پرسید، دلم را به دریا زدم و همه چیز را تعریف کردم. حالا بابایم که برگردد، هر دوی ما را می‌کشد. ایمان و سمانه هر دو نقص جسمانی کوچکی دارند. چشم چپ سمانه کمبود بینایی و انحراف دارد و یکی از گوش‌های ایمان هم شکل نگرفته است. مادرشان می‌گوید: این دو را که حامله بودم، آن قدر توی شکمم مشت زد که بچه‌ها مشکل‌دار شدند. می‌خواست سمانه را توی بیمارستان بگذاریم و برویم. آن قدر گریه کردم که خانواده‌ای دلشان سوخت و هزینه بیمارستان را دادند و من بچه‌ام را گرفتم.

سمیرا دختر غمگینی است، اما شجاع به نظر می‌رسد. می‌گوید اوایل هر روز و حالا هر دو هفته یک بار مورد آزار پدر قرار می‌گرفته. آرام و شمرده حرف می‌زند و می‌گوید: اول که اصلا زورم نمی‌رسید. هشت سالم بود و نمی‌فهمیدم داستان از چه قرار است. هی نگاهم می‌کرد و نام مادرم را می‌برد. دیگر یک بار گفت تو شبیه زنم هستی و من کمبودم را با تو جبران می‌کنم. می‌گفت اگر به کسی بگوییم، ما را می‌کشد. هر چند وقت یک بار سراغم می‌آمد. به‌جز مادرم، سه بار دیگر ازدواج کرد و هر سه مرتبه زن‌ها آن قدر کتک خوردند و شکنجه شدند که فرار کردند. من را جور دیگری می‌پایید. حق ارتباط با هیچ‌کس را نداشتم. توی کارخانه حتی دستشویی نمی‌رفتم. اگر دستشویی می‌رفتم، شب کتکم می‌زد که با چه کسی رفتی دستشویی. نه حرف می‌زدم، نه کاری داشتم. پولمان را می‌گرفت و خرج ماشینش می‌کرد. عشق ماشین بود. وقت‌هایی که من را مورد سوءاستفاده قرار می‌داد، فحش‌های رکیک می‌داد و من خفه می‌شدم.

در سایت خبری بخوانید: اخبار حوادث واقعی

سمیرا می‌گوید: من دوست داشتم ازدواج کنم، لباس عروسی بپوشم و خوشبخت باشم اما بابایم همه آرزوهایم را گرفته و حالا اگر آزاد شود بدون تردید خودم را آتش می‌زنم.

نام برادر دخترها، ایمان است. از ایمان می‌پرسم او در تمام این مدت کجا بوده است، می‌گوید: من دیگر نمی‌توانستم رفتارها و خشونت را تحمل کنم. من هیچ چیزی از ارتباط بین پدر و خواهرم نمی‌دانستم اما کتک می‌خوردم. ماه اولی که اینجا آمده بود، برایش در کارخانه کار کردم و گفتم پول و حقوقم مال خودم است و مثل دخترها پولم را به او نمی‌دهم، اما پدرم یک‌میلیون‌و نیم حقوقم را گرفت و من را بیرون کرد. حالا می‌فهمم من را بیرون کرده بود که هر بلایی دلش می‌خواهد، سرمان بیاورد.

سمیرا دختر بزرگ خانواده ۲۲ ساله است؛ صورتی سبزه‌رو دارد با چشمانی زیبا شبیه آهو. از هشت‌سالگی به بهانه این که صورتش شبیه مادر است، مورد آزار قرار گرفته است. در تمام این سال‌ها مادر کجا بوده؟ مادر وقتی عروس حامد می‌شود ۱۴ ساله بوده است؛ زنی از روستاهای مشهد که پدر و مادرش را از دست داده و فامیل زود شوهرش می‌دهند. سه فرزند به دنیا می‌آورد و ۱۷ سالگی پابرهنه از خانه مرد فرار می‌کند. ۲۰ سال دخترها و پسرش را نمی‌بیند. مرد تهدید می‌کند اگر سراغ بچه‌ها بیاید، او را آتش می‌زند. زن جای دیگری دوباره زندگی را امتحان می‌کند و حالا جایی دیگر همسر و فرزند و زندگی آرامی دارد. در تمام این مدت تنها با پسر کوچکش گاهی تلفنی حرف می‌زده و حالا بعد از ۲۰ سال این اولین دیدار آنهاست؛ دیداری تلخ و غمگین. دست‌های لرزان دخترش را توی دست فشار می‌دهد و می‌گوید: بددل بود و عصبی. در میان جمع آدم معقولی بود و همیشه به من می‌گفتند اگر مادر و پدر نداری، خدا شوهر خوبی نصیبت کرده است. هر روز می‌آمد و کابل را به جانم می‌کشید. بدنم را با پیچ‌گوشتی داغ می‌سوزاند. پیچ‌گوشتی داغ را…

صدایش را می‌برد و می‌گوید: رویم نمی‌شود بگویم چه کار با من می‌کرد. من از دار دنیا یک برادر داشتم که یک روز نزدیک عروسی‌اش آمد و به حامد التماس کرد بگذار نسرین برای عروسی‌ام بیاید و حامد قبول کرد. روز عروسی صدایم کرد و موهایم را از ته تراشید، ابروها و مژه‌هایم را کند و گفت: حالا بریم عروسی! من گفتم این طوری جایی نمی‌روم و گفت: خودت نخواستی، برادرت آمد و گله کرد، من می‌گویم تو حاضر نشدی، عروسی یک دانه برادرت بروی.

گریه امان زن را می‌برد… در میان هق‌هقش می‌گوید: توی مشهد یک اتاق اجاره کرده بود و جلوی در را رختخواب می‌چید و می‌گفت من روی این رختخواب مو گذاشته‌ام. اگر رختخواب به هم بخورد و این تار مو حرکت کند، معلوم می‌شود از خانه بیرون رفته‌ای و می‌کشمت. من تمام مدت نمی‌گذاشتم بچه‌ها به رختخواب نزدیک شوند تا مبادا آن مو جابه‌جا شود. شب که به خانه می‌آمد، در را هل می‌داد که رختخواب‌ها بریزند. بعد بچه‌ها را به باد کتک می‌گرفت که بچه‌ها اعتراف کنند من از خانه بیرون رفته‌ام. یک مدت هم در یک ساختمان کار می‌کرد. وادارم می‌کرد چادرم را بکشم روی سرم و از صبح که می‌رود سر کار روبه‌روی ساختمان روی پله بنشینم تا ببینید تکان نمی‌خورم. بعد شب‌ها کتکم می‌زد، هنوز جای سوختگی روی تنم مانده. من فرار کردم و نمی‌دانستم این بلا را سر بچه‌هایم می‌آورد.

به گفته ایمان، پدرش بعد از دستگیری چند بار از زندان تماس گرفته و مدعی شده حاج‌آقا (صاحب کارخانه) برایش پاپوش دوخته است. سازمان پزشکی قانونی آزارها را تأیید کرده است. خبرنگار «شرق» پس از اطمینان از صحت وقوع اتفاق، تماس‌هایی را با نمایندگان مجلس آغاز کرد و پیگیری‌ها برای جلوگیری از آزادی حامد، پدر این دو دختر آغاز شد. هنگام نگارش این گزارش، تماس‌های مکرر مادر دختران با «شرق» آغاز شد و اطلاع داد برادر حامد از مشهد به تهران عازم شده تا کفیل برادر شود و تعهد داده پدر کاری با دختران ندارد. به گفته مددکار اورژانس اجتماعی سازمان بهزیستی، امکان آزادی حامد در شرایط فعلی اصلا وجود ندارد و ترس دختران ناشی از آزارهای روانی است که در سال‌های گذشته از پدر کشیده‌اند اما سمیرا در تماس‌های تلگرامی با خبرنگار از وحشت بی‌حد خود برای مواجهه با پدر می‌گوید و گفت حاضر نیست دیگر در آن خانه و کارخانه بماند. با مساعدت سازمان بهزیستی، دختران به یکی از خانه‌های امن منتقل شده‌اند و حالا آنها سرپناهی برای خودشان دارند.

در اینجا سوال مهم این است که تکلیف لایحه حمایت از کودکان و لایحه حمایت از زنان در برابر خشونت چه می‌شود؟ چه‌کسی پاسخ تألمات روحی این خانواده درهم‌شکسته را خواهد داد و این دختران و دختران شبیه به آنها، تا چه زمانی قربانی عدم هماهنگی‌ها خواهند شد؟

خواندن خبر در سایت منبع

در ادامه بخوانید

فیلم | اقدام وحشیانه زن ۲۵ ساله در اتوبوس، جان پیرمرد را گرفت!

خبرآنلاینخبرآنلاین10 ساعت قبل
عصر ایرانعصر ایران21 ساعت قبل
مدیر عامل بنیاد مسکن گفت: بر اساس تصمیات گرفته شده متقاضیان مراجعه کننده به این بنیاد در مناطق سیل زده برای دریافت تسهیلات مسکن نیاز به همراه آوردن کارمند رسمی و داشتن چک و سفته ندارند. به گزارش صدا و سیما؛ علیرضا تابش در حاشیه جلسه بررسی مشکلات مربوط به پرداخت تسهیلات مسکن مناطق سیل زده که در وزارت کشور برگزار شد در مصاحبه با خبرنگار خبرگزاری صدا و سیما افزود: برخی بانک‌ها وثیقه زیادی از متقاضیان درخواست کرده‌اند اما گفتیم حتی نیاز به کارمند رسمی، چک و سفته نیست و سه نفر می‌توانند به صورت زنجیره‌ای به همدیگر ضمانت دهند. وی گفت: برای نوسازی مسکن در شهرهای آسیب دیده ۵۰ میلیون در روستاها ۴۰ میلیون و همچنین برای تعمیرات مسکن ۱۵ میلیون و برای معیشت یا همان تامین وسایل نیز ۱۵ میلیون تومان پرداخت می‌شود که البته این وام‌ها بدون پرداخت‌های بلاعوض است. مدیر عامل بنیاد مسکن افزود: نوسازی ۳۰ هزار واحد مسکونی، بازسازی و تعمیر ۴۰ هزار واحد مسکونی و همچنین تامین وسایل و معیشت ۴۲ هزار خانوار از تعهدات ماست که باید آن را تا پایان به انجام برسانیم. تابش تاکید کرد: قرار شد در مناطق سیل زده شعبه‌های مشخصی را مستقر کنیم تا مردم در آن شعبه‌ها کارهای خود را برای تشکیل پرونده به منظور دریافت تسهیلات مسکن به سهولت انجام دهند و پرداخت‌ها هم به آسانی صورت گیرد و از سوی دیگر این گونه نیست که کسانی که به بانک‌ها بدهی دارند نتوانند از تسهیلات مسکن استفاده کنند چرا که این یک موضوع مهم دیگری است که دولت آن را به طور ویژه برای حل مشکلات مردم این مناطق در دستور کار قرار داده است.
صدا و سیماصدا و سیما8 ساعت قبل
به گزارش خبرنگار خبرگزاری صداوسیما؛ لایحه مدیریت حوادث غیرمترقبه کشور، طرح یک فوریتی حمایت از مرمت و احیای بافت‌های تاریخی، طرح یک فوریتی ساماندهی بازار خودرو، طرح یک فوریتی تشدید مجازات اسیدپاشی و حمایت از بزه دیدگان ناشی از آن، طرح جامع مدیریت شهری، تحقیق و تفحص از عملکرد شرکت صنایع مس ایران، گزارش کمیسیون انرژی پیرامون حادثه آتش سوزی پتروشیمی بوعلی سینای ماهشهر دستور کار امروز مجلس را تشکیل می‌دهد.
آفتاب‌نیوزآفتاب‌نیوز2 ساعت قبل
فرمانده انتظامی فردیس گفت: اعضای باند سارقان گوشی تلفن همراه که با استفاده از سایت دیوار، طعمه‌های خود را شناسایی می‌کردند دستگیر و به ۳۰ فقره سرقت در استان‌های تهران و البرز اعتراف کردند. سرهنگ بیژن جنتی گفت: در پی دریافت پرونده‌های کلاهبرداری با شیوه و شگرد خرید گوشی تلفن همراه از سایت دیوار، پیگیری موضوع در دستور کار پلیس آگاهی شهرستان فردیس قرار گرفت. وی گفت: بررسی جزئیات پرونده حاکی از آن بود که مالباختگان قصد فروش گوشی تلفن همراه خود در نرم افزار دیوار را داشته‌اند که یک آقا به همراه یک نفر خانم و یا دو آقا و یک خانم خود را خریدار معرفی کرده و فروشنده را برای انجام معامله در ساعت‌های پایانی شب به مکان‌های خلوت می‌کشاندند. این مقام انتظامی اظهار کرد: در بعضی موارد به محض مشکوک شدن فروشنده به نوع معامله، سارقان با استفاده از خشونت و توسل به ارعاب و زور گوشی را به سرقت برده و متواری می‌شدند. این مقام انتظامی گفت: با تلاش مأموران متهم ردیف سوم نیز در شهرستان فردیس، دستگیر و به همراه سایر متهمان با صدور قرار وثیقه مناسب روانه زندان شدند.
عصر ایرانعصر ایران3 ساعت قبل
در شبکه‌های اجتماعی تصویری دست به دست می‌چرخید که نشان می‌داد مالک خودرو، پسری متولد سال ۱۳۷۱ است. تا آنجا که من خبر دارم، پدر راننده خبر نداشته که پسرش پورشه او را بیرون برده. آنگونه که ما شنیدیم وقتی که او خواب بوده، پسرش به طور مخفیانه پورشه او را بیرون می‌برد و تصادف می‌کند. یک خودروی پورشه متعلق به پدر دختر بوده و یک خودروی پورشه متعلق به پدر پسر. مادرش به «هفت‌صبح» می‌گوید از چهارشنبه شب که پسرش به خانه برنگشته تا روز جمعه از هیچ چیز خبر نداشته‌اند.
صدا و سیماصدا و سیما5 ساعت قبل
به گزارش خبرنگار خبرگزاری صدا و سیما؛ در جهت تحقق منویات مقام معظم رهبری مبنی بر تلاش برای رفع محرومیت‌ها و‌کمک به مردم محروم و آسیب دیده از سیل فروردین ۹۸ و جدیت در جبران خسارت وارده به خانواده‌های ضعیف و به منظور مساعدت در بازسازی واحد‌های مسکونی آسیب دیده در روستا‌ها و شهر‌های آسیب دیده در استان‌های سیل زده، تفاهم نامه‌ای بین ستاد اجرایی فرمان امام به نمایندگی رئیس ستاد اجرای فرمان امام محمد مخبر و رئیس بنیاد مسکن امضا شد. موضوع این تفاهم نامه؛ کمک در تامین بخشی از نیاز‌های مالی مورد نیاز بازسازی جهت تکمیل و تعمیر واحد‌های مسکونی آسیب دیده در سکونتگاه‌های شهری و روستایی مناطق سیل زده است.

نظرها

(9)

این پدر رابایدبامیخ ب دیواراویزون کنندوبه دخترکان و زنش بگن بلاهایی که سرتون میداده روازسرش دربیارن..مردیکه بی وجدان هیچی نداره..بایداعدامش کنند لعنتی بیشرف

2 ماه قبل

این هم نمونه دیگه ای از جامعه ضد زنان،اگه در مدرسه از همان اول به دانش آموزان آموزش بدهند که چه رفتارهایی از طرف بزرگسالان تجاوز جنسی محسوب میشه و باید به معلم و مشاور یا پلیس گزارش بدن خیلی شرایط تغییر میکنه

البته بماند که شرایط و امکانات و قوانین مرتبط با این مسائل هنوز در حد عصر حجر و غار نشینی هستش

وگرنه چرا عموی بی وجدان این بچه ها باید واسه کفالت و آزادی برادرش اقدام کنه؟؟چرا با برادر زاده هاش همدردی و مساعدت نمیکنه؟

مگر اینکه اونم مشکل اخلاقی روانی داشته باشه

اون کارمند اورژانس اجتماعی که سهل انگاری کرده چرا توبیخ و اخراج نشده؟اگر مدیر این کارخانه انسان خوب و باشرف و پیگیری نبود تکلیف این دختران چی میشد؟؟

۱۴ سال این دختر تجاوز و شکنجه میشده!!یه مسلمون محض رضای خدا نباید کمک میکرده؟

چرا تو بعضی مسائل سریعا مجرمین شناسایی میشن اما ۱۴ سال تجاوز و شکنجه اصلا دیده نمیشه؟؟

چون جامعه ما اموزش ندیده و تنبیه فرزندان بویژه دختران عادیه

بماند که قتل فرزند توسط پدر هم قصاص نداره،از عجایب روزگار

2 ماه قبل

حکمش اعدامه به خدا باخواندنش نتونستم جلو خودمو بگیرم گریم گرفت

2 ماه قبل

toffffffff be sharafe injor pedari. bayad ehdam beshe ta olgo beshe

2 ماه قبل

آبروي هر چه پدر بود رو برد . اين مرد يا اعدام بشه يا تا آخر عمر در زندان باشه. البته ببنيم در دوران كودكي چطوري زندگي كرده و شايد مشكلي داشته .

2 ماه قبل

باید دودست انرا ودوپاان راوچها ر میخ گنند وبگذارند مردم ببینند وبعدجنازه رابدهندبه دخترش

2 ماه قبل

باسلام وخسته نباشید خدمت شما

با خواندن این ماجرا به شدت مغموم گشتم وبسیار تاسف می خورم که هنوز با گذشت 22قرن همچین هیولاهایی در زمین زندگی می کنند تا این فرشته های مظلوم و معصوم را مورد ازار و اذیت قرار بدهند

کاش مسئولین بیشتر این دختران ستمدیده را مورد حمایت قرار بدهند

امیدوارم روزی درد و غصه هایشان پایان یابد

ما هم6 یک سمیرا و سمانه هستیم

مرگ بر متعرض

2 ماه قبل

درود بر شرف صاحب کارخانه و دوستانی که با او مساعدت کردند تا این دو فرشته و مادر دلشکسته حرفهایشان شنیده و کمک بگیرند....

خدا از ان مدد یار بی وجدان نگذرد ک6 راحت از کنار این موضوع رد شد

سمیرا و سمانه تنها نیستند یک ایران پشتشان است✌✌✌✌

2 ماه قبل

به نظرمن اصلا نباید شما این خبر را پخش میکردید

پخش این خبر هیچ دردی را دوا نمیکند

منکه حتی نتونستم سه خط این خبر را بخوانم

لطفا به فکر جریحه دار شدن افکار مخاطبان خود باشید

2 ماه قبل

اخبار بیشتر