1. خبری
  2. اجتماعی
پوشش خبری

اخبار و وضعیت آب‌وهوایی امروز

کیفیت هوای پایتخت با شاخص ۹۰ در شرایط سالم

میزان‌آنلاینخبرگزاری میزان‌آنلاین
کیفیت هوای پایتخت با شاخص ۹۰ در شرایط سالم
کیفیت هوای پایتخت با شاخص ۹۰ در شرایط سالم - 0

به گزارش گروه جامعه خبرگزاری میزانبه نقل از  شرکت کنترل کیفیت هوای تهران،میانگین غلظت آلاینده ذرات معلق با قطر کمتر از ۲.۵ میکرون هوای شهر تهران در ۲۴ ساعت گذشته منتهی به ۸ صبح امروز یک شنبه 22 شهریورماه با ۲ عدد افزایش نسبت به روز گذشته بر روی عدد ۹۰ قرار گرفت.

در همین مدت میزان آلاینده ذرات معلق با قطر کمتر از ۱۰ میکرون بر روی عدد ۹۰ ثابت مانده و آلاینده منوکسیدکربن نیز از ۳۲ به ۳۸ افزایش یافته است.

بر همین اساس، ایستگاه‌های شهرری (منطقه ۲۰) و فرمانداری شهر ری (منطقه ۲۰) به طور مشترک با شاخص ۱۱۲، پیروزی (منطقه ۱۳) با شاخص ۱۱۰ و شهرداری منطقه ۱۵ با شاخص ۱۰۷ بالاترین حجم آلودگی شهر تهران را در ۲۴ ساعت گذشته داشته اند.

همچنین ایستگاه‌های شهرداری منطقه ۲، میدان امام خمینی (ره) و پونک به ترتیب با شاخص‌های عددی ۶۱، ۶۹ و ۷۱ کمترین میزان آلودگی هوا را در سطح مناطق شهر تهران طی این مدت داشتند.

خواندن خبر در سایت منبع

طوفان‌های مرگبار آمریکایی؛ به ایران هم می‌رسد؟

خبرآنلاینخبرگزاری خبرآنلاین
طوفان‌های مرگبار آمریکایی؛ به ایران هم می‌رسد؟

نیو صدر- شهر به زیر آب رفته، برق قطعشده، مردم خانه‌های خود را ترک کرده‌اند و فقط در یک روز 5نفر کشته شده‌اند، همهفقط به خاطر یک طوفان؛ این وضعیت امروز آمریکا است که شاید آینده ایران هم باشد.

در چند روز گذشته طوفانفلورنس وارد منطقه ساحلی کارولینا ایالات متحده آمریکا شده، در این این طوفان میزانبارندگی را در منطقه 50درصد افزایش پیدا کرده و از سویی بالا آمدن آب دریاها آن رامرگبارتر کرده است.

«تغییراقلیم واقعا در حال رخ دادن است وهمینجا است، اقلیم در حال گرم شدن و تاثیرگذاری روی دنیا اطراف ما است.» این توصیفکوین رید محقق علوم جوی درباره وضعیت پیش آمده در آمریکا است.

در واقع گرمایش زمین شرایطجوی را به نوعی تغییر داده که هم این نوع طوفان شدیدتر شود و هم منجر به افزایش بارندگیو ارتفاع آب اقیانوس‌ها بشود.

اما این مسائل از ایران همدور نیست، کریم علیزاد استاد علوم ساحلی و دریایی در دانشگاه کارولینای جنوبی درگفتگویی با خبرآنلاین هشدار داد که با ادامه روند تغییراقلیم شاید روزی جنوب ایرانهم باید منتظر این فجایع باشد.گرمایش‌جهانی باعث افزایشسطح آب اقیانوس‌ها در چند سال گذشته شده، دریای عمان و خلیج‌فارس در جنوب ایران بهآب‌های آزاد متصل و در نتیجه در خطر هستند.

اما به نظر می‌رسد هنوزمشخص نشده که این خطر چقدر است و ایران باید تا چه اندازه مراقب وقوع فاجعه باشد.در همین رابطه پروین فرشچی معاون محیط‌زیست دریایی به خبرآنلاین گفته بود: در منطقه جغرافیاییکشور ما، خلیج‌فارس که از یک طرف بسته است و با آب‌های آزاد ارتباطی ندارد و فقطدریای عمان به اقیانوس هند مرتبط است. به همین دلیل با در نظر گرفتن اینکه اقیانوسهند چقدر از آب شدن یخ‌های قطب تاثیر می‌بیند، بعید می‌دانم شرایط دریای عمانتغییر کند. برعکس فکر می‌کنم به علت گرمتر شدن و تبخیر سطح آب دریاهایمان پایین‌ترمی‌رود و اتفاقا سطح آب در دریای عمان و خلیج‌فارس کاهش پیدا کند.

با این وجود او چندی بعددر مصاحبه‌ای دیگر اعلام کرد که 42درصد از جزایر ایران زیر آب می‌روند. برخی دیگراز فعالان محیط‌زیست ایران هم هشدار داده‌اند که جزایر بزرگ مثل کیش به زیر آب می‌روند.

تنها نقظه مشترک اینادعاهای متفاوت نبود هیچ پشتوانه و تحقیق علمی بود. در همین رابطه علیزاد باخبرآنلاین گفتگویی داشت تا مشخص شود این ادعاها چقدر درست هستند و پیدا کردن پاسخبرای سوال «برای جزایر ایران چه بلایی می‌آید؟» چقدر اهمیت دارد.

طوفان‌های مرگبار آمریکایی؛ به ایران هم می‌رسد؟ - 8

این گفتگو رااینجا بخوانید:

چند روزی است که خبرها زیادی از طوفان فلروانس در آمریکا در همان منطقه‌ای که شما هستید منتشر شده. این اخبار در سال‌های گذشته بارها تکرار شده اصلا چرا تعداد این اتفاقات زیاد شده؟

این طوفان‌ها در داخلاقیانوس‌ها و در مناطق گرم و استوایی شکل می‌گیرند و با حرکت داخل اقیانوس‌هاتقویت می شوند. شکل گیری، نحوه رفتار و همچنین پیش بینی مسیر و شدت آنها برایهواشناسان بسیار پیچیده است. دانشمندان معتقدند با افزایش دمای اقیانوس‌ها و دمایکلی زمین این طوفان‌ها بیشتر تقویت می‌شوند و در نتیجه در برخورد با خشکی اثراتمخرب تری ایجاد می کنند. تحقیقات نشان داده به مرور زمان بر اثر تغییر اقلیم تعداداین طوفان‌های مخرب افزایش می‌یابد.

تغییراقلیم موضوعی جهانی است، پس در ایران هم باید منتظر این اتفاق باشیم؟

من و همکارانم در بخشی ازتحقیقاتمان نشان دادیم بالارفتن سطح دریاها در این پدیده بسیار موثر است و باعث افزایشمیزان تخریب این طوفان‌ها و درنتیجه زیر آب رفتن مناطق بیشتری در نواحی ساحلی است.این طوفان‌ها تنها محدود به اقیانوس اطلس و کشور آمریکا نیست، اقیانوس هند نیزمنشا بسیاری از این طوفان‌هاست و شبه‌قاره هند هم در گذشته شاهد بسیاری از اینطوفان‌ها بوده. با توجه به تغییر اقلیم و بالا آمدن سطح آب دریاها امکان دارد در آیندهاستان‌های جنوب شرق کشورمان شاهد تعداد بیشتر و همچنین طوفان‌های دریایی با شدت بیشتریباشند.

سالیان سال است، که صحبت‌ها در رابطه با موضوع تغییراقلیم و پیامدهای آن در کشور ما زیاد شده، اما شاید یکی از موضوعاتی که دفعات کمی هشدارهایی در رابطه با آن شنیدیم بحث افزایش سطح آب دریاها است. اصلا تغییراقلیم چگونه می‌تواند سطح آب دریاها را افزایش دهد؟

ببینید به طور کلی درحال حاضر در سراسر دنیا کارشناسان ژئوفیزیک، محیط‌زیست، متخصصین علوم هواشناسی و زیست‌شناسیدر همکاری تنگاتنگ با محققان علوم انسانی در زمینه‌های علوم ارتباطات، جامعه شناسیو آموزش و علوم سیاسی در تلاشند تا حساسیت جامعه و تصمیم سازان کشورها را نسبت به اینموضوع افزایش بدهند. توافق پاریس یا گزارش‌های مجمع بین‌المللی تغییرات آب‌وهوایی (IPCC) ثمره این تلاش‌هاست.

تغییراقلیم و گرم شدن زمین،در کشور ما همانند بسیاری از نقاط کره زمین و در مواردی به مراتب شدیدتر از برخینقاط دیگر - عوارض مشهودی بر زندگی روزانه شهروندان دارد. نشانه های آن افزایشچشمگیر کم آبی، طوفان شن و گرد و غبار و آتش سوزی جنگل‌هاست که مسئولین را به فکر راه‌هایمقابله و مدیریت آن انداخته است.

 پیشبینی های علمی نشان می‌دهد با توجه به تغییراقلیم وگرم شدن کره ی زمین در سالهای آینده، سطح آب دریاها نیز با سرعت بیشتری افزایش می یابد.قسمت عمده این افزایش در اثر ذوب شدن یخ‌های قطبی و یخچال‌های طبیعی و همچنین انبساط حرارتیآب دریاها است.البته این افزایش در نقاط مختلف زمین ثابت نیست و عوامل محلی و منطقهای مانند نشست زمین بر اثر برداشت بی رویه منابع طبیعی نیز در میزان این تغییر موثراست. به عنوان مثال برداشت بی رویه از منابع نفتی در ایالت لویزییانای کشورامریکا باعث نشست زمین در نقاط مختلف این ایالت شده است. این نشست زمین مزیدبرعلت شده و در کنار افزایش سطح آب دریا باعث زیر آب رفتن بخش قابل توجهی از تالاب‌هایاین منطقه شده است.

طوفان‌های مرگبار آمریکایی؛ به ایران هم می‌رسد؟ - 18

گفتید، این تغییر سطح در مناطق مختلف، متفاوت است. در خلیج‌فارس چه شرایطی داریم؟ اصلا دریای عمان و خلیج‌فارس از این پدیده تاثیری می‌بینن؟

این پدیده مانند تغییراقلیمیک پدیده جهانی است و تمام آب‌های آزاد را تحت تاثیر قرار داده و آب‌های آزاد ایراناز جمله خلیج فارس و دریای عمان از این پدیده مستثنی نیستند ولی میزان تاثیرپذیری آن‌هااز این پدیده جهانی و سطح افزایش آب و اثر آن بر سواحل کشورمان نیاز به بررسی دقیقدارد.

و این بررسی‌های دقیق انجام شده است؟ چه نتایجی داشتند؟

تا جایی که من بررسیکردم تعداد محدودی مطالعه و تحقیق در این رابطه در کشورهای خارجی و کشورهای حوزه خلیجفارس صورت گرفته که اکثرا با تغییر نام خلیج فارس به خلیج عربی چاپ شده. اما متاسفانهتاکنون به مطالعه ای جامع از دانشمندان ایرانی یا کشورهای اطراف برنخورده‌ام، و اگرچنین پروژه ای در دست انجام باشد از آن مطلع نیستم. مطالعات محققان سایر کشورهای خارجینیز بیشتر متمرکز بر اثرات کلی بالا آمدن سطح آب دریاهاست و دامنه‌ای تقریبی برای بالاآمدن سطح آب در اقیانوس هند، حوزه دریای عمان و خلیج فارس پیشنهاد داده است. به عبارتیاین مطالعات جزئیات دقیق و اثرات این افزایش را مورد بررسی قرار نداده است.

مقالاتی که با استفاده ازداده‌های ماهواره‌ای و ایستگاه‌های موجود در کشورهای عربی چاپ شده (شریواستاوا و همکاراندر مجله مترولوجیکال اپلیکیشن در سال ۲۰۱۶، هان و همکاران در مجله نیچر در سال ۲۰۱۰، پیکرینگ و همکاران درمجله کانتیننتال شلف ریسرچ در سال ۲۰۱۷ والتومان و آیهان در کنفرانس کوزپار در سال ۲۰۱۰ درآلمان) نشان می‌دهد که میزان افزایش سطح آب در حوزه شمال اقیانوس هند، دریای عمان،و خلیج فارس چشمگیر است.

به نظر می‌رسد درکشورهای حوزه خلیج فارس برای این مطالعات هزینه های بالایی نسبت به کشور ما صورتپذیرفته است. چنانچه محققان آنها، در کنفرانس‌ها و مجامع علمی نیز حضور فعالیدارند. اما مشکل اصلی مطالعاتی که توسط آنها صورت گرفته، نبود یک نگاه جامع سیستمیو کل نگر است که برهمکنش همه ی عوامل موثر را بررسی، و نتایجی ارائه دهد که حاصل همکاریدانشمندان با تخصص های متفاوت باشد.

با افزایش سطح آب در اینحوزه با توجه به تجربه مدلسازی این پدیده در خلیج مکزیک و اتفاقاتی که در نقاط دیگردنیا در حال رخ دادن است می‌توان حدس زد که امکان زیر آب رفتن قسمت‌هایی از سواحل،از بین رفتن تالاب‌ها یا به وجود آمدن تالاب‌های جدید، تغییرات عمده در جزر و مد، وهمچنین تغییرات عمده زیست‌محیطی برای آبزیان منطقه وجود دارد. این تغییرات احتمالیرا می‌توان با توسعه مدل‌ها و روش‌های علمی پیشبینی و برای چگونگی مواجهه با آن‌هابرنامه‌ریزی کرد. این امر نیازمند همکاری جامعه علمی کشور با مدیران و برنامه ریزاناست.   

اما، در این میانبرخی از کارشناسان پیش‌بینی‌هایی در رابطه با آینده جزایر ایران انجام داده‌اند؛ 42درصد جزایر زیر آب می‌روند، کیش قطعا به زیر آب می‌رود و ...

امروزه به خوبی شاهدیمدر عرصه های مختلف، در صورت نبود نگاه علمی و مطالعه جامع، حدس و گمان و نظرات غیرکارشناسی که بعضا عجیب و خیال‌پردازانه هم هستند به سرعت در دنیای واقعی و دنیایمجازی جانشین استدلال‌ها و شواهد علمی می‌شوند. متاسفانه این امر گاها نه تنهاشهروندان، بلکه اصحاب رسانه و بعضا تصمیم سازان را هم با خود همراه می کند. اعتقاد من این است که جامعه علمی کشور باورود به این موضوع و آغاز مطالعات مقدماتی می‌تواند راه را برای انجام مطالعاتجامع و سیستمی با همکاری دستگاه‌های مسئول هموار کند.

جامعه علمی در کشورهای دیگر در این رابطه چه کار می‌کنند؟ شما به عنوان یک محقق این حوزه در این رابطه چه کارهایی انجام دادید؟

می‌توان گفت تمام کشورهایپیشرفته دنیا در حال بررسی، برنامه ریزی، و فراهم آوردن تمهیداتی برای جلوگیری از نابودیمنابع خود در مواجهه با پدیده‌ی بالا آمدن دریاها هستند. به عنوان مثال پروژه‌ای کهدر دوران دکترا به همراه گروهی از دانشجویان و اساتید علوم زمین و منابع آبی درگیرآن بودم، پروژه ای ۵ساله به ارزش ۳ میلیون دلار بود که با همکاری چندین دانشگاه و مرکز تحقیقاتی اثراتاکولوژیکی افزایش سطح آب دریاها در خلیج مکزیک (Ecological Effects of Sea Level Rise in theNorthern Gulf of Mexico) را مورد مطالعه قرار داد و هم اکنون فاز بعدی آن مطالعه در قالب یکپروژه ۲ میلیون دلاری در حال انجام است. چنین تحقیقاتی با تمرکز بر مناطقساحلی مختلف در بسیاری از دانشگاه‌های این کشور در جریان است. در نتیجه میتوان حدسزد سالانه ده ها یا شاید صدها میلیون دلار تنها در یک کشور صرف این نوع تحقیقات می‌شود.مراکز آموزشی و تحقیقاتی نه تنها وظیفه تولید و پژوهش و پیشبینی اثرات بالا آمدن آبدریاها را دارند بلکه در جلسات سالیانه، دستاورد تحقیقات را به مدیران میانی منتقلو آنچه لازمه تصمیم‌سازی، اجرای طرح‌های پیشگیرانه و آموزش شهروندان است به ایشانارائه می دهند.

و چرا چنین هزینه زیادی برای این موضوع می‌شود؟

بگذارید با یک مثال برایتانتوضیح دهم. نتایج پروژه‌ای که من در آن عضو بودم نشان داد که یکی از بنادر و تالابهایی که در شمال ایالت فلوریدا طی ۵۰ سال آینده زیر آب می‌رود، منطقه‌ای است که تامین کننده‌ی ۹۰ درصد صدف خوراکی ایالت فلوریدا، و بعبارتی ۱۰‌درصد صدف خوراکی کل کشورآمریکاست. ضمن اینکه، این تالاب منبع غذایی آبزیان این منطقه نیز هست که از لحاظ ماهیگیریبسیار پراهمیت است. زیر آب رفتن این تالاب فقط در این منطقه ضرری چند میلیارد دلاریفقط به دلیل صنعت ماهیگیری متوجه دولت آن کشور می‌کند.

این پیشبینی ها بر اساسبرآورد های دقیق میزان افزایش جهانی سطح آب دریاها به دست آمده است.به عنوان مثال در کشور امریکا که شرق، جنوب و غرب آنرا دریا در برگرفته، سازمان ملی اقیانوس شناسی و هواشناسی این کشور در سالهای ۲۰۱۲ و ۲۰۱۷ دو گزارش منتشر کرده است. در این گزارشات با توجه به سناریوهای پیشبینیشده برای تغییر اقلیم در گزارش IPCC ، چند حالت برای افزایش سطح جهانی آب اقیانوسها از ۲۰ سانتی متر تا ۲.۵ متربرای سال ۲۱۰۰پیشنهاد شده است. ازاین پیشنهادات به عنوان مبنای مطالعات محیط زیستی، شهرسازی و برنامه های بلندمدت درسواحل این کشور استفاده میشود. بهعبارتی این گزارشها حاصل مطالعاتمحلی در زمینه بالا آمدن آب دریا در مناطق مختلف است که با در نظر گرفتن نشست زمین،تغییرات هیدرودینامیکی ناشی از شکل سواحل، جزایر یا کانالها، باد و عوامل هواشناسی،و همچنین برهم کنش جزر و مد با ورودی آب رودخانه ها و عوامل دیگر میزان اثرگذاری افزایشسطح آب را بر سواحل، تالابها، یا خورها سنجیده است.

و معمولا چه ارگانی در کشوری مثل آمریکا بودجه چنین مطالعاتی را تامین می کند؟ دولت، بخش دانشگاهی یا ...؟

همانطور که گفتم قسمت عمدهآن بر عهده سازمان اقیانوس شناسی و هواشناسی است ولی ارگان‌های دیگر مانند سازمان محیط‌زیستیا سازمان منابع طبیعی و حیات وحش و دیگر ارگانهای درگیر نیز به نوبه خود منابعمالی برای پروژه های تحقیقاتی ای ازین دست را تامین می کنند. البته مقدار زیادی ازنیروی کار و بودجه برای انجام این پروژه ها توسط سازمانه‌ای مردم نهاد یا نهادهای خیریهنیز تامین می‌شود. سازمان های خصوصی نیز هم از کار را به عهده میگیرند و بنا به تحلیلسود و فایده ی شرکت‌ها، سرمایه گذاری لازم در تحقیقات انجام می‌شود. به عنوان مثالشرکت های بیمه جهت تعیین تعرفه ها علاقه‌مند هستند بدانند چه قسمتهایی از شهر ممکناست تحت تاثیر بالا آمدن آب دریا آسیب ببیند و به این دلیل در این مطالعات سرمایه گذاریقابل توجهی دارند.

اصلا فرض بگیریم ما مطالعاتی انجام دادیم و متوجه شدیم از بالا آمدن آب اقیانوس ها چه قدر آسیب می بینیم، این موضوع چه کمکی می تواند بکند؟ این مطالعات به آمریکا چه کمکی کرده است؟

مطالعات علمی سیستمی بالاآمدن آب منتج به ارائه پیشنهاداتیاست که در برگیرنده ی منافع کلیه ذینفعان است. این پیشنهادات در صورت اجرایی شدنتوسط مسئولان امر، می‌تواند منجر به کنترل شرایط زندگی شهروندان مناطق مجاور شودکه زندگی آنان در اثر بالا آمدن سطح دریا دستخوش تغییر و دگرگونی می‌شود. به عنوانمثال در یکی از سواحل اسپانیا که مزارع برنج در کنار تالاب‌ها قرار دارد، بالا آمدنآب دریاها خطر نفوذ آب شور به این زمین‌ها و زیر آب رفتن تالاب‌های کنار دریا و پیشرویتالاب به زمین‌های زیر کشت برنج را افزایش داده است. از طرفی از بین رفتن این تالاببه معنی از بین رفتن کلیه ی منابع غذایی دریایی موجود در آن منطقه است. درنتیجه مطالعه ی سود و زیان توسط محققان آغاز شده، تا نتایج آن در اختیار مسئولانامر قرار گیرد و آنها بین الویت کشت برنج یا نجات منابع غذایی، یک گزینه (یا گزینهاحتمالی دیگری) را انتخاب کنند.‎ عوامل سود و زیان شامل کلیه ی مواردی است که شرایط زندگی شهروندانو چگونگی مواجهه ی آنها با چنین پدیده ای را تحت تاثیر قرار می‌دهد و عوامل اقتصادیو مالی، تنها بخشی از این دغدغه هاست.

در کشور آمریکا نیز شرایط به همین شکل است. وقتیاز مطالعه ی سیستمی یک پدیده زیست محیطی صحبت می‌شود بدین معناست که محققان وکارشناسان علوم مختلف، ابعاد مختلفی که آن پدیده را تحت تاثیر قرار داده یا از آناثر می پذیرد را بررسی می کنند. محققانی که مدیریت تحقیقات را بر عهده دارند ازابتدای کار رویکردها و یافته های تحقیق را مرحله به مرحله با مدیران میانی و صاحب نظرانمحلی در میان گذشته و مطابق نظرات و خواسته های آنان تحقیق را جهت میدهند. نتیجه یپروژه های تحقیقاتی که ممکن است در طول چندسال انجام شده باشد، در قالب گزارشهایجامعی ارائه می‌شود که شواهد علمی، دغدغه های مردم محلی، و تصمیم گیران در آن لحاظشده است. در نهایت خروجی این گزارشها به صورت نقشه ها و گزارش ها توسط متخصصینعلوم ارتباطی و اصحاب رسانه در دسترس عموم قرار می‌گیرد. نمودارها و خروجی هایپروژه و پیش بینی ها نه تنها برای مدیران، بلکه برای مراجعان وبسایت سازمان اقیانوسشناسی در سراسر دنیا قابل مشاهده است. این نتایج، نقشه ها و گزارشات جامع مبنایاتخاذ تصمیمات کلان مدیران است.

و سوال پایانی، فرض کنیم این روند به همین شکل ادامه پیدا کند و ما به بحث جزایر جنوبمان دقتی نکنیم. باید منتظر چه اتفاقی در کشورمان باشیم؟

بخشی از پیامدهایاحتمالی ناشی از عدم آمادگی برای مواجهه با تبعات بالا آمدن آب دریاها در سواحلجنوبی کشور در کوتاه مدت و بلندمدت ممکن است شامل یک یا چند مورد از این مواردباشد: به زیر آب رفتن بخشی از سواحل، از بین رفتن تدریجی تالاب‌ها، پیشروی تالاب‌هادر زمین‌های اطراف، به خطر افتادن ماهیگیری، کم شدن منابع دریایی در برخی نقاط، تغییراتاحتمالی در سطح ، سرعت و جهت جریان آب، افزایش شدت، سطح آب گرفتگی و خرابی‌ناشی ازطوفانهای دریایی. امیدواریم با همکاری مراکز علمی کشور مطالعات مربوط به کنترلتبعات این پدیده در سواحل جنوبی انجام، و از دستاوردهای آن در جهت اتخاذ تصمیماتلازم استفاده شود.

خواندن خبر در سایت منبع

از چالش آب سیستان تا تراژدی هیرمند و هامون

ایسناخبرگزاری ایسنا
از چالش آب سیستان تا تراژدی هیرمند و هامون

به گزارش ایسنا، سیستان و بلوچستان به عنوان دومین استان بزرگ ایران در جنوب شرقی کشور واقع است و بیش از ۱۱ درصد مساحت ایران را در برمی‌گیرد. سیستان و بلوچستان از دو ناحیه سیستان (زابل و زاهدان و شهرهای شمال استان) و بلوچستان (خاش تا چابهار) تشکیل شده ‌است.

اقلیم بیابانی ناحیه سیستان، شرایط ویژه‌ای را برای این منطقه ایجاد کرده است و طی حداقل دو دهه اخیر، هر ساله در فصل‌های بهار و تابستان طوفان‌های گرد و غباری، زندگی شهروندان این منطقه را به مخاطره می‌اندازد. با این وجود هنوز این مصیبت دست از سر سیستان برنداشته است و هر ساله شرایط برای زندگی مردم سخت‌تر می‌شود.

چرا هنوز مشکل گرد و غبار سیستان حل نشده؟ آیا هنوز شناسایی کانون‌های گرد و غبار و مکانیسم گرد و غبار این منطقه شناسایی نشده است؟ گره کور گرد و غبار سیستان در کجاست؟ شرایط حقوقی بین‌المللی برای تامین حق‌آبه تالاب هامون به چه شکلی است؟ وزارت خارجه ایران در تامین حق‌آبه زیست محیطی هامون چه کرده است؟ اینها سئوالات و ابهاماتی است که ضیاالدین شعاعی -دانشیار پژوهشکده حفاظت خاک و آبخیزداری و رئیس سابق ستاد ملی مقابله با گرد و غبار- در گفت‌وگوی تفصیلی با ایسنا بدان پاسخ داده است.

مشروح این گفت‌وگوی تفصیلی در زیر می‌آید:

آقای دکتر شعاعی! آیا در سیستان موضوع ناشناخته و مبهمی وجود دارد که مقابله با گرد و غبار این منطقه را با مشکل مواجه می‌کند؟ به عبارت‌ ساده‌تر آیا در سیستان مسئله‌ای هست که تا به حال پنهان مانده باشد؟

خوشبختانه در سیستان و بلوچستان مطالعات زیادی از دیرباز انجام شده است و در مورد علل وقوع این بحران زیست محیطی نکات مبهم قابل توجهی وجود ندارد و تقریبا بدنه کارشناسی کشور می‌داند که درد سیستان چیست؟ شاید درد اصلی سیستان - که همگی بر روی آن توافق دارند - خشک‌ شدگی تالاب بزرگ هامون است که بخشی از این مصیبت ناشی از کم آبی‌ها و خشکسالی دو دهه اخیر است و بخشی دیگر هم مربوط به بی‌توجهی و «حرف گوش‌نکردن» همسایه شرقی ما (کشور افغانستان) است. به عبارت دیگر برای افغانستان تا این زمان نجات تالاب هامون به عنوان یک تالاب بین‌المللی در اولویت نبوده است.

به «هامون» اشاره کردید به عنوان دلیل وقوع گرد و غبارهای سیستان، در مورد مختصات این تالاب توضیحاتی بدهید تا در مورد سهم ایران از این تالاب و سهم افغاستان در تامین آب آن و بیشتر آشنا شویم.

همان طور که گفته شد دلیل اصلی گرد و غبارهای سیستان، خشکی تالاب هامون است. وسعت دریاچه هامون در زمان پرآبی ۵۶۶۰ کیلومتر مربع است که از این مقدار ۳۸۲۰ کیلومتر مربع متعلق به ایران و بقیه آن متعلق به افغانستان است. رودخانه‌های هیرمند به همراه خاش‌رود، فراه، هاروت‌رود، شوررود، حسین‌آباد و نهبندان به دریاچه هامون می‌ریزند.

رود هیرمند از رودهای پرآب فلات ایران، اصلی‌ترین رود در حوضه آبریز دریاچه هامون است که از بلندی‌های کوه‌های بابا در ۴۰ کیلومتری غرب کابل از رشته کوه هندوکش در افغانستان سرچشمه می‌گیرد و پس از  طی مسافت ۱۱۰۰ کیلومتری وارد دریاچه هامون می‌شود. با این اوصاف دریاچه هامون وابسته به رودخانه هیرمند است و این وابستگی باعث شده است تا هرگونه نوسانات در میزان آب آن، مشکلاتی را برای کل سیستم به وجود آورد.

از چالش آب سیستان تا تراژدی هیرمند و هامون - 9

کل آب مورد نیاز تالاب هامون چه میزان است؟

تالاب هامون برای پر شدن به بیش از ۱۰  میلیارد متر مکعب آب نیاز دارد تا به شرایط قبل از بحران برگردد.البته باید در نظر داشت که با توجه به تبخیر بالا در منطقه  هر ساله حدود چند میلیارد متر مکعب آب باید وارد شود تا جبران تبخیر ۵۰۰۰ هزار میلی‌متری سالیانه شود و پایداری دریاچه دچار آسیب نشود.

البته در گرد و غبارهای سیستان، پدیده خاصی به نام «بادهای ۱۲۰ روزه» هم وجود دارد که جزو مختصات این منطقه است و در شرایط حاضر در غبارآلود شدن هوای سیستان تاثیرگذار است. سهم این بادها را در گرد و غبارها چطور ارزیابی می‌کنید؟

درست است. وزش بادهای ۱۲۰ روزه سیستان هم پدیده‌ای است که باید به عنوان عامل محرک در بررسی‌ گرد و غبار سیستان مورد توجه قرار گیرد. زمانی مردم سیستان و بلوچستان از بادهای  ۱۲۰ روزه فصل تابستان استقبال می‌کردند چون باعث تلطیف هوا می‌شد و کشاورزی جان می‌گرفت. در حقیقت بادهای ۱۲۰ روزه تا زمانی که هامون پرآب بود، نعمتی برای منطقه به شمار می‌آمد اما از حدود ۲۵ سال گذشته به دلیل کمبود بارش‌ها در حوضه آبریز تالاب هامون و احداث سدهای متعدد، آب چندانی به این تالاب نمی‌رسد و بادهای ۱۲۰ روزه به عامل محرک گرد و غبارهای سیستان تبدیل شده است.

مکانیزم بادی سیستان و بلوچستان چگونه است؟

ابتدا باید به این نکته اشاره کنم که در سیستان و بلوچستان حتی در شرایط پرآبی هامون از قدیم طوفان‌های شن در اراضی بیابانی در فصل تابستان، یک چالش جدی برای کشاورزان و محیط زیست بود و طرح‌های خوبی هم برای مهار آنها اجرا شده است. منشا محرک این طوفان‌ها، بادهای شمالی است که از ترکمنستان، ازبکستان و افغانستان شروع و با جهت حرکت به سمت جنوب فعال می‌شوند. در داخل ایران این جریان تبدیل به دو شاخه می‌شود؛ یک شاخه ضمن افزایش سرعت به سیستان می‌رسد و یک شاخه ضعیف‌تر به سمت کرمان و تالاب جازموریان جریان می‌یابد.

با توجه به شدت سرعت باد که گاهی به ۱۰۰ تا ۲۰۰ کیلومتر بر ساعت می‌رسد و با توجه به بافت خاک منطقه در گذشته طوفان‌های شدید شن در منطقه زندگی مردم را فلج می‌کرد و حتی برخی از روستاها را به طور کامل دفن می‌کرد.  در سال‌های اخیر شاید نزدیک به دو دهه نیز با خشک شدن هامون طوفان‌های گرد و غبار بسیار شدید حتی در مواقعی تا ۶۵ برابر غلظت مجاز، منطقه سیستان را به یک عرصه فوق بحرانی تبدیل می‌کند.

چقدر سدسازی‌ها بر خشکی تالاب هامون تاثیر گذاشته‌اند؟

واضح است که احداث سدهای متعدد در استان هلمند افغانستان با ظرفیت دو میلیارد متر مکعب و متعاقب آن احداث چند سد دیگر با ظرفیت حدود ۲.۸ میلیارد متر مکعب مانع رسیدن آب به تالاب هامون می‌شود. جریان بالقوه رودخانه هیرمند به عنوان مهمترین منبع تغذیه هامون هم در محل دو شاخه مـرزی حدود ۱۱.۶ میلیـارد متـر مکعـب در سـال و جریـان بالفعـل آن ۵.۶ میلیارد مترمکعـب تخمـین زده شـده اسـت که متاسفانه به دلیل خشکسالی ، کم‌بارشی و احداث سد از همین میزان هم هیچ آبی به پایین‌دست یعنی تالاب هامون نمی‌رسد.

از چالش آب سیستان تا تراژدی هیرمند و هامون - 19

در بحث از تاثیر سدها، تاکید زیادی روی سد کجکی وجود دارد. آیا آورد اصلی تالاب هامون از حوزه سد کجکی است؟

تقریبا بله، عمده آب هامون باید از این حوزه تامین شود اما به دلیل ساخت سد، آب‌بندهای محلی و برداشت با پمپ جهت توسعه زمین‌های کشاورزی چنین امکانی وجود ندارد و برای همین هم هامون دچار عدم ورود آب شده است. در برخی مواقع هم که آب قابل توجهی وارد هامون می‌شود از حوزه رود فراه در استان فراه در غرب افغانستان است که براثر بارش‌های رگباری یا آب حاصل از ذوب برف‌ها به هامون می‌رسد البته افغانستان سعی دارد جلوی این آوردها را هم بگیرد.  

 در این وضعیت، شرایط حقوقی تامین حق‌آبه تالاب هامون توسط دولت افغانستان به چه شکلی است؟ و چرا این اختلافات بعد از سال‌ها حل و فصل نمی‌شود؟

آخرین قرارداد تعیین و تامین حق‌آبه سیستان ایران توسط کشورافغانستان به سال ۱۳۵۱ برمی‌گردد که مقرر شد تحت هر شرایطی افغانستان ۳۲ متر مکعب آب در ثانیه (معادل ۹۰۰ میلیون متر مکعب آب در سال) حق‌آبه هامون را تامین کند البته در آن دوره بحث تامین حق‌آبه زیست محیطی هامون نبوده بلکه صرفا تامین حداقل آب شرب سیستان مطرح بوده است.مشکلات آبی بین دو کشور ایران و افغانستان، قدمتی به ‌اندازه تأسیس کشور افغانستان دارد. اختلافات مرزی بین ایران و این کشور با حَکمیت‌هایی که افسران انگلیسی در رأس آن قرار داشتند، به انجام رسید. حکمیت گلد اسمیت و مک ماهون در ۱۸۹۶ برای تعیین سرنوشت دریاچه هامون و رود هیرمند مهم بود. سرهنگ مک ماهون یک‌سوم حق‌آبه هیرمند را به ایران داد و دوسوم آن را حق افغانستان دانست.

در سال ۱۹۱۷ یک قرارداد جدید بین ایران و افغانستان منعقد شد اما همچنان این مشکلات ادامه داشت تا اینکه به دلیل طولانی شدن مذاکرات و در جهت اجتناب از گسترش اختلاف و به‌ منظور اینکه موضوع تقسیم آب هیرمند سروسامانی یابد در سال ۱۳۱۵ پروتکل موقتی بین طرفین منعقد شد که به‌ موجب آن آب در سد کمال خان به‌ صورت مساوی (۵۰ درصد سهم افغانستان و ۵۰ درصد سهم ایران) تقسیم شود.

موافقتنامه ۱۳۱۷ اولین و آخرین مواففتنامه با افغانستان در خصوص هیرمند در تراز استانداردهای جهانی بود و با معیارهای شناخته‌شده جهان متمدن، مربوط به رودهای بین‌المللی همخوانی داشت اما دلیل عمده ناکامی آن، مسائل سیاسی ازجمله «فقدان حسن نیت» در طرف افغان بود.

در سال ۱۳۳۱ دو طرف با وساطت امریکا کمیسیون جدیدی را برای این منظور تأسیس کردند که به «کمیسیون دلتای رود هیرمند» معروف شد. در این قرارداد حق تقدم آب مشروب سیستان نسبت به سایر مصارف مورد پذیرش کمیسیون بی‌طرف قرار گرفت، مقدار آب موردنیاز سیستان از سوی هیئت ۲۲ مترمکعب در ثانیه اعلام شد که مورد توافق دولت ایران قرار نگرفت. طبق آخرین توافق این کمیسیون مقرر شد سهم ایران در منطقه دلتای رود ۲۲ مترمکعب در هر ثانیه باشد و چهار مترمکعب آب اضافه در ثانیه از افغان‌ها بگیرد که درمجموع به ۲۶ مترمکعب می‌رسید. اگرچه این میزان از حق‌آبه تعیین‌شده ازیک‌سوم هم «کمتر» بود اما افغان‌ها حتی از پذیرش آن نیز سرباز می‌زدند.

آخرین قرارداد تعیین و تامین حق‌آبه سیستان ایران توسط کشورافغانستان به  سال ۱۳۵۱ برمی گردد که مقرر شد تحت هر شرایطی افغانستان ۳۲ متر مکعب آب در ثانیه (معادل ۹۰۰ میلیون متر مکعب آب در سال( حق‌آبه هامون را تامین کند البته در آن دوره بحث تامین حق‌آبه زیست محیطی هامون نبوده بلکه صرفا تامین حداقل آب شرب سیستان مطرح بوده است.

پس از حق‌آبه‌ ۹۰۰ میلیون مترمکعبی که افغانستان می‌دهد، چیزی نصیب تالاب هامون و محیط زیست نمی‌شود و صرفا برای تامین آب شرب ذخیره می‌شود؟

حق‌آبه مورد توافق بین ایران و افغانستان، حجمی کمتر از ۹۰۰ میلیون متر مکعب دارد، در حالی‌که هامون برای ادامه حیات و برخورداری ا حداقل استانداردهای یک اکوسیستم مطرح در منطقه، نیاز به چند میلیارد آب دارد. طبیعی است که حق‌آبه مورد توافق برای احیاء و حفظ هامون کافی نیست البته باید تاکید کنم که سیاست مدیریت آب کشور در ذخیره‌سازی همین ۹۰۰ میلیون متر مکعب آب، در چاه‌نیمه‌ها به منظور تامین آب شرب مردم منطقه سیستان قابل دفاع است چون حیات مردم و تامین آب شرب با هر استانداردی جزو اصول اولیه است و اگر آب چاه‌نیمه‌ها تمام شود، آبی برای شرب زابل و زاهدان وجود نخواهد داشت بنابراین در پاسخ به  انتقادی که به مدیریت منابع آب  وارد می‌شود که «چرا مختصر آبی را هم که افغانستان رها می‌کند، می‌بندند و اجازه ورود آن را با هامون نمی‌دهد؟» باید گفت که در شرایط فوق بحرانی آب، این یک تصمیم منطقی است البته از چاه نیمه چهارم که نزدیک به یک میلیارد متر مکعب ظرفیت دارد، ۴۰ میلیون متر مکعب سهم تالاب هامون در نظر گرفته شده است.

استان سیستان و بلوچستان وضعیت مناسبی به لحاظ منابع آب ندارد و متاسفانه جزو استان‌هایی است که دچارخشکسالی بلندمدت است.

به هر حال سیستان و بلوچستان به ویژه شمال استان با وجود منابع آب در خارج از مرزها یک منطقه بیابانی است.  بدیهی است بر اساس توازن اکولوژیک طبیعی، این منطقه قرن‌ها حیات خود را حفظ کرده است و نیاکان ما توانسته‌اند با خشکسالی مقابله کنند. این به شرطی است که منابع و مصارف آب در این منطقه در دست یک دولت باشد. متاسفانه با جدایی افغانستان و تعیین مرزها توسط امپراطوری انگلیس این جدایی بین منابع و مصارف، به چالش مهمی در منطقه تبدیل شد بنابراین به دلیل وجود این چالش‌ها، کمبود آب در سیستان جدی است.

درحال حاضر از محل منابع داخلی و تخصیص‌های لحاظ شده برای بخش کشاورزی، سهمی حدود  ۴۸ میلیون متر مکعب برای  سیستان در نظر گرفته شده که با توجه به ناموفق بودن استفاده از کانال‌های روباز در انتقال آب به مزرعه به دلیل رسوب‌گذاری بالا انتقال آب توسط لوله در دست اجراست اما باید توجه داشت که این آب باید با برنامه‌ریزی دقیق در جهت ارتقاء معیشت مردم به کارگرفته شود و کشت اقتصادی جایگزین کشت سنتی شود.

به هر حال با توجه به اینکه سیستان طی حداقل دو دهه گذشته درگیر گرد و غبار است، عملکرد وزارت خارجه کشورمان را در رایزنی با افغانستان چگونه بوده است؟

خوشبختانه سال گذشته مذاکرات جدی بین ایران و افغانستان از طریق دفتر دیپلماسی آب وزارت خارجه در موضوع حق‌آبه هامون شروع شد و افغانستان اعلام کرد که حاضریم برای احیای تالاب هامون به مذاکره بنشینیم که همین هم یک پیروزی برای تیم مذاکره‌کننده ایران است.

با این وجود من دیپلماسی وزارت امور خارجه کشورمان را در موضوع تامین آب برای تالاب هامون قوی نمی‌بینم؛ البته به حضور آقای عباس عراقچی در دفتر دیپلماسی آب امیدوار بودم؛ چون تحصیلات او در رشته دیپلماسی آب است؛ اما به هر دلیل اخیرا تغییراتی در گروه دیپلماسی آب وزارت خارجه به وجود آمد و در حال حاضر تیم جدیدی موضوع آب را دستگاه خارجه کشور دنبال می‌کنند.

انتقاد اصلی به وزارت خارجه این است که بدون داشتن یک تیم کارشناسی برای مذاکره بر سر حق‌آبه هامون اقدام می‌کند این در حالیست که تیم مذاکره‌کننده می‌توانند هنگام مذاکره در کنار خود کارشناس یا کارشناسان مسلط به مسائل حوزه آبی منطقه به همراه داشته باشند. سوال اصلی این است که دستگاه دیپلماسی کشور چطور می‌تواند برای مذاکره آب اقدام کند، در حالی که یک متخصص آب در تیم مذاکره‌کننده ایران نباشد؟

مسئله مهم این است که دو طرف یعنی ایران و افغانستان باید بپذیرند که هامون یک تالاب بین‌المللی است و حتما باید زنده بماند. یعنی با هدف حفظ یک اکوسیستم بین‌المللی وارد گود شوند و به فکر تغذیه تالاب باشند؛ اما طی سال‌های گذشته هرگز افغانستان این موضوع را نپذیرفته؛ چون هر کشوری دنبال منافع سرزمین خود است و برای تامین آب کشاورزی آب را پشت سد کجکی ذخیره کرده است . البته از نظر من هامون را نمی‌توان با مذاکرات تعیین حق‌آبه احیا کرد. در شرایط حاضر هم افغان‌ها و سازمان ملل و یونپ (برنامه محیط زیست ملل متحد) به این واقعیت واقف هستند که نمی‌توان ضمن تامین نیازهای مردم افغانستان در حوزه سد کجکی، بقیه آب را به هامون رساند بلکه با توجه به کم‌بارشی‌ها طی سال‌های اخیر، تنها راهکار این است که تالاب هامون در اولویت قرار گیرد.

اگر این طور باشد پیشنهاد شما برای وزارت خارجه کشور ما چیست؟

باید دقت داشته باشیم که وزارت خارجه یک سازمان تخصصی در حوزه محیط زیست نیست. به همین علت پیشنهاد می‌کنم وزارت خارجه کشورمان در زمینه محیط زیست و به‌طور خاص در بحث تالاب هامون یک تیم کارشناس مسلط به کار بگیرد؛ تیمی که ضمن خبره بودن در حوزه آب به مصالح سیاسی و ژئوپولتیک کشور تسلط داشته باشد. نمونه عینی چنین روش کاری ایجاد یک تیم کارشناسی مجرب توسط دولت ترکیه برای مقابله با انتقادات وارده به پروژه گاپ است که همه امور مربوط به این پروژه با هدایت این تیم صورت می‌گیرد.

وزارت خارجه ایران هم برای مذاکره بر سر موضوع آب مرزی به خصوص آب سیستان باید یک تیم قدرتمند داشته باشد تا با فعالیت مستمر نه مقطعی بتوانند گزارش‌های مورد نیاز این دستگاه را تهیه کنند و همین گزارش‌های منسجم مبنای مذاکره قرار گیرد؛ چون تیم مذاکره‌کننده وزارت خارجه هر چقدر هم قوی باشند نمی‌توانند بدون داشتن اطلاعات علمی و تخصصی منافع کشور را تامین کنند. اگر چنین تیمی ۱۰ سال قبل شکل گرفته بود به‌طور قطع الان در موضوع سیستان و هامون به نتایج  خوبی رسیده بودیم. به هر حال در شرایط کنونی هم باید فکر و ذکر وزارت خارجه سیستان و بلوچستان و تالاب هامون باشد.

نکته قابل تامل این است که گرچه در برخی از اسناد منتشره در طول تاریخ مذاکرات دیده می‌شود که افغان‌ها خود را مالک آب حوضه هیرمند می‌دانند اما باید فضای مذاکره با دولت افغانستان به نحوی هدایت شود که احیای تالاب عظیم هامون به عنوان یک تالاب بین‌المللی و مهم در برنامه مذاکرات قرار گیرد. منافع اقتصادی و زیست محیطی دو طرف و شاید سه طرف (اگر پاکستان را هم مشارکت دهیم) باید در مذاکرات ارزیابی شود. به‌طور قطع حاصل این مذاکرات طرفین را قانع خواهد کرد که ارزش اقتصادی احیاء و حفظ تالاب به مراتب بالاتر از توسعه کشت در حوضه و قطع حق‌آبه زیست محیطی تالاب خواهد بود.

پیشنهاد دیگر این است که با توجه به نوسانات آبی باید نیاز شرب استان سیستان و بلوچستان به حوضه هیرمند را قطع کنیم.

آقای شعاعی در چنین شرایطی که هنوز افغاستان برای احیای تالاب هامون قانع نشده است، آیا کنوانسیون‌های بین‌المللی مثل مقابله با بیابان‌زایی به کشور ما در تامین حق‌آبه تالاب هامون و حل مشکل گرد و غبار سیستان کمکی نمی‌کند؟

متاسفانه این کنوانسیون‌ها توصیه‌ای هستند نه اجباری و الزام‌آور. اخیرا برنامه محیط زیست ملل متحد UNEP))، مطالعه‌ای علمی روی تالاب هامون انجام داده و نتیجه گرفته است که تامین سهم آب هامون به منظور احیای محیط زیست آن یک ضرورت جدی است که متاسفانه در راستای عملیاتی کردن نتایج این مطالعات اراده‌ای در طرف افغانی دیده نمی‌شود البته قطعنامه سازمان ملل در زمینه مقابله با گرد و غبار در اجلاس تهران، می‌تواند کمک‌رسان باشد اما لازمه آن فعال‌تر شدن سازمان حفاظت محیط زیست در این زمینه است.

برای سئوال آخر به تاثیر گرد و غبارهای سیستان در کشورهای همسایه بپردازیم. آیا گرد و غبار با منشا هامون کشورهای همسایه را هم تحت تاثیر قرار می‌دهد؟

بله. پایش ماهواره‌ای حکایت از این واقعیت دارد که با توجه به جریان‌های مختلف باد در منطقه، گرد و غبار هامون علاوه بر شمال استان سیستان و بلوچستان، بر غرب کشور افغانستان و جنوب پاکستان نیز اثرگذار است حتی در برخی مواقع استثنایی، طوفان‌های گرد و غبار از عرض خلیج فارس عبور می‌کند و به کشورهای حاشیه جنوبی مثل  امارات و عمان می‌رسد.

به گزارش ایسنا، فراموش نکنیم امروزه حل شدن مشکل پدیده شوم گرد و غبار به عنوان یک بحران زیست محیطی صرفا خواسته مردم سیستان نیست، بلکه به دلیل بحران‌سازی شدن این گرد و غبارها برای کشورهای منطقه، کنترل گرد و غبارهای سیستان و احیای یکی از بزرگترین تالاب‌های بین‌المللی، هم در بعد ملی و هم در سطح منطقه به یک مطالبه جدی تبدیل شده است به طوری‌که مردم سراسر ایران و کشورهای اطراف خواستار حل مصیبت پیش‌آمده برای سیستان هستند.

انتهای پیام

ایسنا- زینب رحیمی

خواندن خبر در سایت منبع

نظرها

در ادامه بخوانید

خبرآنلاینخبرآنلاین9 ساعت قبل
وی افزود: اجرای زیرگذر تجریش به دلیل موقعیت زمین شناسی منطقه و وجود بستری سنگی، رودخانه‌ای و وجود تاسیسات شهری و خط مترو بسیار زمان بر و پر هزینه است. موسوی اجرای رینگ ترافیکی در محدوده تجریش به صورت دورانی با استفاده از مسیرهای جایگزین و سایر محورهای موازی را اولین اقدام در اجرایی شدن پیاده راه تجریش دانست. مسیرهای امن برای افراد پیاده طراحی شودسردار محمدرضا مهماندار رییس پلیس راهور تهران بزرگ نیز با تاکید بر بازنگری در حمل ونقل شهری اجرای مسیرهای امن برای افراد پیاده را لازمه شهری ایمن دانست. وی گفت: شهرتهران در حال حاضر نه خودرو محور است نه انسان محور و باید فرهنگ استفاده از حمل و نقل عمومی ترویج داده شود. وی اضافه کرد: بدلیل مشکلات ترافیکی شمال تهران و محدودیت معابر، این منطقه را به دو منطقه راهور تقسیم کرده‌ایم و ۳۰ درصد پتانسیل نیروی انسانی راهور در زمان پیک ترافیکی در این منطقه حضور پیدا می‌کند.
خبر فوریخبر فوری6 ساعت قبل
همان حال عجیب، بلوغ زود هنگام عاشقانه‌هایم در سردترین فصل سال؛ قصه عشقی که جوانه زدنش با سبز شدن باغچه‌های عزیز و آقاجان هم‌زمان شد. من در همان روزهای سخت، شکار نگاه سرد چشمان زیبای فربد شدم، همان شب‌های دراز، اشکهای بی‌پایان در همجواری نرگس‌ها …فربد از موقعی که مادرش یعنی خاله را از دست داد تابستان‌ها در روستا نزد عزیز و آقاجان می‌ماند. در بدترین حالت روحی و روانی هم حواسم بود که من ماندنی هستم و فربد رفتنی و وصالی بین ما نخواهد بود. در آخرین روزهای تعطیلات دایی و خانواده‌اش از شهرستان آمدند و من و دختردایی راحله دوست صمیمی بودیم. راحله هم سن و سال فربد بود؛ کناره‌گیری من باعث شد راحله حضورش برای فربد پر رنگ باشد؛ همه‌ی روزهایم غم انگیز بود ولی یکشنبه‌ها داغون‌تر می‌شدم؛ یکشنبه‌ای که من شاهد قرار عاشقانه فربد و راحله شدم.
خبر فوریخبر فوری9 ساعت قبل
رییس پلیس امنیت عمومی گیلان از شناسایی و دستگیری ۳ تن از اراذل و اوباش و عاملان اخلال درنظم عمومی، عربده کشی در شهرستان رشت خبر داد. رییس پلیس امنیت عمومی گیلان از شناسایی و دستگیری ۳ تن از اراذل و اوباش و عاملان اخلال درنظم عمومی، عربده کشی و تخریب اموال مردم در شهرستان رشت خبر داد. وی افزود: ماموران انتظامی با استفاده از شگردهای پلیسی موفق به شناسائی اراذل و اوباش شدند. این مقام انتظامی تصریح کرد: ماموران با هماهنگی قضائی متهمان را در یک عملیات ضربتی در مخفیگاه‌شان دستگیر کردند. سرهنگ صمدی با اشاره به اینکه عاملان درگیری از اراذل و اوباش و دارای سابقه کیفری بودند تصریح کرد: متهمان ۲۰، ۲۲ و ۲۳ ساله برای سیر مراحل قانونی به مقام قضائی معرفی شدند.
خبر فوریخبر فوری9 ساعت قبل
پیرزنی ۷۹ ساله در آفریقای جنوبی هنگام آب دادن به درختان حیاط خانه‌اش توسط مردی غریبه مورد تعرض قرار گرفت. زنی ۷۹ ساله، در شهر پترماریزبرگ واقع در آفریقای جنوبی، در حیاط منزلش توسط مردی غریبه موردتعرض جنسی قرار گرفت. زن به حیاط منزلش آمده تا به درختان و گیاهان آب بدهد که متوجه حضور مرد شد و سعی کرد او را از حیاط خانه‌اش بیرون کند. مرد پس از تجاوز به وی و بستن دست و پا و دهان پیرزن سه تلفن همراه و تلویزیون منزل وی را نیز دزدید. یکی از همسایگان جان زن را نجات داد و گزارش این جرم را به پلیس داد.

اخبار بیشتر