سخنان ناگفته کرباسچی درباره پرونده نجفی و انتقاد میردامادی از او
  1. خبری
  2. پوشش‌های خبری
  3. سیاسی
پوشش خبری

سخنان ناگفته کرباسچی درباره پرونده نجفی و انتقاد میردامادی از او

افشاگری کرباسچی از اعمال فشار به روحانی برای صدور حکم نجفی

مشرق‌نیوزخبرگزاری مشرق‌نیوز
افشاگری کرباسچی از اعمال فشار به روحانی برای صدور حکم نجفی
دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی با تشریح جزئیات روند شهردار شدن نجفی خاطرنشان کرد که استراتژی نادرست برخی اصلاح‌طلبان، نجفی را در موقعیت خطیری قرار داد و آن‌ها وی را قربانی ساختند.

به گزارش مشرق، غلامحسین کرباسچی دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی در سرمقاله امروز روزنامه سازندگی با اشاره به واقعه قتل همسر نجفی و برخی اظهار نظرهای بعد از آن مطلبی با عنوان «علاج واقعه قبل از وقوع» نوشت.

متن یادداشت دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی به شرح ذیل است:

با وجود همه خویشتن‌داری‌‏ها و پرده‌پوشی‏‌های اخلاقی و مصلحت‌اندیشی‌های سیاسی و لزوم رعایت حریم خصوصی افراد، آنچه این روزها پس از حادثه تلخ قتل همسر دوم دکتر محمدعلی نجفی می‌گذرد مباحثی را در میان اصلاح‌طلبان برانگیخته است که عدم پاسخگویی به آنها ممکن است در انحراف افکار عمومی چندان موثر باشد که نتوان آن را جبران کرد.

این تداوم همان خطایی است که همان‌طور که قبلا گفتم کار را به این فاجعه اخلاقی و انسانی کشاند و نه فقط به هتک حوزه خصوصی دکتر محمدعلی نجفی منتهی شد و حیات یک انسان را از بین برد بلکه به چالشی برای جبهه اصلاحات و خشنودی مخالفان اصلاحات بدل شد. از سوی دیگر پیام توئیتری اینجانب در روز انتشار خبر قتل خانم میترا استاد بهانه‌ای به دست داد که برخی هجمه‌ها و بی‌اخلاقی‌ها به سوی بنده و حزب کارگزاران سازندگی ایران روانه شود و به علت محدودیت‌های فنی پیام‌های توئیتری سوءبرداشت‌هایی برای برخی دلسوزان به‌خصوص در بدنه جبهه اصلاحات به وجود آمد. از این‌رو در وظیفه و مسئولیت خویش می‌‏دانم که به عنوان یک شهروند و یک اصلاح‌طلب به خصوص برای رفع شبهه جوانان اصلاح‌طلب از برخی مسائل ابهام‌زدایی کنم و در آغاز لازم به توضیح می‌دانم که هیچ‌گاه قصد ورود به حوزه خصوصی هیچ انسانی در هیچ سطحی نداشته و ندارم. حوزه خصوصی دکتر نجفی محترم است و به شخص ایشان و نهایتا خانواده‌شان اختصاص دارد و داوری نهایی درباره آن با خداوند است و تاریخ و مردم هم بر اساس حقایقی که در نهایت مکتوم نخواهد ماند قضاوت می‌کنند.

ما قاضی نیستیم و نباید تحت‌تاثیر جوسازی‌‏های له و علیه قرار گیریم که این، همه می‌گذرد. آن‌چه به ما ربط دارد و در حوزه تعهد ما سیاسیون، به‌خصوص اصلاح‌طلبان است، برعهده گرفتن مسئولیت سیاسی و اجتماعی حمایت از مدیرانی است که به مردم معرفی می‌کنیم و گریز از مسئولیت‌پذیری عین بی‌اخلاقی در یک دموکراسی است. هیچ مسئولی در هیچ جای جهان حق ندارد به اعتماد عمومی خیانت کند و از موقعیت سیاسی و اجتماعی خویش در جهت مسائل شخصی استفاده کند و در مقام یک مسئول به‌خصوص اگر اصلاح‌طلب باشد باید بیش از یک شهروند مراقب خویش باشد که «حسنات الابرار سیئات المقربین» (یا به زبان فارسی: هرکه بامش بیش، برفش بیشتر!)

*نجفی منکر رابطه خود با میترا استاد شده بود / بدگمانی شورای شهر به مقامات مسئول

دقیقا از همین موضع است که در آغاز تابستان سال ۱۳۹۶ اندکی پس از پیروزی اصلاح‌طلبان در انتخابات شورای شهر تهران به هنگام طرح نامزدهای تصدی شهرداری تهران در حضور چهار تن از اصلاح‌طلبان برجسته که نام‌شان نزد اینجانب محفوظ است، در دفتر جناب آقای نجفی به حضورشان رسیدم و در حین بحث و رایزنی برای گزینه‏‌های شهرداری تهران درباره همین پرونده مطروحه از ایشان سوال کردم و با توجه به طرح نامزدی ایشان برای شهرداری درباره عوارض طرح این پرونده و اثرات منفی آن در مدیریت شهری تهران و نیز حوزه خصوصی آقای نجفی در حضور دوستان هشدار دادم. ایشان البته آن روز برخلاف این روزها اصل ماجرا را منکر شدند و با عبور از این مساله سعی کردند آن را در حد یک آشنایی ساده تخفیف دهند و به‌رغم اینکه این روزها در دادگاه، آشنایی خویش با مقتوله را از آغاز سال ۱۳۹۶ (قبل از آن جلسه) معرفی می‏‌کنند، آن روز منکر این رابطه شدند. با وجود این من بار دیگر در دیداری خصوصی با آقای نجفی درباره بهانه مخالفت‌ها با ایشان تذکر دادم که خودشان فرمودند با مراجعه با مقامات مسئول موانع را رفع می‌‏کنند؛ و ظاهرا دیدارهایی هم با مقامات انجام دادند که شواهد امر نشان می‌دهد آن دیدارها ناموفق بوده‌اند، اما متاسفانه استراتژی نادرست برخی دوستان اصلاح‌طلب، آقای نجفی را در موقعیت خطیری قرار داد و ایشان را به دست خویش قربانی ساختند. و با وجود انتقال این پیام در سطوح مختلف جبهه اصلاحات به علل سیاسی از تسری آن به بدنه اصلاحات جلوگیری شد و با وجود آگاهی برخی اعضای شورای شهر از پرونده، به علت بدگمانی آنان به مقامات مسئول - که البته ریشه در پاره‌‏ای رفتارهای نادرست همین نهادها و مقام ‏ها دارد - شهرداری به دکتر نجفی رسید.

این مساله متأسفانه با وجود همه تذکرات بود که نه فقط از ناحیه من که از جانب دوستان دیگر هم منتقل شده بود:

در چهارم مرداد ماه ۱۳۹۶ از ناحیه برخی مقامات مجلس شورای اسلامی به دوستان پیامی رسید که شهرداری دکتر محمدعلی نجفی به علت مسائل شخصی ایشان با چالش‌های بزرگی مواجه می‌شود. پیامی که با بی‌اعتنایی دوستان مواجه شد.

*نهادهای امنیتی و وزارت کشور با شهردار شدن نجفی مخالف بودند / اعمال فشار به روحانی برا صدور حکم

در ۲۵ مردادماه ۱۳۹۶ در جلسه‌ای با حضور سران همه‌ی احزابی که در شورای شهر تهران نماینده دارند و نیز با حضور ۲ یا ۳ نفر از اعضای شورای شهر از سوی یکی از دوستان اعلام شد که عالی‌ترین نهادهای سیاسی کشور با شهرداری دکتر نجفی مخالفند. در همان جلسه یکی از اعضای شورای شهر مخالفت یکی از دستگاه‌های امنیتی با شهرداری ایشان را اعلام می‌کند.

پس از آن در جلسه دیگری در تاریخ هشتم شهریورماه ۱۳۹۶ همان عضو شورای شهر تهران از مخالفت وزیر کشور با شهرداری دکتر نجفی بر اساس گزارش و استعلام نهادهای امنیتی دولتی خبر داد. اما با پیگیری برخی بزرگان اصلاحات و اعمال فشار بر رئیس‌جمهور، آقای روحانی به وزیر کشور دستور می‌دهد حکم شهرداری دکتر نجفی صادر شود.

در واقع اشتباه اصلی نه از شورای شهر تهران که بر عهده احزاب پشتیبان ایشان بود که راهبرد نادرستی را انتخاب کردند. استراتژی این دوستان از آغاز بر دوقطبی‌‏سازی و مخالف‌خوانی بود و هست و این راهبردی غلط است که در امور سیاسی مبنای عمل را بر تضاد قرار دهیم و فکر کنیم قدرت ما در مخالفت است. در چنین شرایطی بود که به جای بررسی مستندات پرونده مدعیان علیه آقای نجفی در نهادهای معتمد خود یا وجدان خویش، این پرونده را «باج‌خواهی» خواندند و با تمرکز خواست اصلاحات بر شهرداری یک شخص و تعصب بر انتخاب آقای نجفی امکان بررسی آن شایعات بلکه مستندات را حتی از معاون اول رئیس‌‏جمهور سلب کردند و با تماس‌ها و فشارهای پیاپی در بالاترین سطوح اصلاحات تنها اصلاح ممکن در شهرداری تهران را شهرداری دکتر نجفی خواندند.

این امکان وجود داشت که با تحذیر و فاصله گرفتن دکتر نجفی از این نوع روابط از حضورشان در مدیریت کشور استفاده کرد یا در صورت اصرار برحفظ حریم خصوصی، از تسری این حیطه به جامعه سیاسی کشور با پذیرش عواقب و عوارض مسئولیت جلوگیری کرد؛ اما اصرار بر حفظ این وضعیت متناقض سبب شد کار به جایی برسد که دوستان حتی مخالفت نهادهای دولتی نزدیک به جبهه اصلاحات با شهرداری دکتر نجفی را نادیده گرفتند و از خود نپرسیدند چرا در دولت دوم دکتر روحانی مسئولیتی به دکتر نجفی داده نشد و از آن بدتر در جلسات درون تشکیلاتی جبهه اصلاحات سعی کردند خاطره تلخ استعفای زودهنگام دکتر نجفی از سازمان میراث فرهنگی در سال ۱۳۹۲ را فراموش کنند و آن را ساده‌انگارانه، خطای فردی بدانند و تمام‌شده تلقی کنند.

*جلسه مشترک کارگزاران سازندگی و اتحاد ملت در منزل عبدالله نوری

شاید اگر «کتمان سر» و نامحرم دانستن جامعه و بدنه در سران برخی احزاب اصلاح‌طلب نبود، امروز کار بدان‌جا نمی‏رسید که با اطلاعات ناقص، بدنه‌ی این جریان به مرثیه‌سرایی و قهرمان‏‌سازی سوق یابد و همه نیز همچنان سکوت می‌کردند؛ اما نمی‌توانم فراموش کنم که در جلسه مشترک احزاب کارگزاران سازندگی و اتحاد ملت در منزل جناب آقای عبدالله نوری- که میانجی دو جریان بر سر همین داستان شدند- ما به صراحت به این مسائل اشاره کردیم و دوستان حزب اتحاد ملت نیز پذیرفتند که دیگر بر تداوم شهرداری دکتر نجفی اصرار نکنند و البته گفتند که ما گمان می‌کردیم پرونده میراث فرهنگی بسته شده و این ماجرای تازه‌‏ای نیست! در واقع ما هر زمان مخالفت خود را با تصدی شهرداری از سوی دکتر نجفی بیان می‌کردیم در معرض حمله و هجمه قرار می‌گرفتیم. حال پس از این همه مصائب که بر سر اصلاح‌طلبی و شهرداری و نیز دکتر نجفی آمده وقتی پرده از تاریخ برمی‌داریم متهم به هزار اتهام می‌شویم، چه رسد به آن زمان که این جریان در اوج بودند و مخالفت درون‌گفتمانی، «ذنب‌لایغفر» قلمداد می‌شد!

اما ما به مسئولیت خود عمل کردیم؛ همچنان که دکتر نجفی در همان آغاز ورود خود به شهرداری تهران بر جدایی خود از حزب کارگزاران در یک جلسه خبری تأکید دوباره کردند و فاصله گرفتن از دوستان سابق خود و حزبی که در ایجاد آن نقش داشت را به صراحت اعلام کرد. تاریخ شاهد است که دوستان در جریان داستان بودند و به‌رغم مراجعه خانواده دکتر نجفی به بزرگان اصلاحات ایشان را به این مهلکه انداختند. همه سخن ما به دکتر نجفی این بود که «به دست خویش خود را به هلاکت نرسانند» (لاتلقوا بایدیکم الی التهلکه).

*همه همت خود را گذاشتند که هاشمی شهردار نشود

اما برخی دوستان که از آغاز با شهرداری محسن هاشمی مخالف بودند، همه همت خود را گذاشتند که نه در رقابت با دکتر نجفی که پس از او نیز محسن هاشمی شهردار نشود و حتی با وجود عدم تمایل اولیه دکتر نجفی به شهرداری تهران- به شهادت جلسه مشترک بنده و سیدحسین مرعشی با ایشان - او را به مقصد مطلوب خویش هدایت کردند و ایشان را از خاستگاه سیاسی و فکری خود دور ساختند تا با شهرداری نیابتی به نام دیگران و به کام یاران خویش برنده داستان باشند غافل از اینکه «عرض ایشان می‏برند و زحمت دیگران می‏دارند».

*وضع امروز جبهه اصلاحات محصول چپ‌روی و تک‌روی در اصلاح‌طلبان است / به نام اصلاح‌طلبی، انحصارطلبی می‌کنند

آنچه امروز جبهه اصلاحات با آن مواجه است محصول این چپ‌روی و تک‌روی در اصلاح‌طلبان است که به نام اصلاح‌طلبی، انحصارطلبی می‌کنند و به‌جای وحدت «همه با هم» همه را به وحدت با خویش می‏خوانند. اما اصلاحات نام مستعار یک حزب نیست؛ اصلاحات فراتر از یک فرد یا حزب یا حتی یک جناح است و با این مصایب نه به تعبیر مخالفان از بین می‏رود، که آبدیده می‏شود؛ به شرط آنکه از آن عبرت بگیرد و چاره کند. برخورد تشکیلاتی با خطاهای درون جبهه اصلاحات به عزت اصلاحات می‏افزاید نه به خفت آن، که این روزها با آن مواجه هستیم.

این آسیب‌شناسی‏‌ها بر وحدت ما حتی با همین دوستان در حزب اتحاد ملت و جبهه مشارکت می‏افزاید نه آنکه آن را کم کند که اصلاح‌طلبانه‌ترین اتحاد بر سر اصول اصلاح‌طلبی ازجمله شفافیت و مسوولیت‌پذیری است و «مبارزه با خطا در درون جبهه اصلاحات» از زمره همین اصول اخلاقی است. ما باید در برخورد، پیشگام باشیم نه منفعل. آنچه روی داد از دست دادن یک فرصت طلایی خدمت به ملت و شهروندان تهران در سال‌های پس از ادبار سیاسی بود که تا اینجا از دست رفت و اندکی مانده هنوز. اما «عمر برف است و آفتاب تموز»؛ مگر ما چند بار می‏توانیم رأی مطلق مردم تهران برای شورای شهر و مجلس شورا را به‌دست آوریم که به این راحتی آن را از کف می‏دهیم‌؟! و هنوز هم با اصرار بر خطا و «کتمان سر»، مسئولیت‌ناپذیری خود را ادامه می‏دهیم و احتمال کاهش خطا در آینده را از بین می‏بریم؟!

هدف من از آن توئیت و مصاحبه و مقاله‌ی اخیر نیز جز این نبوده و نیست که گذشته را چراغ راه آینده کنیم.

خواندن خبر در سایت منبع

میردامادی: کینه شخصی کرباسچی از نجفی چقدر مهم است که او را شادمانه لگد می‌زند؟

فردا نیوزخبرگزاری فردا نیوز
میردامادی: کینه شخصی کرباسچی از نجفی چقدر مهم است که او را شادمانه لگد می‌زند؟
عضو حزب منحله مشارکت خاطرنشان کرد: آنچه جای تاسف دارد این است که کینه‌های شخصی کرباسچی نسبت به نجفی چقدر اهمیت داشته که دوست و هم‌حزبی چندین ساله خود را شادمانه لگد می‌زند؟

خبرگزاری فارس: در پی اظهارات اخیر غلامحسین کرباسچی علیه برخی اصلاح‌طلبان و به‌ویژه اعضای ارشد جبهه مشارکت و حزب اتحاد ملت و طرح اظهاراتی درباره دلایل مخالفت خود با شهردار شدن نجفی، محسن میردامادی عضو حزب منحله مشارکت در یادداشتی که در اختیار پایگاه اطلاع‌رسانی امتداد رسانه وابسته به حزب اتحاد ملت ایران قرار داده است، ضمن توضیحاتی، ادعاهای کرباسچی را رد کرده است.

کرباسچی اخیرا در مصاحبه‌ای با روزنامه اعتماد تصریح کرده بود: «من شخص آقای جهانگیری و دوستان حزب اتحاد و مشارکت را با همه ارادت و رفاقتی که داریم در در ماجرای محمد‌علی نجفی مقصرمی‌دانم. ما باید با مردم و نظام صادق باشیم. مسئولیت خطاهایمان را بپذیریم. و سعی نکنیم با یک جو جدید که راه می‌اندازیم وبه هیچ‍وجه واقعیت ندارد، مسئله را به گردن این نهاد و آن ارگان بیندازیم. اشتباهات و اعمال خلاف هر کدام از مجموعه‌های نظام هم به جای خود».

او در مورد مخالفت خود با شهردار شدن نجفی نیز گفته است: من قبلا هم مصاحبه کردم و گفتم که این انتخاب، خوب نیست. هم به تنهایی و هم با چند نفر از دوستان به منزل آقای نجفی رفتیم و از ایشان خواهش کردیم و گفتیم که به مصلحت نیست این سمت را بپذیرید.

متن یادداشت محسن میردامادی در پاسخ به این اظهارات به شرح ذیل است:

آقای کرباسچی پس از مسائل اخیر در مورد آقای نجفی، رضایتمندانه و شادمانه از سرنوشتی که برای وی رقم خورده، به طور مکرر به دیگران و اخیرا به آقای جهانگیری و دوستان حزب اتحاد و مشارکت حمله می‌کند که باعث شدند آقای نجفی به عنوان شهردار تعیین شود در حالیکه او چنین عاقبتی را پیش‌بینی می‌کرده است.

با توجه به آثاری که این ادعا می‌تواند داشته باشد، بنده به عنوان فردی که در جریان شور و مشورت‌های آن زمان بودم لازم می‌دانم نکاتی را عرض کنم.

همزمان با بررسی نامزدهای شهرداری در شورای شهر تهران، با توجه به اینکه بسیاری از منتخبین نظرات جریان‌های خارج از شورا را جویا می‌شدند، جلساتی با حضور تعدادی از دوستان در مورد شهرداری با هدف ارائه نقطه نظرات به اعضای شورا تشکیل می‌شد و آقای کرباسچی نیز در اکثر این جلسات حضور داشت.

آقای نجفی نیز از جمله افرادی بود که در این جلسات مطرح بود و بجز آقای کرباسچی که اصرار بر شهرداری آقای محسن هاشمی داشت، همه افراد دیگر نسبت به آقای نجفی نگاه مثبت داشتند.

دلیل اقبال به آقای نجفی سوابق روشن و موفق مدیریتی ایشان در مسئولیت‌های قبلی و شش سال عضویت در شورای شهر تهران و خوشنام بودن وی از دو جهت اخلاقی و مالی که اهمیتی مضاعف برای مسئولیت شهرداری دارد، بود. نظر قریب به اتفاق دوستان این بود که اینک که مردم به اصلاح‌طلبان رای داده‌اند، باید مسئولیت شهرداری به یکی از مدیران توانمند و ارشد اصلاح‌طلبان واگذار شود که بتواند عملکردی مطلوب در جهت جلب رضایت مردم ارائه دهد. آقای نجفی با توجه به عملکرد گذشته‌اش واجد این قابلیت‌ها شناخته می‌شد و در مدت کوتاه مسئولیت خود در سمت شهرداری عملکردی قابل قبول به جا گذاشت.

در هیچ یک از جلساتی که بحث آقای نجفی مطرح بود آقای کرباسچی یا فرد دیگری کلمه‌ای در مورد مسائلی که اخیرا حول و حوش آقای نجفی گفته می‌شود مطرح نکرد. حتی آقای مرعشی، که آقای کرباسچی ارتباط نزدیکی با ایشان دارد و قاعدتا اگر نکته منفی در مورد آقای نجفی داشت باید حداقل به ایشان اطلاع می‌داد، زمانی که به عنوان یکی از نامزدهای مورد نظر شورای شهر برای شهرداری تهران برنامه پیشنهادی خود را در جلسه شورا ارائه داد به دوستان شورا توصیه کرد به آقای نجفی برای مسئولیت شهرداری رای دهند.

همچنین در زمان استعفای آقای نجفی، آقای مرعشی در مقابل این سئوال که شما اگر از این مسائل اطلاع داشتید چرا قبل از انتخاب وی به عنوان شهردار دوستان را در جریان قرار ندادید، اظهار کرد در آن زمان اطلاعی از این مسائل نداشته است.

مسلما اگر دوستان کم‌ترین اطلاعی از مسائل و ارتباطاتی که اخیرا در مورد آقای نجفی مطرح می‌شود داشتند با شهردار شدن وی مخالفت می‌کردند. با شناختی که از دوستان شورای شهر هست مسلما آنها هم همین گونه عمل می‌کردند. حال اگر آقای کرباسچی یا هر فرد طرف مشورت دیگری از این ماجرا اطلاع داشته و به گونه‌ای هشدار و اطلاعات لازم را به اعضای شورای شهر نرسانده است، کاری کمتر از خیانت به اصلاح‌طلبان نکرده است.

همانطور که ذکر شد در جلسات مذکور، آقای کرباسچی تنها مخالف آقای نجفی بود، آن هم نه به دلیل مسائلی که امروز مطرح می‌کند بلکه به این دلیل که اصرار بر شهرداری آقای محسن هاشمی داشت. ولی آن جمع با توجه به سوابق مدیریتی، آقای نجفی را برای مدیریت شهرداری، به خصوص با توجه به مشکلات شدید مالی و فساد گسترده در آن، مناسب‌تر می‌دیدند. برخی نیز چنین تلقی داشتند که آقای کرباسچی بیش از آنکه به فکر معضلات و مشکلات شهرداری باشد به دنبال نقش و نفوذ خود در شهرداری است و برای خود نقش شهردار سایه قائل است که طبعا با شهرداری آقای نجفی نمی‌توانست حاصل شود.

آنچه در مجموع این ماجرا جای تامل و تاسف دارد این است که اختلافات و کینه‌های شخصی آقای کرباسچی نسبت به آقای نجفی چقدر اهمیت داشته که دوست و همکار سی و چند ساله و هم‌حزبی بیست و چند ساله خود را که امروز، بخشی به دلیل خطای خود و بخشی با سناریوئی که برای وی طراحی و اجرا شد، زمین خورده است شادمانه لگد می‌زند؟

البته با توجه به تجارب گذشته می‌توان حدس زد که این موضع آقای کرباسچی بیشتر موضعی شخصی است تا تشکیلاتی.

کرباسچی در مصاحبه اخیر خود درباره دیدار تعدادی از اصلاح‌طلبان با خانواده مرحوم آیت‌الله هاشمی هم ادعایی کرده بود که در گفتگوی محسن هاشمی با امتداد تکذیب شد.

خواندن خبر در سایت منبع

نظرها

در ادامه بخوانید

رونمایی از رقیب ترامپ

همشهریهمشهری1 روز قبل

اولین تصاویر از حمله موشکی سپاه پاسداران به مواضع داعش در سوریه

مهرمهر20 ساعت قبل

انتشار تصاویر دیده نشده از عملیات لیله‌القدر سپاه علیه داعش برای نخستین بار

الفالف1 روز قبل
گروه سیاسی الف، ۲۷ خرداد ۱۳۹۸، ۲۲:۵۳ ۳۹۸۰۳۲۷۲۵۷به گزارش فارس، ۱۷ خردادماه سال ۱۳۹۶ و در یک روز گرم بهاری حملات تروریستی تهران اتفاق افتاد. پس از اتمام عملیات تروریستی و در همان روز ۱۷ خردادماه، سپاه پاسداران با صدور بیانیه‌ای وعده انتقام از این عملیات تروریستی را به ملت ایران داد و تاکید کرد: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ثابت کرده است ریخته شدن هیچ خون پاکی را بدون انتقام نمی‌گذارد. در این عملیات تعداد ۶ فروند موشک بالستیک میان‌برد زمین به زمین که از پایگاه‌های موشکی نیروی هوافضای سپاه در استان‌های کردستان و کرمانشاه شلیک شد، پس از عبور از آسمان عراق، به صورت دقیق به اهداف خود در دیرالزور اصابت کرد. فرمانده نیروی هوافضای سپاه همچنین تاکید کرد: شناسایی و احاطه اطلاعاتی این تروریست‌ها به خودی خود یک دنیا مسئله است و شلیک این موشک‌ها از فاصله ۷۰۰ کیلومتری و نشاندن روی یک ساختمان کوچک، خودش یک پیام است و آنها می‌فهمند عیار ایرانی‌ها کجاست. اکنون و در دومین سالگرد این عملیات غرورآفرین، تصاویری از محل برخورد موشک‌های سپاه به مقر تروریست‌های تکفیری منتشر شده است که در آن به خوبی موقعیت قبل و بعد از برخورد مشخص شده است.

خودشیرینی نتانیاهو برای ترامپ

صدا و سیماصدا و سیما1 روز قبل
بنیامین نتانیاهو نخستین بار در بیست سال گذشته، کلنگ شهرکی را در منطقه اشغالی جولان سوریه بر زمین زد که نام ترامپ برای آن انتخاب شده است. نتانیاهو برای تشکر از اقدام ترامپ در به رسمیت شناختن حاکمیت اسرائیل بر منطقه اشغالی جولان، نام ترامپ را برای این شهرک انتخاب کرد. قرار است ۱۲۰ خانواده در شهرک ترامپ اقامت کنند. هزاران سوری ساکن منطقه جولان که بیشتر آنها از طایفه دروزی‌ها هستند، خود را ملت در اشغال می‌دانند و حاضر نیستند تابعیت و گذرنامه اسرائیلی دریافت کنند. نکته جالب این که در این مراسم وزش شدید باد در جولان اشغالی سوریه مراسم رونمایی از شهرک ترامپ را به شدت تحت الشعاع قرار داد و همه برنامه را به هم ریخت..
افکارنیوزافکارنیوز1 روز قبل
افکارنیوز، به گزارشصلاح خاشقجی، فرزند جمال خاشقجی در این پیام توییتری که مصادف با «روز جهانی پدر» منتشر کرده است، تنها به نوشتن این پیام اکتفا کرده است: «خاشقجی … روز پدر مبارک». صلاح آخرین پیام خود را ماه آوریل منتشر کرد که نوشته بود: هر کسی که مشارکتی یا ارتباطی با جنایت قتل پدرم دارد، دادگاهی شده و به جزای عملش می‌رسد. جمال خاشقجی دوم اکتبر ۲۰۱۸ به دست تیم تروری در کنسولگری عربستان در استانبول ترکیه به قتل رسید. اواسط ماه نوامبر دادستانی کل عربستان اعلام کرد، رئیس تیم مذاکره با خاشقجی دستور قتل او را صادر کرده است. این در حالی است که سازمان اطلاعات آمریکا در گزارشی که پس از ارتکاب این جنایت منتشر کرد، آورده است، ولیعهد عربستان دستور قتل این روزنامه‌نگار را صادر کرده است.
فارسفارس1 روز قبل
به گزارش خبرگزاری فارس از اصفهان، مراسم تشییع و تدفین پیکر جوان‌ترین آزاده دفاع مقدس شهید قنبرعلی بهارستانی صبح امروز ابتدا بر روی دستان مردم شهیدپرور شهرستان داران تشیع و سپس برای خاکسپاری به گلستان شهدای اصفهان بدرقه و توسط مردم ولایت مردار اصفهان به خاک سپرده شد. مراسم بزرگداشت این جانباز و آزاده سرافراز روز پنجشنبه ۳۰ خردادماه در خیمه گلستان شهدای اصفهان از ساعت ۱۶:۳۰ الی ۱۹:۳۰ برگزار خواهد شد. این معنویت در شهرها هم بود و تقریبا همه مردم به هر نحوی در اوضاع سخت جنگ به رزمنده‌ها کمک می‌کردند. لحظه لحظه پایداری پرشکوه آزادگان در دوران اسارت، موجب اجر مضاعف الهی است. عزت، قدرت و صدرنشینی هر ملت در تاریخ به مجاهدت فرزندانش بستگی دارد و استقامت پیروز عزیزان آزاده، ملت ایران را در صدر نشانده است».

اخبار بیشتر