حسین کروبی: خبری از رفع حصر نیست
  1. خبری
  2. پوشش‌های خبری
  3. سیاسی
پوشش خبری

حسین کروبی: خبری از رفع حصر نیست

کنایه توئیتری نماینده شیراز به کریمی قدوسی

برترین‌هاخبرگزاری برترین‌ها
کنایه توئیتری نماینده شیراز به کریمی قدوسی
بهرام پارسایی، نماینده شیراز به اظهارات کریمی قدوسی واکنش نشان داد.

برترین ها: بهرام پارسایی، نماینده شیراز به اظهارات کریمی قدوسی واکنش نشان داد.

کنایه توئیتری نماینده شیراز به کریمی قدوسی - 2

خواندن خبر در سایت منبع

حسین کروبی: خبری از رفع حصر نیست

برترین‌هاخبرگزاری برترین‌ها
حسین کروبی: خبری از رفع حصر نیست
حسین کروبی به اعتماد می‌گوید: هیچگاه بحث رفع حصر به صورت جدی مطرح نبوده است که حال نامه‌های آقای کروبی روی این روند تاثیرگذار بوده باشد.
حسین کروبی: خبری از رفع حصر نیست - 0

بدنبال طرح این موضوع از قول حسام الدین آشنا که"از حصر فقط پوسته ای مانده" و واکنش به آن از طرف مجتبی ذوالنور،روزنامه اعتماد با حسین کروبی مصاحبه کرده است.

بخشی از مصاحبه را می خوانید:

مجتبی ذوالنور اظهار کرده که یکی از عوامل اصلی مانع از رفع حصر نامه‌نگاری‌های اخیر حجت‌الاسلام مهدی کروبی بوده است. آیا رفع حصری در جریان بود که با نامه‌نگاری‌های اخیر به تعویق بیفتد؟

هیچگاه بحث رفع حصر به صورت جدی مطرح نبوده است که حال نامه‌های آقای کروبی روی این روند تاثیرگذار بوده باشد. اگر نامه‌های آقای کروبی موجب کند شدن روند رفع حصر شده است، چرا حصر آقای مهندس موسوی و خانم دکتر رهنورد برداشته نمی‌شود؟ این دو بزرگوار که نامه یا بیانیه‌ای پس از آغاز حصر منتشر نکرده‌اند. بنابر این ادعای اخلال در روند رفع حصر به‌واسطه نامه‌های اخیر آقای کروبی بهانه‌گیری است. آقای ذوالنور با این اظهارات قصد فرار رو به جلو در موضوع رفع حصر را دارند زیرا خودشان بهتر از هر فرد دیگری می‌دانند که اساسا موضوع رفع حصر هیچگاه به صورت جدی در میان مقامات عالیرتبه نظام و شورای عالی امنیت ملی که مسوول پیگیری این موضوع شده، مطرح نشده است. شاهد این مدعا خبرهایی است که هر ازگاهی از جلسات خصوصی منتشر می‌شود که بر اساس آن رفع حصر اصلا موافقی در میان مسوولان عالیرتبه کشور ندارد .

اما اخیرا خبرهای مختلفی درباره گشایش در حصر از زبان برخی مسوولان دولتی مطرح شد. این خبرها واقعیت ندارد؟

هرزمان که صحبتی از رفع حصر از زبان مسوولان دولتی مطرح شد بر اساس خوش‌بینی آن مسوولان بود.

نماینده مردم قم در مجلس در بخش دیگری از صحبت‌های خود بخشی از اصلاح‌طلبان را کاسب حصر نامیده و معتقد است که این افراد با تحریک آقای کروبی رفع حصر را به تعویق انداخته‌اند که شما گفتید اساسا رفع حصری در کار نبوده که به تعویق بیفتد. آیا در اصلاح‌طلبان کاسب حصر وجود دارد؟

به فرض هم اگر فرد خاصی از موضوع حصر به دنبال کاسبی باشد نباید حساب او را به پای یک جریان سیاسی نوشت زیرا انسان از نیت و طینت دیگران با خبر نیست اما اینکه بگوییم مجموعه‌ای از اصلاح‌طلبان به دنبال کاسبی از حصر هستند نه‌تنها حرف درستی نیست بلکه از پایه بی‌اساس است زیرا اصلاح‌طلبان به خوبی می‌دانند که رفع حصر مانند خونی تازه در رگ‌های خشکیده اصلاح‌طلبان جاری خواهد شد.

نظر شما درباره جمله حسام الدین آشنا که مدعی شده بود حصر به پوسته رسیده است، چیست؟

مقصود آقای آشنا از این جمله آن است که اندک گشایشی در موضوع حصر رخ داده است. منظور از اندک گشایش آن است که اقوام درجه یک می‌توانند به دیدار محصورین بروند که این ادعای درستی است اما محصورین همچنان ارتباط‌شان با بیرون به صورت کامل قطع است بنابراین تفاوت چشم‌گیری ایجاد نشده است. مقصود ایشان از رسیدن حصر به پوسته دیدارهای اعضای خانواده بدون اجازه قبلی پس از گذشت سال‌ها حصر است. به عقیده من حرف‌های آقای آشنا معنای دیگری نمی‌دهد.

ذوالنور در بخش‌های دیگری ازاظهارات خود مدعی شده است که محصورین در شرف عذرخواهی بودند. با توجه به ملاقات‌هایی که شما با آقای کروبی داشتید ایشان قصد عذرخواهی داشتند؟

این اظهارات کاملا ناجوانمردانه است. آقای ذوالنور فردی است که لباس روحانیت به تن دارد و انتظار مردم از چنین افرادی آن است که حرف راست بزنند. آقای ذوالنور به واسطه دیداری که در زمان حصر با آقای کروبی داشتند بهتر از هرکسی می‌دانند در آن دیدار آقای کروبی با چه ادبیاتی با ایشان صحبت کردند. در دیداری که پس از جلسه آقای ذوالنور با آقای کروبی با حاج آقا داشتم ایشان شرح ماوقع جلسه را برای من تعریف کردند. شدت کلماتی که آقای کروبی در آن جلسه استفاده کردند به حدی بود که به ایشان گفتم اگر آقای ذوالنور تمام حرف‌های شمارا بدون کم و کاست به مسوولان منتقل کنند، اگر یک درصد بنا به رفع حصر باشد دیگر این اتفاق نخواهد افتاد.

ایشان در بخشی دیگر از اظهارات خود مدعی شده‌اند تا زمانی که محصوری عذرخواهی نکند خبری از رفع حصر نخواهد بود. با توجه به این اظهارات پیش‌بینی شما از آینده حصر چیست؟

من در مصاحبه‌های مختلف گفته‌ام و این‌بار نیز مجددا تاکید می‌کنم که رفع حصر صورت نخواهد گرفت. من در این زمینه استثنائا با آقای ذوالنور موافقم که رفع حصر صورت نخواهد گرفت مگر آنکه شرایط ویژه داخلی یا جهانی رخ دهد که نظام حاضر به رفع حصر شود در غیر این صورت رفع حصری در کار نخواهد بود.

خواندن خبر در سایت منبع

ذوالنوری: فعلاً گشایشی در حصر صورت نخواهد گرفت/پس از نامه کروبی، تمام گشایش هایی که در حال انجام بود، به بن بست خورد

خبر فوریخبرگزاری خبر فوری
ذوالنوری: فعلاً گشایشی در حصر صورت نخواهد گرفت/پس از نامه کروبی، تمام گشایش هایی که در حال انجام بود، به بن بست خورد
مجتبی ذوالنوری، نماینده اصولگرا می گوید: طبیعتا تا زمانی که عذرخواهی از جانب محصورین صورت نگیرد از جانب نظام هم نمی توان توقعی داشت چراکه نظام نمی تواند پاسخگوی افکار عمومی باشد.

به گزارش خبر فوری، مجتبی ذوالنوری در خصوص رفع حصر و گشایش های اخیری که گفته می شود در این موضوع شکل گرفته است، گفت: رفع حصر کروبی تا زمانی که اصلاح طلبان کاسب حصر به میدان نیامده بودند، پیشرفت خوبی داشت.

او ادامه داد: در واقع برخی دوستان اصلاح طلب که کاسب حصر هستند نگذاشتند روند رفع حصر کروبی جلو برود . چراکه در صورت آزادی کروبی و موسوی آنها دیگر خریدار ندارند و دستاویزی برای افکار عمومی و تاثیر بر آنها برای کاسبان حصر وجود ندارد. لذا زمانی که رفع حصر داشت صورت می گرفت اصلاح طلبان زمینه آن را خراب کردند تا از آن جلو گیری کنند.

نماینده قم در مجلس تصریح کرد: فعلا گشایشی در خصوص حصر صورت نخواهد گرفت چراکه از سوی آن افراد هم اقدام مثبتی صورت نگرفته است.

او ادامه داد: در سال 88 ده ها انسان کشته یا شهید شدند و مسبب آن سران فتنه هستند چراکه فراخوان فتنه را آنها دادند و باید عذرخواهی کنند.

ذوالنوری گفت: طبیعتا تا زمانی که عذرخواهی از جانب محصورین صورت نگیرد از جانب نظام هم نمی توان توقعی داشت چراکه نظام نمی تواند پاسخگوی افکار عمومی باشد.

او با بیان اینکه اصلاح طلبان صحنه بازی رفع حصر را برهم زدند تا به نتیجه نرسد، گفت: محصورین در شرف عذرخواهی بودند اما برخی اصلاح طلبان مانع این موضوع شدند.

او افزود: کاسبان حصر کروبی را وادار کردند تا آن نامه را بنویسد و مقصر عدم رفع حصر آنها هستند.

ذوالنوری با بیان اینکه برخی اصلاح طلبان زمینه های نامه نگاری را فراهم کردند و کروبی را وادار کردند تا نامه بنویسد، گفت: پس از آن هم تمام گشایش هایی که در خلال رفع حصر در حال صورت پذیری بود به بن بست خورد.

خواندن خبر در سایت منبع

حسام الدین آشنا: داستان ما با انتخابات تمام می شود/ تا برداشته شدن حصر تنها یک پوسته مانده است

اصلاحات پرسخبرگزاری اصلاحات پرس
حسام الدین آشنا: داستان ما با انتخابات تمام می شود/ تا برداشته شدن حصر تنها یک پوسته مانده است
آشنا گفت: از نظر من تا برداشته شدن حصر تنها یک پوسته مانده است. آنچه باید از سوی رئیس شورای عالی امنیت ملی اتفاق بیفتد، اتفاق افتاده و آنچه باقی مانده تنها یک پوسته است که با پرداخت هزینه از سوی امثال شما و دیگران امید است که آن هم برداشته شود.

حسام الدین آشنا که عصر امروز در پرسش و پاسخ مراسم روز دانشجوی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران حضور پیدا کرد، در پاسخ به سوالی در رابطه با قانون منع بکارگیری بازنشستگان گفت: این قانون خوبی بوده و با آنکه عده ای تلاش کردند تقاضاهایی داشته باشند، اما مجلس مقاومت کرد و با تلاش نمایندگان، قانون شفاف تر خواهد شد.

وی در پاسخ به سوالی که چه زمانی قصه شما تمام می شود، گفت: تا وقتی که انتخابات برگزار شود.(خنده حضار)

آشنا در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه اگر نسل ما بخواهد تجدیدنظری اساسی در انتخاب نسل پیشین داشته باشد، باید چه کار کند، گفت:

آخرین اصل قانون اساسی به بازنگری قانون اساسی اختصاص دارد. در قانون اولیه چنین اصلی وجود نداشت، ولی در سال 68 این اصل به قانون اضافه شده، اگر این مقدار مدنظر باشد، که شدنی است ولی اگر فراتر از شرایط قانونی تغییراتی مدنظر باشد، به مواجهه های سخت تری نیاز دارند.

وی در پاسخ به سوالی درباره دولت پنهان گفت: همه ما دلمان می خواهد رئیس جمهور بتواند مشکلات را حل کند.

آشنا گفت: از نظر من تا برداشته شدن حصر تنها یک پوسته مانده است. آنچه باید از سوی رئیس شورای عالی امنیت ملی اتفاق بیفتد، اتفاق افتاده و آنچه باقی مانده تنها یک پوسته است که با پرداخت هزینه از سوی امثال شما و دیگران امید است که آن هم برداشته شود.

***

متن سخنرانی حسام‌الدین آشنا در دانشکده فنی دانشگاه تهران بدین شرح است:

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

1-  آن شانزدهم آذر مشهور که امروز ما و شما برای پاسداشتِ آن اینجا کنار هم نشسته ایم، در سال هزار و سیصد و سی دو رخ داد؛ سالی که در بیست و هشت مردادماهِ آن، بریتانیا و امریکا  یکی از تلخ ترین و در عین‌حال ساده‌ترین کودتاهای تاریخ معاصر را در سرزمین مان علیه دولت  منتخب مردم رقم زدند: سرنگونیِ دولت قانونیِ دکتر محمد مصدق؛ همان ایرانیِ نخبه و سیاستمدارِ کارآزموده که خود، فرزندِ دانشگاه بود، و ماه ها قبل، در کنار یک مجتهدِ روشن اندیش و زمانه شناس یعنی آیت الله کاشانی، دست در دست مردم، به چپاولِ نفت این ثروت ملی ایرانیان پایان دادند و نهضت ملی شدن صنعت نفت را در ایران رقم زدند؛ اما از همان آغازِ این نهضت ملی، آشکار بود داستانِ زیاده خواهیِ قدرت های بیگانه، که  ثروتهای خدادادی ملت های ضعیف را حقِ خود میدانند و حالا دست شان را از طلاهای سیاهِ خاک زرخیزِ ایران کوتاه میبینند به همینجا ختم نمیشود؛! در بیست و هشت مرداد سی و دو، شاهی که دیگر نماینده مردم اش نبود و با هواپیمای اختصاصی اش به غرب گریخته بود، با زورِ سرنیزه و جولانِ جاهلانِ چماقدار در خیابانهای شهر، به کشور بازگشت.

پس از آن تابستان سیاه، جوان آگاهِ ایرانی در هوایی سنگین و نفسگیر از ترس و وحشت و نفرت و بیزاری تنفس میکرد؛ انبوهِ این خشمِ و سرخوردگیِ مظلومانه در پاییز همان سال، ابتدا در شانردهم مهر، و پس از آن در بیست و یکم آبان، مجالی برای فریاد کشیدن یافت، اما فوران این خشم ملی، در شانزدهم آذرِ آن سال، و در راهروهای دانشکده‌ی فنی دانشگاه تهران رقم خورد؛ ماموران نظامی و امنیتی که برای مهار اعتراضات به سفر فردای معاونِ وقت رییس جمهور امریکا به تهران و حضورش در دانشگاه تهران، به دانشگاه ریخته بودند، در راهروهای دانشکده‌ی فنی، سه جوان معترض را به گلوله بستند! خفّت آورتر و تلخ تر، فردای آن روز، یعنی روز هفدهم آذر ماه بود! معاون رییس جمهور امریکا درپناه سرنیزه های پادشاهِ گوش به فرمانِ خود، واردِ همان دانشگاهی شد که دیروزاش خون سه جوانِ ایرانی بر زمین آن ریخته بود و در مراسمی در دانشکده ی حقوق، به او مدرکِ دکترای افتخاری داده شد!

2-  بیست و پنجسال پس از آن واقعه، من دانش‌آموزی بودم که حول و حوش 13 آبان 57 در خیابان انقلاب کتاب‌های شریعتی و مطهری پخش می‌کرد و شاهد مانور امنیتی نظامیان بود و دو سال بعد در همان ایام به همراه خواهر بزرگترش بارها در مقابل سفارت سابق آمریکا منتظر افشاگری‌های جدید بود و بارها پنجشنبه شب‌ها به جلسه تفسیر قرآن و دعای کمیل سفارت می‌رفت و خود شاهد نزدیک جریان انقلاب فرهنگی و بسته شدن و بازگشایی دانشگاهها بود. در آن سالها در کنار برادر عزیزی که مسئولیت سمعی و بصری دفتر تحکیم وحدت را برعهده داشت با مفهوم جنبش دانشجویی ساخت یافته آشنا شدم؛ شرکت و تصویر برداری از مراسم، اردوها و کلاس‌های عقیدتی و سیاسی استادانی چون جوادی‌آملی، حائری شیرازی، جنتی، موسوی اردبیلی و بهزاد نبوی  و وقایع دفتر تحکیم آغاز ورود من به سیاست به مفهوم آن دوران بود.

3-  سی‌سال بعد از 16 آذر 32 آن واقعه، من دانشجوی جوانی بودم که مایل بود تحصیل در حوزه  و دانشگاه را  یکجا تجربه کند. امروز، نزدیک به سی ‌و پنج سال است که همچنان، هویت طلبگی را، در کنار هویتِ دانشجویی با خود به‌مراه دارم: طلبه ای که از درسِ دین، توحید و شرک ستیزی را آموخته؛ و دانشجویی که، مطالعات سیاستگذاری در فرهنگ و ارتباطات و مواجهه با استعمار فرهنگی را وجهه همت خود قرار داده‌است.

4-  راستش را بخواهید فهم من از انقلاب اسلامی این‌است که نسل دانشجویان و طلبه‌های استبداد ستیز و استعمار شناسِ آن روزها، با هم به نقطه ی مشترکِ بزرگی رسیده بودند:« نه گفتن به استبدادِ داخلی و استعمارِ خارجی»! آتش خروشان خشم و یکی‌شدنِ آنها زود به سرانجام رسید و در بهمن ماه پنجاه و هفت، نسلِ دانشجویان و طلبه های انقلابی، صاحبِ یک انقلاب بزرگ شدند در حالی که هنوز در دهه های بیست و سیِ جوانیِ خود بودند! آن‌ها نسلِ جوانی بودند که خیمه ی حوزه و سایبانِ دانشگاه، زیر یک سقف جمعشان کرده بود، و حالا در روزگارِ پیروزی، هنوز به دانشگاه و حوزه به چشم یک حزب و پایگاه سیاسی نگاه میکردند! امروز انقلابِ ما چهل ساله است، و من به عنوان یکی از کنش‌گران، شاهدان و راویان انقلاب و جنگ در مقابل نگاه پرسشگر و زبان پرخاش‌گر شما هستم در حالی‌که 54 سالگی را از سر گذرانده‌ام و پس از سالها زندگی دانشگاهی در این ِ چهل ساله، بارها و بارها به چشم خود آسیب ها، آفت ها و خطراتی که حیاتِ طیبه‌ی طلبگی، و زیستِ سالمِ دانشجویی را تهدید کرده به خوبی به چشم دیده ام: در ابتدای انقلاب، در نبود احزابِ شناسنامه دار، دانشگاه ها نقش حزب ها و گروه های انقلابیِ حتی مسلّح را ایفا میکردند، و این به صلاحِ حرکتِ سالم دانشگاهی در جامعه نبود! تعطیلی موقت دانشگاه ها و بازتعریفِ نقشِ علمی و عملیِ این نهاد، همان رخدادی بود که به «انقلاب فرهنگی» مشهور شد! اما همه‌ی ما میدانستیم و میدانیم این نام، بسیار بزرگتر  و ایده آل تر از آن چیزی بود که در عمل رخ داد: در سالهای پس از انقلاب فرهنگی تا به امروز همواره این چند خطر بزرگ، زیستِ طلبه گی و دانشجویی را تهدید کرده و میکند.

5-  سوأل امروز من این‌است که آیا دانشگاه و یا حوزه محلِ عضوگیریِ احزاب سیاسی ست؟ آیا دانشجوی جوانی که به تازگی دبیرستان را به اتمام رسانده، به محض ورود به این دونهاد، به آن اندازه بینش و آگاهیِ لازم دست یافته که یک گروه یا یک جریان سیاسی را برگزیند و کنشگرِ فعالِ آن باشد؟ آیا این سواستفاده ی نهاد سیاست از نهاد دانشگاه نبوده و نیست؟! آیا دانشجو قرار است از آنچه در فضای سیاسی و خبریِ بیرون دانشگاه تولید میشود تاثیر بگیرد؟ یا قرار است او خود، در حوزه و یا دانشگاه به درجه ای از آگاهی برسدکه خودش صاحب دیدگاه شود، و خودِ او بر جامعه اش و نهادهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی اش تاثیری شایسته و اصلاحگرانه بگذارد؟! و به راستی دانشجو و طلبه ی ما قرار است در روز فارغ التحصیلی خود چه فرقی با روز ورود اش کرده باشد؟ مگر قرارمان این نبوده و نیست که پرورش یافتگانِ حوزه و دانشگاهِ ما، هم صاحب نظر شده باشند، هم تواناییِ کُنش و عملِ درست را فراگرفته باشند؛ و هم به زنان و مردانی بدل شده باشند که به سرزمین خود عشق میورزند، و سودِ مردمِ سرزمینِ خود را بر سودِ شخصی و فردیِ خود ترجیح میدهند، و استقلال و آزادی های مشروع و قانویِ فردی و جمعیِ مردمِ خود را با هیچ چیز معامله نمیکنند؟! و مگر شانزدهم آذر همان روز «نه گفتن به استبدادِ داخلی و استعمارِ خارجی» نبوده و نیست؟! آری! اینگونه است و قرارما با هم از آن روز تا کنون همین بوده و هست! اما مگر میشود حرارت و اشتیاقِ پُرتاب و تبِ روزهای جوانی را نادیده گرفت؟! آن آتشِ سوزانِ عاطفه های زلال! آن حرارت و گرمای ایستادن ها و نه گفتن ها و پرسیدن ها از هرکسی و از هرچیزی که حس می‌کردیم و حس می‌کنید قدیمی و کهنه و ساکن و ایستاست! آری! ذاتِ دانشجو و طلبه ی جوان با این گرما و حرارت آمیخته است و این آتش را نمیشود انکار کرد و نادیده گرفت! اما شوربختانه همین آتشِ سوزان بود که در طول این ده ها سال، بعضی دانشجویان را در ابتدای مسیر، نیم پخته و کال از درختِ حوزه و دانشگاه چیده است، و مگر ندیده ایم و نمی‌ بینیم که برخی دیگر را نیز در میانه ی راه در آتشِ خود سوزانده است و از دانشجویی و دانشگاه، برای آنان خاطره ای تلخ رقم زده است و رقم میزند؟!! و البته شایستگانی هم بودند که زوبه پختگی رسیدند و پرکشیدند و آسمانی شدند. پس مگر قرار ما پخته شدن و رسیده شدن نبود؟ امروز و پس از چهل سال که از عمر انقلاب میگذرد، تا چه اندازه میتوانیم ادعاکنیم که حوزه و دانشگاهِ ما زن و مردِ رسیده و ورزیده ای تربیت کرده، که آماده است با اراده ای جوان و تازه نفس، اصلاح را و تغییر را و رشد را و پیراستن و آراستنِ جامعه اش را با دستهای پرتوانش، و با اراده ی گرم و پرحرارت اش رقم بزند؟! دانشجویی که نیم پخته از درخت دانشگاه چیده شده، از دانشگاه نه به سوی جامعه بلکه مستقیم به سمت قدرت و ثروت پل می‌زند. چنین قدرت‌جو و ثروت‌جویی را زود میشود راضی کرد، و از او استقلال طلبی، آزادی خواهی، اصلاحگری اش را گرفت، و در عوض به او نامی داد! عنوانی داد! و به او گفت که باید این‌گونه که تشخیص داده شده نظر بدهی، دست به عمل بزنی و حتی هزینه بدهی!

به آن دانشجوی ناپخته و کال، آسان میتوان میانبُر زدن را، پایان نامه خریدن را، و پژوهش جعل کردن را، و زد و بندکردن را،  در ازای رشد یک شبه و رفتن ره ده ساله در یک سال آموخت!

 ..و اما داستان آن دانشجوی دیگری را که در میانه ی راه، شعله های عاطفه و دردمندی اش،  او را به انکارِ هر ساختار و هر فرهنگ و هرشخصیت و هویتی که بوده و هست و اکنون برقرار است میکشاند..! داستان او تلخ تر است! عاطفه‌ زلالِ او، دردمندیِ ناب و جوانِ او، راه را برصبوریِ آموختنِ پیچیدگی ها و دشواریِ واقعیت ها، و صبوریِ یافتنِ خردمندانه ی راهِ حل ها بسته است! و باز او چه ابزار و صید خوبی ست برای آن دسته از جریانها، گروه ها و بنگاه هایی که بیرونِ دانشگاه نشسته اند، اما اکنون در صندلی های انتخابی و انتصابی حضور ندارند و هدفشان تنها بازپس گرفتنِ صندلی هاست، به بهای آتش زدن در عاطفه های زلال و نابی که جوان است و تحملِ کوچکترین خطا و سستی و کژی و تیره گی را ندارد! و کدام ساختار در جهان بوده و هست که ایراد نداشته باشد و نشود اندازه ای از نابخردی، تیره گی و الودگیِ حتی کوچک را در گوشه و کنار آن ندید و حس نکرد؟!  براحتی میشود آن نقطه های تیره را ثبت و ضبط کرد، و از لابلای صفحاتِ روزنامه ی جامعه برید و با تیترهای بزرگ و اندازه های درشت آنها را برای ذهن ها و روح های جوان و حساس به نمایش گذاشت!

4-  آری! ناپختگی از یک سو، و سوختگی از سوی دیگر، آفت های همچنان زنده ی این درختِ تنومندِ چهل ساله است!!!.. و براستی کِی و کجا میتوان از پختگی سراغ گرفت؟ آیا دررسیدن به شکوهِ پختگی، و آرامشِ سفتگی وجهِ غالبِ خروجی های امروز حوزه های ودانشگاه های ماست؟ و مسیر رسیدن به این رسیدگی از کدام کوره راه های سخت و آسان میگذرد؟ آیا در های و هوی نپخته ها و سوخته ها، چهره ی رسیده ها اصلاً دیده میشود و صدایشان به گوش ها میرسد؟! بقول آن شاعر معاصرمان:

رسیده ها چه غریب و نچیده می افتند،     به پای هرزه علف های باغِ کال پرست..!!...

5- آن طلاب و دانشجویان جوانِ انقلابی و هم نسلانشان، اکنون در دهه هشتاد تا شصت خود روزگار می‌گذرانند و به حکمِ حکمت یا اجبارِ جبر باید به احترامِ نسلِ جوان و تازه نفسِ شما، ازصندلی هایشان برخیزند و شما  و هم نسلانِ شما را دعوت به نشستن در جایگاه های خود کنند! اما یک سوال بزرگ: شما و نسلِ شما چقدر آماده و رسیده و پخته اید تا بر روی این صندلی ها بنشینید؟ آیا آماده‌ی مواجهه با حمله‌ی ناگهانیِ دشمنِ خارجی هستید؟ با کال ها و نپخته ها از یک طرف، و با روح‌های شعله‌ور و سوزانی که شیوه هایشان را نمی پسندید چگونه رفتار خواهیدکرد؟ آیا آماده ی شنیدنِ سخنان تند و گاه آزاردهنده ی آن‌ها هستید؟ آنقدر مدارا و تحمل را آموخته اید که با مخالفان خود با شیوه‌ی خودِ آنها رفتار نکنید؟ بامسائل بسیار پیچیده سیاست‌خارجی چه خواهید‌کرد؟ با بیماری‌های کهنه و مزمن در ساختارهای غلط و فراگیر اما پیچیده ی اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی که هر روز پیش‌پایتان سنگی و چاله ای خواهند گذاشت چه خواهید کرد؟ آیا آنقدر دانش و تجربه دارید که فرایندِ طولانی و سختِ اصلاح و ترمیمِ آرام و کم خطر را، با صبوری و مدارا به جلو ببرید؟ ...و سخن آخرم در روز دانشجوی سال هزار و سیصد و نود و هفت با شما یک جمله بیشتر نیست:

« صندلی‌های گذشتگان آماده است؛

اما اگر رسیده و پخته شده‌اید

رقابت کنید و مسئولیت بپذیرید؛

 بسم‌الله»منبع: جماران

خواندن خبر در سایت منبع

نظرها

در ادامه بخوانید

چه کسانی و چرا به هاشمی حمله می‌کردند؟ + فیلم

نامه‌نیورنامه‌نیور10 ساعت قبل
این رخداد مشخصا درباره هاشمی با تخریب‌های گسترده آنها در مقطع انتخابات مجلس ششم رخ داد؛ به نحوی که با محفلی کردن انتخابات و تخریب همه‌جانبه علیه هاشمی او را نفر سی‌ام انتخابات کردند. این فعال سیاسی در جای دیگری در باره فضای سیاسی حاکم در دوره هاشمی گفته بود: «در دوران هاشمی، کسانی تحت پیگرد قانونی قرار گرفتند. مجتبی بدیعی‌، عضو دیگر شورای مرکزی مشارکت هم در روزنامه بیان به تاریخ۱۵دی۷۸ هاشمی را عامل تمام گرفتاری‌ها معرفی کرد و گفت که هاشمی یک فاجعه است. در میان تمام افراد تندرو اکبر گنجی، همت مضاعفی در تخریب هاشمی داشت. علی‌اکبر محتشمی، عضو شورای مرکزی مجمع روحانیون هم درباره خصوصیات هاشمی چنین گفته بود: «از نظر ما هاشمی رفسنجانی با ناطق نوری تفاوتی ندارد؛ زیرا اتخاذ مواضع غیرشفاف در قبال اصلاحات فرقی با مخالفت ندارد».

آمادگی مردم ایران برای رویارویی با دشمن

صدا و سیماصدا و سیما10 ساعت قبل
وی اضافه کرد: فتح خرمشهر سرآغاز فروپاشی حزب بعث و افتخاری در شروع دفاع مقدس بود. سردار شریف گفت: امروز از صدام و ژنرال‌های قدکشیده‌اش خبری نیست و آنچه ذهن تاریخی ما را پر کرده درس‌ها و عبرت‌هایی است که باید از فتح خرمشهر بگیریم. وی در ادامه با بیان اینکه امروز عربده‌های امریکا به جایی نمی‌رسد اظهار داشت: ما لحظه‌ای از قدرتمند شدن دست بر نمی‌داریم و با سربلندی اعلام می‌کنیم که امروز از هر زمانی دیگر برای رویارویی با دشمن باانگیزه‌تر و آماده‌تر هستیم. وی افزود: امروز نه رویای سیاسی و نه رویای نظامی شما هماورد فلسطین نیست و ظرف کمتر از ۷۲ ساعت رزمندگان فلسطین کاری کردند که شما آتش بس را درخواست کنید. سردار شریف اضافه کرد: ما چهل سال است که در راهپیمایی روز قدس شرکت می‌کنیم و امروز به برکت ماه مبارک رمضان و پیروزی جبهه مقاومت و برای حمایت از فلسطین به صحنه می‌آییم.
نامه‌نیورنامه‌نیور15 ساعت قبل
از سوی دیگر، مایک پمپئو به جریان «تی پارتی» و جان بولتون به جریان «نومحافظه کار» تعلق دارند. با این حال در صورتی که بولتون از کاخ سفید اخراج شود، رسانه‌ها بر روی یک نام متمرکز خواهند شد: «مایک پمپئو»! واقعیت امر این است که ترامپ نسبت به تحولات حوزه سیاست خارجی آمریکا از دو جهت نگران است. از سوی دیگر، وی نگران تاثیرگذاری سلبی تحولات سیاست خارجی کشورش بر انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۲۰ است. از این رو تضمینی جهت بقای پمپئو در کاخ سفید تا زمان برگزاری انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در سال آینده وجود ندارد.

ادبیات توهین آمیز ترامپ عزم ملت ایران را در برابر آمریکا دوچندان می‌کند

صدا و سیماصدا و سیما17 ساعت قبل
به گزارش خبرنگار سرویس بین الملل خبرگزاری صداوسیما از نیویورک؛ سفیر و نماینده دائم ایران در سازمان ملل گفت حرف‌های متناقض امروز رئیس جمهور آمریکا درباره ایران، نشانه روشنی از خصومت بی حد و حصر وی نسبت به ملت بزرگ ایران است. تخت روانچی در پاسخ به اظهارات سخیف رئیس جمهور آمریکا که بار دیگر ملت بزرگ ایران را «تروریست» خوانده بود، افزود این مواضع برای ما ناآشنا نیست و آنرا در ادامه تحریم‌های ظالمانه آمریکا قابل تفسیر می‌دانیم و نمونه بارز دیگری از خصومت با ملت ایران است. وی گفت سخنان سخیف رئیس جمهور آمریکا بیش از هر چیز نمایانگر بی اطلاعی از تاریخ چند هزار ساله ایران و نشناختن مردم ایران است. تخت روانچی گفت رئیس جمهور آمریکا با استفاده از ادبیات توهین آمیز علیه ملت ایران، عزم مردم ما را در مقاومت علیه سیاست فشار و ارعاب دو چندان می‌کند. دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا امروز در جمع کشاورزان بار دیگر ملت ایران را تروریست نامید و مدعی شد ایران پشت سر همه مشکلات خاورمیانه (غرب آسیا) قرار دارد و و بازیگر خطرناکی است و برجام نمایش وحشت بود.

اخبار بیشتر