ناگفته‌های بازیگری زیر سایه اعدام
  1. خبری
  2. همه خبرها
  3. ایسنا
  4. حوادث
ناگفته‌های بازیگری زیر سایه اعدام

ناگفته‌های بازیگری زیر سایه اعدام

ایسناخبرگزاری ایسنا |
ما روی صحنه تنها بازیگری را دیدیم که روبه‌رویمان ایستاد و با بُغضی گفت: «من یک اشتباه کردم و می‌خواهم بخشیده شوم. همه اشتباه کرده‌اند، شما تا حالا اشتباه نکرده‌اید؟ شما هم می‌خواهید بخشیده شوید؟» اما هیچکدام نمی‌دانستیم چقدر گفتن این جمله‌های به‌ظاهر ساده برای «میلاد» که سه سال و هفت ماه است به دلیل مشارکت در قتل عمد زندانی است و اکنون حکم قصاصش آمده، سخت و دردآور می‌تواند باشد.

میلاد در ملایر به دنیا آمد و به دلیل آنکه باید کار می‌کرده تا خرج خود را در بیاورد، تا اول راهنمایی بیشتر درس نخوانده است. وقتی بچه بوده، پدرش فوت کرده و یک ساله بوده که مادرش دوباره ازدواج کرده است. از نوجوانی برای کار به تهران آمده اما اکنون بیش از سه سال است به دلیل مشارکت در قتل عمد، در کانون اصلاح و تربیت تهران زندانی است.

میلاد که چندی پیش گزارشی درباره‌ی او با تیتربازیگری زیر سایه حکم اعدام در ایسنا منتشر شد، به تازگی در مصاحبه‌ای که در کانون اصلاح و تربیت با او انجام شد، گفت: من از ۱۲ سالگی تنها زندگی کردم، زیرا خرجم را نمی‌دانند و ناپدری، من را اذیت می‌کرد و کتک می‌زد. مجبور شدم به تهران بیایم و در مانتو دورزی و مزون لباس عروس کار کنم. این کار را بلد بودم چون شاگرد مانتو دوزی در ملایر بودم. در ملایر هم سرکار رفتم چون خانواده به من خرج نمی‌دادند. بعد از دوسال یعنی ۱۴ سالگی به ملایر برگشتم و با دوستم به گچساران رفتم و نزدیک یک سال و نیم گچ کاری کردم. در آمد خوبی داشتم و ماهی دو میلیون تومان پول در می‌آوردم. با درآمدم هم، اجاره خانه می‌دادم و لباس می‌خریدم. صاحب کارم در تهران که ماجرای زندگی مرا می‌دانست، به من غذا می‌داد و حتی مدتی هم پیش زن و بچه صاحب کارم زندگی کردم.

ناگفته‌های بازیگری زیر سایه اعدام - 3

این پسر که حدود یک هفته است، خودش هم از تایید شدن حکمش مطلع شده، درباره جرمی که مرتکب شده است، این‌گونه توضیح می‌دهد: از بچگی با سیاوش (مقتول) رفیق بودیم و بچه ملایر بود. مدتی که در تهران کار می‌کردم، خانواده او گفتند سیاوش را به تهران ببر تا او هم کار کند. او را آوردم اما کار نمی‌کرد. بعد از مدتی گفتم سیاوش، نمی‌خواهد این مدلی کار کنی. تو برو خانه، من برایت پول می‌فرستم. او گفت من محتاج پول تو نیستم اما من گفتم با خانواده‌ات صحبت می‌کنم و دلیل برگشتت را توضیح می‌دهم. به همین دلیل برگشتیم ملایر، نزدیک دو هفته در ملایر بودم و به خانواده او گفتم نمی‌خواهد پیش من کار کند و به تهران برگشتم. وقتی سیاوش فهمید خانه ما در ملایر خالی است، با پدرش وسایلمان را دزدید. پسر ناپدری من این صحنه را دیده بود و به خانواده خبر داد. مادرم شماره من را نداشت اما نمی‌دانم چگونه با من تماس گرفت و هر حرفی از دهانش در می‌آمد به من گفت. گفت مگر نگفتم با سیاوش رفاقت نکن، او دزد است، اما باور نمی‌کردم. به سیاوش زنگ زدم و او گفت من این کار را نکردم و بعد به مادرم زنگ زد، او را تهدید کرد و ناسزا گفت.

او ادامه می‌دهد: مادرم صدای سیاوش را ضبط کرده بود و برای من پخش کرد. من هم گریه می‌کردم. همان زمان هم‌جرم من (محمد) از سر کار برگشت و به او گفتم سیاوش این کار را کرده است. سیاوش داماد خانواده محمد بود و از او عقده داشت، چون پدر و مادرش را اذیت کرده بود. گفت زنگ می‌زنم به سیاوش تا به تهران بیاید و بعد اذیتش کنیم. او دزدی کرده بود و در تهران فراری بود. هم‌جرمم او را به زیباشهر آورد و با هم به خارج از شهر و بیابانی که در نزدیکی خانه‌مان بود، رفتیم. هم‌جرمم دو چاقو با خود آورده بود. او به سیاوش گفت چرا میلاد را اذیت کردی و او می‌گفت من این کار را نکردم. گفتم من صدایت را شنیدم، گفت حالا مشکل داری توانستم و این حرف‌ها را به مادرت گفتم؟ محمد او را گرفت و به من گفت، میلاد او را بزن. اول به او مشت زدم بعد اصرار کرد با چاقو بزن و چاقو را از زیر پایش و زیر خاکها در تاریکی پیدا کردم و داخل شکم سیاوش فرو کردم. وقتی او داد زد، فهیدم چه کردم. چاقو از دستم افتاد و سیاوش برداشت تا ما را بزند، هم‌جرمم او را زد و چاقو را گرفت. محمد هم در دادگاه قتل را گردن من انداخت. محمد، سیاوش را همان‌جا خاک کرد. پس از قتل، محمد ماجرا را برای پسرعمویش تعریف کرد. یک روز که به شهرستان رفتم تا به دایی‌ام سر بزنم، مادرم زنگ زد و گفت بیا تهران کارت دارم. او از ماجرا خبر داشت و می‌خواست مرا تحویل دهد اما پسرعموی هم‌جرمم پلیس آورد و من را گرفتند. درواقع یک و نیم ماه بعد از حادثه دستگیر شدم.

ناگفته‌های بازیگری زیر سایه اعدام - 6

میلاد مدتی بعد از ورودش به کانون اصلاح و تربیت و آمدن گروه هنری فرزاد خوشدست و پروژه «خط باریک قرمز» در این تیم قرار میگرد و به عنوان بازیگر از بین ۲۵۰ نفر انتخاب میشود تا با آنها همکاری کند، او در این باره میگوید: از بازیگری خوشم آمد البته قبلا هم علاقه داشتم اما موقعیتش نبود تا اینکه آقای خوش دست و توماج دانش بهزادی آمدند و از ۲۵۰ نفر تست گرفتند و ۱۰ و ۱۲ نفر انتخاب شدیم. فکر نمی‌کردم انتخاب شوم. اعتماد کردم چون از رفتار و صحبت کردنشان بدی ندیدم.

خبری: اخبار حوادث روز ایران و جهان

این پسر درباره تاثیر حضورش در این نمایش بر روی شخصیت و زندگی‌اش معتقد است: میلاد بعد از تئاتر ساکت‌تر شده است و یاد گرفتم با کسی که می‌خواهم ارتباط برقرار کنم چگونه صحبت کنم و چه رفتاری داشته باشم. تا قبل از بازی در تئاتر به مرخصی نرفته بودم و وقتی انتخاب شدم و میخواستیم برای اجرای نمایش بیرون برویم، کمی تردید داشتیم، اما حس خوبی داشتم. چون آنها در حق من خوبی کرده بودند و اطمینان کرده بودند اصلا به فرار فکر نکردم و پشیمان هم نیستم که فرار نکردم. درست است جانم مهم بود اما فرار کردن من، چند نفر دیگر را درگیر می‌کرد و دوست نداشتم برای کسی اتفاقی بیفتد.

او درباره تجربه‌ و حسش از زمانی که نمایش را روی صحنه اجرا کرد و بعد از آن، گفت: موقع تئاتر به مردم نگاه می‌کردم و بعضی حرف‌هایمان قبول می‌کردند و برخی تیکه می‌انداختند و باور نکردند. من گفتم من را ببخشید یک خانم گفت نمی‌بخشمت. توماج از قبل به من گفت ممکن است هر حرفی را به تو بگویند و فحش بدهند اما تو کار خودت را بکن. دوست نداشتم برگردم داخل زندان و دوست داشتم بعد از اجرا در جشنواره با مادرم به خانه برگردم، دلم برایشان تنگ شده بود. دم اتوبوس به توماج گفتم کاش آن موقع که این اتفاق قتل پیش نیامده بود با شما آشنا می‌شدم و من را سر تئاتر می‌بردید تا این فکر در ذهن ما نمی‌آمد که قتل کنیم. این تئاتر و تمام تمرینات روی من تاثیر گذاشت.

میلاد که روی نقاطی از بدنش جای خودزنی‌هایی دیده می‌شود که به اوایل ورودش به زندان برمی‌گردد، بیان می‌کند: من با رفتار و طرز صحبت کردنم بعد از آزادی می‌توانم ثابت کنم آدم خوبی هستم. خیلی شبها به این فکر می‌کنم، ممکن است حکم اجرا شود. دو سه بار با خانوده شاکی صحبت کردم که اگر می‌خواهند قصاص شوم زودتر این کار را انجام دهند چون دیگر نمی‌توانم تحمل کنم و اگر بمیرم بهتر از این است که زجر بکشم. من ۲۲ سالم است، بزرگتری ندارم که برای من پادر میانی کند. مددکار به من گفت درخواست دیه کنم و گفته بود باید به ورامین برود و خانواده شاکی خیلی مبلغ بالایی خواسته‌اند. من پول ندارم و کسی را هم ندارم.

ناگفته‌های بازیگری زیر سایه اعدام - 12

این پسر ادامه می‌دهد: من روی صحنه تئاتر گفتم که «من یک اشتباه کردم، می‌دانم و می‌خواهم بخشیده شوم. همه اشتباه کرده‌اند، شما تا حالا اشتباه نکردید؟ شما هم می‌خواهید بخشیده شوید؟» آن لحظه واقعا به این جملات فکر کردم و بغضم گرفت و دیالوگ را به زور گفتم. بعد با خودم گفتم همه اشتباه کردند اما برای من لو رفته است و برای بقیه کسی متوجه نشده است. زیاد فیلم نگاه نمی‌کنم چون حوصله‌ام نمی‌کشد اما به یکی از دوستانم گفتم اگر آزاد شدیم پیش آقای خوشدست برویم و اگر خواست بازیگر شویم. من خودم بازی محمدرضا گلزار و جواد رضویان وامین حیایی را دوست دارم و برنامه عصر جدید را می‌بینم.

میلاد با مخاطب قرار دادن فرزاد خوشدست به عنوان کارگردان «خط باریک قرمز» با بیان اینکه «بعد کار تئاتر باور نداشتم دوباره برگردید و یاد من کنید» گفت: امیدوارم من را ببخشند و به آغوش خانواده برگردم. همیشه دوست داشتم درس بخوانم اما نمی‌توانستم. برادر ناتنی من درس خوانده است. آقای بیرانوند هم مثل من از لرستان آمده است و من هم پرسپولیسی هستم. فکر می‌کنم دلیل موفقیت او این است که زرنگ بود و برای رسیدن به موفقیت تلاش کرد و به کسی هم کاری نداشت. اولین کاری که بعد از خارج شدن از اینجا انجام می‌دهم این است که پیش مادرم می‌روم و سپس سر کار می‌روم و دوباره شاگردی مزون لباس میکنم و بعد کار خودم را راه می‌اندازم. از وقتی اینجا آمده‌ام دیگر حوصله ندارم اما زمانی که در مزون کار میکردم بسیار با حوصله بودم و دوست دارم کارم تمیز باشد و خراب نشود.

او بعد از گفتن این جمله که دوست دارد زندگی تشکیل دهد و بچه داشته باشد، ادامه می‌دهد: با بچه‌ام خوب رفتار می‌کنم، نمیخوام اتفاقی که برای خودم پیش آمد برای بچه‌ام هم رخ دهد. بزرگترین حسرت زندگی من این است که کاش آن موقع کسی بود که جلوی من را میگرفت و نمی‌گذاشت این اتفاق بیفتد، کاش سیاوش جواب تلفن هم‌جرمم را نمی‌داد و در حد یک دعوا همه چیز تمام می‌شد. بعد از این اتفاق بدترین شرایط زندگی‌ام وقتی بود که حکم قصاص به من دادند. من اگر قاضی بودم و میخواستم حکم دهم نگاه می‌کردم که طرف مقابلم قبلا رفتارش چگونه بوده و یا اینکه بعدا هم دوباره مرتکب چنین کاری میشود یا نه، بعد حکم می‌دادم.

میلاد در پایان صحبت‌هایش می‌گوید: هیچ اتفاقی به غیر از روزی که به خاطر اجرای تئاتر در جشنواره از کانون خارج شدیم، در زندگی‌ام وجود نداشته که خیلی خوشحالم کند. بزرگترین آرزویم این است که خدا مرا ببخشد و کاش الان مادرم از در بیاید تو!

ناگفته‌های بازیگری زیر سایه اعدام - 17

خواندن خبر در سایت منبع

موضوع‌های مشابه

در ادامه بخوانید

اقتصاد آنلایناقتصاد آنلاین10 ساعت قبل
عزیزی گفت: امدادرسانی، رهاسازی و تحویل مصدومین به اورژانس توسط پایگاه امداد و نجات سرمیل و هلال احمر اسلام آباد غرب انجام شد. براساس اعلام اداره کل پزشکی قانونی استان کرمانشاه؛ فوت ناشی از تصادف در چهار ماه نخست امسال ۱۵۴ مورد بوده است که از این تعداد ۳۵ نفر زن و ۱۱۹ نفر مرد می‌باشد. براساس این آمار میزان فوتی‌ها ناشی از تصادف در سال گذشته ۱۴۳ مورد بوده است. استان کرمانشاه با ۲ میلیون نفر جمعیت دارای بیش از هشت هزار کیلومتر راه اصلی و فرعی است. شهرستان اسلام آبادغرب با ۱۵۰ هزار نفر جمعیت در ۶۰ کیلومتری غرب کرمانشاه واقع شده است.

حادثه‌ای عجیب برای خودروی آتش نشانی در محل حادثه+ فیلم

رکنارکنا18 ساعت قبل
به گزارش رکنا، خودروی آتش نشانی که برای مهار حریق در محل حادثه حاضر شد بر اثر سرعت بالا و ناتوانی راننده این خودروی واژگون شدبرای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.

انفجار وحشتناک کامیون حین سوخت گیری + فیلم

باشگاه خبرنگارانباشگاه خبرنگاران3 ساعت قبل
به گزارش گروه فیلم و صوت باشگاه خبرنگاران جوان، یک کامیون در جایگاه سوخت در شهر چلیابینسک (روسیه) مشغول سوخت گیری بود که مخزن آن به دلیل نقص فنی، منفجر شد و آتش سوزی وحشتناکی شکل گرفت. این حادثه تلفات جانی شدیدی در پی نداشت و فقط به مجروحیت یک تن منجر شد. انتهای پیام/

تصاویر هوایی از طوفان مرگبار دوریان

مشرق‌نیوزمشرق‌نیوز1 روز قبل
تصاویر هوایی از جزایر باهاما نشان دهنده وسعت تخریب مناطق مسکونی با عبور طوفان دوریان از این منطقه است. سرعت بادهای طوفان دوریان به ۳۵۴ کیلومتر در ساعت می‌رسید. شمار قربانیان به ۵۰ نفر افزایش یافته است.
مهرمهر1 روز قبل
علی عباسی در گفتگو با خبرنگار مهر با بیان اینکه امسال ۴۵ نفر در حوادث ناشی از کار جان خود را از دست دادند که این رقم در مقایسه بامدت مشابه سال قبل دو درصد افزایش داشت افزود: بیشترین آمار تلفات حوادث کار در شهرستان‌های ساری و میاندرود با ۱۱، قائم شهر با ۵ مورد فوتی و کمترین در شهرهای تنکابن، محمود آباد، نوشهر هر کدام با یک فوتی ثبت شده است. وی افزود: همچنین بیشترین آمار تلفات در مردادبا ۱۳، اردیبهشت با ۱۲و خرداد با ۹و کمترین ماه فروردین با ۴ فوتی بوده است و از این تعداد ذکر شده ۳۸نفر متاهل و مابقی مجرد و تعداد چهار نفر از فوتشدگان ناشی از حوادث کار دارای ملیت غیر ایرانی (افغان) هستند. وی با بیان اینکه سنین ۳۱ تا ۴۰سال با ۱۳مورد دارای بیشترین فوتی و بیش از ۶۱ سال با ۵ فوتی کمترین آمار را داشتند ادامه داد: در پنج ماهه سالجاری دلایل مرگ افراد در حوادث کار مربوط به سقوط از بلندی با۱۳، برق گرفتگی با۱۱، اصابت جسم سخت با ۹، سوختگی با هفت سایر موارد هم با۵ فوتی است. مدیرکل پزشکی قانونی مازندران یادآور شد: امسال ۳۸۲نفر مصدوم شامل۳۶۶مرد و مابقی زن ناشی از حوادث کار به پزشکی قانونی مراجعه کردند که این رقم در مقایسه با مدت مشابه سال قبل ۴درصد افزایش داشت.

فیلم/ بهای حمایت از جنایات رژیم آل‌سعود

مشرق‌نیوزمشرق‌نیوز1 روز قبل

نظرها

اخبار بیشتر

پربحث‌ترین خبرها


اسدالله عسگراولادی دعوت حق را لبیک گفت

5 روز قبلفارس4

مداح معروف: برای یک روضه هزار میلیارد هم بگیرم، باز ارزان فروخته‌ام

4 روز قبلعصر ایران2

رهبر معظم انقلاب: همه مسئولان یک‌صدا معتقدند با آمریکا در هیچ سطحی مذاکره نخواهد شد/ تنها راه علاج مشکلات کشور تکیه به مردم و جوانان و جدی گرفتن ظرفیت‌های داخلی است

2 روز قبلاقتصاد آنلاین1

جزئیات علت حادثه‌ی مرگبار در آزادی

2 روز قبلنود1

حمله جنگنده‌های رژیم سعودی به مناطق مسکونی یمن

2 روز قبلموج1

گریم عجیب نرگس محمدی در ستایش ۳+فیلم و عکس

3 روز قبلآفتاب‌نیوز1

اسدالله عسگراولادی | سلطان زیره و پسته در سفر آخر

3 روز قبلهمشهری1

صحبت‌های پگاه آهنگرانی درباره سلبریتی زدگی مردم! +فیلم

3 روز قبلرکنا1

القدس العربی: خانواده بن علی، رییس جمهور سابق تونس مرگ او را تایید کرده‌اند

4 روز قبلانتخاب1

واکنش لیلا اوتادی به تمسخر شعرش در فضای مجازی +عکس و فیلم

4 روز قبلجام نیوز1