کربلای ۴؛ محسن رضایی، فریب و نهضت آزادی
  1. خبری
  2. پوشش‌های خبری
  3. سیاسی
پوشش خبری

کربلای ۴؛ محسن رضایی، فریب و نهضت آزادی

روایت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی از عملیات کربلای ۴

آخرین خبرخبرگزاری آخرین خبر
روایت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی از عملیات کربلای ۴

ایسنا/ محسن رضایی اخیرا در اظهار نظری عملیات کربلای ۴ را یک عملیات فریب معرفی کرده تا ایران بتواند با یک عملیات بزرگتر عراق را غافلگیر کند. این اظهارات وی با واکنش‌های بسیاری از سوی فعالان سیاسی و کاربران فضای مجازی مواجه شده است. مرحوم آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در سال ۱۳۹۴ در یک مصاحبه تفصیلی، جزئیاتی از عملیات کربلای ۴ روایت کرد.

متن مصاحبه مرحوم آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در تاریخ ۲۴ خرداد ۱۳۹۴ در گفتگو با ایسنا را در ادامه می‌خوانید:

چند وقتی است که شهدایی را که پیدا شدند، به کشور برگرداندند. اینها مربوط به عملیات کربلای ۴ در سال ۶۵ هستند؛ قرار بود با این عملیات، موفقیت‌های خوبی برای نظام بدست آید؛ ولی آن عملیات، طبق پیش‌بینی‌ها، جلو نرفت و برای نظام موفقیتی در پی نداشت. گفته می‌شود که علت شکست آن عملیات این بود که اطلاعات عملیات لو رفته بود. در همین رابطه، گروه‌هایی را منتسب کردند که باعث لو رفتن عملیات شدند. چیزی که در رسانه‌ها خواندیم، این بود که نهضت آزادی و مجاهدین، اطلاعات را لو دادند و آمریکا هم با هواپیماهای جاسوسی از منطقه عکسبرداری کرده و آن را در اختیار صدام قرار داده بود. می‌خواستم بدانم با توجه به اینکه شما مسئولیتی در دفاع مقدس داشتید، این عملیات برای چه منظوری طرح‌ریزی شد، علت اصلی شکست عملیات چه بود و چه کسی در این شکست، مقصر بود؟

هاشمی رفسنجانی: طبعا چون من فرمانده جنگ بودم، جمع‌بندی همه اطلاعات قبل و بعد از عملیات و در حین عملیات به من می‌رسید. یعنی من دایما از اینها دعوت می‌کردم و مسایل را می‌پرسیدم. پس همه چیز را خوب می‌دانم. به همان سیاستی که در خیبر اعلام کرده بودیم که یک جای حساسی از عراق را بگیریم و بعد جنگ را تمام کنیم، عمل می‌کردیم. فرماندهان به ما گفتند که اگر می‌خواهید این کار را بکنید، مهلتی به ما بدهید، طرحی را تهیه می‌کنیم تا ابزار لازم آن را تهیه کنیم. آنها رفتند و عملیات را طراحی کردند. در آن زمان آن طرف فاو در دست ما بود. نظر من همان موقع، این بود که از ساحل خور عبدالله به ام‌القصر برویم؛ ام‌القصر، پایگاه دریایی عراق بود و کشتی‌های جنگی و غیرجنگی‌شان که در آنجا بود از طریق کانالی به دریای خلیج‌فارس می‌رفتند. بنا بر این بود که ما به آنجا برویم. البته قبلا رفته بودیم، اما موفق نشده بودیم؛ چون در آنجا یک کارخانه نمک بود که نتوانستیم از آن عبور کنیم. این دفعه، بنا شد عملیاتی انجام دهیم که بتوانیم کاملا عراق را از دریا، جدا کنیم؛ یعنی هدف اصلی من به عنوان فرمانده جنگ، این بود؛ اگر این کار انجام می‌شد، ما به هدف‌مان می‌رسیدیم و می‌گفتیم که الان قطعنامه را می‌پذیریم و شما هم بیایید حق و حقوق ما را بدهید تا آتش بس را بپذیریم.

عملیات خیلی حساس بود. گفتند ما این تعداد نیرو لازم داریم. ما چند ماه تبلیغات کردیم، جوانان جمع شدند و آموزش دیدند، با نهایت رازداری، همه چیز را در این طرف اروند آماده کردیم. نقشه چند فلش داشت، عملیات فریب داشتیم، عملیات پشتیبانی داشتیم و همه چیز، آماده بود. حتی وقتی می‌خواستم به جبهه بروم، احتیاط کردم و به خوزستان نرفتم. دو سه روز قبل از عملیات به بوشهر رفتم و به شکل کاملا ناشناس، غروب شبی که قرار بود عملیات شود، زمینی به طرف خوزستان آمدم و از اهواز و سه راهی آبادان خرمشهر به سوی امیدیه رفتم که آقایان رحیم صفوی و دکتر روحانی با من بودند. شب را در پایگاه امیدیه ماندم. آنجا بود که خبر لو رفتن عملیات را شنیدم. آقای سنجقی را با یکی از محافظانم به منطقه فرستادم تا خبرهای جدیدتری را براساس مشاهدات بگیرم. برای ارتش و سپاه دو محور مشخص ‌کردیم. باید دوباره از اروند عبور می‌کردیم؛ ما در فاو عبور کرده بودیم و این بار می‌خواستیم از پشت نیروهای عقب (جنوب بصره) وارد شویم. جایی را در نظر گرفته بودیم و آن نقطه حساسی بود که نزدیک‌ترین راه (یک جزیره) عبور بود.

ما پس از عبور از این جزیره به آن طرف می‌رفتیم. من جزئیات نقشه را می‌دانم. اواخر شب (نزدیک صبح) بود که به من اطلاع دادند عملیات با مشکل برخورد کرده است. من گفتم: چه مشکلی؟ گفتند که به صورت تلفنی نمی‌توانیم بگوییم. آقا سنجقی از خطوط مقدم به گلف آمد و ماجرا را برای من توضیح داد؛ معلوم شد آن نقطه اساسی که می‌خواستیم از آن عبور کنیم، عراقی‌ها مطلع شدند. حال اینکه از کجا مطلع شدند، نمی‌دانستیم. آن موقع فرض ما بر این بود که آمریکایی‌ها از طریق ماهواره‌هایشان و هواپیماهای آواکسی که در عربستان بود، با رادارهایشان ما را می‌بینند و اطلاعات لازم را به عراقی‌ها داده‌اند. به همین دلیل آنها این نقطه را زیر نظر داشتند و به محض اینکه نیروهای ما حرکت کردند، درست همان نقطه را زیر آتش انبوه گرفتند.

کسانی که عبور کرده بودند، آن طرف گیر افتاده بودند و آن کسانی که می‌خواستند دوباره وارد شوند، گیر افتادند. بنابراین عملیات قفل شد. ممکن بود که از جاهای دیگر بروند، اما جاهای اصلی نبود. من هنوز جلو نرفته بودم و در امیدیه بودم. آقای رضایی به من گفتند که ما عملیات را متوقف کردیم و داریم بچه‌ها را بر می‌گردانیم و برگرداندند. انصافا همه چیز عملیات، خوب آماده شده بود؛ یعنی هم نیرو آماده بود، هم امکانات جنگ فراوان بود، هم چیزهای دیگری داشتیم و وضع‌ ما خیلی خوب بود.

بالاخره از آن نقطه آسیب خوردیم و نیروها را برگرداندند. البته عملیات با اقدام بعدی، به سرعت جبران شد. من در قرارگاه عملیات مستقر شدم. همه فرماندهان تا سطح گردان جمع شدند. فرماندهان لشکرها، فرماندهان قرارگاه‌ها و فرماندهان گردان‌ها در قرارگاه جمع شدیم و تا نزدیک صبح با آنها بحث کردم. در آن جلسه، آقایان همه جزئیات را گفتند و آمده بودند تا ببینیم بعد از این باید چه کار کنیم. اینجا بود که بحث شد. در آنجا، دو نظر بود؛ یک عده می‌گفتند که ما الان عملیات را متوقف و بچه‌ها را مرخص کنیم تا برای استراحت به خانه‌هایشان برگردند، بعد وقتی که دوباره آماده شدیم، همه را مجددا با فراخوان بر می‌گردانیم. یک عده هم بودند که با این نظر مخالف بودند و می‌گفتند نه! اگر بچه‌ها بروند و با توجه به اینکه این شکست در بوق می‌رود، روحیه بچه‌ها ضعیف می‌شود، دیگر نمی‌آیند، وضع‌مان بدتر می‌شود، با تبلیغات دشمن، روحیه همه مردم ضعیف می‌شود. چون عده زیادی شهید و یا اسیر شده بودند.

خیلی بحث کردیم، وقتی که رأی گرفتیم، دیدیم ۵۰ – ۵۰ است. یعنی اگر ۳۰ نفر در آنجا بودند، ۱۵ نفر با نظر اول و ۱۵ نفر دیگر با نظر دوم، موافق بودند. نهایتا راهکار را در این دیدند که من و آقای رضایی، تصمیم بگیریم. آنها رفتند و ما راجع به موضوعات بحث کردیم. البته آنهایی هم که مخالف بودند، می‌گفتند که ما تابع فرماندهی هستیم و اگر شما فرماندهان، فرمان دهید، ما هم قبول می‌کنیم. بعد از بحث فراوان، به این نتیجه رسیدیم که باید عملیات را در یک فلش دیگر ادامه بدهیم. چون فلش اول، این بود که از آب عبور کنیم و به طرف ام‌القصر برویم. با این کار، عملا بصره را دور می‌زدیم. فلش دیگر، شلمچه بود. یعنی از شلمچه تا تنومه و از آنجا هم، بصره را از دو طرف محاصره می‌کنیم. گفتیم که این شاخه شکست خورد، اما شاخه دیگر که در دست ارتش بود و قرار بر این بود که آنها عمل کنند، چون آنها شناسایی‌های خودشان را کرده بودند. من و آقای رضایی، تصمیم گرفتیم همین الان فلش دوم را عملیاتی کنیم و نگذاریم نیروها برگردند. به همین دلیل به گونه‌ای خبر را اعلام کردیم که این یک عملیات فریب بود؛ یعنی این‌گونه آن تبلیغات را خنثی کردیم و به گونه‌ای در منطقه هور تحرک پیدا کردیم که عراق فکر کند عملیات اصلی را می‌خواهیم در آنجا، انجام دهیم. همان عملیات خیبر را که نیمه کار مانده بود، دوباره انجام دهیم و از آن طرف راه بصره را قطع کنیم.

در اینجا، دشمن فریب خورد؛ یعنی ما این دفعه توانستیم او را فریب دهیم. دشمن خیال کرد منطقه اصلی ما در عملیات بعدی، آنجاست. لذا آنها خیلی از نیروهایشان را به این سمت بردند و تمام همت‌شان را بر این گذاشتند که کشف کنند ما می‌خواهیم چگونه عمل کنیم. همه بچه‌ها که آماده و پای کار بودند، یک استراحت کوتاه و یک تجدید قوا و تجدید روحیه کردند تا اینکه عملیات کربلای ۵ شروع شد. این عملیات بسیار موفقیت آمیز بود؛ یعنی ما از سخت‌ترین سنگرهای دفاعی عراق که با بتون آرمه ساخته بودند و جلوی آن، سه کیلومتر آب انداخته بودند که زیرآب‌ها، همه مین بود، عبور کردیم و جلو رفتیم. در همین عملیات بود که خبر رسید مستشارهای روسیه به قراگاه‌های بصره آمدند و به عراقی‌ها کمک می‌کنند، چون وحشت کرده بودند. دشمن در اینجا، فریب خورده بود و خیال کردند ما می‌خواهیم آن طرف برویم. ما خوب جلو رفتیم و عملیات خیلی موفقی شد.

موفق‌ترین عملیات دوران دفاع مقدس، عملیات کربلای ۵ بود. آنها در زمین ما بودند. ما آنها را شکست دادیم، رفتیم در زمین آنها، خیلی جلو رفتیم و تا نزدیک بصره رفته بودیم. آقای شمخانی هم عملیات را فرماندهی کرد. عملیات سختی بود، اما خیلی خوب بود. ما این دو عملیات را این‌گونه تعریف کردیم که عملیات اول، عملیات فریب بود و عملیات اصلی، این بود که خیلی رضایت‌بخش شد. شما می‌توانید به رسانه‌ها مراجعه کنید و خبرهای آن موقع را ببینید که چگونه بود. شرایط به گونه‌ای بود که آیت‌الله خامنه‌ای بعد از اینکه رهبر شدند، به همه فرماندهانی که در عملیات کربلای ۵ آن‌گونه جنگیده بودند، نشان فتح و یک میلیون تومان وجه نقد دادند. به من هم به عنوان فرمانده جنگ، نشان دادند.

بنابراین ما در عملیات اول که به نام عملیات کربلای ۴ بود، ناموفق بودیم اما بلافاصله جبران کردیم و در آن طرف، واقعا دشمن را شکست دادیم. البته من این را قبلا در خطبه‌های نماز جمعه و مصاحبه‌ها، گفتم.

به خاطر اینکه ۱۷۵ شهید را آوردند، دوباره این مسأله رو آمده است.

هاشمی رفسنجانی: بله شما اگر به رسانه‌ها مراجعه کنید، می‌بینید با عملیات کربلای ۵، آثار شکست کربلای ۴ از بین رفت. یعنی به گونه‌ای تبلیغات کردیم که اصلا آن مسأله حل شد.

ما را در کانال «آخرین خبر» دنبال کنید

خواندن خبر در سایت منبع

کربلای ۴؛ محسن رضایی، فریب و نهضت آزادی

برترین‌هاخبرگزاری برترین‌ها
کربلای ۴؛ محسن رضایی، فریب و نهضت آزادی
محسن رضایی اخیرا در اظهار نظری عملیات کربلای 4 را یک عملیات فریب معرفی کرده تا ایران بتواند با یک عملیات بزرگتر عراق را غافلگیر کند. این اظهارات وی با واکنش های بسیاری از سوی فعالان سیاسی و کاربران فضای مجازی مواجه شده است.

برترین‌ها: محسن رضایی اخیرا در اظهار نظری عملیات کربلای ۴ را یک عملیات فریب معرفی کرده تا ایران بتواند با یک عملیات بزرگتر عراق را غافلگیر کند. این اظهارات وی با واکنش‌های بسیاری از سوی فعالان سیاسی و کاربران فضای مجازی مواجه شده است.

نخستین روزهای دی ماه مصادف با عملیات کربلای ۴ است. رزمندگان ایران در پنجم دی ماه ۱۳۶۵ در محور ابوالخصیب به خط زدند؛ اما با توجه به اطلاع دشمن از عملیات ایران، نیروها عقب نشینی کردند که در جریان این عقب نشینی گروهی از رزمندگان ایران به شهادت رسیدند.

دو هفته پس از کربلای ۴ و در حالی که عراقی‌ها تصور می‌کردند ایران دیگر قصد عملیات را ندارد، در اقدامی ایذایی عملیات کربلای ۵ در ۱۹ دی ۱۳۶۵ انجام شد که در جریان آن، حدود ۱۵۰ کیلومتر از شلمچه آزاد شد و قسمت‌هایی از جنوب عراق به تصرف رزمندگان ایران درآمد.

محسن رضایی در توییتر خود با تحلیل عملیات کربلای چهار نوشت: ‌ با عملیات کربلای چهار به دشمن وانمود کردیم که عملیات سالانه ما تنها همین بوده است. ده روز بعد در همان نقطه و در زمانی که نیروهای ارتش بعثی به مرخصی رفته بودند، عملیات کربلای پنج را انجام دادیم.

وی ادامه داد: عملیات کربلای چهار برای فریب دشمن انجام شد. اگر تحلیلگر تاریخی در فهم آن فریب بخورد، پس وای به حال نوشته‌های او.

کربلای ۴؛ محسن رضایی، فریب و نهضت آزادی - 6کربلای ۴؛ محسن رضایی، فریب و نهضت آزادی - 7

عملیات کربلای ۴ چگونه لو رفت؟

مرحوم دکتر ابراهیم یزدی، ادعاها درباره نقش نهضت آزادی ایران در لو رفتن عملیات کربلای ۴ را «فرافکنی» خوانده بوده و گفته بود: «عملیات کربلای ۴ در دی ماه سال ۱۳۶۵، در زمان حیات بنیانگذار جمهوری اسلامی رخ داده اما نه سردار کوثری و نه دکتر ولایتی و نه جانشین فرمانده کل قوا چنین اتهامات سنگینی را علیه نهضت آزادی ایران و رهبران آن، شادروانان مهندس بازرگان و دکتر سحابی و سایر همگامانشان مطرح نکردند. اما به نظر می‌رسد مسئولیت این شکست را برخی به جای قبول مسئولیت، فرافکنی کرده و می‌خواستند به گردن نهضت آزادی انداختند.

این توییت محسن رضایی با انتقاد حسام الدبن آشنا مواجه شد و مشاور فرهنگی رئیس جمهور نوشت:

فرمانده کل

سلام بر شما

ده‌ها هزار رزمنده و خانواده هزاران شهید هیچگاه از شما نپرسیدند چرا از چند شب قبل از عملیات کربلای چهار آسمان از روشنایی منورهای چلچراغی دشمن مانند روز شده بود.

بچه‌های توپخانه لشکر ۲۷ هیچگاه از شما نپرسیدند چرا تنها ۴۵ دقیقه پس از آغاز عملیات، تقریبا تمام قبضه‌ها مورد اصابت توپ‌های دشمن قرار گرفت.

هیچ‌یک از هزاران مجروح عملیات نپرسیدند چرا وقتی اولین موج مجروحان به بیمارستان صحرایی علی‌بن ابی‌طالب رسید هنوز پزشکان و پرستاران از وقوع عملیات آگاهی درستی نداشتند ولی رادیوی منافقین و رادیو بغداد هر لحظه وضعیت عملیات را اعلام می‌کرد.

برادر محسن

بین عملیات فریب و عملیات لورفته تفاوت از زمین تا آسمان است.

تحلیلهای پسینی مشکلی را حل نمی‌کند.

ما شایدخطاکاران را ببخشیم اما خودشیفتگان را هرگز.

پشت نام شهدا نمی‌توانید مخفی شوید

در ادامه واکنش فعالان سیاسی و کاربران فضای مجازی در این رابطه را بخوانید:

کربلای ۴؛ محسن رضایی، فریب و نهضت آزادی - 23کربلای ۴؛ محسن رضایی، فریب و نهضت آزادی - 24کربلای ۴؛ محسن رضایی، فریب و نهضت آزادی - 25کربلای ۴؛ محسن رضایی، فریب و نهضت آزادی - 26کربلای ۴؛ محسن رضایی، فریب و نهضت آزادی - 27

خواندن خبر در سایت منبع

تاریک و روشن عملیات کربلای۴

فراروخبرگزاری فرارو
تاریک و روشن عملیات کربلای۴
اردیبهشت ۹۴ بود که کمیته جست‌وجوی مفقودان ستاد کل نیرو‌های مسلح خبر داد پیکر ۱۷۵ غواص و خط‌شکن دفاع مقدس کشف شده است. به گفته فرمانده کمیته جست‌وجوی مفقودان، این غواصان در عملیات کربلای ۴ با دستان بسته به شهادت رسیده بودند؛ «برخی از پیکر‌های مطهر این شهدا کشف شد که هیچ جراحتی نداشت و متوجه شدیم که آن‌ها زنده‌به‌گور شدند».
تاریک و روشن عملیات کربلای۴ - 0

«با عملیات #کربلای_چهار به دشمن وانمود کردیم که عملیات سالانه ما تنها همین بوده است. ۱۰ روز بعد در همان نقطه و در زمانی که نیرو‌های ارتش بعثی به مرخصی رفته بودند، عملیات #کربلای_پنج را انجام دادیم».به گزارش شرق، این را محسن رضایی، فرمانده وقت کل سپاه پاسداران، در حساب توییتری خود نوشته است. عملیات کربلای ۴، در روز‌های اول دی ۱۳۶۵ انجام شد، حالا دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام با دو روز تأخیر درباره آن نوشته. سالگرد این عملیات، اما از چشم رضایی فرصتی بود برای تقویت روایت مدنظر خودش از آن عملیات. این نکته در توییت دوم عیان‌تر است: «عملیات #کربلای_چهار برای فریب دشمن انجام شد. اگر تحلیلگر تاریخی در فهم آن فریب بخورد، پس وای به حال نوشته‌های او». ۱۷۵ شهید غواص، بخشی از خاطره جمعی

اردیبهشت ۹۴ بود که کمیته جست‌وجوی مفقودان ستاد کل نیرو‌های مسلح خبر داد پیکر ۱۷۵ غواص و خط‌شکن دفاع مقدس کشف شده است. به گفته فرمانده کمیته جست‌وجوی مفقودان، این غواصان در عملیات کربلای ۴ با دستان بسته به شهادت رسیده بودند؛ «برخی از پیکر‌های مطهر این شهدا کشف شد که هیچ جراحتی نداشت و متوجه شدیم که آن‌ها زنده‌به‌گور شدند».بیشتر بخوانید:واکنش تند آشنا به اظهارات رضایی درباره عملیات کربلای ۴این خبر چیزی نبود که از یاد و روان کسی پاک شود و نشد. هنوز هم در آستانه سالگرد عملیات کربلای ۴ دوستداران شهدا یاد این شهدا را زنده نگه می‌دارند و امسال هم چنین بود. به همین خاطر بود که نوشته رضایی سریعا با واکنش روبه‌رو شد. اغلب عملیات‌های جنگ برای مردم ناشناخته هستند و تنها برخی به واسطه گره‌خوردن با یک خاطره جمعی است که در ابعاد ملی مورد توجه قرار می‌گیرند. کربلای ۴ در این دسته جای گرفته. محسن رضایی، اما حالا تأکید می‌کند که نقشه کربلای ۴ از ابتدا برای فریب دشمن بوده، چیزی که با روایت دیگر چهره‌های نظامی و فرماندهی اصلا منطبق نیست.

تاریک و روشن عملیات کربلای۴ - 4

روایت هاشمی: عملیات لو رفته بود

در این عملیات قرار بود منطقه «ابوالخصیب» تصرف و بصره از ناحیه جنوب تهدید شود؛ اما عملیات لو رفته بود. دشمن منتظر سربازان ایرانی بود. نام پاتکش را گذاشته بود «حصاد الاکبر»؛ «دروی بزرگ». هاشمی‌رفسنجانی ماجرای کربلای ۴ را در خاطرات خود شرح داده است؛ اما در روایت او عملیات هرگز به قصد «فریب» نبود. بعد از شکست عملیات «کربلای چهار»، نیرو‌ها برای «کربلای ۵» آماده می‌شوند و این‌طور گفته می‌شود که کربلای ۴ برای فریب دشمن انجام شده تا به تعبیر هاشمی تبلیغات دشمنان نیز خنثی شود؛ اما حالا محسن رضایی می‌خواهد بگوید برنامه از اول همین بوده است. در فاصله یافتن پیکر شهدای غواص کربلای ۴ تا تشییع آنان، هاشمی‌رفسنجانی به سؤالات «ایسنا» درباره کربلای ۴ پاسخ داد؛ پاسخ‌هایی که با خاطرات او نیز در این برهه هماهنگ است.جانشین وقت فرمانده کل قوا این‌گونه آن عملیات را روایت می‌کند:

به همان سیاستی که در خیبر اعلام کرده بودیم که یک جای حساسی از عراق را بگیریم و بعد جنگ را تمام کنیم، عمل می‌کردیم …. در آن زمان آن طرف فاو در دست ما بود. نظر من همان موقع این بود که از ساحل خور عبدالله به ام‌القصر برویم؛ ام‌القصر، پایگاه دریایی عراق بود و کشتی‌های جنگی و غیرجنگی‌شان که در آنجا بود، از طریق کانالی به دریای خلیج فارس می‌رفتند. بنا بر این بود که ما به آنجا برویم. البته قبلا رفته بودیم؛ اما موفق نشده بودیم …. این دفعه، بنا شد عملیاتی انجام دهیم که بتوانیم کاملا عراق را از دریا جدا کنیم؛ یعنی هدف اصلی من به‌عنوان فرمانده جنگ این بود که اگر این کار انجام می‌شد، ما به هدف‌مان می‌رسیدیم و می‌گفتیم که الان قطع‌نامه را می‌پذیریم و شما هم بیایید حق و حقوق ما را بدهید تا آتش‌بس را بپذیریم …. شب را در پایگاه امیدیه ماندم. آنجا بود که خبر لو‌رفتن عملیات را شنیدم. آقای سنجقی را با یکی از محافظانم به منطقه فرستادم تا خبر‌های جدیدتری را بر اساس مشاهدات بگیرم. برای ارتش و سپاه دو محور مشخص کردیم. باید دوباره از اروند عبور می‌کردیم؛ ما در فاو عبور کرده بودیم و این‌بار می‌خواستیم از پشت نیرو‌های عقب (جنوب بصره) وارد شویم … معلوم شد آن نقطه اساسی که می‌خواستیم از آن عبور کنیم، عراقی‌ها مطلع شدند. حال اینکه از کجا مطلع شدند، نمی‌دانستیم. آن‌موقع فرض ما بر این بود که آمریکایی‌ها از طریق ماهواره‌هایشان و هواپیما‌های آواکسی که در عربستان بود، با رادارهایشان ما را می‌بینند و اطلاعات لازم را به عراقی‌ها داده‌اند.به همین دلیل آن‌ها این نقطه را زیر نظر داشتند و به محض اینکه نیرو‌های ما حرکت کردند، درست همان نقطه را زیر آتش انبوه گرفتند. کسانی که عبور کرده بودند، آن طرف گیر افتاده بودند و آن کسانی که می‌خواستند دوباره وارد شوند، گیر افتادند؛ بنابراین عملیات قفل شد. ممکن بود از جا‌های دیگر بروند، اما جا‌های اصلی نبود. من هنوز جلو نرفته بودم و در امیدیه بودم. آقای رضایی به من گفتند ما عملیات را متوقف کردیم و داریم بچه‌ها را برمی‌گردانیم و برگرداندند … بعد از بحث فراوان (بین هاشمی و رضایی)، به این نتیجه رسیدیم که باید عملیات را در یک فلش دیگر ادامه بدهیم؛ چون فلش اول، این بود که از آب عبور کنیم و به طرف ام‌القصر برویم. با این کار، عملا بصره را دور می‌زدیم. فلش دیگر، شلمچه بود؛ یعنی از شلمچه تا تنومه و از آنجا هم بصره را از دو طرف محاصره می‌کنیم. گفتیم که این شاخه شکست خورد، اما شاخه دیگر در دست ارتش بود و قرار بر این بود که آن‌ها عمل کنند، چون آن‌ها شناسایی‌های خودشان را کرده بودند. من و آقای رضایی تصمیم گرفتیم همین الان فلش دوم را عملیاتی کنیم و نگذاریم نیرو‌ها برگردند. به همین دلیل به‌گونه‌ای خبر را اعلام کردیم که این یک عملیات فریب بود؛ یعنی این‌گونه آن تبلیغات را خنثی کردیم و به‌گونه‌ای در منطقه هور تحرک پیدا کردیم که عراق فکر کند عملیات اصلی را می‌خواهیم در آنجا انجام دهیم. همان عملیات خیبر را که نیمه‌کاره مانده بود، دوباره انجام دهیم و از آن طرف راه بصره را قطع کنیم. در اینجا دشمن فریب خورد؛ یعنی ما این‌دفعه توانستیم او را فریب دهیم. دشمن خیال کرد منطقه اصلی ما در عملیات بعدی آنجاست؛ بنابراین آن‌ها خیلی از نیروهایشان را به این سمت بردند و تمام همتشان را بر این گذاشتند که کشف کنند ما می‌خواهیم چگونه عمل کنیم.همه بچه‌ها که آماده و پای‌کار بودند، یک استراحت کوتاه و یک تجدید قوا و تجدید روحیه کردند تا اینکه عملیات کربلای۵ شروع شد. این عملیات بسیار موفقیت‌آمیز بود. عملیات سختی بود، اما خیلی خوب بود. ما این دو عملیات را این‌گونه تعریف کردیم که عملیات اول، عملیات فریب بود و عملیات اصلی، این بود که خیلی رضایت‌بخش شد. شما می‌توانید به رسانه‌ها مراجعه کنید و خبر‌های آن‌موقع را ببینید که چگونه بود. شرایط به‌گونه‌ای بود که آیت‌الله خامنه‌ای بعد از اینکه رهبر شدند، به همه فرماندهانی که در عملیات کربلای۵ آن‌گونه جنگیده بودند، نشان فتح و یک میلیون تومان وجه نقد دادند. به من هم به‌عنوان فرمانده جنگ، نشان دادند. بنابراین ما در عملیات اول که به نام عملیات کربلای۴ بود، ناموفق بودیم، اما بلافاصله جبران کردیم و در آن طرف واقعا دشمن را شکست دادیم.روایت فرمانده: شکست خوردیم

درگزارشی که سال ۹۵ در «شرق» منتشر شد، مجموعه‌ای از روایت‌های فرمانده‌هان ایرانی و عراقی از عملیات کربلای ۴ گردهم آمده است. یکی از روایت‌ها به سردار «حسین علایی»، فرمانده نیروی دریایی سپاه، اختصاص دارد. او در کتاب «روند جنگ ایران و عراق»، عملیات‌های کربلای٤ و ٥ را نخستین حضور نیروی زمینی سپاه پس از تشکیل نیروی زمینی مستقل عنوان کرده است. حسین علایی ضرورت «کربلای ۴» را این‌گونه توضیح داد: «با توجه به شرایط کشور در سال ١٣٦٥ و نبود هیچ‌گونه طرح سیاسی برای پایان جنگ، ایران چاره‌ای جز اجرای یک عملیات بزرگ و مهم در جبهه‌های جنگ زمینی نداشت … در زمان برنامه‌ریزی برای کربلای٤، تصور این بود که یک عملیات گسترده و مؤثر می‌تواند سرنوشت‌ساز باشد و دولت عراق را به پذیرش شرایط ایران برای پایان جنگ وادارد. طبیعتا پذیرش شرایط ایران از سوی عراق، منجر به سقوط سیاسی رژیم بعثی می‌شد».

تاریک و روشن عملیات کربلای۴ - 10

سردار «علایی» هم مانند برخی از فرماندهان و مقامات دیگر، نتیجه این عملیات را برای ایران «شکست» می‌داند: «با آغاز عملیات مشخص شد ارتش عراق در آمادگی کامل به سر می‌برد و عبور سریع از اروند امکان ندارد؛ البته از دو هفته پیش از آغاز کربلای٤ نیرو‌های قرارگاه خاتم‌الانبیا (مرکز عملیات سپاه پاسداران) که در محلی به نام فاطمیه مستقر بود، احساس کرده بودند دشمن تا حدی از این عملیات باخبر است». سردار «احمد سوداگر» هم دراین‌باره گفته بود: «حین کربلای٥، کالکی را از یکی از سنگر‌های دشمن در جزیره بوارین پیدا کردم و نشان فرمانده سپاه دادم و گفتم این کالک نقشه عملیات خودمان در کربلای٤ است که به زبان عربی نوشته شده است … در آن کالک نام همه لشکر‌ها و یگان‌های عمل‌کننده سپاه در کربلای٤ نوشته شده بود».هاشمی در خاطرات دهم دی‌ماه ١٣٦٥، آماری از شهدا و مجروحان از قول «علی شمخانی» ارائه می‌دهد و می‌نویسد: «آقای شمخانی اطلاعات لازم را درباره نتایج عملیات شکست‌خورده کربلای ۴ داد؛ خیلی بدتر از آنچه تابه‌حال گفته بودند. نزدیک به هزار شهید و سه‌هزارو ٩٠٠ مفقودالاثر داشتیم که اکثر آن‌ها را باید شهید حساب کرد و حدود ١١ هزار مجروح که حدود نصف آن‌ها سرپایی معالجه شده یا می‌شوند». البته آمار‌های دیگری هم از شهدا و مجروحان این عملیات وجود دارد که بیش از آمار مطرح‌شده در خاطرات هاشمی است.

خواندن خبر در سایت منبع

روایت فرمانده وقت نیروی دریایی سپاه از عملیات‌های کربلای ۴ و ۵

آخرین خبرخبرگزاری آخرین خبر
روایت فرمانده وقت نیروی دریایی سپاه از عملیات‌های کربلای ۴ و ۵

تابناک/ سردار علایی فرمانده نیروی دریایی سپاه پاسداران در دوران دفاع مقدس گفت: عملیات‌های کربلای ۴ و ۵ هر دو بخش هایی از یک عملیات سرنوشت ساز هستند که با هم طراحی شدند اما برای ایجاد غافگیری، تلاش شد به ارتش عراق نشان داده شود که عملیات بزرگ سالانه ایران، همان عملیات کربلای ۴ بوده که انجام شده است و با عقب بردن نیروها از منطقه عملیاتی به ارتش عراق وانمود شد که رزمندگان اسلام قصد انجام عملیات دیگری را ندارند تا ارتش عراق فریب خورده و بتوان عملیات کربلای ۵ را انجام داد.

نخستین روزهای دی ماه مصادف با عملیات کربلای ۴ است. رزمندگان ایران در پنجم دی ماه ۱۳۶۵ در محور ابوالخصیب به خط زدند اما با توجه به اطلاع دشمن از عملیات ایران، نیروها عقب نشینی کردند که در جریان این عقب نشینی گروهی از رزمندگان ایران به شهادت رسیدند.

دو هفته پس از کربلای ۴ و در حالی که عراقی‌ها تصور می‌کردند ایران دیگر قصد عملیات را ندارد، در اقدامی ایذایی عملیات کربلای ۵ در تاریخ ۱۹ دی ۱۳۶۵ انجام شد که در جریان آن، حدود ۱۵۰ کیلومتر از شلمچه آزاد و قسمت‌هایی از جنوب عراق به تصرف رزمندگان ایران درآمد.

سردار حسین علایی فرمانده وقت نیروی دریایی سپاه پاسداران در گفت و گویی با «تابناک» به برخی ابهامات و پرسش‌های کلیدی درباره این عملیات‌ها پاسخ داده است؛ پاسخ‌هایی که برخی ابهامات ناظران را رفع می‌کند.

در سالگرد عملیات کربلای ۴ و کربلای ۵ هستیم. چه شد که فرماندهان تصمیم به انجام این عملیات گرفتند؟

در سال ۱۳۶۵ جمهوری اسلامی ایران به دنبال انجام یک عملیات سرنوشت ساز بود تا بتواند ضربه‌ای اساسی به ارتش صدام وارد کند و جنگ را به سوی پایان ببرد. طرح سپاه پاسداران انقلاب اسلامی انجام یک عملیات بزرگ از دو محور یکی با عبور از اروندرود و حمله به مواضع سپاه هفتم ارتش عراق به منظور توسعه سرپل عملیات فاو بود و دیگری نیز عبور از محور شملچه برای نزدیک شدن به شرق بصره با حمله به مواضع سپاه سوم ارتش بعثی بود.

این اولین بار در طول دوران جنگ بود که چنین عملیات گسترده‌ای با بکارگیری حدود ۲۵۰ گردان رزمی طرح ریزی می‌شد. برای انجام این عملیات با انجام تبلیغات رسمی از اعزام سپاه یکصد هزار نفری حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم خبر داده می‌شد.

برخی معتقدند کربلای ۴ و ۵ دو عملیات مجزا و برخی می‌گویند کربلای چهار یک مرحله از عملیاتی واحدی بوده که برای فریب دشمن به عنوان عملیات مستقل اعلام شده است. نظرتان چیست؟

بعد از آن که عملیات کربلای ۴ در شب چهارم اسفند ماه ۱۳۶۵ به عنوان عملیات بزرگ سرنوشت ساز با ناکامی مواجه شد و به دلیل هشیاری دشمن به موفقیت نرسید و در همان مراحل اولیه متوقف گردید، قرار شد با توجه به موفقیتی که دو لشکر ۵۷ ابوالفضل و ۱۹ فجر در عبور از آبگرفتگی شلمچه داشته‌اند، تمرکز قوا برای عبور از شلمچه انجام گیرد که دو هفته بعد در ۱۹ دی ماه این عملیات انجام گرفت و اسم آن کربلای ۵ گذاشته شد.

در واقع عملیات‌های کربلای ۴ و ۵ هر دو بخش هایی از یک عملیات سرنوشت ساز هستند که با هم طراحی شدند اما برای ایجاد غافگیری، تلاش شد به ارتش عراق نشان داده شود که عملیات بزرگ سالانه ایران، همان عملیات کربلای ۴ بوده که انجام شده است و با عقب بردن نیروها از منطقه عملیاتی به ارتش عراق وانمود شد که رزمندگان اسلام قصد انجام عملیات دیگری را ندارند تا ارتش عراق فریب خورده و بتوان عملیات کربلای ۵ را انجام داد.

اگر کربلای ۴ انجام نمی‌شد، آیا امکان اجرای موفق کربلای ۵ وجود داشت؟

عملیات کربلای ۵ و عملیات کربلای ۴ هر دو بخش هایی از یک عملیات بزرگ بودند که با هم طرح ریزی شده بودند. اگر عملیات کربلای۴ موفق می‌شد، طبیعتا دیگر عملیاتی به اسم کربلای۵ وجود نداشت. از طرفی اگر عملیات کربلای۴ نیز ناکام نمی‌ماند، عملیاتی به اسم کربلای ۵ انجام نمی‌شد.

قطعنامه ۵۹۸ پس از عملیات کربلای پنج تنظیم و توسط شورای امنیت سازمان ملل تصویب شد. آیا کربلای ۵ در صدور قطعنامه ۵۹۸ تاثیری داشت؟

بعد از عبور رزمندگان اسلام از اروندرود در دهه فجر ۱۳۶۴، آمریکا و شوروی که دو ابرقدرت آن زمان بودند به این نتیجه رسیدند که ایران می‌تواند برنده جنگ تحمیلی باشد و مطمئن شدند که بدون مداخله نظامی آنها، رژیم بعثی عراق بازنده خواهد بود. پس از انجام عملیات کربلای ۵ و عبور رزمندگان ایران از سخت‌ترین مواضع ارتش عراق که در شلمچه قرار داشت، کار تدوین قطعنامه ۵۹۸ سرعت گرفت و شورای امنیت سازمان ملل آن را در اواخر تیر ماه سال ۱۳۶۶ به تصویب رساند. در واقع می‌توان گفت که پیروزی در جبهه‌های زمینی باعث جدی شدن قدرت‌های جهانی برای رفتن به دنبال راهکاری سیاسی از طریق شورای امنیت سازمان ملل بود تا جنگ برنده و بازنده نداشته باشد.

برخی فرماندهان گفته‌اند اگر عملیات کربلای ۴ و ۵ انجام نمی‌شد، عراق به فاو حمله می‌کرد. نظر شما چیست؟ تبعات حمله ارتش بعث عراق به فاو چه می‌توانست باشد؟

از روزی که ایران توانست با گرفتن ساحل دور اروندرود، رأس البیشه و فاو را تصرف کند و ارتباط عراق را با خلیج فارس قطع نماید، ارتش عراق به دنبال بازپس گیری فاو و تسلط بر اروندرود بود، زیرا صدام با از دست دادن فاو، تمام بهانه خود برای شروع جنگ که به دست آوردن تمامی اروندرود بود را از دست داده بود.

یکی از اهداف طرح ریزی عملیات کربلای ۴ در واقع توسعه سرپل عملیات والفجر۸ بود که تأمین فاو را می‌توانست تضمین کند. انجام عملیات کربلای ۵، موجب شد تا قوای مانوری ارتش عراق در جبهه شلمچه و ۵ ضلعی، درگیر شوند و نتوانند در سال‌های ۱۳۶۵ و ۱۳۶۶ به فاو حمله کنند و عملیات ارتش عراق را به تأخیر انداخت.

ما را در کانال «آخرین خبر» دنبال کنید

خواندن خبر در سایت منبع

نظرها

در ادامه بخوانید

صدا و سیماصدا و سیما14 ساعت قبل
به این علت بارها در ماه‌های گذشته سعی کردند بندهای گوناگون معامله قرن را بیان و اطلاع رسانی کنند. اکبری تصریح کرد: بحث معامله قرن چیزی ورای مسئله فلسطین است و رویکردی منطقه‌ای دارد. او ادامه داد: یکی از نشانه‌های شکست این نشست و معامله این است که قبل از شروع نشست، ​نام این گردهمایی از معامله قرن به فرصت قرن تغییر کرد. اکبری هم گفت: تاکنون آمریکاییها ۵ مرتبه اعلام رونمایی از معامله قرن کرده‌اند و هر بار به دلیلی عقب افتاد. روی هم رفته با توجه به شرایط نامطلوب و نابسامان فعلی آمریکا​، ​ اسرائیل و عربستان آنچه به نظر می‌رسد این است که نتیجه نشستهای معامله قرن به نفع مسلمین خواهد بود.
نامه‌نیورنامه‌نیور22 ساعت قبل
فلاحت پیشه ادامه داد: هم اکنون پرونده ایران دیگر ذیل فصل هفتم منشور سازمان ملل متحد نیست که آمریکا بخواهد آن بند تحریم دیپلماتیک را علیه ایران در قالب جهانی به اجرا درآورد. گروه سیاست نامه نیوز: خبر سیاسی مهم روزهای اخیر این بود که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا تحریم‌های جدیدی علیه ایران را امضا کرد. بعد از مقامات دولت او اعلام کردند «محمدجواد ظریف وزیر خارجه ایران در لیست تحریم‌های جدید امریکا قرار خواهد گرفت و ظریف نیز شامل دور جدید تحریم‌ها خواهد بود». پیش از برجام، واشنگتن و لندن به ویژه بعد از تسخیر سفارت انگلیس در تهران دنبال اعمال تحریم دیپلماتیک ایران بودند اما خواسته آنها هیچ گاه عملیاتی نشد تا آنکه برجام مورد توافق قرار گرفت. اروپا با آمریکا در تحریم دیپلماتیک ایران همراهی نمی‌کندفلاحت پیشه ادامه داد: هم اکنون پرونده ایران دیگر ذیل فصل هفتم منشور سازمان ملل متحد نیست که آمریکا بخواهد آن بند تحریم دیپلماتیک را علیه ایران در قالب جهانی به اجرا درآورد.
عصر ایرانعصر ایران1 روز قبل
جسد این پدر و دختر روز دوشنبه در رود مرزی «برونسویل» بین ایالات تگزاس و مکزیک کشف شده است. بر اساس گزارش آسوشیتدپرس، نخستین عکس از جسد این پدر و دختر از سوی یک خبرنگار مکزیکی گرفته شده است. این عکس طی ساعات گذشته به شدت در رسانه‌ها و فضای مجازی در جهان در حال انتشار است. این عکس همچنین یادآور ماجرای پسربچه خردسال کرد سوری «آیلان» است که ۴ سال پیش پیکر بی‌جان او در سواحل بدروم ترکیه، جهان را شوکه کرد. عکس پیکر بی جان «آیلان» که ۴ سال پیش دنیا را شوکه و غمگین کرد.

آغاز تمرینات پرسپولیس

صدا و سیماصدا و سیما2 ساعت قبل
به گزارش خبرنگار خبرگزاری صدا و سیما؛ پرسپولیسی‌ها فعلا بدون سرمربی و با برنامه کریم باقری تمرینات خود را شروع کرده‌اند؛ آن‌ها قرار است بعد از ۱۰ روز تمرین در تهران راهی ترکیه شوند و ادامه تمرینات آماده سازی خود را در کمپ تمرینی فنرباغچه ترکیه پیگیری کنند.
صدا و سیماصدا و سیما15 ساعت قبل
سخنگوی وزارت امور خارجه کشورمان برگزاری موفق انتخابات ریاست جمهوری اسلامی موریتانی و انتخاب محمد ولد الغزوانی به عنوان رئیس جمهور جدید را به دولت و ملت این کشور تبریک گفت. به گزارش خبرگزاری صدا و سیما، سید عباس موسوی ابراز امیدواری کرد که در دوران جدید این کشور شاهد رشد و شکوفایی هر چه بیشتر موریتانی و تعمیق روابط دوجانبه باشیم.
الفالف18 ساعت قبل
وزارت اطلاعات بررسی بیشتری را دارد انجام می‌دهد و قوه قضائیه نیز نتیجه را اعلام خواهد کرد. علی ربیعی، سخنگوی دولت هم در این باره گفت: رئیس‌جمهور درباره این موضوع با وزیر کشور صحبت کردند. البته آمریکایی‌ها و متحدانش هم بیکار نمی‌نشینند …برخلاف عراق و افغانستان، اشغال ایران کار ساده‌ای نیست. بنابراین آمریکایی‌ها به‌دنبال آن نیستند که نیروهای نظامی خودشان را وارد ایران کنند. باید بدانیم که ایالات متحده حتی یک سرباز هم وارد خاک ایران نخواهد کرد.»

اخبار بیشتر