عارضه امروز اصلاح‌طلبان «خودزنی» است
  1. خبری
  2. پوشش‌های خبری
  3. سیاسی
پوشش خبری

عارضه امروز اصلاح‌طلبان «خودزنی» است

عبدی: اصلاح‌طلبان نگران شعار «اصلاح‌طلب، اصولگرا دیگه تمومه ماجرا» نباشند

خبرآنلاینخبرگزاری خبرآنلاین
عبدی: اصلاح‌طلبان نگران شعار «اصلاح‌طلب، اصولگرا دیگه تمومه ماجرا» نباشند
نامه‌نیوز نوشت: عباس عبدی اظهار کرد: اصلاح‌طلبان نباید خیلی نگران این شعار باشند. اگر خود را  بازسازی کنند و از تناقض‌ها بیرون بیایند. این امکان وجود دارد که ساخت قدرت به ایده‌های آن‌ها روی خوش نشان دهد.

عباس عبدی درباره شعار «اصلاح طلب، اصولگرا دیگه تمومه ماجرا» گفت: مردم حتی اگر از اصلاح طلب و اصولگراها نیز پشیمان شده باشند به جای دیگری مراجعه نمی‌کنند زیرا در جای دیگری نیز افقی وجود ندارد. لیبی را ببینید، چند سال است که آنجا مثلا انقلاب شده اما بعداز ۷ سال درگیری و جنگ بی‌سرانجام اکنون به وزارت خارجه انجا حمله استشهادی کردند و چند نفر را کشتند.

وی افزود: اروپایی‌ها نیز می‌گویند ما با حکومت کردن همان پسر قذافی موافق هستیم یعنی بعد از این همه کشت و کشتار، از بین رفتن زیرساخت‌ها و یک فاجعه تمام عیار آخر به سیف الاسلام قذافی رسیده‌اند یا به زودی می‌رسند. مردم این‌ها را متوجه می‌شوند. بنابراین اصلاح طلبان نباید خیلی نگران این شعار باشند. اگر خود را بازسازی کنند و از تناقض‌ها بیرون بیایند. این امکان وجود دارد که ساخت قدرت به ایده‌های آن‌ها روی خوش نشان دهد.

این تحلیلگر مسائل سیاسی گفت: اصلاح طلبان باید ضمن حفظ مواضع انتقادی خود و حتی جدی‌تر کردن انها، قدری روابط خود را با ساخت قدرت بازسازی کرده و اعتماد سازی کنند. آن‌ طرف مجبور هستند که به اصلاحات روی خوش نشان دهند و مردم نیز حمایت خواهند کرد چون این را کم‌هزینه و بی‌دردسر می‌بینند. بنابراین خیلی نگران این کد نیستم مگر اینکه اصلاح‌طلبان خود نتوانند اقدامات لازم را انجام دهند.

خواندن خبر در سایت منبع

یادآوری طعنه آمیز عارف به برخی اصلاح‌طلبان

آخرین خبرخبرگزاری آخرین خبر
یادآوری طعنه آمیز عارف به برخی اصلاح‌طلبان

فارس/ رئیس شورای عالی سیاستگذاری اصلاح‌طلبان با بیان اینکه برخی یادشان رفته که چگونه بر سرکار آمدند، گفت: وزرایی که مدعی اصلاح‌طلبی هستند، هماهنگی مناسبی با فراکسیون امید ندارند و عملکرد برخی دوستان اصلاح‌طلب که عهده‌دار سمتی می‌شوند با گفتمان اصلاح‌طلبی هم‌خوانی ندارد.

محمدرضا عارف در دیدار با اعضای تشکل مجمع فرهنگیان ایران اسلامی، با بیان اینکه به مجمع فرهنگیان نگاهی راهبردی وجود دارد و در عرصه آموزش و پرورش باید میدان دار باشد، بر ضرورت اصلاح جایگاه معلم در نظام آموزشی کشور تاکید کرد و گفت: متاسفانه نسبت به ارتقاء منزلت و معیشت معلمان غفلت‌های صورت گرفته و جایگاه معلمان عزیز در جامعه ما آنگونه که در شان و مقام آنهاست قرار ندارد و هم دولت و هم مجلس شورای اسلامی باید در خصوص اصلاح این روند اقدامات لازم را انجام دهند و به عنوان خدمت‌گذار معلمان عزیز در کمیسیون آموزش و تحقیقات در این راستا به اتفاق همکارانم تلاش خواهم کرد.

عملکرد فراکسیون امید باید با روش مطلوب‌تری به اطلاع افکار عمومی برسد

وی با اشاره به عملکرد فراکسیون امید، این فراکسیون را یکی از تاثیرگذارترین فراکسیون‌های مجلس دانست و با انتقاد از تشکلهای اصلاح طلب در عدم ارائه پیشنهاد و مشورت‌های کاربردی به فراکسیون امید، گفت: انتظار از تشکلهای اصلاح طلب این است که با فراکسیون امید ارتباط و همکاری‌های لازم را داشته باشند البته باید عملکرد فراکسیون امید با روش مطلوب‌تری به اطلاع افکار عمومی برسد و تصور می‌شود برخی نقدها به فراکسیون به دلیل بی اطلاعی از فعالیت‌های اصلاح طلبان مجلس باشد.

از کسانی حمایت کردیم که بعدا رودرروی فراکسیون امید قرار گرفتند

رئیس شورای عالی سیاست گذاری اصلاح طلبان با یاددآوری شرایطی که فراکسیون متبوعش شکل گرفت، تصریح کرد: در زمان انتخابات مجلس دهم به دلیل رد صلاحیت‌های صورت گرفته کسانی را در برخی استانها مورد حمایت قرار دادیم که بعدا مهمترین وظیفه شان را در مجلس رودررویی با فراکسیون امید تعریف کردند.

وزرایی که مدعی اصلاح طلبی هستند، هماهنگی مناسبی با فراکسیون امید ندارند

وی با اشاره به حمایت فراکسیون امید از دولت و با بیان اینکه برخی یادشان رفته که چگونه بر سرکار آمدند، گفت: وزرایی که مدعی اصلاح طلبی هستند، هماهنگی مناسبی با فراکسیون امید ندارند و متاسفانه باید بگویم برخی دوستان اصلاح طلب که عهده دار سمتی می‌شوند با رفتاری که تلقی عافیت طلبی و ماندگاری در قدرت به هر قیمتی می‌شود عملکرد آنها بعضا به هیچ وجه با گفتمان اصلاح طلبی همخوانی ندارد.

سهم افراد و جریانات در روی کار آمدن آقای احمدی‌نژاد چه بود؟

عارف با اشاره به فرازو نشیب‌های گفتمان اصلاح طلبی از بعد از دوم خرداد ۷۶، یادآور شد: بارها گفته‌ام که باید عملکرد جریان اصلاح طلب در دهه‌های ۸۰ و ۹۰ نقد جدی شود و قداست افراد هم نباید مانع از نقد شود، باید به این سوال پاسخ داد که چرا دوم خرداد ۷۶ به تیر ۸۴ تبدیل شد؟ سهم افراد و جریانات در روی کار آمدن آقای احمدی نژاد چه بود؟

حفظ نظام در گرو تاثیرگذاری گفتمان اصلاح طلبی است

وی با یاددآوری تاثیر گذاری جریان خط امام از خرداد ۴۲ در تحولاتی که منجر به پیروزی انقلاب اسلامی شد، تاکید کرد: خط امامی‌ها که بعدها به جریان اصلاح طلب نام گرفتند جریان اصیل انقلاب هستند و نباید خودشان را از متن تحولات جامعه کنار بکشند. امروز حفظ نظام در گرو تاثیر گذاری گفتمان اصلاح طلبی است.

برخی رسانه‌های خارجی به دنبال القاء ناکارآمدی اصلاح طلبان هستند

رئیس شورای عالی سیاست‌گذاری اصلاح طلبان در همین ارتباط خاطرنشان کرد: برخی رسانه‌های خارجی که می‌خواهند نظام را ناکارآمد جلوه دهند به دنبال القاء ناکارآمدی اصلاح طلبان هستند که باید همه دوست داران نظام اسلامی بخصوص رقبای جریان اصلاح طلب هوشیار باشند که از حملات رسانه‌های خارجی به اصلاح طلبان خشنود نشوند چرا که هدف آنها اصل نظام است.

وی با اظهار گلایه از برخی اظهانظرها در داخل خانواده اصلاحات که بعد از تشکیل فراکسیون امید نقدهای غیرمنصفانه به این فراکسیون مطرح کردند، تاکید کرد: در زمان انتخابات شوراها که متاسفانه لیست‌های جعلی فراوانی در مقابل لیست اصلی اصلاح طلبان منتشر شد اما تمامی اعضای لیست امید در تهران رای آوردند. آیا این رای آوری تصادفی است؟ ممکن است ضابطه‌ای که منجر به تشکیل لیست امید شوراها شد دارای اشکالاتی بوده که مطمئنا در انتخابات آینده اصلاح خواهد شد اما هیچکس نمی‌تواند مدعی شود هریک از اعضای این لیست نماینده یک فرد بودند.

عارف ادامه داد: لیست امید در زمان انتخابات شوراها بر اساس صرفا ضابطه و بدون اعمال سلایق افراد خاص بسته شد. البته ضابطه و مقررات ملاک عمل نیاز به بازنگری و اصلاح دارد که باید چنین شود.

شورای شهر تهران عقب ماندگی یکسال گذشته را جبران کند

رئیس شورای عالی سیاست‌گذاری اصلاح طلبان با اشاره به تاثیرگذاری تصمیمات شوراهای اسلامی شهر و روستا در بازه زمانی کوتاه مدت، گفت: متاسفانه شورای اسلامی شهر تهران در یکسال و نیم گذشته بیشتر درگیر تغییرات در مدیریت شهری بوده است به همین دلیل دچار عقب ماندگی هایی درخصوص برنامه‌های اعلام شده در زمان انتخابات به مردم هستیم. دوستان شورای شهر باید در مدت باقی مانده این عقب ماندگی را جبران کنند.

شهردار تهران به دنبال تغییرات مکرر مدیریتی نباشد

وی با مخاطب قرار دادن دکتر حناچی، شهر دار جدید تهران، گفت: تغییرات مکرر در بدنه مدیریت شهری عملا روند خدمت گذاری به مردم را با مخاطراتی رو به رو می‌کند. انتظارم از آقای دکتر حناچی این است که به این مهم توجه داشته باشند که شهرداری تهران دیگر طاقت تغییرات مکرر مدیریتی را ندارد و امیدوارم در دوره مدیرت ایشان شاهد کمترین تغییرات مدیریتی باشیم و کارها با مشورت و تعامل با خبرگان و صاحب نظران پیش رود.

اگر از داخل شورای عالی اصلاح طلبان چند صدا بیرون بیاید، شکست خواهیم خورد

رئیس شورای عالی سیاست گذاری اصلاح طلبان با بیان اینکه باید در مقابل مردم مسئولیت پذیر باشیم، گفت: در درون حانواده اصلاحات باید وحدت، هماهنگی و انسجام را سرلوحه فعالیت‌های خود قرار دهیم و برای رسیدن به وحدت هیچ راهی جز گذشت نداریم. اگر از داخل شورای عالی سیاست گذاری اصلاح طلبان چند صدا بیرون بیاید، مطمئنا شکست خواهیم خورد.

اخبار نگران کننده‌ای از نحوه برخورد با فعالان صنفی به گوش می‌رسد

عارف در پایان با توصیه به همه دلسوزان نظام به وحدت و همدلی در شرایط فعلی کشور، تاکید کرد: اقشار مختلف مردم اعم از کارگران، معلمان، دانشجویان مطالبات به حقی دارند که باید مسئولان پاسخ قانع کننده به آنان بدهند. برخوردهای امنیتی و قضایی با مطالبات قانونی اقشار مختلف مردم چاره کار نیست و مسئولان ذی ربط باید در خصوص برخی اخبار نگران کننده از نحوه برخورد با فعالان صنفی شفاف سازی کنند.

ما را در کانال «آخرین خبر» دنبال کنید

خواندن خبر در سایت منبع

عارف: وزرای مدعی اصلاح‌طلبی با فراکسیون امید هماهنگ نیستند

تسنیمخبرگزاری تسنیم
عارف: وزرای مدعی اصلاح‌طلبی با فراکسیون امید هماهنگ نیستند
رئیس شورای سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان گفت:‌ برخی اصلاح طلبان که عهده‌دار سمتی می‌شوند، به گونه‌ای عمل می‌کنند که از رفتار آنها تلقی عافیت طلبی و ماندگاری در قدرت می‌شود.

- اخبار سیاسی -

به گزارش حوزه احزاب خبرگزاری تسنیم، محمدرضا عارف، رئیس شورای سیاست‌گذاری اصلاح طلبان، در دیدار با اعضای تشکل مجمع فرهنگیان ایران اسلامی، با بیان اینکه به مجمع فرهنگیان نگاهی راهبردی وجود دارد و در عرصه آموزش و پرورش باید میدان‌دار باشد، بر ضرورت اصلاح جایگاه معلم در نظام آموزشی کشور تاکید کرد و گفت: متاسفانه نسبت به ارتقاء منزلت و معیشت معلمان غفلت‌هایی صورت گرفته و جایگاه معلمان عزیز در جامعه ما آن‌گونه که در شان و مقام آنهاست قرار ندارد. هم دولت و هم مجلس شورای اسلامی باید در خصوص اصلاح این روند اقدامات لازم را انجام دهند و به عنوان خدمت‌گذار معلمان عزیز در کمیسیون آموزش و تحقیقات در این راستا به اتفاق همکارانم تلاش خواهم کرد.

*عملکرد فراکسیون امید باید با روش مطلوب‌تری به اطلاع افکار عمومی برسد

وی با اشاره به عملکرد فراکسیون امید، این فراکسیون را یکی از تاثیرگذارترین فراکسیون‌های مجلس دانست و با انتقاد از تشکل‌های اصلاح‌طلب در عدم ارائه پیشنهاد و مشورت‌های کاربردی به فراکسیون امید، گفت: انتظار از تشکلهای اصلاح‌طلب این است که با فراکسیون امید ارتباط و همکاری‌های لازم را داشته باشند؛ البته باید عملکرد فراکسیون امید با روش مطلوب‌تری به اطلاع افکار عمومی برسد. تصور می‌شود برخی نقدها به فراکسیون به دلیل بی‌اطلاعی از فعالیت‌های اصلاح طلبان مجلس باشد.

*از کسانی حمایت کردیم که بعدا رودرروی فراکسیون امید قرار گرفتند

فراکسیون امید مجلس شورای اسلامی با یادآوری شرایطی که فراکسیون متبوعش شکل گرفت، تصریح کرد: در زمان انتخابات مجلس دهم به دلیل رد صلاحیت‌های صورت گرفته کسانی را در برخی استانها مورد حمایت قرار دادیم که بعدا مهمترین وظیفه‌شان را در مجلس رودررویی با فراکسیون امید تعریف کردند.

*وزرایی که مدعی اصلاح طلبی هستند، هماهنگی مناسبی با فراکسیون امید ندارند

وی با اشاره به حمایت فراکسیون امید از دولت و با بیان اینکه برخی یادشان رفته که چگونه بر سرکار آمدند، گفت: وزرایی که مدعی اصلاح‌طلبی هستند، هماهنگی مناسبی با فراکسیون امید ندارند. متاسفانه باید بگویم برخی دوستان اصلاح‌طلب که عهده‌دار سمتی می‌شوند با رفتاری که تلقی عافیت‌طلبی و ماندگاری در قدرت به هر قیمتی می‌شود عملکرد آنها بعضا به هیچ وجه با گفتمان اصلاح طلبی همخوانی ندارد.انتقاد اصلاح‌طلبان به رئیس دفتر روحانی بالا گرفت؛ اختلافات دولت و اصلاحات در "پنت‌هاوس"رئیس دفتر روحانی در واکنش به مصاحبه حجاریان با تسنیم: با اصلاح‌طلبان تندرو روابط خوبی نداریمسخنگوی "اعتدال و توسعه" خطاب به اصلاح‌طلبان: اختلافات را دامن نزنید

عارف با اشاره به فراز و نشیب‌های گفتمان اصلاح طلبی از بعد از دوم خرداد ۷۶، یادآور شد: بارها گفته‌ام که باید عملکرد جریان اصلاح طلب در دهه‌های ۸۰ و ۹۰ نقد جدی شود. قداست افراد هم نباید مانع از نقد شود، باید به این سوال پاسخ داد که چرا دوم خرداد ۷۶ به تیر ۸۴ تبدیل شد؟ سهم افراد و جریانات در روی کار آمدن آقای احمدی نژاد چه بود؟

وی با یادآوری تاثیر‌گذاری جریان خط امام از خرداد ۴۲ در تحولاتی که منجر به پیروزی انقلاب اسلامی شد، تاکید کرد: خط امامی‌ها که بعدها به جریان اصلاح طلب نام گرفتند، جریان اصیل انقلاب هستند و نباید خودشان را از متن تحولات جامعه کنار بکشند. امروز حفظ نظام در گرو تاثیرگذاری گفتمان اصلاح‌طلبی است.

رئیس شورای سیاست گذاری اصلاح طلبان در همین ارتباط خاطرنشان کرد: برخی رسانه‌های خارجی که می‌خواهند نظام را ناکارآمد جلوه دهند به دنبال القاء ناکارآمدی اصلاح‌طلبان هستند که باید همه دوست داران نظام اسلامی به خصوص رقبای جریان اصلاح طلب هوشیار باشند که از حملات رسانه‌های خارجی به اصلاح طلبان خشنود نشوند چرا که هدف آنها اصل نظام است.

وی با اظهار گلایه از برخی اظهانظرها در داخل خانواده اصلاحات که بعد از تشکیل فراکسیون امید نقدهای غیرمنصفانه به این فراکسیون مطرح کردند، تاکید کرد: در زمان انتخابات شوراها که متاسفانه لیست‌های جعلی فراوانی در مقابل لیست اصلی اصلاح طلبان منتشر شد اما تمامی اعضای لیست امید در تهران رای آوردند. آیا این رای‌آوری تصادفی است؟ ممکن است ضابطه‌ای که منجر به تشکیل لیست امید شوراها شد، دارای اشکالاتی بوده که مطمئنا در انتخابات آینده اصلاح خواهد شد اما هیچکس نمی‌تواند مدعی شود هر یک از اعضای این لیست نماینده یک فرد بودند.

عارف ادامه داد: لیست امید در زمان انتخابات شوراها بر اساس صرفا ضابطه و بدون اعمال سلایق افراد خاص بسته شد. البته ضابطه و مقررات ملاک عمل نیاز به بازنگری و اصلاح دارد که باید چنین شود.

*شورای شهر تهران عقب ماندگی یکسال گذشته را جبران کند

رئیس مجمع امید با اشاره به تاثیرگذاری تصمیمات شوراهای اسلامی شهر و روستا در بازه زمانی کوتاه مدت، گفت: متاسفانه شورای اسلامی شهر تهران در یکسال و نیم گذشته بیشتر درگیر تغییرات در مدیریت شهری بوده است به همین دلیل دچار عقب ماندگی‌هایی در خصوص برنامه‌های اعلام شده در زمان انتخابات به مردم هستیم. دوستان شورای شهر باید در مدت باقی مانده این عقب ماندگی را جبران کنند.

*شهردار تهران به دنبال تغییرات مکرر مدیریتی نباشد

وی با مخاطب قرار دادن حناچی، شهردار جدید تهران، گفت: تغییرات مکرر در بدنه مدیریت شهری عملا روند خدمت گذاری به مردم را با مخاطراتی رو به رو می‌کند. انتظار از آقای حناچی این است که به این مهم توجه داشته باشند که شهرداری تهران دیگر طاقت تغییرات مکرر مدیریتی را ندارد. امیدوارم در دوره مدیرت ایشان، شاهد کمترین تغییرات مدیریتی باشیم و کارها با مشورت و تعامل با خبرگان و صاحب نظران پیش رود.

رئیس شورای سیاست گذاری اصلاح طلبان با بیان اینکه باید در مقابل مردم مسئولیت پذیر باشیم، گفت: در درون خانواده اصلاحات باید وحدت، هماهنگی و انسجام را سرلوحه فعالیت‌های خود قرار دهیم و برای رسیدن به وحدت هیچ راهی جز گذشت نداریم. اگر از داخل شورای عالی سیاست‌گذاری اصلاح طلبان چند صدا بیرون بیاید، مطمئنا شکست خواهیم خورد.

عارف در پایان با توصیه به همه دلسوزان نظام به وحدت و همدلی در شرایط فعلی کشور، تاکید کرد: اقشار مختلف مردم اعم از کارگران، معلمان، دانشجویان مطالبات به حقی دارند که باید مسئولان پاسخ قانع کننده به آنان دهند. برخوردهای امنیتی و قضایی با مطالبات قانونی اقشار مختلف مردم چاره کار نیست. مسئولان ذی‌ربط باید در خصوص برخی اخبار نگران‌کننده از نحوه برخورد با فعالان صنفی شفاف‌سازی کنند.

خواندن خبر در سایت منبع

موسوی لاری: اصلاح طلبان در روش‌ها و رفتارها تجدید نظر کنند

اصلاحات پرسخبرگزاری اصلاحات پرس
موسوی لاری: اصلاح طلبان در روش‌ها و رفتارها تجدید نظر کنند
نایب ریس شورایعالی سیاستگذاری اصلاح طلبان گفت: جریانات سیاسی توان صحبت کردن با یکدیگر را ندارند/ اصلاح طلبان در روش ها و رفتارها تجدید نظر کنند/ دولت نتوانست به وعده هایش عمل کند/ روحانی در جریان تعیین چهار نفر عضو کابینه، حتی با معاون اول خودش هم مشورتی نکرد.

به گزارش اصلاحات پرس، سید عبدالواحد موسوی لاری نایب ریس شورایعالی سیاستگذاری اصلاح طلبان، عضو شورای مشاورین سید محمد خاتمی و وزیر کشور دولت اصلاحات است. مشروح گفت و گوی جماران با وی در پی می‌آید:

ما در آستانه چهل سالگی پیروزی انقلاب قرار داریم و عمده بحث‌های سیاسی کشور هم حول همین موضوع است. به نظر شما ما امروز بعد از چهل سال در موضوع وحدت و به رسمیت شناختن جریانات سیاسی در چه وضعیتی به سر می‌بریم؟ خصوصا اینکه خود شما عضو یک جریان سیاسی هستید که حضرت امام در اواخر عمرشان با موافقتی که داشتند به این جریان سیاسی رسمیت دادند و در واقع تکثر بین نیروهای انقلاب را به رسمیت شناختند. امروز چقدر این تکثر را در اداره کشور و صحنه سیاسی شاهد هستیم و چه آسیب هایی از این ناحیه متوجه ما هست؟

در فرهنگ ما چهل عدد بلوغ است. گفته می‌شود انسان وقتی به چهل سالگی رسید بلوغ فکری پیدا می‌کند. قاعدتا امروز که ما در آستانه چهلمین سال پیروزی انقلاب هستیم آن بلوغ را در ابعاد مختلف انقلاب باید ببینیم و حوزه‌ای که شما به آن اشاره کردید، یعنی حوزه وحدت نیروهای درونی جامعه، یکی از محک‌های مهمی است که می‌شود با آن بلوغ انقلاب یا انقلابیون را محک زد. اگر ما در این زمینه پیشرفت هایی داشته‌ایم و رسیده‌ایم به این نقطه که همدیگر را تحمل کنیم، معنایش این است که مسیری که آمده‌ایم به سوی بلوغ بوده است؛ و اگر خدای ناخواسته به سمت وحدت و انسجام حرکت نمی‌کنیم و جامعه دچار تقابل‌های درونی نیروهای انقلاب هست، معلوم می‌شود که ما بین راه گیر کرده‌ایم و به آن نقطه نرسیده‌ایم.

فرض من این است که به این موضوع به عنوان یک محک می‌شود نگاه کرد. تلقی خود من این است که متأسفانه در اینجا نمره خیلی خوبی نمی‌گیریم و به جای اینکه هر سالی که از عمر انقلاب گذشته ما تجربیات جدیدی را برای همگرایی و همنوایی به دست بیاوریم، مسیری را حرکت کرده‌ایم که امروز به جای رقابت‌های صحیح و قانونمند انگ زدن‌ها و برچسب زدن‌ها و حذف‌ها جایگزین شده است و این شرایط خوبی در چهل سالگی انقلاب نیست.

وقتی می‌گویم تحمل همدیگر، مثلا در انتخابات دوره اول مجلس شورای اسلامی من کاندیدای لارستان بودم. یکی از چیزهایی که هیچ وقت از خاطر من نمی‌رود این است که در آن دوره از انتخابات قوت و قدرت نظام به حدی بود که جریان‌های مخالف و معاند هم در انتخابات شرکت کردند. یعنی وقتی من کاندیدا شدم حدود ۱۰ نفر دیگر هم کاندیدا بودند و علاوه بر شهید عزیز بزرگوارمان مرحوم شهید نصیری لاری، یک نفر از اعضای کادر حزب توده، به نام آقای حبیبی، کاندیدا شده بود، یک نفر از اعضای حزب ملت آقای فروهر کاندیدا شده بود و یک نفر از مجاهدین خلق و یا منافقین امروز به نام آقای شیبانی کاندیدا شده بود. یعنی فضای آن روز همه بودند.

در یک فضای رقابتی این گونه انتخابات شروع شد و پیروز آن میدان هم من و شهید نصیری بودیم؛ که او یک معلم تبعیدی بود و من هم یک طلبه تازه از زندان آزاد شده بودم. به نظر من این قوت و قدرت نظام و انقلاب الآن به اینجا رسیده که نیروهای اصیل طرفدار انقلاب در بعضی موارد حتی امکان حضور در عرصه رقابت هم پیدا نمی‌کنند. رقابت‌ها به تخریب‌ها و تهدیدها تبدیل شده است. امروز جریانات سیاسی درون انقلاب توان نشستن زیر یک سقف و با هم صحبت کردن ندارند؛ چه برسد به جریاناتی که فاصله بیشتری دارند. من این را نقطه مثبتی تلقی نمی‌کنم.

چرا به اینجا کشیده شدیم؟ آیا گنجایش این حکومت از نظر تئوریک کم شده و یا اختلالات روشی و عملی هست که ما از یک فضای باز به اینجا می‌رسیم که به قول شما کسانی که در جریان انقلاب هم هستند نمی‌توانند زیر یک سقف بنشینند؟

به نظر من ریشه این مسائل تنگ نظری‌ها و خودمحوری‌های بعضی از افراد جای خوش کرده در بعضی از نهادها است. اما ماهیت نظام و قانون اساسی ظرفیت بالایی دارد. یعنی حتی اگر ما نقدی به قانون اساسی داشته باشیم، اگر همین امروز اصول مربوط به حقوق ملت در قانون اساسی را مو به مو اجرا کنیم بخش قابل توجهی از این مشکلات برطرف می‌شود. یعنی قانون اساسی ما ظرفیت و جامعیت بالایی دارد. ممکن است کسی متناسب با امروز می‌گوید این اصل اگر تغییر کند بهتر می‌شود. ولی من معتقدم همین امروز از ظرفیت قانون اساسی برای ایجاد انسجام، وحدت، همدلی و حرکت رو به رشد جامعه می‌شود استفاده کرد.

تعطیل شدن برخی از اصول قانون اساسی، یا نادیده گرفتن محتوای آن و تمسک به پاره‌ای از روش‌ها ما را دچار مشکل کرده است. برای نمونه، قانون اساسی برای برگزاری انتخابات‌ها روشی را تعیین کرده و متولیانی برای آن در نظر گرفته است؛ دولت را متولی امور اجرایی انتخابات و شورای نگهبان را ناظر بر کارکرد دولت در جریان انتخابات قرار داده تا دولت که مجری انتخابات هست از قوانین تخطی نکند و یا از فرصتی که به دستش می‌آید به نفع تثبیت خودش استفاده نکند. با تفسیرهایی که از قانون اساسی شده، امروز متولی انتخابات عملا شورای نگهبان است؛ یعنی هم ناظر و هم مجری است.

فرض کنید در رابطه با دستگاه‌های دیگر مثل صدا و سیما، صدا و سیما رسانه‌ای متعلق به کل ملت است. شما الآن در جامعه از اقشار مختلف سؤال کنید که آیا چنین نگاهی به صدا و سیما هست؟! صدا و سیمایی که حضرت امام می‌فرمود دانشگاه است و همه می‌توانند از آن یاد بگیرند، چیزی که در حوزه سیاسی ارائه می‌کند واقعا همان چیزی است که در قانون اساسی آمده است؟! یعنی همه جریانات فکری جامعه در صدا و سیما حضور دارند؟!

به رسمیت شناختن تکثر و قرائت‌های مختلف در داخل نظام یک اصل بدیهی است. آیا ما این تکثر در درون نظام را به رسمیت شناخته‌ایم؟! خارج از نظام را کاری ندارم. همه روش هایی که برای اداره جامعه هست را یکسان دیده‌ایم تا بهترینش را انتخاب کنیم؟! یعنی به همه اجازه ظهور و بروز داده‌ایم تا از بین آنها بهترین را انتخاب کنیم؟! یا یک روش برای اداره جامعه را اصل قرار داده‌ایم و بقیه را تا سرحد ضدیت با نظام عقب رانده‌ایم و نگذاشته‌ایم که خودشان را نشان دهند. اگر این طور تلقی شود، پس ما به سمت چیزی که به آن وحدت و انسجام می‌گوییم حرکت نکرده‌ایم؛ باید به آن سمت حرکت کنیم. در چهل سالگی انقلاب وحدت و انسجام جامعه شرایط مناسبی ندارد.

وقتی که با متصدیان و متولیان امر در همین مورد صحبت می‌کنیم توجیهی که برای این رویکردها بیان می‌کنند یک سری اقدامات و مثال هایی از دوران حضرت امام (س) است. یعنی مثلا وقتی انتقاد می‌کنیم که چرا فلان گروه رد صلاحیت می‌شوند می‌گویند که در دوران امام هم شورای نگهبان بوده؛ می‌گوییم چرا فلان افراد حصر شده‌اند و یا محدودیت هایی برای آنها ایجاد شده، پاسخ می‌شنویم که در دوران امام هم بدتر از اینها اتفاق افتاده است. در مورد برخورد با فعالین سیاسی و محکومیت‌های آنها هم پاسخ‌های مشابهی می‌شنویم. در چهل سالگی انقلاب نظر شما در مورد این مقایسه‌ها چیست؟ یعنی این مقایسه‌ها صحیح هست یا نیست؟

ما هیچ دوره‌ای را مطلق نمی‌کنیم و اگر نقد واردی هم به آن دوره هست باید بگوییم؛ با شهامت بگوییم که این نقدها هست. ولی گاهی یک موضوع به صورت استثناء مطرح می‌شود و گاهی یک موضوع تبدیل به یک قاعده می‌شود. من برای شما گفتم، ما در انتخابات مجلس اول جریاناتی که در حد حزب توده و مجاهدین خلق هم بودند را داشتیم که در منطقه دور افتاده‌ای مثل لارستان با آزادی شرکت کردند و در تهران هم کاندیداهای مختلف بودند.

البته من قبول دارم چیزی که الآن هست به تدریج اتفاق افتاد. مثلا دوره دوم کمی فیلتر زیادتر شد و دوره سوم زیادتر شد. من اصلا دنبال این نیستم کسی و یا دوره‌ای را محکوم کنم. من احساس می‌کنم که ما از کجا به کجا رسیده‌ایم؟ از آنجایی که گروه هایی مثل حزب توده و مجاهدین خلق را تحمل می‌کردیم تا اینجایی که بهترین بچه‌های نظام که در جبهه و صحنه‌های قبل از انقلاب و بعد از انقلاب نقش داشته‌اند به نحوی مورد بی مهری قرار می‌گیرند؛ که حتی حق زندگی هم برای آنها قائل نمی‌شویم.

ملتی که افتخارمان این است «طرحی نو در انداخته‌ایم» و در دنیایی که به سمت جدایی از دین می‌رفته ما به نام دین انقلاب کردیم، قاعدتا وقتی به نام دین انقلاب کرده‌ایم مشی ما باید منطبق بر شعائر دینی باشد؛ اخلاق را در رفتارمان رعایت کنیم. انگ زدن‌ها، برچسب زدن‌ها، تهمت زدن‌ها و امثال اینها با جهتگیری اصلی انقلاب همخوانی ندارد.

مهم نیست که عامل این چه کسی باشد. مهم این است که امروز وقتی مقایسه می‌کنیم، یک سری بداخلاقی‌ها در جامعه ما هست که آن روز نبوده؛ اگر هم بوده به این شکل فراگیر نبوده و استثناءهایی بوده است. الآن تقریبا به شکل سازمان یافته و قاعده مند بداخلاقی دارد صورت می‌گیرد. به همین دلیل من فکر می‌کنم که ما در این بخش باید در روش‌ها تجدید نظر کنیم. در نگاه به جریانات سیاسی تجدیدنظر کنیم. جریانات سیاسی، چه اصلاح طلب و چه اصولگرا، باید بتوانند دیدگاه‌های خود را ارائه کنند. یعنی همان طور که اصولگراها می‌توانند در مراکز مختلف باشند، اصلاح طلبان هم می‌توانند باشند.

البته بحث من فقط اصلاح طلب و اصولگرا نیست. منظورم این است که آحاد جامعه، نخبگان، روشن فکران، روحانیون، بازاریان، کارگران، کشاورزان و همه احساس کنند که در اداره کشور حرفی برای گفتن دارند و می‌توانند حرفشان را مطرح کنند.

در جامعه مدنی و جوانان پاسخی که ممکن است به این بحث‌ها مطرح شود این است که بگویند روش‌های غلطی از اول انقلاب بوده و الآن دامنگیر اصلاح طلبان شده و الآن که خودشان هم گرفتار این تیپ شده‌اند دارند اعتراض می‌کنند. شما این صحبت را قبول دارید؟

این را نه می‌توانم نفی کنم و نه می‌توانم مطلق بپذیرم. به دلیل اینکه، یک دوره‌ای بین ۷۶ تا ۸۴ داشتیم که اصلاح طلبان مدیریت اجرایی داشتند؛ مدیریت قانونگذاری و مدیریت‌های قضایی و امنیتی کمتر دست اصلاح طلبان بوده است. البته در مقطع مجلس ششم اصلاح طلبان اکثریت داشتند. الآن مقایسه کنیم. چیزی که می‌شود مقایسه کرد نیاز به توصیف ندارد. واقعا در دوره اصلاحات دستگاه مجری، یعنی وزارت کشور و دولت در توجه به حقوق دیگران و تکثر سلایق این طور که الآن برخورد می‌شود برخورد می‌کردند؟! بی انصافی نیست؟!

در مجلس اول نیروها را تحت عنوان راست و چپ می‌شناختند. بعد از مجلس اول جریانی تحت عنوان نیروهای خط امام شکل گرفت. نیروهای خط امام تا انتخابات سال ۷۶ با همین نام شناخته می‌شدند. در دوره سال ۷۶ به بعد واژه «اصلاحات» در حقیقت جایگزین «خط امام» شد. منظورم این است که همان طور که عناوین تغییر می‌کند باید مشی‌ها هم متناسب با روز تغییر کند. اگر ما در گذشته تندروی هایی داشته‌ایم، دلیل ندارد که الآن از همان روش تند گذشته دفاع کنیم. ما هم انسان هستیم و ممکن است یک روزی در رفتارها، گفتارها، سیاست‌ها و برنامه‌ها اشتباه کرده باشیم. الآن باید متناسب با واقعیت هایی که می‌بینیم بتوانیم خودمان را روزآمد کنیم.

این حرف که اگر امروز می‌گوییم این روش غلط است، کسی بگوید آن روز هم غلط بود، منطق درستی نیست. ما به عنوان یک فرد عاقل خردورز جایی باید جلوی ضرر را بگیریم. شما الآن روی ماهیت این کار نظر دهید که آیا غلط است و یا درست است. اگر کار غلطی است جلوی آن را بگیرید؛ تا شما گرفتار نشوید. فرض کنید آن روز نسل ما بد عمل کردیم، شما بد عمل نکنید.

فرض کنیم اصولگرایان هم امروز نهادهای انتصابی که در اختیار دارند را از دست بدهند و به جای آنها اصلاح طلبان روی کار بیایند، در چنین شرایطی ممکن است جامعه بپرسد فرق اصلاح طلب و اصولگرا چیست؟ یعنی شاید بگویند اصلاح طلبان الآن که از قدرت بیرون آمده‌اند دارند این حرف را می‌زنند و اصولگرایان هم چون در قدرت هستند دارند این طور برخورد می‌کنند. با این حساب، نقطه افتراق اصلاح طلبی و اصولگرایی در چه چیزهایی است؟

این خیلی بحث مفصلی است؛ ولی خیلی روشن است. من از اول هم گفتم به ادعاهای اصلاح طلبان و اصولگرایان کاری نداشته باشید. ما کارنامه داریم. یک دوره هشت ساله از سال ۸۴ تا سال ۹۲ اصولگرایان با تمام ظرفیت بودند و یک دوره از سال ۷۶ تا سال ۸۴ هم اصلاح طلبان بودند. هرکس این حرف را بزند باید بگوییم در دوره‌ای که اصلاح طلبان مسئولیت داشتند البته فقط قوه مجریه در اختیارشان بود؛ نه تریبون‌های نماز جمعه را داشتند، نه صدا و سیما با آنها همراه بود و نه نهادهای دیگری که باید با آنها همکاری کنند. مجلس هم در یک دوره بود و در دوره دیگر نبود.

کارکرد اصلاح طلبانی که آن روز در قدرت بودند را با اصولگرایانی که بعد از آنها آمدند مقایسه کنید. در برنامه ریزی‌ها، تأمین مصالح ملی، ایجاد وفاق ملی، حذف‌ها، آزادی مطبوعات، آزادی رسانه، بسترسازی برای گفت و گوی جریانات مختلف فعال در جامعه و در حوزه‌های اقتصاد و فرهنگ مقایسه کنید. شما هشت ساله آقای احمدی نژاد به عنوان نماد حضور همه جانبه اصولگرایان، (وقتی می‌گویم همه جانبه یعنی هیچ نهاد قدرتی در جمهوری اسلامی نبوده که با دولت همراه نباشد. قوه قضائیه، قوه مقننه، نیروهای مسلح، نماز جمعه، حوزه‌های علمیه و همه پشت سر این دولت بودند.) مقایسه کنید که کارنامه او چقدر قابل دفاع است؟ و دوره قبل از او را هم هم مقایسه کنید.

وقتی ما می‌گوییم بعضی از روش‌ها غلط است، اشاره می‌کنیم به کارنامه‌ای که وجود دارد. من به عنوان وزیر کشور در تمام ادوار برگزاری انتخابات در کنار مردم و کسانی بودم که حق داشتند در انتخابات شرکت کنند. از همه توانی هم که داشتم استفاده کردم. معنایش این نیست که همه جا موفق بودم؛ ولی من از آزادی مطبوعات و آزادی احزاب و تشکل‌ها دفاع کردم.

ما تابلویی به نام ۷۶ تا ۸۴ و یک تابلویی هم به نام ۸۴ تا ۹۲ داریم. این دو را کنار هم بگذارید و ادعاها را جای دیگر بگذارید. هرکسی هر ادعایی دارد به این دو تابلو نگاه کنید مشکل حل می‌شود.

اصلاح طلبان در انتخابات‌های ۹۲ و ۹۴ و ۹۶ مجددا حضور پیدا کردند و با کاندیداهای دست چندم خود برنده شدند. یعنی در واقع سال ۹۲ آقای دکتر روحانی کاندیدای اول اصلاح طلبان نبود و دو کاندیدای اول اصلاح طلبان یا رد صلاحیت شدند و یا امکان حضور پیدا نکردند. سال ۹۴ هم بعد از آن رد صلایت‌های گسترده در خبرگان و مجلس با کاندیداهای اصطلاحا سفید یا دسته چندم توانستند پیروز شوند. سال ۹۶ هم همین طور است. اما امروز ثمرات عملی که اصلاح طلبان در شورا، مجلس و ریاست دولت کسب کردند با ایده آل‌های آنها فاصله دارد. مردمی که در این شش انتخابات به حرف اصلاح طلبان گوش کردند هم الآن ناراضی هستند. فکر نمی‌کنید که این روال باعث شد به جریان اصلاح طلبی ضربه بخورد و آسیب ببیند؟ و فکر نمی‌کنید آن طور که خیلی از منتقدین و روشن فکران معتقدند، بهتر بود مثلا اصلاح طلبان از شیوه‌های دیگری برای حضور در سیاست استفاده می‌کردند تا این قدر آسیب نبینند؟

من واژه کاندیداهای دست دوم را خیلی مناسب نمی‌دانم. بالأخره ما کاندیداهایی که چه در مجلس و چه شورا و چه در ریاست جمهوری به آنها رأی دادیم را در آن مقطع به آنها رسیدیم. طبیعی است که اینها کاندیداهای اول ما نبودند و ما کاندیداهای دیگری هم داشتیم. نقطه‌ای که باید مورد توجه قرار بگیرد، این واقعیت هایی که شما اشاره کردید کاملا درست است. دولت ما نتوانست به وعده هایش عمل کند.

بیشتر در چه حوزه هایی؟

در حوزه اقتصاد و بها دادن به نیروهای فعال و تحصیل کرده و همچنین حوزه مناسبات داخلی و سیاست داخلی دولت ما می‌توانست خیلی بهتر از این عمل کند. در مجلس هم منتخبین ما با لیست امید رفتند. بخش قابل توجهی از اینها وقتی وارد مجلس شدند یا از امید فاصله گرفتند و یا متأسفانه دوگانه عمل کردند. این گلایه به جا است. شوراهای کلانشهرها با یک ژرف نگری ملی در اختیار اصلاح طلبان قرار گرفت. شورای شهر تهران یکدست اصلاح طلب شده است.

نمی‌توانیم مدعی شویم که اینها کارنامه غلطی دارند. ولی بخشی از چیزی که در اختیارشان بود را استفاده نکردند و یا نتوانستند.

سؤال من اتفاقا همین بود که نتوانستند یا نخواستند؟

یک جاهایی نتوانستند و یک جاهایی نخواستند. من روی اینها بحثی ندارم. شما گفتید نیروهای دسته دوم، یکی از مشکلات همین است که نزدیک انتخابات تمامی چهره‌های فعال و شناخته شده اصلاح طلب از گردونه رقابت خارج می‌شوند. اصلاح طلبان بین این قرار می‌گیرند که یا در انتخابات شرکت نکنند و یا از میان کاندیداهایی که مورد تأیید شورای نگهبان قرار گرفته فرد یا افرادی را انتخاب کنند. از همین جا این مشکل درست می‌شود.

اگر یک پله آن طرف‌تر بودیم و فضا به گونه‌ای بود که همه می‌آمدند و انتخابات با آمدن همه شکل می‌گرفت، قطعا ما امروز این حرف را نداشتیم که بگوییم دسته دوم آمده و یا دسته اول آمده است. از طرف دیگر بسیاری از آدم هایی که انتخاب کرده‌ایم فرهیخته و فعال هستند و من احساس می‌کنم چهره‌های خیلی خوبی در مجلس و شورا هستند. اما همراهی بخش دیگری از آنها ناتمام است. آنها یا به سمت دیگر رفته‌اند و یا دوگانه شده‌اند.

چه کسی مقصر این قصه است؟ اصلاح طلبان؟! اصلاح طلبان باید الآن بیایند و جوابگو باشند؟! خواست اصلاح طلبان و مردم محقق نشده است. اصلاح طلبان در کنار مردم و جزئی از مردم هستند؛ خواست آنها محقق نشده است. اما ریشه عدم تحقق این است که نیروهایی که آمدند نیروهای اول جریان اصلاحات نبودند؛ یا حتی اگر همه آنها هم بودند ممکن بود نتوانند همه وعده‌ها را محقق کنند. چرا همه چیز را سیاه و سفید و صفر و صدی ببینیم؟ اگر همین چهره‌های اول اصلاح طلبی هم به مجلس می‌آمدند معلوم نبود خیلی از مسائل را بتوانند حل کنند. چون مجلس تصمیم گیرنده مطلق نیست؛ آنها هم بخشی از قدرت هستند.

در مورد دولت هم همین طور است. من خودم شخصا باورم این است که در پاره‌ای از موارد آقای روحانی می‌توانست بهتر از این عمل کند. در حوزه سیاست داخلی آقای روحانی حساسیت زیادی ندارد. تلقی آقای روحانی از مناسبات داخلی احزاب، گروه‌ها، نخبگان و چهره‌ها شاید یک تلقی منطبق بر واقع نباشد. آقای روحانی درها را بسته و چندان کسی با او ارتباط ندارد. این روش اشتباه است. وزیران آقای روحانی در مناسبات ملی و جاهایی که به حقوق مردم بر می‌گردد باید بهتر از این حساسیت نشان دهند. سکوت بعضی از وزیران در قبال پاره‌ای از مسائل جای سؤال است. به نظر من نمی‌شود این انتقادها را مطلق کرد و نمی‌شود هیچ کدام را حذف کرد و نادیده گرفت.

انتخابات مجلس سال ۹۸ برگزار می‌شود. دوباره فضا به این سمت می‌رود که کسانی که در حوزه‌های انتخابیه شناخته شده‌تر هستند مورد بی مهری قرار می‌گیرند. دوباره ابزار حذف توسط رقیب اصلاح طلبان به کار گرفته می‌شود.

اصلا با این وضعیت مردم پای صندوق می‌آیند؟

سؤال من از مردم همین است. یک عده مورد بی مهری قرار می‌گیرند. مثلا در شیراز آقا و خانم الف و ب کاندیدا هستند. من به بعضی از اینها نظر دارم و شما به بعضی دیگر؛ کاندیداهای شما می‌مانند و کاندیداهای من حذف می‌شوند. من باید چه کار کنم؟ من چند راه دارم. یک راه این است که بگویم کاندیدا ندارم و شرکت هم نمی‌کنم. یک راه این است که همه تلاشم را به کار بگیرم تا کاندیداهای من تأیید شوند. ولی به هر دلیلی تأیید نشده‌اند و می‌گردم ببینیم در میان کسانی که مانده‌اند کسانی هستند که بتواند درصدی از انتظارات من را برآورده کند. وقتی می‌بینم در آنها هم کسی نیست و فضا هم برای کار من نیست، کنار می‌کشم.

من نمی‌توانم به انسان‌ها سیاه و سفید و یا صفر و صدی نگاه کنم. یک راه دیگر این است که ببینم بین اینهایی که هستند دو نفر هستند که اگر به مجلس رفتند کاری کنند، تذکری دهند و فضای جامعه را زنده نگه دارند و نگذارند یک فضای گورستانی و مرده بر جامعه ما حاکم شود. من همان‌ها را انتخاب می‌کنم؛ ولو اینکه آن طوری که می‌خواهم نمی‌شناسمشان و یا تجربه‌ای ندارند که ببینم آقا و یا خانمی که مثلا از آموزش و پرورش کاندیدا شده و یا روحانی که در حوزه درس می‌خوانده و الآن کاندیدا شده، بعد که به مجلس رفت آیا همینی که من دیدمش می‌ماند و یا تغییر می‌کند.

با پذیرش یک مقدار ریسک، من فکر می‌کنم که ما نمی‌توانیم با صندوق‌ها قهر کنیم. احساس من این است که این نظام ودیعه‌ای در اختیار همه ما است و تنها راهی هم که می‌توانیم از استحاله نظام جلوگیری کنیم همین است که حضور داشته باشیم. بنابر این برآورده نشدن توقعات و احیانا کم کاری‌های دولت یا مجلس و شورا به جای خودش، ولی من الآن به عنوان کسی که کم و بیش در این مسائل بوده‌ام می‌گویم نباید بگذاریم شرایط به سمتی برود که دیگر ما اصلا کاندیدایی نداشته باشیم و شرکت نکنیم.

برداشت من از صحبت‌های شما این است که ما در انتخابات سال بعد دیگر «تکرار» را در سطح وسیع و ملی نخواهیم داشت؛ ولی در هر حوزه‌ای بر حسب شرایط اصلاح طلبان محلی خودشان عمل می‌کنند و تمام سرمایه سیاسی خود را در بحث انتخابات نمی‌گذارند.

قطعا همین طور است. یعنی ما ممکن است در یک حوزه انتخابیه کاندیدا نداشته باشیم و بگوییم نداریم. اما در جایی که کاندیدای حداقلی ما وجود دارد و از او دفاع می‌کنیم.

در واقع مثل انتخابات‌های قبلی اصرار ندارید که همه جا کاندیدا داشته باشید.

همه حرف ما این است که این کشور متعلق به همه است و همه ایرانیان باید بتوانند در سرنوشتشان شریک باشند. در هر جایی که می‌توانیم باید حضور داشته باشیم و هرجایی هم که نتوانستیم، نتوانسته‌ایم؛ ما به خاطر اینکه نتوانسته‌ایم خودکشی نمی‌کنیم. خداوند نیاورد روزی را که اصلاح طلبان، که به اعتقاد من ۶۰ تا ۶۵ درصد جامعه هستند، احساس کنند دیگر نمی‌توانند در هیچ انتخاباتی شرکت کنند. آن وقت این مسأله برای نظام بسیار سنگین و برای آینده کشور خطرناک است.

اشاره داشتید که ۶۰ تا ۶۵ درصد جامعه اصلاح طلبان هستند. سال ۹۶ ایسپا (وابسته به جهاد دانشگاهی) یک نظرسنجی کرد و بر اساس آن نظرسنجی جناح‌های اصلی کشور مجموعا ۳۷ درصد جامعه را تشکیل می‌دادند. در واقع اینها کسانی هستند که ابتدا به ساکن می‌توان به آنها اصلاح طلب یا اصولگرا گفت و بقیه‌ای که در انتخابات رأی می‌دهند احیانا به عنوان گزینه جایگزین یا از روی ناچاری رأی می‌دهند. از طرف دیگر در اعتراضات دی ماه عده قلیلی شعار دادند که «اصلاح طلب، اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا». تعداد کسانی که این شعار را دادند خیلی قلیل بود. دستگاه‌های امنیتی هم در مورد منشأ و ریشه ساختن این شعارها مطالبی را بیان کردند. ولی پژواک این شعار در جامعه بیشتر از کسانی بود که سر دادند و این کلید واژه «دیگه تمومه ماجرا» خیلی مطرح شد. با توجه به آن آمار و این شعاری که در یک سال اخیر در جامعه پیچیده و با توجه به بحث قبل که در مورد اصلاح طلبان داشتیم، فکر نمی‌کنید اصلاح طلبان باید در شیوه‌ها و روش‌های سیاست ورزی خود یک دگرگونی اساسی ایجاد کنند که این معادله را عوض کنند؟

شما به حوادث دی ماه اشاره کردید. من می‌خواهم یک سؤال بپرسم. در انتخابات سال گذشته که یک انتخابات پرشور، فعال و نفس گیر بود و مردم را پای صندوق‌های رأی آورده بود چند درصد جامعه در انتخابات شرکت کرد؟

بالغ بر ۷۰ درصد

حدود ۷۲ درصد بود. یعنی ۲۸ درصد همچنان نیامدند و با انتخابات قهر بودند. شما فکر می‌کنید شعار «اصلاح طلب، اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا» متعلق به چه کسانی است؟ چقدر به این ۲۸ درصد مربوط می‌شود؟ چند درصد متعلق به آدم هایی است که اقتضایی به صحنه می‌آیند؟

من همیشه گفته‌ام، اتفاقی که خیلی‌ها نمی‌خواهند به آن توجه کنند و موضوع مهم این است که اگر چیزی که ایسپا گفته درست باشد، چون نظرسنجی‌ها در شرایط زمانی و مکانی جواب‌های متفاوت می‌گیرد، بقیه جامعه اصطلاحا آراء خاکستری می‌گوییم که البته من کلمه خاکستری را نمی‌گویم و از آن به عنوان «آراء اقتضایی» یاد می‌کنم. این افراد که به اقتضای شرایط می‌آیند و یک جایی احساس می‌کنند باید بیایند و یک جایی احساس می‌کنند لزومی ندارد بیایند. این آراء خاکستری یا اقتضایی چیزی در حدود آراء اصلاح طلب و اصولگرا است. ۲۸ درصد هم امتناعی‌ها هستند که نمی‌آیند. تقریبا آمار آنها خیلی تکان نخورده و در ادوار مختلف همین حدود آمار کسانی بوده که شرکت نکرده‌اند.

همیشه وقتی فضا رقابتی می‌شود آراء اقتضایی به سمت اصلاح طلبان می‌آیند. دلیلش خیلی روشن است. یعنی هر وقت که جمعیت بیشتری با شور و علاقه پای صندوق‌های رأی می‌آیند و اصلاح طلبان کاندیدایی دارند، بی تردید کاندیدای اصلاح طلبان رأی می‌آورد. دلیلش این است که این جریان اقتضایی یا خاکستری و یا حد وسط‌ها سال‌ها است از اصولگرایان عبور کرده‌اند.

نکته‌ای که اصولگرایان به آن عنایت نمی‌کنند و بزرگان آنها به آن توجه نمی‌کنند این است که تخریب، نادیده گرفتن یا از بین بردن اصلاح طلبان به معنای این نیست که این جمعیت سمت اصولگرایان می‌آیند. این کارنامه را یک بار مرور کنند. از سال ۷۶ به بعد تمام تلاش آنها حذف اصلاح طلبان بوده است. چند درصد از آراء اقتضایی یا خاکستری به سمت اصولگرایان رفته است؟ باز هم می‌بینیم که در سال ۹۶ اصلاح طلبان برنده میدان هستند.

بنابر این ما با واقعیتی روبرو هستیم و باید به آن توجه کنیم. وقتی من می‌گویم ۶۰ تا ۶۵ درصد جامعه، منظورم این نیست که ۶۰ تا ۶۵ درصد جامعه حتما گرایش اصلاح طلبی تعریف شده حزبی و جناحی دارند. منظورم این است که آن ۲۷ درصد جلو می‌افتند و ۴۷ درصدی که آراء اقتضایی دارند بین تابلویی که اصلاح طلبان در دست دارند و تابلویی که اصولگرایان در دست دارند، به سمت اصلاح طلبان می‌آیند. چون اینها را به خودشان نزدیک‌تر می‌دانند. بنابر این گرایش عمومی جامعه به این سمت است. ما باید این را به عنوان یک واقعیت ببینیم.

ولی متأسفانه تصمیم گیرندگان همچنان روش حذف را کارساز می‌دانند. یک بار تجدیدنظر کنند و بگویند ما رقیب را به رسمیت می‌شناسیم. ولی به شعارهای آنها وارد شویم. چه شده که آن آراء اقتضایی یا خاکستری وقتی بحث انتخابات می‌شود و می‌آیند به سمت اصلاح طلبان می‌آیند؟ چرا اصولگرایان نروند دنبال اینکه آنها را همراه خودشان کنند؟ چیزهایی را مطرح کنند که به سمت آنها بروند.

حرف من این نیست که جریان اصلاح طلبی خودش را مطلق بداند. مطمئنا ما به روزآمد شدن روش‌ها نیاز داریم؛ اصلا اصلاح طلب یعنی همین. اصلاح طلبی که فکر کند همین جایی که ایستاده مرکز کره زمین است اصلاح طلب نیست. اصلاح طلب این است که بگوید من متناسب با شرایط زمان و مکان، با تأکید بر اصول و پایه‌های اعتقادی و آرمانی و مرامی، روش‌های خودم را عوض می‌کنم و راه حل‌های متناسب با زمان و مکان پیشنهاد می‌دهم. هیچ دلیلی ندارد که اگر روشی را در دهه ۶۰ داشتیم حتما در دهه ۷۰ از همان روش استفاده کنیم؛ یا دهه ۹۰ از روش دهه ۸۰ استفاده کنیم.

حتما باید تجدید نظر کنیم. این توصیه همه دلسوزان به اصلاح طلبان است که در روش‌ها و رفتارها تجدید نظر کنید؛ به این معنا که روزآمدشان کنید. یعنی متناسب با شرایط زمان و مکان روش هایتان را به کار بگیرید. این حرف منطقی است. اصلا این اساس اصلاح طلبی است. اگر غیر از این باشد معنایش اصلاح طلبی نیست.

شما به پایگاه رأی اصلاح طلبان اشاره کردید. فکر نمی‌کنید این موضوع این تلقی را به وجود می‌آورد که اصلاح طلبان خیالشان راحت است که انگار یک بدنه‌ای در جامعه دارند که یا از اعتقاد و یا به صورت اقتضایی به آنها رأی می‌دهد؟

من اصلا چنین چیزی نمی‌گویم. اتفاقا من توضیح دادم. با چیزی که شما گفتید ایسپا اعلام کرده، ما ۴۶ درصد افرادی داریم که سیاسی رأی می‌دهند که یا اصولگرا و یا اصلاح طلب هستند. ۴۶ درصد دیگر هم به برنامه‌ها و شعارها نگاه می‌کنند. بر اساس تجربه این چندین دوره انتخابات ثابت شده که این ۴۶ درصد تمایل بسیار اندکی به اصولگرایان دارند و با اصلاح طلبان احساس خویشاوندی و قرابت بیشتری می‌کنند. البته نه به این معنا که حتما هرچه اصلاح طلبان گفتند را قبول دارند؛ می‌گویند اینها مقداری حرف‌های ما را می‌زنند.

ما به عنوان اصلاح طلب باید بپذیریم که اینها با ما عقد اخوت نبسته‌اند. در دو سه دوره این طور بوده است. اگر ما تغییری در گفتمان، روش‌ها و رفتارمان ندهیم و یک مدیریت روشن و قوی از خودمان نشان ندهیم، چه تضمینی وجود دارد که دوباره به سراغ ما بیایند؟! اصلاح طلبان باید قبل از اینکه به بیرون از دایره تشکیلاتی خودشان نگاه کنند، باید به درون خودشان نگاه کنند. باید نقص‌ها و اشکالات درونی خود را برطرف کنند.

اصلاح طلبان نباید مطمئن باشند که آن ۴۶ درصد دوم قطعا به سراغ آنها می‌آیند. برداشت من این است که آن ۴۶ درصد اگر شرایط را مناسب نبینند اصلا پای صندوق رأی نمی‌آیند. درصد اندکی از آنها هم ممکن است بگویند این مرتبه به اصولگرایان رأی می‌دهیم تا شاید تشکیلات یکپارچه‌ای به وجود بیاید و کشور بهتر اداره شود. من نمی‌خواهم بگویم این احتمال وجود ندارد. ولی تجربه گذشته به ما می‌گوید که باز هم اگر اصلاح طلبان واقع نگر باشند بیشتر می‌توانند این مجموعه را جذب کنند.

اصلاح طلبان چه تغییراتی باید در خودشان ایجاد کنند؟ مطالبات جامعه از مطالبات سیاسی به سمت مطالبات معیشتی و اجتماعی رفته است. بخش عمده اتفاقاتی که در یک سال اخیر در کشور شاهد بودیم مربوط به سیاست داخلی نبود؛ و اتفاقا سیاست داخلی ما یک دوران رکود را تجربه می‌کند. برعکس، انواع مطالبات معیشتی و انواع مطالبات اجتماعی، به خصوص در باب آزادی‌ها، مطرح است. اما اصلاح طلبان نه تنها در اینها فعالیت و کنش جدی ندارند، حتی از نظر فکری و نظری هم ظاهرا دیدگاه خاصی ندارند. مثلا در موضوع اعتصاب کارگران هفت تپه یا بعضی از مسائل دیگر در حوزه اجتماعی اصلاح طلبان اصلا موضعی ندارند.

اینکه موضعی ندارند و یا موضعی که دارند را ابراز نکرده‌اند را ممکن است به عنوان یک نقص تلقی کنیم. اصلاح طلبان همین واقعیت‌های جامعه را باید بدانند و با آنها همراه شوند؛ البته نه مثل کسانی که در مشهد خیال کردند اگر حرکتی را علیه دولت راه بیاندازند برنده می‌شوند و بعد به حوادث دی ماه منتهی شد. اگر کسی آن طور فرصت طلبانه ورود کند با مشکل مواجه می‌شود. ولی بالأخره دولتی که متعادل هست و با اصلاح طلبان همراهی دارد باید زبان و ادبیات تعامل با کارگران را پیدا کند. همین الآن اگر ما زبان کارگر را نفهمیم و با او با زبان خودش صحبت نکنیم قطعا جامعه با مشکل روبرو می‌شود.

یک وقتی رقبای دولت می‌خواستند بحث معیشت را دامن بزنند و پتکی روی سر دولت بکوبند. یعنی در حقیقت کاسبکاری سیاسی از طریق دامن زدن به مسائل معیشتی بود. ولی الآن یک واقعیت است. بالأخره بانک مرکزی و مجموعه عوامل اقتصادی دولت باید فکری برای ثبات بازار کنند. باید این بازاری که صبح یک جور و بعد از ظهر جور دیگری است را جمع کنند و تدبیر کنند.

اصلاح طلبان در شرایط فعلی باید به دولت کمک کنند و یک برنامه مدون و روشن هم برای آینده بیاورند؛ که اگر ما آمدیم می‌خواهیم این کارها را انجام دهیم.

این برنامه الآن در شورای مشورتی یا شورای عالی سیاستگذاری در حال تهیه هست؟

الآن هنوز اصلاح طلبان وارد این بحث‌ها نشده‌اند. یعنی گرچه در رابطه با مسائل مربوط به اداره کشور فراکسیون امید در مجلس و یا نهادهایی مثل شورای شهر کارهایی دارند می‌کنند، ولی هنوز اصلاح طلبان مثلا به عنوان یک استراتژی مشخص یا یک راهبرد میان مدت روی مسأله‌ای کار نکرده‌اند؛ که مثلا اگر در دوره آینده مجلس در اختیار ما بود این ۱۰ کار را می‌خواهیم انجام دهیم. ولی فضای انتخابات که نزدیک می‌شود باید این کار را انجام دهند.

باور من این است که گلایه هایی که مردم در این دوره از اصلاح طلبان دارند بیشتر از دوره قبل است. چون دولت فعلی، ولو اینکه دولت اعتدالی است، را به نام اصلاحات می‌شناسند. تشخیص و تفکیک این مسأله برای مردم کار ساده‌ای نیست.

خلاصه حرف من این است که پرداختن به معیشت مردم در مقطع فعلی، اما نه کاسبکارانه و سیاسی، بر اساس واقعیت‌ها که مثلا چه کنیم بازار ثابت و کارخانه‌ها فعال شوند؟ چه کنیم که هرکس صبح از خانه بیرون می‌آید نگوید بروم تخم مرغ بگیرم چون شب گران می‌شود؟ ما باید این را تدبیر کنیم. الآن دولت باید تدبیر کند و مجلس و قوه قضائیه هم کمک کنند. برای آینده هم ما باید تبیین کنیم که مشکلات پیش پای اقتصاد ایران چیست؛ چند درصد از آن داخلی و چند درصد خارجی است و موانع خارجی تا چه اندازه مؤثر هستند و مواتع داخلی چقدر اثر دارند. با یک اراده قوی و هماهنگ این مشکل را حل کنیم. فرقی ندارد اصلاح طلبان و یا اصولگرایان باشند؛ همه باید این کار را انجام دهند.

ولی به نظر من نگاه اصلاح طلبانه به مسائل کشور امروز هم همچنان مشتری خودش را دارد؛ به شرط اینکه ما بتوانیم ضعف‌های اجرایی را کم کنیم.

به نظر می‌رسد یک مسأله دیگر گسست نسلی است. نسل هایی که سال ۷۶ را دیده‌اند به نحوی پیوند خود را با این جریان حفظ کرده‌اند. ولی نسل جدید در فضای جدیدی قرار دارد و مطالبات جدیدی دارد. با توجه به این تغییراتی که در جامعه هست مانیفست اصلاح طلبان چه تغییری می‌خواهد داشته باشد؟

معلوم است که نسل جدید به نسل قبلی علاقه‌ای دارد، ولی تمام آنچه او می‌خواهد مطالبه این نیست. من یک وقت مثال می‌زدم ما که نسل سوم یا چهارم بعد از مشروطه هستیم، مثلا خود من یکی از منتقدین مرحوم مدرس در بحث جمهوری خواهی هستم. روزی که می‌شد نظام سلطنتی را به جمهوری تبدیل کرد مرحوم مدرس مخالفت کرد و نگذاشت این اتفاق بیفتد. من می‌گویم اینکه یک رضا خان قلدر ممکن است رئیس جمهور شود ولی چهار سال یا هشت سال، محدود است و انتخاباتی هست که بتوان امیدوار بود که رضا خان چهار سال دیگر رئیس جمهور نیست. چرا امثال مدرس نپذیرفتند تغییر نظام صورت گیرد و ایران به جمهوری تبدیل شود؟ رضا خانی که اکثریت مجلسی‌ها پای سلطنتش را امضا کردند چرا پای ریاست جمهوری او را امضا نکنند؟

من نمی‌دانم ملک الشعرای بهار و آقای مدرس چرا آن روز مخالفت کردند؛ محذورات آنها چه بوده است. اما امروز می‌گویم با فهمی که ما از روند مسائل آن روز داریم قطعا مدرس اشتباه کرده است. نسل بعد از من هم راجع به من همین داوری را دارد. معلوم است که من باید بپذیرم و باید تلاش کنم خودم را به اینها معرفی کنم. نسل جدیدی که مطالبات خاص خودش را دارد حرف من را بشنود و بفهمد و من هم بتوانم مطالبات او را درک کنم.

این امر در یک فضای تفاهم و فضایی که می‌شود حرف زد محقق می‌شود. وگرنه ما می‌گوییم هر آنچه در گذشته بوده درست است؛ او هم می‌گوید اشتباه است. معلوم است که این ادبیات جواب نمی‌دهد. ادبیات ما باید این باشد که در این چهل سال ما این کارها را بلد بودیم و انجام داده‌ایم؛ اینجا موفق بودیم و اینجا شکست خوردیم و فراز و فرود ما اینجا بوده است. به نسل آینده بگوییم از این به بعد تجربه ما در اختیار شما است؛ شما از این تجربه استفاده کنید تا فرازهایتان بیشتر و فرودهایتان کمتر شود؛ اطلاعاتی از گذشته بگیرید و بعد برای آینده برنامه ریزی کنید.

نگوییم نسل جوان احساسی هستند و از طرف دیگر هم نسل جوان فکر نکنند همه آنچه در گذشته اتفاق افتاده اشتباه است. یعنی نه نسل جوان می‌تواند بدون پایه و ریشه کار شاخه‌ها را انجام دهد و نه نسل گذشته بدون شاخه‌ها ثمر می‌دهد. ما باید بتوانیم مطالبات نسل جوان را تشخیص دهیم، پا به پای آنها همدلانه حرکت کنیم، جاهایی که این مطالبات به بی راهه می‌رود با آنها صحبت کنیم و نگذاریم به بی راهه برود و جاهایی هم که مطالبات متناسب با شرایط روز است ما کمک کنیم که این کار انجام شود.

الآن در بعد اجرایی فکر می‌کنید که قانون منع به کارگیری بازنشسته‌ها در جهت این هدف کلی هست یا می‌تواند باشد؟

نه

چطور؟

در تمام جوامع پیشرفته اصل «احترام به پیشکسوتان» وجود دارد. این قانون عملا این مسأله را لوث کرد. یعنی مثل اینکه یک مشت آدم بی هویت به قدرت چسبیده در سیستم حکومتی نفوذ کرده‌اند و باید آنها را کند و دور ریخت. من این حرف را می‌زنم که سال ۸۳ که وزیر کشور بودم با تمام توان به دنبال بازنشستگی رفتم و بعد هم پشت سرم را هم نگاه نکردم. من این قانون را قانونی دیدم که از نظر اخلاقی خیلی نشانگر افت بود. یعنی دولت می‌توانست بازنشسته‌ها را به کار نگیرد؛ چرا به کار گرفت؟ ولی احترام می‌کردند.

الآن رسانه‌های ما می‌گویند مواظب باشید اینها برنامه هایشان را عوض نکنند. یعنی کاری کرده‌اند پیشکسوتانی که سی چهل سال و بعضی از آنها قبل از پیروزی انقلاب کار کرده‌اند را تضعیف و خوار کرده‌اند. این قانون از این نظر بسیار قانون بدی بود. اما از نظر اینکه ما اراده‌ای داشته باشیم که پیشکسوتان مشاور شوند و جوانان در صحنه فعال شوند و در عین اینکه جوانان از تجربه پیشکسوتان استفاده می‌کنند پیشکسوتان هم از انرژی جوانان استفاده کنند، این امر نیاز به قانون نداشت. خیلی راحت دولت، قوه قضائیه و کلیه دستگاه‌های حکومتی می‌توانستند این تصمیم را بگیرند. این باور را در عمل با عزت و احترام اجرا می‌کردند.

در گذشته برای کسی که بازنشسته می‌شد می‌نوشتند «به افتخار بازنشستگی نائل شد». در این قانون نه تنها افتخار نیست، بلکه به بدترین شکل به بازنشسته‌ها بی حرمتی کردند. من اصلا این را نپسندیدم؛ ولی اصل جهتگیری آن را قبول دارم. جهتگیری اینکه پیشکسوتان و کسانی که عمری را در زمینه کار اجرایی گذرانده‌اند جای خود را به نسل جوان دهند را قبول دارم. اما به نظر من روش اجرا اخلاقی و خوب نبود.

شما گفتید که تفکیک بین عملکرد دولت و اصلاح طلبان برای مردم سخت است. جلسه‌ای که بین آقای روحانی و اصلاح طلبان برگزار شد صرفا یک جلسه موردی و یا شروع برآیندی برای ترمیم آن رابطه بود تا مسئولیتی که از طرف جامعه متوجه شما است را بتوانید درست ادا کنید؟

جلسه خوبی برگزار شد و امیدوارم هم شدم که آقای روحانی نگاه بسته قبلی را کمی ترمیم کند و تماس‌ها و ارتباطاتش بیشتر شود. جمله‌ای که آقای روحانی گفت «ما با اصلاح طلبان متحد نیستیم و بلکه شریک هستیم»، را واقعا به شکل جدی عمل کند؛ واقعا این را ندیدیم. آقای روحانی در جریان تعیین چهار نفر عضو کابینه، تا جایی که من اطلاع دارم، حتی با معاون اول خودش که صبغه اصلاح طلبی دارد هم مشورتی نکرد.

در این نشست قرار بود کارگروهی برای ادامه همکاری دولت و جریان اصلاحات تشکیل شود که با هم تبادل نظر کنند؛ من هیچ اقدامی از آن طرف ندیدم. احساسم این نیست که آن نشست فرمالیته بود؛ ولی الآن این احساس را ندارم که نتیجه ملموسی هم داشت.

چرا؟ بعضی‌ها می‌گویند آقای روحانی می‌خواهد بعد از ریاست جمهوری به سرنوشت دیگر رؤسای جمهور دچار نشود. به خاطر این چیزها است و یا به خصلت‌های شخصی آقای روحانی بر می‌گردد؟

به نظر من یک بخش آن عدم توجه آقای روحانی به این مقولاتی است که ما می‌گوییم. من همیشه می‌گفتم آقای روحانی از این واقعیت غفلت دارد؛ و گرنه بهتر از این می‌توانست عمل کند. آینده که با این دو جلسه نشست و برخاست تأمین نمی‌شود. آینده علل و عوامل مختلف دارد. هرکس باید آینده خودش را بهتر کند.

در هر حال سؤال شما سؤال من هم هست. همه عقلا می‌گویند یک عقبه قدرتمند سیاسی برای این دولت هست، دولت از این عقبه بهره برداری مفید داشته باشد و به اینها میدان دهد که کمکش کنند. احساسم این است آن طوری که باید نیست؛ شاید هم من اشتباه می‌کنم.

خواندن خبر در سایت منبع

عباس عبدی: اصلاح طلبان مسئول دولت برآمده از انتخابات ۹۲ و ۹۶ نیستند

اصلاحات پرسخبرگزاری اصلاحات پرس
عباس عبدی: اصلاح طلبان مسئول دولت برآمده از انتخابات ۹۲ و ۹۶ نیستند
عبدی گفت: اصلاح طلبان باید روابط خود را با ساختار قدرت بازسازی کنند/اگر از روحانی حمایت نکرده بودیم باز هم محکوم می‌شدیم/مردم حتی اگر از اصلاح طلب و اصولگرا‌ها پشیمان شده باشند به جای دیگری مراجعه نمی‌کنند/نباید به معترضان برچسب «برانداز» بزنیم/ اتفاقات دی ماه تا حدی حاصل ریزش سرمایه اجتماعی بود/ در این وضعیت کسی نمی‌تواند با پوشش اصلاح طلبی وارد انتخابات شود و حمایت مردم را جلب کند.

به گزارش اصلاحات پرس، مشروح گفت و گوی عباس عبدی با «نامه نیوز» در ادامه می‌آید:

* دی ماه گذشته شاهد اعتراضات و تجمعاتی بودیم که موجب تولد طیفی به عنوان «برانداز» شد. به نظر شما این براندازها از کجا پیدا شدند؟ این طیف مولود اپوزیسیون خارج نشین است یا حاصل ریزش از سرمایه اجتماعی جریان‌های سیاسی موجود؟

به نظر من مجموعه‌ای که شما اسم آن را برانداز می‌گذارید و بعد از دی ماه ۹۶ بیشتر برجسته شدند را نمی‌توان با گروه‌های مخالف خارج از کشور که دنبال براندازی هستند، یکسان فرض کرد. به این دلیل که این‌ها بیش از آنکه به صورت ایدئولوژیک و تحلیلی خواست براندازی داشته باشند از روی تجربه این حرف را می‌زنند. یعنی احساس می‌کنند صدایشان به جایی نمی‌رسد و مشکلاتشان از جمله فقر، بیکاری و فساد و … حل نخواهد شد. بنابراین یک مواجهه کلی با سیستم می‌کنند و اگر احتمال بدهند که وضعیت بهبود پیدا می‌کند، آن مسیر را ادامه نخواهند داد. اما اگر وضع تداوم پیدا کند نگاه براندازانه آن‌ها نیز تعمیق می‌شود. به اضافه اینکه حتما ارتباطاتی با خارج دارند که در صورت تداوم وضعیت فعلی افزایش پیدا می‌کند. اینکه می‌گویم ارتباط با خارج داشته‌اند منظورم اشاره به یک نکته منفی نیست. قرار نیست که هیچ کس با کسی ارتباط نداشته باشد. به عبارتی این طور نیست که فکر کنیم این‌ها مولود اپوزیسیون خارج از کشور هستند یا حتی براندازی مشابه آن‌ها را می‌خواهند. در همه کشورهای دنیا ممکن است این اتفاقات رخ دهد و معنای براندازی نداشته باشد. بخشی از آنچه باعث می‌شود این اتفاقات در ایران معنای براندازی پیدا کند واکنش و رفتار حکومت با اعتراضات است. حکومت در سال ۹۶ این برداشت را القا نکرد که از اقدامات این‌ها برداشت براندازانه دارد و به نظر من این رفتار خوبی بود و به تخفیف مشکلات و درگیری‌ها کمک کرد. با این حال اگر مشکلات ادامه پیدا کند و با وجود رسانه‌های جدید اجتماعی و بسیاری امکانات دیگر این ارتباط میان داخل و خارج نیز تشدید خواهد یافت.

همچنین اینکه اتفاقات دی ماه را حاصل ریزش سرمایه‌های اجتماعی بدانیم نیز تا حدی درست است. قطعا بخشی از آن چنین است. جریان سیاسی داخلی به دلایلی مثل اعتقاد نداشتن، ترس یا … چنین شعارهایی نمی‌دهد و وقتی هم از طرق عادی نتواند اهداف خود را محقق کند طبیعی است که با ریزش سرمایه اجتماعی خود مواجه می‌شود.

به نظر من تجربه یک سال گذشته به ما نشان داد که همین افراد معترض نیز اگر چشم انداز مثبتی از آینده داشته باشند، خیلی از براندازی استقبال نمی‌کنند.

*گفتید بخشی از آن حاصل ریزش سرمایه اجتماعی جریانات سیاسی موجود است. قاعدتا این ریزش یکباره نبوده و در نتیجه شرایط و به مرور سال‌ها پدید آمده است. فکر می‌کنید اصلی‌ترین عامل عیان شدن طیفی که خود را برانداز بنامد یا حداقل برخی بتوانند آن را برانداز خوانند؛ چیست؟

این طیف از اول انقلاب وجود داشته است. البته بیشتر در قالب ایدئولوژیک و متاثر از تحلیل‌های نظری. در سال‌های اخیر و بعد از روی کار آمدن احمدی نژاد این گرایش تشدید و امید به آینده کم شد. امیدی که برای هر کس از زوایای مختلفی سیاسی، فرهنگی، اعتبار و شخصیت اجتماعی، اقتصادی و … معنا پیدا می‌کند؛ از میان رفت. من هنوز معتقد نیستم که غالب کلی این‌ معترضان خود را به معنای دقیق کلمه برانداز بدانند. این‌ها می‌گویند که ما دیگر فکر نمی‌کنیم با این سیستم بتوان به آنچه درست می‌دانیم و نیاز داریم، رسید. در واقع نوعی نگاه رادیکال دارند اما نگاه برانداز به صورت رسمی از ابتدا گزینه جایگزین دارد و به دنبال تغییر اساسی سیستم است.

*این رادیکا‌ل‌ها ممکن نیست برانداز شوند؟

ممکن است این دو گروه از دو زاویه مختلف به یکدیگر برسند و مساله کلیدی نیز همین است. در پاسخ به اینکه چرا این گروه اکنون آشکار و برجسته شده باید به دلایل مختلف اشاره کرد. بخشی از آن به خاطر انتظاراتی است که آقای روحانی ایجاد کرد و بخشی به خاطر شکافی که میان ماهیت انتخابات و واقعیت آن در ایران وجود دارد. چهل میلیون نفر در انتخابات شرکت می‌کنند اما به طور قطع دو نامزد نهایی معرف این چهل میلیون نفر نیسستند و شرکت کنندگان از روی محدودیت نامزد به یکی از این دو نفر رای می‌دهند لذا نمی‌توانند با سیستم ارتباط پیدا کنند.

فقدان نهادهای مدنی و ضعف نهادهای رسانه‌ای و حزبی نیز در شکل‌گیری این وضع بسیار بارز است. افزایش انتظاراتی که آقای روحانی ایجاد کرد و در مرحله بعد، ناتوانی سیستم در تامین این نیازها مهم است. همچنین شکافی که در درون سیستم میان دولت و بخش‌های دیگر حاکمیت یا حتی شکافی که در درون خود دولت وجود دارد نیز نقش دارند. مجموعه این موارد به اضافه تشدید شکاف‌های فرهنگی، منطقه‌ای، قومی، مذهبی و … که به صورت تاریخی با آن مواجه هستیم، همچنین ارائه نشدن هیچ چشم اندازی برای حل این شکاف‌ها از سوی هیچ گروهی باعث این وضعیت شد و باید هم منتظر بروز آن می‌بودیم. مثل این است که یک راننده خیلی بی احتیاط و سر به هوا حرکت می‌کند و دو سال هم تصادفی نکرده باشد اما انتظار دارید که در نهایت تصادف کند و دیر یا زود هم این اتفاق می‌افتد. اما از راننده‌ای که محتاط است انتظار تصادف ندارید و اگر روزی هم چینن شود فوق‌العاده تعجب می‌کنید. وضعیت جامعه ما مثل راننده اول است.

*از دی ماه 96 تا کنون شاهد بوده‌ایم که اصلاح طلبان از سوی یک جریان متهم به براندازی شده اند. فکر می‌کنید این روال تا کی ادامه خواهد داشت و ادامه آن چه تبعاتی برای اصلاح طلبان دارد؟

اینکه آنها چه اتهامی می‌زنند را کار ندارم اما مرزبندی اصلاح طلبان با براندازان سنتی کاملا شناخته شده و روشن است. اما مرزبندی با کسانی که در داخل برانداز نامیده می‌شوند به دلیل همان تعاریفی که گفتم اصلا لازم نیست. این‌ها مردم این مملکت هستند و مشکلات خاص خود را دارند. من البته با جریان ۹۶ مخالفت کردم به این دلیل که آن را خطرناک می‌دانستم ولی به هیچ وجه با افرادی که در آن جریان بودند و هستند مخالفتی ندارم. آن‌ها مشکلات خاص خود را دارند که ممکن است با مشکلات من و شما و دیگران یکسان نباشد. این‌ها می‌بینند که مشکلاتشان حل نمی‌شود و اعتراض می‌کنند. برچسب براندازی به معترضین زدن را درست نمی‌دانم حتی اگر در عمل شعارهای ساختارشکنانه و براندازانه دهند. به نظر من شعارهایی که در تجمعات دی ماه طرح شد برای داوری گروه‌های معترض ملاک خوبی نیست.

مرزبندی با جریانات برانداز خارجی اما باید انجام شود و ضروری است. اصلاح طلبان نیز کم و بیش این کار را کرده‌اند. نمی‌شود که هم اصلاح طلب بود و هم با آن براندازهای رسمی هم‌پیاله شد.

*با توجه به اینکه برخی اصلاح طلبان از مشارکت در انتخابات‌ها و فعالیت سیاسی در چارچوب موجود ناامید شده‌اند و میان مردم و حاکمیت؛ مردم را انتخاب می‌کنند (مثلا آقای حجاریان که انتخابات به شکل فعلی را گذایی قدرت می‌خواند) چطور باید مرز روشن و شفافی میان اصلاح طلبی و براندازی که شما آن را نگاه رادیکال می‌نامید، ترسیم کرد؟

مشارکت کردن یا نکردن در انتخابات ربطی به برانداز بودن یا نبودن، ندارد. برانداز بودن امری خشونت آمیز است که می‌خواهد ساختار را تغییر داده و یک ساختاری که چشم اندازی از آن وجود ندارد سر کار آورد و چیزی غیر از درگیری و خشونت نیز نتیجه‌ای نخواهد داشت. ما به لحاظ اصولی با آن‌ها مخالف هستیم اما افراد می‌توانند اصلاح طلب باشند و در انتخابات شرکت نکنند. این دو ربطی به هم ندارد. البته اصل بر شرکت در انتخابات است اما تا وقتی اصل است که بتواند حداقلی از اهداف خود را تامین کند. اگر قرار باشد هشتاد درصد مردم در انتخابات شرکت کنند باید نامزدهای موجود آن انتخابات، حداقل معرف پنجاه، شصت درصد جامعه باشند. نمی‌شود دو نامزد که اندکی با هم تفاوت دارند و معرف گروه کوچکی هستند را تنها نامزدهای انتخابات دانست.

مرزبندی با جریانات برانداز خارجی اما باید انجام شود و ضروری است. اصلاح طلبان نیز کم و بیش این کار را کرده‌اند. نمی‌شود که هم اصلاح طلب بود و هم با آن براندازهای رسمی هم‌پیاله شد.

در مورد انتخابات مجلس نیز همین طور است. ضمن اینکه فرض کنیم با همین شرایط انتخابات برگزار شد و یک نماینده هم به مجلس فرستادیم اگر نتواند اهداف خود را پیش ببرد که فایده ندارد. این چه مجلسی که درست شده و جمعی که اصلا معلوم نیست چه درکی از مسائل دارند و هیچگونه مسئولیت پذیری نیز ندارند، مانع قانون نویسی می‌شوند و یا کارهای دیگری که انجام می‌دهند. به نظر من از این پس انتخابات باید یک حداقلی از مضمون را داشته باشد و امکان ندارد که با وضعیت موجود انتخابات کسی بتواند در پوشش اصلاح طلبی وارد انتخابات شود و حمایت مردم را جلب کند.

*در یک سال گذشته شاهد بودیم که بسیاری از اصلاح طلبان حفظ سرمایه اجتماعی را نسبت به حضور در قدرت اولی دانسته اند. شما با این گروه موافق هستید یا فکر می‌کنید برای برداشتن گام‌های اصلاح طلبانه لزوما باید نقشی در قدرت داشت؟

از قبل هم این صحبت شده بود. وقتی از اصلاحات صحبت می‌کنیم مطلقا نباید گفت که وارد قدرت نمی‌شویم. این بی‌معنی است. من خود از سال ۷۶ تا کنون هیچ وقت در دولت نبوده‌ام و بعید می‌دانم که هیچ وقت هم وارد شوم اما با این حال معتقدم بی‌معنی است اگر بگوییم که کسی اصلاح‌طلبانه کار کند اما وارد قدرت نشود. به همان اندازه بی‌معنی است که بگوییم در قدرت قرار بگیرد و محیط جامعه را فراموش کند. اصلاحات با کمک این دو بال می‌تواند حرکت و پرواز کند. بی‌معنی است که یکی به نفع دیگری قربانی یا مصادره شود.

نباید گفت دنبال جنبش اجتماعی برویم بدون اینکه هیچ پس زمینه حکومتی داشته باشیم. اصلا ممکن نیست زیرا مردمی که خواهان اصلاحات هستند در نهایت انتظار دارند که خواسته‌هایشان در ساختار قدرت بازتاب داشته باشد و محقق شود.

مشکلی که وجود دارد این است که آدم‌هایی که در این دو حوزه کار می‌کنند نیز تقسیم شده‌اند. یک عده می‌خواهند در این حوزه باشند و دیگران در حوزه دیگر. کار کردن در دو حوزه گوناگون و پرداختن به مسائل متفاوت یا پاسخگویی به سوالات گوناگون باعث می‌شود که فضا، فرهنگ و اولویت‌هایی این دو گروه از اصلاح‌طلبان با هم متفاوت شود. این ایرادی است که ریشه در رفتار و سیاست‌های نادرست حکومت در تایید و رد صلاحیت‌ها دارد. به نظر من اصلاح‌طلبان خود باید تاحدی این شکاف را مرتفع کنند. باید بین خود تفاهم کرده و این دوگانگی را به نفع یک طرف نابود نکنند. نباید گفت دنبال جنبش اجتماعی برویم بدون اینکه هیچ پس زمینه حکومتی داشته باشیم. اصلا ممکن نیست زیرا مردمی که خواهان اصلاحات هستند در نهایت انتظار دارند که خواسته‌هایشان در ساختار قدرت بازتاب داشته باشد و محقق شود. در مقابل اگر وارد قدرت شویم و مردم را رها کنیم نیز نتیجه خوبی ندارد زیرا مردمی باقی نمی‌مانند که حمایت کنند و همین مردم از ساختار قدرت کنارمان می‌گذارند. مساله کلیدی اصلاحات، موازنه میان این دو امر است و باید با گفت و گو و بحث آزاد آن را حل کرد.

*این توجه ویژه به سرمایه اجتماعی و اقناع مردم که ماه‌های اخیر بیش‌تر از قبل از آن صحبت می‌شود، چقدر از شنیدن آن شعار «اصلاح طلب، اصولگرا دیگه تمومه ماجرا» در دی ماه 96 متاثر است؟ ناامیدی القا شده به جامعه بعد از مشاهده عملکرد دولت روحانی، اصلاح طلبان مجلس و شورای شهر چقدر نقش دارد؟

برداشت من این است که مردم حتی اگر از اصلاح طلب و اصولگراها نیز پشیمان شده باشند به جای دیگری مراجعه نمی‌کنند زیرا در جای دیگری نیز افقی وجود ندارد. لیبی را ببینید، چند سال است که آنجا مثلا انقلاب شده اما بعداز ۷ سال درگیری و جنگ بی‌سرانجام اکنون به وزارت خارجه انجا حمله استشهادی کردند و چند نفر را کشتند. اروپایی‌ها نیز می‌گویند ما با حکومت کردن همان پسر قذافی موافق هستیم یعنی بعد از این همه کشت و کشتار، از بین رفتن زیرساخت‌ها و یک فاجعه تمام عیار آخر به سیف الاسلام قذافی رسیده‌اند یا به زودی می‌رسند. مردم این‌ها را متوجه می‌شوند. بنابراین اصلاح طلبان نباید خیلی نگران این شعار باشند. اگر خود را بازسازی کنند و از این تناقض‌هایی که گفتم بیرون بیایند. این امکان وجود دارد که ساخت قدرت به ایده‌های آن‌ها روی خوش نشان دهد. باید ضمن حفظ مواضع انتقادی خود و حتی جدی‌تر کردن انها، قدری روابط خود را با ساخت قدرت بازسازی کرده و اعتماد سازی کنند. آن‌ طرف مجبور هستند که به اصلاحات روی خوش نشان دهند و مردم نیز حمایت خواهند کرد چون این را کم‌هزینه و بی‌دردسر می‌بینند. بنابراین خیلی نگران این کد نیستم مگر اینکه اصلاح‌طلبان خود نتوانند اقدامات لازم را انجام دهند.

عباس عبدی در گفت و گوی تفصیلی با «نامه نیوز»: اصلاح طلبان مسئول دولت برآمده از انتخابات ۹۲ و ۹۶ نیستند/اصلاح طلبان باید روابط خود را با ساختار قدرت بازسازی کنند/اگر از روحانی حمایت نکرده بودیم باز هم محکوم می‌شدیم/مردم حتی اگر از اصلاح طلب و اصولگراها پشیمان شده باشند به جای دیگری مراجعه نمی‌کنند/نباید به معترضان برچسب «برانداز» بزنیم/ اتفاقات دی ماه تا حدی حاصل ریزش سرمایه‌ اجتماعی بود/ در این وضعیت کسی نمی‌تواند با پوشش اصلاح طلبی وارد انتخابات شود و حمایت مردم را جلب کند

*اصلاح طلبان به خاطر نمره پایین دولت یازدهم و دوازدهم ، همچنین فراکسیون امید و شورای شهر تهران زیر فشار افکار عمومی هستند. جبران این وضعیت چطور ممکن است؟

در افکار عمومی شاید این برداشت که می‌گویید درست باشد اما من خیلی موافق آن نیستم. اولا نمره دولت یازدهم را چندان پایین نمی‌دانم. برجام یک دستاورد بسیار مهم بود. همین طور ثبات دادن به اقتصاد بعد از فاجعه دولت احمدی‌نژاد اتفاق مهمی بود و به آن نمره مثبتی می‌دهم. به دولت اخیر اما از روز اول اعتراض داشتیم. حتی من شخصا به نحوه حضور آقای روحانی در انتخابات ۹۶ اعتراض داشتم. با این حال معتقد هستم که نباید فکر کرد مردم ناامید شدند و تمام شد و رفت. باید به این توجه کرد که در مقابل آقای روحانی چه مسئولیتی متوجه اصلاح طلبان است؟ فرض کنید که ما به دلیل چنین برداشت‌هایی که می‌توانستیم از رفتار روحانی داشته باشیم از او حمایت نمی‌کردیم و مثلا از جهانگیری حمایت می‌کردیم یا از هیچ کس حمایت نمی‌کردیم؛ نتیجه چه بود؟ این که یا رئیسی انتخاب می‌شد یا همین آقای روحانی. اگر روحانی انتخاب می‌شد که فرقی نمی‌کرد به احتمال فراوان ممکن بود از این بدتر نیز رفتار کند. اگر رئیسی انتخاب می‌شد اما همین شما به عنوان سوال کننده می‌پرسیدی که مسئولیت اصلاح طلبان که از روحانی حمایت نکردند چه بود و چرا مملکت را به این روز انداختید؟ بنابراین نمی‌شود که یک گروه سیاسی مسئول دو سوی رفتار انتخاباتی باشد. این گروه وقتی مسئولیت کامل دارد که نامزد خود را در انتخابات داشته باشد. به نظر من تا وقتی که گروه‌های سیاسی نامزد خود را ندارند نباید مسئول شناخته شوند.

به دولت اخیر اما از روز اول اعتراض داشتیم. حتی من شخصا به نحوه حضور آقای روحانی در انتخابات ۹۶ اعتراض داشتم. با این حال معتقد هستم که نباید فکر کرد مردم ناامید شدند و تمام شد و رفت. باید به این توجه کرد که در مقابل آقای روحانی چه مسئولیتی متوجه اصلاح طلبان است؟

مگر همه گروه‌های حامی خاتمی در سال ۷۶، در باره رفتار خاتمی مسئولیت می‌پذیرند؟ اصلاح طلبان در سال ۷۶ و ۸۰ باید مسئول دولت را بپذیرند و در سال ۸۴ و ۸۸ نیز مسئول انتخابات هستند. اما در سال ۹۲ و ۹۶ نه مسئول انتخابات هستند نه مسئول دولت برآمده از آن. به این دلیل که نامزد خود را نداشتند و مجبور بودند که از یکی از گزینه‌های حاضر حمایت کنند زیرا اگر این کار را نکرده بودند باز هم امروز محکوم می‌شدند که چرا وارد میدان نشدند.

البته اصل این موضوع که اگر گروه‌های سیاسی به دلایلی مثل عملکرد خود تحت فشار افکار عمومی باشند، اصلا بد نیست.

* برخی تحلیل‌گران تاکید می‌کنند که از دست رفتن سرمایه اجتماعی اصلاح‌طلبان پیامدهای خوبی ندارد و کلیت نظام را تحت تاثیر قرار می‌دهد. با این فرض می‌توان انتظار داشت با کاهش سخت‌گیری در امر تایید صلاحیت‌ها اجازه بدهند اصلاح‌طلبان دستی باز‌‌تر در انتخابات‌های بعدی داشته باشند؟

ممکن است اینطور باشد. البته جناح حکومت نیز یک‌دست نیست و بخشی از آن از کاهش محبوبیت و سرمایه اجتماعی اصلاح‌طلبان استقبال نیز می‌کند. بخش‌هایی از آن نیز از این وضعیت راضی نیستند و می‌دانند که اگر اصلاح‌طلبان نباشند بخش بزرگی از جامعه در حکومت نماینده ندارد و احتمالا خودشان باید نقش این نمایندگی را به عهده بگیرند. قبلا وقتی اصلاح طلبان چپ اقتصادی بودند و می‌خواستند آن‌ها را بزنند به این سوال رسیدند که اگر چپ نباشد چه می‌شود و پاسخ دادند که باید خودمان چپ درست کنیم. نتیجه‌اش ایجاد چپ غیراصیلی شد که آخر و عاقبت مملکت را به این روزگار کشاند. بنابراین این احتمال وجود دارد که وضعیت موجود اصلاح طلبان را به نفع جامعه نبینند. با این حال همیشه دوست دارند که اصلاح طلبان باشند اما ضعیف و ناتوان از پیروزی. در واقع می‌خواهند که اصلاح طلبان همیشه نقش رقیب شکست‌خورده را برایشان بازی کنند. من فکر می‌کنم که اصلاح طلبان باید از ایفای این نقش پرهیز کنند.

*شما قبلا از فروپاشی اجتماعی صحبت کردید.اصلاح طلبان در صورت عدم همراهی مجموعه حاکمیت به تنهایی می‌توانند برای برون رفت از این وضعیت کاری کنند؟

اصلا چرا ما این سوال را مطرح کنیم که اصلاح‌طلبان بدون همراهی حاکمیت نقشی را ایفا کنند. مگر اصلا شدنی است؟ اینکه منتظر همراهی حاکمیت بنشینند نیز غلط است. خود این موضوع و حل ان، مساله اصلاحات است نه اینکه اصلاحات چیز دیگری باشد که بعد از این همراهی حاکمیت اجرا شود. همین که یک موازنه قوایی ایجاد کنند و راه برون رفتی که برای همه به صرفه باشد نشان دهند، خود مساله اصلاحات است. اگر حکومت یا جناح غالب حاکمیت فکر می‌کنند که می‌توانند هر طور خواستند پیش بروند و هیچ بن بستی وجود نداشته باشد، پیش می‌روند و ما کاری نداریم چون نمی‌خواهیم جنگ و دعوا کنیم اما اگر معتقد هستیم که این‌ها قطعا به بن بست می‌رسند که من معتقد هستم همین حالا نیز به بن بست رسیده‌اند و می‌توان آن را با اعداد و ارقام و شواهد کافی توضیح داد و ثابت کرد که روند مثبتی در چشم انداز آینده نیست؛ وظیفه اصلاح طلبان این است که کوشش کنند تا آن جناح راغب و همراه شود تا راهی را انتخاب کنند که خیر عمومی در آن است. بنابراین این سوال اساسا نادرست است که بخواهیم یک مولفه مهم را به دلیل عدم همراهی آن‌ها کنار بگذاریم. پس نقش اصلاح طلبان در این میان چه خواهد بود؟

خواندن خبر در سایت منبع

سلیمی نماینده اصلاح‌طلب: استعفای وزرا برای گرفتن امتیاز باب نشود

خبرآنلاینخبرگزاری خبرآنلاین
سلیمی نماینده اصلاح‌طلب: استعفای وزرا برای گرفتن امتیاز باب نشود
ایلنا نوشت: یک نماینده اصلاح‌طلب مجلس تصریح کرد: نظر دانشجویان این است که عذرخواهی یک فرهنگ شود تا افرادی که واقعا مسئولیت خود را به نحو احسن انجام نداده باشند بدانند که تلنگری به آن‌ها زده خواهد شد و بالاخره یا باید معذرت خواهی کنند یا استعفا دهند یا سیستم‌های نظارتی به نحوی باشد که آن‌ها را مجبور به استعفا کنند.

اصغر سلیمی درباره اینکه اگر استعفای مسئولان و تحصن نمایندگان بخواهد رویه‌ای برای امتیازگیری شود، این رویکرد به کجا ختم خواهد شد؟، گفت: به نظر من اعضایی که در دولت هستند یعنی وزیران خودشان می‌دانند که بودجه ما در چه وضعیتی است. قطعا ما اگر بودجه را به قسمتی اضافه کنیم، از بخش دیگر کم خواهد شد. کل بودجه ما یک ظرف است و اینطور نیست که اگر بودجه یک حوزه را زیاد کردیم بتوانیم از منبعی دیگر کمبود به وجود آمده را جبران کنیم.

وی تاکید کرد: ‌ کل اعتبارات بودجه کشور ما مشخص است و باید به نحوی باشد که به تناسب وزارت‌خانه‌ها و حوزه‌هایی که وجود دارد این بودجه را عادلانه تقسیم کنیم و بتوانیم آن را تامین کنیم. اگر در حوزه آموزش و پرورش می‌بینیم که این‌قدر مشکلات داریم و این‌همه مدارس فرسوده داریم و اگر می‌یبنیم سیستم‌های گرمایشی مدارس دچار مشکل است، به این دلیل است که برای آموزش و پرورش آنطور که باید و شاید سرمایه‌گذاری نکرده‌ایم که این شایسته ما نیست.

خیلی از مدارس ما در هزینه زیراکس گرفتن هم مانده‌اند

این نماینده اصلاح‌طلب با بیان اینکه آموزش و پرورش زیربنای توسعه هر کشوری است، خاطرنشان کرد: آموزش و پرورش و وزارت علوم هردو زیربنا هستند. فرزندان ما که در مدرسه و در مقطع ابتدایی درس می‌خوانند از خانه‌های خوب خود به مدارسی می‌آیند که سقفش ریزش دارد یا ظاهر مناسبی ندارد یا سال‌ها از احداث آن مدرسه می‌گذرد یا سیستم‌های گرمایشی و سرمایشی مدارس را نامناسب می‌بینند. این وضعیت این را می‌رساند که ما هنوز آن زیرساخت‌ها را آماده نکرده‌ایم.

این عضو کمیسیون شوراها عنوان کرد: می‌بینیم که خیلی از مدارس ما در پرداخت پول آب و برق و گاز خود مانده‌اند یا در مساله هزینه زیراکس گرفتن مانده‌اند، این‌ها به این دلیل است که ما زیرساخت‌ها را آماده نمی‌کنیم. مثلا ما می‌گوییم که حاشیه‌نشینی انجام نشود اما خیلی از روستاهای ما جاده‌ای برای دسترسی ندارند و خیلی از روستاهای ما آن سازماندهی را ندارند و آب شرب روستاها مشکل دارد. اگر بخواهیم این زیرساخت‌ها را درست کنیم، قطعا خیلی از مشکلاتی که وجود دارد، برطرف خواهد شد.

استعفای یک وزیر باعث ایجاد انتظارات از وزرای دیگر برای استعفا دادن می‌شود

این عضو فراکسیون امید مجلس تصریح کرد: ‌ درست است که وزرا باید چانه‌زنی‌های خود را انجام دهند اما استعفا دادن وزرا باعث می‌شود که فردا معلمان هم انتظار داشته باشند که وزیر آموزش و پرورش استعفا دهد، کشاورزان هم انتظار پیدا می‌کنند که وزیر جهاد کشاورزی استعفا دهد یا روستائیان هم انتظار پیدا می‌کنند که مثلا برای مسائل آب وزیر نیرو استعفا دهد، درنتیجه بنده این روش را مناسب نمی‌بینم و نباید فرهنگ استعفا برای گرفتن امتیاز باب شود، اما بهداشت و درمان هم جزو اصول اولیه کشور ماست که باید رعایت شود.

سلیمی با بیان اینکه مردم در موارد اورژانس به پزشک و بیمارستان مراجعه می‌کنند، اظهار کرد: قطعا موضوع تحول سلامت نیاز به بودجه و اعبارات ویژه دارد و اگر بخواهیم همینطور کژدار و مریز برویم شاید این حوزه را هم به جایی نرسانیم.

دانشجویان می‌خواهند مسئولان آگاه شوند که در صورت اشتباه کردن پست‌شان استمرار پیدا نمی‌کند

این نماینده اصلاح‌طلب مردم سمیرم درمورد اعتراض دانشجویان در اعتراض به حادثه اتوبوس دانشگاه آزاد گفت: صدای اعتراضات شنیده می‌شود اما بضاعت مالی کشور ما در همین حد است. یعنی هرجا که بخواهیم سهمیه و اعتبارات را اضافه کنیم، باید از جای دیگر کم کنیم و این باعث می‌شود که صدا در جایی دیگر بلند شود. بودجه ظرفی است که باید به صورت مساوی و حتی نیم‌پر همه از آن استفاده کنند.

وی در پاسخ به این سوال که چرا دانشجویان باید خواسته‌شان این باشد که مسئولان در رابطه با این حادثه تنها یک عذرخواهی انجام دهند؟، عنوان کرد: در دنیا رسم است که وقتی مسئولی وظیفه خود را عمدا یا سهوا درست انجام نداده است یک عذرخواهی می‌کند و خیلی جاها خودشان استعفا می‌دهند. این به نظر من رویه خوبی است اما در کشور ما این رسم نبوده و به نحوی است که دانشجویان دوست دارند این فرهنگ‌سازی هم انجام شود تا بقیه مسئولان هم آگاه شوند که همینطور مسئولیت را نگیرند و بگویند ما اگر اشتباه هم کردیم و توجه نکردیم پست و مسئولت ما استمرار پیدا می‌کند.

سلیمی گفت: نظر دانشجویان این است که این یک فرهنگ شود تا افرادی که واقعا مسئولیت خود را به نحو احسن انجام نداده باشند، بدانند که تلنگری به آن‌ها زده خواهد شد و بالاخره یا باید معذرت‌خواهی کنند یا استعفا دهند یا سیستم‌های نظارتی به نحوی باشد که آن‌ها را مجبور به استعفا کنند.

خواندن خبر در سایت منبع

شکوری‌راد: عارضه امروز اصلاح‌طلبان «خودزنی» است

خبرآنلاینخبرگزاری خبرآنلاین
شکوری‌راد: عارضه امروز اصلاح‌طلبان «خودزنی» است
ایسنا نوشت: دبیرکل حزب اتحاد ملت گفت: عارضه امروز اصلاح‌طلبان خودزنی کردن است؛ به این معنی که دستاوردها را نمی‌بینند یا ایرادات کار را بزرگ‌تر از آنچه که هست می‌بینند.

علی شکوری‌راد با دفاع از موضع حمایتی خود از انتخاب چهار زن به عنوان هیات رئیسه شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان درباره واکنش به رویکرد منتقدان مبنی بر این‌که اتفاق مهمی نیافتاده است و این چهار زن شخصیت‌هایی سیاسی هستند که در چند سال اخیر در چندین پست حضور داشتند و فقط در این پست‌ها جابه جا می‌شوند، گفت: همیشه پس از کسب هر دستاوردی می‌توان گفت کار مهمی رخ نداده است و بیش از آن می‌شد انجام داد. اما باید نیمه پر لیوان را هم دید.

وی افزود: اصلاح‌طلب‌ها بعد از سال ۸۸ در شرایط خیلی سختی قرار گرفتند و عملا داشتند از صحنه سیاسی رانده می‌شدند؛ اما با تدابیری که اندیشیدند توانستند هم حضور خود را تثبیت کنند و هم دستاوردهایی کسب کنند؛ بنابراین باید دستاوردها را قدر شناخت. البته نه به این معنی که از شخص به خصوصی قدر شناسی شود. منتقدان در مقدمه سخنان‌شان اگر توجه کرده باشند که اصلاح‌طلبان در چه شرایطی تصمیم می‌گیرند و بعد بگویند که بهتر از این هم میشد عمل کرد انتقادشان منصفانه است.

این فعال سیاسی اصلاح‌طلب گفت: زمانی که ما در جبهه مشارکت فعالیت می‌کردیم کاملا مشخص بود که این مجموعه فعالیت‌های شاخص و موثری دارد، من همان زمان هم می‌گفتم، بله ما فعالیت‌های موثری می‌کنیم و همه نقش آفرینی ما را تحسین می‌کنند اما با توجه به مجموعه‌ی نیروهایی که گرد آورده‌ایم کارهای ما خیلی بزرگ محسوب نمی‌شود و باید فعالیت‌های بیشتری انجام بدهیم. راندمانمان باید بیشتر از این باشد. همه ما را تحسین می‌کنند اما ما خودمان نباید خود را تحسین کنیم.

وی افزود: حالا من می‌گویم در شرایط کنونی، اصلاح‌طلبان خیلی ظرفیت دارند، خیلی کارهای بیشتری نسبت به آن‌چه که انجام دادند می‌توانستند انجام دهند؛ اما این به آن معنا نیست که دستاوردهای آنان را نادیده بگیریم. من نه به قصد صرفا امیدآفرینی و تشویق، بلکه بر اساس واقعیت‌ها حرف می‌زنم. اصلاح‌طلبان دستاوردهای خوبی در سال‌های اخیر داشته‌اند. این دستاوردها را باید قدر شناخت و گفت می‌توانیم بهتر از این هم باشیم، اما روحیه خود را نباید خراب کنیم. به نظر من بزرگ‌ترین مشکل امروز اصلاح‌طلب‌ها خودزنی است، آفت امروز اصلاح‌طلبان همین خودزنی است که دستاوردها را نمی‌بینند یا ایرادات را بزرگ‌تر از آنچه که هست می‌بینند.

وی ابراز عقیده کرد: برخی افق آینده را بیش از آن‌چه که هست تیره و تار می‌‌بینند. در حقیقت این عارضه ضد حرکت است و ما باید خودمان را از این عارضه نجات دهیم. طبیبی نیست که از بیرون درمان کند باید از دورن این عارضه را پیدا و درمانش کنیم. همان‌طور که در همه زمینه‌ها تغییر نگرش برای انجام هر کار انرژی زیادی ایجاد می‌کند؛ باید با تغییر نگرش خیلی از مسائل را چاره کنیم.

دبیرکل حزب اتحاد ملت گفت: از اردیبهشت سال ۹۶ تا دی ماه همان سال در عرصه واقعیات جامعه خیلی اتفاق خاصی نیافتاده بود، همان کسانی که در انتخابات ۴۰میلیون رای به صندوق انداختند و ۲۴ میلیون رای به آقای روحانی دادند؛ انفعال دیماه را بروز دادند. واقعیت در بیرون این مقدار تغییر نکرده بود. ذهنیت مردم تغییر کرده بود. طی چند ماه تغییر نگرش رخ داد. همین نوع تغییر نگرش می‌تواند باعث تحول مثبت شود، بنابراین نیازمد تغییر نگرش در جامعه هستیم.

وی اظهار کرد: خودمان نباید خودمان را مضمحل کنیم و یا تحلیل برویم. باید روحیه خودمان را ارتقاء بدهیم. نباید به حرف دیگران توجه کرد. محافظه کاران به نوعی و براندازان هم به نوعی دیگر می‌خواهند اصلاحات را تخطئه کنند. من بین اصلاح‌طلبان و اصلاحات تفکیک قائل می‌شوم می‌گویم ممکن است برخی از اصلاح‌طلبان دچار خطا یا لغزش شده باشند، اما اصلاحات تنها مسیر مطمئنی است که پیش پای ملت قرار دارد. پس این مسیر را نباید کور کنیم.

وی سپس گفت: الان از ۹ نفر اعضاء هئیت رئیسه شورای عالی سیاستگذاری اصلاح‌طلبان چهار نفر خانم هستند؛ من فکر نمی‌کنم در هیچ شورایی در این سطح، نسبت حضور خانوم‌ها به نزدیک ۵۰ درصد رسیده باشد.

دبیر کل حزب اتحاد ملت درپایان گفت: نمی‌شود انتظار داشت خانم‌های کمتر شناخته‌شده‌تر در این موقعیت قرار گیرند، اما خانم‌های شناخته‌شده‌تر می‌توانند راه را برای آنان باز کنند تا این محرومیت تاریخی برای زنان در عرصه مدیریت کم‌تر شود. این یک دستاورد مسلم است پس باید قدر شناخته شود.

شکوری‌راد پس از انتخاب چهار زن در ترکیب هیئت رئیسه شورای‌عالی اصلاح‌طلبان، در توییتی نوشت: ٤از٩، این یک گام کاملا مثبت و رو به جلو برای استیفای جایگاه‌ زنان‌درمدیریت امور است. علاوه بر این ترکیب عمومی هیأت رئیسه شورایعالی سیاستگذاری سوم مناسب‌تر از گذشته است. در حالی ‌که محافظه‌کاران و براندازان در حداکثر تشتت هستند انسجام اصلاح‌طلبان فرآیند امیدبخشی را طی می‌کند.

خواندن خبر در سایت منبع

تکرار/سخنگوی فراکسیون امید: «روحانی» با حمایت اصلاح‌طلبان رئیس‌جمهور شد

تسنیمخبرگزاری تسنیم
تکرار/سخنگوی فراکسیون امید: «روحانی» با حمایت اصلاح‌طلبان رئیس‌جمهور شد
سخنگوی فراکسیون امید گفت: این‌که اصلاح‌طلبان در انتخابات از روحانی برای رئیس‌جمهوری حمایت کردند واضح و مبرهن است.

- اخبار سیاسی -

به گزارش خبرنگار حوزه احزاب خبرگزاری تسنیم، سعید حجاریان، از تئوریسین‌های جریان اصلاحات، چندی پیش در گفت‌وگو با تسنیم درباره نحوه تعامل اصلاح‌طلبان با دولت گفته بود: «اصلاح‌طلبان هیچ‌گاه با روحانی عقدی به‌معنای ائتلاف نبسته بودند و حالا که‌ آقای روحانی از خودش عبور کرده، طبیعی است که برخی اصلاح‌طلبان با او زاویه پیدا کنند». محمود واعظی، رئیس دفتر رئیس‌جمهور، که اظهارات حجاریان چندان به مذاقش خوش نیامده بود، در گفت‌وگو با تسنیم به این اظهارات واکنش نشان داد.واکنش تند موسوی‌لاری به حجاریان: "اکثریت نیستید"وکیلی در واکنش به اظهارات حجاریان: روحانی محصول حمایت اصلاح‌طلبان بود

واعظی با بیان اینکه آقای روحانی همان رئیس جمهور سال ۹۲ و ۹۶ است و تغییری در رویکرد او ایجاد نشده است، خاطرنشان کرده بود: «این‌که ما در سال ۹۶ با گروهی نشسته باشیم و با هم چیزی را به‌عنوان ائتلاف امضا کرده باشیم خیر، نه در سال ۹۲ این کار را کرده‌ایم و نه در سال ۹۶».

اظهارات واعظی بلافاصله با واکنش تند بسیاری از فعالان اصلاح‌طلب همراه شد.عضو کارگزاران در واکنش به واعظی: اشتباه بزرگ اصلاح‌طلبان حمایت از روحانی بود

فاطمه سعیدی، سخنگوی فراکسیون امید (اصلاح‌طلبان) مجلس شورای اسلامی در گفت‌وگو با خبرنگار پارلمانی خبرگزاری تسنیم در واکنش به این اظهارات واعظی گفت: این‌که اصلاح‌طلبان از آقای روحانی در انتخابات گذشته حمایت کردند، واضح و مبرهن است.

وی با تأکید بر اینکه «بنده به‌عنوان یک اصلاح‌طلب به آقای روحانی رأی دادم»، افزود: اگرچه اصلاح‌طلبان در جاهایی به دولت روحانی نقد دارند اما این‌که گفته می‌شود اختلاف و جدایی بین رئیس‌جمهور و اصلاح‌طلبان اتفاق افتاده این حرف نادرستی است.

نماینده مردم تهران در مجلس با بیان اینکه اصلاح‌طلبان از روحانی در انتخابات‌های گذشته حمایت کردند، اضافه کرد: عملکرد اصلاح‌طلبان در مجلس نشان می‌دهد که آنها همچنان از آقای روحانی حمایت می‌کنند، اگرچه در بخش‌هایی همچون انتخاب وزرا به وی نقد دارند.

خواندن خبر در سایت منبع

نظرها

در ادامه بخوانید

خبرهایی از پشت پرده اغتشاشات اخیر

صدا و سیماصدا و سیما22 ساعت قبل
سخنگوی دولت امروز با خبر‌هایی از پشت پرده اغتشاشات اخیر به جمع خبرنگاران آمد. به گزارش خبرنگار خبرگزاری صدا و سیما؛ تاکید ویژه اعضای هیئت دولت امروز علاوه بر کنترل تورم انتظاری ناشی از سهمیه بندی بنزین این بود که قشر‌های مختلف مردم که مشمول حمایت‌های معیشتی هستند به دقت شناسایی شوند تا کسی از این فهرست جا نماند.

ابعاد جدید ناآرامی‌ها

صدا و سیماصدا و سیما22 ساعت قبل
صدا و سیماصدا و سیما1 روز قبل
به گزارش خبرگزاری صدا و سیما، قاسم حبیب زاده در شبکه رادیویی گفتگو گفت: یکی از ترفند‌های دشمن در حوزه جنگ روانی، تحریف و دروغ نشان دادن واقعیت هاست. وی افزود: امپراتوری رسانه‌ای شیطانی دشمن در تلاش است تا افکار و اذهان نسل جوان و نسل سوم و چهارم انقلاب را نسبت به سابقه و تاریخ انقلاب منحرف کند. معاون سیاسی سازمان بسیج مستضعفین مطرح کرد: یکی از مهم‌ترین راهکار‌ها برای انتقال کار‌ها و و برکت‌های بسیج در این خصوص به نسل جوان و نسل آتی، تبیین سابقه عملکردی و نقش‌های دوران انقلاب اسلامی است. این مقام مسئول گفت: دشمن در حوزه سیاسی درصدد است تا نظام سیاسی ایران را ناکارآمد و سابقه و آینده انقلاب اسلامی را تاریک جلوه دهد لذا تبیین واقعیت‌ها برای نسل‌های آتی بسیار مهم است. آقای حبیب زاده با اشاره به تأکید مقام معظم رهبری بر «جهاد تبیین» و با اشاره به یک جمله راهبردی از امام خمینی (ره) مبنی بر اینکه «دبستان را دریابید که دانشگاه دیر است»، گفت: نسل جدید تاثیرپذیر و تربیت پذیر است، دستگاه‌های متولی تعلیم و تربیت و سایر ارگان‌های ذیربط باید این شرایط حساس را به خوبی دریابند و اقدام کنند. معاون سیاسی سازمان بسیج مستضعفین همچنین «طرح شهید بهنام محمدی» در مدارس را گامی در جهت اتصال بین سه ضلع مدرسه، خانواده و مسجد برشمرد و افزود: هدف ما از اجرای این طرح تربیت جوان مومن انقلابی و با سواد و با بصیرت است. حبیب زاده با یادآوری اجرای «طرح ولایت دانشجویی» در بسیج دانشجویی عنوان کرد: جوانان از طریق این طرح با مبانی دین اسلام و انقلاب آشنا می‌شوند.
نامه‌نیورنامه‌نیور1 روز قبل
مروری بر تجربه هند در زمینه سهمیه بندی و تعیین قیمت بنزین؛ مهمترین تدبیر دولت هند برای افزایش قیمت بنزین افزایش قیمت در برخی ایالات است. با تصمیم چند روز گذشته سران قوا، قیمت بنزین سهمیه‌ای به ۱۵۰۰ تومان و نرخ بنزین آزاد هم به ۳۰۰۰ تومان رسید. برخی از نمایندگان معتقدند در شرایط فعلی افزایش قیمت بنزین منطقی نبود. مهمترین تدبیر دولت برای افزایش قیمت بنزین و کسب درآمد از آن (جهت تامین بودجه لازم برای واردات نفت) افزایش قیمت بنزین در برخی ایالات است. روش دینامیک قیمت سوختسیاست دیگری که دولت هند در مورد بنزین پیش گرفته سیاست «روش دینامیک قیمت سوخت» است.
صدا و سیماصدا و سیما10 ساعت قبل
به گزارش خبرگزاری صدا و سیما، محمدعلی دهقان‌دهنوی افزود: بالغ بر ۹۰ درصد مجوز‌های کسب و کار کشور در سامانه قرار گرفته است. فراتر از آن نیز زیر ساخت اتصال بخش صدور مجوز در بستری مشخص در راستای ساماندهی مجوز‌ها فراهم خواهد شد. همچنین مقررات اضافی یا بخش‌هایی از استعلام‌ها که اضافی هستند نیز در قالب هیئت مقررات زدایی حذف، لغو یا قابل تغییر خواهد شد. دهنوی گفت: اصلاحیه قانون فضای کسب و کار در مجلس تصویب شده است و با تایید شورای نگهبان ابلاغ خواهد شد. عضو کمیسیون حمایت از تولید مجلس نیز گفت: قانون فضای کسب و کار در مجلس در حال اجرایی شدن است.
الفالف23 ساعت قبل
انتقاد تند عباس عبدی از شورای نگهبانپس از اجرا شدن طرح افزایش قیمت بنزین، عباسعلی کدخدایی در توییتی خواهان پاسخگویی دولت شد که عباس عبدی از این اتفاق انتقاد کرد. از نظر بنده شورای نگهبان مهم‌ترین رکن حقوقی این کشور است، ولی کمترین اعتبار حقوقی را در استدلال‌های مهم آن شاهدیم. اینکه شورای نگهبان بر اساس قانون عمل می‌کند فقط یک ادعاست، این ادعا را باید به محک داوری حقوقدانان سپرد. عضو هیأت رئیسه کمیسیون آموزش بیان داشت: ادبیات آقای روحانی در جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی غیرقابل دفاع بوده و گفتارهایی را در برابر یکی از اعضا به کار برده است که به هیچ وجه قابل قبول نیست. سلیمی گفت: آقای روحانی گویا تصور کرده است که اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی کارگزاران و کارمندان دولت محسوب می‌شوند؛ اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی فرهیختگان کشور محسوب می‌شوند نه گماشته آقای روحانی.

اخبار بیشتر

تازه‌ترین خبرها

همه

حسن روحانی در مورد اعتراض مردم به گرانی بنزین چه گفت؟

خبری1 روز قبل

اخبار قیمت‌های روز بازار - دوشنبه ۲۷ آبان‌ماه

خبری3 روز قبل

صحبت‌های امروز روحانی درباره وضعیت کشور پس از گرانی بنزین

خبری3 روز قبل

به دلیل اختلال در اینترنت سراسری کشور، پوشش لحظه به لحظه اخبار و فعالیت سرویس‌های دیگر طرفداری مانند نتایج زنده دچار مشکل شده است. همکاران هر لحظه که بتوانند فعالیت‌های معمول خود را از سر خواهند گرفت. البته بخش شبکه اجتماعی طرفداری در دسترس است.

آخرین وضعیت طرفداری در روزهای اختلال اینترنت: سرویس نتایج زنده و جدول‌ها در اپلیکیشن و سایت قابل دسترسی شد (بهبودها انجام خواهد شد)، وضعیت پوشش اخبار بهبود یافت، بخش گفتگو (در فهرست قابل دسترسی است) در سایت راه اندازی شد. ادامه در مشروح: …

طرفداریچند ثانیه قبل

بهترین لپ تاپ‌های ۲۰۱۹ ایسوس؛ کدام لپ تاپ‌های ایسوس کارایی بهتری دارند؟

تکراتوچند ثانیه قبل

آیین غبارروبی مزار شهدای مدفون در حرم مطهر رضوی برگزار شد

تسنیم5 دقیقه قبل

سهمیه بنزین تاکسی‌ها افزایش یافت

زومیت11 دقیقه قبل

یمن| فوت سالانه ۱۰۰ هزار کودک بر اثر محاصره ائتلاف سعودی

فارس15 دقیقه قبل

برابر قطر غافلگیر شدیم/ از عملکرد بازیکنان تیم امید راضی هستم

مهر15 دقیقه قبل