عمل جراحی اسرای ایرانی به سبک پزشکان بعثی
  1. خبری
  2. همه خبرها
  3. تسنیم
عمل جراحی اسرای ایرانی به سبک پزشکان بعثی

عمل جراحی اسرای ایرانی به سبک پزشکان بعثی

تسنیمخبرگزاری تسنیم |
میز جراحی به سمت تخت من چرخید و پرستاران به بالای سرم آمدند. دست راستم را صاف کردند. یک نفر روی پایم نشست و گاز را در دهانم فرو کرد. درست همانند مرتضی، تیغی در دستم فرو کردند.

- اخبار رسانه ها -

به گزارش گروه رسانه‌های خبرگزاری تسنیم، جملات بالا بخشی از روایت رضا هوشیار از جمله آزادگان دوران هشت سال دفاع مقدس است. او در خاطره‌ای درباره نخستین شب اسارتش روایت می‌کند: جراحت دستم که شب عملیات به هنگام عبور از سیم خاردارها ایجاد شده بود در شب‌های اول اسارت بسیار اذیت می‌کرد، متورم و سیاه شده بود و من از شدت درد گریه می‌کردم.

شب‌ها موقع خواب یکی از بچه‌ها، در کنارم طوری می‌خوابید که دست زخمی‌ام را بر روی سینه‌اش قرار دهم و به نوعی تکیه‌گاه بود که دستم روی زمین نیفتد و بیشتر اذیت نشوم. یکی از نگهبانان متوجه بی‌قراریم شد. دو روز بعد آمد و نام یکی دیگر از بچه‌ها به نام قربانی را خواند. قربانی هم زخمی بود. ماشینی شبیه نیسان که اتاقکی فلزی در قسمت بار داشت، بیرون منتظرمان بود. سوار شدیم.

در راه من و قربانی به هم دلداری می‌دادیم. مسافت طولانی شد. فکر کردیم که شاید ما را به بیمارستانی منتقل می‌کنند. ماشین توقف کرد. در باز شد. چند نفر با برانکارد، بیرون منتظر بودند. قربانی از ناحیه پا مجروح بود و توان راه رفتن نداشت. با دیدن برانکارد، خیلی خوشحال شدیم. بسیار خوش برخورد بودند. با ادب و مهربانی و با عطوفت با ما رفتار کردند. وارد درمانگاه شدیم. در راهرو و اتاق‌ها، تعدادی از اسرای مجروح ایرانی هم بستری بودند.

چند روزی بود که از شدت سرما نخوابیده بودیم. وارد اتاق که شدیم، گرمای اتاق بسیار دلچسب بود. حس خوبی بود، اینکه بعد از چند روز، گرما صورتمان را نوازش می‌داد. روی تخت راحت دراز کشیدم و آنقدر خسته بودم که تا صبح خوابیدم.

صبح زود دکتر آمد. معاینه‌مان کرد و رفت. در کنار تخت من، طلبه‌ای بود به نام «علیرضا عبادی نیا» که اهل اهواز بود. عربی می‌دانست. برگه معاینه ما را خواند و گفت: «برای تو و مرتضی، عمل جراحی نوشته شده.»

در بین پرستارها، سربازی عراقی بود به نام حامد، که شیعه بود و تمام وقت به اسرا خدمت می‌کرد. پیش ما می‌آمد و می‌نشست و درد دل می‌کرد. او از تصمیمش جهت سفر به ایران گفت و اینکه بسیار دلش برای ایران می‌تپد. بسیار جوان دلسوز و مهربانی بود. یکی دو روز آنجا بودیم تا صبح روز عمل فرا رسید. متوجه شدیم پرسنل درمانگاه، در حال تکاپو هستند و ظاهرا اتفاقی افتاده بود. پرستاران و دکترها، پشت سر افسری به صف شده بود و از شدت ترس، جرات حرف زدن هم نداشتند.

دقایقی گذشت تا اینکه متوجه شدیم، آن شخص، یکی از افسران رده بالای بعثی است که برای سرکشی از درمانگاه آمده است. وارد اتاق‌ها می‌شد و با برخوردهایی زشت، برگه‌های معاینه اسرا را خط می‌زد و با سر و صدا و بد دهنی به پرسنل درمانگاه اعتراض می‌کرد. کنار تخت من ایستاد و بعد از دیدن برگه معاینه و خط زدن آن، دستم را به شدت فشار داد تا جایی که داد از فغان من بلند شد! دستور پزشکی دیگری در همان برگه نوشت. با همه بچه‌ها همین رفتار را داشت. از کل درمانگاه سرکشی کرد و رفت.

از علیرضا پرسیدم: «ماجرا چیست؟ چرا برگه‌های پزشکی معاینه را خط زد و اصلا در برگه‌ها چه نوشته؟» او با خونسردی گفت: «چیزی نیست، نگران نباش. به نظرم آمد که چیزی را پنهان می‌کند.»

ساعت ۱۰:۳۰ دقیقه بود که دکتر به همراه پنج پرستار، با یک میز لوازم جراحی به اتاق آمدند. حامد بینشان نبود. به سمت تخت مرتضی رفتند. در حالی که مضطرب شده بودم، رو به علیرضا کردم و گفتم: «می خواهند چه کنند!؟» گفت: «هیچی، معاینه می‌کنند.» قصد داشت مرا دلداری دهد. او نمی‌خواست به من بگوید که آن افسر بعثی، هر گونه استفاده از اتاق عمل برای درمان و مداوای اسرای مجروح را قدغن کرده و دستور داده بود مداوای مجروحان با کمترین امکانات و بدون بیهوشی صورت گیرد.

دست و پای مرتضی را گرفتند و تکه‌ای از گاز را در دهانش فرو کردند. یکی از پرستارها روی پایش نشست که دیگر به هیچ صورت نتواند تکان بخورد. دکتر، تیغ جراحی را به دست گرفت و بر روی زخم مرتضی فرو کرد و برش داد. با این حرکت، مرتضی فریادی کشید و از هوش رفت. بارها به هوش می‌آمد و با داد و فریاد زیاد که ناشی از جراحی جلادانه بود، از هوش می‌رفت. با دیدن این صحنه و با فکر اینکه تا دقایقی دیگر مرا هم به این صورت جراحی می‌کنند، مستاصل شده بودم. جراحی مرتضی تمام شد.

میز جراحی به سمت تخت من چرخید و پرستاران به بالای سرم آمدند. دست راستم را صاف کردند. یک نفر روی پایم نشست و گاز را در دهانم فرو کرد. درست همانند مرتضی، تیغی در دستم فرو کردند و آنقدر فشار دادند تا لخته‌های خون از دستم خارج شود. بارها از هوش رفتم و به هوش آمدم تا کار جراحی تمام شد. تا عصر، بی‌حال روی تخت افتاده بودم.

منبع:ایسنا

انتهای پیام/

بازگشت به صفحه رسانه‌ها

خواندن خبر در سایت منبع

در ادامه بخوانید

مسافرکش شیطان صفت

صدا و سیماصدا و سیما17 ساعت قبل
به گزارش خبرنگار خبرگزاری صدا و سیما، این شخص از اراذل و اوباش معروف، که برای رسیدن به اهداف پلید خود اقدام به مسافرکشی و زورگیری از خانم‌ها در محدوده غرب تهران می‌کرد. وی برای رسیدن به مقاصد شوم اش از قمه و چاقو استفاده می‌کرد. پلیس به شهروندان توصیه می‌کند؛ حتما از خودرو‌های دارای اعتبار، تاکسیرانی، تاکسی اینترنتی، خودرو و وسیلیه نقلیه که اعتباری پشتش باشد، استفاده کنند و به هیچ عنوان از خودرو‌های شخصی که قابل احراز هویت نیستند، استفاده نکنند.

هفت عادت روزانه که پوست را خراب می‌کند

تابناکتابناک1 روز قبل
سلامت پوست با رعایت نکات بهداشتی بسیار ساده به دست می‌آید تنها کافی است بدانید که پوستتان چگونه پاک‌سازی و اصلاح می‌شود. برای این کار لازم نیست کمدتان را پر از کرم‌ها و لوسیون‌های مختلف و گران‌قیمت کنید، تنها کافی است عاداتی را که روزانه انجام می‌دهید و به پوستتان آسیب می‌زنند را حذف کنید. بسیاری از ما بدون اینکه متوجه باشیم هرروز کارهایی انجام می‌دهیم که به‌تدریج به پوست ما آسیب می‌زنند. در این ویدیو ۷ مورد از این عادت مخرب پوست لیست شده‌اند.

واکنش‌ها به رای غیرمنطقی AFC

صدا و سیماصدا و سیما16 ساعت قبل
کمیته مسابقات AFC، رای غیرمنطقی میزبانی نمایندگان ایران در کشور ثالث را تصویب کرده است، اما برای نهایی شدن و اجرا این رای باید به تصویب کمیته اجرایی AFC نیز برسد. به گزارش خبرنگار خبرگزاری صدا و سیما، کمیته مسابقات AFC، رای غیرمنطقی میزبانی نمایندگان ایران در کشور ثالث را تصویب کرده است، اما برای نهایی شدن و اجرا این رای باید به تصویب کمیته اجرایی AFC نیز برسد.

امشب، وضع نامناسب آب و هوا

صدا و سیماصدا و سیما12 ساعت قبل
به گزارش خبرنگار خبرگزاری صدا و سیما، سرهنگ محبی در ارتباط زنده تصویری با بخش خبر ۲۱ شبکه یک سیما افزود: وضع تردد در جاده‌های کشور نامناسب است و چنانچه سفر کردن در ساعات پیش رو ضرورت دارد توصیه می‌شود رانندگان زنجیر چرخ و ترجیحا اغذیه مناسب و پتو به همراه داشته باشند. وی ادامه داد: به علت بارندگی برف و باران در بیشتر محور‌های مواصلاتی کشور، مخصوصا جاده‌های کوهستانی شمال کشور، رعایت سرعت مطمئن و فاصله قانونی از ضروریات تردد در این ایام است.

صحبت‌های رایان پورجم فرزند‌ منصور پورجم از جان‌باختگان سقوط هواپیمای اوکراینی (فیلم)

عصر ایرانعصر ایران21 ساعت قبل

وحدت و همدلی و عهد دوباره با ولایت

صدا و سیماصدا و سیما1 روز قبل
به گزارش خبرنگار خبرگزاری صداوسیما؛ فردا، اینجا مصلی امام خمینی (ره) تهران جایی برای سوزن انداختن نیست؛ درست پیش بینی کردیم، جایی برای سوزن انداختن نبود، از آسمان این وحدت و همدلی و عهده دوباره با ولایت دیدنی‌تر بود. امروز به سپیدی همین برف، روسپیدی ایران ماند و بار دیگر روسیاهی برای دشمنان؛ امروز جمعه ۲۷ دی ماه ۱۳۹۸ و در این هوای سرد زمستانی، مردم دلشان گرم می‌شود با حضور رهبرشان و با اقتدا به رهبر عزیزشان؛ امروز دشمنان با اتحاد این ملت سنگ روی یخ می‌شود.

نظرها

اخبار بیشتر