شاعر «مکن ای صبح طلوع» که بود؟
  1. خبری
  2. همه خبرها
  3. مشرق‌نیوز
  4. فرهنگ

شاعر «مکن ای صبح طلوع» که بود؟

مشرق‌نیوزخبرگزاری مشرق‌نیوز |
شاید کمتر کسی بداند که شاعر دودمه ی مشهور " مکن ای صبح طلوع " محمود بهجت فومنی پدر مرحوم آیت الله محمدتقی بهجت ـ از مراجع تقلید ـ است. شاعر این دودمه تا سالیان اخیر ناشناخته بود.

به گزارش مشرق، شاید کمتر کسی بداند که شاعر دودمه‌ی مشهور «امشبی را شه دین در حرمش مهمان است …» محمود بهجت فومنی پدر مرحوم آیت الله محمدتقی بهجت از مراجع تقلید است. وی در ۱۲۸۵ق در فومن متولد شد و در هشت سالگی، پدر را از دست داد. محمود پس از تحصیل در مکتب‌خانه همراه برادرش در نانوایی پدر مشغول کار شد. او دارای ذوق ادبی و خط خوشی بود و با دختری به نام مرضیه ازدواج کرد که حاصل آن، ۴ پسر و یک دختر بود. آخرین فرزندشان محمدتقی بود که اندکی پس از تولد او، مادر در ۲۸ سالگی از دنیا رفت.

محمود بهجت به کربلایی محمود شهرت داشت. زمان او همزمان با قیام میرزا کوچک خان جنگلی بود و حاکم فومن که از سوی میرزا منصوب شده بود، اختلافات میان مردم و سربازان میرزا را به او رجوع می‌داد و به حکمش احترام می‌گذاشت. محمود بهجت در ۲۸ صفر ۱۳۲۵ش درگذشت.

شاعر این دودمه تا سالیان اخیر ناشناخته بود. پس از مجلس روضه‌ای آیت الله محمد تقی بهجت به مداح می‌گوید: «شعر مکن ای صبح طلوع از سروده‌های مرحوم ابوی است». در دفتر شعری که از محمود بهجت به جا مانده بود، این شعر نبود. در جستجو در کتاب‌های مختلف اشعاری یافت شد که ابتدای آن یکسان بود، اما ادامه‌ای متفاوت داشت

در ادامه ابیات کامل این ترجیع بند را که در ۲۱ بند سروده شده می‌خوانید:

شب وصل است و تب دلبری جانان است

ساغر وصل لبالب به لب مستان است

در نظر بازیشان اهل نظر حیران است

گوئیا مشعله از بام فلک ریزان است

چشم جادوی سحر زین شب و تب گریان است

امشبی را شه دین در حرمش مهمان است

ظهر فردا بدنش زیر سم اسبان است

مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع

«یارب این بوی خوش از روضة جان می‌آید؟

یا نسیمی است کزان سوی جهان می‌آید؟»

«یارب این نور صفات از چه مکان می‌آید؟»

«عجب این قهقهه از حور جنان می‌آید!»

یارب این آب حیات از چه دلی جوشان است؟

امشبی را شه دین در حرمش مهمان است

ظهر فردا بدنش زیر سم اسبان است

مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع

شاعر «مکن ای صبح طلوع» که بود؟ - 21

«چه سماع است که جان رقص کنان» می‌آید؟

«چه صفیر است که دل بال زنان می‌آید؟»

چه پیامی است؟ چرا موج گمان می‌آید؟

چه شکار است؟ چرا بانگ کمان می‌آید؟

چه فضائی است؟ چرا تیر قضا پران است؟

امشبی را شه دین در حرمش مهمان است

ظهر فردا بدنش زیر سم اسبان است

مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع

گوش تا گوش، همه کر و فر دشمن پست

شاه بنشسته، بر او حلقة یاران الست

«پیرهن چاک و غزلخوان و صراحی در دست»

چار تکبیر زده یکسره بر هر چه که هست

خیمه در خیمه صدای سخن قرآن است

امشبی را شه دین در حرمش مهمان است

ظهر فردا بدنش زیر سم اسبان است

مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع

شاعر «مکن ای صبح طلوع» که بود؟ - 38

وه از آن آیت رازی که در آن محفل بود

«مفتی عقل در این مسئله لایعقل بود»

«عشق می‌گفت به شرح آنچه بر او مشکل بود»

«خم می‌بود که خون در دل و پا در گل بود»

ساغر سرخ شهادت به کف مستان است

امشبی را شه دین در حرمش مهمان است

ظهر فردا بدنش زیر سم اسبان است

مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع

این حسین است که عالم همه دیوانة اوست

او چو شمعی است که جانها همه پروانة اوست

شرف میکده از مستی پیمانة اوست

هر کجا خانه عشق است همه خانة اوست

حالیا خیمه گهش بزمگه رندان است

امشبی را شه دین در حرمش مهمان است

ظهر فردا بدنش زیر سم اسبان است

مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع

قل هوالله بزاید زلبش، رمز احد

لم یلد گوید و لم یولد و الله صمد

این تمنا ز احد در دل او رفته زحد:

می‌وصلی بچشان - تا در زندان ابد

بشکنم - از خم وحدت که چنین جوشان است

امشبی را شه دین در حرمش مهمان است

ظهر فردا بدنش زیر سم اسبان است

مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع

محرمان حلقه زده در پی پیغامی چند:

«چشم انعام مدارید ز انعامی چند»

«فرصت عیش نگه دار و بزن جامی چند»

که نماندست ره عشق مگر گامی چند

در بلائیم ولی عشق بلا گردان است

امشبی را شه دین در حرمش مهمان است

ظهر فردا بدنش زیر سم اسبان است

مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع

امشب است آنکه «ملایک در میخانه زدند

گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند»

«با من راه نشین باده مستانه زدند»

«قرعه فال به نام من دیوانه زدند»

یوسف فاطمه را ننگ جهان زندان است

امشبی را شه دین در حرمش مهمان است

ظهر فردا بدنش زیر سم اسبان است

مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع

در وبسایت خبری بخوانید: آخرین اخبار فرهنگ و هنر

هان که گوی فلک صدق به چوگان من است

ساحت کون و مکان عرصه میدان من است

دیدة فتح ابد عاشق جولان من است

هر چه در عالم امر است به فرمان من است

پیش ما آتش نمرود گل بستان است

امشبی را شه دین در حرمش مهمان است

ظهر فردا بدنش زیر سم اسبان است

مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع

شاعر «مکن ای صبح طلوع» که بود؟ - 88

«هان و هان ناقة حقیم» مجوئید حیل

«تا نبرد سرتان را سر شمشیر اجل»

«پیش جان و دل ما آب و گلی را چه محل؟»

«کار حق کن فیکون است نه موقوف علل»

بی فروغ رخ او، جان و جهان بی جان است

امشبی را شه دین در حرمش مهمان است

ظهر فردا بدنش زیر سم اسبان است

مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع

ظهر فردا عمل مذهب رندان بکنم

«قطع این مرحله با مرغ سلیمان» بکنم

حمله بر شعبده از دولت قرآن بکنم

«آنچه استاد ازل گفت بکن»، آن بکنم

عاقبت خانه ظلم است که آن ویران است

امشبی را شه دین در حرمش مهمان است

ظهر فردا بدنش زیر سم اسبان است

مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع

«نقدها را بود آیا که عیاری گیرند

تا همه صومعه داران پی کاری گیرند»

و به تاریکی شب ره به کناری گیرند

صادقان زآینة صدق، غباری گیرند

صحنة مشهد ما صحن نگارستان است

امشبی را شه دین در حرمش مهمان است

ظهر فردا بدنش زیر سم اسبان است

مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع

گفت عباس که: من از سر جان برخیزم

از «سر جان و جهان دست فشان برخیزم»

«از سر خواجگی کون و مکان برخیزم»

من «ببویت ز لحد رقص کنان برخیزم»

این چه روح است و کرامت که در این یاران است

امشبی را شه دین در حرمش مهمان است

ظهر فردا بدنش زیر سم اسبان است

مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع

در شب قتل، نگفت از سر و سامان، زینب

«داشت اندیشه فردای یتیمان، زینب»

گفتی از یاد پریشانی طفلان، زینب

داشت آن شب همه گیسوی پریشان، زینب»

این چه خوابی است که در خوابگه شیران است؟

امشبی را شه دین در حرمش مهمان است

ظهر فردا بدنش زیر سم اسبان است

مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع

ظهر فردا، قد رعنای حسین است کمان

باز جوید شه بی یار ز عباس نشان

ز علمدار خود آن خسرو شمشاد قدان

«که به مژگان شکند قلب همه صف شکنان»

قرص خورشید هم از خجلت او پنهان است

امشبی را شه دین در حرمش مهمان است

ظهر فردا بدنش زیر سم اسبان است

مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع

علی اکبر به اجازت ز پدر خواهشمند:

صبر از این بیش ندارم، چکنم تا کی و چند؟

جان به رقص آمده از آتش غیرت چو سپند

بوسه‌ای بر لب خشکم بزن ای چشمه قند

دستی اندر خم زلفی که چنین پیچان است

امشبی را شه دین در حرمش مهمان است

ظهر فردا بدنش زیر سم اسبان است

مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع

«او سلیمان زمان است که خاتم با اوست»

«سر آن دانه که شد رهزن آدم با اوست»

نفس «همت پاکان دو عالم با اوست»

زخم شمشیر و سنان چیست؟ «که مرهم با اوست»

پس چه رازی است که خنجر به گلو بران است؟

امشبی را شه دین در حرمش مهمان است

ظهر فردا بدنش زیر سم اسبان است

مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع

شام فردا که رسد، زینب گریان و دوان

در هیاهوی رذیلانة آن اهرمنان

پرسد از پیکر صدچاک شه تشنه زبان

«که شهیدان که‌اند اینهمه خونین کفنان؟»

جگر رود فرات از تف او سوزان است

امشبی را شه دین در حرمش مهمان است

ظهر فردا بدنش زیر سم اسبان است

مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع

مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع

او که دربانی میخانه فراوان کرده است

نوش پیمانة خون بر سر پیمان کرده است

اشک را پیرهن یوسف دوران کرده است

چنگ بر گونه زده موی پریشان کرده است

در دل حادثه مجموع پریشانان است

امشبی را شه دین در حرمش مهمان است

ظهر فردا بدنش زیر سم اسبان است

مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع

یارب این شام سیه را به جلالی دریاب

بال و پر سوخته را با پر و بالی دریاب

«تشنة بادیه را هم به زلالی دریاب»

جشن دامادی جان را به جمالی دریاب

که عروس شرف از شوق حنابندان است

امشبی را شه دین در حرمش مهمان است

ظهر فردا بدنش زیر سم اسبان است

مکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع

دانلود

منبع: عقیق

خواندن خبر در سایت منبع

در ادامه بخوانید

فیلم | خاطره همایون شجریان از موتورسواری با علیرضا قربانی

همشهریهمشهری1 روز قبل

چرا مداحان، بازیگران و ورزشکاران فکر می‌کنند تافته جدا بافته هستند؟

عصر ایرانعصر ایران1 روز قبل
حرف زدن در مورد اقتصاد، سیاست، فرهنگ و مسائل اجتماعی را به اهالی فن بسپاریم تا حداقل مردمانی که پای تلویزیون نشسته‌اند، حرف‌های خوب و درست بشنوند. درد دل از کسانی که به نام دین و امام حسین، به آلاف و الوف خود می‌رسند. کسانی که آنقدر جدی گرفته شده‌اند که فکر می‌کنند علامه دهر هستند. ما با بازیگران، خوانندگان و ورزشکاران هم همین رفتار را داشتیم. از بازیگر در مورد نقشی که بازی کرده است و از ورزشکار در مورد جامی که گرفته است.

نماهنگ جدید مهدی یغمایی و علیرضا قرائی‌منش+فیلم

ایلناایلنا1 روز قبل
گروه موسیقی «ژوان» متشکل از مهدی یغمایی و علیرضا قرائی‌منش تک‌آهنگ «تو رسیدی» را منتشر کرد. به گزارش ایلنا، گروه موسیقی «ژوان» با خوانندگی مهدی یغمایی و علیرضا قرائی‌منش به تازگی نماهنگی را با عنوان «تو رسیدی» منتشر کرده است. ترانه آهنگ «تو رسیدی» را عرفان سلیمی سروده و آهنگساز ‌آن علیرضا قرائی‌منش بوده و یاسر ساکی‌مهر تنظیم آن را به عهده داشته است. گروه موسیقی «ژوان» در سال ۱۳۷۶ تشکیل شده و «احساس»، «یه حالی دارم این روزا»، «دیروز»، «با تو خوشحالم»، «بهت قول میدم»، «از دور زیبایی» تک‌آهنگ‌هایی هستند که توسط اعضای آن منتشر شده‌ است. نماهنگ «تو رسیدی» با حضور و صدای مهدی یغمایی و علیرضا قرائی‌منش را اینجا بشنوید و دانلود کنید؛

آزادی کاخ شورا و تچر از زندان آهنین/ ایتالیایی‌ها هزینه‌ها را پرداخت کردند/ مرمتگران به دنبال درمانی برای گلسنگ‌های تخت جمشید هستند

ایلناایلنا1 روز قبل
با اتمام فعالیت فصل دوم مرمتگران بدون مرز در تخت جمشید، داربست‌های کاخ شورا باز شد. حمید فدایی (مدیر پایگاه جهانی تخت جمشید) با اعلام این خبر گفت: بخشی از مرمت‌ در کاخ شورا و کاخ تچر در نخستین فصل فعالیت مرمتگران بدون مرز انجام و دومین فصل این مرمت‌ها طی چند روز گذشته به پایان رسید. ضمن آنکه هزینه‌های لازم برای این فصل از مرمت، مواد، تجهیزات مورد نیاز و … توسط گروه ایتالیایی پرداخت شد و آنچه باقی ماند برای سایر فصل‌های مرمت تخت جمشید مورد استفاده قرار خواهد گرفت. او خاطرنشان کرد: گلسنگ‌ها بخشی‌ از آسیب‌های بیولوژیکی هستند که در تخت جمشید وجود دارد. تاکنون مطالعات زیادی درخصوص گلسنگ‌های تخت جمشید انجام و انواع آن شناسایی شده است.

ریشه یابی ضربات بر پیکره اسلام به دست اسلام نماها

صدا و سیماصدا و سیما15 ساعت قبل
برنامه گفتگوی ویژه اخبار قرآنی فردا با موضوع «ریشه یابی ضربات بر پیکره اسلام به دست اسلام نماها» روی آنتن می‌رود. ریشه یابی ضربات بر پیکره اسلام به دست اسلام نماهاریشه یابی ضربات بر پیکره اسلام به دست اسلام نماهابه گزارش خبرگزاری صدا و سیما، برنامه گفتگوی ویژه اخبار قرآنی جمعه ۲۴ آبان از شبکه قرآن پخش می‌شود. در این برنامه محمدحسن قدیری ابیانه کارشناس عالی مسائل راهبردی به موضوع «ریشه یابی ضربات بر پیکره اسلام به دست اسلام نماها» می‌پردازد.

نظرها

اخبار بیشتر