اشک‌های دختر ۱۷ ساله مشهدی در کلانتری / جمشید با یک انگشتر مرا به اتاق هتل برد
  1. خبری
  2. همه خبرها
  3. خبر فوری
  4. سرگرمی
اشک‌های دختر ۱۷ ساله مشهدی در کلانتری / جمشید با یک انگشتر مرا به اتاق هتل برد

اشک‌های دختر ۱۷ ساله مشهدی در کلانتری / جمشید با یک انگشتر مرا به اتاق هتل برد

خبر فوریخبرگزاری خبر فوری |
می خواهم فریاد بزنم آی دختران نوجوان! از سرگذشت من درس عبرت بگیرید و دل به عشق‌های پوچ و خیالی نبندید چرا که این عشق ها همانند قماری دو سر باخت است و در هر صورت زندگی انسان به تباهی کشیده می شود...

به گزارش مشهد فوری، این‌ها بخشی از اظهارات دختر ۱۷ ساله‌ای است که به همراه مادر پیرش وارد کلانتری شده بود تا از همسرش شکایت کند. او در حالی که با چشمانی پر از اشک، عامل اصلی زندگی تباه شده‌اش را فقط یک عشق خیابانی می‌دانست به کارشناس اجتماعی کلانتری پنجتن مشهد گفت: حدود دو سال قبل با یکی از دوستانم به یکی از مراکز خرید رفتم تا کیف و کفش بخرم. در حال نگاه کردن به کیف‌های داخل ویترین بودم که پسر جوانی کنارم قرار گرفت و سعی می‌کرد به نوعی با من ارتباط برقرار کند.

ابتدا توجهی به او نداشتم ولی آن جوان رهایمان نمی‌کرد و اصرار داشت شماره تلفنم را به او بدهم از سوی دیگر من که بعد از فوت پدرم خیلی احساس تنهایی می‌کردم و به دلیل ازدواج خواهران و برادرانم دوست داشتم با کسی درد دل کنم بالاخره پیشنهاد دوستی آن جوان ۲۱ ساله را پذیرفتم و شماره تلفنم را به او دادم. این گونه بود که ارتباط تلفنی من و «جمشید» درحالی آغاز شد که او اهل گناباد بود و هر دو هفته یک بار به مشهد می‌آمد. در همین چند ساعتی که با هم بودیم به پارک و سینما می‌رفتیم و با قدم زدن در خیابان رویاها و آرزوهای پس از ازدواج را برای یکدیگر بازگو می‌کردیم.

هنوز مدت زیادی از این ارتباط نمی‌گذشت که روز عشاق (ولنتاین) فرا رسید. جمشید که به مشهد آمده بود مرا به یک کافی شاپ دعوت کرد. او یک دستگاه گوشی تلفن هوشمند را به همراه یک شاخه گل به من هدیه داد به طوری که غافلگیر شده بودم چرا که تا آن روز هیچ کس به من آن قدر توجه نکرده بود با این کار جمشید هر روز علاقه‌ام به او بیشتر می‌شد و از خانواده‌ام فاصله می‌گرفتم به گونه‌ای که ساعت‌های زیادی را درون اتاقم می‌رفتم و با جمشید چت می‌کردم خلاصه یک ماه بعد او دوباره مرا در روز تولدم غافلگیر کرد.

آن روز جمشید مرا به یک هتل دعوت کرد و بعد از صرف ناهار انگشتر زیبایی را به من هدیه داد. سپس مرا به اتاقش برد تا به قول خودش سورپرایزم کند اما در آن جا اتفاقی افتاد که آینده‌ام را به تباهی کشاند. جمشید از اعتماد من به خودش سوء استفاده کرد و … من هم با گذشت سه ماه از این ماجرای تلخ و ترس از آبروریزی چیزی به خانواده‌ام نگفتم اما رفتار و گفتارم به شدت تغییر کرده بود تا این که مادرم با کنکاش‌های زیاد متوجه شد مورد سوء استفاده قرار گرفته‌ام. این بود که با شکایت خانواده‌ام حکم جلب جمشید صادر شد اما خانواده‌اش که نگران زندانی شدن فرزندشان بودند از مادرم خواستند تا از شکایت صرف نظر کند و من و جمشید ازدواج کنیم.

در سایت خبری بخوانید: مهم ترین اخبار تفریحی و سرگرمی

از سوی دیگر مادرم که می‌دانست با این آبروریزی دیگر هیچ پسر جوانی حاضر به ازدواج با من نیست پیشنهاد آن‌ها را پذیرفت و به این ترتیب من و جمشید با یکدیگر ازدواج کردیم. با آن که یک ماه بیشتر از مراسم بی سروصدای عقدکنان نمی‌گذرد جمشید مرا به خانه مجردی برده که به تازگی در مشهد اجاره کرده است اما حرف‌های او آواری بود که بر سرم ریخت. جمشید با توهین و فحاشی مرا دختری هرزه و بدکاره خواند که مجبور به ازدواج با من شده است. او فریاد می‌زد همان طور که پنهانی با من رابطه داشتی، با دیگران هم ارتباط برقرار می‌کنی.

جمشید می‌گفت: هیچ وقت نمی‌تواند به من اعتماد کند! او در حالی که مرا زیر مشت و لگد گرفته بود تا به قول خودش از زندگی با او بیزار شوم تیغی را مقابلم انداخت و گفت: کاری می‌کنم که روزی مجبور شوی با همین تیغ خودکشی کنی! من هم که از حرف‌های او به شدت عصبانی شده بودم با یک تصمیم احمقانه ناگهان با همان تیغ رگ دستم را زدم و … زمانی به هوش آمدم که همسایگان مرا به بیمارستان رسانده بودند و مادرم بالای سرم گریه می‌کرد اما همسرم که درون محوطه بیمارستان بود باز هم مرا زنی هرزه می‌خواند و …

حالا هم اگرچه پشیمانی از یک عشق خیابانی سودی ندارد اما می‌خواهم دیگر دختران از سرگذشت من عبرت بگیرند. شایان ذکر است به دستور سروان مسلم مختاری فر (سرپرست کلانتری پنجتن) این پرونده در دایره مددکاری اجتماعی مورد بررسی‌های کارشناسی قرار گرفت.

خواندن خبر در سایت منبع

موضوع‌های مشابه

در ادامه بخوانید

پاسخ هوشمندانه فریبا نادری به اتهام ریاکاری در سفرش با چادر به کربلا + فیلم

رکنارکنا1 روز قبل
فریبا نادری یکی از بازیگران مشهور سینما و تلویزیون که چند سال پیش در پیاده روی عظیم و باشکوه اربعین حسینی شرکت کرده بود در جواب سوال مهندسی شده خبرنگار، که به او گفت برای ریاکاری با چادر به این سفر رفته است پاسخ هوشمندانه‌ای داد و گفت: چادر را به حرمت امام حسین (ع) در آن مسیر به سر کردم. وی خطاب به مجری که به اصرار سعی دارد نیت این بازیگر از سفر اربعین را زیر سوال ببرد می‌گوید: شما انتظار دارید من چه لباسی بپوشم که ریا نشود اگر شینیون می‌کردم خوب بود؟ اینکه می‌گویید پوشیدن چادر یک شو بود برای من مهم نیست و شما را به خدا واگذار می‌کنم. این بازیگر سینما و تلویزیون همچنین گفت: امیدوارم فرصت این شو برای همه پیش بیاید و اگر شما به پیاده روی نرفته‌اید سعادت نصیبتان شود و به قول خودتان به این شو بروید؛ من اسم پیاده روی اربعین را شو نمی‌گذارم. حضور در پیاده روی اربعین فرصتی بود که خداوند به من عطا کرد تا اشتباهاتم را جبران کنم و تا جوانم بتوانم از اشتباهات خودم بازگردم و بار گناهانم را سبک کنم؛ این سفر یک موهبت الهی بود که نصیب من شد. فریبا نادری عنوان کرد: اگر نیت من ریاکاری و شو بود وقتی در کربلا بودم یک عکس سلفی می‌گرفتم و زیر آن می‌نوشتم من و امام حسین (ع) یهویی!

لو رفتن قسمت آخر سریال ستایش + فیلم

رکنارکنا8 ساعت قبل

روستایی ۷ هزار ساله در ایران که باعث شگفتی جهانگردان اسپانیایی شد + فیلم

باشگاه خبرنگارانباشگاه خبرنگاران19 ساعت قبل
به گزارش گروه فیلم و صوت باشگاه خبرنگاران جوان، دهکده صخره‌ای کندوان گردشگران زیادی را از سرتاسر دنیا به خود جذب می‌کند و چند جهانگرد اسپانیایی پس از ورود به این مکان تلاش کردند تا با ساختن کلیپ، آن را به هم کشوری‌های خود و همینطور جهان معرفی کنند. کندوان روستایی هفت هزار ساله است که در سال ١٣٧٦ به ثبت ملى رسید. بیشتر بخوانید: پتانسیل بزرگترین جزیره ایران برای تبدیل شدن به قطب گردشگری جهانانتهای پیام/منطقه بی نظیر توریستی در ایران + فیلم

«اربعین آمد» با صدای سلیم موذن‌زاده اردبیلی+فیلم

رکنارکنا1 روز قبل
رکنا: کاروان‌هایی با پای پیاده از شهرها و کشورهای مختلف در مسیر کربلا، به معنای واقعی «کل یوم عاشورا و کل عرض» کربلا را نشان دادند و امروز کربلا محل اجتماع خیل عظیمی از عاشقان اباعبدالله الحسین (ع) است.
انتخابانتخاب1 روز قبل
تصویر گریه یک پرستار در بخش زنان زایمان توجه کاربران شبکه‌های اجتماعی را به خود جلب کرد. این پرستار پس از شیفت‌های پیاپی و طولانی و البته دیدن شادی و غم مادران باردار خود نیز به شدت احساساتی شده بود. به گزارش سرویس خواندنی‌های انتخاب، این پرستار که کاتی نیکسون نام دارد ۴ روز پیاپی شیفت داشت و سپس در پایان روز چهارم وقتی به خانه رسید روی صندلی کنار در خانه‌اش نشست و شروع به گریه کرد. این صحنه توسط خواهر این پرستار شکار شد و به سرعت به تصویر روز تبدیل شد. بسیاری تصور می‌کنند زایمان و شادی در بخش زنان و زایمان همیشگی است. انها با نوزادان نارس، مادران معتاد و بسیاری از موارد ناراحت کننده دیگر رو به رو می‌شوند. "
همشهریهمشهری1 روز قبل
دارویی اختصاصی برای از بین بردن ویروس‌های سرماخوردگی وجود ندارد و داروهای تجویز شده فقط علائم بیماری تسکین می‌دهند. در سرماخوردگی کودکان برای رفع بدن درد و تب بالا (بالای ۳۸ درجه سلسیوس) از داروی مسکن و تب‌بری مانند استامینوفن استفاده کنید. همچنین بهتر است از مصرف ایبوپروفن (با نام‌های تجاری ادویل یا موترین) در سرماخوردگی پرهیز کنید، چرا که احتمال دارد این دارو تکثیر «رینوویروس‌ها» (خانواده‌ ویروسی عامل شایع سرماخوردگی) را افزایش دهند. این داروها معمولا مخلوطی از چند دارو برای تسکین علائم گوناگون سرماخوردگی هستند. توجه داشته باشید که این داروها را برای سرماخوردگی کودکان زیر ۴ سال به کار نبرید.

نظرها

اخبار بیشتر