ادامه واکنش‌ها به افشاگری‌های موسوی خوئینی‌ها درباره هاشمی رفسنجانی و امام موسی‌صدر
  1. خبری
  2. پوشش‌های خبری
  3. سیاسی
پوشش خبری

ادامه واکنش‌ها به افشاگری‌های موسوی خوئینی‌ها درباره هاشمی رفسنجانی و امام موسی‌صدر

موسوی خوئینی: جریان چپ هرگز هاشمی را تخریب نکرد/مگر هاشمی از ما دفاع کرد که ما از او دفاع کنیم؟

اصلاحات پرسخبرگزاری اصلاحات پرس
موسوی خوئینی: جریان چپ هرگز هاشمی را تخریب نکرد/مگر هاشمی از ما دفاع کرد که ما از او دفاع کنیم؟
آیت‌الله موسوی خویینی: هاشمی، در دوران ریاست جمهوری اساسا با جناح چپ میانه خوبی نداشت/شما در روزنامه سلام یک مقاله‌ای یا مطلبی پیدا کنید که تخریبی باشد/البته هاشمی هم در تخریب خیلی کم از دیگران نداشت، مثلا در خطبه‌های نمازجمعه‌اش ببینید مخالفانش را چطوری نوازش می‌کند.

به گزارش اصلاحات پرس، بخش سوم و پایانی گفتگو با آیت‌الله سیدمحمد موسوی خوئینی‌ در مورد آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در ادامه می‌آید:

معتقد بود نتایج تحقیقات باید تابع نظرات رئیس‌جمهوری باشد

بیاییم سراغ بعد از رحلت امام خمینی (ره) شما در دوران ریاست‌جمهوری آقای هاشمی، مرکز تحقیقات ریاست جمهوری را تأسیس کردید؟ از مسائل مرکز تحقیقات بگویید. چرا استعفا دادید؟

موسوی خوئینی: بله ایشان به من پیشنهاد کردند، من هم قبول کردم و با کمک ایشان آن مرکز را راه‌اندازی کردم. یک مدتی ریاست مرکز را برعهده داشتم ولی بعد احساس کردم آقای هاشمی توقعی غیر از آنچه عملکرد مرکز تحقیقات بود، داشته است.

ما نتیجه اولین موضوع تحقیق را مکتوب برای ایشان فرستادیم، درست یادم نیست، فکر می‌کنم در موضوع فقر بود. اگر به اسناد مرکز مراجعه شود معلوم می‌شود. ایشان خیلی از نتیجه تحقیق ناراضی شده بود. ایشان تصورش این بود که من بعنوان رئیس‌جمهور یک نظریاتی دارم که مرکز تحقیقات باید در تحقیقاتش نظریات من را به نتیجه برساند. من نباید تابع نتایج تحقیقات مرکز باشم، بلکه این مرکز تحقیقات است که باید تابع نظرات من باشند. به همین دلیل و به دلیل اینکه نیروهایی که در مرکز تحقیقات جمع شدند خیلی مطلوب ایشان نبودند، خیلی مرکز را تحویل نمی‌گرفت. بعضی‌ها شاید هیچ مطلوب ایشان نبودند. بعضی از نیروهای مرکز کسانی بودند که در دولت آقای هاشمی از وزارتخانه‌ها و دستگاه‌ها کنار گذاشته شده بودند. مرحوم آقای دادمان رئیس شیلات بود، ایشان را کنار گذاشته بودند. دوستان دیگری هم بودند که از موقعیت‌هایشان برکنار شده بودند. اینها را من به مرکز تحقیقات جذب می‌کردم. شاید یکی از دلایل هم این بود که نیروهایی که ما جذب می‌کردیم چندان مطلوب ایشان نبودند و گاهی ایشان فردی را به بنده پیشنهاد می‌دادند و من با او صحبت می‌کردم ولی برای همکاری نمی‌پسندیدم، شاید اینها هم باعث می‌شد ایشان آن اهمیت لازم را ندهد. من خیلی دقیق نمی‌توانم بگویم چرا؛ ولی به تدریج هرقدر جلو می‌رفتیم نوع کمک‌هایی که ایشان باید می‌کرد برای اینکه کارها توسعه پیدا کند، کم می‌شد. یک مؤسسه تازه تأسیس بود، در بودجه کشور هم جایگاهی نداشت؛ بهرحال باید جوری خود را به ریاست‌جمهوری آویزان می‌کرد. بنابراین خیلی نیاز به این داشت که در جاهای مختلف کمک بشود تا بتواند سر پای خودش بایستد. ایشان آنچنان تمایل و رغبتی نشان نمی‌داد.

مخالفتی می‌کرد؟ آقای هاشمی به عملکرد معترض می‌شد یا برداشت شما بود؟

موسوی خوئینی: نه، مخالفتی نمی‌کرد ولی به نوعی بی‌تفاوت شده بود. من هم این را احساس کرده بودم و بتدریج هم این احساسم تقویت شد. من هم انگیزه‌‌ای نداشتم که به هر شکلی هست یک جایی پستی داشته باشم، لذا من هم بی‌علاقه شدم و گفتم ادامه نمی‌دهم.

اما معترض نه. فقط اولین موضوعی که به عنوان نتیجه تحقیقات بود ارائه کردیم مطلوب واقع نشد و ناراحت هم شد. یک پروژه دیگر هم داشتیم به عنوان توسعه سیاسی. گفتیم تعریف پروژه را اول برویم با آقای هاشمی جلسه‌ای داشته باشیم بعد کلید بزنیم. کمیته‌های مختلف مرکز هرکدام یک مسئول داشت. جلسه‌ای با همه مسئولان کمیته‌ها با آقای هاشمی داشتیم که اول این پروژه را تعریف کنیم بعد برای تحقیق اقدام شود. آن موضوع را هم ایشان چندان موافق نبود. پیدا بود که اختلاف نظر و اختلاف دیدگاه زیاد است. ولی نه آنچنان که ایشان بخواهد معترض شود. بالاخره ملاحظه من را هم می‌کرد ولی همین بی‌توجهی و بی‌اعتنایی و بی‌تفاوت شدن، مسأله‌ کمی نبود. مشکلاتی را که مطرح می‌کردیم خیلی جدی نمی‌گرفت و بتدریج هم بیشتر می‌شد. من هم احساس کردم ایشان رغبتی نشان نمی‌دهد.

گویا شما در انتخابات مجلس چهارم شورای اسلامی، با وجودی که تأیید صلاحیت شده بودید ولی چون دوستان و همفکرانتان ردصلاحیت شده بودند، از کاندیداتوری انصراف دادید. در این قضایا، شما و دیگر چهره‌های جناح چپ دیدارهایی با آقای هاشمی داشتید که در خاطرات آقای هاشمی هم منعکس است برای اینکه، کمک کند تا انتخابات روند رقابتی داشته باشد؛ ولی بنظرتان آقای هاشمی در این باره همراهی نکرده و همین زمینه دلخوری شما و جناح چپ را فراهم کرده بود. درست است؟

موسوی خوئینی: نه، درست نیست، بنده و بسیاری از دوستان در آن دوره نامزد شدیم و در انتخابات حضور داشتیم و رأی نیاوردیم، چیزی که گفتید صحت ندارد.

اما آقای هاشمی، در دوران ریاست جمهوری اساسا با جناح چپ میانه خوبی نداشت. در زمان ریاست جمهوری ایشان، مجلس سوم مجلسی بود که در اختیار جناح چپ بود. از همان جا روزبه‌روز فاصله جناح چپ و آقای هاشمی بیشتر شد. قبلا هم این ذهنیت فراهم شده بود و مرتب بیشتر شد. آقای هاشمی در سیاست‌ها و اظهاراتش به گونه‌ای بودکه با جناح چپ فاصله داشت. طبیعی بود که برای جناح چپ تلاشی نکند. اگر هم توقع و انتظاری از سوی جناح چپ بوده، انتظار بیخودی بوده است. مگر می‌شود هم با آقای هاشمی سر ناسازگاری داشته باشند و هم حالا که ردصلاحیت شده‌اند از او بخواهند بیاید فداکاری کند. برود با شورای نگهبان و دیگران صحبت کند تا اینها را تأیید صلاحیت کنند.

البته تلاش‌ها و اقدامات آقای هاشمی در آن مقطع در خاطرات ایشان نقل شده است و علی‌رغم برخی اظهارات، هم خود ایشان و هم برخی چهره‌ها معتقدند که آقای هاشمی در آن دوره کاری را که از عهده‌اش برمی‌آمد علی‌رغم اختلاف نظرها انجام داد. در خاطرات آقای هاشمی هم دیدارها و گفت‌وگوهایی که داشته منعکس است. بنظر می‌رسد همین نگاهی که الان مطرح کردید، ‌ بعدها تداوم یافت و در جریان نقد آقای هاشمی از سوی جناح چپ در دهه ۷۰، شاهدیم که گاهی نقدها به سمت تخریب پیش می‌رود و حتی فضا را کاملا علیه آقای هاشمی می‌کند. امروز در سال ۹۷، ارزیابی‌تان از روندی که در نقد آقای هاشمی در دهه ۷۰ و به ویژه از نیمه پایانی دهه ۷۰ تا نیمه دهه ۸۰، طی شد، چیست؟ چقدر آن را تأیید می‌کنید؟

موسوی خوئینی: اصلا این کلمه تخریب را متوجه نمی‌شوم. این کلمه، ابزاری است در دست قدرت‌ها که هر وقت نقدها را نمی‌خواهند تحمل کنند نامش را تخریب می‌گذارند.

بعدها خیلی از همان منتقدان آقای هاشمی یا دوستان و همفکران شما، این واژه را خودشان بارها درباره عملکرد خود و همفکران خود به‌کار بردند که تخریب هاشمی در آن زمان اشتباه بود.

موسوی خوئینی: اینها همه فرزندان همین حکومت هستند. بالاخره حاکمان پدران تربیتی مردم هستند. آنها ادبیاتی را رایج می‌کنند، همه هم از این ادبیات استفاده می‌کنند. اسم نقد را می‌گذارند تخریب. البته دروغ‌پراکنی، آمار و ارقام دروغ علیه یک فرد یا عملکردش منتشر کردن و تهمت زدن تخریب است. یک وقت در جامعه شایع شده بود و هرجا می‌رفتیم می‌گفتند فلان ساختمان مال هاشمی است. من هر وقت سوار تاکسی بودم، سایرین فکر نمی‌کردند که من هم جزو همین حکومت هستم. درباره آقای هاشمی صحبت می‌کردند. من بعضی وقت‌ها که می‌دیدم خیلی زیاد این حرف‌ها را می‌زنند، می‌گفتم اینطورها هم که شماها می‌گویید نیست که یک نفر اینقدر همه جا زمین و خانه داشته باشد، می‌خواهد چه بکند؟!. آنها هم تعجب می‌کردند یک آخوند که خودش با تاکسی اینطرف و آنطرف می‌رود، چه انگیزه‌ای دارد که از آقای هاشمی دفاع می‌کند. دفاع از آقای هاشمی هم کمی مشکل بود.

ولی تخریب یعنی دروغ‌پراکنی یعنی آمار و ارقام غلط از عملکردها ارائه کردن. اما نقد کردن اسمش تخریب نیست. اصلا شما فرض بگیرید این نقد کاملا نقد غلطی از نظر نقدشونده است. قرار نیست وقتی می‌خواهند نقد کنند اول بروند پیش کسی که می‌خواهند او را نقد کنند و بگویند از نظر شما این نقد درست است یا غلط و اگر او تأیید کرد نقدش کنند. پس آزادی بیان چه می‌شود؟ نمی‌شود که برای نقد کردن اجازه بگیرند. معمولا صاحبان قدرت می‌خواهند جلوی نقد را بگیرند برای همین نام تخریب روی آن می‌گذارند. یک مقدار هم این واژه‌ها تحت تأثیر فضا و جو حاکم قرار می‌گیرد. شاید این کلمه تخریب در بیان امام هم آمده باشد ولی آن تخریب یعنی کسی می‌آید علیه یک کسی یک حرف بی‌اساس و بی‌مدرکی می‌زند برای اینکه چهره‌اش را خراب کند. بعد هم ممکن است امروز بگوید و فردا بیاید عذرخواهی کند. ولی حرف دروغ را زده و شخصیت و چهره را خراب کرده است. دیگر بعدا تکذیبش هم قبول نمی‌شود، مردم می‌گویند حتما تحت فشار قرار گرفته که دارد تکذیب می‌کند.

اما شما در روزنامه سلام یک مقاله‌ای یا مطلبی پیدا کنید که تخریبی باشد. من هرگز اعتقاد به این کارها نداشتم. سلام غیر از نقد کاری نکرده و دروغی علیه آقای هاشمی نداشته است. مثلا اگر می‌گفتیم سیاست‌های ایشان باعث فقر مطلق در جامعه شده است این دروغ بوده و تخریب است. بزرگ کردن مسائل بیش از آن اندازه‌ای که هست تخریب است. یک حدش متعارف است. مثلا در طنز و کاریکاتور گاهی مبالغه می‌شود ولی در مقاله و یادداشت و مصاحبه‌هایی که رویکرد نقدی دارد، اگر بزرگنمایی صورت گیرد، تخریب است. یک وقت عدد ۱۰ را ۱۲ می‌گویند خیلی به جایی برنمی‌خورد و در ارقام و آمار از این اختلاف‌ها هست ولی اگر یکباره عدد ۱۰ را چندبرابرکنند، تخریب است.

البته آقای هاشمی هم در تخریب خیلی خودش کم از دیگران نداشت. مثلا در خطبه‌های نمازجمعه‌اش ببینید مخالفانش را چطوری نوازش می‌کند. آقای هاشمی زبان گزنده‌ای نسبت به منتقدان و مخالفانش داشت. همین آنها را وادار می‌کرد متقابلا چیزهایی گفته باشند. تخریب‌هایی هم بود که گوینده‌اش ناشناخته بود. مثلا آن زمانی که می‌گفتند آقای هاشمی نسبت به رهبری زاویه پیدا کرده است، بعضی از شایعاتی که علیه آقای هاشمی طرح می‌شد حدس ‌زده می‌شد از کجا ناشی می‌شود، نه از طرف رهبری بلکه از آن جاهایی که خود را خیلی شیفته و سینه‌چاک رهبری معرفی می‌کنند. آنها همه جای مملکت هم حضور داشته و دارند، کافی بود یک روز بخواهند علیه بنده حرفی را شایع کنند، با یک دستور تلفنی در سراسر کشور از یک صبح تا شب همه نیروهای خود را گسیل می‌کردند. این کار گروه‌های سیاسی نیست. اینکه اینها از کجا سرچشمه می‌گرفت، فکر می‌کنم فهمیدنش خیلی مشکل نباشد.

هاشمی کاندیدای اصلح مجمع روحانیون نبود به احترام امام به او رأی دادیم

مجمع روحانیون مبارز به عنوان تشکیلات روحانی جناح چپ، چرا بعد از رحلت امام، کاندیدای اصلح مورد نظرش برای ریاست جمهوری، آقای هاشمی است ولی در زمان ریاست جمهوری او، منتقد آقای هاشمی می‌شود؟

موسوی خوئینی: شما خبرنگارها عادت دارید یک چیزی را مسلم می‌گیرید و سؤال می‌کنید طرف مصاحبه‌شونده هم فکر می‌کند این مسلم است و بعد می‌خواهد دست و پا بزندتا مطلب غلطی را توجیه کند. این که گفتید آقای هاشمی انتخاب اصلح مجمع روحانیون بود صحت ندارد، ما در زمان حیات حضرت امام -ره - در مجمع راجع به این موضوع بحث کردیم و آرای مخالف و موافق نامزدی ایشان مساوی بود، بعد از مدت کوتاهی اطلاع پیدا کردیم که حضرت امام برای ریاست جمهوری به آقای هاشمی نظر دارند. مجمع هم این نظر را پذیرفت و اما اینکه مجمع پس از انتخابات از منتقدین آقای هاشمی بود قبول ندارم. مجمع روحانیون بعد از انتخاب آقای هاشمی در یک دوره سکوت مطلق اختیار کرد. برای اینکه گفتند حالا امام از دنیا رفته، از شرایط جنگ تازه درآمده‌ایم، دوران سازندگی است و آقای خامنه‌ای رهبر شده‌اند و آقای هاشمی رئیس‌جمهور و می‌خواهند در این شرایط ویژه کشور را اداره کنند ما سکوت کنیم تا مدیریت کشور از ناحیه ما آرامش خاطر داشته باشد.

بله از یک زمانی دوباره مجمع تصمیم گرفت به صحنه برگردد. فکر می‌کنم از همان ایام منتهی به خرداد ۷۶ باشد. دوره سکوت ما دوره طولانی‌ای بود و سال‌های پایانی دولت آقای هاشمی سکوت را شکستیم. آقای کروبی دبیرکل مجمع بوده، فکر نمی‌کنم آن موقع دو سه تا مصاحبه از آقای کروبی پیدا کنید که علیه آقای هاشمی حرف زده باشد. یا از دیگر دوستانی که در مجمع بودند. مجمع چنین برخوردی با آقای هاشمی نداشت. اما روزنامه سلام به عنوان یک روزنامه منتقد بوده و انتقاد را هم به تخریب نکشانده است. من نمی‌دانم از جناح چپ، مقصودتان چه کسی است که تخریب علیه آقای هاشمی داشته است.

هرگز علیه هاشمی تخریب نکردیم

ببینید هم بزرگنمایی و نسبت‌های ناروا می‌تواند تخریب محسوب شود و هم زمانی که حجم نقدها از حد معمول بیشتر شده و حالت هجمه به خود بگیرد. مصاحبه‌ها، یادداشت‌ها و مطالب متعددی آن زمان در روزنامه‌های مختلف جناح چپ علیه آقای هاشمی منتشر می‌شد. از طرفی کتاب‌هایی که نوشته شد و او را به رانت‌گرایی، ثروت‌اندوزی و حتی در بحث قتل‌ها متهم می‌کردند. مشخصا آقای اکبر گنجی. مگر لقب عالیجناب سرخ‌پوش از درون جریان اصلاح‌طلب به آقای هاشمی نسبت داده نشد؟ لقب پدرخوانده را چه کسانی به آقای هاشمی دادند؟ یا لقب آقاسی؟ این سخنان که اتفاقات در خانواده‌های مقتدر پشتی (پشت پرده) به جای صندوق‌های رأی رقم می‌خورد از کدام جریان سیاسی علیه آقای هاشمی و خانواده‌اش درآمد؟ این پشیمانی را امروز برخی چهره‌های سرشناس اصلاحات در مصاحبه‌هایشان مطرح می‌کنند و حتی معتقدند روند انتقادی اشخاص نزدیک به شما هم در هجمه علیه دولت در روزنامه سلام روند درستی در آن زمان نبوده است که منجر به موضع‌گیری شخصی می‌شده که روند اجرایی امور را آن هم در دوران سخت بعد از جنگ بعهده داشته است.

موسوی خوئینی: آقای اکبر گنجی را شما جزو اصلاح‌طلب‌ها می‌دانید و از من می‌خواهید پاسخ کارهای آقای گنجی را بدهم؟ آقای گنجی رفت و از خط خارج شد؛ نه تنها از خط انقلاب بلکه الان نسبت به بسیاری از اعتقادات دینی هم مسأله دارد. آن زمان هم که اینها را می‌گفت خودش تنها بود. اما درباره آقای عبدی با توجه به شناختی که از ایشان دارم بعید می‌دانم در هیچ‌یک از نوشته‌هایش، نسبت به آقای هاشمی درباره ثروت‌اندوزی و اینگونه چیزها حرفی زده باشد. مطمئن باشید نگفته است.

شما در میان اصلاح‌طلب‌ها، کسانی را که سخنگویان جریان اصلاحات هستند هرچند به طور غیررسمی، نام ببرید که رویکرد تخریبی به آقای هاشمی داشتند. در رأس آنها آقای خاتمی است. آقایان: بهزاد نبوی، حجاریان، تاجزاده، میردامادی، آقا رضا خاتمی، امین‌زاده، جلایی‌پور و افراد زیادی که از من انتظار نداشته باشید اسامی همه آنها را به خاطر داشته باشم، اینهایی که شناخته شده هستند و هزینه اصلاح‌طلب بودن‌شان را هم داده‌اند، از اینها مطلبی در جهت تخریب آقای هاشمی نیست.

بسیاری از همین افراد هم که نام بردید الان خود درباره آن روزها با پشیمانی سخن می‌گویند. حتی در چرخش‌هایشان هم این ندامت روشن است. از بقیه نام نمی‌برم اما چطور می‌گویید اکبر گنجی اصلاح‌طلب نبوده و چطور می‌گویید در بیان نقدهایش تنها بوده است؟ مطالب او به صورت گسترده در رسانه‌هایی منتشر می‌شد که مدیریت آن با همین چهره‌های اصلاح‌طلب بوده یا منتسب به جریان اصلاح‌طلب بودند.

موسوی خوئینی: درباره یک رسانه اگر ارگان یک حزب سیاسی نباشد اینگونه نمی‌شود قضاوت کرد، مثلا روزنامه کیهان منتسب به رهبری است چون مدیرش را رهبر تعیین می‌کند ولی هرچه در این روزنامه نوشته می‌شود — که می‌بینید چه چیزهایی نوشته می‌شود — باید به حساب رهبری گذاشت؟ روزنامه‌های منتسب به اصلاح‌طلب‌ها هم همین‌طور است، اینها ارگان یک حزب سیاسی نیستند..

یک زمانی یک آدمی با یک مجموعه‌ای بوده است ولی آنقدر خارج از خط حرف زده که کلا هم خودش کنار کشیده است.

مگر هاشمی از ما دفاع کرد که ما از او دفاع کنیم؟

در هر حال آن زمان که با مجموعه جناح چپ و اصلاح‌طلبان بود، همه مواضعش در رسانه‌های اصلاح‌طلب به صورت گسترده منتشر می‌شد و جریان چپ از نتیجه صحبت‌های او در زدن آقای هاشمی، بهره می‌برد. اگر جریان اصلاحات آن روند و آن حرف‌ها را قبول نداشت چرا آن زمان یک کلمه کسی علیه او صحبت نکرد؟

موسوی خوئینی: من بعنوان یکی از اصلاح‌طلب‌ها، بیکار ننشستم که هر کسی حرفی علیه آقای هاشمی زد فوری به میدان بیایم و از آقای هاشمی دفاع کنم. مگر آقای هاشمی نسبت به من اینطور بود؟ در دنیای سیاست اینها توقعات یکطرفه نیست. چه دلیلی داشته هر کسی به ناروا علیه آقای هاشمی حرفی زده، اصلاح‌طلب‌ها به صحنه بیایند و از او اعلام برائت کنند. مگر آقای هاشمی برای اصلاح‌طلبان از این کارها کرده است؟ در دنیای سیاسی اینطور نیست. معمولا کسانی که با هم هستند و همکار و همراه هستند، مواظب همدیگرند. یک کسی که خودش را اصلا از بقیه فراتر هم می‌داند چه لزومی دارد ما به دفاع از او به صحنه بیاییم.

این انتظار نبوده که به دفاع از آقای هاشمی به صحنه بیایید. اما جریان اصلاحات نمی‌تواند از اینکه مجال نشر مطالبی از جنس دیدگاه‌های اکبر گنجی علیه آقای هاشمی را فراهم می‌کرده سرباز بزند. می‌تواند؟

موسوی خوئینی: مگر قرار است سر باز بزنند یا نزنند مگر قرار است از آقای هاشمی شخصیتی بسازیم که نه کسی علیه او حرفی بزند و اگر هم کسی حرفی زد همه بریزند سر او که چرا چنین گفته‌ای و چنان نگفته‌ای

فرض کنید امروز یک کسی علیه آقای جنتی حرفی را بزند. در دنیای سیاست در این مورد چه وظیفه‌ای دارند که به دفاع از آقای جنتی وارد صحنه شوند؟

کلوخ‌انداز را پاداش سنگ است

اگر جریان اصلاحات همین امروز در رسانه‌های شناسنامه‌دار خود مکرر در مکرر مطالبی را علیه آقای جنتی یا هر فرد دیگری منتشر کند، پس آنها را قبول دارد مگر اینکه سران اصلاحات اعلام کنند اینها مواضع ما نیست.

موسوی خوئینی: شما حزب سیاسی و جریان سیاسی را یکی گرفته‌اید و مسؤلیت‌های یک حزب و ارگان یک حزب را از یک جریان می‌خواهید و سؤال‌هایی مطرح می‌کنید که پاسخ نمی‌خواهد.

اینها که می‌گویید مواضع یک حزب نیست. یک وقت یک مطلب مهمی علیه آقای جنتی گفته می‌شود که با هیچ معیار اخلاقی، دینی، شرعی و سیاسی نمی‌سازد بله، آنجا باید فرد یا افرادی بیایند و این اقدام را تقبیح کنند. اما دنیای سیاست، دنیای نقل و نبات که نیست. آقای جنتی یک کارهایی می‌کند که مجموعه‌ای اوقاتشان از دستش تلخ است. اینها هم متقابلا تحلیل‌ها و انتقادهایی به ایشان دارند. اینکه می‌گویید روزنامه‌های اصلاح‌طلب، اول بگویید خود این روزنامه‌ها کدامیک همدیگر را به عنوان روزنامه اصلاح‌طلب قبول دارند؟ یک مرتبه است تمام این روزنامه‌ها می‌آیند علیه یک کسی علیه یک فردی به ناروا یک چیزی را منتشر می‌کنند، یک چیزی که با هر معیاری، غلط است؛ معیار اخلاقی، شرعی و عرف سیاسی. بله آنجا حتما یکی باید بگوید اینها چیست و تقبیح کند. اما در مسائل روزمره سیاسی اینطور نیست. می‌گویند کلوخ‌انداز را پاداش سنگ است. او یک چیزی گفته، یکی هم جواب داده و خورده به هدف. این تصور که کل جریان اصلاح‌طلب یک پیکره واحدی است که یک رأسی دارد و مسلط بر همه اجزای خودش است و هر لحظه هم مراقب است تصور غلطی است. امروز ببینید یک عده می‌گویند شما استمرارطلب هستید، یک عده می‌گویند شما تندروی کردید.

فاصله از حاکمیت اصلا در قاموس سیاسی هاشمی نمی‌گنجد

شما گفتید آقای کروبی و آقای خاتمی هرگز مخالف هاشمی نبودند. در این صورت چرا در لیست ۳۰ نفره تهران یک جا به هاشمی اختصاص ندادید؟ در حوادث انتخابات مجلس ششم، که منجر به عدم ورود آقای هاشمی به مجلس شد؛ نقل است که مجمع روحانیون مبارز برای حضور آقای هاشمی در لیست خود، شرط گذاشته بوده که ایشان در لیست جامعه روحانیت مبارز نباشد.

موسوی‌خوئینی: اصلا صحت ندارد. مجمع اساسا نگاهش به اشخاص و شخصیت‌ها این نیست که بگوید اینجا باش یا نباش. یک فردی را یا قبول دارد یا ندارد و لابد آن زمان ایشان را قبول نداشته که در لیست قرار نداده است.

چه شد که در دهه پایانی عمر آقای هاشمی، جناح چپ به آقای هاشمی نزدیک شد؟ برخی می‌گویند آقای هاشمی تغییر کرده بود و مثلا از سمت حاکمیت و نظام به سمت مردم آمده بود؟

موسوی‌خوئینی: اینکه آقای هاشمی از حاکمیت فاصله گرفته بود، من در جغرافیای سیاسی آقای هاشمی چنین چیزی را نمی‌بینم که زمانی از حاکمیت فاصله گرفته باشد. آقای هاشمی تا پایان عمر، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، عضو مجلس خبرگان رهبری و نزدیک‌ترین فرد به رهبری بوده است. هر وقت می‌خواست با ایشان می‌نشست و گفت‌وگو می‌کرد. مواردی هم پیدا شد که اختلاف نظر پیدا کرد ولی تا آخر هم باز ملاحظه جایگاه ایشان را می‌کرد، یعنی ایشان چه کار کرده که از حاکمیت فاصله گرفته است؟ یک حرفی بنظرش صحیح آمده و آن را گفته است. ضمن اینکه ما باید بدانیم بحث‌های آقای هاشمی متوجه رهبر انقلاب نبوده. ما عمدتا جریان اصولگرا را با حاکمیت و رهبری مخلوط می‌کنیم. جریان اصولگرایی از تندترین تا ملایم‌ترین را در درون خود دارد. آنها جوری رفتار می‌کنند که خود را به رهبری بچسبانند. لذا هر کسی بگوید بالای چشم سپاه ابروست می‌گویند با حاکمیت زاویه پیدا کرده است. اگر کسی بگوید سپاه اینجا بد عمل کرده است می‌گویند یعنی به رهبری انتقاد کرده است. این تصور که سپاه هر کاری می‌کند حتما واو به واو را رهبری موافقت کرده و رضایت داده است، نگاه غلطی است. این تصور که اصولگرایان با حاکمیت و رهبری یکی هستند، هم تصور غلطی است.

آقای هاشمی در دهه پایانی عمر خود با اینها اختلاف داشته و علیه آنها و علیه عملکردشان حرف زده است. اما یک عده چون خودشان با رهبری مشکل دارند، بلافاصله نقدهای آقای هاشمی را اینطور تعبیر می‌کنند که «بله، یک یلی هم پیدا شده که او هم با رهبری مشکل دارد. این هم به ما پیوسته است.» در واقع، آرزوی خود را بصورت مصنوعی در شخصیت آقای هاشمی ساختند که آقای هاشمی هم مثل ما با رهبری مسأله دارد. پس آقای هاشمی هم با ماست. یادتان هست زمانی که رهبری در بیمارستان بودند و آقای هاشمی به عیادت ایشان رفت، چه گفت؟ شما عشق منید، دین و دنیای منید، حالا که دیدم شما خوب هستید حالم خوب شد. یا باید بگوییم خدای نکرده آقای هاشمی با این حرف‌ها بازی کرده است و خلاف مکنونات قلبی‌اش گفته است که اینطور نیست. آقای هاشمی حرفش را زده است. نقدها را داشته ولی واقعا نسبت به رهبری همینطور بوده است. سابقه رفاقت و همراهی این دو با هم طولانی است. اما آقای هاشمی بهرحال یک جاهایی انتقاد کرده، یک جاهایی در جلسه خصوصی گفته این درست نیست، آن درست است. این چیزها را می‌خواهند به حساب این بگذارند که ایشان با رهبری زاویه پیدا کرده است. در حالی که تا آخر عمرش هم معلوم است نگاهش به رهبری چه بوده و جایگاهش در نظام مشخص است. تا آخر عمر خود جزو حاکمیت بوده است. بعد از فوتش هم آقای خامنه‌ای برایش سنگ تمام گذاشته است. من این تفسیر را غلط می‌دانم که آقای هاشمی در پایان عمر با حاکمیت مشکل پیدا کرده است. این تفسیر را اصلا با قاموس سیاسی آقای هاشمی سازگار نمی‌دانم و در ذهنم نمی‌گنجد.

چون امام نبود، خودش را خیلی رئیس‌جمهور می‌دانست

پس یعنی اصلاح‌طلبان چون از قدرت کنار زده شده بودند، برای بازگشت به قدرت به سمت آقای هاشمی رفتند؟

موسوی خوئینی: اصلاح‌طلبان اگر آقای خاتمی منظور شماست که رئیس جریان اصلاحات است، ایشان همیشه با آقای هاشمی یک رابطه صمیمی نزدیک داشته و ایشان را به قول خودش شناسنامه انقلاب می‌دانسته است. چه زمانی آقای خاتمی نسبت به آقای هاشمی فاصله خاصی داشته که بعدا بخواهد به سمت ایشان برگردد. یا آقای کروبی، کی علیه آقای هاشمی بوده؟ طبعا یک اختلافات سلیقه‌ای بین آقای کروبی و آقای خاتمی با آقای هاشمی بوده ولی به معنای این نبوده که از آقای هاشمی فاصله داشته‌اند. اما آقای هاشمی به دلیل اینکه جایگاهش در این سال‌ها متفاوت شد، به تناسب، رفتارهای متفاوت هم داشت. یک زمانی رئیس‌جمهور نبود، بعد رئیس‌جمهور شد؛ یک رئیس‌جمهوری که شخصیتی مثل امام هم نبود. بنابراین خودش را خیلی رئیس‌جمهور می‌دانست. در آن شرایط طبعا نسبت به کسانی که به ایشان تمایل چندانی نداشتند، خیلی بی مهری کرده است. او بوده که اصلاح‌طلب‌ها را اصلا تحویل نگرفت. اما یک زمان آقای هاشمی دیگر رئیس‌جمهور نیست، دوباره با اینها رفیق شده، البته در یک حدی؛ نه آنچنان که اصلاح‌طلب شده باشد.

اصلاح‌طلبان احساس کردند برای رأی‌آوری می‌توانند از هاشمی استفاده کنند

ما قبلا نداشتیم که لیست جناح چپ با همراهی آقای هاشمی باشد ولی در این سال‌ها بر سر لیست‌ها عکس و اسم آقای هاشمی بعنوان حامی بوده است.

موسوی خوئینی: آقای هاشمی یک زمانی نسبت به جناح چپ احساس نیاز نداشته و حتی بی‌مهر هم بود. بعد که آن جایگاه را نداشته، خودبخود با اینها نزدیک شده است. متقابلا اینها هم نزدیک شده‌اند. شاید هم این جریان احساس کرده از شخصیت آقای هاشمی، برای رأی‌آوری می‌تواند استفاده کند. آقای هاشمی هم دیگر مثل سابق حرف‌هایی نمی‌زد که آنها را از خود برنجاند.

ماجرای گفت‌وشنود بر سر پست نخست‌وزیری

شما عضو هیأت بازنگری در قانون اساسی بودید. از نقش آقای هاشمی در اصلاحات قانون اساسی در سال ۶۸ و دیدگاه‌های ایشان در این خصوص بگویید.

موسوی خوئینی: رئیس شورای بازنگری مرحوم آقای مشکینی بود ولی آقای هاشمی مدیریت آن جلسات را بعهده داشت. رئیس آقای مشکینی بود. حضرت امام در حکمی که داده بودند موضوعاتی که می‌خواستند در دستور کار شورای بازنگری باشد را تعیین کرده بودند. البته بعدا یکی دو تا مطلب هم اضافه شد.

تعیین تکلیف پست نخست‌وزیری یکی از این موارد بود. آقای هاشمی نقش خاصی نداشت که چه اتفاقی بیفتد ولی طبعا مدیر توانایی در اداره جلسات بود. آن موقع آقای هاشمی بنا بود رئیس‌جمهور بعدی باشد، یعنی فضای سیاسی اینطور نشان می‌داد که ایشان کاندیدای ریاست جمهوری است و رقیب قدری هم ندارد که در مقابلش باشد. امام هم نظرش به ایشان برای ریاست جمهوری مثبت بود. طبیعی بود که آقای هاشمی تمایلش به این سمت بود که پست نخست‌وزیری حذف شود و رئیس‌جمهور مسئول قوه مجریه باشد.

در شورای بازنگری قانون اساسی، کمیسیون‌های مختلفی بود. این موضوع در دستور بررسی کمیسیونی بود که من یکی از اعضای آن بودم و آقای خامنه‌ای هم رئیس آن کمیسیون بودند. در آنجا، من و آقای خامنه‌ای سر این موضوع دو نظر متفاوت داشتیم. من معتقد بودم نخست‌وزیر مسئول امور اجرایی کشور باشد و رئیس‌جمهور یک پست تشریفاتی با انتخاب مجلس باشد. تا آن زمان، رئیس‌جمهور با انتخاب عموم مردم بود، منتها اختیاراتش با انتخابات سراسری تناسب نداشت. در کشورهایی که رئیس‌جمهور اختیاراتش تا این حد محدود است، در پارلمان تعیین می‌شود. آقای خامنه‌ای بعکس معتقد بودند نخست‌وزیری حذف شود و رئیس‌جمهور مسئول اجرایی باشد. این سبب شد رأی‌ها در کمیسیون تقسیم و مساوی شد. بنا شد موضوع به جلسه عمومی شورای بازنگری بیاید. بعد از جلسه آقای خامنه‌ای خواستند با هم دو نفری صحبت کنیم. گفتند ببینید با این سبک اگر جلو برود یک کسی مثل آقای هاشمی دیگر حاضر نیست رئیس‌جمهور بشود، چون دیگر رئیس‌جمهور تشریفاتی می‌شود.

شاید هم اصلا آن کار درست بود، اما بهرحال دیدگاه آقای هاشمی و آقای خامنه‌ای اینطور بود که عرض کردم بخصوص آقای هاشمی. در خود جلسه هم در هنگام همین بحث، هرچه آقای مهندس موسوی گفت، آقای هاشمی برخورد خیلی تندی با مهندس موسوی کرد. جایی آنقدر برخورد ایشان با مهندس موسوی تند بود که من ناراحت شدم و فریاد زدم که چرا اینطور حرف می‌زنید؟ رعایت کنید. به من خیلی برخورد. خود مهندس موسوی بنده خدا چیزی نگفت و ساکت بود. پیدا بود آقای هاشمی تمام توجهش به این است که این قانون جوری تصویب بشود که پست نخست‌وزیری حذف شود و پست ریاست‌جمهوری به همین ترتیبی که الان هست باشد. آقای هاشمی چون ذهنش آن قضیه بود، در اداره جلسه هم گاهی از خودش این نابردباری‌ها را بروز می‌داد و بی‌صبرانه اظهاراتی می‌کرد که نشان می‌داد روی موضوع خیلی حساس است.

خبرگان قانون اساسی؛ هاشمی و مسأله رهبری بعد از امام

در اصلاحات مربوط به اصول رهبری، نقش و نگاه آقای هاشمی چگونه بود؟ مشخصا در بحث مدت‌دار نشدن و همچنین شورایی نشدن رهبری؟

موسوی خوئینی: در مسأله دائمی یا مدت‌دار شدن رهبری خود آقای خامنه‌ای، پیشنهاد ۱۰ ساله دادند. این پیشنهاد هم زمانی بود که ایشان رهبر شده بودند و امام از دنیا رفته بود. تصویب هم شد. فردای آن روز، چند نفر از آن اعضای بازنگری که از قم می‌آمدند مثل آقای آذری‌قمی و آقای مؤمن آمدند، - من اول جلسه نبودم -، گفتند دیروز در قم آن موضوع بحث شده و مطرح شده که مدت‌دار کردن رهبری خلاف شرع است. وقتی به کسی رأی دادند به عنوان رهبر این دیگر مادام‌العمر رهبر است، مگر آنکه فاقد شرایط بشود. بعضی مثل آقای کروبی معترض می‌شوند و می‌گویند این دیروز تصویب شده و گذشته است؛ اما آقای هاشمی می‌گوید نه دیروز هم مثل اینکه این رای شبهه داشته است.

آقای کروبی در نامه‌ای که اخیرا به مجلس خبرگان رهبری داشته‌اند اینها را گفته است که اتفاقا با پاسخ آقای محسن هاشمی هم مواجه شد. آقای محسن هاشمی با استناد به مشروح مذاکرات شورای بازنگری قانون اساسی، نوشته است که «بعد از طرح موضوع و پیشنهاد کمیسیون مربوطه که مدت‌دار شدن دوران رهبری برای رهبری فرد غیرمرجع باشد، آیت‌الله هاشمی رفسنجانی برخلاف مرقومه جنابعالی پیشنهاد توقیت برای مرجع تقلید را هم مطرح می‌نمایند. موضوع در جلسه صبح و عصر با بحث زیاد مطرح و بعد از قرائت نامه‌ای از جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، آیت‌الله هاشمی رفسنجانی با عنوان کردن اینکه چون در جلسه صبح، حذف مدت‌دار بودن رهبری رأی نیاورده است، ‌ لذا نمی‌توان آن را مجددا به رأی گذاشت، نسبت به کلیت اصل ۱۰۷ قانون اساسی با شرط مدت‌دار بودن دوره رهبری، رأی‌گیری می‌شود که رأی نمی‌آورد و پس از آن ناگزیر پیشنهادات مختلف نمایندگان به رأی گذاشته می‌شود. اما هیچ‌یک واجد رأی اکثریت نمی‌شود. ولی در نهایت حذف مدت‌دار بودن به رأی گذاشته می‌شود و به تصویب می‌رسد.

موسوی خویینی: حافظه آقای کروبی از من قوی‌تر است و دقیق‌تر می‎‌گوید. من زمانی رسیدم که این بگومگوها شده بود. آقای هاشمی می‌گفت نه دیروز هم مثل اینکه رأی شبهه داشت و قطعی نشده است. آقای کروبی گفت خود شما اعلام کردید که رأی آورد. آقای کروبی بلند شد، یک یک از اعضا پرسید شما دیروز رأی دادید؟ بعد اعلام کرد آقای هاشمی تعدادی که لازم هست می‌گویند رأی دادیم، آقای هاشمی گفت نه، بعضی الان می‌گویند. یعنی برای اینکه می‌خواست آن قضیه‌ای که آقایان آمدند گفتند اینکه ۱۰ ساله خلاف شرع است، عملی شود. البته من بعید می‌دانم خود آقای هاشمی به خلاف شرع بودنش اعتقاد داشت چون خودش آدم صاحب نظری در این مسائل بود. ولی در آن مجموعه‌ای که در ذهنش بود فکر می‌کرد این ۱۰ ساله بودن به صلاح نیست. در ذهنش بود که رهبر یکبار انتخاب و تمام شود. هر ۱۰ سال انتخاب کنیم، درست نیست. دردسرش زیاد است. چون می‌دانست که اینطوری درست نیست به هر صورت می‌خواست این را برگرداند، حتی به این قیمت که بگوید دیروز بعضی رأی ندادند و الان می‌گویند که رأی داده‌اند.

آنچه آقای محسن هاشمی در پاسخ گفته، مستند به مذکرات شورای بازنگری است.

موسوی خویینی: آنچه که من به خاطر دارم، همین بود که گفتم.

درخصوص شورای رهبری چطور؟ آقای هاشمی در شورایی نشدن رهبری نقشی داشت؟

موسوی خوئینی: اینکه شخصا با ایشان صحبت کرده باشم، چیزی یادم نیست. در ایام بیماری امام بود که همه ما از جمله آقایان خامنه‌ای، مشکینی، هاشمی، موسوی اردبیلی، محمدی گیلانی، مؤمن، خلخالی، کروبی و بنده در جماران بودیم. حال امام مساعد نبود. پاسی از شب گذشته بود. پزشکان هم گفته بودند هفت هشت ساعت بیشتر امام مهمان شما نیست. آنجا نشسته بودیم وهمه نگران، بحث شد که بعد از امام چه باید کرد. بحث‌های مختلفی شد. آقای مؤمن گفتند حضرت امام فرمودند آقای منتظری برای رهبری مناسب نیست ولی نفرمودند عضو شورای رهبری هم نباشد. یک شورایی تشکیل دهیم که آقای منتظری هم عضو آن شورا باشد. در ذهنش هم اینطوری بود، شاید هم گفت که شورا متشکل از آقایان خامنه‌ای، هاشمی و منتظری باشد. علتش هم این بود که فقاهت رهبر برای امثال آقای مؤمن خیلی مهم بود. لذا آقای خامنه‌ای و آقای هاشمی به لحاظ مدیریت و اجرا و اداره امور خوب‌اند و جنبه فقاهت هم آقای منتظری باشد که مشکل شرعی نداشته باشد. بنظر من، پیشنهاد آقای مؤمن به این دلیل بود. وقتی آقای مؤمن این را گفت تعدادی از اعضای جلسه به ایشان به تندی اعتراض کردند که این چه حرفی است؟ آقای مؤمن هم دید که نسبت به آقای منتظری خیلی مواضع تند است، سکوت کرد.

آقای محمدی‌گیلانی هم به آقای خامنه‌ای خطاب کرد که اصلا خود شما رهبر باشید. اما تا این را گفت آقای خامنه‌ای سخت پرخاش کرد که دیگر این حرف را تکرار نکنید. آقای محمدی‌گیلانی هم سکوت کرد. بعد صحبت شد که پس شورایی باشد. اما بدانید آن شب اگر بحث فرد هم بود، درست است که فقط آقای محمدی‌گیلانی به زبان آورد ولی اگر بقیه هم می‌خواستند نام ببرند، فکر نمی‌کنم غیر از آقای خامنه‌ای کسی دیگر را نام می‌بردند. اگر هم کسی نام آقای هاشمی در ذهنش بود، ولی خود آقای هاشمی هم حتما نظرش آقای خامنه‌ای بود. منتها در آن جلسه هیچ‌کس ابراز تمایل نکرد که یک نفر باشد. خیلی بنظر اشخاص سخت بود که بجای امام، یک نفر را قبول داشته باشند. خیلی غیرقابل باور بود. لذا ذهن‌ها خودبخود به سمت این رفت که شورایی باشد. همان جا هم تقریبا معلوم شد که شورا یعنی آقای خامنه‌ای و آقای هاشمی، بین آقای مشکینی و آقای موسوی اردبیلی هم بحث بود که احتمالا اگر بحث ادامه پیدا می‌کرد، فکر می‌کنم بیشتر روی آقای موسوی اردبیلی متمرکز می‌شدند. بهرحال آن جلسه اصلا رسمیت نداشت. همین جا بود که آمدند گفتند تمام شد. در واقع وعده پزشکان که هفت هشت ساعت امام مهمان شماست، تبدیل شد به یکی دو ساعت. هنوز صحبت‌ها در آن جلسه تمام نشده بود، گفتند امام از دنیا رفت. جلسه بهم ریخت و موضوع همان جا قطع شد. روز بعد در جلسه خبرگان هم به یاد ندارم که آقای هاشمی تلاشی کرده باشد که رهبری، شورایی نشود. در ذهنم چنین چیزی نیست.

گویا آقای هاشمی و آقای خامنه‌ای خودشان بحث شورایی شدن را طر ح می‌کنند و رأی نمی‌آورد؟

موسوی خوئینی: من از آقای هاشمی چیزی در ذهنم نیست که دنبال شورائی شدن باشد. اصلا دو تا گزینه داشتیم؛ یا باید شورایی می‌بود یا فردی. در قانون نوشته شده بود که اگر کسی از مراجع تراز اول تقلید نبود که صلاحیت رهبری داشته باشد، آن وقت شورایی باشد. می‌دانستیم با آن شرایط یک نفر را نداریم و از این رو، خودبه‌خود ذهن‌ها به سمت شورایی رفت. آقای هاشمی هم بعنوان مدیر جلسه ناگزیر بود بحث شورایی را مطرح کند. چند نفر در مخالفت با شورایی بودن صحبت کردند. بعد به رأی‌گیری رسید ولی شورایی شدن رهبری رأی نیاورد. آقای خامنه‌ای هم هیچ صحبتی نکرد. بعدا وقتی که بنا شد آقای خامنه‌ای انتخاب شود، خود ایشان گفت من فکر نمی‌کردم شورایی رأی نمی‌آورد، والا می‌آمدم در موافقت با شورایی صحبت می‌کردم. یعنی آقای خامنه‌ای هم بنا داشته در حمایت از شورایی بودن صحبت کند. اینکه آقای هاشمی چه در دل داشته، نمی‌دانم ولی در مدیریت جلسه چیزی به خاطرم نیست که آقای هاشمی دنبال این بود که شورایی نشود؛ البته این را هم اضافه کنم که واقعا تعطیل کردن مملکت بهتر بود تا اینکه مدیریت شورایی برایش بگذاریم. مدیریت شورایی حتی برای یک استانداری و وزارتخانه هم جواب نمی‌دهد، چه رسد به رهبری یک کشور که مدیریت شورایی آن می‌تواند کشور را فلج کند.

آقای کروبی در نامه اخیرش به خبرگان، فردی شدن رهبری را هم متوجه آقای هاشمی و آقای خامنه‌ای می‌داند.

موسوی خوئینی: اینکه آقای هاشمی در دلش چه بوده من نمی‌دانم. من چیزی ندیدم. ولی این را هم لازم است بگویم که بهترین کار همان بود که آن روز اتفاق افتاد. رهبری شورایی که اصلا از نظر من مردود و ناکارآمد بود. اما در رهبری فردی هم، در آن روز و روزگار در آن جمعی که فعال بودند، مناسب‌تر از آقای خامنه‌ای نداشتیم.

منبع: ایرنا

خواندن خبر در سایت منبع

موسوی خوئینی‌ها خودش از همه قانون گریز‌تر است/ قصد موسوی خوئینی‌ها از بیان این حرف‌ها منکوب کردن هاشمی است/ خوئینی‌ها بیشتر برای مملکت کار کرد یا هاشمی؟

اعتمادآنلاینخبرگزاری اعتمادآنلاین
موسوی خوئینی‌ها خودش از همه قانون گریز‌تر است/ قصد موسوی خوئینی‌ها از بیان این حرف‌ها منکوب کردن هاشمی است/ خوئینی‌ها بیشتر برای مملکت کار کرد یا هاشمی؟
سیدمصطفی هاشمی‌طبا با اشاره به صحبت‌های موسوی خوئینی‌ها درباره آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، گفت: مساله این است که افراد قانون‌مدار باشند و از قانون استفاده درست کنند. یکی از کارهایی که آقای هاشمی می‌خواست انجام دهد بحث آبیاری‌های مردن در حوزه کشاورزی در کشور بود و قعطعا اگر کاری که شروع کرده بود، انجام می‌شد امروز به مشکلات فعلی برنمی‌خوردیم.

اعتمادآنلاین|سیدمصطفی هاشمی‌طبا وزیر دولت آیت‌الله هاشمی‌طبا به خاطر این مصاحبه از موسوی خوئینی‌ها گلایه دارد. او بیان کرد: «حداقل آقای خوئینی‌ها نباید بگوید که هاشمی قانون گریز بود، مگر خود او خیلی به قانونی پایبند است؟ به اضافه اینکه تلاش آقای هاشمی برای کسب اجازه از رهبری مصداق قانون گریزی نیست. درست است که این روش برخورد درست نیست اما کسب اجازه از رهبری به خودی خود مذموم نیست. اگر آقای هاشمی هم این کار را نمی‌کرد به هر حال باب این کار باز شده و خیلی از مسائل به ایشان ارجاع می‌شد. اصلا مگر این کار ممنوع است؟»

وی ادامه داد: «اگر قرار بر نقد قانون گریزی باشد، خود آقای خوئینی‌ها از همه قانون گریزتر است».

او با این اعتقاد که مصاحبه مذکور به نفع شخصیت هاشمی رفسنجانی بوده است، گفت: «صحبت‌های آقای خوئینی‌ها این نبود که بگوید آقای هاشمی نقطه ضعف دارد. کما اینکه همه نقطه ضعف دارند و کسی معصوم نیست. به نظر من بیان این حرف‌ها حتی به نوعی آقای هاشمی را تایید کرد».

هاشمی طبا در پاسخ به پرسشی درباره چرایی بیان این حرف‌ها همزمان با سالگرد مرحوم هاشمی گفت: «نمی توان نیت خوانی کرد اما همین قدر می‌توان گفت که آقای خوئینی‌ها کار خوبی نکرد. حرف‌های او در نهایت به نفع شخصیت آقای هاشمی است اما ظاهرا قصدشان از بیان این حرف‌ها منکوب کردن هاشمی بوده است.»

وی افزود: «اگر مصاحبه را کامل بخوانید خواهید دید که حرف‌های ضد و نقیض بسیاری زده‌اند. خیلی مسائل را انکار کرده و برخی موضوعات را نیز اصلا فراموش کرده است. در مجموع این مصاحبه برای شخصیت آقای خوئینی‌ها خوب نبود».

هاشمی طبا درباره آن بخش از مصاحبه که آقای خوئینی‌ها مرحوم هاشمی را به مهندسی انتخابات متهم کرده است، گفت: «من آقای هاشمی را اینطورنمی شناختم و نمی‌شناسم. اتفاقا ایشان در خیلی ازکارها با مشورت دیگران عمل می‌کرد اما وقتی به جایی میرسید که تشخیص می‌داد انجام کاری برای مملکت لازم است، همه تلاش خود را می‌کرد و بی تفاوت نمی‌ماند. بسیاری از افراد نسبت به انجام کارهای مفید برای مملکت بی تفاوت هستند اما آقای هاشمی اینطور نبود».

وی به قیاس موسوی خوئینی‌ها و مرحوم هاشمی در این زمینه پرداخت و گفت: «اگر اقدامات آقای خوئینی‌ها برای مملکت و آقای هاشمی را در دو کفه ترازو قرار دهیم مشخص می‌شود که کدام یک کار بیشتری کرده‌اند. همه این‌ها حساب کتاب دارد و معلوم می‌شود که چه کسی چه قدمی برداشته است».

این فعال سیاسی از اظهارات موسوی خوئینی‌ها در مورد برخورد هاشمی با روزنامه سلام هم انتقاد کرد و گفت: «این روزنامه توقیف شد. اگر ایشان قانون گرا هستند نباید طوری رفتار می‌کردند که روزنامه توقیف شود. برخورد به این شکل با مسائل صحیح نیست و امیدوارم که هم انصاف داشته باشند.»

هاشمی طبا در پایان به شعری از سعدی اشاره کرد و گفت: «زبان در دهان ای خردمند چیست/ کلید در گنج صاحب هنر / چو در بسته باشد چه داند کسی / که گوهر فروش است یا پیله ور»

منبع: نامه‌نیوز

خواندن خبر در سایت منبع

منتجب نیا: چرا موسوی خویینی‌ها که ۱۰ سال یکبار هم مصاحبه نمی‌کند، در سالگرد هاشمی این حرف‌ها را می‌زند؟

الفخبرگزاری الف
منتجب نیا: چرا موسوی خویینی‌ها که ۱۰ سال یکبار هم مصاحبه نمی‌کند، در سالگرد هاشمی این حرف‌ها را می‌زند؟
دوست و دشمن به توانمندی های هاشمی اعتقاد داشتند، اما برخی از دوستان ما فضا را برای ایشان به قدری مسموم کردند که در انتخابات مجلس ششم، جایگاه سی ام را تصاحب کرد. البته دوستان ما بعدها و بعد از اینکه کشور در دهه گذشته خسارت های زیادی را به دلیل انشقاق متحمل شد، به اشتباه خود اذعان کرده و افسوس می خوردند که چرا در هنگام قدرت داری، از توانایی و پتانسیل بالای آیت الله هاشمی بهره نبرده اند.

قائم مقام سابق حزب اعتماد ملی ضمن انتقاد از آیت الله موسوی خویینی‌ها گفت که «هاشمی ستیزی» رفتاری همیشگی اما بی اثر است.

رسول منتجب نیا که در مجلس اول حضور داشت، با ذکر خاطره‌ای به «انتخاب» گفت: در یکی از روزهای مجلس اول، یکی از محافظین از برخورد پلیس راهنمایی و رانندگی با خودش خبر داد و چون در مجلس رفت و آمد و با نمایندگان حشر و نشر داشت، به گفت، موضوع را پیگری کنم تا ماموران انتظامی بدانند که محافظین مجلس شورای اسلامی شرایط متفاوتی را نسبت به مردم عادی دارند. وقتی من مساله را به آقای هاشمی گفتم، ایشان با حالتی قاطعانه گفتند که همکار مجلس ما باید بیشتر از دیگران به قانون توجه کنند و به خوبی یادم می‌آید، حاضر نشد کمترین توصیه‌ای را درباره محافظی که با پلیس درگیر شده بود، داشته باشد.

نماینده ادوار مجلس در این رابطه ادامه داد: درباره اینکه یکی از آقایان هاشمی را متهم به این کرده است که بی قانونی را برای انجام امور بد نمی‌دانست، هیچ چیزی نمی‌گویم. چرا که آن مرحوم با رفتار و کرداری که در آخرین سالهای حیاتش داشت، به همه نشان داد که بخه خوبی سره را از ناسره تشخیص می‌داد و برایش هیچ چیز و هیچ هدفی مهمتر از حق مردم و مطالبه عمومی نبود.

منتجب نیا: چرا موسوی خویینی‌ها که ۱۰ سال یکبار هم مصاحبه نمی‌کند، در سالگرد هاشمی این حرف‌ها را می‌زند؟ - 4

منتجب نیا با اشاره به ماجرای اعتراض به هاشم صباغیان در مجلس اول گفت: دقیقا به یاد دارم، آقای هاشم صباغیان که در جمع یاران مهندس بازرگان قرار داشت، در نطق میان دستور اظهاراتی به زبان آورد که در آن برهه تند بود و ایشان هم از تعابیر رادیکالی حتی درباره امام بهره گرفتند. همه ما ناراحت شدیم و چرایی کارش را پرسیدیم که چند نفر از چهار گوشه صحن علنی به سمت صباغیان حمله ور شدند، اما آقای هاشمی که ریاست جلسه را بر عهده داشت، معترضین عصبانی را آرام کرد و با گفتن اینکه «قانون به نماینده مجلس اجازه هرگونه اظهارنظری را می‌دهد» از هاشم صباغیان علی رغم تندروی هایی که کرده بود، دفاعی جانامه به جای آورد.

این چهره اصلاح طلب در ادامه اظهاراتش با اشاره به مصاحبه موسوی خویینی‌ها و ابراز تعجب از این موضوع می‌گوید: برای من و خیلی‌ها این سئوال به وجود آمده که آقای موسوی خویینی‌ها که ۱۰ سال یکبار هم با خبرنگاران گفتگو نمی‌کند، چطور می‌شود در سالگرد این بزرگوار چنین حرفهایی را مطرح می‌کند. مخصوصا اینکه آیت الله در سال‌های واپسین عمرشان، به دلیل همصدایی با اصلاحات و پشتیبانی از اصلاح طلبان بیشترین هزینه‌ها را متحمل شدند و ۲ سال بعد از رحلت هم، هنوز تندروها انواع و اقسام توهین‌ها و تهمت‌ها را نسبت به آن مرحوم دریغ نمی‌کنند. پس به حکم انصاف و دین، باید در ازای کارهایی که ایشان در سال ۸۸ به بعد داشتند، باید تکریمش کنیم.

رسول منتجب نیا در پایان سخنانش گفت: دوست و دشمن به توانمندی‌های هاشمی اعتقاد داشتند، اما برخی از دوستان ما فضا را برای ایشان به قدری مسموم کردند که در انتخابات مجلس ششم، جایگاه سی ام را تصاحب کرد. البته دوستان ما بعدها و بعد از اینکه کشور در دهه گذشته خسارت‌های زیادی را به دلیل انشقاق متحمل شد، به اشتباه خود اذعان کرده و افسوس می‌خوردند که چرا در هنگام قدرت داری، از توانایی و پتانسیل بالای آیت الله هاشمی بهره نبرده‌اند.

خواندن خبر در سایت منبع

واکنش خسروشاهی به اظهارات موسوی خوئینی‌ها علیه امام موسی صدر و چمران

الفخبرگزاری الف
واکنش خسروشاهی به اظهارات موسوی خوئینی‌ها علیه امام موسی صدر و چمران
حجت‌الاسلام و المسلمین سید هادی خسروشاهی در گفتگو با تسنیم، اظهارات موسوی خوئینی‌ها درباره امام موسی صدر و شهید چمران را غیرمستند برشمرد و گفت "اینها کشفیات موسوی خوئینی‌ها است."

حجت‌الاسلام و المسلمین سید هادی خسروشاهی از مبارزان دوران انقلاب و پژوهشگر تاریخ معاصر، در گفتگو با تسنیم، درباره اظهارات اخیر موسوی خوئینی‌ها که گفته است «آقای امام موسی صدر، تا آنجا که رفتار ظاهری‌اش نشان می‌داد، هیچ نوعی همراهی با انقلاب نداشت و در آن زمان ایشان نظرش این نبوده که نهضتی که در ایران شروع شده به یک نتیجه خاصی می‌تواند برسد»، گفت: امام موسی صدر همه فراری‌های انقلاب را در لبنان پناه داده بود. از آقای علی جنتی، غرضی و همه اینها گرفته تا جلال‌الدین فارسی که با امام صدر مشکل داشت، در لبنان پناه داده بودند. اگر موافق انقلاب نبود که این کار را نمی‌کرد.

وی افزود: امام موسی صدر یک انقلابی که کمر بر ضد شاه ببندد نبود اما شخصیت مبارز و سازنده‌ای بود و ارتباطات خوبی با همه کشورها داشت. باید شرایط زمان و مکان امام موسی صدر را سنجید بعد صحبت کرد و آقای موسوی خوئینی‌ها در این زمینه کم‌لطفی کرده است.

آیت‌الله خسروشاهی درباره ادعای موسوی خوئینی‌ها درباره شهید چمران که گفته «آقاموسی صدر در نظر مرحوم چمران بسیار باعظمت و شخصیت بزرگی بود و امام خمینی را در کنار آقای صدر یک فرد درجه دوم محسوب می‌کرد!» اظهار داشت: شهید چمران هم علاقه وافری به امام موسی صدر داشت اما اینکه وی را از امام خمینی بالاتر می‌دانست، احتمالا آقای موسوی خوئینی‌ها علم غیب داشتند و این از کشفیات موسوی خوئینی‌ها است.

واکنش خسروشاهی به اظهارات موسوی خوئینی‌ها علیه امام موسی صدر و چمران - 5

تصویری از امام موسی صدر و شهید چمران

این مبارز انقلابی ادامه داد: شهید چمران خودش بچه‌های لبنان را برای انقلاب در ایران آموزش می‌داد. قبل از ما، مرحوم چمران به‌همراه دکتر یزدی و چند نفر دیگر از آمریکا به مصر رفتند و دوسال دوره چریکی دیدند تا به ایران بیایند و به انقلاب کمک کنند و تفصیل آن را بنده در کتاب «امام خمینی و عبدالناصر» آورده‌ام. وقتی شخصی دوره مبارزاتی می‌بینید تا به ایران بیاید چطور ممکن است به قول آقای خوئینی‌‌ها گفته باشد «نهضت ایران اشتباه است!»

وی افزود: با همه احترامی که برای آقای موسوی خوئینی‌ها قائلم اما حرف‌های ایشان مستند نیست. متاسفانه شرایط نقل تاریخ در کشور ما شرایط خوبی نیست و هرکس خودش را صاحب انقلاب می‌داند و شخصیت‌هایی که یک سیلی نخوردند خود را متولی انقلاب می‌دانند. این بزرگ‌بینی و خودمحور بینی باعث فساد در همه‌چیز شده و تاریخ ما هم اینگونه آلوده شده است.

خواندن خبر در سایت منبع

زیباکلام: موسوی خوئینی‌ها با بغض و کینه رسما در روز روشن دروغ می‌گوید

الفخبرگزاری الف
آنچه آقای موسوی خوئینی‌ها می‌گویند قبل از آقای هاشمی رفسنجانی، این صحبت‌ها شامل حال خود آقای موسوی خوئینی‌ها می‌شود.

نامه‌نیوز نوشت: آنچه آقای موسوی خوئینی‌ها می‌گویند قبل از آقای هاشمی رفسنجانی، این صحبت‌ها شامل حال خود آقای موسوی خوئینی‌ها می‌شود.

صادق زیباکلام درباره انتقادهایی تند موسوی خوئینی‌ها به مرحوم اکبر هاشمی رفسنجانی گفت: برای کسانی که هم او و مرحوم هاشمی را می‌شناسند و هم سیر تحولات اجتماعی و سیاسی ایران را ظرف ۴۰ سال گذشته رصد کرده‌اند، خیلی مصاحبه آقای موسوی خوئینی‌ها شگفت آور نیست.

وی افزود: آقای موسوی خوئینی‌ها در ردیف انقلابیون تندرو و رادیکال اوایل انقلاب و دهه شصت بود. برخلاف او اینقدر انصاف دارم که بگویم در آن سال‌ها چه کسی رادیکال و انقلابی نبود و به حاکمیت قانون احترام می‌گذاشت. برای کدامیک از آقایان سید محمد خاتمی، بهزاد نبوی، سعید حجاریان، مصطفی تاجزاده، محسن آرمین، حسین کمالی، ابراهیم اصغرزاده، محسن میردامادی.

عباس عبدی، میرحسین موسوی، عبدالله نوری، موسوی لاری، علی اکبر محتشمی پور، مهدی کروبی، هادی غفاری و در راس همه آقای موسوی خوئینی‌ها حاکمیت قانون اهمیت داشت که بگوییم برای آقای هاشمی رفسنجانی اهمیت نداشت؟ برای هیچ کدام ما این موضوع اهمیتی نداشت، البته هاشمی رفسنجانی را هم می‌توان به لیست این افراد اضافه کرد. به نظر من فقط دو سه نفر از جمله آقای مرحوم بازرگان بودند که موضوع حاکمیت قانون برای شان اهمیت داشت.

اهم اظهارات زیباکلام به شرح زیر است:

*منتها خیلی از انقلابیون دهه شصت به تدریج پخته‌تر و آگاه‌تر شدند و فهمیدند موضوعاتی که حزب توده و روشنفکران چپ اوایل انقلاب تمسخر می‌کردند و ما نیز مثل آنها به لیبرالیسم می‌خندیدیم، برعکس باید به آنها اهمیت داد چون مهم هستند. در واقع انقلاب یعنی برگزاری انتخابات آزاد و آزادی بیان. این افراد بعدها به نام اصلاح طلب شناخته شدند. مرحوم اکبر هاشمی از جمله کسانی بود که از اواسط دهه هفتاد متوجه شد این مفاهیم مهم هستند و اساس و بنیان هر جامعه مدنی محسوب می‌شوند.

* با کمال تاسف باید بگویم از جمله کسانی که هیچ گاه این مفاهیم برای او اهمیت پیدا نکرد شخص آقای موسوی خوئینی‌ها بود. موسوی خوئینی‌ها هیچ گاه در کنار اصلاح طلبان دیده نشد. او همواره با سکوت از کنار تحولات مهم گذشت و همیشه با نیش و طعنه با کسانی که تغییر موضع دادند برخورد کرد.

* اگر قرار باشد داوری درست انجام دهیم، باید بگویم «گر حکم شود که مست گیرند، در شهر هرآنچه هست گیرند». آنچه آقای موسوی خوئینی‌ها می‌گویند قبل از آقای هاشمی رفسنجانی، این صحبت‌ها شامل حال خود آقای موسوی خوئینی‌ها می‌شود.

*آقای موسوی خوئینی‌ها شما وقتی دادستان انقلاب بودید چند نفر حکم‌های آنچنانی گرفتند، آقای موسوی خوئینی‌ها شما وقتی دادستان انقلاب بودید چند هزار نفر سر از زندان اوین درآوردند. اینها نکاتی نیست که ما به این سادگی بتوانیم چشم خودمان را به روی واقعیت‌ها ببندیم و فقط انگشت اتهام را به سوی آقای هاشمی رفسنجانی بگیریم و بگوییم «او علیه روزنامه سلام بود، ۸۰-۹۰ نفر از ملی مذهبی‌ها را گفت دستگیر شوند» ولی آن کسی که دستگیر کرد اکبر هاشمی رفسنجانی بود یا قوه قضائیه؟ خود شما آقای موسوی خوئینی‌ها به عنوان دادستان انقلاب چه تعدادی را دستگیر کردید؟

* دانشجویان خط امام می‌گویند «وقتی به آقای موسوی خوئینی‌ها گفتیم تصمیم داریم سفارت آمریکا را اشغال کنیم و می‌خواهیم این مسئله را به اطلاع امام برسانیم تا با اذن و اجازه ایشان این کار انجام شود اما شما به آنها گفتید اگر این تصمیم را به امام بگویید امام با اشغال سفارت آمریکا مخالفت می‌کنند چون موافق نیستند بنابراین بروید سفارت را اشغال کنید من موافقت ایشان را می‌گیرم». آقای موسوی خوئینی‌ها اگر قرار است درباره دهه شصت و هفتاد صحبت کنیم باید درباره این مسائل هم صحبت کنیم. زخم تیری که که شما با اشغال سفارت آمریکا و پس از آن راه انداختن تفکر آمریکاستیزی به انقلاب زدید هنوز که هنوزه خونریزی دارد.

* متاسفانه یکسری جاها در آن مصاحبه آقای موسوی خوئینی‌ها رسما دروغ گفتند. درباره خطبه نمازجمعه معروف آقای هاشمی رفسنجانی در خرداد ۷۶ بچه کلاس اول دبستان هم آن روز فهمید که آقای هاشمی می‌گوید مبادا اقتدارگرایان به نفع آقای ناطق نوری تقلب کنید اما حالا در روز روشن آقای موسوی خوئینی‌ها دروغ می‌گوید و این نیت آقای هاشمی را برعکس جلوه می‌دهد و معتقد است «آقای هاشمی می‌خواست جلوی تقلب به نفع آقای خاتمی را بگیرد».

* آقای موسوی خوئینی‌ها با بغض و کینه دارد تاریخ را تحریف می‌کند. قطعا مصاحبه آقای موسوی خوئینی‌ها برای جریان تندرو ارزشمند است، جریانی که از هیچ توهین و تخریبی علیه هاشمی رفسنجانی بعد از سال ۸۸ خوداری نکرد. جریان تندرو از این مصاحبه آقای موسوی خوئینی‌ها چقدر کیف می‌کند ولی در پایان از آقای موسوی خوئینی‌ها می‌پرسم، آیا قدرت این ارزش را دارد که آدم همه اخلاق را زیرپای آن بریزد و له کند؟

خواندن خبر در سایت منبع

واکنش روزنامه شرق به افشاگری موسوی خویینی‌ها درباره هاشمی رفسنجانی؛ «شما هم رادیکال بودید!»

خبر فوریخبرگزاری خبر فوری
واکنش روزنامه شرق به افشاگری موسوی خویینی‌ها درباره هاشمی رفسنجانی؛ «شما هم رادیکال بودید!»
روزنامه شرق به افشاگری‌های اخیر موسوی خویینی‌ها درباره هاشمی رفسنجانی واکنش نشان داد و نوشت "بسیاری از نیروهای سیاسی اصلاح‌گر امروز، در دهه نخست انقلاب مواضعی رادیکالی داشتند."

سیدمحمد موسوی خویینی‌ها رئیس شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز در مصاحبه اخیر خود با خبرگزاری ایرنا (خبرگزاری رسمی دولت) دست به افشاگری درباره مرحوم هاشمی رفسنجانی زده است.

موسوی خویینی‌ها در این مصاحبه گفته است که مرحوم هاشمی برای پیشبرد امور حتی در مواقعی به دور زدن قانون نیز متوسل می‌شد یا این که گفته است تفکرات هاشمی به قدری سوپررادیکال چپ بود که معقتد بود باید زندانی مختص زنان بدحجاب درست کنیم.

روزنامه اصلاح‌طلب شرق در شماره امروز (سه‌شنبه ۲۵ دی) در گزارشی به اظهارات واکنش نشان داده است.

شرق در ابتدای این گزارش نوشته است: «سخنان اخیر آیت‌الله موسوی خوئینی‌ها قدری عجیب به نظر می‌رسد زیرا او در سالهای اخیر همواره از اظهار نظر درباره مسائل مختلف جاری و حتی تاریخی امتناع کرده است و جای پرسش است، پس از این سکوت نسبتا طولانی چه شده که این شخصیت برجسته انقلاب اسلامی به تندی علیه فردی سخن می‌گوید که اکنون در قید حیات نیست.»

این روزنامه با اشاره به بخشی از اظهارات خویینی‌ها که تفکرات رادیکالی هاشمی در بحث بانکداری را زیر سوال می‌برد، ادامه داده: «فارغ از نقد مطرح شده باید علاوه بر» ماقال «به» من‌قال «این سخنان نیز توجه کرد. فردی چنین موضوعی را مطرح می‌کند که خود در دهه ۶۰ گفته بود «مسئولان شبکه بانکی فکر نکنند جمهوری اسلامی در پی آن است که حتما برای آن عده که پولی مازاد بر احتیاج خود دارند سود دست و پا کند؛ نه. اساسا جهت‌گیری ما در حذف اینگونه پولدارهاست.» این سخن موسوی خوئینی‌ها نه تنها به منزله نادیده گرفتن نظام اقتصادی راست است بلکه از یک خوانش چپ پیروی می‌کند.»

واکنش روزنامه شرق به افشاگری موسوی خویینی‌ها درباره هاشمی رفسنجانی؛ «شما هم رادیکال بودید!» - 7

روزنامه شرق در گزارش امروز خود نوشت که علاوه بر مرحوم هاشمی و خود آقای خوئینی‌ها بسیاری از نیروهای سیاسی امروز که به عنوان نیروهای اصلاح‌گر شناخته می‌شوند در دهه نخست انقلاب مواضعی تند و گاهی رادیکالی داشته‌اند …

شرق با نامعلوم خواندن نتیجه سخنان موسوی خوئینی‌ها ادامه می‌دهد: «تردیدی در این نیست که علاوه بر مرحوم هاشمی و خود آقای خوئینی‌ها، بسیاری از نیروهای سیاسی امروز که به عنوان نیروهای اصلاح‌گر شناخته می‌شوند در دهه نخست انقلاب مواضعی تند و گاهی رادیکالی داشته‌اند.»

این روزنامه با انتقاد از مطرح کردن مطالبی علیه هاشمی پس از فوت او با اشاره به مواضع موسوی‌خویینی‌ها در ارتباط با تسخیر لانه جاسوسی در سال ۵۸ تصریح می‌کند: «این شخصیت انقلاب که رادیکال بودن هاشمی را نقد می‌کند وقتی به یک موضوع تاریخی می‌رسد با روحیه رادیکال‌تر از مرحوم هاشمی و البته در سال ۹۷، بدون توضیح سیاسی، قانونی و مبتنی بر روابط بین‌الملل، درست یا نادرست بودن آن رویداد را به انقلاب مرتبط می‌کند.»

شرق ادامه می‌دهد: «فارغ از هرگونه قضاوت درباره آن رخداد باید گفت که اگر ایشان می‌تواند آن اتفاق را درست قلمداد کند در حالی که برخی آن عمل را یک رویکرد تند می‌دانند مرحوم هاشمی نیز اگر در قید حیات بود می‌توانست به تمام مباحث آقای موسوی خوئینی‌ها پاسخ بدهد. در واقع خوئینی‌ها در مصاحبه اخیر خود در جایگاه متکلم وحده نشسته است زیرا این موضوعات را در شرایطی می‌گوید که هاشمی رفسنجانی در قید حیات نیست و بهتر بود چنین انتقادهایی رادر شرایطی ابراز می‌کرد که مرحوم هاشمی امکان پاسخگویی داشت.»

خواندن خبر در سایت منبع

نظرها

در ادامه بخوانید

متاسفانه نتوانستیم «آدم‌سازی» کنیم/حرف زیاد است، ‌ اما …

ایسناایسنا1 روز قبل
ایشان حکومت اسلامی را همراه با واژه «جمهوری» بیان کردند و این جمله تاریخی را که «من رأی به جمهوری اسلامی می‌دهم، و از شما تقاضا دارم که رأی به جمهوری اسلامی بدهید، نه یک کلمه کم، نه یک کلمه زیاد. جمهوری اسلامی.» در روز رای‌گیری برای استقرار جمهوری اسلامی بیان کردند. این افراد باید توجه داشته باشند که آمریکا و دشمنان جمهوری اسلامی اجازه نمی‌دهند این اتفاق بیفتد. از آفت‌های حکومت اسلامی این است که کارگزاران و مسؤولانش به زندگی تجملی، لوکس و اشرافی روی آوردند. روحیه خاصی در آن فضا بر جامعه حاکم بود، در همین فضا بود که ۹۸٫۲ درصد مردم به جمهوری اسلامی رای دادند.

برخوردار شدن ۶۰ میلیون نفر از منابع حاصل از اصلاح قیمت بنزین

صدا و سیماصدا و سیما1 روز قبل
وی با اشاره به اینکه مدیریت مصرف سوخت و حمایت اجتماعی از تصمیمات مهم این جلسه بود، گفت: ابتدا آقای رحمانی فضلی وزیر کشور و آقای نوبخت رئیس سازمان برنامه و بودجه گزارشی به جلسه ارایه کردند. آقای ربیعی افزود: سران قوا از تلاش‌های وزیر کشور برای اجرای طرح تشکر و هرکدام طی صحبت‌های جداگانه بر همکاری همه جانبه همه دستگاه‌ها و نهاد‌های کشور برای اجرای موفق این طرح ملی تاکید کردند. وی همچنین یکی دیگر از مباحث این جلسه را تحقق و اهداف این طرح دانست و گفت: در این جلسه ایجاد عدالت اجتماعی و برخوردار شدن ۶۰ میلیون نفر از خانواده‌های کم درآمد از منابع حاصل از اصلاح قیمت بنزین، مورد تاکید مجدد قرار گرفت. سخنگوی دولت افزود: از اهداف مهم ما در این طرح مبارزه با قاچاق سوخت بود که در این جلسه مورد بحث قرار گرفت. آقای ربیعی گفت: همچنین بحث مدیریت مصرف سوخت و مقاوم سازی اقتصاد ناشی از این طرح، مباحثی بود که در این جلسه مطرح شد.

از فردا طرح معیشتی را برای خانوارها می‌ریزیم

مهرمهر1 روز قبل

شعار علیه روحانی در سخنرانی احمدی‌نژاد+عکس

24+
آفتاب‌نیوزآفتاب‌نیوز1 روز قبل

فیلم | زیرنویس شبکه خبر درباره اعتراضات در برخی شهرهای کشور

همشهریهمشهری1 روز قبل
ساعت ۲۴ساعت ۲۴1 روز قبل
دوسایت خبری تحلیلی یکی در ایران و یکی درخارج با پیشینه متفاوت گردانندگان در یک روز اقدام به انتشار نوشته هایی از دوتحلیلگر متفاوت در باره مقتدی صدر کرده‌اند که همپوشانی قابل اعتنایی دارد. تفکر مقتدی صدر به استقرار نوعی حکومت مقتدر با دعاوی دینی (زعامت سیاسی- دینی) تمایل دارد آمیخته با ناسیونالیسم عربی. مقتدی صدر بازیگری است قدرت‌ طلب و جسور که پایگاه قابل‌اعتنا و به خوبی سازمان‌یافته دارد. او هیچ ابایی ندارد که برای نیل به قدرت از حمایت کانون‌های خارجی استفاده کند و اگر ایران را مزاحم راه خود ببیند رودرروی ایران بایستد. به خصوص این روزها که مقتدی صدر با یکه تازی‌های خود برای تداوم و تشدید اعتراضات مردمی در عراق و سمت و سو دهی به جریان تظاهرات، همان برنامه و طرح مطلوب آمریکایی‌ها را پیاده می‌کند.

اخبار بیشتر

تازه‌ترین خبرها

همه

وضعیت آب و هوای کشور - امروز ۲۶ آبان‌ماه

خبری3 ساعت قبل

پس از تاکیدات رهبر، دو طرح بنزینی فراکسیون امید از دستور کار خارج شد

خبری4 ساعت قبل

درآمد حاصل از افزایش قیمت بنزین به چه کاری اختصاص می‌یابد؟

خبری23 ساعت قبل

به دلیل اختلال در اینترنت سراسری کشور، پوشش لحظه به لحظه اخبار و فعالیت سرویس‌های دیگر طرفداری مانند نتایج زنده دچار مشکل شده است. همکاران هر لحظه که بتوانند فعالیت‌های معمول خود را از سر خواهند گرفت. البته بخش شبکه اجتماعی طرفداری در دسترس است.

بیانیه تبریک مجمع نمایندگان استان خوزستان در سالروز آزادسازی سوسنگرد

خانه ملت23 دقیقه قبل

با حمایت بیشتر مسئولان، لیگ برتری باقی می‌مانیم

ایسنا27 دقیقه قبل

جزئیات عملیات‌ آتش‌سوزی شب گذشته در کرج/ آسیب جزئی به یک آتش‌نشان

مهر28 دقیقه قبل

صعود تیم ملی سابر ایران به یک چهارم نهایی جام‌جهانی مصر

میزان‌آنلاین29 دقیقه قبل

جزئیات برگزاری هجدهمین آزمون سراسری قرآن و عترت

ایسنا31 دقیقه قبل

آغاز نوبت عصر جلسه علنی ۲۶ آبان ماه مجلس / ادامه بررسی لایحه درآمد پایدار شهرداری‌ها

خانه ملت32 دقیقه قبل

پربحث‌ترین خبرها


رایزن فرهنگی ایران در ترکمنستان از این کشور ممنوع الخروج شد!

1 روز قبلمهر2

قوانینی که به کاهش وزن شما کمک می‌کنند

12 ساعت قبلاقتصاد آنلاین0

طرح دوفوریتی مجلس برای توقف افزایش قیمت بنزین

23 ساعت قبلعصر ایران1

نظرات برگزیده مخاطبین الف: جشن تولد در هواپیما فقط به زخم مردم نمک می‌پاشد/ روحانی عصبانی است چون به وعده‌هایش عمل نکرده است/ تحریم بهانه خوبی برای افرادی است که مدیریت بلد نیستند

1 روز قبلالف1

طرح حمایت معیشتی دولت چیست؟ / آیا همان یارانه نقدی است؟ / حمایت معیشتی تا چه زمانی قرار است پرداخت شود؟ / مجموع دریافتی خانوده‌ها شامل یارانه نقدی و کمک معیشتی چقدر خواهد بود؟

2 روز قبلانتخاب1

فیلم افشاگری بی سابقه امام جمعه قزوین روی آنتن زنده شبکه یک

2 روز قبلرکنا1

نمایش مستند بازیگر فیلم‌های پورن در مشهد+تصاویر

5 روز قبلآفتاب‌نیوز1

کنایه فعال رسانه‌ای به سخنان امروز رئیس جمهور

6 روز قبلجام نیوز1

آغاز دوره جدید ژاپن و پایان جشن‌‌های امپراتوری (+عکس)

6 روز قبلعصر ایران1