جزئیات ماجرای سرافراز چیست؟
  1. خبری
  2. پوشش‌های خبری
  3. سیاسی
پوشش خبری

جزئیات ماجرای سرافراز چیست؟

«سرافراز» اگر صادق است به این ۲ سوال پاسخ دهد

الفخبرگزاری الف
«سرافراز» اگر صادق است به این ۲ سوال پاسخ دهد
سید محمود رضوی فعال رسانه و سینما در واکنش به اظهارات اخیر محمد سرافراز، رییس سابق صداوسیما طی توییتی نوشت:

سرافراز می‌خواهد، احمدی نژاد دوم شود؟

اصلاحات پرسخبرگزاری اصلاحات پرس
سرافراز می‌خواهد، احمدی نژاد دوم شود؟
روزنامه اعتماد در گزارشی نوشت: اردیبهشت 1395 بود که پنجمین رییس سازمان صدا و سیما بعد از دوره‌ای کوتاه و به صورتی غیرمعمول، خیلی زودتر از آنکه حکم 5 ساله‌اش پایان یابد، استعفا داد و معاون معزول او یعنی عبدالعلی علی‌عسگری بر صندلی او نشست.

این روزنامه در ادامه نوشت: ۴ ماه پیش از آن هم شهرزاد میرقلی‌خان، بازرس ویژه او در دوران ریاست بر سازمان، کشور ایران را به مقصد مسقط ترک کرده‌ بود. اردیبهشت ۱۳۹۸ بر گره این استعفا و خروج ناگهانی میرقلی‌خان از کشور گره‌ای دیگر افتاده؛ حالا قصه سرافراز که رهبری دوران ریاستش را توام با «تلاش‌های انقلابی و ارزشی دلسوزانه» توصیف و تاکید کرد که این تلاش‌ها «هرگز نباید فراموش شود» با میرقلی‌خان که به خاطر خرید عینک‌های دید در شب برای کشور در امریکا زندانی شد، پیچیده‌تر شده؛ آنچنان پیچیده که پای بسیاری را در این داستان باز کرده است. ماجرای «استعفا و خروج از کشور و جاسوسی و پرونده‌هایی که از کشور خارج شد» بارها در رسانه‌ها و فضای مجازی بازخوانی و بازنشر داده شده اما گفت‌وگوی هم‌زمان محمد سرافراز و شهرزاد میرقلی‌خان که روز پنجشنبه منتشر شد سوالات تازه‌ای ایجاد کرده است.

سرافراز در «اتاق شیشه‌ای» طراحی شده‌ از سوی «بهاری‌ها» روبروی عبدالرضا داوری، مشاور رسانه‌ای محمود احمدی‌نژاد نشست و به سوالات او پاسخ داد. میرقلی‌خان نیز از عمان روی خط آمد تا روایت‌های مربوط به خودش را بازگو کند. به گفته داوری این مصاحبه حدود ۸۰ دقیقه بوده که ۱۹ دقیقه آن به دلیل آنچه داوری «تکرار» خوانده، حذف شده است.

داوری همچنین توضیح داده که هفتم اردیبهشت از سرافراز درخواست مصاحبه و نهم اردیبهشت موافقت رییس سابق صداوسیما برای گفت‌وگو را کسب کرده و در نهایت این برنامه تهیه شده است. داوری همچنین در صفحه توییتر خود برای مصاحبه با تمام کسانی که در طول مصاحبه از آنها نامی برده می‌شود، اعلام آمادگی کرده است.

صحت کلام سرافراز و میرقلی‌خان مشخص نیست. تا زمان نگارش این گزارش نیز تایید و تکذیبی در مورد مصاحبه آنها منتشر نشده‌ از همین روی «اعتماد» نیز تنها روایتگر این ماجرا است اما صحبت‌های سرافراز و پرده‌برداری او در «اتاق شیشه‌ای» که عمدتا در زمره خطوط قرمز نانوشته برای رسانه‌ها قرار می‌گیرد آن هم در گفت‌وگو با رسانه‌ «جریانی خاص» که این روزها اپوزیسیون داخلی توصیف می‌شود، سوال‌برانگیز است.

پروژه اول: یک احمدی‌نژاد کت‌وشلوار پوش در راه است؟!

گرچه داوری ادعا کرده تمام آنچه سرافراز در گفت‌وگو مطرح کرده قبلا نیز در مصاحبه‌های دیگری بیان شده است اما به جرات می‌توان گفت که این گفت‌وگو بی‌پرده‌ترین مصاحبه او است که صراحتا از برخی مقامات امنیتی نام می‌برد و تاثیرگذاری آنها را در برخی اقدامات تشریح می‌کند. صحت و سقم سخنان سرافراز مشخص نیست. هیچ مقام امنیتی یا کسانی که از آنها نام برده شده نیز به اظهارات او واکنش نشان نداده‌اند. با این حال آنچه از سخنان سرافزار به ذهن متبادر می‌شود این است که او خود را «قربانی مبارزه با فساد سازمان یافته‌ای» در صداوسیما می‌داند که به گفته او تنها با تغییر ساختار تغییر می‌کند. سرافراز در این مصاحبه از ۵ پروژه‌ای گفت که با آمدنش آغاز و احتمالا عمر مدیریتی او را کاهش داد. اصلاح ساختاری، کاهش ۱۰۰ پست مدیریتی در سازمان، اصلاح روندها، کاهش هزینه‌ها و بازنگری در روندها یکی از اقداماتی است که معتقد است انجام آن او را روی سیبل حملات و هجمه‌ها قرار داد. همچنین «مبارزه با فساد» در بخش‌هایی که او «حساس» توصیف می‌کند، باعث شد که کار او در سازمان با سنگ‌اندازی‌هایی مواجه شود. پروژه‌هایی چون دیتا سنتر با ۵۰ میلیارد تومان هزینه که سرافراز معتقد است هیچ خاصیتی نداشت، پروژه پیام‌رسان سروش که آن را هم بی‌خاصیت توصیف کرده و پروژه IPTV که با هزینه ۹ میلیون یورو و حضور چند شرکت خارجی انجام می‌شد همان پروژه‌هایی است که جلوگیری از ادامه حیات آنها باعث شد او از ساختمان جام‌جم خداحافظی کند. بنابراین آنچه سرافراز کلید زده و بر آن تاکید دارد مبارزه با فساد در سازمان صدا و سیما آن هم در گفت‌وگو با جریانی است که آنها نیز خود را پرچمدار این مبارزه می‌دانند و احتمالا هم با همین توجیه به او تریبون داده‌اند. اینکه چرا سرافراز برای بی‌پرده سخن گفتن «بهاری‌ها» را انتخاب کرده و اینکه آنها چطور با دست باز این مصاحبه را نشر داده‌اند جای سوال دارد و یک احتمال را نیز تقویت می‌کند و آن، اینکه آیا سرافراز قرار است کاندیدای «احمدی‌نژادی‌ها» در ۱۴۰۰ باشد که در ظاهر کاپشن مدل احمدی‌نژاد را کنار گذاشته، ‌کت ‌و شلوار پوشیده و پرچم مبارزه با فساد را از رییس دولت نهم و دهم بر دوش گرفته و به سمت پاستور می‌رود؟

پروژه دوم: جنگ نزدیک است؟!

گر چه انتظار می‌رود این گفت‌وگو با حواشی مربوط به صدا و سیما یا فیلم‌هایی که اخیرا از او پخش شده آغاز شود اما داوری در نخستین سوال تحلیل سرافراز را از «وضعیت کشور در بعد ملی و فراملی» جویا شد. سرافراز هم پاسخ داد که برداشت عمومی‌اش «وجود نارضایتی از مدیریت کشور و تصور فساد همه‌گیر» است. بعد از آن اما مستقیم به سراغ «جنگ» رفت و گفت امریکایی‌ها که قصد حمله به ایران را دارند برای بعد از ماه رمضان آماده می‌شوند تا بهانه‌ای پیدا و به ایران حمله کنند. بنابراین سرافراز جنگ را محتمل ارزیابی کرده و در پی این است که این را القا کند که «جنگ» نزدیک است.

پروژه سوم: افشاگری یا تسویه‌حساب؟

سرافراز در طول مصاحبه بعد از اینکه اصلاحاتی را که رخ داده، دلیلی بر افزایش حملات به خود توصیف می‌کند به سراغ ماجرایی می‌رود که نهادهای امنیتی در آن دخیل هستند. او شرح می‌دهد که وقتی دست به کار می‌شود تا این اصلاحات را محقق کند، میرقلی‌خان، دستیار ویژه‌اش از سوی اطلاعات سپاه احضار می‌شود. به گفته سرافراز این احضار به صورت پروژه‌ای مشترک از سوی وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه پیش برده شده است. گویا میرقلی‌خان در جلسه بازجویی به جاسوسی متهم و زندان رفتن او در امریکا کذب خوانده می‌شود. همچنین از او در مورد سفرهای خارجی و کتابی که از دوران زندان نوشته شده پرس ‌و جو می‌شود. همچنین به گفته میرقلی‌خان تطهیر محمود سیف (همسر سابق او و کسی که در خرید عینک‌های دید در شب دخیل بوده) از دیگر اتفاقاتی بوده که در طول بازجویی رخ می‌دهد. در واقع آن دو تلاش می‌کنند که نشان دهند قربانیان برخورد با فساد هستند.

همچنین در بخش دیگری سرافراز به شکست یک مزایده مهم در صدا و سیما با دخالت بعضی از نیروهای نظامی - امنیتی اشاره می‌کند. گر چه میرقلی‌خان در این مصاحبه اشاره می‌کند در گفت‌وگویی با مسئولان و مقامات عالی نظام نسبت به برخورد سرافراز با فساد سازمان خاطر جمع شده اما بلافاصله بعد از آن سرافراز توضیح داد که در جریان برگزاری مزایده تیم {…} باعث شکست مزایده‌ای می‌شوند که در گروه برنده آن بانک توسعه و تعاون با پیشنهاد ۱۶۵۰ میلیارد تومان حضور داشته اما با دستور وزیر کار وقت (بانک توسعه و تعاون از زیر مجموعه‌های این وزارتخانه است) از این مزایده کنار می‌کشد. حال سوال اینجا است که آیا این یک افشاگری علیه جریانی است که در سیستم اقتصادی صد او سیما نفوذ داشته و سودهای کلان به جیب می‌زنند یا تسویه حسابی سیاسی است که خط آن اتفاقا با خط احمدی‌نژادی‌ها یکی است؟ چرا که سرافراز همان کسانی را نشانه می‌گیرد که احمدی‌نژاد و اطرافیانش بارها فساد را به آنها نسبت داده‌اند.

صحبت‌های سرافراز حکایت از آن دارد که او خود را وصله‌ ناجوری در سازمان عریض و طویل صداوسیما توصیف می‌کند که جریانی حضورش را تاب نیاوردند. او معتقد است اول تخریب‌ از شخص او و با کشیدن کاریکاتور شروع کردند و بعد به سطوح بالاتر رسیدند. شایعاتی در مورد بیرون کردن کارکنان سازمان و تغییرات بنیادین یا فرار شهرزاد میرقلی‌خان را هم سوخت ماشین تخریب جریانی در صدا و سیما می‌داند. سرافراز در این مصاحبه شرایط خود را با سه رییس‌جمهوری قبلی قیاس می‌کند و معتقد است روندی مشابه برای آنها طی شده است. ابتدا انگ جاسوسی به اطرافیان و بعد خود آن شخص، اتهامات مالی و سپس مشکلات اخلاقی مراحلی است که سرافراز باور دارد در مورد هر شخصی که خواستار حذف او باشند، عملیاتی می‌شود. به هر روی نمی‌توان به درستی قضاوت کرد که سرافراز در حال افشاگری است یا تسویه حساب سیاسی؟

پروژه چهارم؛ جاسوس‌سازی؟

در میانه مصاحبه سرافراز ماجرا و چرایی جاسوس خواندن میرقلی‌خان را روایت می‌کند. او شرح داد که بعد از ماجرای مزایده بخش بازرگانی صدا و سیما و انجام پروژه‌های دیگر پروژه جاسوس‌سازی میرقلی‌خان کلید خورده است. سازمان اطلاعات سپاه هم در همین راستا برای میرقلی‌خان، دستیار ویژه سرافراز محدودیت زمانی در نظر می‌گیرد تا از کشور خارج شود. سرافراز چندین بار در طول مصاحبه تاکید می‌کند چرا کسی که کتابی علیه امریکا و اقدامات ضد حقوق بشری این کشور می‌نویسد به جای تشویق، تقبیح شده و حتی تهدید می‌شود که باید کشور را ترک کند و در نهایت هم انگ جاسوسی به او می‌زنند؟ با این حال در این مصاحبه سرافراز تنها از جاسوس خواندن میرقلی‌خان گلایه نمی‌کند و معتقد است که این هم یک پروژه است. پروژه جاسوس‌سازی که قبح این عمل را شکسته. برای مدعای خود نیز از متهمان محیط‌زیستی مثال می‌آورد و سپس ماجرای رضا گلپور، نویسنده شنود اشباح را شرح می‌دهد. به گفته این دو مصاحبه شونده گلپور برای دیدار با میرقلی خان و کشف واقعیت به دیدار او در عمان می‌رود و پس از شنیدن تمام ماجرا، توضیح می‌دهد که یک سازمان امنیتی از او خواسته بوده علیه سرافراز و میرقلی‌خان کار کند اما با شنیدن واقعیت امر از این ماجرا کنار می‌کشد. سرافراز و میرقلی‌خان معتقدند گلپور که به اتهام جاسوسی برای اسراییل هم‌اکنون در زندان به سر می‌برد نیز از دیگر قربانیان تسویه حساب با آنها است. در آخر نیز سرافراز توضیح می‌دهد که بعد از ترک کشور از سوی میرقلی‌خان ماجرای اتهام جاسوسی را از هاشمیان، معاون طائب پیگیری کرده و آنها نیز دلیل محکم و متقنی نداشته‌اند. او خود را نیز از این اتهام مبرا می‌داند و گفته مگر می‌شود کسی پوشه‌های امنیتی و محرمانه‌ای را زیر بغل زده و به خارج از کشور ببرد و اساسا آیا با تکنولوژی روز به چنین کاری نیاز است؟ با این حال او شهرزاد میرقلی‌خان را قربانی پروژه جاسوس‌سازی برخی نهادهای امنیتی می‌داند.

پروژه پنجم: استراتژی حمله به «هاشمی» هنوز ادامه دارد؟

بخش دیگری از مصاحبه که‌گر چه کوتاه است اما بسیار جلب ‌توجه می‌کند، جاسوس خواندن «آیت‌الله هاشمی ‌رفسنجانی» است. بخشی از مصاحبه که آنقدر دور از ذهن به نظر می‌آید که حتی صحت و سقم باقی سخنان شهرزاد میرقلی‌خان را نیز زیر سوال می‌برد.

او مدعی است که وقتی در زندان‌ امریکا بوده از او درخواست همکاری می‌شود. در واقع او صراحتا از درخواست جاسوسی امریکا می‌گوید که البته تاکید دارد این درخواست را رد کرده اما میرقلی‌خان به نقل از برخی مقامات امنیتی امریکایی مدعی می‌شود که هاشمی ‌رفسنجانی تمام اطلاعات کشور را از طریق عربستان سعودی در اختیار امریکا قرار می‌داده است. بر اساس همین مدعا نیز توضیح می‌دهد به همین دلیل بعد از فوت او رابطه ایران و عربستان وارد تنش بیشتری شده و به تبع آن امریکا نیز تغییر رویه می‌دهد.

اما آنچه در این میان باز هم جالب به نظر می‌رسد این است که گویا دشمن مشترک این ‌بار هم دوستی آورده به عبارتی دشمنی احمدی‌نژادی‌ها با هاشمی‌ رفسنجانی که از سال ۸۴ تاکنون عیان است و منجر به دوگانه‌سازی احمدی‌نژاد- هاشمی شد، این ‌بار از سوی سرافراز و دستیار ویژه‌اش به منصه ظهور گذاشته شد و حمله به هاشمی هم در بخشی از این مصاحبه گنجانده شد. اتفاقی که در حال رخ دادن است، احتمالا ارایه کدهایی به نهادهای امنیتی است و در انتظار پاسخی از سوی آنها ماندن. گفت‌وشنودی که فارغ از جریان‌های سیاسی در رده‌ای بالاتر در حال رخ دادن است و شاید تحلیل‌ آن بسیار پیچیده‌تر از مسائل و موضوعات انتخاباتی یا حمله به «این» و «آن» نیز باشد.

به نظر می‌رسد بیش از هر چیز باید منتظر کنش‌ها و واکنش‌های دستگاه‌های امنیتی و اطلاعاتی بود.

خواندن خبر در سایت منبع

دلایل شکست سرافراز به روایت مدیرمسئول اسبق جام جم

ایرناخبرگزاری ایرنا
دلایل شکست سرافراز به روایت مدیرمسئول اسبق جام جم
تهران -ایرنا- بیژن مقدم مدیر مسئول روزنامه جام جم و مدیر عامل موسسه آن و مدیرمسوول سایت«الف» گفت که سرافراز به عنوان رییس صداو سیما مشاورین خوبی نداشت و آدم هایی که دور و بر ایشان بودند هم کارکشته نبودند. برای همین در پیاده کردن افکارش تعجیل کرد و همین موجب شکستش شد.

بیژن مقدم در بخش هفتم و پایانی گفت و گو با «پروژه تاریخ شفاهی ایران ایرنا» از خاتمه یافتن همکاری با محمدسرافراز رییس وقت صدا و سیما و آغاز همکاری اش با احمدتوکلی در سایت «الف» می‌گوید.

ایرنا: از ملاقات خود با آقای سرافراز می‌گفتید؟

مقدم: بله. به آقای سرافراز گفتم فرض کنید فردا روز من مدیرمسوول خواستم دو نیرو به تحریریه اضافه کنم تا کیفیت مطالب بهتر شود، ولی مدیرعامل بگوید ما ظرفیت جذب نیرو نداریم چرا که باعث افزایش هزینه‌ها می‌شود. یا مدیرعامل تصمیم می‌گیرد آگهی ای را در روزنامه کار کند که من مدیرمسوول می‌دانم برایم تبعات حقوقی خواهد داشت. من مخالفت می‌کنم و می‌گویم من مدیرمسوولم و اگر این رپرتاژآگهی را منتشر کنم من باید بروم در دادگاه پاسخگو باشم نه شما؛ ولی مدیرعامل می‌گوید اگر این آگهی منتشر نشود مثلا ۵۰۰ میلیون از جیب جام جم می‌رود.

این مثال‌ها را برای آقای سرافراز زدم و گفتم این دو پست باید در یک نفر تجمیع شود.

ایشان گفت: باشد من فکر می‌کنم.

چند روز بعد از امور مجامع شرکت‌های جام جم سوال کردم قضیه روزنامه چه شد؛ آیا قرار است حوزه مدیرعاملی و مدیرمسوولی از هم تفکیک شود که پاسخ دادند تفکیک می‌شود.

به آقای سرافراز پیغام دادم که من آماده‌ام، روزنامه را کی تحویل دهم؟

گفت: ما هنوز شخصی را برای مدیرمسوولی پیدا نکرده‌ایم.

گفتم: باشد. من دو هفته دیگر هم صبر می‌کنم.

چند روزی گذشت و آقای عنادی به عنوان مدیرمسوول معرفی شد. مدیرعامل هم هنوز تعیین نشده بود. در ۱۳ اسفند ۹۳ معارفه‌ای برگزار شد و کار را تحویل ایشان دادم و از جام جم رفتم.

اما ساختار جدیدی که آقای سرافراز در روزنامه به وجود آورد در کمتر از یک سال متلاشی شد. یعنی به دلایلی پشیمان شد و دوباره حوزه مدیرعاملی و مدیرمسوولی را یکی کرد.

ایرنا: نظرتان درباره مدیریت آقای سرافراز در صدا و سیما چیست؟ موفق بود؟

مقدم: به نظر من خیر.

ایرنا: این درست است که بعد از کنار رفتن آقای سرافراز، دیگر مقام معظم رهبری در حکم رییس جدید سازمان، آقای عسکری برخلاف گذشته؛ مدت این حکم را قید نکرده‌اند؟

مقدم: بله. درست است. حکم آقای عسکری زمان ندارد.

ایرنا: در مصاحبه‌ای از شما خواندم که گفته بودید بعد از تجربه مدیریت سرافراز در صدا و سیما، نظام دیگر به کسی برای ریاست صدا و سیما چک سفید امضا نمی‌دهد؟

مقدم: مقام معظم رهبری از گذشته روالشان بر این بوده است که برای احکامشان ظرف زمانی مشخص می‌کردند. مثلا می‌نوشتند به مدت ۵سال، سه سال یا غیره.

در مورد آقای سرافراز اما کار طوری پیش رفت که ناچار با ایشان قطع همکاری شد. در حالی که بیشتر از سه سال از دوره کاری سرافراز باقی مانده بود.

مقام رهبری هم از نظر قانونی منعی نداشتند که در حکم رییس سازمان صدا و سیما، طول دوره خدمت را ذکر نکنند.

در حکم آقای عسکری زمان قید نشده است. اتفاقا این باعث می‌شود شخصی که مسوولیت را قبول می‌کند، وظیفه‌اش را درست انجام دهد و در غیر این صورت در هر برهه زمانی از دوران مسوولیتش، پایان ماموریتش اعلام و برکنار شود.

ایرنا: چه عاملی باعث شد آقای سرافراز به زعم جنابعالی، عملکرد خوبی نداشته باشد؟

مقدم: آقای سرافراز ایده‌های خوبی داشت. اما در پیاده کردن آنها عجله می‌کرد. مثلا می‌خواست به یک باره، هزاران نفر از پرسنل صدا و سیما را کم کند. این اصلا شدنی نیست.

این که هزینه‌های زاید باید کم شود و مدیران باید عوض شوند و ایده هایی از این دست خوب است اما باید درست اجرا شود.

ایشان مشاورین خوبی نداشت و آدم هایی که دور و بر ایشان بودند هم کارکشته نبودند. برای همین در پیاده کردن افکارش تعجیل کرد و همین موجب شکستش شد.

ایرنا: پس از جام جم، مدیرمسوول سایت الف شدید …

مقدم: از اسفند ۹۳ که از جام جم بیرون آمدم تا شهریور ۹۴ کار و مسوولیتی نداشتم.

در طول این مدت پیشنهادهایی برای قبول برخی پست‌های اداری به من شد ولی کار کارمندی برایم هیچ وقت جاذبه نداشت و دوست داشتم دوباره روزنامه نگاری کنم. چون چند دهه در این حوزه بودم و با کار رسانه‌ای عجین شده‌ام.

برای همین از کنار بعضی پیشنهادهای شغلی پرجاذبه هم گذشتم.

در همان ایام آقای دکتر احمد توکلی با شکایت دستگاه قضایی به خاطر برخی کامنت هایی که زیر مطالب سایت الف نوشته شد بود احضار شد.

ارتباط من این سال‌ها با آقای توکلی کم شده بود. این را بگویم که آقای توکلی را دوست داشتم و دارم. ایشان را فردی بسیار بزرگوار و صادق و پاک می‌دانم. برایشان پیغام فرستادم بهتر است با توجه به وضعیت جسمانی شان، کار را به شخص دیگری واگذار کنند. گفتم ایشان خودش صاحب امتیاز باشد ولی یک نفر مدیرمسوولی را انتخاب کند که بتواند برود دادگاه و بیاید.

یک روز مرا برای افطاری ماه مبارک رمضان (سال ۹۴) دعوت کردند. جمعی از دوستان ما از جمله دوستانی که این پیشنهاد را به آنها داده بودم هم در مهمانی بودند.

آن جا دوباره صحبت سایت الف شد. آقای توکلی به من گفت: خودت بیا و مدیر سایت شو!

قبول کردم. الان هم جلسات سیاست گذاری سایت با حضور ایشان تشکیل می‌شود ولی عمده کارهای اجرایی توسط من و همکارانم صورت می‌گیرد.

ایرنا: پرسنل سایت چند نفر است؟

مقدم: ۱۷ نفر.

ایرنا: همه بیمه‌اند؟

مقدم: ۱۵ نفر از نیروهایمان بیمه هستند. چون لیست بیمه رد می‌کنیم. چند نفر هم از بیرون ما را در کار بررسی کامنت‌ها یاری می‌کنند. این‌ها حق التحریر محسوب می‌شوند.

ایرنا: محتوای تمامی کامنت هایی که زیر مطالب سایت می‌آید از قبل کنترل می‌شود؟

مقدم: بله. سعی می‌کنیم همین طور باشد.

ایرنا: خطوط قرمزتان برای انتشار کامنت‌ها چیست؟

مقدم: یکی از ویژگی‌های سایت الف، انتشار کامنت‌های مخاطبان بود. این هم ناشی از نوع نگاه آقای توکلی بود. ایشان می‌گفت بالاخره باید فضایی برای مردم فراهم کرد تا بیایند و حرف‌های خود را بزنند. نباید رابطه ما با مخاطبانمان یک سویه باشد.

اتفاقا سایت از ناحیه انتشار این کامنت‌ها به مشکل هم برخورده است؛ مثل دادگاهی که برای آقای توکلی برگزار شد.

برخی از این کامنت‌ها تا کنون منشا شکایت قضایی علیه سایت بوده است. ما روزانه چندهزار کامنت دریافت می‌کنیم. مثل بسیاری از سایت‌های دیگر هم نیستیم که یا امکان کامنت گذاری برای مخاطب را فراهم نمی‌کنند یا این که بعد از ساعاتی از انتشار مطلب، امکان گذاشتن کامنت جدید را می‌بندند.

حداقل سه نفر در الف فقط کارشان خواندن و نشر کامنت‌های مخاطبین است. تک تک کامنت‌ها با دقت خوانده می‌شود.

سعی می‌کنیم اختلاف دیدگاهی که بعضی کامنت گذاران با ما دارند را هم بپذیریم، اما توهین را نشر نمی‌دهیم. حتی اگر لازم باشد برخی کلمات حاوی بار توهینی را حذف می‌کنیم و بقیه کامنت را منتشر می‌کنیم. بنای ما بر انتشار حداکثری کامنت هاست.

ایرنا: چه کامنت هایی را زودتر منتشر می‌کنید؟

مقدم: کامنت هایی که مربوط به مطالب اصلی سایت است.

ایرنا: بازدید سایتتان چه تعداد است؟

مقدم: حدود ۴۰۰ هزار در روز.

ایرنا: درآمد سایت از کجاست؟ چطور دخل و خرج می‌کنید؟

مقدم: بیشتر از محل آگهی هاست. قبلا با شرکتی قرارداد داشتیم که تا شهریور ۹۷ تدوام داشت. الان هم با شرکت یکتانت همکاری می‌کنیم که راضی هستیم.

ایرنا: همکاری تان با این شرکت به چه نحو است؟

مقدم: ما فضای مربوط به آگهی هایمان را به طور کامل در اختیار آنها می‌گذاریم. آنها هم بر اساس در‌آمد حاصله مبالغی را به ما پرداخت می‌کنند.

ایرنا: خط مشی الف از نظر شما چیست؟

مقدم: الف در چارچوب کلی جریان اصولگرایی تعریف می‌شود. آقای توکلی خط و ربطش مشخص است. اصولگراست ولی نه به معنای جناحی آن. بر مدار حق گرایی حرکت می‌کند. الف هم همین طور است اگر تزاحمی بین جریان حزبی اصولگرایی با حق گرایی پیش آید، الف حق گرایی را بر می‌گزیند.

گفت و گو از: ناصرغضنفری

پژوهشم۳۰۸۱**۱۴۱۵

خواندن خبر در سایت منبع

عباس عبدی: ماجرای سرافراز بی‌ارزش است

برترین‌هاخبرگزاری برترین‌ها
عباس عبدی: ماجرای سرافراز بی‌ارزش است
عباس عبدی در یادداشتی نوشت: رئیس سابق صداوسیما با یک خانم و یکی از دوستان احمدی‌نژاد انجام داده و ویدئوی آن منتشر شده است. جالبی این ماجرا از آنجاست که کل قضیه اساساً اهمیت تاریخی و حتی سیاسی چندانی ندارد، ولی چون در زمان وقوع، رسانه از جمله صداوسیمایی که همان شخص رئیس آن بود، فاقد آزادی مطلوب بود، نتوانسته مسأله را در همان زمان رسیدگی و نهایی کند،

روزنامه اطلاعات در یادداشتی به قلم عباس عبدی روزنامه نگار، آورده است: به طور قطع در ایران نیز افرادی هستند که چنین برداشتی دارند. بنده در این یادداشت می‌خواهم با ارجاع به وضعیت کنونی ایران در اهمیت آزادی مطبوعات و هزینه‌های ناشی از بی‌توجهی تاریخی به آن بنویسم.

ابتدا بگویم که منظورم از آزادی مطبوعات، همان آزادی رسانه است، که شامل رادیو و تلویزیون و در حال حاضر فضای مجازی نیز می‌شود. همچنین منظور از آزادی، اغتشاش و هرج‌ومرج گفتاری و خبری نیست، بلکه آزادی در چارچوب حاکمیت قانون است، قانونی عادلانه و منصفانه که اجرای آن از سوی مرجع قضایی بی‌طرف تضمین می‌شود. ولی چرا آزادی مطبوعات رکن اصلی آزادی رسانه است؟ یک علت آن نقش و اهمیتی است که مطبوعات در آزادی بیان و اخبار داشته‌اند، نقشی که در ایران کنونی به نسبت ضعیف شده است.

عباس عبدی: ماجرای سرافراز بی‌ارزش است - 3

کمتر سیاستمداری است که به قدرت برسد و از صمیم قلب از آزادی رسانه و مطبوعات خشنود باشد. علت نیز روشن است. مطبوعات و رسانه‌ها در عمل مانع از اقتدار و سلطه کامل سیاستمداران بر جامعه می‌شوند. به صراحت باید گفت رسانه‌ها در برخی موارد نیز مانع بدی هستند، چه بسا جوسازی کنند یا دروغ بگویند یا خرابکاری کنند. نمونه دم‌دستی آن همین خبر سهمیه‌ای شدن بنزین است که دیدیم چه عوارضی ایجاد کرد و تازه این کوچک‌ترین و ساده‌ترین نوع اختلال کارکردهای رسانه‌ای است. ولی باز هم به صراحت باید گفت که منافع آزادی مطبوعات و رسانه، آن چنان هست که این عوارض در برابر آن منافع بشدت کم‌رنگ و حاشیه‌ای محسوب می‌شود. یکی از مهم‌ترین این دستاوردهای مطبوعات و رسانه‌های آزاد، مختومه شدن پرونده اتفاقات است.

تمایزها میان جامعه ما با یک جامعه پیشرفته زیاد است ولی به نظر من یکی از مهم‌ترین تمایزات، وجود پرونده‌های مفتوح فراوان در ایران است. پرونده‌هایی که فکر و ذهن مردم و مطبوعات و رسانه را به خود مشغول کرده است و هر روز هم اسناد درست و غلطی به دادگاه افکار عمومی عرضه می‌شود و باز هم در نهایت رسیدگی نمی‌شود و هیچ حکم قطعی و نهایی صادر نمی‌شود.

پرونده‌های یک قرن اخیر از انقلاب مشروطیت گرفته تا روی کار آمدن رضاشاه و عملکرد او و جنگ دوم و کودتای ۲۸ مرداد، ترورهای گوناگون و تا انقلاب و تمامی اتفاقات پس از آن، همه و همه همچنان باز است و هیچ قطعیتی نسبی در افکار عمومی در مورد آنها وجود ندارد و همچنان اسناد جدیدی و ادعاهای جدیدی همراه با متهمین و شاکیان جدیدی ارائه می‌شوند و مهم‌تر از همه اینکه هیأت منصفه (افکار عمومی) و دادستان و قاضی در این پرونده‌ها نیز روز به روز جدید می‌شوند و از زمانی هم که فضای مجازی وارد میدان شده است روز از نو روزی از نو.

آخرین نمونه آن گفت‌و‌گویی است که رئیس سابق صداوسیما با یک خانم و یکی از دوستان احمدی‌نژاد انجام داده و ویدئوی آن منتشر شده است. جالبی این ماجرا از آنجاست که کل قضیه اساسا اهمیت تاریخی و حتی سیاسی چندانی ندارد، ولی چون در زمان وقوع، رسانه از جمله صداوسیمایی که همان شخص رئیس آن بود، فاقد آزادی مطلوب بود، نتوانسته مسأله را در همان زمان رسیدگی و نهایی کند، لذا مثل زخم ناسور باقی ماند و اکنون که فضای مجازی آمده است، همان آقای رئیس صداوسیما به این فضا پناه برده است و این بار عکس ماجرای گذشته رخ می‌دهد. طبیعی است که این پرونده همچنان مفتوح باقی خواهد ماند. چون هیچ پرونده‌ای در نظام رسانه‌ای موجود ایران بسته نمی‌شود، همه پرونده‌ها یک‌سویه و با حضور یک طرف ماجرا رسیدگی خواهد شد.

مردمی که تا این اندازه در بند گذشته و پرونده‌های گذشته هستند، چگونه می‌توانند یا فرصت دارند که به حال و آینده فکر کنند؟ برای قطعی و مختومه شدن پرونده‌های گذشته، باید رسانه و دادگاه‌ها آزاد و بی‌طرف باشند تا هر ادعایی که هست در همان لحظه و در هنگامی که ماجرا در دست رسیدگی است، ارائه شود. جنجال سال ۲۰۰۰ انتخابات امریکا که درباره اختلاف نسبت به آرای دو نامزد جمهوریخواه و دموکرات بود، هرچه بود مختومه و تمام شد ولی ما هنوز درگیر نتایج سال ۱۳۸۸ و همه اتفاقات پیش از آن هستیم و شنیده‌ایم که برخی نیز نسبت به ۱۳۹۶ اعتراضات جدی داشتند و معلوم است که اگر این اعتراضات آشکار و علنی می‌شد این پرونده نیز به سرنوشت پرونده‌های مفتوح قبلی اضافه می‌شد!

تمامی کسانی که در گذشته مانع آزادی مطبوعات و رسانه‌ها بودند، امروز دارند چوب آن ممانعت را می‌خورند. آنان امروز آن قدر مورد تهاجم هستند که نمی‌دانند به کدام پاسخ دهند و دوغ و دوشاب نیز در این حملات علیه آنان قاطی شده است. متأسفانه هنوز هم به مسأله آزادی مطبوعات و اهمیت آن پی نبرده‌ایم.

در مقام صاحبان قدرت توجه نمی‌کنیم که مطبوعات آزاد، هرچند مشکلاتی کوتاه مدت را ایجاد می‌کنند ولی منافع بلند مدت آنها قابل مقایسه با عوارض آنها نیست. پذیرفتن مطبوعات آزاد یک ضرورت است و نه یک انتخاب. باید به الزامات این ضرورت تن داد. برای نمونه نیروی انتظامی و امنیتی حق ندارند افراد دارای کارت خبرنگاری را بواسطه انجام وظیفه خبرنگاری و تهیه خبر دستگیر یا بازداشت کنند.

متأسفانه در روز جهانی کارگر برای چند نفر از همکاران ما این اتفاق رخ داده است. امیدواریم این همکاران زودتر آزاد شوند، ولی مهم‌تر از آزادی هر یک از این همکاران، پذیرش آزادی مطبوعات و رسانه از سوی صاحبان قدرت است.

خواندن خبر در سایت منبع

نظرها

در ادامه بخوانید

فیلم | بازهم برخورد شرم‌آور مجری بی‌تجربه روی آنتن زنده

خبرآنلاینخبرآنلاین11 ساعت قبل

فیلم | سوتی همسر کیمیا علیزاده روی آنتن زنده تلویزیون!!

خبرآنلاینخبرآنلاین7 ساعت قبل
الفالف14 ساعت قبل
گروه سیاسی الف، ۱ خرداد ۱۳۹۸، ۰۷:۲۵ ۳۹۸۰۲۳۱۰۱۹عبداله سامری نماینده خرمشهر در مجلس شورای اسلامی در گفتگو با خبرنگار الف با اشاره به انتشاره عکسی از وی در فضای مجازی مبنی بر نشستن بر سره سفره افطار با غذاهای خاص گفت: در عکس مشخص است که افطار معمولی بود. وی گفت: عصر پنچ شنبه گذشته اینجانب برای بررسی مشکلات فاضلاب روستای سوره خرمشهر – شلمچه به این روستا رفتم. عضو کمیسیون انرژی مجلس افزود: بعد از بازدید میدانی و جلسه با اهالی محل، اینجانب را به افطار دعوت کردند و من هم در کنار آنها بر سر سفره نشستم. سامری گفت: برای اینجانب گوشت آوردند که بنا به توصیه پزشکان گوشت قرمز اصلا نمی‌خورم. نماینده خرمشهر در مجلس افزود: ضمن اینکه سفره افطار را مردم حوزه انتخابیه پهن کردند که در کنار سادگی برایم بسیار ارزشمند بود.
مهرمهر21 ساعت قبل
خبرگزاری مهر-گروه بین الملل: دولت دونالد ترامپ قصد دارد با همکاری بحرین یک کنفرانس اقتصادی برگزار کند که هدف آن جذب سرمایه‌گذاری در مناطق فلسطینی‌نشین است. رسانه‌های رژیم صهیونیستی اعلام کردند اسرائیل دعوت نامه رسمی برای مشارکت در کنفرانس اقتصادی بحرین را دریافت کرده است. در ادامه این بیانیه آمده است که کنفرانس اقتصادی بحرین مقدمه‌ای برای صلح است و صلح حقیقی با اشغالگری اسرائیل بر سرزمین‌های فلسطینیان و جولان و مزارع شبعا نشدنی است. جبهه مردمی برای آزادی فلسطین، فرماندهی کل تاکید کرد کنفرانس اقتصادی بحرین یکی از حلقه‌های توطئه علیه مساله فلسطین است. واشنگتن و متحدانش که تاکنون از راههای دیگر نتوانستند فلسطین و آرمان آنرا نابود کنند این بار از راه صلح اقتصادی وارد شده‌اند.
الفالف10 ساعت قبل
رئیس ستاد کل نیروهای مسلح گفت: در عرصه مقابله با جنگ اقتصادی دشمن و مشکلات ناشی از آن که مردم و کشور عزیزمان امروز با آن مواجه هستند، باید از تعالیم دینی و قرآنی مدد جوییم و الگوی صبر و مقاومت قرآنی را برای عبور از سختی‌ها در دستور کار خود قرار دهیم. وی افزود: در واقع قرآن «حبل‌المتین» و ریسمان محکم الهی است که تمسک به آن، هدایت انسان‌ها و دوری گزیدن آن‌ها از گمراهی و ضلالت را تضمین می‌کند. باقری تمسک به قرآن و عترت را ضامن سعادتمندی انسان قلمداد و خاطرنشان کرد: بر اساس روایات محکم موجود، «ثقل اکبر» یعنی همان قرآن کریم و «ثقل اصغر» یعنی عترت و اهل بیت پیامبر (علیهم‌السلام) از هم جداناپذیر هستند تا در حوض کوثر بر پیامبر عظیم‌الشأن اسلام وارد شوند. رئیس ستاد کل نیروهای مسلح گفت: فهم این قرآن شریف که نور هدایت و صراط مستقیم الهی و جداکننده بین حق و باطل است، بدون اهل بیت (علیهم‌السلام) ممکن نمی‌شود و بر اساس آنچه از روایات و احادیث فهمیده می‌شود، قرآن در هنگام سختی‌ها یاری‌بخش انسان و راه خلاصی و نجات او از فتنه‌های زمانه است. وی تصریح کرد: در عرصه مقابله با جنگ اقتصادی دشمن و مشکلات ناشی از آن که مردم و کشور عزیزمان امروز با آن مواجه هستند، باید از تعالیم دینی و قرآنی مدد جوییم و الگوی صبر و مقاومت قرآنی را برای عبور از سختی‌ها در دستور کار خود قرار دهیم.

اخبار بیشتر