واکنش‌ها به اظهارات موسوی خوئینی‌ها درباره هاشمی رفسنجانی و امام موسی صدر
  1. خبری
  2. پوشش‌های خبری
  3. سیاسی
پوشش خبری

واکنش‌ها به اظهارات موسوی خوئینی‌ها درباره هاشمی رفسنجانی و امام موسی صدر

واکنش‌های گسترده به سخنان موسوی خویینی، منتقد دیرین هاشمی

ایرناخبرگزاری ایرنا
واکنش‌های گسترده به سخنان موسوی خویینی، منتقد دیرین هاشمی
تهران-ایرنا- سخنان آیت‌الله سیدمحمد موسوی‌خویینی‌ در مصاحبه ای تفصیلی با خبرگزاری جمهوری اسلامی درباره آیت الله هاشمی رفسنجانی، بازتاب ها و واکنش های بسیار گسترده ای در محافل سیاسی-رسانه ای کشور به همراه داشته است.

به گزارش گروه نشریات خبری؛ بررسی فضای رسانه‌ای کشور ظرف چند روزگذشته حاکی از آن است که نه تنها محتوای این گفتگو بلکه ساختار آن نیز از سوی اهالی سیاست و رسانه و با خاستگاه‌های متفاوت مورد توجه قرار داده‌اند. به طوری که تارنمای عصر ایران این مصاحبه را فراتر از یک گفت و گوی عادی دانسته و آن را «فرا گفت و گو» می‌نامد و می‌نویسد: درست است که خبرنگار ایرنا پلاس پرسش‌هایی کاملا حرفه‌ای را مطرح کرده و مرد سکوت را به سخن واداشته و در عین احترام، چالش کرده است اما موسوی خویینی‌ها هم قدر این فرصت را دانسته و انگار از پیش آماده بوده است تا فصل جدیدی را شروع یا اعلام کند.

به طور کلی جریان اصلاح طلبان و رسانه‌های منتسب به آن از این اظهارات انتقاد کرده و معتقد بودند که در شرایط فعلی طرح این سخنان به صلاح نبوده و تنها موجب تقویت تندروهای طرف مقابل می‌شود. اصولگرایان نیز مطابق معمول و همانطور که پیش بینی می‌شد، با کلید واژه 'افشاگری بی سابقه' به استقبال از این سخنان پرداختند.

** چکیده‌ای از سخنان موسوی خوئینی

روزنامه ایران در شماره امروز خود مختصری از پرحاشیه‌ترین بخش‌های این سخنان را منتشر کرد و نوشت: موسوی ‌خوئینی که در طی سخنان خود ضمن این که بر تعصب‌ هاشمی نسبت به نهضت اسلامی و نظام جمهوری اسلامی تأکید داشت و معتقد بود همین نگاه دغدغه‌مند سبب می‌شد‌ هاشمی محکم پای اعتقادش بایستد و از هجمه و فحاشی هراسی نداشته باشد؛ درباره وجه منفی این رویکرد گفت: «اگر آقای‌ هاشمی در مسیر این هدف معتقد بود کاری باید انجام شود، دیگر هیچ مانعی را بر سر راه نمی‌پذیرفت؛ چه این مانع قانون باشد، چه اشخاص، چه حقوق مردم.»

عضو مجمع روحانیون مبارز سماجت برای اجازه گرفتن از رهبر چه در زمان امام و چه پس از ایشان را از موارد اختلافی خود با‌ هاشمی دانست و با یادآوری مواردی همچون دستگیری ده‌ها فعال ملی مذهبی در زمان ریاست جمهوری او، موضعگیری‌های ‌ هاشمی علیه روزنامه سلام از تریبون نماز جمعه این ادعا را مطرح کرد که‌ هاشمی شخصا تمایل داشته است انتخابات ۷۶ را به گونه‌ای برگزار کند که فرد مورد نظر رهبری از صندوق‌ها بیرون بیاید.

موسوی خوئینی در ادامه، نظر بسیاری از فعالان سیاسی که در سال‌های اخیر آیت‌الله‌ هاشمی را بنیانگذار اعتدال و میانه‌روی دانسته‌اند را رد کرد و گفت: «آقای‌ هاشمی هیچ‌ وقت در عمرش در خط اعتدال نبود. ایشان در آن تقسیم‌بندی اولیه یکی از عناصر کاملا برجسته جناح چپ بود. از یک مقطعی، قدری صحبت‌هایش را تغییر داد و کم‌کم از جناح چپ فاصله گرفت و به راست نزدیک شد. صحبت‌های ایشان در خطبه‌های نماز جمعه‌اش نشان می‌دهد چپ رادیکال بود. مثلا در مسائل پولی و اقتصادی، در نماز جمعه مطرح کرد باید از کسانی که پول‌ در بانک‌ها دارند، خمس بگیریم … اما در دوران مدیریت و ریاست جمهوری فکر می‌کرد باید از همه نیروها استفاده کند؛ این شد که به سمت جناح راست غلتید.»

رسانه‌های اصلاح طلب

… … … … … … … … … …

** به مصلحت نبودن این سخنان

روزنامه شرق زیر تیتر 'سکوت خوئینی‌ها سر هاشمی شکست' از استقبال سایت‌ها‌ی اصولگرا از صحبت‌های آیت‌الله موسوی‌خوئینی‌ها خبر داد و نوشت: همگان موسوی‌خوئینی‌ها را به‌عنوان نیرویی سیاسی می‌شناسند؛ بنابراین انتظار آن است این شخصیت برجسته تاریخ انقلاب، قدری مصالح سیاسی حاکم بر این ‌روزهای ایران را در نظر داشته باشد؛ زیرا علاوه بر آنکه تخریب هاشمی در شرایط فعلی منجر به از‌بین‌رفتن وحدت سیاسی می‌شود، چهره فردی را مخدوش می‌کند که مردم از او به‌عنوان یک اصلاح‌گر یاد می‌کنند و دقیقا معلوم نیست آقای موسوی‌خوئینی‌ها با این مباحث چه نتیجه مثبتی را دنبال می‌کند.

شرق در جای دیگر افزود: مرحوم هاشمی نیز اگر در قید حیات بود، می‌توانست به تمام مباحث آقای موسوی‌خوئینی‌ها پاسخ بدهد. در واقع آیت‌الله خوئینی‌ها در مصاحبه اخیر خود در جایگاه متکلم وحده نشسته است؛ زیرا این موضوعات را در شرایطی می‌گوید که هاشمی‌رفسنجانی در قید حیات نیست و بهتر بود که چنین انتقادهایی را در شرایطی ابراز می‌کرد که مرحوم هاشمی امکان پاسخ‌گویی را ‌داشت …خوئینی‌ها در شرایطی چنین سخنانی را می‌گوید که تقریبا عموم نیروهای اصلاح‌طلب عبور از هاشمی در میانه دهه ۷۰ را خلاف مصلحت سیاسی می‌دانند.

هاشم هاشم‌زاده‌هریسی، عضو مجلس خبرگان رهبری در یادداشتی در روزنامه شرق نوشت: تخریب مرحوم هاشمی به اختلاف‌های سیاسی دامن می‌زند و باعث مخدوش‌شدن اتحاد و انسجام ملی می‌شود و به دست نیروهای افراطی که اکنون بر آقای هاشمی می‌تازند بهانه می‌دهد. به جرئت می‌گویم که هاشمی مظلوم‌ترین شخصیت سیاسی انقلاب است. او در عین حال که خدمات بسیاری برای مردم، ایران و انقلاب کرد، بیشترین هجمه را دید و حتی پس از مرگش نیز چنین هجمه‌هایی او را رها نمی‌کند. امیدوارم در وضعیت سخت این روزهای ایران تدبیری در کار باشد که داشته‌ها و سرمایه‌های ملی تخریب نشوند زیرا می‌توان با تکیه بر چنین شخصیت‌هایی به وحدت ملی رسید.

آفتاب یزد نیز نوشت: اظهارات موسوی خوئینی‌ها یادآور دوره اصلاحات و عمق فاصله میان اصلاح طلبان و آیت الله هاشمی است که در آن دوره جریان اصلاحات شدیدترین نقدها را نثار مرحوم هاشمی می‌کردند. اما این بار اصلاح طلبان مستاصل و در شگفت از چگونگی واکنش به اظهارات موسوی خوئینی‌ها و ماجرای آیت الله هاشمی هستند به نوعی که نمی‌دانند اکنون باید طرف کدام یک را بگیرند چرا که از هر زاویه‌ای جریان اصلاحات خودش را زیر سوال قرار می‌دهد.

رسول منتجب نیا نیز در این باره به آفتاب یزد گفت: معتقدم در شرایط فعلی که بخش زیادی از تندروها و افراطیون که هم د رزمان هاشمی و هم بعد از فوت او وی را سد راه خود می‌دانستند و بیشترین حمله‌ها را به او کرده‌اند اکنون فرصت تشدید این حملات را پیدا می‌کنند. چرا ماباید در چنین شرایطی هاشمی را به نقد بکشیم …این نگاه نقادانه شرایط و زمان خاصی را می‌طلبید که الان شرایطش مساعد نبود. به هر حال همین بزرگان در همان جبهه هایی هستند که آقای هاشمی نیز در سال‌های آخر عمرش به واسطه آن مشکلات بسیاری را تحمل کرد؛ مشکلاتی که تاوان حمایت از اصلاح طلبان بود.

منتجب‌نیا همچنین در گفتگو با روزنامه آرمان اظهار داشت: تخریب و توهین نسبت به مسئولان هیچ جای توجیهی ندارد، به‌خصوص شخصیت‌هایی مثل مرحوم آیت‌ا … هاشمی که در این حد از اثر گذاری بوده و شناسنامه انقلاب است. امام و بزرگان درباره ایشان صحبت‌های مهمی انجام دادند و ایشان نیز یک عمر در خدمت نظام وانقلاب بوده و بخشی زیادی از پیشرفت‌ها، ثبات استقرار نظام مرهون شخصیت آقای هاشمی رفسنجانی است.

به گزارش خبرآنلاین اسدالله بادامچیان در صفحه شخصی خود نوشت: چرا #موسوی_خوئینی_ها ناگهان پس از سالها و در فقدان مرحوم #هاشمی_رفسنجانی اقدام به تخریب #امام_موسی_صدر و #شهید_چمران کرده است؟ جای هاشمی خالی که پاسخ او را بدهد و از این دو یار وفادار امام و انقلاب اسلامی دفاع کند.

** انتقاد از سخنان موسوی خوئینی‌ها درباره هاشمی

صادق زیباکلام در گفت و گو با نامه نیوز واکنش تندی به این سخنان نشان داده و می‌گوید: آقای موسوی خوئینی‌ها در ردیف انقلابیون تندرو و رادیکال اوایل انقلاب و دهه شصت بود … موسوی خوئینی‌ها هیچ گاه در کنار اصلاح طلبان دیده نشد. او همواره با سکوت از کنار تحولات مهم گذشت و همیشه با نیش و طعنه با کسانی که تغییر موضع دادند برخورد کرد …آنچه آقای موسوی خوئینی‌ها می‌گویند قبل از آقای هاشمی رفسنجانی، این صحبت‌ها شامل حال خود آقای موسوی خوئینی‌ها می‌شود. آقای موسوی خوئینی‌ها شما وقتی دادستان انقلاب بودید چند نفر حکم‌های آنچنانی گرفتند، آقای موسوی خوئینی‌ها شما وقتی دادستان انقلاب بودید چند هزار نفر سر از زندان اوین درآوردند.

وی افزود: متأسفانه یکسری جاها در آن مصاحبه آقای موسوی خوئینی‌ها رسما دروغ گفتند …

آقای موسوی خوئینی‌ها با بغض و کینه دارد تاریخ را تحریف می‌کند. قطعا مصاحبه آقای موسوی خوئینی‌ها برای جریان تندرو ارزشمند است، جریانی که از هیچ توهین و تخریبی علیه هاشمی رفسنجانی بعد از سال ۸۸ خوداری نکرد. جریان تندرو از این مصاحبه آقای موسوی خوئینی‌ها چقدر کیف می‌کند ولی در پایان از آقای موسوی خوئینی‌ها می‌پرسم، آیا قدرت این ارزش را دارد که آدم همه اخلاق را زیرپای آن بریزد و له کند؟

به گزارش روزنامه خراسان مجتبی حسینی سردبیر اعتمادآنلاین هم در توئیتی نوشت: آقای موسوی خوئینی‌ها امید است که فصل سکوت تان با مصاحبه‌ای که داشته‌اید به اتمام رسیده باشد و عبا و قبای پاسخ گویی به تن کنید و در قبال همه پرسش هایی که باید به آن‌ها پاسخ بدهید و همه شبهاتی که درباره جناب عالی، سوابق عملکردها و تفکرات تان وجود دارد، شفاف سازی کنید.

تارنمای بهار نیوز یادداشتی تلگرامی از محمد نادری - فعال مطبوعاتی منتشر کرد که در بخشی از آن می‌خوانیم: اگر وی در این گفتگو صداقت و انصاف را رعایت کرده بود ایرادی نداشت. به نظرم دقیق‌ترین جمله‌ای که ایشان گفته‌اند عبارت است از: ' آقای هاشمی عملگرا بود' و اما بخش عمده اظهارات ایشان یا نادرست یا ناقص و یا برداشت‌های شخصی است!

…آقای موسوی خوئینی‌ها از کرامات و خدمات خود به ملت بگویند - اگر سابقه مبارزات قبل از انقلاب و خدمات قابل توجه و قابل ارائه‌ای پس از انقلاب داشته‌اند از بیان آن دریغ نکنند- اکثر مردم جز تحریک دانشجویان به تسخیر سفارت آمریکا بدون اطلاع امام (ره)!! و بگیر و ببند و بزن در دوره دادستانی!! و مخالف خوانی با همه سیاست‌های دوره سازندگی!! - همه این دست موارد به ضرر و زیان ملت و نارضایتی آنها را در پی داشت- اقدام قابل تحسین و ارزنده‌ای از ایشان به یاد ندارند!

تارنمای انتخاب و فرارو نیز در واکنش به اظهارات خوئینی‌ها بخشی از سخنان مصطفی تاج زاده، معاون سیاسی وزارت کشور دولت اصلاحات در میزگردی در نشریه مهرنامه را بازنشر کردند. در بخشی از این سخنان آمده است: تاج زاده در ادامه افزود: اگر بخواهیم روابط اصلاح‌طلبان را با آقای هاشمی بعد از دوم‌خرداد بررسی کنیم؛ سه اشتباه اصلی دیده می‌شود: ‏ اول، دوستانی از جناح چپ که نقد آقای هاشمی می‌کردند و اصلا کار آن‌ها به‌مصلحت نبود. دوم، اشتباه یاران و نزدیکان آقای هاشمی که این نقد‌ها را به کل اصلاحات تعمیم دادند و آقای هاشمی را در تقابل با اصلاحات تعریف کردند. ‏سوم، اشتباه ما که چرا در آن فضا سکوت کردیم. درحالی که باید به صحنه می‌آمدیم و اعلام می‌کردیم اصلاحات فقط این افراد و جریاناتی ‏نیستند که آقای هاشمی را نقد می‌کنند. ما باید این موضع‌گیری را می‌کردیم تا معلوم شود در این قضیه، اصلاح‌طلبان (جناح چپ) دو دیدگاه ‏دارند. ‏

** اهداف موسوی خوئینی‌ها از این سخنان

به نوشته عصر ایران این گفت و گو را می‌توان به منزلۀ اعلام موجودیت دوبارۀ جناح چپ و گفتمان چپ دانست. به زبان روشن‌تر این مصاحبه پاسخی است به سخنان محمود واعظی که نقش اصلاح طلبان در انتخاب روحانی در سال‌های ۹۲ و ۹۶ را تا اندازه‌ای انکار می‌کند وشاید پاسخی به خود روحانی که در نطق کنگره هاشمی دوم خرداد را وام دار او معرفی کرد.

شرق یادداشتی از محمد هاشمی‌رفسنجانی، فعال سیاسی منتشر کرد که در بخشی از آن آمده است: سخنان آقای موسوی‌خوئینی‌ها علاوه‌بر تعجب‌آور‌بودن مغرضانه بود. تخریب مرحوم هاشمی از زبان فردی که از نزدیکی آقای هاشمی با امام اطلاع دارند، بعید است. اگر سخنان آقای خوئینی‌ها درباره مرحوم هاشمی درست است، چرا ایشان چنین موضوعاتی را در زمان حیات آن مرحوم اظهار نکردند؟

به نظر می‌رسد که اظهار چنین سخنانی برای عقب‌نماندن از عرصه سیاسی است. برخی وقتی تصور می‌کنند که دیگر در یاد مردم نیستند با انتقاد به شخصیت‌های برجسته خود را دوباره مطرح می‌کنند که چنین رویکردی منصفانه نیست. اگر آقای خوئینی‌ها برای سخنانش مستنداتی دارد، به مردم ارائه کند نه آنکه با ذکر سخنانی مشوش افکار مردم را تحت تأثیر قرار دهد.

** جدا بودن هویت جریان چپ و هاشمی رفسنجانی

تارنمای انصاف نیوز یادداشتی از کانال تلگرامی 'پیام شهید' با عنوان 'خوئینی؛ صدای واقعی هویت چپ' منتشر کرد و به نقل از آن نوشت: در طول این سالها اغلب اصلاح‌طلبان دچار استحاله عمیق فکری شده‌اند …اما در این بین، افراد انگشت‌شماری چون خوئینی‌ها و هادی خامنه‌ای و چند نفر انگشت‌شمار دیگر هستند که علیرغم آن گردش فکری و عقیدتی، به لحاظ سیاسی هنوز بر همان «هویت اصیل چپ» ایستاده باشند … مصاحبه اخیر آقای خوئینی‌ها درباره مرحوم هاشمی حاوی حرف جدیدی نیست. صدای اصیل چپ سنتی است که سالهاست زیر بوقهای پرخرج تیم «کارگزاران-خاتمی» شنیده نشده است.

رسانه‌های اصولگرا

… … … … … … … … …

** افشاگری بی سابقه علیه هاشمی

خبرگزاری تسنیم در حالی که طی گفتگویی با سید هادی خسروشاهی پژوهشگر تاریخ معاصر، اظهارات موسوی خوئینی‌ها درباره امام موسی صدر و شهید چمران را غیرمستند برشمرد اما در گزارش‌های دیگر و در واکنش به سخنان خوئینی‌ها درخصوص هاشمی نوشت: محمد موسوی خویینی‌ها از چهره‌های سرشناس اصلاح‌طلب در مصاحبه‌ای افشاگری بی‌سابقه‌ای را علیه اقدامات رادیکال مرحوم هاشمی رفسنجانی بیان کرد.

به نوشته این خبرگزاری موسوی خویینی‌ها که در سالهای پیش و پس از انقلاب با هاشمی ارتباط و حشر و نشر داشته است، برای اولین بار اظهاراتی درباره رویکرد هاشمی رفسنجانی در دوران ریاست مجلس و همچنین ریاست جمهوری وی بیان کرده است. این چهره شناخته‌شده جریان اصلاحات معتقد است که مرحوم هاشمی برای پیشبرد امور حتی در مواقعی به دور زدن قانون نیز متوسل می‌شد. (سیاست روز این گزارش تسنیم را بازنشر کرده است.)

خبرگزاری فارس نیز ضمن انتشار یادداشتی مبنی بر نادرست خواندن اظهارات خوئینی‌ها درباره امام موسی صدر، در گزارشی و زیر تیتر 'انتقادات بی‌سابقه موسوی خوئینی‌ها از هاشمی رفسنجانی' نوشت:

طی دو سالی که از درگذشت مرحوم هاشمی رفسنجانی می‌گذرد، گفتگوها و خاطرات بسیاری از سوی مخالفان، موافقان و نزدیکانش جهت روشن ساختن ابعاد کمتر شناخته شده سیاست ورزی هاشمی نقل و بازگو شده است. اتفاقی که می‌تواند منعکس کننده تصویر دقیقی برای قضاوت تاریخی در مورد وی به دست دهد. در همین رابطه محمد موسوی خویینی‌ها در گفتگویی با خبرگزاری رسمی دولت، ایرنا، به بیان انتقادات و اختلاف نظراتش با هاشمی رفسنجانی پرداخته است.

تارنمای مشرق نیوز هم نوشت: محمد موسوی خویینی‌ها از چهره‌های سرشناس اصلاح‌طلب در مصاحبه‌ای، افشاگری بی‌سابقه‌ای را علیه اقدامات رادیکال مرحوم هاشمی رفسنجانی بیان کرد. وی انتقادات تندی علیه مرحوم هاشمی رفسنجانی کرده است.

صبح نو نیز گزارش داد: «سیدمحمد موسوی‌‌خوئینی» که در ۶۰ سالگی عصر سیاست‌ورزی حاشیه‌نشینی را انتخاب کرده بود، حال از سال گذشته سکوتش آهسته و پیوسته رو به اتمام است؛ این مخزن‌الاسرار «چپ» که از پرده‌نشینی خارج شده و به اصلاح‌طلبان درون قدرت راهبرد سیاسی ارائه می‌کند، در مصاحبه‌ای افشاگری بی‌سابقه‌ای را علیه اقدامات رادیکال مرحوم هاشمی رفسنجانی بیان کرد.

«مرد خاکستری اصلاحات» این روزها فعالیت‌های سیاسی خود را شدت داده است، وی حتی در راهپیمایی ۲۲‌بهمن‌۹۶ حضور یافت. حضور حجت‌الاسلام موسوی‌خوئینی‌ بعد از چند سال در راهپیمایی ‌۲۲‌بهمن نشان‌دهنده تکاپوی طیف سنتی برای نرمالیزاسیون با حاکمیت است.

** این سخنان حاکی از اختلافات اصلاح طلبان با هاشمی و روحانی است

روزنامه جوان در یادداشتی با عنوان 'خشم فروخورده اصلاحات علیه متحد سابق' نوشت: حملات اخیر موسوی‌خوئینی‌ها علیه مرحوم هاشمی‌رفسنجانی نمایانگر بغض ادامه‌دار جریان مدعی اصلاح‌طلبی از وی است که بعد از گذشت دو سال از فوت رئیس اسبق مجمع تشخیص مصلحت نظام همچنان ادامه دارد و به اشکال مختلف در حال ظهور و بروز است.

این روزنامه در ادامه مدعی شد: مواضع افشاگرایانه موسوی‌خوئینی‌ها عضو مجمع روحانیون مبارز درباره هاشمی‌رفسنجانی در حالی صورت می‌گیرد که هاشمی‌رفسنجانی به عنوان یک چهره با قدرت چانه‌زنی بالا در سطوح عالی نظام که بتواند برخی از تریبون مدعیان را با حاکمیت درمیان بگذارد و امتیازات لازم را برای آن‌ها به ارمغان بیاورد فوت شده است، دیگر آنکه با اثبات ناکارآمدی دولت اعتدال و ناامیدی از سه سال آتی عمر آن (به عنوان یکی از پروژه‌های مشترک هاشمی- اصلاحات)، احساس نیاز برخی از رهبران فکری جریان مدعی اصلاح‌طلبی به عبور از تفکرات هاشمی و دولت تحت زعامت وی و احساس این ضرورت که از زیر بار هزینه‌های ناشی از ناکارآمدی دولت شانه خالی کنند نیز یکی دیگر از دلایل مواضع ضدهاشمی می‌تواند باشد …اینکه شخصیت‌ها و رسانه‌های وابسته به مدعیان اصلاح‌طلبی در طول ماه‌های اخیر تخریب‌ها علیه حسن روحانی (به زعم اصلاح‌طلبان به عنوان هاشمی ثانی) را افزایش داده‌اند بی‌ارتباط با چنین نگرشی نیست.

'هاشمی بدون روتوش' تیتر گزارشی از تارنمای رجانیوز است که در بخشی از آن می‌خوانیم: روحانی که شاید بتوان وی را شبیه‌ترین شخصیت از نظر اقتدارگرایی به هاشمی رفسنجانی دانست سعی دارد تا با تعریف‌های غلوآمیز از هاشمی، وی را اسطوره‌ای کند که تنها خودش می‌تواند راه او را ادامه دهد. درست چند روز بعد از صحبت‌های وی مصاحبه خوئینی‌ها، چهره‌ای نزدیک‌تر به واقعیت از مرحوم رفسنجانی را ترسیم کرده است … مروری بر مصاحبه موسوی خوئینی‌ها پرده از لایه‌های اقتدارگرایی رفسنجانی برمیدارد و شعارها و اغراق گویی‌های منفعت طلبان و عملگرایان امروز را مضحک‌تر میکند …سخنان مرد مرموز اصلاحات در مورد هاشمی نه تنها به شخصیت شناسی رفسنجانی کمک میکند که بارها شباهت‌های بیش از حد اقتدارگرایی وی با حسن روحانی رابه ذهن متبادر میکند.

*گروه نشریات خبری

پژوهشم**۹۰۲۶**۱۷۳۲

خواندن خبر در سایت منبع

هاشمی‌طبا: موسوی خوئینی‌ها خودش از همه قانون گریزتر است

خبرآنلاینخبرگزاری خبرآنلاین
هاشمی‌طبا: موسوی خوئینی‌ها خودش از همه قانون گریزتر است
نامه‌نیوز نوشت: سید مصطفی هاشمی طبا در واکنش به مصاحبه اخیر آیت الله موسوی خوئینی ها و انتقادات وی از آیت الله هاشمی رفسنجانی به شعری از سعدی اشاره کرد و گفت: « زبان در دهان ای خردمند چیست/ کلید در گنج صاحب هنر / چو در بسته باشد چه داند کسی / که گوهر فروش است یا پیله ور»

آیت الله موسوی خوئینی‌ها کم حرف می‌زند اما با حرف‌های اخیرش حسابی سر و صدا به پا کرد. بخش دوم مصاحبه او با ایرناپلاس که به انتقاد از آیت الله هاشمی رفسنجانی اختصاص داشت در روزهای اخیر منتشر شد و از قضا مورد استقبال گسترده مخالفان هاشمی قرار گرفت. خانواده، یاران و همفکران هاشمی اما از بیان این اظهارات دلخور شده‌اند. آنان بیان این حرف‌ها را آن هم همزمان با سالگرد آیت الله هاشمی چندان منصفانه نمی‌بییند و به بخش‌ها مختلفی از اظهارات وی نقد دارند. مثلا محمد هاشمی برادر آیت الله با این نقد که چرا این اظهارات در زمان حیات وی بیان نشده است، در روزنامه شرق نوشت: «به نظر می‌رسد که اظهار چنین سخنانی برای عقب‌نماندن از عرصه سیاسی است. برخی وقتی تصور می‌کنند که دیگر در یاد مردم نیستند با انتقاد به شخصیت‌های برجسته خود را دوباره مطرح می‌کنند که چنین رویکردی منصفانه نیست.»

سید مصطفی هاشمی طبا وزیر دولت هاشمی نیز به خاطر این مصاحبه از موسوی خوئینی‌ها گلایه دارد. او در گفت و گو با نامه نیز گفت: «حداقل آقای خوئینی‌ها نباید بگوید که هاشمی قانون گریز بود، مگر خود او خیلی به قانونی پایبند است؟ به اضافه اینکه تلاش آقای هاشمی برای کسب اجازه از رهبری مصداق قانون گریزی نیست. درست است که این روش برخورد درست نیست اما کسب اجازه از رهبری به خودی خود مذموم نیست. اگر آقای هاشمی هم این کار را نمی‌کرد به هر حال باب این کار باز شده و خیلی از مسائل به ایشان ارجاع می‌شد. اصلا مگر این کار ممنوع است؟»

هاشمی طبا با تاکید بر اینکه مرحوم هاشمی کاملا به قانون پایبند بود، گفت: «مساله این است که افراد قانون مدار باشند و از قانون استفاده درست کنند. یکی از کارهایی که آقای هاشمی می‌خواست انجام دهد بحث آبیاری‌های مردن در حوزه کشاورزی در کشور بود و قعطعا اگر کاری که شروع کرده بود، انجام می‌شد امروز به مشکلات فعلی برنمی خوردیم».

وی ادامه داد: «اگر قرار بر نقد قانون گریزی باشد، خود آقای خوئینی‌ها از همه قانون گریزتر است».

او با این اعتقاد که مصاحبه مذکور به نفع شخصیت هاشمی رفسنجانی بوده است، گفت: «صحبت‌های آقای خوئینی‌ها این نبود که بگوید آقای هاشمی نقطه ضعف دارد. کما اینکه همه نقطه ضعف دارند و کسی معصوم نیست. به نظر من بیان این حرف‌ها حتی به نوعی آقای هاشمی را تایید کرد».

هاشمی طبا در پاسخ به پرسشی درباره چرایی بیان این حرف‌ها همزمان با سالگرد مرحوم هاشمی گفت: «نمی توان نیت خوانی کرد اما همین قدر می‌توان گفت که آقای خوئینی‌ها کار خوبی نکرد. حرف‌های او در نهایت به نفع شخصیت آقای هاشمی است اما ظاهرا قصدشان از بیان این حرف‌ها منکوب کردن هاشمی بوده است.»

وی افزود: «اگر مصاحبه را کامل بخوانید خواهید دید که حرف‌های ضد و نقیض بسیاری زده‌اند. خیلی مسائل را انکار کرده و برخی موضوعات را نیز اصلا فراموش کرده است. در مجموع این مصاحبه برای شخصیت آقای خوئینی‌ها خوب نبود».

هاشمی طبا درباره آن بخش از مصاحبه که آقای خوئینی‌ها مرحوم هاشمی را به مهندسی انتخابات متهم کرده است، گفت: «من آقای هاشمی را اینطورنمی شناختم و نمی‌شناسم. اتفاقا ایشان در خیلی ازکارها با مشورت دیگران عمل می‌کرد اما وقتی به جایی میرسید که تشخیص می‌داد انجام کاری برای مملکت لازم است، همه تلاش خود را می‌کرد و بی تفاوت نمی‌ماند. بسیاری از افراد نسبت به انجام کارهای مفید برای مملکت بی تفاوت هستند اما آقای هاشمی اینطور نبود».

وی به قیاس موسوی خوئینی‌ها و مرحوم هاشمی در این زمینه پرداخت و گفت: «اگر اقدامات آقای خوئینی‌ها برای مملکت و آقای هاشمی را در دو کفه ترازو قرار دهیم مشخص می‌شود که کدام یک کار بیشتری کرده‌اند. همه این‌ها حساب کتاب دارد و معلوم می‌شود که چه کسی چه قدمی برداشته است».

وی از اظهارات موسوی خوئینی‌ها در مورد برخورد هاشمی با روزنامه سلام هم انتقاد کرد و گفت: «این روزنامه توقیف شد. اگر ایشان قانون گرا هستند نباید طوری رفتار می‌کردند که روزنامه توقیف شود. برخورد به این شکل با مسائل صحیح نیست و امیدوارم که هم انصاف داشته باشند.»

هاشمی طبا در پایان به شعری از سعدی اشاره کرد و گفت: « زبان در دهان ای خردمند چیست/ کلید در گنج صاحب هنر / چو در بسته باشد چه داند کسی / که گوهر فروش است یا پیله ور»

خواندن خبر در سایت منبع

واکنش خسروشاهی به اظهارات موسوی خوئینی‌ها علیه امام موسی صدر و چمران

الفخبرگزاری الف
واکنش خسروشاهی به اظهارات موسوی خوئینی‌ها علیه امام موسی صدر و چمران
حجت‌الاسلام و المسلمین سید هادی خسروشاهی در گفتگو با تسنیم، اظهارات موسوی خوئینی‌ها درباره امام موسی صدر و شهید چمران را غیرمستند برشمرد و گفت "اینها کشفیات موسوی خوئینی‌ها است."

حجت‌الاسلام و المسلمین سید هادی خسروشاهی از مبارزان دوران انقلاب و پژوهشگر تاریخ معاصر، در گفتگو با تسنیم، درباره اظهارات اخیر موسوی خوئینی‌ها که گفته است «آقای امام موسی صدر، تا آنجا که رفتار ظاهری‌اش نشان می‌داد، هیچ نوعی همراهی با انقلاب نداشت و در آن زمان ایشان نظرش این نبوده که نهضتی که در ایران شروع شده به یک نتیجه خاصی می‌تواند برسد»، گفت: امام موسی صدر همه فراری‌های انقلاب را در لبنان پناه داده بود. از آقای علی جنتی، غرضی و همه اینها گرفته تا جلال‌الدین فارسی که با امام صدر مشکل داشت، در لبنان پناه داده بودند. اگر موافق انقلاب نبود که این کار را نمی‌کرد.

وی افزود: امام موسی صدر یک انقلابی که کمر بر ضد شاه ببندد نبود اما شخصیت مبارز و سازنده‌ای بود و ارتباطات خوبی با همه کشورها داشت. باید شرایط زمان و مکان امام موسی صدر را سنجید بعد صحبت کرد و آقای موسوی خوئینی‌ها در این زمینه کم‌لطفی کرده است.

آیت‌الله خسروشاهی درباره ادعای موسوی خوئینی‌ها درباره شهید چمران که گفته «آقاموسی صدر در نظر مرحوم چمران بسیار باعظمت و شخصیت بزرگی بود و امام خمینی را در کنار آقای صدر یک فرد درجه دوم محسوب می‌کرد!» اظهار داشت: شهید چمران هم علاقه وافری به امام موسی صدر داشت اما اینکه وی را از امام خمینی بالاتر می‌دانست، احتمالا آقای موسوی خوئینی‌ها علم غیب داشتند و این از کشفیات موسوی خوئینی‌ها است.

واکنش خسروشاهی به اظهارات موسوی خوئینی‌ها علیه امام موسی صدر و چمران - 5

تصویری از امام موسی صدر و شهید چمران

این مبارز انقلابی ادامه داد: شهید چمران خودش بچه‌های لبنان را برای انقلاب در ایران آموزش می‌داد. قبل از ما، مرحوم چمران به‌همراه دکتر یزدی و چند نفر دیگر از آمریکا به مصر رفتند و دوسال دوره چریکی دیدند تا به ایران بیایند و به انقلاب کمک کنند و تفصیل آن را بنده در کتاب «امام خمینی و عبدالناصر» آورده‌ام. وقتی شخصی دوره مبارزاتی می‌بینید تا به ایران بیاید چطور ممکن است به قول آقای خوئینی‌‌ها گفته باشد «نهضت ایران اشتباه است!»

وی افزود: با همه احترامی که برای آقای موسوی خوئینی‌ها قائلم اما حرف‌های ایشان مستند نیست. متاسفانه شرایط نقل تاریخ در کشور ما شرایط خوبی نیست و هرکس خودش را صاحب انقلاب می‌داند و شخصیت‌هایی که یک سیلی نخوردند خود را متولی انقلاب می‌دانند. این بزرگ‌بینی و خودمحور بینی باعث فساد در همه‌چیز شده و تاریخ ما هم اینگونه آلوده شده است.

خواندن خبر در سایت منبع

زیباکلام: موسوی خوئینی‌ها با بغض و کینه رسما در روز روشن دروغ می‌گوید/ هیچ‌گاه کنار اصلاح‌طلبان دیده نشد

خبر فوریخبرگزاری خبر فوری
زیباکلام: موسوی خوئینی‌ها با بغض و کینه رسما در روز روشن دروغ می‌گوید/ هیچ‌گاه کنار اصلاح‌طلبان دیده نشد
آنچه آقای موسوی خوئینی‌ها می‌گویند قبل از آقای هاشمی رفسنجانی، این صحبت‌ها شامل حال خود آقای موسوی خوئینی‌ها می‌شود.

صادق زیباکلام درباره انتقادهایی تند موسوی خوئینی‌ها به مرحوم اکبر هاشمی رفسنجانی گفت: برای کسانی که هم او و مرحوم هاشمی را می‌شناسند و هم سیر تحولات اجتماعی و سیاسی ایران را ظرف ۴۰ سال گذشته رصد کرده‌اند، خیلی مصاحبه آقای موسوی خوئینی‌ها شگفت آور نیست.

وی افزود: آقای موسوی خوئینی‌ها در ردیف انقلابیون تندرو و رادیکال اوایل انقلاب و دهه شصت بود. برخلاف او اینقدر انصاف دارم که بگویم در آن سال‌ها چه کسی رادیکال و انقلابی نبود و به حاکمیت قانون احترام می‌گذاشت. برای کدامیک از آقایان سید محمد خاتمی، بهزاد نبوی، سعید حجاریان، مصطفی تاجزاده، محسن آرمین، حسین کمالی، ابراهیم اصغرزاده، محسن میردامادی، عباس عبدی، میرحسین موسوی، عبدالله نوری، موسوی لاری، علی اکبر محتشمی پور، مهدی کروبی، هادی غفاری و در رأس همه آقای موسوی خوئینی‌ها حاکمیت قانون اهمیت داشت که بگوییم برای آقای هاشمی رفسنجانی اهمیت نداشت؟ برای هیچ کدام ما این موضوع اهمیتی نداشت، البته هاشمی رفسنجانی را هم می‌توان به لیست این افراد اضافه کرد. به نظر من فقط دو سه نفر از جمله آقای مرحوم بازرگان بودند که موضوع حاکمیت قانون برای شان اهمیت داشت.

اهم اظهارات زیباکلام به شرح زیر است:

*منتها خیلی از انقلابیون دهه شصت به تدریج پخته‌تر و آگاه‌تر شدند و فهمیدند موضوعاتی که حزب توده و روشنفکران چپ اوایل انقلاب تمسخر می‌کردند و ما نیز مثل آنها به لیبرالیسم می‌خندیدیم، برعکس باید به آنها اهمیت داد چون مهم هستند. در واقع انقلاب یعنی برگزاری انتخابات آزاد و آزادی بیان. این افراد بعدها به نام اصلاح طلب شناخته شدند. مرحوم اکبر هاشمی از جمله کسانی بود که از اواسط دهه هفتاد متوجه شد این مفاهیم مهم هستند و اساس و بنیان هر جامعه مدنی محسوب می‌شوند.

* با کمال تأسف باید بگویم از جمله کسانی که هیچ گاه این مفاهیم برای او اهمیت پیدا نکرد شخص آقای موسوی خوئینی‌ها بود. موسوی خوئینی‌ها هیچ گاه در کنار اصلاح طلبان دیده نشد. او همواره با سکوت از کنار تحولات مهم گذشت و همیشه با نیش و طعنه با کسانی که تغییر موضع دادند برخورد کرد.

* اگر قرار باشد داوری درست انجام دهیم، باید بگویم «گر حکم شود که مست گیرند، در شهر هرآنچه هست گیرند». آنچه آقای موسوی خوئینی‌ها می‌گویند قبل از آقای هاشمی رفسنجانی، این صحبت‌ها شامل حال خود آقای موسوی خوئینی‌ها می‌شود.

*آقای موسوی خوئینی‌ها شما وقتی دادستان انقلاب بودید چند نفر حکم‌های آنچنانی گرفتند، آقای موسوی خوئینی‌ها شما وقتی دادستان انقلاب بودید چند هزار نفر سر از زندان اوین درآوردند. اینها نکاتی نیست که ما به این سادگی بتوانیم چشم خودمان را به روی واقعیت‌ها ببندیم و فقط انگشت اتهام را به سوی آقای هاشمی رفسنجانی بگیریم و بگوییم «او علیه روزنامه سلام بود، ۸۰-۹۰ نفر از ملی مذهبی‌ها را گفت دستگیر شوند» ولی آن کسی که دستگیر کرد اکبر هاشمی رفسنجانی بود یا قوه قضائیه؟ خود شما آقای موسوی خوئینی‌ها به عنوان دادستان انقلاب چه تعدادی را دستگیر کردید؟

* دانشجویان خط امام می‌گویند «وقتی به آقای موسوی خوئینی‌ها گفتیم تصمیم داریم سفارت آمریکا را اشغال کنیم و می‌خواهیم این مسئله را به اطلاع امام برسانیم تا با اذن و اجازه ایشان این کار انجام شود اما شما به آنها گفتید اگر این تصمیم را به امام بگویید امام با اشغال سفارت آمریکا مخالفت می‌کنند چون موافق نیستند بنابراین بروید سفارت را اشغال کنید من موافقت ایشان را می‌گیرم». آقای موسوی خوئینی‌ها اگر قرار است درباره دهه شصت و هفتاد صحبت کنیم باید درباره این مسائل هم صحبت کنیم. زخم تیری که که شما با اشغال سفارت آمریکا و پس از آن راه انداختن تفکر آمریکاستیزی به انقلاب زدید هنوز که هنوزه خونریزی دارد.

* متأسفانه یکسری جاها در آن مصاحبه آقای موسوی خوئینی‌ها رسما دروغ گفتند. درباره خطبه نمازجمعه معروف آقای هاشمی رفسنجانی در خرداد ۷۶ بچه کلاس اول دبستان هم آن روز فهمید که آقای هاشمی می‌گوید مبادا اقتدارگرایان به نفع آقای ناطق نوری تقلب کنید اما حالا در روز روشن آقای موسوی خوئینی‌ها دروغ می‌گوید و این نیت آقای هاشمی را برعکس جلوه می‌دهد و معتقد است «آقای هاشمی می‌خواست جلوی تقلب به نفع آقای خاتمی را بگیرد».

* آقای موسوی خوئینی‌ها با بغض و کینه دارد تاریخ را تحریف می‌کند. قطعا مصاحبه آقای موسوی خوئینی‌ها برای جریان تندرو ارزشمند است، جریانی که از هیچ توهین و تخریبی علیه هاشمی رفسنجانی بعد از سال ۸۸ خوداری نکرد. جریان تندرو از این مصاحبه آقای موسوی خوئینی‌ها چقدر کیف می‌کند ولی در پایان از آقای موسوی خوئینی‌ها می‌پرسم، آیا قدرت این ارزش را دارد که آدم همه اخلاق را زیرپای آن بریزد و له کند؟

خواندن خبر در سایت منبع

واکنش روزنامه شرق به افشاگری موسوی خویینی‌ها درباره هاشمی رفسنجانی؛ شما هم رادیکال بودید!

الفخبرگزاری الف
واکنش روزنامه شرق به افشاگری موسوی خویینی‌ها درباره هاشمی رفسنجانی؛ شما هم رادیکال بودید!
روزنامه شرق به افشاگری‌های اخیر موسوی خویینی‌ها درباره هاشمی رفسنجانی واکنش نشان داد و نوشت "بسیاری از نیروهای سیاسی اصلاح‌گر امروز، در دهه نخست انقلاب مواضعی رادیکالی داشتند."

سیدمحمد موسوی خویینی‌ها رئیس شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز در مصاحبه اخیر خود با خبرگزاری ایرنا (خبرگزاری رسمی دولت) دست به افشاگری درباره مرحوم هاشمی رفسنجانی زده است.

موسوی خویینی‌ها در این مصاحبه گفته است که مرحوم هاشمی برای پیشبرد امور حتی در مواقعی به دور زدن قانون نیز متوسل می‌شد یا این که گفته است تفکرات هاشمی به قدری سوپررادیکال چپ بود که معقتد بود باید زندانی مختص زنان بدحجاب درست کنیم.

روزنامه اصلاح‌طلب شرق در شماره امروز (سه‌شنبه ۲۵ دی) در گزارشی به اظهارات واکنش نشان داده است.

شرق در ابتدای این گزارش نوشته است: «سخنان اخیر آیت‌الله موسوی خوئینی‌ها قدری عجیب به نظر می‌رسد زیرا او در سالهای اخیر همواره از اظهار نظر درباره مسائل مختلف جاری و حتی تاریخی امتناع کرده است و جای پرسش است، پس از این سکوت نسبتا طولانی چه شده که این شخصیت برجسته انقلاب اسلامی به تندی علیه فردی سخن می‌گوید که اکنون در قید حیات نیست.»

این روزنامه با اشاره به بخشی از اظهارات خویینی‌ها که تفکرات رادیکالی هاشمی در بحث بانکداری را زیر سوال می‌برد، ادامه داده: «فارغ از نقد مطرح شده باید علاوه بر» ماقال «به» من‌قال «این سخنان نیز توجه کرد. فردی چنین موضوعی را مطرح می‌کند که خود در دهه ۶۰ گفته بود «مسئولان شبکه بانکی فکر نکنند جمهوری اسلامی در پی آن است که حتما برای آن عده که پولی مازاد بر احتیاج خود دارند سود دست و پا کند؛ نه. اساسا جهت‌گیری ما در حذف اینگونه پولدارهاست.» این سخن موسوی خوئینی‌ها نه تنها به منزله نادیده گرفتن نظام اقتصادی راست است بلکه از یک خوانش چپ پیروی می‌کند.»

واکنش روزنامه شرق به افشاگری موسوی خویینی‌ها درباره هاشمی رفسنجانی؛ شما هم رادیکال بودید! - 7

روزنامه شرق در گزارش امروز خود نوشت که علاوه بر مرحوم هاشمی و خود آقای خوئینی‌ها بسیاری از نیروهای سیاسی امروز که به عنوان نیروهای اصلاح‌گر شناخته می‌شوند در دهه نخست انقلاب مواضعی تند و گاهی رادیکالی داشته‌اند …

شرق با نامعلوم خواندن نتیجه سخنان موسوی خوئینی‌ها ادامه می‌دهد: «تردیدی در این نیست که علاوه بر مرحوم هاشمی و خود آقای خوئینی‌ها، بسیاری از نیروهای سیاسی امروز که به عنوان نیروهای اصلاح‌گر شناخته می‌شوند در دهه نخست انقلاب مواضعی تند و گاهی رادیکالی داشته‌اند.»

این روزنامه با انتقاد از مطرح کردن مطالبی علیه هاشمی پس از فوت او با اشاره به مواضع موسوی‌خویینی‌ها در ارتباط با تسخیر لانه جاسوسی در سال ۵۸ تصریح می‌کند: "این شخصیت انقلاب که رادیکال بودن هاشمی را نقد می‌کند وقتی به یک موضوع تاریخی می‌رسد با روحیه رادیکال‌تر از مرحوم هاشمی و البته در سال ۹۷، بدون توضیح سیاسی، قانونی و مبتنی بر روابط بین‌الملل، درست یا نادرست بودن آن رویداد را به انقلاب مرتبط می‌کند. "

شرق ادامه می‌دهد: «فارغ از هرگونه قضاوت درباره آن رخداد باید گفت که اگر ایشان می‌تواند آن اتفاق را درست قلمداد کند در حالی که برخی آن عمل را یک رویکرد تند می‌دانند مرحوم هاشمی نیز اگر در قید حیات بود می‌توانست به تمام مباحث آقای موسوی خوئینی‌ها پاسخ بدهد. در واقع خوئینی‌ها در مصاحبه اخیر خود در جایگاه متکلم وحده نشسته است زیرا این موضوعات را در شرایطی می‌گوید که هاشمی رفسنجانی در قید حیات نیست و بهتر بود چنین انتقادهایی رادر شرایطی ابراز می‌کرد که مرحوم هاشمی امکان پاسخگویی داشت.»

منبع: تسنیم

خواندن خبر در سایت منبع

روایت موسوی خویینی از آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی

دنیای اقتصادخبرگزاری دنیای اقتصاد
روایت موسوی خویینی از آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی
انتخاب نوشت : آیت‌الله سیدمحمد موسوی‌خویینی در گفت‌وگو با «ایرنا» به مناسبت دومین سالگرد درگذشت آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی گفت: آقای هاشمی هیچ‌وقت در عمرش در خط اعتدال نبود. ایشان در آن تقسیم‌بندی اولیه یکی از عناصر کاملا برجسته جناح چپ بود. از یک مقطعی، قدری صحبت‌هایش را تغییر داد و کم‌کم از جناح چپ فاصله گرفت و به راست نزدیک شد. صحبت‌های ایشان در خطبه‌های نمازجمعه‌اش نشان می‌دهد چپ رادیکال بود.

مثلا در مسائل پولی و اقتصادی، در نمازجمعه مطرح کرد باید از کسانی که پول‌ در بانک‌ها دارند خمس بگیریم. این باعث شد یک مرتبه خلق‌الله پول‌هایشان را از بانک‌ها بیرون کشیدند. یعنی رادیکال‌ترین موضع درباره اندوخته‌های مردم در بانک‌ها را داشت؛ یعنی برویم سرک بکشیم چه کسی چقدر پول دارد. او در بخش دیگری از این گفت‌وگو در مورد نظر آیت‌الله هاشمی در مورد حجاب گفت: ایشان در نمازجمعه گفت باید زندان مختص زنان درست کنیم به شکلی که نگهبان و همه عوامل آن زن باشند. من آن زمان دادستان بودم و گفتم عجیب است آقای هاشمی حداقل با ما که با او دوست و رفیق هستیم، مشورتی نکرده که این حرف خوب است، بد است، عملی است، شدنی است؟ یک مرتبه بگوییم که برای زن‌ها یک زندان مخصوص درست کنیم؟ در دنیا چه فکری می‌کنند. هرکسی به اتهام اینکه در خیابان حجابش را رعایت نکرده است یقه‌اش را بگیریم و به زندان بیندازیم. خطبه‌های نمازجمعه ایشان را در دهه ۶۰ بخوانید سوپررادیکال‌ بود.انتقاد تاجزاده از تندروی‌ها علیه هاشمی

از سوی دیگر به گزارش انتخاب، مصطفی تاجزاده معاون سیاسی وزارت کشور دولت اصلاحات در گفت‌وگو با مهرنامه، با اشاره به برخی تندروی‌ها علیه هاشمی در دهه ۷۰ از سوی جناح چپ گفت: دوستانی از جناح چپ نقد آقای هاشمی می‌کردند که اصلا کار آنها به مصلحت نبود. ‌او همچنین تصریح کرد: اشتباه ما [این بود] که چرا در آن فضا سکوت کردیم؛ درحالی‌که باید به صحنه می‌آمدیم و اعلام می‌کردیم اصلاحات فقط این افراد و جریاناتی ‌نیستند که آقای هاشمی را نقد می‌کنند. ما باید این موضع‌گیری را می‌کردیم تا معلوم شود در این قضیه، اصلاح‌طلبان (جناح چپ) دو دیدگاه ‌دارند. ‌

خواندن خبر در سایت منبع

۱۰ ناگفته موسوی خویینی‌ها از هاشمی رفسنجانی

مشرق‌نیوزخبرگزاری مشرق‌نیوز
۱۰ ناگفته موسوی خویینی‌ها از هاشمی رفسنجانی
محمد موسوی خویینی‌ها رئیس شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز در گفت‌وگویی اقدام به افشاگری‌هایی بی‌سابقه درباره هاشمی رفسنجانی کرده است که نکات مهم آن را در این گزارش می‌خوانید.

به گزارش مشرق، در ایام دومین سالگرد فوت علی اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس فقید مجمع تشخیص مصلحت نظام، سیدمحمد موسوی خویینی‌ها رئیس شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز اظهارات افشاگرانه‌ای علیه هاشمی مطرح کرده است.

موسوی خویینی‌ها که در سالهای پیش و پس از انقلاب با هاشمی ارتباط و حشر و نشر داشته است، برای اولین بار اظهاراتی درباره رویکرد هاشمی رفسنجانی در دوران ریاست مجلس و همچنین ریاست جمهوری وی بیان کرده است. این چهره شناخته شده جریان اصلاحات معتقد است که مرحوم هاشمی برای پیشبرد امور حتی در مواقعی به دور زدن قانون نیز متوسل می‌شد.

بیشتر بخوانید:افشاگری بی‌سابقه موسوی خویینی‌ها: هاشمی به دنبال مهندسی انتخابات بود

رئیس شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز همچنین روایتی از آخرین نماز جمعه پیش از انتخابات ریاست جمهوری سال ۷۶ که به امامت هاشمی اقامه شد، بیان می‌کند. وی همچنین در بخش دیگری از این گفت‌وگو به بیان دیدگاه هاشمی نسبت به ملی مذهبی‌ها و علل بازداشت گروهی از منسبین به این طیف در دوره ریاست جمهوری هاشمی می‌پردازد.

موسوی خویینی‌ها همچنین درباره تخریب روزنامه سلام از سوی هاشمی در تریبون نماز جمعه تهران اظهاراتی را بیان می‌کند. وی در بخش دیگر با بیان خاطره‌ای از آذری قمی (دادستان تهران در سالهای ابتدایی انقلاب) هاشمی را چپ سوپر رادیکال معرفی می‌کند.

رئیس شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز همچنین در این گفت‌وگو به بیان رویکرد رئیس دولت سازندگی در ارتباط با نحوه برخورد با زنان بدحجاب پرداخته است.

۱۰ ناگفته موسوی خویینی‌ها از هاشمی رفسنجانی - 7

تصویری از نشست نمایندگان مجلس خبرگان قانون اساسی (از راست موسوی خویینی‌ها، آیت الله جوادی آملی، هاشمی رفسنجانی)

در گزارش زیر تلاش شده تا در قالب ۱۰ نکته، به مهمترین بخش‌های این گفت‌وگو پرداخته شود.

۱. هاشمی می‌گفت برای راه افتادن کارها می‌شود قانون را دور زد

موسوی درباره شخصیت مبارزاتی و سیاسی هاشمی می‌گوید: «وجه منفی رویکرد آقای هاشمی این بود که در مسیر هدفش، اگر معتقد بود کاری باید انجام شود، دیگر هیچ مانعی را بر سر راه نمی‌پذیرفت؛ چه این مانع قانون باشد، چه اشخاص و حقوق دیگران. هر حقی را در قبال این حقی که معتقد بود باید زنده کرد، نادیده می‌گرفت. من بشخصه یکی از مواردی که بارها با ایشان صحبت می‌کردم، بحث قانون بود. ایشان معتقد بود کار باید راه بیفتد، برای راه افتادن کار می‌شود قانون را دور زد.»

۲. خطبه‌های نماز جمعه قبل از انتخابات ۷۶ به نفع خاتمی تمام شد

در سال ۷۶ ما اطمینان خاطر جدی نداشتیم که حتما آقای خاتمی رأی دارد؛ ولی می‌خواستیم هرکس به همان میزان که رأی دارد شناخته شود و یک انتخابات آبرومندی برگزار شود. برای همین به ایشان گفتیم پرس‌وجو کنید ببینید اگر تمایل به یک فرد دیگری هست، از آنجا که آقای خاتمی هم دنبال پست و مقام نیست، کنار بکشد. آقای هاشمی در پاسخ گفت اتفاقا من با آقای خامنه‌ای اینجا اختلاف نظر دارم.

آقای خامنه‌ای نظرش این است که باید انتخابات خیلی پرشور باشد و مردم همه بیایند و هرچه مردم بیشتر بیایند بیشتر تأیید نظام است. اما من می‌گویم آقا شما بگویید نظرتان چه کسی است، ما همه می‌رویم کار می‌کنیم که همان بشود. آقای هاشمی معتقد بود بالاخره یک رئیس جمهور لازم داریم، آقای خامنه‌ای بگوید چه کسی بشود یا با هم توافق کنیم که چه کسی بشود. ما تلاش می‌کنیم که همان بشود. تعبیر عملگرا برای ایشان خیلی تعبیر درستی بود.

۳. بدست آوردن قدرت، اصل مسلم برای هاشمی بود

بعد از پیروزی انقلاب، بدست آوردن قدرت، یک اصل مسلم در نگاه آقای هاشمی بود. من اینها را از زبان خودش شنیدم که می‌گویم. می‌گفت قبلا روحانیون غفلت کردند و با هزاران خون دل کشته دادند بعد که پیروزی می‌رسید، دیگران می‌گفتند خیلی خوب، مبارزه کردید دستتان درد نکند، التماس دعا، تشریف ببرید در همان مساجد، هر وقت لازم شد بازهم خدمت‌تان می‌آییم. ایشان این دفعه می‌خواست این قضیه را محکم بگیرد که از دست نرود. دیگر برایش فرقی نداشت کسی برنجد یا بدش بیاید یا لازم باشد به تخت سینه کسی زده و او را کنار بزند.

۴. هاشمی به دنبال مهندسی انتخابات بود

این روزها برای پیاده سازی یک نگاه، تعبیری به اسم «مهندسی انتخابات به کار می‌برند. آقای هاشمی آن زمان را در نظر بگیرید با آن روابط و امکانات و قدرت نه آقای هاشمی سال‌های آخر را، آقای هاشمی آن زمان می‌توانست انتخابات را جوری مهندسی کند که آن نتیجه‌ای که می‌خواهد گرفته شود. البته ممکن هم هست که آن نتیجه گرفته نشود یعنی تضمینی نبود ولی او دنبالش می‌رفت.

۵. هاشمی تنها در زمان حیات امام با تسخیر لانه جاسوسی مخالفتی نکرد

در سالهای پس از تسخیر لانه جاسوسی به احتمال زیاد دانشجویان علاقه‌مند بودند شخصیت‌های تراز اول بیایند آنجا سخنرانی کنند. به احتمال زیاد هم دعوت شده‌اند، البته من چیزی به خاطر ندارم ولی این را می‌خواهم بگویم تسخیر لانه سال ۵۸ است و امام در ۶۸ از دنیا رفته، یعنی آقای هاشمی در این ۱۰ سال هیچ چیزی در مخالفت نگفته و هیچ سخنرانی و مصاحبه‌ای نداشته است.

بعد از رحلت امام، آقای هاشمی می‌خواسته رئیس‌جمهور شود، انتخابات ریاست جمهوری بوده و قطعا آقای هاشمی چنین حرف‌هایی را نزده است چون کل آرای او خراب می‌شد.

۶. ماجرای خنده هاشمی به زد و خورد ملی‌مذهبی‌ها در مجلس اول

شما عکسی را که از دوره اول مجلس در ماجرای زد و خورد خط امامی‌ها با آقای معین‌فر هست حتما دیده‌اید که آقای هاشمی دارد می‌خندد. من اصلا اینها را نمی‌پسندیدم. البته من سر این قضیه هیچ‌وقت با ایشان حرفی نزدم ولی طبعا نمی‌پسندیدم که مدیریت جلسه به گونه‌ای باشد که یک عده احساس کنند ما با مخالفان خود اینگونه برخورد می‌کنیم.

۷. پ اسخ هاشمی به علت بازداشت ملی‌مذهبی‌ها؛ «پررو شده بودند»

من تندروی‌ها را مربوط به ایشان نمی‌دانم ولی ایشان هم این طوری بوده است. در زمان ریاست‌جمهوری ایشان ۵۰، ۶۰ نفره از ملی- مذهبی‌ها را دستگیر کردند. خبرنگار خارجی از آقای هاشمی می‌پرسد که اینها فقط نامه نوشته بودند، می‌گوید برای اینکه رویشان کم شود.

۸. اظهارات هاشمی در نماز جمعه علیه روزنامه سلام

روزنامه سلام در زمان ریاست جمهوری آقای هاشمی توسط وزارت اطلاعاتش بسیار مشکل داشت. ایشان می‌رفت در نمازجمعه، علیه روزنامه سلام حرف می‌زد. سلام تنها یک تریبون بود در مقابل تریبون‌های متعددی که ایشان به عنوان رئیس جمهور در اختیار داشت. هم تریبون دولت را داشت، هم رادیو تلویزیون را داشت و هم نماز جمعه را داشت، همه را داشت. یک روزنامه سلام مگر چقدر تیراژ داشت و چه کار عجیب و غریبی می‌توانست بکند؛ ولی آن را مزاحم می‌دانست.۹. تعبیر آذری قمی از تفکرات رادیکالی هاشمی

آقای هاشمی هیچ‌وقت در عمرش در خط اعتدال نبود. ایشان در آن تقسیم‌بندی اولیه یکی از عناصر کاملا برجسته جناح چپ بود. از یک مقطعی، قدری صحبت‌هایش را تغییر داد و کم‌کم از جناح چپ فاصله گرفت و به راست نزدیک شد. صحبت‌های ایشان در خطبه‌های نمازجمعه‌اش نشان می‌دهد چپ رادیکال بود.

مرحوم آقای آذری‌قمی در واکنش به یکی از سخنرانی‌های آقای هاشمی گفته بود زیر عمامه بعضی‌ها داس و چکش است. می‌خواهم بگویم آقای هاشمی خط اعتدال نبود. حسابی سوپرچپ بود.

۱۰. هاشمی می‌گفت باید زندانی مختص زنان بدحجاب درست کنیم

ایشان (هاشمی رفسنجانی) در نمازجمعه گفت باید زندان مختص زنان درست کنیم به شکلی که نگهبان و همه عوامل آن زن باشند. من آن زمان دادستان بودم و گفتم عجیب است آقای هاشمی حداقل با ما که با او دوست و رفیق هستیم، مشورتی نکرده که این حرف خوب است، بد است، عملی است، شدنی است؟ یک مرتبه بگوییم که برای زن‌ها یک زندان مخصوص درست کنیم؟ در دنیا چه فکری می‌کنند. هرکسی به اتهام اینکه در خیابان حجابش را رعایت نکرده است یقه‌اش را بگیریم و به زندان بیندازیم. خطبه‌های نمازجمعه ایشان را در دهه ۶۰ بخوانید سوپررادیکال بود.منبع: تسنیم

خواندن خبر در سایت منبع

موسوی خوئینی: هاشمی جلو صف می‌ایستاد و از فحاشی‌ها هراس نداشت

اصلاحات پرسخبرگزاری اصلاحات پرس
موسوی خوئینی: هاشمی جلو صف می‌ایستاد و از فحاشی‌ها هراس نداشت
آیت‌الله موسوی خویینی‌: هاشمی گفت اگر دیر بجنبیم، می‌گویند شما بروید قم درستان را بدهید، ما هم مملکت را اداره می‌کنیم/هاشمی ارتباطات خوبی هم با نسل جوان دانشگاهی داشت. با مبارزان مسلح هم مرتبط بود که کار خطرناکی بود.

به گزارش اصلاحات پرس، نامش را همواره آیت‌الله سیدمحمد موسوی‌خویینی‌ها شنیده بودم، جست‌وجوی گوگل هم همین نام را برای او نشان می‌دهد. اما همین که ابتدای مصاحبه، شهرت «موسوی خویینی‌ها» را بر زبان آوردم، عنوان کرد که من «ها» ندارم و «موسوی خویینی» هستم. این‌طور که می‌گفت «موسوی خویینی‌ها» بوده، اما «ها» را از نام خانوادگی‌شان حذف کرده است.

مرد کم‌گوی سیاست، نامش در عمده «اولین‌ «های حوادث بعد از پیروزی انقلاب ثبت و ضبط شده است؛ اولین تسخیر سفارتخانه بعد از انقلاب اسلامی، اولین اخراج یکی از مسئولان جمهوری اسلامی از کشوری دیگر به دلیل برگزاری پرشور اولین مراسم برائت از مشرکین، اولین نظارت استصوابی، اولین انشعاب از تشکیلات روحانیان انقلابی، اولین روزنامه جنجالی کشور بعد از رحلت امام خمینی (ره) و ….

برای پذیرش گفت‌وگو درباره آیت‌الله هاشمی رفسنجانی پیش‌شرط گذاشت که این مصاحبه به تعریف و تمجید نگذرد. گفت آقای هاشمی از دنیا رفته، شما هم به دنبال بزرگداشت سالگردش هستید و من گزینه خوبی برای این مصاحبه نیستم. به او اطمینان دادم که ما می‌دانیم به سراغ یکی از جدی‌ترین منتقدان آیت‌الله هاشمی آمده‌ایم. گفت‌وگو را با بیان محسنات آیت‌الله هاشمی رفسنجانی آغاز کرد اما دیری نپایید که حجم بالای اختلافات در بیانش بروز یافت و گاه به تندترین تعابیر درباره آن مرحوم کشیده شد.

**ابایی نداشت که پای تفسیر من بنشیند

از آغاز آشنایی‌تان با آیت‌الله هاشمی رفسنجانی بگویید.

موسوی خویینی: اولین بار که اسم ایشان را شنیدم در سال ۱۳۴۲ بود. تازه نهضت روحانیت شروع شده بود. برای ایذاء روحانیون و جلوگیری از مبارزاتشان، برخلاف قانون، طلاب را دستگیر کردند و به سربازخانه‌ها بردند. در خیابان‌های قم، هر جا طلبه جوانی را می‌دیدند می‌بردند. به حسب قانون طلاب از سربازی معاف بودند. سالانه یک کارت تحصیلی می‌دادند که مدرک معافیت طلاب از سربازی بود. در آن زمان طلبه‌های بسیاری را گرفتند که خبر آمد یکی از آنها «آشیخ اکبر هاشمی» بود. من تا پیش از آن فکر می‌کردم ایشان، شانزده هفده سال بیشتر ندارد اما بعد از دستگیری‌شان، پرس‌وجو کردم و معلوم شد چندین سال هم از ما بزرگ‌تر است ولی چهره‌اش نشان نمی‌داد. این ماجرا برای اولین بار نام آقای هاشمی را در سطح وسیعی سر زبان‌ها انداخت. آن دستگیری‌ها مدتی ادامه داشت تا اینکه احساس کردند این کارشان خیلی نتیجه مطلوبی ندارد. طلابی که گرفته بودند، از آنجا که اهل بیان بودند، سربازخانه‌ها را هم به هم می‌ریختند و در وفاداری سربازان به رژیم تردید ایجاد می‌کردند. لذا ماجرا را با دادن مرخصی و تعقیب نکردن طلاب سرباز، پایان دادند. این ماجرا سرآغاز شناخت من از اسم و آوازه آقای هاشمی بود.

آقای هاشمی یکی از پیشتازان نهضت روحانیون ویکی از اولین پا به رکاب‌های نهضت بود. جاذبه امام همه را به سمت خود می‌کشید؛ البته بودند کسانی که با علما و مراجع دیگر مرتبط بودند ولی آنان که به نهضت اعتقاد داشتند، جذب امام شدند. از جمله کسانی که از همان اول ارتباطش با امام خیلی ارتباط نزدیک و خوبی بود، آقای هاشمی بود. ایشان خیلی زود از قم به تهران نقل مکان کرد. تا اینکه در سال ۵۰، خود من هم از قم به تهران رفتم و همین مهاجرت، باعث ارتباط بیشتر من با ایشان شد.

یادم می‌آید شب‌های شنبه، در مسجد جوزستان جماران یک بحث تفسیری را شروع کرده بودم. بعضی از این شب‌ها، آقای هاشمی می‌آمد و پای این جلسات تفسیر می‌نشست. من بعدها از این‌گونه روحیات، بسیار در آقای هاشمی دیدم. آقای هاشمی رفسنجانی همه چیز را در مسیر همان نهضتی که به آن اعتقاد داشت می‌خواست و در این مسیر، به شأن خود خیلی اهمیت نمی‌داد و برایش مسئله‌ای نبود که بیاید و پای صحبت من بنشیند. آقای هاشمی هم به لحاظ سن و سال از من بزرگ‌تر بود و هم به لحاظ تحصیلات، هفت هشت سال از من جلوتر بود. در میان روحانیون معمول نیست کسی که سطحش بالاتر و جلوتر است پای سخنرانی طلبه‌ای بنشیند که سطحش پایین‌تر است. ایشان احساس می‌کرد آن جلسات بحث تفسیری در مسیر تقویت نهضت روحانیت و درواقع تحکیم پایه‌های نظری مبارزه بود و از این جهت ابایی نداشت که پای تفسیر من بنشیند و به این روش آن بحث‌ها را تأیید کند. از همان‌جا ارتباط ما بیشتر شد. در مقطعی ایشان پیشنهاد کردند که با هم یک کار مشترکی در زمینه تدوین تاریخ زندگانی ائمه شیعه علیهم‌السلام انجام دهیم. مسجد جوزستان، دفتری داشت که من گاهی قبل از نماز یک ساعتی آنجا می‌نشستم و افرادی که قبل از نماز درباره مسائل شرعی یا مسائل نهضت کار داشتند به آن دفتر می‌آمدند. مسجد بود و کمتر محظورات امنیتی داشت، ساواک هم کمتر روی آن حساس بود. آقای هاشمی هم هر وقت لازم می‌شد، هفته‌ای یکی، دو، سه بار به آن دفتر می‌آمد. برای کار تدوین تاریخ زندگی ائمه، فهرست بیش از صد موضوع را فراهم کردیم. درواقع ایشان با همکاری مرحوم شهید بهشتی یا احتمالا دیگر افراد، فهرست را تهیه کرده بودند. روحانیونی را برای همکاری انتخاب می‌کردیم و یک کتاب خاص را به هریک معرفی می‌کردیم تا بر اساس موضوعات این فهرست، فیش‌برداری کنند. خیلی از این افراد در تبعید بودند، فهرست و کتاب را برایشان می‌بردیم، گاهی من می‌رفتم، گاهی آنها از تبعید مرخصی‌های کوتاهی می‌گرفتند و به تهران می‌آمدند و در دفتر مسجد برایشان توضیح می‌دادیم. دفتر مسجد درواقع پایگاه این کار شده بود و محل نگهداری اسناد و مدارک آن بود. این کار سبب شد ارتباط من با آقای هاشمی رفسنجانی بیشتر شد.

سرنوشت نامعلوم کتابی درباره تاریخ زندگی ائمه

به کجا انجامید؟

موسوی خویینی: پیش از پیروزی انقلاب یک مدت که آقای هاشمی دستگیر شد، کار کند شد ولی متوقف نشد چون معلوم بود چه کار باید بشود. آقایانی که باید فیش‌برداری می‌کردند می‌آمدند فیش‌ها را می‌آوردند. گاهی با هم جلسه داشتیم، فیش‌ها را می‌خواندیم تا ببینیم درست انجام شده یا نه و درست در همان موضوع است یا نه، و اصلاح می‌کردیم. اما خود من که دستگیر شدم کار دیگر صددرصد متوقف شد. بعد از پیروزی انقلاب هم دیگر مجالی نبود، آن‌قدر کار زیاد بود که وقتی برای کارهای پژوهشی و تألیف کتاب نبود.

الان دقیق یادم نیست ولی بعد از چند سال، آقای هاشمی دو سه نفر از دوستان قم را فرستادند که آن کار را پیگیری کنند. فیش‌ها را من در اختیار فرستادگان آقای هاشمی قرار دادم. خودم هم دو، سه جلسه قم رفتم و برایشان توضیح دادم تا آنها خوب در جریان روند کار قرار گیرند. آن کار به‌طور کامل در اختیارشان بود. محل آن کار هم دفتر تبلیغات قم بود. اطلاع داشتم تا مدتی هم این کار انجام شد. گاهی می‌شنیدم آن کار ادامه دارد ولی نمی‌دانم آیا به نتیجه‌ای رسید و به کتاب تبدیل شد یا نه. باید آقای هاشمی به این کار می‌رسید. من اطلاعی ندارم که آن آقایان موفق شدند و کار نتیجه داد یا نه. پیش از پیروزی انقلاب افراد زیادی مانند آقایان ربانی املشی، صالحی نجف‌آبادی که در تبعید بود، سیدمحمد خامنه‌ای روی این موضوع همکاری کرده بودند.

به‌هر تقدیر، این مسائل و مسائل مربوط به نهضت سبب می‌شد من و آقای هاشمی گاهی همفکری و همکاری با هم داشته باشیم. گاهی من به کمک ایشان احتیاج داشتم و گاهی ایشان به من احتیاج داشت.

یک وقت ایشان و جمع دوستانشان مثل آقای بهشتی و آقای باهنر، در فکر این شدند که در لبنان مجله‌ای منتشر کنیم که مسائل سیاسی و قضایای مربوط به مبارزات ایران در این مجله اطلاع‌رسانی شود. لبنان دروازه‌ خاورمیانه به سمت اروپا و دنیا بوده و هست. به نظر آن جمع رسید که اگر این مجله در لبنان چاپ شود، خبرش به همه دنیا می‌رسد. اخبار مبارزات و مبارزان ایران بایکوت بود. در خود ایران که اخبار نمی‌توانست منتشر شود، رسانه‌های غربی هم از مبارزات ایران خشنود نبودند که بخواهند اخبار آن را منعکس کنند. بر این اساس این دوستان به فکر چنین کاری افتادند. قرار شد من با کمک آقای هاشمی به لبنان بروم و با مرحوم آقاموسی صدر گفت‌وگو کنم. قرار شد جوری صحبت کنم که مسئولیت مجله به عهده خود آقاموسی صدر باشد چون ایشان در لبنان و در بسیاری از کشورهای عربی شخصیت شناخته شده و معتبری بودند و اگر مسئولیت این مجله به عهده ایشان می‌بود خودبه‌خود عنوان ایشان برای آن مجله و بازنشر اخبار آن، تأثیر زیادی داشت.

اینکه می‌گویم با کمک ایشان، درواقع هم گرفتن گذرنامه با کمک ایشان بود، افرادی را داشت که توصیه کرد و ما توانستیم به کمک‌شان، گذرنامه بگیریم، هم به لحاظ هزینه سفر که اگر ایشان کمک نمی‌کرد برای من مشکل بود. پیش از سفر هم توصیه‌هایی داشتند و نکاتی را گفتند. از این نوع کارهای مشترک هم گاهی اتفاق می‌افتاد. بعضی وقت‌ها به افرادی که در مسیر مبارزه بودند، کمک‌هایی می‌کردند. گاهی من به مبارزانی که به خانواده‌هاشان دسترسی داشتم، پول را از ایشان می‌گرفتم و به آن‌ها می‌رساندم. گاهی هم پولی دست من می‌آمد و کسی را نداشتم، به دست آقای هاشمی می‌رساندم، می‌دانستم که ایشان با خانواده‌هایی که شوهر یا فردی از آنها مخفی شده یا به زندان افتاده‌اند، مرتبط است. آقای هاشمی یکی از کسانی بود که در این زمینه خیلی فعال بود. من خیلی نمی‌دانم از کجا ولی یک تمکن مالی هم داشت. آن زمان همه نسبت به هم این‌طور بودند که چیزهایی را که نباید بدانیم از همدیگر نمی‌پرسیدیم که اگر یک وقت دستگیر شدیم در بازجویی‌ها مجبور نباشیم آن اطلاعات را لو دهیم. الان هم شما هرچه بپرسید، نمی‌دانم آقای هاشمی از کجا این پول‌ها را تهیه می‌کرد. ولی می‌دانستم یک فرد شناخته شده متمکن است. ممکن است برخی متمکنان که می‌دانستند ایشان در مسیر مبارزه است، به او پول می‌رساندند؛ کما اینکه در اندازه کمتر به خود من هم می‌دادند ولی ایشان در یک سطح وسیع‌تری ارتباط داشت.

نوع همکاری‌هایمان ادامه پیدا کرد تا به زندان رسیدیم، آنجا هم روابطمان با هم خیلی خوب بود. آقای هاشمی قبل از آخرین دستگیری‌اش، سفری به آمریکا و اروپا رفت تا اختلافات انجمن‌های اسلامی و دانشجویان ایرانی خارج از کشور را حل و فصل کند. مبارزان در داخل کشور از آنجا که سایه ساواک را همه جا می‌دیدند، با هم صمیمی بودند ولی در خارج از کشور، طبیعت فضای آزاد، آنها را دسته‌دسته کرده بود. از این رو بود که ساواک دانشجویان ایرانی خارج از کشور را به‌خوبی کنترل می‌کرد. ایشان سفری به اروپا و آمریکا داشت تا به‌عنوان پیشکسوت و بزرگ‌تر با دانشجویان صحبت کند. قبولش داشتند، روحانی هم بود و می‌توانست مؤثر باشد. پنج، شش ماهی آنجا بود. در پایان سفرش، متوجه شدیم که ساواک می‌خواهد ایشان را دستگیر کند، لذا پیغام دادیم که اگر بیایی شما را می‌گیرند. با وجود این، بعد از مدتی دیدیم که به ایران برگشت. به‌محض اینکه به خانه رسید دستگیرش کردند. من که رفتم زندان از ایشان پرسیدم ما که پیغام دادیم که اگر بیایید شما را می‌گیرند، چرا برگشتید؟، گفت: شش سال در زندان باشی بهتر از این است که شش ماه در اروپا یا آمریکا با این اختلافات زندگی کنی. معلوم می‌شد آنجا سروکله زدن با دانشجوها و افرادی که در نهضت بودند، او را خسته کرده بود.

این نکته را هم باید بگویم که آقای هاشمی اساسا رفتن به خارج از کشور را برای مبارزه درست نمی‌دانست و قبول نداشت که کسی برای ادامه مبارزه از ایران برود. همیشه می‌گفت مبارزه همین جاست.

به سفرتان به لبنان اشاره کردید. این‌طور که برخی می‌گویند گویا امام موسی صدر، در آن زمان بر سر شیوه مبارزه با مبارزان ایرانی اختلاف دیدگاه داشته، شما چنین برداشتی داشتید؟

قدری از آن سفر بگویید.

موسوی خویینی: مرحوم آقاموسی صدر، تا آنجا که رفتار ظاهری‌اش نشان می‌داد، هیچ نوعی همراهی با انقلاب نداشت. به نظرم می‌آید که اساسا در آن زمان ایشان نظرش این نبوده که نهضتی که در ایران شروع شده به یک نتیجه خاصی می‌تواند برسد.

من وقتی به لبنان رفتم، طبق راهنمایی‌های آقای هاشمی، قرار بود بروم مرحوم چمران را اول پیدا کنم و بعد توسط ایشان با آقاموسی صدر ملاقات کنم. چون آقاموسی که من را نمی‌شناخت، من هم ایشان را ندیده بودم. آقای چمران را با رمز و علامت‌ پیدا کردم چون او هم به‌نوعی زندگی نیمه‌مخفی در لبنان داشت. به اتفاق آقای چمران به دفتر آقاموسی رفتیم تا با ایشان ملاقات کنیم. وقتی رسیدیم، قبل از ورود به دفتر، آقای چمران گفت مراقب باشید رئیس دفتر آقاموسی متوجه نشود شما چه کسی هستید و برای چه آمده‌اید. پرسیدم چرا، گفت چون ساواکی است. تعجب کردم که آقای صدر چرا یک ساواکی را به‌عنوان رئیس دفتر گذاشته است. آقای چمران گفت رژیم ایران اگر یک عامل اینجا داشته باشد، مطمئن می‌شود که ما اینجا کار خاصی علیه رژیم ایران نمی‌کنیم. طبعی این حتی اگر یک تاکتیک هم بود اما برای کسانی که دستی در نهضت و مبارزه داشتند پسندیده نبود چرا که دفتر کار جایی است که همه اطلاعات، نامه‌ها و رفت‌وآمدها در آنجاست.

قبل از آنکه برویم به اتاق آقای صدر، در همان دفتر با آقای چمران گفت‌وگو کردیم. ایشان می‌گفت اصلا این کاری که در ایران شروع شده، اشتباه است و شما بیخود وقت خود را صرف این نهضت می‌کنید.

**نگاه چمران به انقلاب

چه سالی بود؟

موسوی خویینی: فکر می‌کنم سال ۵۳ یا ۵۴ بود.

از آقای چمران پرسیدم چطور؟، گفت کار شما اصلا نتیجه ندارد، اصل کار اینجا در لبنان است و کاری که آقاموسی می‌کند، اصل است. اگر این به نتیجه برسد و ما در اینجا موفق شویم، خودبه‌خود مسئله ایران هم حل می‌شود. اگر اینجا درست نشود، آن هم به نتیجه نمی‌رسد. با شنیدن این جملات برای من خیلی عجیب شد که من چرا اینجا آمدم و سخن گفتن با کسی که این‌قدر تفاوت فکری با آقای هاشمی و دوستانشان و بنده داشت، چه فایده‌ای می‌توانست داشته باشد؟

آقای چمران به‌صورت کامل بر نظر خود بود. آقاموسی صدر در نظر مرحوم چمران بسیار باعظمت و شخصیت بزرگی بود و امام خمینی (ره (را در کنار آقای صدر یک فرد درجه دوم محسوب می‌کرد. اعتقادش این بود که شخص اول در دنیای اسلام آقای صدر است. در آنجا زیر چتر آقای صدر در بعلبک، به بچه‌های لبنان آموزش می‌داد و مبارزه آینده با صهیونیست‌‎ها را ساماندهی می‌کرد.

گویا امام موسی صدر در سفر به ایران به اصرار شهید بهشتی و شهید مطهری با شاه هم ملاقات داشته، آن ملاقات گویا به آزادی آقای هاشمی رفسنجانی از زندان منجر می‌شود؟

موسوی خویینی: در سال ۵۰، اولین گروه رهبران مجاهدین خلق از قبیل حنیف‌نژاد و بدیع‌زادگان و غیره دستگیر شده بودند. این دستگیری مجاهدین خلق را به‌عنوان یک گروه اسلامی مسلح مخفی پرآوازه کرد. قبل از آن هرچه شنیده می‌شد، چریک‌های فدایی، کمونیست‌ها و غیره بودند. چند نفر از دستگیرشدگان مجاهدین خلق در دادگاه محکوم به اعدام شدند، حوزه قم و طلاب و کسانی که به نهضت علاقه‌مند بودند خیلی تلاش کردند که از اعدام اینها جلوگیری شود. تفاوت زمانه اینجا معلوم می‌شود. امروز می‌بینید که درباره حمایت‌کنندگان از مجاهدین خلق در آن روزها چگونه قضاوت می‌شود و این را به‌عنوان نقطه‌ضعف مطرح می‌کنند. در حالی که در میان کسانی که آن زمان از مجاهدین خلق حمایت کردند، افراد سنتی حوزوی هم مثل آقای آذری قمی هم بودند. یعنی فضلایی از قبیل آذری قمی که خیلی هم سنتی و پای‌بند به معیارهای سنتی فقهی بود، از اینها حمایت می‌کرد چون مجاهدین خلق در نظر فضلای علاقه‌مند به نهضت در آن زمان مهم بودند. همه راه افتاده بودند به خانه مراجع می‌رفتند تا آنها واسطه‌ای بفرستند و شاه را از اعدام اینها منصرف کنند. ما خودمان گروهی به تهران آمدیم و نزد برخی مراجع از جمله مرحوم آیت‌الله خوانساری رفتیم. چون رژیم روی ایشان حساسیت خاصی نداشت. از ایشان خواستیم واسطه شود که اینها اعدام نشوند. آن زمان، مجاهدین خلق آن‌قدر مقبولیت و محبوبیت داشتند که بخشی از حوزه به خاطرشان به منزل مراجع می‌رفتند. در همین زمان آقاموسی صدر به ایران آمد. اصلا اصل سفر برای چه بود، نمی‌دانم. شنیدیم ایشان به ملاقات شاه رفته است. این البته برای علاقه‌مندان به نهضت خیلی بد و عجیب بود. ملاقات با شاه فی‌نفسه کافی بود تا یک فرد را بدنام کند. به‌هرحال گفتند آقاموسی در لبنان مشکلاتی دارد، شاه هم در لبنان نفوذ دارد، واقعا هم همین‌طور بود نفوذ داشت، هر کشوری سعی می‌کرد در لبنان پایگاه نفوذی داشته باشند و این پایگاه بسته به میزان پولی بود که در لبنان خرج می‌کرد. آقاموسی هم برای مسائل لبنان، صلاح دیده بود با شاه ملاقاتی داشته باشد. شاه هم بدش نمی‌آمد در آن شرایط با یک روحانی نامدار در منطقه دیدار کند. البته آقاموسی در ایران خیلی شناخته شده نبود و فقط حوزوی‌ها ایشان را می‌شناختند؛ اما در خارج از ایران، هم با حافظ اسد ارتباط داشت، هم در لبنان پایگاه جدی و محکمی داشت، هم با ملک عبدالله و پادشاه مراکش ارتباطات خوبی داشت. برای شاه ملاقات با چنین روحانی‌ای اهمیت داشت. اما برای ما خیلی عجیب بود و مرتب سؤال می‌کردیم. گفتند قرار بوده ایشان در این ملاقات از شاه بخواهد اعضای مجاهدین خلق را اعدام نکند. در آن شرایط کمتر روحانی غیروابسته به حکومت حاضر می‌شد با شاه ملاقات کند. اما آقاموسی از آنجا که مسئله نهضت برایش اهمیت چندانی نداشت، این دیدار را انجام داد. این دیدار البته نتیجه‌ای درباره مجاهدین خلق نداشت.

درباره انتشار آن مجله در لبنان با آقاموسی به نتیجه رسیدید؟

موسوی خویینی: خیر. در دیداری که با آقاموسی داشتم، هرچه تلاش کردم به‌هیچ‌وجه نتوانستم در این باره با ایشان به نتیجه برسم. قرار بود اصلا مجله به نام ایشان باشد، هزینه‌اش را هم ما می‌دادیم، درباره انتشار مطالب هم همه اختیارات دست ایشان بود، حتی نمی‌خواستیم علیه رژیم ایران مقالاتی چاپ کنیم. تنها مطالبه ما این بود که یک مجله معتبری منتشر شود که هفته‌ای یک‌بار اخبار مبارزات و مبارزان ایران در آن درج شود. ایشان گفت من علاقه‌مندم که مجله‌ای منتشر کنم، در این باره از من درخواست هم می‌شود ولی با این حال زیر بار این همکاری نرفت شاید هم به این دلیل که با مبارزات جاری در ایران موافق نبود.

یعنی برای انجام این سفر، شناخت قبلی از ایشان نبود؟ آقای هاشمی و شهید بهشتی، از دیدگاه‌های امام موسی صدر اطلاع نداشتند؟

موسوی خویینی: مرحوم بهشتی از دوستان قدیم آقاموسی در قم بود و ایشان را کاملا می‌شناخت. طلاب علاقه‌مند به امام خمینی هم که از نجف به لبنان رفته بودند، تعدادشان کم نبود و از طریق آنها هم حتما اطلاعاتی دریافت شده بود که آقاموسی چه دیدگاهی دارد ولی واقعا تصور نمی‌شد که آقاموسی این حد همکاری را هم نپذیرد. درواقع ایشان فکر می‌کرد این کار در مسیر راهی که او برگزیده، مضر است. شاید اگر آقاموسی هم پیشنهادی را به ما می‌داد که با مسیر مبارزات ما در داخل ایران همخوانی نداشت، نمی‌‎پذیرفتیم، بخصوص افرادی مثل آقای هاشمی که هر مسئله و کاری را در مسیر نهضت ارزیابی می‌کرد.

با این حال فکر می‌کنم آقای هاشمی و دیگر دوستان‌شان، مثل آقای بهشتی به این مقدار همکاری از سوی آقاموسی امیدوار بودند که خوب متأسفانه نشد. حتی یادم هست که گفته بودند شاید فلانی (یعنی من) نتوانسته با ایشان تفاهم کند. گفتم فرد دیگری برود شاید موفق شود. ولی من مطمئن بودم مشکل آقاموسی در شیوه گفتار نبود، ایشان خودش به یک اصولی پای‌بند بود که نمی‌خواست آن را کنار بگذارد و به نظرش، آنچه ما از ایران دنبالش بودیم، با این اصول در تعارض بود. حتی یادم هست که آقای چمران وقتی نهضت پیروز شد و امام به ایران آمد، به فاصله یک هفته به لبنان برگشت. من اطلاع داشتم که نرفته که دوباره بازگردد. اما بعد از مدت کوتاهی، امام خمینی برای ایشان پیام فرستاد که بیا ایران کارت داریم. آن زمان، آقاموسی هم دیگر نبود و مشخص نبود شهید چمران اگر در لبنان بماند چقدر مؤثر خواهد بود.

**جلوی صف می‌ایستاد و از تهمت‌ها و فحاشی‌ها هراسی نداشت

شما، هم در مبارزات بودید، هم بعد از انقلاب در مقاطع مختلف با آقای هاشمی حشر و نشر داشتید. دریافت شما از شخصیت مبارزاتی و سیاسی آقای هاشمی چه بود؟

موسوی خویینی: ایشان قطعا بین مبارزان و روحانیون، از چهره‌های پیشتاز و مؤثر بود. بعد از امام خمینی (ره)، اگر از مرحوم آقای منتظری بگذریم که در تأثیرگذاری بین روحانیون نفر اول بود، آقای هاشمی قطعا دومین فرد بعد از آقای منتظری در قم و تهران و بسیاری از شهرها بود. در شرایطی که امام در قم نبود، برجسته‌ترین روحانی مبارز و معتقد به مبارزه که به لحاظ علمی در سطح عالی حوزه حضور داشت، آقای منتظری بود. هم مورد تأیید امام بود و هم حوزه او را به‌عنوان یک شخصیت علمی در سطح عالی قبول داشت. از ایشان که بگذریم زیاد بودند روحانیونی مثل آقایان: مرحوم ربانی شیرازی، ربانی املشی، سید حسن طاهری، آذری، مروارید — اسامی اکثرشان الآن در خاطرم نیست — و تعداد بسیار زیادی که به درجات مختلف فعال بودند ولی آقای هاشمی بین اینها یک برجستگی دیگری داشت. برای همه آنها، نهضت اشتغال ذهنی دوم یا چندم‌شان بود و مسئله اول‌شان درس و بحث بود اما آقای هاشمی درگیری ذهنی و اشتغال اولش مسئله مبارزه بود برای همین هم پرجنب و جوش‌تر از دیگران بود و هم دیگران را به کار وامی‌داشت. مجله‌ای به نام مکتب تشیع راه انداخت و یک عده را وادار کرد از طریق آن مجله وارد مباحث نهضت شدند. آقای هاشمی به دلیل همین خصوصیت، خیلی جاها منشأ حرکت دیگران می‌شد. روحانیون دیگر هم بودند که اهل مبارزه بودند و با صداقت و شجاع هم بودند و مؤثر هم بودند، اما خیلی منشأ تحرک افراد و گروه‌های دیگر نمی‌شدند. آقای هاشمی، این ویژگی را داشت. ارتباطات خوبی هم با نسل جوان دانشگاهی داشت. با مبارزان مسلح هم مرتبط بود که کار خطرناکی بود. آنها مخفی بودند ولی جرأت می‌خواست که کسی با یک زندگی آشکار با اینها مرتبط شود. کافی بود یکی از اینها دستگیر شود و در بازجویی‌ها لو بدهد.

آقای هاشمی در مسئله نهضت و مبارزه تا جایی که من اطلاع داشتم، از فعال‌ترین و مؤثرترین افراد بود و خودبه‌خود نام و آوازه او بیش از سایرین به گوش می‌رسید. دیگران هم بودند در جاهای دیگر، تهران و قم و شهرستان‌های دیگر ولی کسی که نهضت برایش دغدغه اصلی و اول بود، آقای هاشمی رفسنجانی بود.

**نهضت و حکومت دو اصل غیرقابل تعویض برایش بود

این اولویت تا آخر عمر آقای هاشمی برایش وجود داشت، تا پیش از انقلاب به نام «نهضت» و بعد از انقلاب به نام «جمهوری اسلامی». یعنی بعد از پیروزی انقلاب، جمهوری اسلامی و حکومت در نظر ایشان یک اصل غیرقابل تعویض با هر موضوع دیگری بود. همه وقت، عمر و تلاشش را برای همین مسئله گذاشت.

آقای هاشمی خاطره‌ای از گذشته داشت که او را در این دغدغه مصمم‌تر می‌کرد. بر اساس مطالعات و تجربه شخصی‌اش، می‌گفت همیشه در نهضت‌ها تا جایی که مبارزه هست، روحانیون جلودار و پیشتازند و همه به آنها نیاز دارند، تا روحانی نباشد مردم خیلی حاضر نمی‌شوند جلو بیایند؛ ولی بعد که نهضت‌ها به ثمر می‌رسند، روحانیون دیگر هیچ‌کاره می‌شوند گویی از ابتدا آنها نبوده‌اند. در ماجرای مشروطه هم، در نهایت شد آنچه همه دیدند.

آقای هاشمی بعد از پیروزی انقلاب این دغدغه، بسیار ذهنش را درگیر خود کرده بود. می‌گفت مردم به حرف روحانیون به صحنه آمدند، کشته دادند و مصیبت دیدند نه به خاطر سخن یک رجل سیاسی محض که رنگ و بوی مذهب و دین ندارد. مردم به حرف یک مرجع تقلید آمدند و نهضت با نفس یک مرجع تقلید به اینجا رسیده است. ایشان خیلی نگران بود که اگر ما غفلت کنیم باز هم همان داستان‌های تاریخی تکرار می‌شود. خواهند گفت خوب تا حالا بودید و نهضت را پیش بردید، دستتان درد نکند، بروید کنار ما هستیم.

یادم هست، مرحوم بازرگان در همان ایام دولت موقت در یکی از صحبت‌هایش گفت خوب امام تشریف می‌برند قم، مشغول هدایت و درس می‌شوند ما هم اینجا کشور را اداره می‌کنیم. ‌هر وقت لازم شد می‌رویم خدمت‌شان، ما را راهنمایی می‌فرمایند — قریب به این مضمون — ببینید این را فردی مثل بازرگان گفته است که صبغه و سابقه‌اش دینی و مذهبی بود و حتما از یک مرجعی تقلید می‌کرد. وقتی کسی مثل بازرگان چنین حرفی را می‌زند، امثال آقای هاشمی احساس خطر می‎کنند و می‌گفتند اگر دیر بجنبیم، می‌گویند شما بروید قم درستان را بدهید ما هم مملکت را اداره می‌کنیم. نکند اصلا ورق برگردد. ایشان معتقد بود اگر ورق برگردد و مردم احساس کنند که روحانیون کنار رفته‌اند، ممکن است صحنه را رها کنند. بعد از پیروزی اوضاع به نحوی بود که نیاز بود مردم هر روز در خیابان باشند و اگر نبودند هر لحظه ممکن بود اتفاق بدی برای انقلاب بیفتد.

**این نگاه و تأکید دغدغه‌مند آقای هاشمی، هم جنبه و نتیجه مثبت داشت و هم جنبه و نتیجه منفی.

مثبتش این بود که محکم پای این قضیه ایستاد و با هیچ‌کس رودربایستی نکرد. اگر بعضی دوستان ایشان ملاحظه می‌کردند، آقای هاشمی برایش این مهم بود که اگر محکم نگیریم کار از دست درمی‌رود. برای همین صف جلو می‌ایستاد و از هجمه‌ها و فحاشی‌ها و خطرها هراسی نداشت و بیش از همه هم مورد هجمه قرار می‌گرفت، از ابتدای نهضت تا پایان عمر، نگاهش این نبود که به کارهایم برسم اگر وقت اضافه آمد به نهضت و انقلاب و نظام هم می‌رسم. احتمالا ایشان از زمان مصدق هم در مبارزات بوده است. من آن زمان کم‌سن بودم.

با همه وجود به نهضت روحانیت اعتقاد داشت آن هم به رهبری فردی که همه جور او را قبول داشت؛ هم به لحاظ دینی و هم به لحاظ سیاسی او را هوشمند و یک روحانی سیاست‌ورز و سیاستمدار می‌دانست؛ لذا با اطمینان راه را ادامه می‌داد. از خطرها نمی‌ترسید و هرگز در این باور و اعتقاد دچار تزلزل نشد. بعد از پیروزی انقلاب هم که در آن وانفسای به‌هم‌ریختگی اوضاع، یک‌باره همه مشکلات اداره کشور روی سر امام و یاران امام ریخت، باز با همین نگاه، پابه‌رکاب بود و جمهوری اسلامی و نظام برایش یک اصل غیرقابل تعویض با هر چیزی بود. لحظه‌ای کار برای انقلاب را رها نکرد.

منبع: ایرنا

خواندن خبر در سایت منبع

اظهارات موسوی خوئینی درباره امام موسی صدر صحت ندارد

خبرآنلاینخبرگزاری خبرآنلاین
اظهارات موسوی خوئینی درباره امام موسی صدر صحت ندارد
حجت الاسلام موسوی‌خوئینی اظهارنظرهایی درباره رابطه امام صدر با انقلاب ایران بیان کرده که خلاف گفته های نیروهای مبارز پیش از انقلاب و دیگر مستندات در این باره است.

به گزارش خبرآنلاین، حجت الاسلام سیدمحمد موسوی‌ خوئینی در گفت وگوی بلندی که در خبرگزاری جمهوری اسلامی منتشر شده به برخی نکات درباره رابطه امام موس صدر با انقلاب ایران و مبارزات نیروهای انقلابی اشاره کرده است.

موسوی خوئینی در خلال این مصاحبه به دیدار با امام صدر در لبنان اشاره کرده و می‌گوید: «آقاموسی صدر، تا آنجا که رفتار ظاهری‌اش نشان می‌داد، هیچ نوعی همراهی با انقلاب نداشت. به نظرم می‌آید که اساسا در آن زمان ایشان نظرش این نبوده که نهضتی که در ایران شروع شده به یک نتیجه خاصی می‌تواند برسد.»

او همچنین درباره پیشنهاد انتشار مجله به امام صدر در لبنان عنوان می‌کند: «تنها مطالبه ما این بود که یک مجله معتبری منتشر شود که هفته‌ای یک‌بار اخبار مبارزات و مبارزان ایران در آن درج شود. ایشان گفت من علاقه‌مندم که مجله‌ای منتشر کنم، در این باره از من درخواست هم می‌شود ولی با این حال زیر بار این همکاری نرفت شاید هم به این دلیل که با مبارزات جاری در ایران موافق نبود ...

فکر می‌کنم آقای هاشمی و دیگر دوستان‌شان، مثل آقای بهشتی به این مقدار همکاری از سوی آقاموسی امیدوار بودند که خوب متأسفانه نشد. حتی یادم هست که گفته بودند شاید فلانی (یعنی من) نتوانسته با ایشان تفاهم کند. گفتم فرد دیگری برود شاید موفق شود. ولی من مطمئن بودم مشکل آقاموسی در شیوه گفتار نبود، ایشان خودش به یک اصولی پای‌بند بود که نمی‌خواست آن را کنار بگذارد و به نظرش، آنچه ما از ایران دنبالش بودیم، با این اصول در تعارض بود.»

اما مروری بر مستنداتی که درباره امام صدر و ارتباطش با عناصر انقلابی پیش از پیروزی انقلاب ایران در دست هست برخلاف این اظهارنظرهای جدید سیدمحمد موسوی‌ خوئینی است.

مقاله امام صدر در روزنامه لوموند درباره انقلاب ایران

اولین و قوی‌ترین سندی که نگاه حقیقی امام موسی صدر به مبارزات انقلابی ایران را نشان می‌دهد، مقاله‌ای به قلم خود اوست که ۲۳ آگوست ۱۹۷۸ برابر با اول شهریور ۱۳۵۷، حدود ۶ ماه پیش از پیروزی انقلاب در روزنامه لوموند پاریس به چاپ رسید.

امام صدر در این مقاله که «ندای پیامبران» نام دارد و یک هفته پیش از سفر رسمی او به لیبی و ربوده شدنش منتشر شده، می‌نویسد:

«نهضت مردمی ایران با تمامی حرکت‌های مشابه خود در جهان تفاوت دارد، زیرا چشم‌انداز جدیدی فراروی تمدن بشری قرار داده است. بنابراین، شایسته است که همۀ علاقه‌مندان قلمروها و مسائل مربوط به انسان و تمدن، تحولات آن را با دقت دنبال کنند. نهضت مردم ایران به‌رغم گستردگی‌ای که دارد و به‌رغم اتهاماتی که رژیم بر آن وارد می‌کند، از گرایش‌ها و ریشه‌ها و اهداف و اخلاقیات اصیل و والایی برخوردار است.

انقلابیان ایران به هیچ طبقۀ خاص اجتماعی منحصر نیستند، بلکه از همۀ ایران برخاسته‌اند: دانشجویان، کارگران، تحصیل‌کردگان، روحانیان و … همه و همه در این انقلاب حضور دارند. ملت ایران با همۀ نسل‌های مختلف خود در این انقلاب شرکت جسته است. بازار و مدارس و مساجد و شهرها و حتی کوچک‌ترین روستاها در این انقلاب مشارکت دارند.

حق آن است که بگویم خاستگاه این جنبش و ایمان و آرمان آن، همان اهداف گشودۀ انسانی و اخلاق انقلابی است. موجی که امروز ایران را درمی‌نوردد، بیش از هرچیز ندای پیامبران را در اذهان انسان‌ها تداعی می‌کند؛ ندای راستین حرکت پیامبران را، قبل از اینکه دستخوش انحراف‌های صاحبان مذاهب و فرق و منفعت‌طلبان قرار گیرد.»

متن کامل این مقاله که در کتاب «ادیان در خدمت انسان» منتشر شده، از اینجا قابل خواندن است.

نگاهی به اسناد ساواک درباره فعالیت‌های امام موسی صدر

بررسی اسناد ساواک و گزارش هایی که از بیروت به دستگاه امنیتی در تهران صادر می‌شد نیز حکایت دیگری را بیان می‌کند.

- گزارش ساواک از کمک موسی صدر به مخالفین دولت ایران

در سند شماره ۱۷۳/۲۱۳ ساواک نوشته شده است: «بنا به نوشته مجله الاسبوع العربی چاپ بیروت چنین به نظر می‌رسد که موسی صدر از صحنه سیاسی لبنان خارج شده و بیشتر به دیدار کشورهای عربی می‌پردازند. لیکن این امر دلیل کناره گیری مطلق وی از فعالیت سیاسی در لبنان نیست بلکه در مدت اخیر موسی صدر بیشتر وقت خود را صرف رسیدگی به تحولات داخلی ایران نموده و به فعالیت مخالفین دولت ایران کمک می‌کند.

نظریه نمایندگی:۱- مجله الاسبوع العربی یک نشریه تقریبا بی‌طرف لبنان است. ۲- حمایت موسی صدر از مخالفین دولت شاهنشاهی به ویژه ارتباط با خمینی و فراهم کردن تسهیلات برای فعالیت تبلیغاتی خمینی در لبنان مورد تأیید می‌باشد.»

- گزارش ساواک از تلگراف امام موسی صدر به امام خمینی در نجف

در سند شماره۲۱۳/۹۹۲ ساواک نوشته شده است: «روز گذشته (۳۷/۲/۳۰) موسی صدر بیشتر پرده از چهره خائنانه خود برداشت و علنا همکاری و همگامی خود را با روح‌الله خمینی اعلام داشت و تلگرافی برای خمینی در نجف ارسال داشت که مضمون آن به شرح زیر در جراید منتشر گردیده است:

«علمای مسلمان همه طوایف در لبنان قتل‌عام‌هایی که در ایران بر علیه هم میهنان و علمای مذهبی و برخلاف کلیه اصول انسانی صورت می‌گیرد محکوم می‌نمایند و خطبه‌های روز جمعه گذشته (۳۷/۲/۲۹) را نیز به شرح این مسئله اختصاص دادند از این گذشته تلگراف‌هایی که برای مراجع تقلید قم مخابره شده هنوز بدون جواب باقی مانده همه در انتظار حصول اطمینان و اوامر شما هستند»

نظریه اداره کل دوم: اصولا امکان این گونه اعمال خائنانه از طرف موسی صدر بعید به نظر نمی‌رسد.»

- گزارش ساواک از ارتباط توزیع‌کنندگان اعلامیه با امام صدر

در سند شماره ۲۱۳/۲۵۴ ساواک نوشته شده است: «بسیاری از اعلامیه‌های ضدملی که در زینبیه و نقاط مختلف سوریه و عراق و اماکن دیگر توزیع شده و می‌شود در بیروت چاپ می‌شود و عوامل سید موسی صدر در تهیه و چاپ و توزیع آن دخالت مستقیم دارند یکی از عوامل و دوستان نزدیک سید موسی صدر به نام کشمیری مأمور توزیع اعلامیه‌ها در سوریه است. شعارهای ضدملی که علیه مقدسات ایران در اماکن مذهبی به درودیوار نوشته شده و می‌شود توسط عوامل موسی صدر و دوستان وی نوشته شده است و با آن که تاکنون دو نوبت شعارهای ضدملی توسط مسئولان مربوطه محو شده و حتی بعضی نقاط نقاشی شده‌اند معذلک مجددا شعارها به درودیوار نوشته شده و حتی افزایش هم یافته است و همه این اقدامات توسط عوامل سید موسی صدر که با خمینی ارتباط دائم دارد نوشته می‌شود و حتی اعلامیه‌هایی که با عکس خمینی چاپ شده در بیروت و زیر نظر عوامل موسی صدر تهیه شده است.»

روایت مبارزان پیش از انقلاب

اظهارنظرها و گفته‌های مبارزان انقلابی که در آن روزها برای آموزش چریکی و فعالیت‌های مخفیانه به سوریه و لبنان رفت و آمد داشته و با امام موسی صدر نیز در ارتباط بودند، متفاوت از چیزی است که موسوی خوئینی بیان می‌کند.

گروه تاریخ شفاهی مؤسسۀ امام موسی صدر که در طی چندین سال با افراد و چهره‌های مختلفی مصاحبه و دیدار کرده است، روایت‌های متنوعی از این ماجرا در مجموعه مصاحبه هایش دارد. برخی از این روایت‌ها را که از پایگاه اطلاع رسانی موسسه امام موسی صدر برگرفته شده در ادامه مرور می‌کنیم.

- وقتی برای همراه داشتن اعلامیه دستگیر شدم، امام صدر من را از زندان عربستان نجات داد

آیت الله محمدرضا ناصری، امام جمعه یزد: «همزمان با جشن‌های دوهزار و پانصد ساله سفری به مکه داشتم و اعلامیه‌های امام خمینی را هم با خودم برده بودم. در آنجا دستگیر شدم و دو سال در زندان بودم. حدود یک سال ونیم کسی از من خبر نداشت و همه یقین کرده بودند که کشته شده‌ام. در این مدت یکی از کسانی که این مسأله را پیگیری می‌کرد امام موسی بود. ایشان به تمامی افرادی که فکر می‌کرد می‌توانند کمکی بکند سفارش بنده را کرده بودند. حتی به عمر سقاف، وزیر امور خارجه عربستان، گفته بودند که یکی از علمای بزرگ ما در زندان شماست و تکلیفش مشخص نیست، لطفا بررسی کنید.

بعد از تلاش و پیگیری‌های جدی آقا موسی از مسئولین و حکام سعودی از زندان آزاد شدم و به نجف رفتم. بعد از دو سال حبس حال خوبی نداشتم و نجف را به مقصد لبنان ترک کردم. اما مشکلی وجود داشت و آن اینکه برای سفر به لبنان اجازۀ دولت ایران و تمدید گذرنامه لازم بود. بدون ویزا و گذرنامه به بیروت رفتم و در فرودگاه از طریق یکی از دوستان با آقای صدر تماس گرفتم. ایشان بلافاصله با مسئول فرودگاه تماس گرفت که فلان کس را سریع به مجلس اعلای شیعیان بیاورید. بلافاصله با ماشینی مرا به مجلس اعلای شیعیان بردند.

این همکاری در مسیر برگشت هم تکرار شد. به سفارش امام موسی صدر مسئولین فرودگاه هیچ مجوزی از من نخواستند و وقتی نام آقای صدر را آوردم، گفتند: سید موسی، مسیحنا. واقعا از صمیم قلب و با عشق می‌گفتند. مأموران فرودگاه با شنیدن نام امام موسی صدر من را تا هواپیما همراهی کردند. بدون گذرنامه و مهر ورودی و خروجی و با توصیه ایشان به لبنان رفتم و برگشتم.»

- هویتی که امام موسی صدر به من داد، نجات دهنده بود

مرحوم مرضیه حدیدچی (دباغ)، ‌ مبارز انقلابی: «بعد از فرار مدتی در سوریه بودیم تا اینکه قرار شد به لبنان برویم و دورۀ چریکی ببینیم. قرار بود من راهنمای خانم‌هایی باشم که برای دورۀ چریکی به لبنان می‌آمدند. طبیعتا لازم بود برای رفت و آمدم مجوز داشته باشم. در آن زمان هم که آنجا زیاد امن نبود و هزار جور مسئله داشت، از چپی‌ها و راستی‌ها تا یهودی‌ها و مجوسی‌ها و خلاصه خیلی گروه‌های مختلف …

بنابراین دفتر آقای صدر در مجلس اعلا را به ما معرفی کردند، من هم تا آن زمان آقای صدر را نمی‌شناختم. به دفترشان رفتم و نشستم. آقای جوانی آمدند و سؤالاتی کردند و رفتند و چند دقیقه بعد گفتند تشریف ببرید به اتاق آقا. وقتی وارد شدم ابهت ایشان و شخصیت روحانی ایشان من را جذب کرد، شاید بتوان به جرئت گفت حالات عرفانی ایشان خیلی شبیه بعضی از حالات حضرت امام خمینی بود. من را به حدی گرفته بود که خودم متوجه نشدم که فقط ایستاده‌ام و ایشان را تماشا می‌کنم. وقتی گفتند بفرما، تازه به هوش آمدم که‌ ای داد من الان کجا هستم و برای چه آمده‌ام. وقتی نشستم، فرمودند: چه امری دارید؟ و من گفتم محمد منتظری خواستند که من خدمت شما برسم تا برای رفت و آمدهایمان مدرکی (مجوزی) داشته باشیم.

لبخندی زدند و گفتند: خیلی به دردتان می‌خورد با حالت مزاح و شوخی خاص خودشان. عرض کردم: فکر می‌کنم بله، هویتی است، اگر شما لطف کنید و این کار را بکنید به بنده هویتی داده‌اید. بعد زنگ زدند همان آقای جوان آمدند و کارتی برای من صادر کردند به نام «مجلس اعلای شیعه» و این کارت برای من هویتی اساسی شده بود. هر کجا می‌رفتم با این کارت بود و کسی هم اصلا نه در سوریه و نه در لبنان مزاحمتی برای من ایجاد نمی‌کرد. این عنایتی بود که آقا موسی به من کرد و این کارت واقعا نجات دهنده بود.»

- سید از پلیس فرودگاه لبنان برای خدمت به انقلاب ایران استفاده کرد

سرتیپ مصطفی الحاج، پلیس عمومی فرودگاه بیروت: «روزی امام موسی صدر با من تماس گرفت و گفت قرار است حاجیان ایرانی از فرودگاه لبنان به ایران بروند، من نمی‌توانم با تک تک آنها تماس بگیرم. تعدادی جزوه‌ به زبان فارسی دربارۀ انقلاب ایران برای شما می‌فرستم، شما هنگام مهر کردن پاسپورت‌های آنها به هرکدامشان چهار تا پنج جزوه بدهید.

امام تأکید داشتند که این جزوات مربوط به انقلاب ایران است و هیچ ربطی به دولت لبنان ندارد و می‌گفت من در هیچ کشور دیگری نمی‌توانم این قدر آزادانه به این فعالیت‌ها بپردازم. سید جزوه‌ها را برای من فرستاد و من از مأموران خواستم در پاسپورت هر نفر چند جزوه قرار دهند. چه کسی چنین کاری به فکرش می‌رسد؟ در واقع سید از پلیس فرودگاه لبنان برای خدمت به انقلاب ایران استفاده کرد.»

- امام موسی صدر از نفوذش در مقامات منطقه برای حمایت ما استفاده می‌کرد

علی جنتی نیز در خاطراتی از روزهای انقلاب ۵۷ ایران که در شمارۀ ۴۱ مجلۀ همشهری داستان در بهمن ۱۳۹۲ منتشر شده، می‌نویسد:

«در دمشق تقریبا از نظر امنیتی مشکلی وجود نداشت. اعضای سفارت ایران و مأمور ساواکی که آن‌جا حاضر بود، وقتی ما را می‌دیدند احساس می‌کردند که به خاطر مسائل سیاسی از کشور فرار کرده‌ایم ولی کاری نمی‌توانستند بکنند. دولت سوریه و مأموران امنیتی آن کشور هم که نه تنها با ما مشکلی نداشتند بکله کمکمان می‌کردند. ‌ همان تیرماه ۵۴ که آقای هاشمی آمدند دمشق، با هم رفتیم لبنان و ایشان ما را به امام موسی صدر معرفی کرد که در لبنان جنبش محرومین را راه انداخته بودند.

بعد از آن، امام موسی صدر هوای ما را داشت و از نفوذش در مقامات منطقه برای حمایت ما استفاده می‌کرد. مثلا با دولت سوریه صحبت کرد و قرار شد وزارت کشور آن‌جا به افرادی که ایشان معرفی می‌کند، اقامت بدهد. ما هم گذرنامه‌هایمان را می‌دادیم و برایمان ویزای اقامت می‌زدند. حتی همراه شهید منتظری با رئیس دستگاه امنیتی سوریه هم ملاقات کردیم.»

/۶۲۶۲

خواندن خبر در سایت منبع

نظرها

در ادامه بخوانید

موسوی: هیچگاه بر سر دوراهی جنگ یا مذاکره و یا هر دوراهی دیگری قرار نمی‌گیریم

فارسفارس19 ساعت قبل
سخنگوی وزارت خارجه با بیان اینکه ایران هیچگاه بر سر دوراهی جنگ یا مذاکره و یا هر دوراهی دیگری قرار نمی‌گیرد، گفت: ایرانیان در طول تاریخ نشان داده‌اند که اهل جنگاوری و دلاوری هستند و در جای خود اهل تعامل و گفت وگو. به گزارش خبرنگار گروه سیاست خارجی خبرگزاری فارس، سید عباس موسوی سخنگوی وزارت امور خارجه ایران در گفت وگویی عنوان کرد: جمهوری اسلامی ایران با اتکا به مردم خودش کشوری مستقل و مقتدر است و راه روشن خودش را براساس منافع و امنیت ملی خودش مشخص کرده و هیچگاه بر سر دوراهی جنگ یا مذاکره و یا هر دوراهی دیگری قرار نمی‌گیرد. وی با تأکید بر اینکه بن بستی برای ملت ایران وجود ندارد، افزود: ایرانیان نیز در طول تاریخ نشان داده‌اند که اهل جنگاوری و دلاوری هستند و در جای خود اهل تعامل و گفت وگو. موسوی ادامه داد: مدتی است یک سناریوی روانی - تبلیغی در کنار عملیات تروریسم اقتصادی علیه ملت ما جریان پیدا کرده و ما این حرف‌ها و سناریو را نیز در قالب همان پکیج می‌بینیم و خودشان هم می‌دانند این سناریو از پیش شکست خورده است و قطعا ره به جایی نخواهد برد. انتهای پیام/
انتخابانتخاب22 ساعت قبل
سخنگوی شورای عالی امنیت ملی گفت: سفر مقامات مسئول کشورهای مختلف به ایران افزایش یافته است، عمدتا از آمریکا نمایندگی دارند. برخی رسانه‌ای می‌شود و پاره‌ای از سفرها نیز محرمانه می‌ماند. به گزارش «انتخاب»؛ کیوان خسروی سخنگوی شورای عالی امنیت ملی گفت: بر اساس سیاست اصولی جمهوری اسلامی ایران، بدون استثناء، پیام اقتدار، منطق، مقاومت و ایستادگی ملت ایران به آنان ابلاغ شده است. وی افزود: به صراحت گفته‌ایم تا رفتارها عوض نشود، تا حقوق کشور تامین نشود، تا از لفاظی به اقدام عملی تغییر مسیر ندهند، راه همین است. به هیچ وجه مذاکره‌ای در کار نخواهد بود.

ادبیات توهین آمیز ترامپ عزم ملت ایران را در برابر آمریکا دوچندان می‌کند

صدا و سیماصدا و سیما5 ساعت قبل
به گزارش خبرنگار سرویس بین الملل خبرگزاری صداوسیما از نیویورک؛ سفیر و نماینده دائم ایران در سازمان ملل گفت حرف‌های متناقض امروز رئیس جمهور آمریکا درباره ایران، نشانه روشنی از خصومت بی حد و حصر وی نسبت به ملت بزرگ ایران است. تخت روانچی در پاسخ به اظهارات سخیف رئیس جمهور آمریکا که بار دیگر ملت بزرگ ایران را «تروریست» خوانده بود، افزود این مواضع برای ما ناآشنا نیست و آنرا در ادامه تحریم‌های ظالمانه آمریکا قابل تفسیر می‌دانیم و نمونه بارز دیگری از خصومت با ملت ایران است. وی گفت سخنان سخیف رئیس جمهور آمریکا بیش از هر چیز نمایانگر بی اطلاعی از تاریخ چند هزار ساله ایران و نشناختن مردم ایران است. تخت روانچی گفت رئیس جمهور آمریکا با استفاده از ادبیات توهین آمیز علیه ملت ایران، عزم مردم ما را در مقاومت علیه سیاست فشار و ارعاب دو چندان می‌کند. دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا امروز در جمع کشاورزان بار دیگر ملت ایران را تروریست نامید و مدعی شد ایران پشت سر همه مشکلات خاورمیانه (غرب آسیا) قرار دارد و و بازیگر خطرناکی است و برجام نمایش وحشت بود.
مهرمهر10 ساعت قبل
به گزارش خبرگزاری مهر، «دونالد ترامپ» رئیس جمهوری آمریکا طی سخنانی در کاخ سفید اعزام نیروی نظامی این کشور به خاورمیانه برای مقابله با ایران را رد کرد. وی در پاسخ به سوال خبرنگاران در مورد اعزام نظامیان آمریکایی به منطقه تاکید کرد: فکر نمی‌کنم نیازی به این کار باشد. رئیس جمهوری آمریکا در عین حال از برگزاری نشستی با مقامات نظامی این کشور در این باره خبر داد. وی در بخش دیگری از سخنان خود ضمن تکرار اتهامات واهی علیه جمهوری اسلامی ایران مدعی شد خروج آمریکا از برجام موجب شده فشار اقتصادی شدیدی به این کشور وارد شود.
صدا و سیماصدا و سیما16 ساعت قبل
به گزارش خبرنگار خبرگزاری صدا و سیما؛ سردار «حسین اشتری» در آستانه چهل و یکمین سالگرد شهادت شهید «سیدعلی اندرزگو» عصر امروز به دیدار خانواده این شهید انقلاب اسلامی ایران رفت. فرمانده نیروی انتظامی درباره خصوصیات اخلاقی شهید اندرزگو گفت: شهید سیدعلی اندرزگو از دیگر شهدا جلوتر و به دلیل مطالعه بسیار دارای فهم سیاسی قوی بود. درک بموقع وظیفه، روحیه جهادی و کار اطلاعاتی و مخفیانه و ولایت پذیری و گوش به فرمان ولایت بودن از دیگر خصوصیات بارز این شهید بزرگوار است. فرمانده ناجا با بیان اینکه ما همواره خود را مدیون خون شهدا می‌دانیم و هرچه داریم به برکت خون این عزیزان است، تاکید کرد: همواره محتاج دعای خیر همه خانواده شهدا خصوصا همسران و مادران این بزرگواران بوده و هستیم. قطعا در کنار پیچیدگی‌های کار ما جز لطف خدا و عنایت امام زمان (عج) و دعای شما خانواده شهدا نمی‌تواند موفقیت را برای ما به ارمغان آورد.
مهرمهر18 ساعت قبل
ارتش و کمیته‌های مردمی یمن مجددا فرودگاه «نجران» عربستان را به وسیله پهپاد قاصف- ۲K هدف قرار دادند. این درحالی است که روز گذشته نیز این فرودگاه هدف حمله هوایی ارتش و کمیته‌های مردمی یمن قرار گرفته بود. اما این پایان عملیات نیروهای یمنی محسوب نمی‌شود چرا که نیروهای یمنی به تازگی اعلام کرده‌اند که یک بانک اطلاعاتی در خصوص ۳۰۰ هدف حساس در عربستان و امارات در اختیار دارند. با وجود آنکه عربستان مدعی شده است این عملیات، مواضع نظامی فرودگاه نجران را هدف قرار نداده اما نیروهای یمنی اعلام کردند که در جریان عملیات علیه فرودگاه نجران یک انبار تسلیحاتی هدف قرار گرفته و به آتش کشیده شد. شهر نجران که در جنوب آن پایگاه‌ها و مقرهای نظامی متعددی قرار دارد، یکی از اهداف ارتش یمن برای پاسخ به حملات نظامی عربستان سعودی است.

اخبار بیشتر