آخرین اظهارات وکیل: قتل استاد غیرعمد بوده است
  1. خبری
  2. پوشش‌های خبری
  3. اجتماعی
پوشش خبری

آخرین اظهارات وکیل: قتل استاد غیرعمد بوده است

چه چیزی محمدعلی نجفی را به یک قاتل تبدیل کرد؟ / گفت‌وگو با یک روان‌شناس

خبرآنلاینخبرگزاری خبرآنلاین
چه چیزی محمدعلی نجفی را به یک قاتل تبدیل کرد؟ / گفت‌وگو با یک روان‌شناس
سه‌شنبه صبح محمدعلی نجفی همسرش را به قتل رساند و به تیتر یک بسیاری از رسانه‌ها تبدیل شد.

نیو صدر: ۴۰ سال پیش با با فوق‌ لیسانس رشته ریاضی از دانشگاه «ام‌آی‌تی» به ایران آمد، ۲۰ سال پیش به عنوان وزیر آموزش و پرویش انتخاب و بیش از ۱ سال پیش به سمت شهرداری تهران منصوب شد و حالا به قتل همسرش اعتراف کرده؛ این بخشی از ماجرای زندگی زندگی محمدعلی نجفی است. صبح سه‌شنبه او در آپارتمانش در شهرک غرب، همسر خودش را به قتل رساند و چند ساعت بعد خودش را به پلیس معرفی کرد و اعتراف کرد که به دلایل مشکلاتی که از چند وقت پیش با همسرش داشته او را به قتل رسانده است.

فردای این اتفاق حسام‌الدین آشنا در توییتر خود از لزوم استفاده سیاست‌مداران از روان‌شناس نوشت؛ «سیاست پیشگان نیازمند کسب مشاوره مستمر از روان‌شناسان و مربیان متبحر و مورد اعتماد هستندسلامت روانی و معنوی قدرت‌مداران بشدت در خطر است. از قدرت رانده‌شدگان بیش از پیش آسیب‌پذیرند. تهذیب نفس و تمرین تواضع و تحمل برای کسانی که در معرض آزمون قدرت قرار می‌گیرند واجب است. #عاقبت‌بخیری»

یک روان‌شناس هم معتقد است که مسائل روانی کار نجفی را به اینجا کشانده و او را به یک قاتل تبدیل کرده است. علیرضا شریفی‌یزدی که در حوزه‌های جامعهشناسی خانواده و جوانان و تعلیم و تربیت، تحقیق و تدریس می‌کند، فشارها و تنش‌های بیرونی را عواملی می‌داند که بر روی سیاستمداران تاثیرگذار است و به خاطر همین عوامل است که باید این افراد به روانکاو مراجعه کنند.

گفت‌وگوی خبرآنلاین با علیرضا شریفی‌یزدی روان‌شناس و جامعه‌شناس را بخوانید:

دو روز پیش یک اتفاق عجیب رخ داد که برای بسیاری غیرقابل انتظار بود؛ شهردار سابق تهران همسرش را به قتل رساند. به نظر شما از نظر روانی چه اتفاق می‌افتد که انسان به این شرایط می‌رسد؟

عوامل مختلفی در رسیدن افراد به چنین مرحله‌ای نقش دارند. مهمترین این عوامل تنش‌ها و فشارهای محیطی است. برای سیاستمداران، این تنش‌ها می‌تواند بیشتر باشد و اگر در بلندمدت سیاستمداران برای این تنش‌های روانی کاری انجام ندهند در بلندمدت مشکلات روانی و در نتیجه دردسرهای مختلفی ایجاد می‌شود.

چه چیزی محمدعلی نجفی را به یک قاتل تبدیل کرد؟ / گفت‌وگو با یک روان‌شناس - 7

از مهمترین اختلالاتی که آنها تجربه می‌کنند، مایوس شدن از زندگی، خشم و پرخاش زیاد است و در پایان فرد این خشم را به محیطی دیگر مثل خانواده می‌برد. ما کم نشنیدیم از سیاستمدارن موفق ایرانی که در تربیت فرزندشان مسئله داشتند. وقتی خشم و تنشی که روی سیاستمداران در قسمت درست تخلیه نمی‌شود چنین اتفاقی رخ می‌دهد. این مورد خاص هم پیامد یکی از این اتفاقات است که واکنش اجتماعی به همراه داشته. در موارد دیگر قتل‌های خاموش عاطفی برای افراد رخ می‌دهد.

در رابطه با مورد خاص آقای نجفی به نظر شما این فشارهای بیرونی می‌تواند چه چیزی باشد؟ ماجراهای ایشان با شهرداری تهران چقدر در این موضوع نقش داشته؟

نمی‌دانم جواب دادن به این سوال کار سختی است. اما به نظر می‌رسد بیشتر از اینکه این مسئله عامل وقوع این اتفاق باشد، خستگی حاصل از سالیان طولانی مدیریت و از سویی بیماری‌هایی که آقای نجفی با آن روبرو شدند کار را به اینجا رسانده است. شاید آقای نجفی فکر ‌می‌کرد با از ازدواج دوباره راه فراری پیدا کرده، اما در واقع دردی به دردهایش اضافه شد.

به عنوان یک روان‌شناس با توجه به شخصیتی که دورادور از محمدعلی نجفی می‌دیدید، انتظار انجام چنین کاری را از ایشان داشتید؟

اصلا چنین موضوعی قابل انتظار نبود، با چهره آرامی که از آقای نجفی وجود داشت به هیچ وجه چنین انتظاری از این آدم وجود نداشت. شاید بعد از آن بیماری‌هایی که ایشان با آن درگیر شدند و بعد از اتفاقاتی که در شهرداری تهران رخ داد، آقای نجفی آسیب جدی دیده باشد. نجفی هم یکی از افراد بود، فشارهای محیطی مثل بحث سرطان، سکته قلبی و … او را به اینجا رساند. اصلا اینکه فردی با این برای بار دوم ازدواج کند مشخص است که از نظر روانی شرایط خوبی را تجربه نکرده است.

تصمیم‌گیری مدیران و سیاست‌مداران همیشه بخش زیادی از جامعه را تحت تاثیر قرار می‌دهد و به همین دلیل باید تحت درمان یک متخصص امین باشند تا سلامت روانشان حفظ شود

نجفی آدم مذهبی بود، پس چه اتفاقی رخ داده که او دست به خودکشی زده؟ این قطعا به دلیل مشکلات روانی رخ داده. من مطمئنم هر سیاستمدار و یا مدیری باید چک‌آپ روانی انجام دهد. اگر این اتفاق برای او رخ نمی‌داد این عاقبت تلخ هم برای او به وجود نمی‌آمد. نجفی حتی مدعی شد که در یک سال اخیر با همسرش درگیر بوده اما نتوانستند مشکلشان را حل کنند، آدم باهوشی مثل نجفی می‌توانست برای حل این مشکلات به روان‌شناس برود. این یک زنگ خطری برای تک تک مردم است، اینکه اگر در مقابل فشارهای بیرونی به موقع عمل نکنیم ممکن است یک فشار غیرقابل جبران رخ بدهد. فردی مثل نجفی ۳ سال پیش خیلی خوب بود اما حالا می‌بینیم که کار به کجا رسیده …

براین اساس راه فرار سیاستمداران از این فشارهای خارجی که در اول مصاحبه به آن اشاره کردید چیست؟

متاسفانه سیاست‌مداران ما فکر می‌کنند که نیازی به درمان ندارند، درحالی که با توجه فشارهای روانی که به آن اشاره کردم هر سیاست‌مداری احتیاج دارد که در دوره‌ای تحت روان‌درمانی قرار بگیرد. تصمیم‌گیری مدیران و سیاست‌مداران همیشه بخش زیادی از جامعه را تحت تاثیر قرار می‌دهد و به همین دلیل باید تحت درمان یک متخصص امین باشند تا سلامت روانشان حفظ شود، این اقدامی است که در دیگر کشورها هم انجام می‌شود. اصلا بحثی به اسم روان‌شناسی سیاست‌مداران وجود دارد. اگر مشکلات این افراد انباشته شود، در بلندمدت اتفاقاتی رخ می‌دهد که ممکن است چنین پیامدهایی هم داشته باشد.

خواندن خبر در سایت منبع

سه پرده از زندگی نجفی؛ دانشگاه MIT، شهرداری و قتل!

جام نیوزخبرگزاری جام نیوز
سه پرده از زندگی نجفی؛ دانشگاه MIT، شهرداری و قتل!
شاید هیچ‌یک از ۲۱ عضو شورای شهر تهران فکرش را هم نمی‌کرد که اولین انتخابشان برای تهران یعنی محمدعلی نجفی اینقدر حاشیه‌ساز شود که پس از استعفا از آخرین مسئولیت نیز همچنان نامش بر سر زبان‌ها باشد؛ آن هم با خبر یک قتل!

به گزارش سرویس سیاسی جام نیـوز، در سال ۱۳۳۰ (۲۳ دی ماه) در خانه‌ای واقع در منطقه متوسط نشین تهران (خیابان سلسبیل یا رودکی فعلی، خیابان آریانا یا مالک اشتر فعلی، کوچه نیکزاد) متولد شدم. پدرم مرحوم احمدعلی نجفی فرزند یک روحانی بود که درسال ۱۳۱۲ از روستایی واقع در کلات خراسان به تهران آمده و در ارتش استخدام شده بودند. مادرم اصالتا تهرانی و دارای کمی سواد هستند.

دوران کودکی را در محیط گرم و صمیمی خانواده در کنار دو خواهر و دو برادرم سپری و در سال ۱۳۳۷ در دبستان دولتی خواجو ثبت‌نام کردم. از آغاز تحصیل، خانواده‌ام و معلمانم مرا برای درس خواندن بیشتر تشویق نمودند و در سال ۱۳۴۳ گواهینامه ششم دبستان را در نظام قدیمی آموزش و پرورش با رتبه شاگرد اولی تهران کسب نمودم.

برای تحصیل در دبیرستان اسدآبادی واقع در میدان رشدیه ثبت نام و تا سال پنجم متوسطه در همانجا تحصیل کردم. البته دبیرستان، دولتی و از نظر سطح تحصیلی نسبتا ضعیف بود. سال ششم دبیرستان را در دبیرستان مروی (که آن زمان جزو بهترین مدارس دولتی تهران بود) گذراندم و در امتحانات نهایی با معدل ۱۹/۴۵ در رشته ریاضی فارغ التحصیل شدم و رتبه اول تهران و دوم امتحانات نهایی کشور را به دست آوردم. البته در آن دوران کسب معدل ۱۸ در امتحانات (۱۸۰ نمره در ۱۰ درس) کار بسیار مشکلی بود.

در طول دوران تحصیل در مدرسه، فعالیت‌های ورزشی و هنری مختصری هم داشتم و هیچگاه یک شاگرد منزوی و درس خوان به معنی مصطلح منفی میان دانش‌آموزان محسوب نمی‌شدم. فردی اجتماعی بودم و تقریبا با تمام بچه‌های کلاس، دوست. به خاطر همین دوستی‌های رنگارنگ هم بعضی اوقات با مشکلاتی مواجه می‌شدم؛ از جمله رودر بایستی‌های رساندن تقلب به بچه‌ها در امتحانات و وقت زیادی که برای تدریس خصوصی به دوستانی که درسشان ضعیف بود صرف می‌کردم.

در عین حال در هیئت‌های مذهبی و جلسات عزاداری و وعظ و … نیز شرکت داشتم و در ایام محرم در هیئت جوانان محل که از سال ۱۳۴۲ پایه‌گذاری کرده بودیم (و تا امروز هم به فعالیت خود ادامه می‌دهد) فعال بودم و از افتخاراتم عشق به خاندان اهل بیت عصمت و طهارت علیهم‌السلام است.

سال ۱۳۴۹ می‌توانستم بدون کنکور وارد دانشگاه صنعتی شریف (آریامهر آن زمان) شوم. ولی شهریه دانشگاه دو هزار تومان بود که پرداخت آن برای من آسان نبود. از طرف دیگر دانشگاه شریف کسانی را که در کنکور شرکت می‌کردند و رتبه اول هر رشته را کسب می‌نمودند از پرداخت شهریه معاف می‌ساخت؛ بنابراین در واقع به یک ریسک دست زدم و از ورود بدون کنکور به دانشگاه چشم‌پوشی و در کنکور دانشگاه‌ها شرکت کردم و رشته مهندسی متالورژی دانشگاه صنعتی شریف را به عنوان انتخاب اول خود برگزیدم.

خوشبختانه در همان رشته رتبه اول آزمون ورودی را به دست آوردم و بدین ترتیب هم به خواست خود مبنی بر ورود به دانشگاه صنعتی رسیدم و هم از پرداخت شهریه معاف شدم. تحصیل در دانشگاه شریف برای من خیلی خوشایند و لذت‌بخش بود و بخشی از بهترین دوران زندگی مرا به خود اختصاص داد.

پرده دوم: از شریف تهران تا MIT آمریکا

در همان سال اول تحصیل متوجه شدم که به مهندسی و به خصوص رشته متالورژی علاقه چندانی ندارم. تشویق استادان خوبی که ‏در دانشکده ریاضی و علوم کامپیوتر تدریس می‌کردند (از جمله آن‌ها باید از آقای دکتر ضرغامی و آقای دکتر بهزاد یاد کنم) موجب ‏شد که در پایان سال دوم تحصیلم به رشته ریاضی تغییر رشته دهم. البته این تغییر رشته هم خلاف سنت مرسوم در دانشگاه آن زمان ‏بود (معمولا دانشجویان از رشته‌های علوم پایه به مهندسی یا پزشکی می‌رفتند و نه بالعکس) و هم احتمال می‌رفت که به خاطر این ‏تغییر رشته از نظر درسی با مشکل مواجه و مجبور شوم یک نیم سال تحصیلی بیشتر در دانشگاه بمانم. ‏

همین جا این مطلب را هم بگویم که در آن دوران دانشگاه صنعتی شریف (و چند دانشگاه دیگر کشور) مرکز فعالیت‌های سیاسی علیه ‏رژیم پهلوی بود و از جمله در فروردین ۱۳۵۰ گارد مخصوص دانشگاه که برای سرکوبی اعتصابات و تظاهرات دانشجویان تشکیل ‏شده بود به دانشجویان معترض در دانشگاه حمله کرد و تعداد زیادی را مجروح و تعدادی را دستگیر نمود.

بنده نیز بی‌نصیب نماندم ‏و بعد از جنگ و گریز و خوردن کتک نسبتا مفصل، از دانشگاه فرار کردم و چند روز بعد به همراه جمع کثیری از دانشجویان ‏دانشگاه به نشانه همدردی با مجروحان و دستگیر شدگان و اعتراض به عملکرد غیر انسانی گارد دانشگاه از تحصیل در نیم سال دوم ‏انصراف دادیم. ‏

بنابراین در واقع یک نیمسال تحصیلی عقب ماندگی درسی برای من نوشته شده بود و تغییر رشته نیز این عقب افتادگی را تشدید ‏می‌کرد. (در مورد حمله آن سال گارد به دانشگاه نکات تلخ و بعضا شیرین زیادی گفته می‌شد. یکی از موارد جالب این بود که وقتی ‏نیرو‌های سرکوب دنبال ما می‌کردند، دانشجویان شعار می‌دادند «مرگ بر شاه فاشیست» و گاردی‌ها هم در حالیکه ما را تعقیب می-‏کردند فریاد می‌زدند «درود بر شاه فاشیست»).

به هر حال با تلاش بیشتر و با توجه به علاقه شدیدی که به ریاضیات داشتم، موفق ‏شدم عقب ماندگی‌ها را جبران کنم و در تیرماه ۱۳۵۳ به عنوان شاگرد اول رشته ریاضی و دارنده بالاترین معدل در میان تمام ‏فارغ‌التحصیلان آن سال دانشگاه، تحصیلم را به پایان برسانم. ‏

ذکر این نکته هم بی‌فایده نیست که من در دوران تحصیل دانشگاه نیز همچون دوران مدرسه، فعالیت‌های مذهبی، هنری و ورزشی ‏داشتم و از جمله عضو تیم‌های والیبال، فوتبال و شطرنج دانشکده ریاضی بودم و با گروه تئاتر دانشگاه نیز همکاری داشتم. در ‏فروردین ماه همان سال در مسابقات ریاضی دانشجویان کشور که در شهر زیبای شیراز برگزار شد، رتبه اول را به دست آوردم و ‏جوایزی از انجمن ریاضی کشور و وزارت علوم وقت دریافت کردم.

در آن سال‌ها، دولت درصدد برنامه‌ریزی برای احداث دانشگاه ‏صنعتی در اصفهان بود و برای تامین هیات علمی آن دانشگاه به افرادی از بهترین فارغ‌التحصیلان دانشگاه برای تحصیل در ‏دانشگاه-های طراز اول امریکا و انگلستان بورس تحصیلی اهدا می‌شد. ‏

بنده هم با استفاده از همین بورس و با گرفتن پذیرش از دانشگاه‌ام. آی. تی عازم امریکا شدم. در دوره تحصیل در آمریکا تمام ‏نمراتم ‏A‏+ بود و در پایان سال دوم تحصیل در امتحان ورودی دوره دکتری شرکت و قبول شدم و از شهریور همان سال (۱۳۵۵) ‏کار تحقیق روی تز دکترای خویش را آغاز نمودم. استاد پروژه من یکی از معروف‌ترین ریاضیدان‌های امریکا و جهان به نام ‏پروفسور کاستانت بود، ولی متاسفانه وقت کافی برای راهنمایی شاگردان خود نداشت.

همین امر باعث شد که پس از یک سال تحقیق ‏روی یک موضوع دست اول و ناب در ریاضی، متوجه شوم که موضوع قبلا توسط فرد دیگری در دانشگاه برکلی امریکا بررسی ‏و حل شده است؛ لذا مجبور شدم موضوع دیگری را انتخاب و کار خود را روی آن آغاز کنم. ‏

پرده سوم: از شهرداری تهران تا دادسرا جنایی

به گزارش ایسنا، پنجم شهریور ۹۶ محمدعلی نجفی به عنوان دوازدهمین شهردار تهران عازم خیابان بهشت شد، اما چند ماهی از آغاز به کار نجفی نگذشته بود که شایعات پیرامون بیماری، کسالت و تصمیمش برای استعفا خبرساز شد؛ بیماری‌ای که پیش از این در بهمن ماه سال ۹۲ نیز بهانه‌ای برای استعفای نجفی از ریاست سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری شده بود، اما اعلام شد که آن بیماری با طی دوران استراحت بهبود یافته و استعفا کذب است.

نجفی در این مقطع در مصاحبه‌ای تاکید کرد که «ایستاده است»، اما ایستادگی او چندان دوام نیاورد. در این زمان او با یک حاشیه دیگر روبرو شد؛ اجرای حرکات موزون توسط چند دختربچه در یک مراسم که خبرش توسط رقبای سیاسی جریان مقابل، جنجالی شد؛ او نهایتا در آخرین روز‌های سال ۹۶ از تصمیمش برای استعفا از شهرداری تهران خبر داد و در توضیح به خواندن شعری از مولانا بسنده کرد: «خوش‌تر آن باشد که سر دلبران… گفته آید در حدیث دیگران. …»

اصرار نجفی بر استعفا گرچه یکبار با مخالفت شورای شهر تهران روبه رو شد، اما در نهایت با پافشاری او به سرانجام رسید و او در فروردین ماه سال ۹۷ از شهرداری تهران کناره‌گیری کرد. از همان ایام سکوت نجفی آغاز شد و تنها تصویری از عیادت چند عضو شورای شهر تهران از شهردار سابق در یکی از بیمارستان‌ها منتشر شد.

سکوت نجفی، اما نه تنها نامش را از رسانه‌ها حذف نکرد، بلکه نامی دیگر را که از مدت‌ها قبل در محافل خصوصی شنیده می‌شد، حتی در رسانه‌های رسمی در کنار نامش نشاند؛ زنی جوان به نام «میترا استاد» که ابتدا گفته شد همسر موقت نجفی است و بعد‌ها مشخص شد که همسر دوم اوست.

همسر دوم نجفی در این گفتگو استعفای همسرش را بی‌ارتباط با ازدواجشان اعلام کرد و پس از آن حضور چندانی در رسانه‌ها نداشت و به جز یک مورد تکذیب خبری پیرامون نجفی اظهارنظر دیگری نداشت، تا اینکه صبح روز سه‌شنبه ۷ خرداد شاید برای آخرین بار خود و همسرش را به سر خط خبر‌ها کشاند، آن هم با مرگ.

فرارو

خواندن خبر در سایت منبع

وکیل نجفی: شواهد نشان می‌دهد قتل میترا استاد غیرعمد بود

انتخابخبرگزاری انتخاب
وکیل نجفی: شواهد نشان می‌دهد قتل میترا استاد غیرعمد بود
لاله عقبایی وکیل محمد علی نجفی گفت: شواهد نشانگر این است که محمد علی نجفی قصد ارتکاب قتل نداشته و در شرایط خاص این قتل رخ داده است و قتل با عمد نبوده و غیرعمد بوده است .
وکیل نجفی: شواهد نشان می‌دهد قتل میترا استاد غیرعمد بود - 0

وکیل محمد علی نجفی گفت: شواهد نشانگر این است که محمد علی نجفی قصد ارتکاب قتل نداشته و در شرایط خاص این قتل رخ داده است و قتل با عمد نبوده و غیرعمد بوده است.

لاله عقبایی -وکیل محمد علی نجفی- با بیان جزئیات آخرین وضعیت پرونده میترا استاد از عدم وجود سو نیت برای ارتکاب قتل از سوی محمد علی نجفی گفت.

لاله عقبایی در رابطه با آخرین جزئیات پرونده قتل میترا استاد به دست محمد علی نجفی به برنا گفت: مسئله بارز این است که ایشان قصد ارتکاب جرم و سونیتی برای ارتکاب این قتل نداشتند. پس از ارتکاب قتل نیز؛ خودشان با پای خودشان به اداره آگاهی مراجعه کرده و خود را به ماموران معرفی کردند همه این رفتارها نشانگرحسن نیت ایشان است. البته باید تاکید کنم که اسناد و مدارکی در خصوص مباحثی که در این پرونده مطرح است روزگذشته به شعبه بازپرسی ارائه شده است. امیدواریم با بررسی اظهارات محمد علی نجفی؛ نتیجه گیری بازپرس پرونده بر غیرعمد بودن قتل باشد زیرا محمد علی نجفی قصد قتل نداشت و غیرعمد میترا استاد کشته شده است.

وی در رابطه با اینکه تاکنون گفتگویی از سوی خانواده نجفی با اولیادم میترا استاد صورت گرفته است یا خیر بیان داشت: وقوع این اتفاق بسیار تلخ است و برای خانواده «استاد» به حتم از دست دادن عزیزشان دردناک و غم انگیز است؛ هنوز اقدامی در خصوص دلجویی از خانواده میترا استاد صورت نگرفته است ولی به حتم تلاش برای دریافت بخشش و گذشت صورت خواهد گرفت.

این وکیل دادگستری در خصوص ادعاهای محمد علی نجفی در خصوص ارتباطات خاص مقتول با افرادی خاص تاکید کرد: در این خصوص همان سخنان آقای نجفی به نظر کافی است.

وکیل محمد علی نجفی در پایان در مورد تاریخ بعدی جلسه بازپرسی بیان داشت: هنوز تاریخ بازپرسی دوم مشخص نشده است.

منبع: برنا

وکیل نجفی: شواهد نشان می‌دهد قتل میترا استاد غیرعمد بود - 10

خواندن خبر در سایت منبع

حمله به اصلاحات به بهانه قتل همسر دوم نجفی!

ساعت ۲۴خبرگزاری ساعت ۲۴
حمله به اصلاحات به بهانه قتل همسر دوم نجفی!
ساعت24 -در وهله نخست مخالفان جریان اصلاحات در ایران و در وهله بعد اصلاح‌طلبانِ مخالف نجفی از یک حادثه جنایی به نفع امیال سیاسی خود استفاده کردند تا گروه نخست به عقیده خود اصلاحات را بی‌آبرو کند و گروه دوم در پی انتقام‌جویی درون‌حزبی باشد که همه این‌ها نه ماهیت قتل یک زن جوان و آشفتگی زندگی یک سیاست‌مدار خوشنام؛ بلکه کینه‌ورزی عده‌ای است که در مقام شعار دم از اخلاق می‌زنند؛ اما به وقت معرکه از اخلاق پا عقب می‌رانند.

محمدعلی نجفی روز گذشته آن‌قدر فضای خبری را در اختیار خود گرفت که تقریبا عموم اخبار سیاست داخلی و حتی خارجی به حاشیه رفت. او با یک طغیان همه‌جانبه علاوه بر آنکه به حیات همسر دومش پایان داد، خود را نیز نابود کرد تا در یک صبح تا بعد‌از‌ظهر، چهره یک سیاست‌مدار آرام، اخلاق‌مدار و روادار تبدیل به یک قاتل شود و همگان یا از فرط غم حادثه اظهار تأسف کنند یا آنکه از سرمستی به‌دست‌آوردن بهانه‌ای برای رسیدن به اهداف سیاسی و جناحی کینه‌های خود را روانه کاغذ‌های مطبوعات یا صفحات خبرگزاری‌ها کنند.

نکته در همین‌جاست که قتلی رخ داده، متهم به قتل دستگیر شده و از قضا همان متهم نیز به مباشرت در قتل اقرار کرده است و تا اینجای کار در روند پیگیری قضائی خلل خاصی مشاهده نمی‌شود؛ اما آنچه نامعلوم به نظر می‌رسد، این است که چرا عده‌ای از یک حادثه جنایی چنین بهره‌برداری‌های جناحی‌ای می‌کنند؟ نجفی با هر تفکر و نوع نگاه اعتقادی و سیاسی، هرآنچه هست، اکنون در قالب یک متهم از حقوق اولیه دفاعی برخوردار است.

ساعتی پس از آنکه نجفی خود را به نیرو‌های آگاهی معرفی کرد، رسانه ملی در اقدامی عجیب فیلم او را درحالی‌که چای می‌نوشید، منتشر کرد که در آن فیلم خبرنگار از نجفی با عنوان «قاتل» یاد می‌کرد. ساعتی نگذشته بود که باز هم همان خبرنگار در گزارشی دیگر اسلحه‌ای را که با آن شلیک شده بود، در دست گرفت و خشاب آن را خالی کرد و به مخاطبان اطمینان داد که از اسلحه نجفی پنج گلوله شلیک شده است.

بعید به نظر می‌رسد که مسئولان صداوسیما به این میزان از ابتدائیات آیین دادرسی کیفری بی‌اطلاع باشند؛ زیرا قاعدتا باید بر اداره‌کنندگان یک مجموعه بزرگ به نام صداوسیما آشکار باشد که آلت جرم باید در دادسرا بررسی شود یا آنکه تصویربرداری از متهم که هنوز پایش به دادسرا باز نشده است، صحیح به نظر نمی‌رسد.

گفت‌وگوی رسانه‌ای با متهمی با داشتن چنین گستره جرمی احتیاج به دستور قضائی دارد و حتی اگر دستور قضائی هم صادر شده باشد، عجیب است که چطور دادستان یا بازپرس پرونده به این سرعت تحقیقات را آغاز کرده‌اند و صلاح دانسته‌اند که با متهم گفتگو شود؟ از سوی دیگر خبرنگار صداوسیما باید توجیه شود که نجفی هنوز متهم است و اگر تا پیش از صدور حکم صد بار دیگر نیز اقرار کند، باز هم نمی‌توان او را قاتل نامید؛ زیرا حکم نهایی دادگاه صالح صادر نشده است.

این مسائل وجوه تأمل‌برانگیز حقوقی رفتار‌های عجیب صداوسیماست؛ اما نکته فرامتنی ماجرا این است که چرا این نهاد در شرایطی که هنوز مرحله تحقیقات قضائی آغاز نشده است، چنین شتاب‌زده به سراغ موضوع می‌رود و خود را موظف می‌داند که تمام جزئیات زندگی شخصی فرد متهم به قتل را بر همگان عیان کند؟ و به مخاطب این حس را انتقال دهد که صداوسیما با یک هیجان خاصی مشغول سیاسی‌کاری است؛ به‌ویژه آنکه به یاد داریم وقتی نجفی شهردار تهران شد، شائبه ممنوع التصویری شهردار تهران به گوش رسید و تا چند روز صداوسیما به طور مناسب اخبار شهردار پایتخت را پوشش نمی‌داد.

در آن زمان کار تا جایی پیش رفت که حتی صدای نجفی هم درآمد و از سلیقه‌گرایی در صداوسیما انتقاد کرد. هرچند مسئولان این نهاد آن موضوع را تکذیب کردند؛ اما به‌هر‌روی مشخص بود که صداوسیما چندان از روی‌کارآمدن نجفی راضی به نظر نمی‌رسید که اگر غیر‌از‌این بود، چنین شائبه‌ای ایجاد نمی‌شد. حال پرسش این است که چطور همان صداوسیمایی که تمایل به پوشش اخبار شهرداری در زمان مسئولیت نجفی نداشت، اکنون به این شدت به اخبار همسر دوم او علاقه‌مند شده است؟

دیگر آنکه برخورد‌های جناح‌های سیاسی نیز محل تأمل است. به ‎طور مثال یک روزنامه اقدام مجرمانه نجفی را تیری به قلب جریان اصلاحات می‌داند یا روزنامه‌ای دیگر با طعنه از تراژدی نجفی سخن می‌گوید. در‌این‌بین مشخص نیست که یک قتل چطور نشان‌دهنده افول یک جریان سیاسی در کشور است؟ همان‌طور که اگر باشد، باید بپذیریم که برای مثال ازدواج موفق یک شخصیت اصلاح‌طلب حتما باید نشان‌دهنده توفیق جریان اصلاح‌طلبی در ایران باشد! که نه آن درست است و نه این. در وهله نخست مخالفان جریان اصلاحات در ایران و در وهله بعد اصلاح‌طلبان مخالف نجفی از یک حادثه جنایی به نفع امیال سیاسی خود استفاده کردند تا گروه نخست به عقیده خود اصلاحات را بی‌آبرو کند و گروه دوم در پی انتقام‌جویی درون‌حزبی باشد که همه این‌ها نه ماهیت قتل یک زن جوان و آشفتگی زندگی یک سیاست‌مدار خوشنام؛ بلکه کینه‌ورزی عده‌ای است که در مقام شعار دم از اخلاق می‌زنند؛ اما به وقت معرکه از اخلاق پا عقب می‌رانند.

نجفی اشتباه کرد و اشتباهش آن‌قدر بزرگ بود که حتی شاید برای جبران آن اشتباه جانش نیز ستانده شود؛ اما او در حریم شخصی خودش مرتکب این خطا شد، نه در حق ملت و کشور ایران.

خواندن خبر در سایت منبع

گفت‌وگوی منتشرنشده با همسر دوم محمدعلی نجفی

الفخبرگزاری الف
گفت‌وگوی منتشرنشده با همسر دوم محمدعلی نجفی

۸ آبان ۹۷ گفت و گویی با میترا استاد همسر دوم محمد‌علی‌نجفی شهردار سابق تهران در ارتباط با حواشی پیش آمده پیرامون زندگی این دو نفر بعد از ازدواج پرحاشیه‌شان داشتم که در ادامه آن را می‌خوانید.

بخشی از اظهارات میترا استاد همسر نجفی شهردار سابق تهران در گفت وگویی منتشر نشده

- من برای ازدواجم با دکتر نجفی دلایلی داشتم و قانع شدم. ایشان از من خواستگاری کردند، خیلی محترمانه، به‌طوری که هم در شأن خودشان و خانواده‌شان باشد و هم در شأن ما

- اما طبق عهدی که در محضر امام رضا (ع) با آقای دکتر بستیم قرار شد هیچ اقدامی بدون اجازه هم نکنیم و من هم به‌عنوان یک زن ایرانی وظیفه دارم به خواسته‌ها و علاقه‌های همسرم نسبت به کارها و برنامه‌های زندگی‌ام توجه کنم و تا حدی که می‌توانم عمل کنم. تا وقتی که ایشان صلاح بدانند من فعلا از فضای فعالیت‌های گوناگونم فاصله گرفتم.

- یک عده البته در کانال‌های تلگرامی زدند که دکتر نجفی به دلیل بیماری ازدواج کرد، در حالی که پیش از ماجرای بیماری و بحث استعفا ما نامزد بودیم و تصمیم بر ازدواج داشتیم.

- در ارتباط با انتصابات شایعه شده بود که شهرداری را این خانم می‌چرخاند و مدیریت می‌کند، البته کسانی بودند از دوستان و آشنایان که از رابطه من با آقای دکتر اطلاع داشتند، رزومه‌ای به من می‌دادند تا با آقای دکتر درمیان بگذارم. من ۱۵ – ۲۰ رزومه را برای ایشان فرستادم که دو نفر را ایشان تایید کردند.

- حیف است پشت‌سر آقای دکتر محمدعلی نجفی که ۴۰ سال برای این مملکت و نظام زحمت کشیدند، برای ما زحمت کشیدند این مدل حرف‌ها و حدیث‌ها باشد. همه به پاکدستی ایشان ایمان داریم. به اخلاق نیک و باتقوای ایشان ایمان داریم.

- خواهش می‌کنم که لباس قضاوت را برتن نکنید، قاضی همه ما خداوند است و این تنها صحبتی است که من دوست دارم همه بشنوند و رعایت کنند.

****************************

بگذارید سوالات را از شایعات ازدواج شما با دکتر نجفی شروع کنیم. بفرمایید این شایعات از کجا آغاز شد؟

چند ماه پیش یک رسانه بیگانه در کشور آلمان شروع به ساخت کلیپ‌هایی علیه بنده و آقای نجفی کردند که در کانال‌های تلگرامی پخش شد. مسائل دروغی در این کلیپ‌ها عنوان می‌شد مبنی‌بر فساد مالی و اخلاقی دکتر نجفی و رشوه‌گرفتن بنده که با یک صدای ساختگی آن را ایجاد کردند. مجموع این اعمال که دنباله‌دار هم بود شایعات و حواشی بسیاری را پیرامون من و دکتر نجفی ایجاد کرد.

شما اشاره به فیلمی می‌کنید که داخل آن از شما خواسته می‌شود به واسطه ارتباط با دکتر نجفی زمینه اجرای یک پروژه‌ای را فراهم کنید و در آن مبلغی پول هست و …، شما به همین اشاره دارید؟ درسته؟

بله، آن آقایی که با بنده صحبت کرد هیچ صحبتی از پول و رشوه نکرده بود اما وقتی صحبت تمام شد آن قسمتی که بنده گفتم بله در خدمت هستم، تقطیع شده و بحث مالی را قبل آن اضافه کردند و گفتند که ۵۰۰ تومان پول توشه، انگار که من به پیشنهاد مالی گفتم بله در خدمت هستم.

چرا همان موقع واکنش نشان ندادید و در پاسخ به این حواشی خصوصا اتهام رشوه گرفتن خودتان که رقم سنگینی هم بود، نگفتید که صدا ساختگی است و شما چنین چیزی را نپذیرفتید؟

مردم ما مردم باهوشی هستند. اتفاقا من همان موقع می‌خواستم که از طریق رسانه‌ها و فضای مجازی در این‌باره اطلاع‌رسانی کنم و اقداماتی داشته باشم و بگویم که این حرف‌ها دروغ محض است اما دکتر اعتقادشان بر این بود که مردم ما این فیلم را ببینند خودشان متوجه می‌شوند که این صداگذاری کودکانه است و غیرحرفه‌ای است و بالعکس دست‌شان بیشتر برای مردم رو می‌شود. برای همین به من اجازه اقدام ندادند تا اینکه در این چند وقت اخیر اقدامات آن فرد و حاشیه‌سازی‌هایش زیاد شد و دیگر من تصمیم گرفتم واکنش نشان بدهم.

شما از پیشینه زندگی آقای نجفی خبر داشتید؟ اینکه چندین سال همسری داشتند و دارند و با ایشان زندگی می‌کردند و …؟

این سوال خیلی سوال خصوصی‌ای است اما من با توجه به حواشی‌ای که ایجاد شده است مجبورم در حدی که حریم‌شکنی نکنم، توضیح مختصری بدهم. بله من در جریان زندگی پیشین ایشان بودم و خیلی‌ها هم به بنده گفتند چطور شما به همنوعت رحم نکردی یا حتی گفتند که به خاطر پول و موقعیت با دکتر ازدواج کردم ولی به هرحال من برای ازدواجم با دکتر نجفی دلایلی داشتم و قانع شدم. ایشان از من خواستگاری کردند، خیلی محترمانه، به‌طوری که هم در شأن خودشان و خانواده‌شان باشد و هم در شأن ما، بنده هم از ایشان اجازه گرفتم که فکر کنم و عنوان کردم که زندگی اول شما چطور است و من نمی‌توانم پا در زندگی همنوعم بگذارم و … ایشان هم دلایلی آوردند و من را قانع کردند. دلایلی آوردند که گفتن آن ممکن نیست و شخصی است و من هم پذیرفتم و زندگی‌مان را آغاز کردیم.

براساس شناختی که از شما داشتم شما یک بانوی فعال اجتماعی، سیاسی، هنری و... بودید و حتی رئیس کمیته هنرمندان چندین صنف بودید، نامزد شورای شهر پنجم در اسلامشهر بودید، حتی سال گذشته هم به‌عنوان برترین بازیگر کشوری انتخاب شدید و... این همه سابقه و کار تشکیلاتی و اجتماعی و... به یک‌باره ظرف یک‌سال گذشته به خاموشی رفته و شما در انزوا قرار می‌گیرید. چه می‌شود که این اتفاقات می‌افتد؟ چرا شما به فعالیت‌هایتان پایان داده‌اید؟

شما نسبت به رزومه من کامل‌تر از خودم آگاه بودید. بله من کسی بودم که فعالیت‌های اجتماعی، سیاسی و هنری داشتم و متاسفانه این شایعات و اذیت و آزارها باعث شد من و آقای دکتر به این نتیجه برسیم که بیشتر زمانم را در خانه سپری کنم، البته نه اینکه بیکار باشم ولی ترجیح ایشان بر این بود که به خاطر دورشدن از حواشی و این اتفاقات و شایعات بنده بیشتر وقتم را در خدمت ایشان باشم و با آرامش به زندگی‌مان بپردازیم.

یعنی این قرار است که ادامه پیدا کند یا ما منتظر فعالیت‌های دوباره شما باشیم؟

بهتر است در این باره پیش‌داوری نکنیم. اما طبق عهدی که در محضر امام رضا (ع) با آقای دکتر بستیم قرار شد هیچ اقدامی بدون اجازه هم نکنیم و من هم به‌عنوان یک زن ایرانی وظیفه دارم به خواسته‌ها و علاقه‌های همسرم نسبت به کارها و برنامه‌های زندگی‌ام توجه کنم و تا حدی که می‌توانم عمل کنم. تا وقتی که ایشان صلاح بدانند من فعلا از فضای فعالیت‌های گوناگونم فاصله گرفتم.

استعفای آقای نجفی از شهرداری تهران هم همین موضوع بوده است؟ چون مراسم ازدواج شما با استعفای دکتر تقارن زمانی داشت، البته بعد ماجرای بیماری عنوان شد ولی به هر حالت ما متوجه دلیل استعفای آقای نجفی نشدیم.

درباره دلیل استعفای آقای دکتر من نباید ورود کنم چون به خود ایشان مربوط است. ایشان سخنرانی کردند و گفتند دلیل استعفایشان چه چیزی بوده است و عمده‌ترین دلیل بیماری عنوان شد. ما قصد ازدواج داشتیم، مدت‌ها قبل‌تر از ماجرای بیماری، روزش را هم انتخاب کرده بودیم، یک روز خاصی را هم انتخاب کرده بودیم. فکر می‌کنم عقدمان روز ولادت حضرت علی‌اکبر (ع) بود. چون دکتر نجفی علاقه خاصی داشتند تا عقدمان در یک روز خاص باشد و برای همین این روز را انتخاب کردیم. بعد از چند وقت ایشان به دکتر مراجعه کردند و متوجه شدیم حال‌شان خوب نیست و بیمار هستند. اما هیچ اتفاقی باعث نشد که ما مراسم عقدمان را به تعویق بیندازیم. در همان تاریخی که برنامه‌ریزی کردیم مراسم عقدمان برگزار شد. یک عده البته در کانال‌های تلگرامی زدند که دکتر نجفی به دلیل بیماری ازدواج کرد، در حالی که پیش از ماجرای بیماری و بحث استعفا ما نامزد بودیم و تصمیم بر ازدواج داشتیم. این درست نیست زندگی و حریم شخصی افراد را به کارشان ارتباط بدهیم و از آن بهره‌برداری سوء کنیم.

من تصور می‌کنم بخشی از فشارهایی که در این یک‌سال گذشته بر شما و زندگی‌تان آمد مربوط به انتقادات نسبت به عملکرد و انتصابات دکتر نجفی بوده است. به نظرم شما قربانی شایعات شدید. شنیدم همین اواخر چند جوان آمدند رستورانی که شما و آقای نجفی بودید، فحاشی و فیلمبرداری کردند. بخشی از اینها برمی‌گردد به عملکرد تخصصی آقای نجفی که وارد زندگی شخصی شما شده است. اینها را می‌پذیرید؟

در ارتباط با انتصابات شایعه شده بود که شهرداری را این خانم می‌چرخاند و مدیریت می‌کند، این درحالی است که من نه تخصصش را داشتم و نه علاقه‌ای داشتم که در این حوزه ورود مستقیم کنم. البته کسانی بودند از دوستان و آشنایان که از رابطه من با آقای دکتر اطلاع داشتند، رزومه‌ای به من می‌دادند تا با آقای دکتر درمیان بگذارم. آقای دکتر هم کسی نیست که بدون مشورت تصمیم بگیرد و بعد از مشورت هم باید حتما به یک نتیجه منطقی و مثبت برسد تا کاری را انجام دهد. من ۲۰ – ۱۵ رزومه را برای ایشان فرستادم که ایشان دو نفر را تایید کردند. البته نه خودشان، بلکه تیم گزینشی آنها را تایید کردند و بعد ارجاع دادند به دکتر نجفی. بنده فقط در حد مشاوره نسبت به چیزهایی که اطلاعاتی داشتم درکنار ایشان بودم و همیشه تصمیم‌گیرنده خودشان بودند. در ارتباط با رستوران هم بله، ما چند وقت پیش رستورانی بودیم که تعدادی جوان آمدند با موبایل فیلم گرفتند و به دکتر فحاشی کردند و ما برخورد مناسبی با آنها کردیم و بعد آمدند عذرخواهی کردند. کاش ما قبل از اینکه کاری کنیم درباره آن فکر کنیم تا مشکلی بعد از انجام آن پیش نیاید و مجبور نباشیم که عذرخواهی کنیم.

درباره عملکرد آقای نجفی در مسئولیت‌های مختلف باید در موعد مناسب گفت‌وگو کرد و مجالی فراهم شود تا سوالات و ابهاماتی که در نحوه مدیریتی ایشان بوده است را از ایشان بپرسیم. اما سوای اینها اگر حرفی باقی مانده، من در خدمت‌تان هستم.

بله شما به شایعات اخیر اشاره کردید. تقریبا چند ساعت پیش بود که دوستان تصویر متن یکی از اعضای شورای شهر سابق را برای من فرستادند. مطلبی که ایشان منتشر کرد خیلی غیراخلاقی بود و ما راضی نیستیم، نه من و نه آقای دکتر. عکس بنده و همسرم را در اینستاگرام‌شان گذاشتند و یک متن خیلی غیراخلاقی و غیرحرفه‌ای که در شأن خودشان و ما نبوده است را نوشتند و از من درخواست کردند که مصاحبه نکنم؛ بنا بر دلیل و قضاوت ناآگاهانه‌ای که خودشان داشتند. تفرقه‌ای که ایشان ایجاد کرد، باعث شد به هرحال عده‌ای ناآگاهانه فکرشان به سمتی برود که چه کار فجیعی انجام شده است که اینها ازدواج کردند و … هرکسی زندگی شخصی‌اش به خودش مربوط است. هرکسی برای اعمالش دلایل قانع‌کننده‌ای دارد. من دوست نداشتم عکس من و همسرم را با آن مطلب غیراخلاقی و کودکانه در صفحه‌شان منتشر و ادعا کنند که مدافع حقوق زنان هستند. ما چرا فکر می‌کنیم که دفاع از حقوق بانوان یعنی سرکوب کردن آقایان؟

ما اگر برای حقوق بانوان می‌دویم و تلاش‌مان این است که همه بانوان حق و حقوق‌شان حفظ شود، باید بایستیم و مبارزه کنیم. همیشه در ذهن من بوده است که یک زن خیلی باارزش است و باید همه قوانین و حقوقی که به او مربوط است رعایت شود، ولی ما نباید با این ادعا بر سر آقایان بکوبیم، این آقایان برادر من، پسر من و پدر من هستند. ما با این آقایان مراوده داریم، اقوام ما، دوست ما، همکار ما و … این صحیح نیست که یک مرد را سرکوب کنیم و عیبی را بر آن بگذاریم و از طرف دیگر همنوع خود را هم که یک خانم است به چالش بکشیم. اتفاقا به بنده گفتند کامنت بگذارم و صحبت بکنم، اما گفتم واقعا کسی که چنین کاری می‌کند نمی‌خواهد بفهمد و بپذیرد که اشتباه کرده است. من اگر جای این خانم بودم حتما از آقای نجفی عذرخواهی می‌کردم. نه من و نه ایشان در جایگاهی نیستیم که برای دکتر نجفی تصمیم بگیریم ایشان بمانند یا بروند.

تصمیم‌گیرنده شورای شهری است که برای مصوباتش ارزش قائلیم. همه ما مدافع حقوق زنان هستیم، اما به چه قیمتی؟ به قیمت ورود به حریم و زندگی شخصی افراد؟ به شما چه ارتباطی دارد که کدام زن در حال ظلم دیدن است یا کدام زن الان خوشحال است، مگر من یا دکتر نجفی یا هرکس دیگری کمکی از ایشان خواستیم؟ اگر کسی از ایشان کمکی خواست ایشان می‌تواند کمک کنند، فقط کمک کند نه اینکه قضاوت کند. البته دوستان به من گفتند که یکی از دلایل این کار به خاطر انتخاباتی است که در پیش است و ایشان برای مطرح شدن خودشان دست به این کار زده‌اند.

درحالی که می‌توانستند از راه‌های بهتری شناخته و مطرح شوند. حیف است پشت‌سر آقای دکتر محمدعلی نجفی که ۴۰ سال برای این مملکت زحمت کشیدند، برای ما زحمت کشیدند این مدل حرف‌ها و حدیث‌ها باشد.

همه به پاکدستی ایشان ایمان داریم. به اخلاق نیک و باتقوای ایشان ایمان داریم. من در یکی از مصاحبه‌های خودم گفتم که دلسوزی زیادی نکنید و اگر موردی بود خودم شفاف آن را بیان می‌کنم. آنقدر رک هستم که چیزی که به مردم ربط داشته باشد را عنوان می‌کنم. خواهش می‌کنم که لباس قضاوت را برتن نکنید، قاضی همه ما خداوند است و این تنها صحبتی است که من دوست دارم همه بشنوند و رعایت کنند. ما از مردم هستیم و کسی هستم که بین این مردم زندگی کردم.

عکس اگر دست به دست می‌شود اینها اشکال دارد. عکس‌های ما همه عکس‌های عمومی است و مشکلی ندارد. فقط امیدوارم این مشکلات حل شود. سعی می‌کنم دیگر این مصاحبه را کمتر کنم و این مصاحبه‌ای که با شما انجام شد، بشود حسن‌ختام این شایعات و این مسائلی که پیش آمده است. خواهرانه از مردم می‌خواهم که به این شایعات توجه نکنید و برای زندگی هم دعا کنید، چون دعا در حق دیگران بسیار سفارش شده و ما به جای سرک کشیدن در زندگی خصوصی دیگران زندگی خودمان را کنیم.

خواندن خبر در سایت منبع

ارتباط همسر دوم نجفی با وزارت اطلاعات تکذیب شد

موجخبرگزاری موج
ارتباط همسر دوم نجفی با وزارت اطلاعات تکذیب شد
دستیار ویژه وزیر اطلاعات گفت: همسر دوم محمدعلی نجفی، هیچگونه ارتباط و همکاری با وزارت اطلاعات نداشته است.

به گزارش خبرگزاری موج، دستیار ویژه وزیر اطلاعات گفت: پخش این‌گونه ادعاهای کذب موجب تشویش افکار عمومی و قابل پیگیری قضائی است.

این مقام وزارت اطلاعات همچنین اعلام کرد: همسر دوم محمدعلی نجفی - شهردار اسبق تهران - که دیروز به قتل رسید، هیچگونه ارتباط و همکاری با وزارت اطلاعات نداشته است.

خواندن خبر در سایت منبع

نظرها

در ادامه بخوانید

مجازات سنگین برای قاتلان بچه خرس در سوادکوه + فیلم تلخ از لحظه مرگ

رکنارکنا1 روز قبل
حسنعلی ابراهیمی مدیر‌کل حفاظت محیط‌زیست مازندران با اشاره به تلف‌شدن خرس قهوه‌ای ۲ ساله در سوادکوه، گفت: هماهنگی‌های لازم با دادستان شهرستان سوادکوه برای دستگیری افرادی که اقدام به ضرب و شتم خرس قهوه‌ای کردند، انجام شد. وی با بیان اینکه بدون تردید یکی از عواملی که باعث تلف‌شدن خرس قهوه‌ای در سوادکوه شد، عامل ضرب و شتم انسانی بود، افزود: به‌دلیل کار غیر‌اخلاقی ضرب و شتم خرس قهوه‌ای، اشد مجازات را برای عاملان آن به دستگاه قضایی پیشنهاد می‌کنیم. مدیر‌کل حفاظت محیط‌زیست مازندران گفت: رها‌شدگی برخی از حیوانات در جنگل‌های سوادکوه را از مناطق دیگر یا باغ‌وحش از اساس رد می‌کنم ولی از لحاظ علمی و برای تقویت ژنتیکی نوع خاصی از حیوانات یا پرندگان و یا درمان و بازگرداندن حیوان یا پرنده به جنگل وجود دارد و رها‌شدگی حیوانات از باغ وحش را در طول سال‌های اخیر در جنگل‌های سوادکوه رد می‌کنم. در فیلم زیر بانوی سوادکوه با فریاد‌های متعهدانه خود از ضاربان خرس قهوه‌ای می‌خواهد که از ضرب و شتم دست بردارند. برای ورود به کانال تلگرام ما کلیک کنید.

عجایب معماری ایران در ۱۸۰۰ سال قبل؛ نخستین آپارتمان نشینان ایران چه کسانی بودند؟ (+فیلم)

عصر ایرانعصر ایران19 ساعت قبل
کیفیت پایینکیفیت خوبعصر ایران؛ حسن ظهوری _ زینب کریمی _ به آن ایزدخواست می‌گویند؛ به معنای اراده و خواست خداوند. نقل می‌کنند که یزدگرد و چند سردارش تنها بازماندگان ارتش بزرگی بودند که از سرما کشته شدند و خواست خداوند، زنده ماندن یزدگرد بوده‌است. دژ ایزدخواست روی صخره‌ای عظیم بنا شده که از سه سمت به دره‌ای با ارتفاع بین ۶ تا ۱۵ متر منتهی می‌شود. این گزارش شما را با یکی از عجیب‌ترین معماری‌های ایران آشنا می‌کند. نخستین شهر ایران که آپارتمان‌های چندطبقه‌ای دارد.

رونمایی از رقیب ترامپ

همشهریهمشهری1 روز قبل

اولین تصاویر از حمله موشکی سپاه پاسداران به مواضع داعش در سوریه

مهرمهر20 ساعت قبل
فراروفرارو1 روز قبل
مادر بهناز را یکی دو بار در مدرسه دیده بودم و زن موجهی به نظر می‌رسید. پدر و مادرم از این که دوست خوبی پیدا کرده بودم خوشحال بودند تا این که آن حادثه شوم رخ داد. آن روز خیلی خوشحال بودم و با پیشنهاد و اصرار مادر بهناز با لباس راحتی روی مبل نشستم تا به قول خودشان راحت باشم! مادر بهناز در برابر نگاه‌های نگران و سوال برانگیزم گفت: نگران نباش دوست بهناز است. بهناز در حالی که فریاد می‌زد «سورپرایز!» به طرف یکی از آن دو رفت و به او دست داد.

انتشار تصاویر دیده نشده از عملیات لیله‌القدر سپاه علیه داعش برای نخستین بار

الفالف1 روز قبل
گروه سیاسی الف، ۲۷ خرداد ۱۳۹۸، ۲۲:۵۳ ۳۹۸۰۳۲۷۲۵۷به گزارش فارس، ۱۷ خردادماه سال ۱۳۹۶ و در یک روز گرم بهاری حملات تروریستی تهران اتفاق افتاد. پس از اتمام عملیات تروریستی و در همان روز ۱۷ خردادماه، سپاه پاسداران با صدور بیانیه‌ای وعده انتقام از این عملیات تروریستی را به ملت ایران داد و تاکید کرد: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ثابت کرده است ریخته شدن هیچ خون پاکی را بدون انتقام نمی‌گذارد. در این عملیات تعداد ۶ فروند موشک بالستیک میان‌برد زمین به زمین که از پایگاه‌های موشکی نیروی هوافضای سپاه در استان‌های کردستان و کرمانشاه شلیک شد، پس از عبور از آسمان عراق، به صورت دقیق به اهداف خود در دیرالزور اصابت کرد. فرمانده نیروی هوافضای سپاه همچنین تاکید کرد: شناسایی و احاطه اطلاعاتی این تروریست‌ها به خودی خود یک دنیا مسئله است و شلیک این موشک‌ها از فاصله ۷۰۰ کیلومتری و نشاندن روی یک ساختمان کوچک، خودش یک پیام است و آنها می‌فهمند عیار ایرانی‌ها کجاست. اکنون و در دومین سالگرد این عملیات غرورآفرین، تصاویری از محل برخورد موشک‌های سپاه به مقر تروریست‌های تکفیری منتشر شده است که در آن به خوبی موقعیت قبل و بعد از برخورد مشخص شده است.

اخبار بیشتر