دل‌های راهی از مرز عاشقی/عزم رفتن «بی هراس جان» در شلمچه تکرار شد
  1. خبری
  2. همه خبرها
  3. مهر

دل‌های راهی از مرز عاشقی/عزم رفتن «بی هراس جان» در شلمچه تکرار شد

مهرخبرگزاری مهر |
شلمچه- اینجا در مرز عاشقی‌ها از دیرباز حتی از شهریور ۵۹ که آتش جنگ زبانه کشید تا همین امروز اوضاع همین است و عزم رفتن بی هراس جان، چیزی است که در هر دو دوران مشترک است.

خبرگزاری مهر، گروه استان‌ها، سیده فاطمه هلالات: مرز شلمچه این روزها تکاپویی دوچندان یافته است. ردیف ردیف ماشین می‌آید و ترافیک‌های روان شلمچه از رونق سالیانه‌اش خبر می‌دهد. هرسال همین موقع این‌طور می‌شود، می‌آیند که بروند.

در این روزها گذرگاه شلمچه محلی برای تلاقی دل‌های عاشق و دلداده می‌شود. این بار اما فضا التهابی دیگر دارد. آفتاب تند و شرجی بخشی از داستان است. اینجا التهاب را نه در صورت‌های‌گر گرفته که در دل‌های مشتاق می‌توان دید.

باد هر از چند گاهی خودنمایی می‌کند تا روحی تازه به فضا ببخشد. صدای پیرمردی طنین می‌اندازد، «هله بل زوار». اینجا و این موقع از سال هیچ فرقی نمی‌کند با چه زبانی خوش‌آمد بگویی همه می‌دانند محتوای سخنت نمی‌تواند جز خوش‌آمد و آرزوی سفر امن باشد.

مه مهربانی

در گرماگرم زیارت و آمدوشد زائران، مواکب شلمچه به مه پاش‌های مسیر قانع نشده‌اند، مه پاش‌های ابتکاری علم کرده‌اند و اگر این هم نباشد گلاب‌پاش‌ها را رو می‌کنند تا برای خنکی استفاده شوند، مبادا گرما طاقتی را طاق کند.

محمود یکی از مأموران گلاب‌پاشی است. خودش که می‌گوید آب است، گلاب نیست. خنده ریزی تحویل می‌دهد و می‌گوید: یکی دو قطره گلاب قاطی آب کردیم تا هوا عوض شد.

عرق از رگه‌های موهای سفید شقیقه‌اش جاری است. ادعا می‌کند گرما را حس نمی‌کند. تند و تند میان زائران می‌رود و اهرم مخزن فلزی‌اش را فشار می‌دهد و دایره‌ای آبپاش می‌شود.

از ذوق و شوقش می‌گوید. از اینکه روزی‌اش این روزها اینجاست و خدایش روزی‌اش را در دست‌های مولایش حسین (ع) گذاشته است.

حاجتی ندارد. مکث می‌کند، کمی بیشتر که فکر می‌کند، می‌گوید: آرزو دارم، مگر می‌شود آرزو نداشته باشم اما این کار را برای حاجت‌روایی انجام نمی‌دهم همین‌که اهل‌بیت (ع) از من راضی باشند برایم دنیایی ارزش دارد.

دل‌های راهی از مرز عاشقی/عزم رفتن «بی هراس جان» در شلمچه تکرار شد - 12

وقت بیشتری برای حرف زدن ندارد. ظهر است و وظیفه‌اش این وقت روز سنگین‌تر می‌شود. باید هوای را مطبوع کند.

طعم شیرین اطعام

دست‌هایش را باز و صدایش را بلند می‌کند و می‌گوید «غذا حاضر است، بفرمایید». جوری می‌ایستد که از هر طرف بخواهی گذر کنی با او برخورد داشته باشی. برایش مهم نیست صف غذا تا نزدیکی جاده رسیده است. مهم این است که زائری گرسنه نماند.

ظهر است و نزدیک اذان، زائر نباید گرسنه بماند! این بند اول کتاب نانوشته قانون مواکب خدمات رسان شلمچه است. هرکس به نحوی میزبانی می‌کند مبادا زائری بدون صرف وعده‌غذا از مرز گذر کند. به فاصله مردهایی به چشم می‌خورند که مأموریتشان در این وقت روز تنها فراخواندن زائران به سفره‌هایشان است.

سر صف‌ها اما همه هستند از هر زبان و گویشی، با هر نوع پوششی. خادمان هر کدام به کاری مشغولند. پیرمردی در پیشخوان ایستاده به هر نفر یک‌لقمه می‌دهد و یک نارنگی. کمی آن‌طرف‌تر دستگاه‌های یخمک سازی کار می‌کنند. یخ در بهشت پیش کش ظهرهای شلمچه به بزرگ و کوچک است.

مهدی یکی از خدام است. می‌گوید: «این دستگاه مغازه یک بنده خدایی است که این روزها اینجاست. ما شربت درست می‌کنیم و یخ دربهشت تحویل می‌دهیم. در این هوا می‌چسبد».

آرزوی دیرین یک بوسه

در صف غذا پیرزنی با فاصله از جمعیت ایستاده است. خادمی مرتب سراغش می‌رود و از احتیاجش می‌پرسد. اسمش مریم است. نه نه و بی‌بی هم ندارد. یک کلمه است، مریم.

مریم از کرمان با ویلچرش آمده. می‌گوید در سن ۷۰ سالگی اولین بار است که راهی کربلا می‌شود. از پس گوش‌های سنگین و چشم‌های کم‌سویش اگر متوجه شود که از حس و حالش می‌پرسی یک جمله پاسخت را می‌دهد، «می‌خواهم بروم زیارت».

از لبخند این چهره آفتاب‌سوخته تنها می‌توانی بفهمی که مشتاق است. دلیلش را که می‌پرسی می‌گوید. «می‌خواهم ضریح امام حسین (ع) را ببوسم، می‌خواهم ضریح عباس را ببوسم».

نشانه‌ای برای ظهور

نقطه اشتراک مریم بانو و آقا ابراهیم یک ویلچر است. ابراهیم کشاورزی از استان فارس به شلمچه آمده تا برای پنجمین بار با ویلچرش مسیر پیاده‌رویی اربعین را طی کند.

دل‌های راهی از مرز عاشقی/عزم رفتن «بی هراس جان» در شلمچه تکرار شد - 26

شلمچه را خوب می‌شناسد. هنوز تصویر آن زمانی که نوجوانی ۱۴ ساله بود و به اینجا آمد را به‌وضوح به خاطر دارد. بحبوحه جنگ بود و او می‌خواست جنگاور باشد. آن موقع هم مثل امروز هیچ‌چیز نه دوری راه و نه گرمی هوا مانعش نشد.

برایش تعجب دیگران از سفر امثال او با این وضعیت عجیب است. «مشکلی نیست. سخت نیست» تنها پاسخ‌های او برای سؤال‌های این‌چنینی است. در ادامه به جمعیتی که جلو گیت‌های تجمع کرده‌اند اشاره می‌کند. جمعیتی که به بیشتر از چند صد نفر می‌رسد. می‌گوید: به نظر شما این جمعیت را گرما فراری می‌دهد؟

برای چند لحظه خاطرات دوران جبهه‌اش را به خاطر می‌آورد، آن موقع‌ها که بعد از عملیات کربلای ۵ دیگر نتوانست روی پاهایش بایستد. کمی که می‌گذرد با لبخندی همیشگی‌اش به امروز برمی‌گردد و می‌گوید: آن وقع به مخیله کسی خطور نمی‌کرد که بعد از هشت سال جنگ بدون درگیری بتوان وارد کشور مهاجم شد و دشمنان جانی دیروز برداران امروز شوند که از جان و مالشان برای ما هزینه می‌کنند.

او همه این‌ها را معجزه امام حسین (ع) می‌داند و حسین بن علی (ع) را بزرگ‌ترین معجزه پروردگار. او معتقد است این اجتماع میلیونی که حاصل تجمع ملت‌ها اعم از مسلمان و غیرمسلمان بر سر آرمان مشترک است، مقدمه‌ای است برای ظهور امام عصر (عج).

دل‌های راهی از مرز عاشقی/عزم رفتن «بی هراس جان» در شلمچه تکرار شد - 31

ابراهیم می‌رود و می‌شود یکی از حدود ۸۰ هزار زائری که از مرز شلمچه راهی عراق شدند تا در بزرگ‌ترین مانور عالم تشیع شرکت کند.

اینجا وزش باد شدت گرفته و آخرین تصویر زائران راهی از مرز عاشقی، پرچم‌ها و بیرق‌های حسینی است که در باد خوش‌رقصی می‌کنند تا بروند و بازگردند.

خواندن خبر در سایت منبع

در ادامه بخوانید

دیشموک؛ شهری پر از رسم و رسوم‌های غلط

الفالف1 روز قبل
به گزارش فارس، بر اساس سرشماری سال ۹۵ جمعیت دیشموک بیش از ۲۶ هزار نفر است و این شهر دارای ۹۰ روستا و ۳۸ دهیاری است. اما این منطقه کوچک در استان کهگیلویه و بویراحمد دارای مشکلات فراوانی است، مشکلاتی که هرازگاهی نام دیشموک را در کل ایران سر زبان‌ها می‌اندازد. سلمان بینا عضو شورای شهر دیشموک در همین خصوص به خبرنگار فارس گفت؛ مسوولان دیشموک بیشتر از آنکه به فکر مردم باشند بیشتر کارشکنی می‌کنند. عضو شورای شهر دیشموک بیان کرد: مدیران دیشموک در بسیاری حوزه‌ها خصوصا فرهنگی کارشکنی می‌کنند و کلی رسم و رسوم غلط در این منطقه است که امام جمعه به تنهایی در حال از بین رفتن این رسم و رسوم غلط کرد. وی با تشکر از همراهی رسانه‌ها در انعکاس رنج‌ها و محرومیت‌های دیشموک عنوان کرد: دیشموک نیازمند جاده، اب و برق و امکانات اولیه است ضمن اینکه در سفر عضو فراکسیون زنان مجلس به دیشموک اشتغالزایی زنان پیشنهاد داده شد.

نماهنگی از مداح ترک زبان: من الغریب الی الحبیب

عصر ایرانعصر ایران1 روز قبل
حضرت سید الشداء (ع) مصادف با روز دوم محرم، نامه‌ای به حبیب ارسال کرد و نوشت: من الغریب الی الحبیباز حسین بن علی به حبیب بن مظاهر، واما بعد …حبیب خودت را به ما برسان، بیا ای حبیب ما، بیا دیر میشود …نماهنگ متفاوت حامد صفاری مداح ارومیه‌ای اهل بیت عصمت و طهارت، به مناسبت اربعین حسینی با شعر فارسی، ترکی و عربی، ابراز احساسات معنوی و عاشقانه با حضرت ابا عبدالله الحسین (ع) است که با عنوان «الی الغریب» با مضمون شتافتن به سوی امام حسین (ع) که خود را غریب نام برده است.

مرد عراقی بخاطر زائران ایرانی از قاتل پسرش گذشت / همه مسافران شوکه شدند + فیلم

رکنارکنا1 روز قبل
به گزارش رکنا، «حسن قلی‌زاده» که تاکنون سه بار در پیاده‌روی اربعین شرکت کرده، می‌گوید: دو مرد عراقی جلوی اتوبوس ما را گرفتند تا از زائران حسینی میزبانی کنند. یک کدام که دیرتر رسیده بود، از دیگری خواست از خون فرزندش که به دست پسر او به قتل رسیده بود، بگذرد تا فرصت میزبانی را واگذار کند. مرد عراقی در کمال تعجب پذیرفت. برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.

طرح چهار ماده‌ای ایران برای یمن

صدا و سیماصدا و سیما1 روز قبل

(ویدئو) عجیب‌ترین اسپیکر دنیا

فراروفرارو1 روز قبل
کمپانی SRAY اسپیکر جدیدش را معرفی کرد که قابلیتی جالب دارد. این اسپیکر صدا را فقط در یک خط مستقیم پخش می‌کند، و موج صوت به اطراف پخش نمی‌شود، به عبارتی اگر در کنار این اسپیکر بایستید صدا را نمی‌شنوید.

فیلم | روایت خبرگزاری فارس از پایان توهمات روح الله زم

خبرآنلاینخبرآنلاین1 روز قبل
یکی از مقاصدی که همیشه برای سفر جذاب بوده است، جنگل‌ها هستند. جنگل‌ها در همه فصلی جاذبه‌ی خاص خودشان را دارند و شما را به وجد می‌آورند. در بهار با سرسبزی خود، در پاییز با تغییر رنگ خود و دیدن هزاران برگ رنگی و در دیگر فصل‌ها نیز به همین صورت! پیشنهاد امروز ما برای شما سفر به شمال است. سفر به جنگلی در شمال که هنوز بکر مانده است و جوری مرموز به نظر می‌آید که انگار در دل خود رازهای تاریک و ترسناکی پنهان کرده است.

نظرها

اخبار بیشتر