به مناسبت سالروز درگذشت دکتر محمد مصدق؛ 14 اسفندماه
  1. خبری
  2. پوشش‌های خبری
  3. سلامت
پوشش خبری

به مناسبت سالروز درگذشت دکتر محمد مصدق؛ 14 اسفندماه

امروز (14 اسفند) سالروز درگذشت دکتر محمد مصدق نخست‌وزیر پیشین ایران است. جواهر لعل نهرو مصدق را یکی از سه مرد بزرگ و تاثیرگذار زمان خود می‌دانست و او را هم‌ردیف گاندی و مائوتسه تونگ قرار می‌داد. جمال عبدالناصر رهبر پرآوازه مصری نیز خود را شاگرد مصدق می‌خواند و مکتب مبارزه مدنی ضد استعماری را مختص او می‌دانست که همواره الهام‌بخش او در مبارزه و پیروزی بر دشمن بوده است. مارشال تیتو هم شکل‌گیری گروه کشورهای موسوم به کشورهای غیرمتعهد را تز دکتر مصدق دانسته است.

مصدق اولین کسی بود که چاپ هیچ مطلبی را در جراید علیه خود مورد اشکال نمی‌دانست و پیشرفت و آزادی مردم ایران را در گرو نفی سلطه خارجی و استبداد داخلی اعلام می‌کرد. لازم به تشریح نیست که ملی شدن صنعت نفت ایران مدیون تلاش‌های این بزرگمرد است.

دکتر اسماعیل یزدی‌جواز پزشکی بود که با ورود به قلعه احمدآباد (محل حصر دکتر مصدق) توانست او را ملاقات کند. هم او بود که بیماری سرطان ایشان را تشخیص داد اما می‌گوید ایشان نه بر اثر سرطان که بر اثر خونریزی معده، احتمالا به دلیل انتشار عفونت داخل خون، دار فانی را وداع گفتند.

سایت خبری

عصرماه: تاثیر جهانی مکتب مصدق، مصدق فراتر از ماندلا

ایرناخبرگزاری ایرنا
عصرماه: تاثیر جهانی مکتب مصدق، مصدق فراتر از ماندلا
اهواز - ایرنا- پایگاه خبری عصر ماه مطلبی با عنوان 'تاثیر جهانی مکتب مصدق، مصدق فراتر از ماندلا' به مناسبت سالروز درگذشت مصدق منتشر کرده است.

۱۴ اسفند سالروز درگذشت «ملی» کننده نفت ایران است. جواهر لعل نهرو از رهبران جنبش استقلال هند و از محبوب‌ترین سیاستمداران هند، مصدق را پیشگام مبارزه برای غرور ملی و آزادی و شرافت نامید. او در وصف دکتر محمد مصدق می‌گوید: «در قرن ما، آسیا سه مرد بزرگ به وجود آورد که در جهان تاثیر نمایان گذاشتند. این سه مرد بزرگ، گاندی، مائوتسه تونگ و سومی مصدق است.» جمال عبدالناصر رهبر پرآوازه مصری، همواره و به کرات از دکترمحمد مصدق با ستایش سخن می‌گفت و خود را شاگرد مکتب ضد استعماری مصدق می‌دانست.

او می‌گفت: «من شاگرد مکتب ضد استعماری مصدقم و از مکتب او درس آموخته‌ام.» احمد سوکارنو نیز در مجمع عمومی سازمان ملل در نقش مصدق در بسط اندیشه آزادی و استقلال کشورها از یوغ استعمار، مصدق را پرچمدار آزادی و رهایی و استقلال برای کشورهای غیرمتعهد دانست و صراحتا از الهام گرفتن از روش و منش دکترمصدق برای مبارزه با هلندی‌ها نام برد.

او گفت که ما در سنگر جنگ و مبارزه، از مصدق الهام گرفته و بر دشمن پیروز شدیم. همان گونه که جمال عبدالناصر نیز اعلام کرد، از تاثیر حرکت مصدق در ملی کردن صنعت نفت ایران درس آموخته است. ملی کردن کانال سوئز و مبارزه با انگلیسی‌ها، همسو و در ادامه نهضت ملی کردن نفت توسط ایرانیان شکل گرفت. سیاست موازنه منفی مصدق که بر استقلال و آزادی از دو قدرت انگلیس و شوروی پای می‌فشرد، الگویی برای کشورهای عضو جنبش عدم تعهد شد.

مارشال تیتو، شکل گیری گروه کشورهای موسوم به کشورهای غیرمتعهد را برگرفته از تز دکتر محمد مصدق دانسته است. مبارزه مدنی، قانونی، مسالمت جویانه، صلح آمیز و مبتنی بر شیوه‌های دموکراتیک و مردمی توسط مصدق و ایستادگی و مقاومت در راه آزادی و استقلال کشور بود که از مصدق الگویی برای فعالان سیاسی در داخل و خارج کشور به وجود آورده است؛ الگویی برای ایرانیان، الگویی از وطن دوستی و قانون گرایی، الگویی که با فرض وطن دوستی و مقابله با استیلای خارجی، افکار و گرایشات متفاوت، اقوام و مذاهب و اقلیت‌های گوناگون ایرانی، زیر چتر آن و در فضایی مردم سالارانه، امکان مشارکت در رشد و تعالی ایران را خواهند یافت. مصدق سیاستمداری اخلاق مدار و به معنای واقعی کلمه دموکرات بود. او به ضرورت‌های حکومت مشروطه و به تحدید قدرت سلطنت معتقد و پایبند بود.

او اولین سیاستمدار ایرانی است که اعلام کرد: «در جراید آنچه راجع به شخص اینجانب نگاشته می‌شود، هرچه نوشته باشند، و هرکه نوشته باشد به هیچ وجه نباید مورد اعتراض و تعرض قرارگیرد..» اندلابزرگ و ستودنی است و نوشتن و گفتن از او همواره درس آموز، اما ماندلارا باید پیرو گاندی و مصدق دانست اما مصدق، حتی پیرو گاندی نبود.

در درستی و عظمت راه گاندی تردیدی نیست، اما نباید فراموش کنیم که قبل از گاندی، مصدق مصدق بود. مساله مصدق پیشرفت، دموکراسی و آزادی و حاکمیت قانون بود. ماندلابا مصدق، فاصله‌ای زیاد دارد. چه از نظر طرح مضامین و مفهوم سازی‌های مصدق در حاکمیت استبدادزده و جامعه هیجان زده ایرانی و چه از نظر تقدم زمانی. که گفته‌اند: «الفضل للمتقدم». اینکه بیش از ۶۰سال قبل و در جامعه استبدادزده ایران نخست وزیرش بگوید: «اگر کسی به من توهین کرد، مجاز به برخورد با او نیستید»، حرف کوچکی نیست. جغرافیای کلام و زمان گفت حقیقت، مهم و قابل توجه است. امروزه به برکت اینترنت و عصر ارتباطات و امواج معجزه‌گر آن، نشر افکار در جهان سرعت یافته و فراگیر شده و صدای هرکسی حتی تک و تنها شنیده می‌شود و رسانه از انحصار دولت‌ها خارج شده است. اما زمان مصدق، حاکمیت بر رسانه تا حد زیادی در انحصار قدرت‌های سلطه‌گر شرق و غرب بود. افزون بر آن، با به بن بست رسیدن نظام‌های تک گویانه و فروپاشی بلوک شرق و پایان عصر انقلاب‌های ستیزه جویانه و مسلحانه و رواج و همگانی شدن گفتمان مدارا و تساهل و نفی خشونت سخن از صلح و مدارا آسان شده است. مصدق برخلاف ماندلاو با مقاومتی کم نظیر، همیشه روشی اصلاح طلبانه و مداراجویانه داشته است.

مصدق پیشرفت و آزادی مردم ایران را در نفی سلطه خارجی و استبداد داخلی می‌دانست. در مدل دموکراسی مصدق، همه جا دارند؛ از نظر او شرط دستیابی به پیشرفت، آزادی و استقلال است. برای رسیدن به این هدف، پس از وطن دوستی و حفظ منافع ایران، باید با هر عقیده و مسلک و آیینی که داریم در یک صف قرار گیریم و جنبش نوینی را آغاز کنیم. برشت در نمایشنامه «زندگی گالیله» هنگامی که آندره آ، شاگرد سقراط می‌گوید «بدبخت ملتی که قهرمان ندارد» سقراط پاسخ می‌دهد، «بدبخت ملتی که به قهرمان نیاز دارد.» از مصدق نباید بت، قدیس یا قهرمانی غیرقابل نقد ساخت. واقعیت‌های گذشته را باید تحلیل کرد، باید تجدیدنظر کرد، مصدق را باید بازخوانی کرد، او را دوباره باید شناخت. جایگاه همگان محفوظ، اما چه کسی می‌تواند مصدق را نبیند و به تاثیر دیدگاه او در ایران و جهان نیندیشد.

۹۸۸۷/۶۰۰۲

خواندن خبر در سایت منبع

اسماعیل یزدی، پزشک معالج مصدق: مصدق به دلیل سرطان فوت نکرد

انتخابخبرگزاری انتخاب
اسماعیل یزدی، پزشک معالج مصدق: مصدق به دلیل سرطان فوت نکرد
دکتر مصدق زخم معده داشت و با رادیوتراپی معده دچار خونریزی می‌شود. فوت دکتر مصدق به دلیل سرطان نبود، بلکه به خاطر خونریزی شدید معده و احتمالا عوارض دیگر بود. اگر ایشان را رها می‌کردند، شاید چند سالی بیشتر زنده می‌ماند. راه‌حل من این بود که دکتر مصدق تحت نظر باشد چون پیشرفت سرطان کند بود و بهتر از رادیوتراپی بود. سقف دهانشان قبل از رادیوتراپی کمی متورم شده بود و برآمدگی کوچکی حس می‌کرد اما بعد از آن کاملاً زخم شد. رادیوتراپی آن موقع نشت طرفی داشت و امکان هدف قرار دادن کلونی‌های محدود سرطانی نبود.
اسماعیل یزدی، پزشک معالج مصدق: مصدق به دلیل سرطان فوت نکرد - 0

تاریخ ایرانی نوشت: سالی که کودتا و دکتر محمد مصدق نخست‌وزیر ملی، محبوس شد، جوانی ۲۲ ساله با رتبه اول از دانشکده دندانپزشکی دانشگاه تهران فارغ‌التحصیل شد و با دفاع از پایان‌نامه خود، با درجه ممتاز دکترای دندانپزشکی گرفت. از بورسی که به فارغ‌التحصیلان رتبه اول دانشگاه‌ها تعلق می‌گرفت استفاده کرد و راهی آمریکا شد و در رشته‌های جراحی و آسیب‌شناسی دهان و فک و صورت از مراکز وابسته به دانشگاه هاروارد و دانشکده دندانپزشکی دانشگاه تافتس در شهر بوستون آمریکا با موفقیت فارغ‌التحصیل شد. اواخر سال ۱۳۳۸ که درخواست دانشگاه تافتس برای ماندن در آنجا را نپذیرفت و به ایران بازگشت و در دانشگاه تهران مشغول کار شد، مصدق در احمدآباد در حصر خانگی بود. ۳۵ ساله بود که هدایت متین دفتری نوه مصدق آمد سراغش برای ویزیت از رهبر محصور. پزشکی که قبلا مصدق را ویزیت کرده بود، برآمدگی سقف دهان او را احتمالا آبسه تشخیص داده و توصیه کرده بود که یک پزشک متخصص دهان و فک و صورت هم معاینه‌اش کند. آبان ۱۳۴۵ بود که دکتر اسماعیل یزدی جواز ورود به قلعه احمدآباد را یافت و ابتلای مصدق به سرطان را تشخیص داد. عمر مصدق فقط چهار ماه بعد از تشخیص به سرطان دوام داشت، اما چنانکه یزدی باور دارد اگر مصدق را رادیوتراپی نمی‌کردند، شاید دو، سه سالی بیشتر عمر می‌کرد. در همان سال ۱۳۴۵ یزدی آزمایشگاه تخصصی آسیب‌شناسی دهان و فک و صورت را در دانشکده دندانپزشکی تأسیس و درسنامه این رشته را تدوین کرد. رئیس سابق دانشکده دندانپزشکی دانشگاه تهران و بنیانگذار دندانپزشکی نوین ایران، سیر بیماری و دلایل درگذشت دکتر مصدق را بعد از ۵۰ سال برای «تاریخ ایرانی» روایت کرده است.

***

غلامحسین مصدق در گفت‌وگو با واحد تاریخ شفاهی دانشگاه هاروارد از شما نام برده که دکتر مصدق را معاینه کردید. ایشان از کجا شما را می‌شناختند و چطور شما انتخاب شدید برای ویزیت دکتر مصدق؟

من با دکتر محمود مصدق، نوه دکتر مصدق و پسر دکتر غلامحسین که متخصص زنان و زایمان است از دوران تحصیل در آمریکا آشنا هستم و رفت‌وآمد خانوادگی داشتیم و همسایه بودیم. هدایت متین‌ دفتری، نوه دختری دکتر مصدق هم به مطب من در خیابان بهجت‌آباد (حافظ) می‌آمد و با هم بیشتر درباره موضوعات سیاسی گفت‌وگو می‌کردیم. در پاییز سال ۱۳۴۵ دکتر مصدق در ناحیه سقف دهان احساس برآمدگی می‌کنند و به همین دلیل دکتر طباطبایی نائینی که متخصص گوش و حلق و بینی معروفی است را برای معاینه نزد ایشان می‌برند. او بعد از معاینه دکتر مصدق توصیه کرد یک پزشک متخصص دهان و فک و صورت نیز ویزیت کند و تشخیص داد احتمالا آبسه دهان باشد. هدایت متین‌ دفتری با من تماس گرفت و می‌خواست بداند آمادگی دارم برای معاینه دکتر مصدق بروم تا بعد پیگیر مجوزهایش از مقامات امنیتی شوند؟ من هم گفتم با کمال افتخار می‌روم. به من گفت منتظر خبر باشید.

پیش‌بینی شما این بود که در نهایت یک آبسه ساده است و عارضه خاصی نیست؟

چون سقف دهان دکتر مصدق ورم کرده بود تصور می‌کردند آبسه کرده است. من با چند سؤال و جواب از هدایت متین دفتری نسبت به اینکه این عارضه آبسه باشد، تردید کردم. با کسب موافقت مقامات امنیتی، یکی از روزهای جمعه آبان ۱۳۴۵ را برای معاینه تعیین کردند. من کیف اتاق عمل و وسایل بی‌حسی و بخیه و تیکه‌برداری را با خودم به احمدآباد بردم. حتی فیلم‌های رادیوگرافی از فک و بالا را هم برداشتم که اگر به دستگاه رادیولوژی دسترسی داشتیم رادیوگرافی بکنیم. هر آنچه که برای معاینه بیمار خارج از محیط پیش‌بینی می‌کردم را با خودم بردم. به من گفتند اجازه ندارید دوربین عکاسی بیاورید و وسایل باید محدود به تجهیزات پزشکی باشد.

دیدار با مصدق در حصر چطور انجام شد؟ سختگیری‌ها زیاد بود؟

ما وارد قلعه احمدآباد که شدیم نیروهای امنیتی و انتظامی کاملا مراقب بودند و ما را بازرسی کردند. من با دختر هفت ساله‌ام رفتم. در سمت راست راه ورودی به قلعه احمدآباد ساختمانی بود که دکتر مصدق آن را برای مدرسه احمدآباد ساخته بود و آن زمان در اختیار ماموران ساواک بود. در طبقه پایین ساختمان هم یک درمانگاه و داروخانه ساده برای بیماران بود که روزهایی که دکتر غلامحسین مصدق به دیدن آقا می‌رفتند روستاییان به آنجا مراجعه می‌کردند. بیمارانی که نیاز به جراحی یا بستری شدن داشتند هم به بیمارستان نجمیه فرستاده می‌شدند. دکتر مصدق را در اتاقی کوچک ملاقات و معاینه کردم. ایشان را یک بار هم در دوره دانشجویی دیده بودم. برایشان تعریف کردم که در دوره نخست‌وزیری‌شان به عنوان نماینده دانشجویان افتخار دیدارشان را داشته‌ام. کمی مکث کردند و پرسیدند: «آقای دکتر آیا بار قبل که مرا دیدید، راضی از پیش من رفتید؟» وقتی پاسخ مثبت دادم با خنده همیشگی گفتند: «حالا می‌توانم با خیال راحت دهانم را برای معاینه باز کنم.» علاوه بر ایشان، دکتر غلامحسین مصدق و خواهرشان منصوره خانم، هدایت متین دفتری و همسرشان و دخترم در اتاق بودند.

در جریان همین معاینه مشکوک به سرطان شدید؟

بله، به دکتر غلامحسین مصدق گفتم به نظرم ضایعه تومور است و خوشبختانه امکانات بیوپسی (تیکه‌برداری) را همراهم آورده‌ام، اگر موافقید من تیکه‌برداری کنم که موافقت کرد. من به آقای دکتر مصدق گفتم برای تعیین عفونت نیاز به تیکه‌برداری داریم تا به طور دقیق‌تری تشخیص دهیم و از دفعه بعد درمان را شروع کنیم. گفتند: «هر کاری لازم است انجام دهید ولی اجازه دهید اول ناهار بخوریم.» ناهار را در اتاقی خیلی کوچک در طبقه دوم محل اقامت ایشان روی میز چوبی پیک‌نیکی خوردیم. من روبروی دکتر مصدق نشستم. دیس لوبیا پلو را آوردند و جلوی ایشان گذاشتند. ایشان هم کف‌گیر را برداشت و اول از همه برای دختر من غذا کشید و بعد برای من و دیگر مهمانان و آخر سر برای خودش کشید. بعد از ناهار دهان ایشان را بی‌حسی موضعی تزریقی و بعد از ضایعه به وجود آمده در سقف دهان بیوپسی کردم. موقع برگشتن دیدم یک بوقلمون ذبح کرده و در صندوق عقب ماشینم گذاشتند. وقتی خارج می‌شدم آقای دکتر مصدق گفتند دفعه بعد دخترتان را هم بیاورید. ایشان تا دم در قلعه همراهم آمدند و هر چه اصرار کردم که نیایند و شرمنده‌ام نکنند، قبول نکردند. ایشان می‌گفتند مقام اطبا بالاست. به ایشان گفتم: «انشالله هفته آینده می‌آیم و خبرهای خوب برای شما می‌آورم. نوع ضایعه که معلوم شد داروها را هم می‌آورم. ظاهرا چیز مهمی نیست.» دکتر مصدق گفتند: «امیدوارم خبر خوبی برای من بیاورید. امیدوارم سرطان باشد. من از این وضع تنهایی و زندگی خسته شدم.»

وقتی نمونه برداشته شده را آزمایش کردید، تشخیص اولیه تائید شد؟

چون یکی از تخصص‌های من آسیب‌شناسی بود، نمونه برداشته شده را به بخش آسیب‌شناسی دهان و فک و صورت دانشکده دندانپزشکی دانشگاه تهران که خود مسئول آن بودم، بردم. با انجام مراحل آزمایشگاهی و آزمایش میکروسکوپی بیماری دکتر مصدق را «ترانزیشنال کارسینوما» تشخیص دادم که معمولا منشأ آن در فک بالا از سینوس است و از نظر رشد معمولا ضایعه بسیار کندی است و پیشرفت سریعی ندارد. این بیماری مدتی بوده و با ورم سقف دهان متوجه آن شدند. من نتایج آزمایش‌ها را به مرحوم دکتر آرمین، استاد صاحب‌نام و قدیمی دانشکده پزشکی تهران هم نشان دادم که ایشان نیز تشخیص را تأیید کردند.

و بار دوم رفتید احمدآباد تا نتیجه را به دکتر مصدق بگویید.

بله. من دو بار به احمدآباد رفتم. بار اول برای تشخیص و انجام بیوپسی و بار دوم برای برداشتن بخیه‌ها و بردن جواب و گزارش و صحبت با ایشان. در ملاقات دوم هم دخترم همراهم بود. بعد از ناهار آقای دکتر مصدق یادداشت کوچکی برای دخترم نوشتند و با امضای کاریکاتوری خودشان یک کادو به او دادند. وقتی خبر ابتلای ایشان به سرطان را دادم هیچ احساس ناراحتی نکردند.

وقتی با نتیجه آزمایش‌ها، تشخیص شما تأیید شده بود چرا دوباره در بیمارستان تیکه‌برداری کردند؟

نظر پزشکان متخصص گوش و حلق و بینی این بود که تیکه‌برداری عمیق‌تر از داخل سینوس انجام دهند. دکتر مصدق را در بیمارستان نجمیه بستری کردند و با بی‌حسی موضعی توسط یکی از متخصصان گوش و حلق و بینی نمونه‌برداری از ضایعه داخل سینوس انجام دادند. به پیشنهاد دکتر غلامحسین مصدق من هم به اتاق عمل رفتم و با وجود اینکه در عمل مشارکت نداشتم اما از نزدیک عمل را می‌دیدم. این نمونه‌برداری درد شدیدی داشت. دکتر مصدق از شدت درد فریاد می‌کشید. ندیمه‌ای داشتند که به او نن جونی می‌گفتند. دکتر مصدق در بیمارستان داد می‌زد: «نن جونی. نن جونی.» من هرگز این درد و رنج دکتر مصدق را فراموش نمی‌کنم. به غلامحسین گفتم کار اضافی و دردناکی برای ایشان انجام می‌دهید و نیازی نیست این کار انجام شود. با این حال تشخیص همان بود. ضایعه از سینوس به اطراف گسترش یافته بود.

نتیجه باز هم در تأیید همان تشخیص اولیه بود؟

بله. نتیجه آزمایش‌ها و لام‌های میکروسکوپی را در اختیار دکتر غلامحسین مصدق گذاشتند. او هم آن را به لوزان سوئیس در دانشگاهی که در آن تحصیل کرده بود فرستاد که عینا تشخیص ما را تأیید کردند.

دکتر مصدق در ششم دی ۱۳۴۵ در نامه‌ای به ادیب برومند خبر از رادیوتراپی خود داده و نوشته بود: «حال اینجانب هنوز خوب نشده و گرفتار معالجه با برق هستم که وضعیتم را بیش از پیش بدتر کرده است و جز اطاعت امر از آقایان دکترها علاجی ندارم تا خداوند چه مقرر فرموده باشد.» غلامحسین مصدق هم تعریف کرده که درمان با برق کوبالت بود و «دیگر آن دست من نبود. آن دکتر متخصص کوبالت این را زیاد گذاشت، دوزش کم بود، زیاد کرد. این تمام غده‌های گردنش ورم کرد به این بزرگی شد، تمام در اثر کوبالت ورم کرد و دردهای شدید، فریاد فریاد، درد می‌کرد. هی قرص مسکن خورد، مسکن خورد و سابقه یک زخم معده هم داشت پدر من … افتاد به خون قی کردن…» از این توصیفات برمی‌آید که دکتر مصدق از روند درمان رضایت نداشته است.

در اینگونه ضایعات بیمار را جراحی یا رادیوتراپی می‌کنند اما من با توجه به شرایط با هیچ کدام از این روش‌ها موافق نبودم. ولی چند نفر از متخصصان گوش و حلق و بینی و رادیوتراپیست‌ها در بیمارستان مهر کمیسیون پزشکی تشکیل دادند و تجویز کردند که رادیوتراپی را شروع کنند. من معتقد بودم که شرایط مناسبی ندارند و به غلامحسین هم گفتم. در آن زمان رادیوتراپی مانند امروز پیشرفته نبود، امروزه دقیقا کلونی‌های سلول‌های سرطانی را هدف می‌گیرند و از بین می‌برند اما در آن سال‌ها اشعه رادیوتراپی پخش می‌شد و نسوج سالم اطراف را هم از بین می‌برد. در پزشکی باید درمان‌ را مطابق با شرایط خاص بیمار در نظر بگیریم. با توجه به سن دکتر مصدق و پیشرفت کند ضایعه و اینکه شکایتی نداشتند و فقط احساس برآمدگی در سقف دهان می‌کردند، من طرفدار رادیوتراپی یا جراحی نبودم. معتقد بودم دکتر مصدق را تحت نظر داشته باشیم و تا وقتی مجبور نشدیم به این روش‌ها متوسل نشویم. اما کمیسیون پزشکی رأی به رادیوتراپی داد. با انجام رادیوتراپی پیش‌بینی می‌کردم چه خواهد شد. با اجازه مقامات امنیتی، دکتر مصدق را به منزل پسرش غلامحسین در خیابان کاخ تهران آوردند. یکی دو بار هم ایشان را در منزل پسرشان عیادت کردم. یکی دو هفته بعد از انجام رادیوتراپی غلامحسین زنگ زد و گفت: «بیایید دهان آقا آنقدر زخم شده که حتی آب هم نمی‌تواند بخورد و بی‌حال و ناراحت است.» من رفتم به منزل غلامحسین و به ایشان گفتم «من جزو کسانی بودم که با رادیوتراپی مخالف بودم و پیش‌بینی چنین وضعی را می‌کردم.» به ویژه اینکه دکتر مصدق زخم معده داشت و با رادیوتراپی معده دچار خونریزی می‌شود. فوت دکتر مصدق به دلیل سرطان نبود، بلکه به خاطر خونریزی شدید معده و احتمالا عوارض دیگر بود. اگر ایشان را رها می‌کردند، شاید چند سالی بیشتر زنده می‌ماند.

به عبارتی پیشنهاد شما نظارت بر حال ایشان بود تا درمان؟

راه‌حل من این بود که دکتر مصدق تحت نظر باشد چون پیشرفت سرطان کند بود و بهتر از رادیوتراپی بود. سقف دهانشان قبل از رادیوتراپی کمی متورم شده بود و برآمدگی کوچکی حس می‌کرد اما بعد از آن کاملا زخم شد. رادیوتراپی آن موقع نشت طرفی داشت و امکان هدف قرار دادن کلونی‌های محدود سرطانی نبود. برای افرادی که زخم معده داشتند این نوع درمان را تجویز نمی‌کردند، چون ریسک بود و امکان اینکه زخم باز شود و خونریزی کند وجود داشت که در مورد دکتر مصدق هم این اتفاق افتاد. البته همه چیز را در پزشکی نمی‌توان قطعی تلقی کرد.

نقل معروفی هم هست که دکتر مصدق با اعزام به خارج برای درمان یا معاینه توسط پزشک خارجی در داخل کشور مخالفت کرد.

من از دکتر غلامحسین مصدق سوال کردم: «شنیده‌ام که شاه برای اعزام دکتر مصدق به خارج موافقت کرده است، این موضوع را با آقا مطرح کرده‌اید؟» گفت: «بله با اینکه امکان بردن و بستری کردن ایشان در بیمارستان‌های سوئیس به خصوص لوزان که چند دوست پزشک در آنجا دارم به سهولت امکان‌پذیر است، معذالک وقتی که موضوع را با ایشان در میان گذاشتم، با پرخاش گفتند چرا به خارج بروم؟ پس شماها که ادعای طبابت می‌کنید و در خارج هم تحصیل کرده‌اید، چکاره‌اید؟ اگر واقعا طبیب هستید، همین جا مرا معالجه کنید. من با مردم چه فرقی دارم، مگر دیگران که بیمار می‌شوند، برای معالجه به خارج می‌روند؟ حتی در مورد آوردن پزشک از خارج هم با وجودی که اجازه آن از شاه گرفته شده بود، گفتند: لعنت خدا بر من و هر کسی که در این زمان بخواهد مخارج زندگی چندین خانواده این مملکت فقیر را صرف آوردن دکتر برای معالجه من از خارج کند.»

رادیوتراپی در کدام بیمارستان انجام می‌شد؟ چون در نهایت دکتر مصدق در بیمارستان نجمیه درگذشت.

تا آنجا که به خاطر دارم و اگر اشتباه نکنم، دکتر مصدق را برای رادیوتراپی به بیمارستان مهر می‌بردند اما با خونریزی معده مجددا در بیمارستان نجمیه بستری کردند. همزمان زخم‌های مخاط دهان و گلو نیز تشدید شده بود. در نهایت به دلیل عود زخم معده و خونریزی شدید و عوارض دیگر در نیمه‌های شب ۱۴ اسفند ۱۳۴۵ فوت کردند. ایشان با متاستاز ضایعه سرطانی فوت نکرد بلکه در اثر خونریزی معده و احتمالا به دلیل انتشار عفونت داخل خون درگذشت.

شما هنگام درگذشت دکتر مصدق بر بالین ایشان بودید؟

۱۴ اسفند ۱۳۴۵ بعد از شنیدن خبر درگذشت دکتر مصدق به بیمارستان نجمیه رفتم اما بسیار شلوغ بود و من را راه ندادند. به سختی به افراد اجازه می‌دادند داخل بیمارستان شوند. اطراف بیمارستان بسیار شلوغ بود و من بیرون بیمارستان ایستاده بودم. آن‌هایی که خبر را شنیده بودند به طرف بیمارستان آمدند. بعد هم که در احمدآباد به طور امانی به خاک سپردند.

خواندن خبر در سایت منبع

نظرها

در ادامه بخوانید

همشهریهمشهری15 ساعت قبل
پریشان‌حالی و خشمی که جزو خصوصیات یک نفر نیست اما وجود دارد می‌تواند نشان‌دهنده‌ی افسردگی هم در بزرگسالان و هم در کودکان باشد. پایین کمرتان بسیار دردناک استافسردگی، احتمال کمردرد را افزایش می‌دهد و یک بررسی در سال ۲۰۱۵ این موضوع را نشان داده است. دچار پسوریازیس شده‌ایدپسوریازیس یک بیماری پوستی مزمن است که می‌تواند قسمتی از بدن یا تمام آن را درگیر کند. در واقع افسردگی موجب ابتلا به پسوریازیس و پسوریازیس موجب ابتلا به افسردگی می‌شود. در واقع، طبق گزارش سال ۲۰۱۱، ۳۳ درصد از افراد مبتلا به یبوست، علائم اختلال افسردگی را نشان دادند.
عصر ایرانعصر ایران19 ساعت قبل
مشکلات چشم در افراد مبتلا به بیماری مولتیپل اسکلروزیس (ام‌اس) نسبتا رایج هستند و می‌توانند شامل تاری دید، دوبینی، و از دست دادن بینایی شوند. به گزارش گروه سلامت عصر ایران به نقل از «مدیکال نیوز تودی»، همانند دیگر علائم بیماری ام‌اس، علائم مرتبط با چشم می‌توانند طی یک دوره شعله‌ور شدن بیماری پدیدار شده و سپس با گذشت زمان از بین بروند. روش‌های درمان ممکن است به محافظت از بینایی فرد کمک کنند، پیشرفت بیماری ام‌اس را کند سازند و از آسیب بیشتر پیشگیری کنند. زمانی که بیماری ام‌اس بر اعصاب چشم‌های یک فرد اثر می‌گذارند، این می‌تواند موجب بروز التهاب و شکل گیری علائم شود. تداوم مصرف دارو برای تسکین علائم بیماری ام‌اس به بهبود مشکلات چشم کمک خواهد کرد.
افکارنیوزافکارنیوز1 روز قبل
افکارنیوز، به گزارشکم آبی بدن زمانی اتفاق می‌افتد که میزان آبی که در بدن از دست می‌دهید بیشتر از حجم آبی است که مصرف و یا استفاده می‌کنید. اگر آب کافی در بدن را جایگزین نکنید، مطمئمنا دچار کم آبی بدن خواهید شد. همچنین می‌توانید برای بر طرف کردن معضل کم آبی بدن، مایعات و آب بیشتری بنوشید، اما در موارد جدی نیاز به درمان فوری وجود دارد. درمانکم شدن آب بدن باید توسط جایگزینی مایعات در بدن درمان شود. بهترین روش درمان کم آبی بدن بستگی به سن، شدت کم آبی بدن و علت آن دارد.
ساعت ۲۴ساعت ۲۴1 روز قبل
محققان استرالیایی می‌گویند استفاده بیش از حد از تلفن همراه باعث تغییراتی جدی در جمجمه انسان شده و از جمله به رشد غیرعادی استخوان‌های آن منجر می‌شود. پایین بودن طولانی مدت سر بر تاندون‌ها و رباط‌های استخوان‌های جمجمه نیز تأثیر منفی می‌گذارد و این احتمال وجود دارد که در آینده آسیب یادشده در استخوان‌های جمجمه بسیاری از جوانان وجود داشته باشد. علاوه بر مشکل یادشده، استفاده طولانی مدت از گوشی به ایجاد سردردهای مزمن نیز منجر می‌شود که یکی از عوامل این سردردها تغییرات و بزرگ شدن استخوان‌های بخش پشتی جمجمه است. گفتنی است سابقه تحقیقات در این زمینه به سال ۲۰۱۶ بازمی گردد و اولین بررسی‌ها در این زمینه در سال ۲۰۱۶ و با استفاده از اشعه ایکس صورت گرفته است. برآوردها در سال ۲۰۱۸ حاکی از آن بوده که بیش از ۴۰ درصد از جوانان استرالیا با مشکلات یادشده دست به گریبان بوده‌اند.
ایرناایرنا3 ساعت قبل
دکتر «محمد شریعتی» تاکید کرد: در صورتی که تحول واقعی را بخواهیم حتما باید در حوزه پیشگیری و اصلاح سبک زندگی هموطنان کار کنیم و در این راستا، حوزه بهداشت طرح تحول سلامت باید تقویت شود. وی درباره رویکرد طرح تحول سلامت در حوزه بهداشت، اظهارداشت: این طرح از مراقبت‌های بهداشتی اولیه به سمت مراقبت‌های کامل و گسترده بهداشتی بود و در این راستا مراکز بهداشت و درمان را به مراکز خدمات جامع سلامت تبدیل کردیم و پایگاه‌های سلامت متعددی در سطح شهرها راه اندازی شد. رئیس مرکز مدیریت شبکه وزارت بهداشت با بیان اینکه در طرح تحول سلامت به مسائل جدید حوزه بهداشت و درمان پرداخته شده است، عنوان کرد: در این طرح بیماری‌هایی که به آن کمتر پرداخته بودیم مانند بیماری‌های غیر واگیر مورد توجه قرار گرفتند و در این راستا از کارشناسان مختلف از جمله کارشناسان حوزه سلامت روان نیز استفاده شد. شریعتی افزود: البته تمام واحدهای حوزه بهداشت به پرونده‌های الکترونیک سلامت دسترسی دارند اما حوزه‌های بخش خصوصی از یکم تیرماه وارد پرونده‌های الکترونیکی شدند و در حال حاضر نیز تعداد زیادی از مطب‌های خصوصی به پرونده‌های الکترونیکی به صورت رایگان دسترسی دارند. شایان ذکر است، طرح کنترل فشار خون هموطنان در سراسر کشور از ۱۸ خرداد تا ۱۵ تیرماه سال جاری آغاز شده و بر اساس آمارها، در کشور حدود ۴۰ میلیون نفر جمعیت بالای ۳۰ سال داریم و چنانچه ۲۰ میلیون نفر از آنها در طرح ملی کنترل فشار خون مورد سنجش قرار گیرند، پیش بینی می‌شود، حداقل ۲ میلیون نفر بیمار دچار فشار خون را شناسایی و حدود یک میلیون نفر از آنها تحت درمان و مراقبت‌های ثانویه فشار خون قرار گیرند.
سلامت نیوزسلامت نیوز16 ساعت قبل
سلامت نیوز: اگر از جدا خوابیدن همسرتان ناراحت هستید، سعی کنید راهی برای هم خواب شدنتان پیدا کنید و هرگز این ناراحتی را با محروم کردن همسرتان از رابطه جنسی تلافی نکنید. اصل این است که زن و شوهر در هیچ شرایطی حق ندارند بستر خواب خود را جدا کنند؛ مگر پس از طلاق. همواره باید بدانیم اتاق خواب محل بسیار مهمی برای رابطه جنسی زن و شوهر است. تنظیم کردن ساعت خواب، خوابیدن را برای شما سخت‌تر می‌کند و مغزتان را تحریک می‌کند. نزدیکی فیزیکی در هنگام خواب باعث بهبود رابطه می‌شود: مطالعه دیگری از دانشگاه هرتفوردشایر به بررسی تأثیر تماس فیزیکی در طول خواب در میان ۱۰۰۰ زوج پرداخت.

اخبار بیشتر

پربحث‌ترین خبرها


سپاه می‌گوید پهپاد آمریکا رو سرنگون کرده، پنتاگون می‌گوید پهپادی نداشتیم

4 روز قبلپوشش خبری3

محمد یا محمدرضا؛ کدامیک از برادران خاتمی دروغ می‌گوید؟ + فیلم

3 روز قبلمشرق‌نیوز2

افشاکنندگان فسادهای مسئولان مورد حمایت قرار گیرند

4 روز قبلفارس2

ضوابط ویژه برای رفتار بازیگران مشهور در سفر به خارج

2 روز قبلعصر ایران1

کشف حجاب ستاره اسکندری در ترکیه + فیلم

3 روز قبلرکنا1

فیلمی از لحظه انهدام پهپاد امریکایی توسط سامانه سوم خرداد

4 روز قبلالف1

واکنش ترامپ به انهدام پهپاد گلوبال هاوک؛ چه کسی اشتباه بزرگ را کلید زد؟

4 روز قبلخبر فوری1

پرونده| زیست شبانه در تهران؛ از شب‌های رمضان تا اولتیماتوم پلیس

4 روز قبلخبرآنلاین1

حاشیه‌های مناظره زاکانی و تاجزاده/فردی که قرار بود جانشین زنگنه شود/چرا دادگاه محمدرضا خاتمی به صورت کامل از تلویزیون پخش نمی‌شود؟

5 روز قبلالف1

الکترونیک کردن خدمات و اجرای طرح کاداستر

5 روز قبلصدا و سیما1