سرمایه اجتماعی دولت و ماجرای بنزین
  1. خبری
  2. همه خبرها
  3. خبر فوری
  4. اقتصادی
سرمایه اجتماعی دولت و ماجرای بنزین

سرمایه اجتماعی دولت و ماجرای بنزین

خبر فوریخبرگزاری خبر فوری |
مهدی رفیعی بهابادی - سرپرست مرکز افکار سنجی دانشجویان ایران

در مورد اصلاح قیمت بنزین (یا به عبارت دیگر افزایش آن) از دو منظر می‌توان سخن گفت: اول اینکه این طرح به طور کلی برای اقتصاد کشور مفید است یا نه؟ و دوم اینکه اجرای آن در برهه خاص زمانی و با این شیوه اطلاع رسانی اقدامی منطقی بود یا خیر؟ در اینجا به مورد دوم می‌پردازیم، چرا که در مورد اول باید بیشتر اقتصاددان‌ها (البته با لحاظ شرایط اجتماعی) صحبت کنند. کسی که اندکی جامعه شناسی خوانده باشد میداند که اگر بین مردم و دولت (state) شکاف وجود داشته باشد نباید انتظار داشت مردم با سیاست‌های دولت همراهی داشته باشند، به عبارت ساده‌تر نبود یا کاهش سرمایه اجتماعی هزینه اقدامات اقتصادی و سیاسی را بالا می‌برد. براساس شواهد و قرائن موجود از بررسی تحقیقات افکار عمومی می‌توان گفت در کشور ما در روابط بین خرده نظام سیاسی و خرده نظام اجتماعی اختلال ایجاد شده است و این اختلال نه متعلق به این چند ماه اخیر که از سالها پیش شروع شده و در این سالهای اخیر به اوج خود رسیده است.

به تعبیر دیگر شکاف بین دولت و ملت به وضوح خود را نشان داده و نتیجه طبیعی این امر اختلال روابط شهروندان با دولت (state) است.

دولت متاسفانه در تاریخ معاصر ایران به دلیل در اختیار داشتن منابعی مانند آب و نفت، کمتر به طبقات اجتماعی احساس نیاز داشته و همیشه خود را بر طبقات اجتماعی مسلط میدیده است. این بی نیازی دولت از مردم خود می‌تواند باعث جدایی دولت و جامعه شده که در نهایت منجر به اتخاذ سیاست هایی میگردد که با منافع مردم در تضاد است. اگر بخواهیم در خصوص ۲۰ سال گذشته ایران صحبت کنیم می‌توان گفت در دوره‌ای که فشار تحریم‌ها کمتر بود و کشور قادر بود روزانه سه میلیون بشکه و آن هم با قیمت زیاد بفروشد، دولت خود را بی نیاز از مردم می‌دید و سعی در کاهش شکاف بین دولت و ملت نکرد. در چنین شرایطی وقتی کشور تحت فشار خارجی بیشتری قرار میگیرد، انتظار همراهی از سوی اکثریت شهروندان انتظار بجایی نیست. در شرایطی که اعتماد مردم به دولت طبق نظرسنجی‌ها به حد بسیار پایینی رسیده است چطور می‌توان انتظار داشت با سیاست‌های دولت همراهی کنند.

رجوع به نظرسنجی‌ها در بازه‌های زمانی گوناگون می‌تواند تاثیر سرمایه اجتماعی بر همراهی با سیاستها را نشان دهد. در سال ۱۳۸۶ وقتی دولت تصمیم به افزایش سهمیه بندی قیمت بنزین گرفت، نتایج نظرسنجی‌های ایسپا نشان میداد ۴۳ درصد موافق این سهمیه بندی بودند و ۱۲ درصد نظر بینابین داشتند به عبارت دیگر ۵۵ درصد مردم با این افزایش قیمت و سهمیه بندی مخالفتی نداشتند. در آن سال ۴۰ درصد مردم مخالف این گزاره بودند که چون در کشور ما منابع انرژی زیاد است باید ارزان‌تر و بدون سهمیه در اختیار مردم قرار بگیرد و ۱۵ درصد نیز نظر بینابین داشتند.

در این جا نیز به نوعی مردم، سهمیه بندی را تا حدودی تایید کردند. در آن دوره اگر چه مردم اذعان داشتند افزایش قیمت بنزین منجر به افزایش قیمت کالاها خواهد شد، با این حال ۴۰ درصد گفته بودند اگر جای دولت بودم سهمیه بندی را ادامه می‌دادم و ۶ درصد گفته بودند سهمیه را زیادتر می‌کردم، ۴۲ درصد نیز گفته بودند سهمیه بندی را لغو میکردم. اما این وضعیت در دهه ۹۰ کاملا متفاوت است و درصد بسیار پایینی از مردم موافق این افزایش قیمت و سهمیه بندی هستند. در مرداد ۱۳۹۴ دو هفته پس از توافق برجام، علی رغم اینکه طبق نظرسنجی ایسپا ۷۶ درصد با حذف یارانه ثروتمندان موافقت کرده‌اند، فقط ۱۵ درصد با افزایش قیمت بنزین موافق بوده‌اند. در اردیبهشت ۱۳۹۵ زمانی که تازه انتخابات مجلس دهم برگزار شده بود و مشارکت نسبتا بالای مردم را حتی در تهران شاهد بودیم ایسپا از مردم در خصوص افزایش قیمت بنزین برای کسانی که در ماه بیش از ۶۰ لیتر استفاده می‌کنند، پرسیده است که ۲۹درصد با آن موافقت کرده‌اند. در پایان سال ۹۶ نیز فقط ۱۱ درصد مردم باور کرده بودند که اگر دولت قیمت بنزین را افزایش دهد درآمدهای آن را صرف اشتغال خواهد کرد و از این طریق به کاهش بیکاری منجر خواهد شد. این اعداد نشان میدهد همراهی و موافقت مردم با یک اقدام در شرایط مختلف، متفاوت است. بدیهی است در شرایطی که مردم تازه از فشار تورمی سال ۱۳۹۷ کمر راست کرده‌اند و خود را با این وضعیت تطبیق داده‌اند دیگر توانایی پذیرش یک شوک جدید را ندارند. نتایج نظرسنجی‌های ایسپا در سال ۱۳۹۸ نشان می‌دهد مردم در سال ۱۳۹۸ نسبت به سال ۱۳۹۷ تا قبل از افزایش قیمت بنزین حال بهتری داشتند. این به آن معنا نیست که اتفاق چندان ملموسی در زندگی آنها افتاده است.

در سایت خبری بخوانید: اخبار اقتصادی دلار و بورس | برترین اخبار سیاسی ایرانی و خارجی

اگر چه نمی‌توان برخی اقدامات دولت نظیر تثبیت نرخ ارز و قیمت برخی کالاها را در چند ماه قبل از افزایش بنزین کتمان کرد، به نظر می‌رسد بخش زیادی از این حال بهتر مردم در سال ۱۳۹۸ ناشی از این است که انتظارات خود را پایین آورده و خود را با شرایط تطبیق داده بودند. انتظاری که بعد از روی کار آمدن آقای روحانی افزایش پیدا کرد که با نا امید شدن مردم از برآورده شدن انتظارات، اعتراضات سال ۱۳۹۶ شکل گرفت. اما پس از آن مردم اگر چه امیدی به بهبود اوضاع نداشته و ندارند با این حال خود را با این شرایط وفق داده بودند. اما نکته بعد در خصوص نحوه اطلاع رسانی این موضوع برای مردم بود. من معتقدم حتی اگر اطلاع رسانی هم انجام می‌شد و ده‌ها برنامه کارشناسی هم برای توجیه این ماجرا برگزار می‌شد فایده‌ای نداشت چون اساسا در این شرایط مردم اعتمادی به دولت ندارند که این حرف‌های کارشناسی را باور کنند. با این حال بر این باورم در شرایطی که سرمایه اجتماعی دولت کم است و این اقدام مهم نیز بدون کوچک‌ترین اطلاع رسانی اجرایی می‌شود این مطلب به ذهن شهروندان متبادر می‌شود که مردم در این تصمیم گیری‌ها هیچ نقشی ندارند که این خود نیز در تخریب اندک سرمایه اجتماعی باقی مانده بسیار موثر است. نکته عجیب اما جایی معلوم شد که نمایندگان ملت در مجلس نیز اعلام کردند از طرح و اجرای آن اطلاعی ندارند. یکی از متغیرهای بارز فرهنگ سیاسی مردم ایران در دوره معاصراحساس بی قدرتی آنهاست، چیزی که به وضوح در نتایج پیمایش‌ها و نظرسنجی‌های سالیان اخیر مشهود است. به عبارت دیگر مردم احساس می‌کنند هیچ تاثیری بر جریان سیاستگذاری در کشور ندارند. این مجموعه اقدامات دولت در فرآیند افزایش قیمت بنزین بیش از پیش به این احساس بی قدرتی مردم دامن زد و مردم را در این نتیجه گیری قبلی خود استوار ساخت که نه تنها مردم که حتی نمایندگان شان نیز در این سیستم قادر به تاثیرگذاری نیستند. عدم اطلاع رسانی و شفافیت لازم در این زمینه بخش مهمی از مردم را به این نتیجه رسانده که دولت نه برای اجرای عدالت بلکه برای جبران کسری بودجه خود این اقدام را انجام داده و حتی در مورد تعداد دریافت کنندگان یارانه معیشتی نیز از طرف افکار عمومی تشکیک وارد شده است. چیزی که نتایج نظرسنجی‌های جدید آن را تایید کرده است. با توجه به جمیع این شرایط به نظر میرسد؛ عدم همراهی و مشارکت مردم برای اجرای این طرح امری کاملا بدیهی به نظر میرسید چیزی که قبل از این اتفاق نیز با استناد به نتایج نظرسنجی‌ها، به مسوولان امر هشدارهای لازم داده شده بود. با این حال بر این اعتقادم که اعتراضاتی که بعد از افزایش قیمت و سهمیه بندی آن رخ داد اعتراضاتی بود که افزایش قیمت بنزین فقط نقش کاتالیزور در آن داشت و زمینه آن از سالها قبل فراهم شده بود. انباشت نارضایتی و نشنیدن صدای معترضان طی چندین سال، نیاز به اندک کاتالیزوری دارد که تصمیم اخیر آن را شعله ور کرد. چیزی که در صورت عدم ترمیم رابطه شهروندان با دولت می‌توان مجددا انتظار آن را کشید.

خواندن خبر در سایت منبع

در ادامه بخوانید

بغض حاج قاسم برای هم‌رزم شهیدش!

مهرمهر1 روز قبل

فیلم | هویت کسی که از ترامپ برای ترور سردار سلیمانی تشکر کرد فاش شد

همشهریهمشهری22 ساعت قبل
به گزارش همشهری آنلاین به نقل از پایگاه اینترنتی بازفید نیوز، ساغر اریکا کسرایی، زن ایرانی که ویدئویی را منتشر کرده و از رئیس‌جمهور آمریکا برای ترور سردار قاسم سلیمانی تشکر کرده بود در واقع یک لابی‌گر فروش اسلحه به یک گروه شبه نظامی در لیبی از کار درآمد. وی در سال ۲۰۱۹ برای یک شرکت لابی‌گر مستقر در تگزاس به نام لیندن گاورمنت سولوشنز کار می‌کرد. این شرکت از سوی ارتش ملی لیبی تحت فرماندهی خلیفه حفتر، افسر سابق دولت معمر قذافی که حدود ۲ دهه اخیر ساکن ویرجینیا بوده و در این ایام برای سازمان سیا کار می‌کرده، اجیر شده بود.

استقرار هاشمی در کاخ مرمر درست نبود/ با جروبحث کاخ را تخلیه کردیم

مهرمهر23 ساعت قبل
پرویز فتاح: استقرارمرحوم هاشمی بعنوان دبیر مجمع تشخیص درکاخ مرمر درست نبود، بعدازفوت او کاخ را به سختی وباجروبحث تخلیه کردیم. این تخلیه ازمواردی بودکه نمی‌دانستیم شکایتمان را پیش چه کسی ببریم.

مسابقات معاملات الگوریتمی

صدا و سیماصدا و سیما1 روز قبل

پاسخ مردم به درخواست وقیحانه ترامپ درباره صلح!

مهرمهر1 روز قبل
مردم تهران در یک مصاحبه تصویری عنوان کردند که آمریکا هیچ وقت قابل اعتماد نبوده، مخصوصا اکنون که یکی از بهترین فرزندان ایران رو به طور ناجوانمردانه‌ای ترور کرده است.

فیلم | انتقاد رئیس بنیاد مستضعفان از استقرار هاشمی در کاخ مرمر | تخلیه کاخ با جر و بحث و حمایت بیت رهبری

همشهریهمشهری23 ساعت قبل
به گزارش همشهری آنلاین، پرویز فتاح در برنامه نگاه یک گفت: استقرار آیت الله هاشمی رفسنجانی به عنوان دبیر مجمع تشخیص در کاخ مرمر درست نبود، بعد از فوت او کاخ را به سختی و با جر و بحث تخلیه کردیم. در نهایت بیت رهبری حمایت کردند و کاخ تخلیه شد. کاخ مرمر یکی از کاخ‌های تاریخی تهران در دوره پهلوی است که در مرکز تهران جای گرفته‌ و در ۳۰ خرداد ۱۳۵۷ با شمارهٔ ثبت ۱۶۰۶ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده‌ است. این کاخ پس از پیروزی انقلاب اسلامی، مدتی به عنوان مقر کمیته انقلاب اسلامی استفاده می‌شد اما چندی بعد بدون کاربرد ماند تا اینکه در میانه‌های دهه ۱۳۷۰ پس از پایان ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی دفتر هاشمی رفسنجانی به این کاخ نقل مکان کرد. بخش‌هایی از کاخ مرمر در سال ۱۳۸۷ مرمت و بازسازی شد.

نظرها

اخبار بیشتر