کانال تلگرام اكونوميست فارسی - خبری
اكونوميست فارسی

اكونوميست فارسی

نرخ ارز کاهشی خواهد بود؟

💠آنچه روز گذشته در بازار ارز تهران مشاهده کردیم این بود که قیمت هر دلار آمریکا به کانال ۱۳ هزار تومان رسید و پیش‌بینی‌ها نشان می‌دهد که قیمت ارز در ایران همچنان با کاهش روبه‌رو خواهد شد که این موضوع را می‌توانیم با توجه به وضعیت نامناسب منطقه و به‌ویژه خاورمیانه بسیار ارزنده توصیف کنیم.

💠سیاست‌های بانک مرکزی و ریاست جمهوری باید به سمتی برود که قیمت‌ها را ثابت نگاه داشته شوند، نه اینکه بعد از ثبات نسبی مجددا شاهد افزایش قیمت باشیم.

💠بسیاری از کارشناسان اقتصادی بر این باورند که فرار مالیاتی ایران به‌اندازه صادرات نفت است و این رقم به این بزرگی می‌تواند بسیاری از مشکلات زیرساختی اقتصاد ما را برطرف سازد و بعد از دریافت مالیات‌ها می‌توان اشتغال ایجاد کرد و رونق را به بازار کار ایران بازگرداند که اگر این امر محقق شود وضعیت اشتغال بسیار بهتر خواهد شد.


💠معاون اول: آیا کالاهای اساسی را کوپنی کنیم؟ اساتید اقتصاد پاسخ دادند:

✍️دکتر کمیل طیبی/ استاد اقتصاد دانشگاه اصفهان

🔹شاید بدیهی‌ترین مساله‌ای که در مورد دوراهی اقتصاد آزاد و کوپن می‌توان مطرح کرد این موضوع است که اصولا علم اقتصاد چنین دوراهی‌ای را چندان به رسمیت نمی‌شناسد. مکانیسم‌های آزموده‌شده بازار که بر اساس عرضه و تقاضا عمل می‌کنند در صورت وجود بستری شفاف امکان عمل مستقل را دارند و نیازی به مداخلات محیر‌العقول نبوده و نیست. ✍️دکتر لطفعلی بخشی / از دانشگاه علامه: کوپن موجب بزرگ‌تر شدن دولت و گسترده شدن فساد میشود

نظام‌های کنترلی از این دست در هیچ جای دنیا پاسخ نداده است و در کشور ما نیز، غیر از دوران متفاوت جنگ، نتیجه‌ای بس نامطلوب داشته است. کوپن مصرف‌کننده را معتاد و چشم انتظار دست دولت و تولید‌کننده را مجبور به تولید کالاهای محدود می‌کند که هیچ‌یک از این ویژگی‌ها در دنیای امروز کارساز نیست. ✍️ پروفسور جواد صالحی اصفهانی استاد اقتصاد دانشگاه ویرجینیاتک: مکانیسم دیگر کوپن است که در شرایط بسیار بحرانی می‌تواند بهتر از سایر سیستم‌ها کار کند. در سیستم کوپنی درواقع دولت موظف است به فروشنده کالا تفاوت قیمت یارانه‌ای و هزینه فروشنده را بپردازد و واردکننده یا فروشنده ملزم می‌شود کالا را به دست کسانی برساند که دولت به آنها کوپن داده و از ریزش یارانه جلوگیری می‌شود. این سیستم علاوه بر کشور خودمان در دهه ۶۰، در کشورهای مختلف از جمله آمریکا در زمان جنگ اجرا شده است.

در شرایط فعلی ایران، مهم‌ترین موضوعی که سیاستگذار باید به آن توجه کند افزایش انعطاف در اقتصاد و فضای کسب‌وکار است. اگر در دوران صلح ساخت جاده و فراهم کردن زیرساخت‌های ارتباطی وظیفه دولت است، در دوران تحریم این یکی از وظایف دولت است که انعطاف اقتصاد را بالا ببرد تا عوامل تولید بتوانند راحت‌تر از یک بخش به بخش دیگر بروند. به این ترتیب تولیدکننده‌ای که به خاطر تحریم‌ها بازار خود را از دست داده، ‌ می‌تواند به تولید کالای دیگری بپردازد. دولت باید با کم کردن هزینه‌های بوروکراتیک به تولیدکنندگان کمک کند راحت‌تر سرمایه و فعالیت خود را از یک بخش به بخشی دیگر ببرند تا منابع تولید اشتغال از بین نروند. ✍️دکتر عباس آخوندی / از دانشگاه تهران: کاربست تدبیر توزیع کوپنی برخی ارزاق عمومی ضرورتا ملازمت با اقتصاد متمرکز و مشروعیت دخالت بیشتر دولت در اقتصاد دارد؟ این ادعا مانند این است که گفته شود که در شرایط بحران، قانون جاذبه زمین کار نمی‌کند یا آب سربالا می‌رود. از این روست که من می‌گویم اساسا صورت مساله اشتباه طرح شده است. ✍️دکتر طهماسب مظاهری: 🔹اصلاح سیاست‌های اقتصادی یک راه دارد و آن رعایت قوانین و اصول ذاتی اقتصاد است. قوانین اقتصاد بی‌رحم هستند. خود را به کسانی که آنها را نادیده بگیرند، تحمیل می‌کنند. هیچ جایگزینی برای تصمیمات اصولی اقتصادی وجود ندارد. در تصمیمات اقتصادی باید بدیهیات را ملاحظه و ملحوظ کرد. برای انتخاب راه، سه اقدام باید انجام شود: ابتدا باید مقصد را تعیین کرد، در قدم دوم مسیر مناسب و سرعت حرکت به سمت آن هدف را انتخاب کرد و اقدام سوم طراحی و انتخاب ابزار و موکب مناسب برای حرکت در آن مسیر است. ✍️دکتر موسی غنی نژاد: تصور اینکه در شرایط بحران و جنگ اقتصادی نباید به قوانین علم اقتصاد اعتنا کرد همانند این است که بگوییم وقتی سیل یا زلزله می‌آید باید قوانین علم فیزیک را نادیده گرفت! اتفاقا وقتی شرایط بحرانی و چالش‌برانگیز می‌شود باید بیش از همیشه به قوانین علمی تکیه کرد.


💢برندگان و بازندگان نبرد اقتصادی چین و آمریکا کدام کشورها هستند؟

🔹اروپا ٧١ میلیارد دلار، مکزیک ٢٨ میلیارد دلار، ژاپن ٢٤ میلیارد دلار و کانادا ٢٢ میلیارد دلار افزایش صادرات را دارند

🔹در مقابل آمریکا با کاهش ٩٤ میلیارد و چین کاهش ٢٠٥ میلیاردی صادرات مواجه خواهند شد


ترامپ چه می‌خواهد (قسمت دوم)

✍️ با مسئولیت حقوقی محمد حسین ادیب (قسمت اول دیدگاه چهار نفر از تیم تحقیقاتی و مقاله امروز دیدگاه پنج نفر از تیم تحقیقاتی است، اختلاف عمده دو گروه در این است که گروه دوم، آنچه را به استراتژی آمریکا نسبت داده میشود نه ناشی از طراحی آمریکا بلکه بهره برداری آمریکا از شرایط پیش آمده می‌داند)

محمد حسین ادیب: در تیم تحقیقاتی طوفانی از عقاید متضاد در این خصوص وجود دارد من سعی می‌کنم فضا را آرام نگه دارم و همه مطالب مطرح شود، تلاش من این است دیدگاه‌های مختلف پوشش داده شود

🔹رئیس جمهور آلمان جمله عجیبی گفت «آمریکا، چین و روسیه در یک چیز به تفاهم رسیده‌اند و آن بی ثبات کردن اروپاست» بر اساس ادعای رئیس جمهور آلمان استراتژی آمریکا؛ بی ثبات کردن اروپاست

🔹اما بی ثبات کردن اروپا برای آمریکا چه مزیت هایی دارد؟

🔹اروپا اکنون کجا ایستاده است؟

🔹ولخرج‌ترین ملت اروپا یونانی هستند و حسابگر‌ترین ملت اروپا، آلمان‌ها؛ اما این دو ملت متفاوت در منطقه یورو تشکیل یک بلوک اقتصادی دادند، با عضویت یونان در منطقه یورو وضعیت یونان ناگهان به شدت تغییر کرد یونانی‌ها غرق در رفاه شدند، این ایده ایجاد شد که عامل انقلاب در رفاه یونانی‌ها، تشکیل منطقه یورو بوده است

🔹بزودی اعلام شد میزان بدهی خارجی یونان از ١٠ میلیارد دلار قبل از تشکیل منطقه یورو به ٢۵٠ میلیارد دلار افزایش یافته است در واقع علت رفاه غیر قابل تصوز یونانی‌ها، استقراض وحشتناک بلافاصله بعد از عضویت در منطقه یورو بوده است

🔹صندوق بین المللی پول اعلام کرد یونان حداکثر ۵٠ میلیارد دلار از این بدهی را می‌تواند پرداخت کند در عمل یونان بیش از ظرفیت خود و توان باز پرداخت خود وام خارجی دریافت کرده است

🔹اما ٧٠ درصد از وامی که به یونان پرداخت شده بوسیله آلمان و فرانسه بوده است

🔹بانکهای آمریکا و انگلیس که عمده وام‌های جهان را تامین می‌کنند فقط ۵ درصد وام‌های اروپا را پوشش داده‌اند یعنی زمانی که دیر یا زود اعلام شود یونان قادر به پرداخت وام‌های خارجی نیست این بانکهای آلمان و فرانسه هستند که دچار بحران میشوند و نه بانکهای آمریکا و انگلیس

🔹اما فقط یونان در اروپا چنین وضعیتی ندارد وضعیت ایتالیا فاجعه بار است، ایتالیا ٢۵٠٠ میلیارد دلار بدهی خارجی دارد که ۵٠٠ میلیارد دلار آن از فرانسه تامین مالی شده است، ده سال است که ایتالیایی‌ها از جیب فرانسوی‌های دارند در رفاه زندگی می‌کنند، ایتالیا اگر بتواند سی درصد از این بدهی را پرداخت کند در طی زمان، شاهکار کرده است، باز هم منبع تامین وام‌های ایتالیا: آلمان و فرانسه هستند

🔹وضعیت اسپانیا و پرتقال از وضعیت ایتالیا بدتر است

🔹ماحصل کلام؛ اروپای جنوبی از محل ثروت آلمان و فرانسه زندگی می‌کنند

🔹ثروت آلمان‌ها و فرانسوی‌ها بدهی یونانی‌ها، ایتالیایی‌ها، اسپانیایی‌ها و پرتقالی هاست

🔹اروپا ١۶ هزار میلیارد دلار بدهی خارجی دارد که عمده آن بوسیله آلمان و فرانسه تامین مالی شده و کشور‌های بدهکار اروپایی قادر به بازپرداخت بیش از ٣٠ درصد آن نیستند هفتاد در صد این بدهی دیر یا زود باید بخشیده شود

🔹یک عمری است که آلمان‌ها و فرانسوی‌ها دارند برای یونانی‌ها، ایتالیایی‌ها، اسپانیائی‌ها، پرتقالی‌ها، مجار‌ها و رومانی‌ها رایگان کار می‌کنند (بخش اعظم اروپای شرقی را هم باید به این لیست اضافه کرد)

🔹تسویه این بدهی دیر یا زود انجام میشود و اروپایی‌های بدهکار منکر پرداخت بدهی میشوند

🔹دولت جدید ایتالیا بفهمی نفهمی دارد همین را می‌گوید

🔹دولت جدید ایتالیا در آینده با قاطعیت بیشتری خواستار بخشیدن بدهی‌ها می‌شود

🔹پیش بینی پنج نفر از تیم تحقیقاتی این است که طی پنح سال آینده دولت‌های پوپولیست منکر بدهی با تفکر ضد آلمان و فرانسه در اروپا یکی بعد از دیگری به قدرت می‌رسند

🔹آلمان‌ها و فرانسوی‌ها به سادگی از طلب خود نمی‌گذرند و مواجه بین اروپای طلبکار و اروپای بدهکار محتمل است

🔹نمی شود که ٢٠ سال یک قسمت از اروپا از جیب یک قسمت دیگر اروپا در رفاه زندگی کند و بعد این بدهی بخشیده شود

🔹این تسویه حساب با بحران بی ثباتی همراه میشود

🔹رئیس حمهور آلمان که آمریکا، روسیه و چین را متهم می‌کند که در پی بی ثباتی اروپا هستند فراموش می‌کند اضافه کند اروپای جنوبی و شرقی، بیست سال بسیار بیش از ظرفیت ظرفیت خود استقراض کرده و این حجم از استقراض است که عامل بی ثباتی است شاید بهتر است گفته شود به سبب استقراض بیش از سه برابر ظرفیت اقتصاد، اروپا مستعد بی ثباتی است و این بوسیله رقبا و از جمله آمریکا و روسیه، مورد بهره برداری قرار می‌گیرد


✍🏻 یادداشتی از پدرام سلطانی

خطای دید

🔸جامعه‌ی ایرانی این روزها به سطح پایینتری از روحیه‌ی عمومی در حال سقوط است. ساکنان ایران به ویژه طبقات متوسط و فرودست اکنون فراتر از موضوع رشد شتابان قیمتها و ناپایداری شغلی دغدغه ى جدی‌تری پیدا کرده است و آن این است که آیا ایران وارد رویارویی نظامی با آمریکا خواهد شد یا نه. آشفته بازار اظهار نظر در کشور نیز به این نگرانی دامن می‌زند، در روزهای گذشته انواع و اقسام نظرها از سوی مقامها و مسئولان از سایر قوا و ارکان در خصوص مناقشه‌ی بین ایران و آمریکا اظهار شده است، به گونه‌ای که عملا موضع دولت، که قانونا تریبون اصلی و قانونی اظهار نظر در این خصوص است، در میان نظرات دیگران گم شده است.

🔸این وضعیت دست به دست شرایط رو به وخامت اقتصادی داده است تا آخرین قطره‌های سرمایه اجتماعی دولت را از این جام شکسته بیرون بریزد. مدیریت اقتصاد کشور از ریشه درمانی به نشانه درمانی فروافتاده است و عملا دولت با تمام ابزارهای اصولی و غیراصولی خود از روند شتابان قیمتها آویزان شده است تا بلکه از این شتاب کمی بکاهد. در این صحنه دولت شمارش معکوس خروج از برجام را نیز آغاز نموده است. چین و روسیه نیز که تمام امید ایران در صحنه بین المللی هستند، آرام آرام به تحریمهای آمریکا تن در داده‌اند و به غیر از ژستهای دیپلماتیک در مخالفت با تشدید فشارها و تحریمها از سوی آمریکا، اراده‌ی دیگری در کمک و همکاری با ایران از خود نشان نمی‌دهند. تردیدی نیست که این دو کشور و اروپا از رفتار آمرانه‌ی دولت آمریکا در خصوص بسیاری از مسائل بین المللی خرسند نیستند و آن را مرتبا بیان می‌کنند، اما تمام آنها ترازوی دقیقی به نام منافع ملی در دست دارند که هر حرکت آمریکا را در یک کفه‌ی آن و هزینه‌های مقابله با آن حرکت را در کفه‌ی دیگر می‌گذارند و عموما هزینه‌ی مقابله را بیشتر می‌یابند. میزان انعطاف چین، به عنوان دومین قدرت اقتصادی دنیا، در برابر فشارهای آمریکا شاید خارج از تصور بسیاری از کسانی بود که صحنه‌ی بین المللی را صفر و صدی می‌نگرند و تصور می‌کنند که چین برای حفظ «آبرو و شأن» خود حتما مخالفتهای عملی و جدی از خود نشان می‌دهد. اما چین به سال ٢٠٥٠ چشم دوخته است، زمانی که به قدرت اقتصادی شماره یک دنیا تبدیل می‌شود و در فناوریهای صنعتی، نظامی و فضایی جایگاهی به مراتب مستحکمتر از امروز در برابر آمریکا خواهد داشت. از این روی چین نیروی خود را برای مقابله با آمریکا هدر نمی‌دهد زیرا آن را برای پیشبرد اهداف حساب شده‌اش تا ٣٠ سال دیگر نیاز دارد.

🔸وقتی به اصول راهبردی و رفتارهای تاکتیکی چین در عرصه‌ی بین الملل می‌نگریم و راهی که خود آمده‌ایم را در نظر می‌آوریم، در می‌یابیم که ما عملا مانند زورقی خود را بر آبهای اقیانوس رها کرده‌ایم، به امید اینکه امواج ما را به ساحل نجات برسانند، نه پارویی هماهنگ زده‌ایم و نه بادبانی برافراشته‌ایم. امروز هم که خود را در برابر فشارهای روزافزون و بی سابقه‌ی آمریکا می‌بینیم باز همان زورقیم که این بار در آبهای پرتلاطم افتاده‌ایم و غایت امید ما به این است که ٢٠ ماه دیگر (در زمان انتخابات آمریکا) این طوفان فرونشیند. اما این افق برای کشوری با وضعیت اقتصادی نابسامان و التهابات اجتماعی زمانی بسیار زیاد و انتخابی قمارگونه است. امروز باید دریافته باشیم که بدل شدن به کارت بازی بده بستانهای دیگر کشورها با آمریکا ما را در معرض بزرگترین نااطمینانیها قرار داده است.

🔸با فرض اینکه کشور را با هر مرارتی بشود تا زمان انتخابات بعدی آمریکا اداره کرد و نتیجه‌ی انتخابات نیز روی کار آمدن نامزد حزب دموکرات در آمریکا باشد، رنج مزمن ناشی از این دوران، ملت را دیگر از رهایی از تحریمها و سینه خیز وارد دوره‌ی پساترامپ شدن راضی نمی‌سازد. نمی‌توان تمام مطالبات مردم را تعلیق به دوران پساترامپ نمود زیرا اگر این اتفاق نیافتد گزینه‌ی دومی وجود نخواهد داشت و اگر هم بیافتد هیچ دولتی از پس مدیریت انتظارات بهمن گونه‌ی مردم که با فشار و رنجوری این مدت به ناپایداری رسیده است بر نمی‌آید. کشور باید از وضعیت آچمز روی مدیریت تحریم خارج شود، این وضعیت اگرچه امروز را به فردا می‌رساند اما به هیچ روی رضایت عمومی را افزایش نمی‌دهد و این موضوع که برای مدت طولانی رضایت عمومی پایین باشد و در مقابل هر روز مطالبات اجتماعی و اقتصادی مردم تنوع و تکثر و تزاید بیابد هر حاکمیتی را از ایجاد ثبات در جامعه و اداره‌ی کشور عاجز می‌کند. مسئله‌ی ما «ایران» است نه آمریکا، درست ببینیم!


قانون ۲۵/۵ وارن بافت به زبان ساده:

۱⃣- یک لیست از ۲۵ کار مهمی که میخواهید در طول زندگیتان به انجام برسانید تهیه کنید.

۲⃣- حالا ۵ تا کار اصلی این لیست را شروع کنید.

۳⃣- هرگز به آن ۲۰ کار دیگر فکر نکنید. به هیچ عنوان.

۴⃣- از بین ۵ کاری که مشغول انجام آن هستید، آنهایی که زمان بیشتری را براشون صرف میکنید جزء مهمترین‌ها هستند.

#مدیریت_زمان

#وارن_بافت


نزول جمعیت در ایران: علل و پیامدها

پرده اول: کاهش ۳۰٪ازدواج در ایران

رئیس اداره سلامت جمعیت، خانواده و مدارس وزارت بهداشت: "در یک بازه زمانی ۸ ساله از سال ۸۹ تا سال ۹۶ ازدواج در کشور ۳۰٪ کم شده است.

بررسی‌های ما در سال ۹۵ نشان داد که میانگین سن مناسب ازدواج دختران ۲۴ سال و پسران ۲۷٫۵سال بوده که شاهد افزایش این عدد در سال‌های گذشته هستیم. "

پرده دوم: کاهش تولدها در سال‌های اخیر

معاون وزارت بهداشت: «در حوزه جایگزینی و رشد جمعیت ابتدا یک روند صعودی داشتیم و سپس روندی نزولی را طی کرده‌ایم؛ به طوریکه تعداد تولدهایمان در دو سال ۹۵و ۹۶نسبت به سال‌های پیش از آن، سالی۴۰هزار مورد کمتر شده است.»

برای هر پژوهشگر علوم انسانی دو سوال مهم پیش می‌آید:

اول اینکه علل این پدیده کاهش موالید و ازدواجها چیست؟

دوم اینکه این تغییر ترجیحات که موجب کاهش جمعیت یا حداقل شدن رشد آن خواهد شد در آینده چه پیامدهایی میتواند به همراه داشته باشد؟

به نظر میرسد هر۲سوال میتواند منشا پژوهش‌های جدی و ارزشمندی باشد که جامعه شناسان و اقتصاددانان می‌توانند به ابعاد مختلف آن بپردازند.


💶💴 میلیونر‌ها به کجا مهاجرت می‌کنند؟

🔹استرالیا و امریکا بیشترین جذب میلیونر‌ها

🔹چین و روسیه بیشترین خروج میلیونر هارا در جهان دارند


جبره بندی: آب را گل نکنیم

✍️ دکتر علی سعدوندی

جیره بندی راه حل نیست بلکه تبدیل نظام شفاف بازار به نظامی غیر شفاف است که هزینه‌ها را به صورت غیرمستقیم از طریق ایجاد صف افزایش می‌دهد. در نظام جیره بندی پولداران همواره نسبت به سایران از مواهب بیشتری برخوردارند. اما به جای آنکه با پرداخت قیمت‌های بالاتر در بازار به خواسته خود برسند از طریق پرداخت‌های غیرقانونی به این هدف می‌رسند. پس نه تنها معضل کمیابی حل نمی‌شود بلکه یک مشکل دیگر به نام فساد هم بر معضلات فعلی افزوده می‌شود.

در جیره بندی به قول معروف هم پیاز را خواهیم خورد هم چوب را و هم جریمه را می‌دهیم. تنها کارکرد جیره بندی گل آلود کردن آب و اعطای رانت برای خرید حمایت اقشار خاص در برابر سایران است.


پدرام سلطانی///////

#مهاجرت کانادا

ویزاى فورى شنگن

#اقامت در اروپا

کار در استرالیا ….

اینها بیشترین پیامکهاى تبلیغاتى هستند که این روزها دریافت مى شود.

اگر سایر کسب و کارها در رکودند، اما این دکانها مشترى زیاد دارند.

جاى تشکر از مسئولان محترم دارد که نگذاشتند این یکى از رونق بیفتد.


#فوری

ترامپ:

🔹اگر ایران می‌خواهد بجنگد، آن زمان، پایان رسمی ایران خواهد بود. هرگز دوباره آمریکا را تهدید نکنید. اخبار فوری


✍سه داستان و سه درس! ☝️

۱⃣در قرن ۱۸ میلادی یک بیماری در اروپا شیوع پیدا کرد که حتی به آمریکا هم رسید. نام آن تب زایمان؛ Peurperal Fever یا Black Death Childbirth بود به این صورت که زنها ظرف ۴۸ ساعت بعد از زایمان میمردند. این تبدیل به یک بیماری ویرانگر در قاره اروپا شد و هر روز اوضاع بدتر و بدتر میشد تا جایی که در برخی بیمارستان‌ها تا ۸۰ درصد زنان به علت زایمان فوت می‌کردند! اما این اتفاق مصادف بود با رونسانس و انقلاب علمی و فرهنگی و اصلاحات مذهبی که دیگر نمیشد آنرا با مذهب و عرفان و ماوراء طبیعه حل کرد و دکترها باید با عقل و دانش و داده‌های تجربی خود علت موضوع را کشف می‌کردند.

روال کار پزشکان این بود که صبح‌ها در آزمایشگاه‌ها مشغول نمونه گیری و … بودند و بعد از ظهرها به کار زایمان زنان مشغول می‌شدند. تا اینکه در اواسط قرن ۱۸ دکتر اولیور وندل هولمز؛ قاضی القضات آمریکا به این نکته پی برد که دکترها بعد از آزمایشگاه دست‌های خود را نمی‌شویند و در واقع متوجه علت اصلی ماجرا شد و به آنها گفت: مشکل خود شما هستید! آنها او را نادیده گرفته و تا ۳۰ سال دیوانه‌اش خواندند. تا اینکه نهایتا یکی از خودشان؛ بنام دکتر ایگناتس زملوایس به این حقیقت پی برد که اگر قبل از عمل زایمان دست پزشکان شسته و وسایلشان استریلیزه شود، مرگ و میر زنها هم متوقف می‌شود! که دقیقا همین شد و مشکل حل شد!

۲⃣یکی از مسئولان سابق وزارت دفاع (آمریکا) برای سخنرانی در یک کنفرانس که در آن بیش از هزار نفر حضور داشتند دعوت به سخنرانی شد. هنگام ارائه پاورپوینت، یک لیوان یکبار مصرف حاوی قهوه در دست داشت و گاهی به آن نگاه می‌کرد.

ناگهان گفت پارسال که به عنوان یک مقام رسمی وزارتخانه به همین کنفرانس دعوت شده بودم، من را با تشریفات و کلاس بیزینس آوردند. به فرودگاه که رسیدم، یکی منتظرم بود تا مرا به هتل ببرد …اتاقم را به من تحویل دادند و فردا صبح، فرد دیگری در لابی منتظرم بود و مرا به پشت همین سالن آورد و وارد اتاقی سبز شدیم و به من یک قهوه در یک فنجان لوکس سرامیکی داد. الان که دیگر در وزارتخانه نیستم، خودم به فرودگاه آمدم، با اتوبوس به هتل آمدم و خودم اتاقم را تحویل گرفتم و فرداش با تاکسی به محل اجلاس آمدم …هنگام ورود درخواست قهوه کردم و دستگاه قهوه ساز را نشانم دادند که در همین لیوان یکبار مصرف، قهوه را ریختم و وارد سالن شدم! فنجان سرامیکی هرگز برای خود من نبود بلکه برای مقامی بود که داشتم! من استحقاق همین لیوان یکبارمصرف را داشتم!

👈یادتان باشد، هرچه شهرت، مقام و ثروت بیشتری بدست می‌آورید، احترامتان بیشتر می‌شود و وقتی آدمها درها را برایتان باز می‌کنند، برایتان قهوه سرو می‌کنند و …هیچکدام از اینها برای خود شما نیست بلکه برای آن دستاوردهاست! «خود شما» همیشه استحقاق همان لیوان یکبار مصرف را دارید! ☝️

📌ملا نصرالدین با لباسهای ژنده وارد یک ضیافت شد و او را درجا بیرون انداختند. رفت یک دست کت و شلوار شیک پوشید. وقتی برگشت او را به صدر مجلس بردند …غذا را که آوردند قاشق قاشق توی جیبهای داخل کتش میریخت و می‌گفت بخورید، بخورید غذا را برای شما آورده‌اند!

۳⃣در حوزه رهبری، نلسون ماندلا یک مورد خاص است چرا که او را در سراسر جهان بلااستثناء به عنوان یک رهبر عالی می‌شناسند. او در واقع پسر رئیس یک قبیله بود!

یک روز از او پرسیدند مهارت این سبک رهبری را از کجا آموختی؟ در پاسخ گفت وقتی با پدرش به جلسات قبیله‌ای می‌رفته و در این جلسات که پدرش با افراد مسن‌تر از خود می‌نشسته دو چیز را به یاد می‌آورد: اول اینکه آنها همیشه دایره وار می‌نشستند، دوم اینکه پدرش همیشه آخرین نفری بود که صحبت می‌کرد!

👈در تمام عمر به ما می‌گویند باید یاد بگیریم خوب گوش بدهیم اما مهمتر از آن این است که باید یاد بگیریم همیشه آخرین نفر صحبت کنیم. خیلی وقتها در جلسات می‌بینیم افرادی که در رهبری نسبتا خوب هستند وارد یک جلسه می‌شوند و بدون مقدمه شروع به حرف زدن می‌کنند که مشکل آن است و راه حل این است! مهارت نگه داشتن نظر خود تا تمام شدن سخن همه؛ دو کار می‌کند! اول اینکه همه حس می‌کنند که شنیده می‌شوند و در جلسه نقشی ایفا کرده‌اند، دوم اینکه قبل از ابراز نظر خود از شنیدن نقطه نظرات دیگران بهره مند شده و نظرتان قبل از بیان، پخته‌تر می‌شود! تمرین کنید آخرین نفری باشید که سخن می‌گوید! ☝️

🗣سایمون سینک

✍امیرعباس زینت بخش


🔹 ۵۰ کالای صادراتی (غیرنفتی) اصلی ایران در سال ۱۳۹۷

تحلیل صادرات ایران (۱)

🌀 ۵۰ قلم بزرگ صادراتی سال ۱۳۹۷ با ارزش ۳۰ میلیارد دلار سهم ۶۸ درصد از کل صادرات (به اصطلاح غیر نفتی) را دارند.

🌀 ۲۰ قلم اصلی صادراتی ایران شامل ۱۰ مورد نفت و گاز و مشتقات آنها، ۵ مورد محصولات پتروشیمی و ۵ مورد آهن و فولاد خام هستند.

🌀 ۱۴ میلیارد دلار (۳۲ درصد از کل) به اصطلاح صادرات غیر نفتی ایران شامل گروه نفت و گاز و مشتقات آنها است.

🌀 بیش از ۱۰ میلیارد دلار (۲۳ درصد) صادرات به اصطلاح غیر نفتی شامل محصولات پتروشیمی و شیمیایی) است که با رانت نفت و گاز و انرژی تولید و صادر می‌شود.

💡 نزدیک به ۶۰ درصد صادرات به اصطلاح غیر نفتی ایران شامل نفت و گاز و مشتقات آنها (فرآورده‌های نفتی و محصولات پتروشیمی و شمیمیایی است که حق همه مردم ایران محسوب می‌شود.

🔸 این که فقط یک-چهارم ارز حاصل از صادرات غیرنفتی در بازار ثانویه ارز عرضه شود و بقیه آن بر نگردد، یا به بهای ۱۵ هزار تومان فروخته شود یا این ار کشور خارج شود، نشان می‌دهد چه فسادی پبرامون صادرات در ایران شکل گرفته است.


فساد پولی

رکود تورمی چه بر سر جامعه می‌آورد؟

✍️محمد ماشین‌چیان/ سردبیر سایت بورژوا

🔸گفته شده که طبق سخنرانی‌های لنین، بهترین روش برای تخریب سیستم سرمایه‌داری، به فساد کشیدن پول است. در طول یک پروسه تورم مداوم، دولت می‌تواند به طرز مخفیانه و غیرمحسوس، بخش بزرگی از ثروت شهروندان خود را غصب و مصادره کند. با این روش، دولت نه‌تنها ثروت شهروندان خود را غصب کرده است، بلکه این کار را از روی عمد و خودسرانه انجام داده و همچنان که این پروسه موجب فقیر شدن شهروندان می‌شود، اما در واقع تعداد افراد (خاصی) به ثروت می‌رسند … قطعا حق با لنین بوده است. هیچ وسیله‌ای بهتر و مطمئن‌تر از «فساد پولی» وجود ندارد که بتواند مبنای فعلی جامعه را واژگون کند.

🔸پس از اوج گرفتن بحران اقتصادی در یونان نزدیک به ۲۰۰ هزار نفر، عموما از میان جوانان، کشور را ترک کردند. البته تعداد افرادی که سعی کردند از یونان فرار کنند بسیار بیشتر از اینها بود. عمق فاجعه زمانی معلوم می‌شود که بدانیم کل جمعیت یونان حدود ۱۱ میلیون نفر است. روزنامه گاردین این مهاجرت را بزرگ‌ترین فرار مغزها در یک کشور پیشرفته در عصر مدرن نام گذاشت. میزان بیکاری میان این جوانان به رقم وحشتناک ۵۰ درصد می‌رسید. به گزارش سازمان ملل نزدیک به ۱۰ درصد مردم ونزوئلا اینک به‌ عنوان پناهجو به کشورهای همسایه مهاجرت کرده‌اند. هرروزه صدها هزار نفر ونزوئلایی سعی می‌کنند رکود و ابرتورم را با فرار از این کشور پشت سر بگذارند.

🔸نتیجه این هجرت فزاینده خالی شدن کشورها از باارزش‌ترین و غیرقابل جبران‌ترین سرمایه‌هاست. در میان تحلیلگران ایرانی تاکید بر منابع طبیعی و مملکت چهارفصل از یک‌سو و کم‌ارزش انگاشتن یا اصلا در حساب نیاوردن مردمان عادی سابقه دیرینه‌ای دارد چنان‌که هنوز عده‌ای تصور می‌کنند خوشبختی و اقتدار کشور رابطه مستقیمی با معادن و منابعش دارد. چنین تصوری بر خطاست.

🔸در شرایط رکود تورمی، حتی اگر سیاستگذار از سواد و بصیرت برخوردار باشد، هم صورت مساله را به درستی دریافته و هم راه‌حل را بداند با مانع سومی مواجه خواهد شد؛ مردم. مثال کلاسیک در این حوزه قوانین حداقل دستمزد است. در شرایط رکود تورمی نرخ بیکاری افزایش یافته و در نتیجه، به موازات افزایش قیمت‌ها دستمزدها رشد نزولی دارند. در چنین شرایطی طبیعی است که فشارهای عمومی برای افزایش حداقل دستمزد شدت پیدا کند. این در حالی است که افزایش دستوری حداقل دستمزد بر بیکاری دامن خواهد زد؛ به این ترتیب نه‌تنها درمان بیکاری متوقف خواهد شد بلکه بیکاری با نرخ بیشتری نسبت به گذشته افزایش خواهد یافت.


مناظرۀ قرن

ژیژک در برابر پیترسون: مارکسیسم در برابر سرمایه‌داری

✍️محمد ملاعباسی، ترجمان

— بعد از ماه‌ها گمانه‌زنی و شایعه‌پراکنی، بالأخره مناظرۀ میان دو تن از جنجالی‌ترین شخصیت‌های فکری جهان دیشب در تورنتو برگزار شد. در این مناظره، فیلسوف اسلوونیایی، اسلاوی ژیژک، رو‌به‌روی روان‌شناس کانادایی، جردن پیترسون نشست تا دربارۀ تقابل سرمایه‌داری و مارکسیسم گفت‌وگو کنند. شهرت جهانی این ابرستاره‌های دنیای روشنفکری باعث شد تا کل صندلی‌های سالن ۳۰۰۰نفرۀ سونی‌سنتر برای دیدن «مناظرۀ قرن» پر شود.

پیترسون، استاد ۵۶سالۀ دانشگاه تورنتو، اگرچه دیرتر از ژیژک به عرصۀ هماوردی‌های فکری پا گذاشته، اما با سرعتی خیره‌کننده به دایرۀ مشهورترین‌ها رسیده است. پیترسون، که روان‌شناس بالینی است، در سخنرانی‌های پرشور و کتاب‌های پرفروش خود، مرتبا به تجاربی که در برخورد با بیمارانش داشته است ارجاع می‌دهد و بر مبنای آموخته‌های خود از «راه‌ورسم خوب‌کردن حال مردم» دستور‌العمل‌هایی برای زندگی بهتر می‌دهد. باوجوداین، در سال‌های اخیر پیترسون قدم‌به‌قدم از مشاوره‌دادن به مراجعان خودش دور شده و به «شخصیتی رسانه‌ای» تبدیل شده است. جرقۀ این چرخش را تصویب لایحۀ جدیدی در خصوص حقوق بشر در پارلمان کانادا زد. طبق این قانون جدید، که سال ۲۰۱۶ تصویب شد، حق «بیان جنسیتی» و «هویت جنسیتی» برای افراد ذیل قانون حقوق بشر در کانادا محفوظ خواهد بود. به عبارت دیگر، هر کس حق دارد خود را زن، مرد، یا چیز دیگری بداند و این حق باید برای او محترم شمرده شود. پیترسون سخنرانی ویدئویی پرشوری منتشر کرد و به‌شدت به این لایحه تاخت. او این لایحه را «جرم‌انگاری آزادی بیان» خواند و گفت، از این به بعد، هر گفت‌وگوی روزمره‌ای می‌تواند به‌عنوان «نفرت‌پراکنی» جرم قلمداد شود. پیترسون معتقد بود که دیگر به‌عنوان یک استاد دانشگاه نمی‌تواند سر کلاس حرف بزند، چون به‌محض اینکه دانشجویی را مخاطب حرف خود قرار بدهد، ممکن است متهم به قانون‌شکنی شود و تأکید کرد که «اگر براساس این قانون، مرا جریمه کنند، جریمه‌ام را پرداخت نخواهم کرد. اگر زندانی‌ام کنند، اعتصاب غذا خواهم کرد، من کوتاه نمی‌آیم». این سخنرانی جنجالی بزرگ در دانشگاه‌ها و رسانه‌های کانادا به راه انداخت. پیترسون حالا موقعیت مستحکمی داشت تا انتقادهای شدید خود به آنچه میراث مارکسیسم در دانشگاه‌های آمریکای شمالی می‌دانست به زبان آورد. او مارکسیسم را به اندازۀ نازیسم «ایدئولوژی‌ای مرگ‌آور» خطاب می‌کرد که با لباس مبدل پست‌مدرنیسم، تساوی‌طلبی، و مبارزه برای عدالت اجتماعی، دانشگاه‌ها را اشغال کرده و همه را زیر سلطۀ فکری و زبانی خود کشیده است. او خواستار تعطیلی رشتۀ مطالعات زنان در دانشگاه شده است و حجم انبوه تولیدات در زمینۀ مطالعات جنسی را تمسخر می‌کند. پیترسون را این روزها یکی از مهم‌ترین چهره‌های جناح فکری «راست نو» می‌دانند که مخالف نزاکت سیاسی و سیاست هویت در معنای گستردۀ آن به شمار می‌رود. پیترسون خود را متأثر از یونگ، داستایفسکی، کیرکگور و پل تیلیش می‌داند و جدیدترین کتاب او دوازده قانون زندگی به فارسی نیز ترجمه و منتشر شده است.

برخلاف پیترسون، ژیژک برای ما چهره‌ای شناخته‌شده‌تر است. فیلسوفی هفتادساله، با کتاب‌هایی ضخیم دربارۀ هگل و تی‌شرت‌هایی ارزان‌قیمت که به تن او زار می‌زنند. ژیژک، که علاوه‌بر فلسفه در سینما، ادبیات، فرهنگ عامه، روانکاوی و سیاست نیز دستی دارد، از رساترین منتقدان سرمایه‌داری در دنیای امروز به شمار می‌رود و، اگرچه خیلی‌ها او را بیش‌ازحد ساده‌انگار یا جلف می‌پندارند، کسی منکر تأثیرگذاری عظیم او بر حیات فکری امروز جهان نیست. خوشبختانه، هم چند کتاب از او ترجمه شده است و هم در وب فارسی نوشته‌های بیشتری دربارۀ او در دسترس است. او بیش از همه از هگل و لاکان تأثیر پذیرفته است و می‌توانید برای آشنایی با افکارش به «گفت‌و‌گو با ژیژک: به من احترام نگذارید، کتاب‌هایم را بخوانید» یا پروندۀ «اسلاوی ژیژک: گزیده‌ای از مطالب پراکنده» در ترجمان مراجعه کنید. اما برگردیم بر سر مناظره.

گفت‌وگوی ژیژک و پیترسون با عنوان «شادی: سرمایه‌داری در برابر مارکسیسم» برگزار شد. این عنوان، اشاره‌ای داشت به مواجهات کوتاهی که این دو متفکر پیش از این با هم داشتند. ژیژک تقریبا یک سال پیش در نوشته‌ای با عنوان «چرا مردم جردن پیترسون را این‌قدر قانع‌کننده می‌دانند؟ چون چپ‌ها اوضاعشان به هم ریخته است» ادعا کرد دلیل محبوبیت پیترسون آن است که راست‌ها درحال‌حاضر باید دربارۀ اهمیت آزادی بیان اغراق کنند تا عیب‌ها و ناسازگاری‌های حرف‌های خودشان را پشت آن پنهان کنند. کانال: تحلیل اجتماعی


🔹شلاق ارزان فروشی

💡دکتر لطفعلی بخشی/ اقتصاددان

🔹این از موارد معدودی است که یک مقام عالی‌رتبه دولتی از اقتصاددانان کشور کمک می‌خواهد و باید به عرض ایشان رساند که متاسفانه این سوال بسیار دیرهنگام است. هرچند به‌نظر می‌رسد این سوال نیز تشریفاتی است و دولت مصمم به ارائه کالا‌برگ الکترونیک است.

🔹سوال مقدر این است که در دهه‌های گذشته چه کرده‌اید که اقتصاد به جایی رسیده است که چاره‌ای جز راه‌اندازی کوپن نداشته باشیم؟

🔹دولت محترم باید بداند جایی که اکنون ایستاده نتیجه انتخاب‌های چند دهه گذشته است و اگر بخواهد از این وضعیت رهایی یابد ناچار به انتخاب‌های متفاوتی است. از بحث تولید‌کننده و مصرف‌کننده آغاز کنیم. برای مصرف هر کالایی ابتدا باید آن را تولید کرد. در چند دهه گذشته متاسفانه دولتمردان ما، برخلاف همه اصول، مدام بر حمایت و تقدم مصرف‌کننده تاکید کردند و حتی سازمان حمایت از تولید‌کننده و مصرف‌کننده، که عجیب‌ترین سازمان اقتصادی در سطح جهان است، وظیفه اصلی آن پایین نگه‌داشتن و سرکوب قیمت تولیدکنندگان و به زعم دولتیان، حمایت از مصرف‌کننده است. بنابراین این دولت و همه دولت‌های پیش از آن، همه اهتمام خود را به حمایت از مصرف‌کننده معطوف داشتند و هر جا هم که با مشکلی برای تامین کالا روبه‌رو شدند، با ارز نفت و واردات انبوه مصرف‌کنندگان را راضی نگه داشتند و به تولید داخلی وقعی ننهاده‌اند.

🔹در نتیجه در اختیار داشتن درآمدهای هنگفت نفتی و سیاست‌های ضدتولیدی، در عمل به کشوری مصرفی و وابسته به درآمد نفت و فسادهای آن، که گوشه‌ای از آن در تخصیص ارز ۴۲۰۰ تومانی دیده شد، تبدیل شدیم. اینک که به خواست دشمن و شاید از نگاهی خوشبختانه، دست دولتمردان معتاد به مصرف ارز نفت و واردات، از این مسیر بی‌دردسر کوتاه شده است، سوال می‌کنند چه باید کرد؟ نظام‌های کنترلی از این دست در هیچ جای دنیا پاسخ نداده است و در کشور ما نیز، غیر از دوران متفاوت جنگ، نتیجه‌ای بس نامطلوب داشته است.

🔹کوپن مصرف‌کننده را معتاد و چشم انتظار دست دولت و تولید‌کننده را مجبور به تولید کالاهای محدود می‌کند که هیچ‌یک از این ویژگی‌ها در دنیای امروز کارساز نیست. به‌علاوه کوپن موجب بزرگ‌تر شدن دولت و گسترده شدن فساد نیز می‌شود. در وضعیتی که تولید و تامین مواد اولیه و راضی نگه داشتن نیروی کار بسیار دشوار است و دولتیان می‌دانند که دستگاه‌های مالیات، تامین اجتماعی، شهرداری‌ها و … چه بر سر تولید‌کنندگان شناسنامه‌دار می‌آورند، تجدید نظر اساسی در سیاست‌های نادرست این چند دهه اجباری است. امید که دولت محترم از همه تجربیات تلخ این چند دهه درس گرفته باشد و در رفتار و کردار خود نسبت به تولیدکنندگان مسیر درستی در پیش بگیرد. روند کاهش‌یابنده سرمایه‌گذاری صنعتی در کشور نیز نتیجه همین سیاست‌هاست. روند کاهش نرخ رشد اقتصادی و نرخ سرمایه‌گذاری، حتی کمتر از نرخ استهلاک سرمایه، علائم بیماری دردناکی است که نشانه‌های آن دائما رو به فزونی است.

🔹توماس پیکتی در کتاب سرمایه در قرن بیست و یکم دلیل ایجاد نابرابری‌های بزرگ را بیشتر بودن نرخ بازگشت سرمایه از نرخ رشد اقتصادی می‌داند اما در کشور ما نرخ بازگشت سرمایه در سرمایه‌گذاری‌های مضر برای اقتصاد، مانند ارز، طلا و واردات، ده‌ها برابر سرمایه‌گذاری مولد و رشد اقتصادی است. حال آنکه سرمایه‌گذاری‌های مضر معمولا مالیاتی نمی‌پردازند و تولیدکنندگان با انواع مالیات‌ها، عوارض و بیمه‌ها دست به گریبانند. نرخ سود سرمایه‌گذاری‌ها در ارز و طلا سر به آسمان می‌زند و در همین حال سود تولیدکنندگان توسط سازمان حمایت تولیدکننده و مصرف‌کننده به ۱۰ درصد محدود می‌شود و از محل همین سود باید مالیات نیز بپردازند! زمان تجدید نظر اساسی در همه سیاست‌های نادرست چند دهه گذشته هم اکنون است. نگاهی به رتبه کشور ما در فضای کسب و کار مبین آن است که تولید جزو پردردسرترین کارها در کشور است.

🔵 بها دادن به تولیدکنندگان واقعی و بهبود فضای کسب و کار، ایجاد فضای رقابتی در تولید و باز گذاشتن دست تولیدکنندگان واقعی در قیمت‌گذاری کالاها و خدمات است. از این تولید نحیف رو به زوال، انتظار تحمل شلاق ارزان‌فروشی و کنترل قیمت نداشته باشید. / روزنامه دنیای اقتصاد


🔷چگونه خیلی خیلی خفن پولدار شویم؟ (قسمت دوم)

✍️محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

✅ در قسمت اول به شما نشان دادم که چگونه می‌توانید از طریق تأسیس مؤسسه مالی و اعتباری، خیلی خیلی خفن پولدار شوید و این بار روش دیگری را به شما یاد می‌دهم: تملک یک واحد صنعتی از طریق خصوصی‌سازی.

🔹اول. یک واحد صنعتی در معرض خصوصی‌سازی را پیدا کرده و از طریقی آن‌را بسیار کمتر از قیمت واقعی خریداری کنید. یکی از راه‌ها این است که کسانی کمک کنند و واحد را به زیان‌دهی برسانند، یا تلاش کنید تا قیمت‌گذاری دارایی‌های واحد، بسیار کمتر از قیمت واقعی تعیین شود. هر دو روش خرج دارد.

🔹دوم. لازم نیست کل سهام واحد را به همان قیمت ناچیز هم خریداری کنید. یک واحد قابل واگذاری پیدا کنید که بتوانید بخش عمده سهام را بخرید و بقیه سهام شناور باشد. شما به این ترتیب می‌توانید هیئت مدیره و مدیر عامل را خودتان تعیین کنید و به بقیه سهامداران هم پاسخ‌گو نباشید.

🔹سوم. از وثیقه گذاشتن دارایی‌ها و شهرت برند واحد صنعتی استفاده کنید و مقادیر زیادی وام بگیرید. اگرچه واحد را به قیمت بسیار پایین‌تر از واقعیت خریده‌اید، اما برای وثیقه گذاشتن آن حتما می‌توانید قیمتی بسیار بالاتر از قیمت واقعی را با کمک کارشناسان جا بیندازید. این هم خرج دارد.

🔹چهارم. سرمایه‌گذاری وام‌های دریافتی در واحد صنعتی، سود زیادی ندارد. وام‌های دریافتی را راهی بازار سکه، طلا، ارز و سایر سفته‌بازی‌ها کنید. اغلب اوقات می‌توانید با وام‌دهندگان شریک شوید تا به سرنوشت وام‌ها (همان سپرده‌های مردم نزد وام‌دهنده) حساس نباشند.

🔹پنجم. واحد صنعتی را که بد مدیریت کنید، زیان‌ده شده، فروپاشی اقتصادی کرده و ارزش سهام‌اش سقوط می‌کند. حالا می‌توانید با آن وام‌ها که گرفته‌اید سهام بقیه سهامداران را بخرید.

🔹ششم. واحدهای صنعتی که واگذار می‌شوند معمولا آن‌قدر موجودی کالا در انبار دارند و قراردادهایی برای تولید منعقد کرده‌اند که بتوانید از محل فروش کالا و اجرای قراردادها، حقوق نیروی انسانی را بپردازید. اما وقتی واحد به مشکل بخورد، کارگران اعتراض می‌کنند و مشکل سیاسی و امنیتی برای شهر درست می‌شود. این‌جاست که همه به کمک شما می‌آیند تا لطف کنید وام بیشتری بگیرید و حقوق و دستمزد معوقه را بپردازید.

🔹هفتم. ارز با تعرفه ترجیحی که توزیع کردند، شما هم زنبیل‌تان را در صف بگذارید، مقادیری از وام‌های دریافتی را خرج کنید و عملکرد شرکت‌تان را استراتژیک جلوه دهید. همه این‌ها خرج دارد. شما با این روش می‌توانید ارز پایین‌تر از قیمت بازار آزاد دریافت کنید.

🔹هشتم. یک شرکت صوری با کمی دفتر و دستک در آلمان، دوبی یا مالزی ثبت کنید و از آن‌جا اسناد و مدارک فروش کالا به واحد صنعتی بزخری شده خود صادر کنید. کمی تلاش کنید، در یک فرایند صوری، بدون نقل و انتقال کالا، ارز دریافتی را می‌توانید در بازار آزاد به فروش برسانید.

🔹نهم. پول وام‌ها، مبالغ کلان مابه‌التفاوت ارز دولتی و بازار آزاد و منابع حاصل از فروش اموال و دارایی‌های واحد صنعتی را به املاک تبدیل کنید. این دارایی‌ها در یک اقتصاد تورمی ظرف یکی دو سال چند برابر می‌شوند و اگر هم کسی پیگیر شود و گیر بیفتید، حتی اگر مبالغ اصل پول‌ها را بازگردانید، هنوز خیلی خیلی خفن پولدار هستید.

🔹دهم. شما حالا خیلی خیلی خفن پولدار کثیفی شده‌اید و می‌توانید روی سبیل شاه نقاره بزنید. بخت آن‌که گیر بیفتید و یک خرمگس معرکه پیدا شود و یقه‌تان را بگیرد، زیاد نیست، آن‌قدر آدم روی سبیل شاه دارند نقاره می‌زنند که صدا به صدا نمی‌رسد و سگ صاحبش را پیدا نمی‌کند.

✅ شما به این ترتیب خیلی پولدار می‌شوید اما فکر نکنید خیلی زرنگ هستید. شفاف نبودن فرایند خصوصی‌سازی، پایین بودن کیفیت مدیریت ریسک در نهادهای مالی وام‌دهنده، ناکافی بودن نظارت بر عملکرد نهادهای مالی در نظام بانکی، ضعف نظام مالیاتی، توزیع رانت از طریق ارز ارزان‌قیمت و ضعف در احراز صلاحیت شما برای تملک واحد صنعتی است که امکان می‌دهد این گونه پولدار شوید.


🚗بهترین و بدترین رانندگان در کدام کشورهای جهان هستند؟

✅هلند بهترین و کاستاریکا بدترین رانندگی را در جهان دارند


۱۸ کالایی که بیشترین صادرات و واردات را در سرتاسر جهان به خود اختصاص داده‌اند و کشورهایی که بیش از تمام کشورهای دیگر آنها را مبادله کرده‌اند.


🔹آموزش زیرساخت توسعه اقتصادی است.

🔹استرالیا، دانمارک و نیوزلند سرآمدترین کشورهای جهان در حوزه آموزش


🔹قراربود بازار متشکل ارزی ابتدای این هفته راه اندازی شود

دکترهمتی روز۲۸ اردیبهشت را اعلام کرده بود

🔹بعددکترهمتی اعلام کرد نمیتوان تاریخ دقیقی رابرای شروع به کاراین بازاراعلام نمود

🔹دو دلیل میتواند موردتوجه باشد

۱⃣ اول. به لحاظ فنی که مثلا زیرساخت‌ها آماده نیست که به نظر احتمال آن ضعیف است چون از ماه گذشته اعلام شده بود زیرساخت آماده و جانمایی شده و تجهیزات نیز آماده درساختمان فردوسی منتظر اعلام دقیق و شروع بازار نرخ گذاری.

۲⃣ دوم به دلیل استفاده بردن ازاین بازار و تاحدی پرکردن شکاف کسری بودجه که با فروش درقیمتهای بالا وخریددرقیمتهای پایین تاحدی کسری بودجه را پوشش دهد

🚺 این احتمال به واقعیت نزدیک تراست

چون انتظارست با شروع به کاراین بازار که فعال مایشا آن بانک مرکزیست قیمتها سیرنزولی پیداکند

✍ یوسف کاووسی


🔹 نمودار عرضه جهانی مایعات هیدروکربوری به همراه قیمت سربه سری تولید آنها.

☑️ بخش خشکی منطقه خاورمیانه ارزانترین منبع تولید نفت در سراسر جهان است.

☑️ نفتخام شیل آمریکای شمالی دومین منبع ارزان تولید است.

☑️ ماسه‌های نفتی کانادا گران‌ترین منبع تولید نفت هستند.

☑️ نکته: نفت شیل شمال آمریکا از دومین منبع گران قیمت در سال ۲۰۱۵ با قیمت متوسط سربه سری تولید ​​۶۸ دلار به ازای هر بشکه در حال حاضر پیشرفت نموده و به دومین منبع ارزان در سال ۲۰۱۹ با قیمت میانگین ۴۶ دلار در هر بشکه رسیده است.

☑️ فعلا ماسه‌های نفتی گران‌ترین منبع تولید نفت باقی می‌مانند.


💢جنتلمن‌ها باید برقصند!

✍️مجتبی لشکربلوکی

چندی پیش کلیپی منتشر شد که دانش آموزان آن با کلیپ «آقامون جنتلمنه» ساسی مانکن در حال رقصیدن و شادی هستند. انتشار این کلیپ تا تعدادی از نمایندگان مجلس به این موضوع واکنش نشان داده و خواستار استیضاح وزیر آموزش و پرورش شوند.

واکنش یکی از نمایندگان محترم را بخوانیم: «اینکه در مدرسه‌ای ترانه‌ای با محتوای بسیار سخیف آن هم با ساز و آواز و بزن و بکوب اجرا کنند و دانش آموزان را وادار به حرکات خاصی کنند آن هم در ساعت رسمی مدرسه، قابل قبول نیست. به عقیده بنده مدیران مدارس باید بلافاصله برکنار شوند. چطور آموزش و پرورش ما تا این حد غافل است؟»

☑️⭕️تحلیل و تجویز راهبردی:

مصیبت اینجاست که مجددا و برای هزارمین بار ما «رخداد» و «روند» را اشتباه گرفتیم. ایکاش مسوولان محترم؛ به این نکته مهم توجه می‌کردند که تمرکز بر رخدادها، و بی توجهی به روندها فاجعه آفرین است. بگذارید این موضوع را با چند مثال توضیح دهم.

مدت‌های طولانی است که اقتصاد ایران به خاطر اولویت‌های دیگر (اولویت‌های غیراقتصادی)، حالش خوب نیست. از طرفی سالانه یک میلیون نفر به بازار کار اضافه می‌شوند. این یعنی آرام آرام شکل گیری لشکر ده میلیونی بیکاران. این می‌شود یک روند. بی سر و صدا، آرام و خزنده. چرا به چشم نمی‌آید؟ چون یک میلیون نفر را اگر بر تعداد ماه‌های سال (۱۲) و تعداد شهرها و روستاهای کشور (۶۱۰۰۰) تقسیم کنیم می‌شود ماهی ۱ تا ۲ نفر بیکار اضافه می‌شود که خیلی به چشم نمی‌آید. اما جمع می‌شود، جمع می‌شود و یک باره ممکن است در بخشی از کشور گرسنگی، بیکارگی، بی درآمدی و بی آیندگی فشار بیاورد و آشوب به پا شود. این آشوب می‌شود رخداد. در این جاست که تمام تلاش مان را می‌کنیم که دوباره شرایط را به حالت عادی برگردانیم.

مثال دیگر؛ سال هاست که سنت ازدواج به خاطر مسایل فرهنگی و معیشتی به قهقهرا رفته است. این می‌شود یک روند. و هر سال به جمع کسانی که در سن ازدواج هستند افزوده می‌شود. روندها خزنده هستند. آرام آرام جمع می‌شوند و یک دفعه خود را نشان می‌دهند. مثلا چند وقت دیگر یک آپارتمان ۱۰۰ واحدی در تهران یافت می‌شود که تمام آن متعلق به کسانی است که ازدواج سپید کرده‌اند و بیست کودک در آن زندگی می‌کنند که که پدر و مادر رسمی ندارند. این می‌شود یک رخداد. و اینجاست که رگ غیرت مسوولان محترم برجسته شده، بگیر و ببند و استیضاح. مساله حل می‌شود؟ خیر! روندها کار خودشان را می‌کنند. روندها با تذکرات پشت تریبون و موضع گیری‌های سیاسی و غیرسیاسی کاری ندارند، آرام سر خودشان را می‌اندازند پایین و کار خودشان را می‌کنند.

مسوولان محترم به این سه سوال صادقانه پاسخ دهند:

کودکانی که در این کلیپ می‌رقصیدند، پرورش یافته انقلاب بودند. همین نسلی که ما اینترنت و یوتیوب را برای شان فیلتر کردیم، ماهواره را ممنوع و برنامه‌های تلویزیونی را پاستوریزه، چه شد و کجا اشتباه کردید که این کودکان کاملا متفاوت از آنچه می‌خواستید پرروش یافتند؟

شما که در مورد رفتار آن کودکان این چنین برآشفته‌اید، مطمئن هستید که فرزندان شما این آهنگ را بلد نیستند؟ دقیقا این کودکان در خانه من و شما پرروش یافته‌اند. این‌ها نماینده جامعه هستند و نه بخشی محدود از آن. با کتمان واقعیت چیزی حل می‌شود؟

راحت‌ترین کار این است که آموزش و پرورش را مقصر بدانیم اما فراموش نکنیم که این رخداد در یک مدرسه اتفاق افتاد، اما روند آن در کل جامعه ما شکل گرفته است. اشتباه محض است اگر بخواهیم آموزش و پرورش را مقصر بدانیم، آموزش و پرورش می‌توانست در بهترین حالت، جلوی پخش موسیقی را می‌گرفت. اما تمام آن کودکان آهنگ ساسی مانکن را حفظ بوده‌اند!

ازدواج زیرزمینی، اشتغال زیرزمینی، ارتباط زیرزمینی، موسیقی زیر زمینی و … همه و همه حاصل کشورداری کهنه و قدیمی است. پیش از آنکه رقص را برای دیگران منع کنید باید خودتان به رقص درآیید. مسوول محترم! جان پدر به رقص آ! جنتلمن‌ها (آدم‌های پشت میز نشین غافل از روندهای زیرپوستی جامعه) باید برقصند!


🌀همه دولت‌های ایران پوپولیست‌اند

گفت‌وگو با حسین عباسی درباره تاثیر تورم بر تحولات سیاسی

💠درباره این تئوری که اگر ابرتورم داشته باشیم، حتما حکومت‌های پوپولیست یا دیکتاتور روی کار می‌آیند، تحقیقات گسترده‌ای نداشته‌ام، اما در عین حال آن را به عنوان یک تئوری شناخته‌شده و محکم ندیده‌ام. اینکه بخواهیم عاملی مثل تورم را تعیین‌کننده نوع حکومت یا نوع رفتار سیاسی بدانیم، نیازمند استدلال‌های زیادی است. به‌خصوص از این نظر که داریم درباره پدیده‌های بسیار پیچیده‌ای مثل ظهور نازیسم در آلمان صحبت می‌کنیم که هنوز راه بسیار درازی تا شناسایی دلایلشان در پیش است.

💠حتی در تورم‌های مزمنی مثل تورم ایران -که در ۴۰، ۵۰ سال گذشته به طور متوسط حول‌وحوش ۱۵ تا ۲۰ درصد بوده- ارتباط دادن این شاخص به پدیده‌های سیاسی رخ‌داده در کشور مشکل است. اقتصاد ایران دهه‌هاست که با تورم مزمن دست‌وپنجه نرم می‌کند و پدیده‌های اقتصادی و سیاسی زیادی هم در طول این دهه‌ها رخ داده. بله، وقتی تورم بیشتر شود، مردم ناراضی می‌شوند، اما این نارضایتی به چه شکل بروز می‌کند و چه نتایجی به بار می‌آورد؟

💠اصولا دولت در ایران نه یک ساختار اقتدارگرای محض است و نه یک ساختار دموکراتیک محض. این دولت عناصری دارد که رای مردم چندان در آن دخیل نیست و عناصری هم دارد که رای مردم در آن دخیل است.

پوپولیسم عبارت است از اولویت دادن خواست عموم مردم، حتی اگر برخلاف «اصول علمی» و «حقوق اقلیت‌ها» باشد. وقتی از اصول علمی حرف می‌زنم، منظورم در مسائل اقتصادی است و وقتی از حقوق اقلیت‌ها حرف می‌زنم، منظورم در مسائل سیاسی است.

💠دولت‌های ایران هیچ‌گاه پای‌بندی چندانی به اصول اقتصادی نداشته‌اند. در مورد تورم، نرخ ارز، یارانه‌ها و امثال آن، دولت‌های ما همیشه پوپولیست بوده‌اند و فرقی هم نمی‌کرده چپ‌ چپ باشد یا راست ‌راست. دولت‌های ما همواره این درجه از پوپولیسم اقتصادی را داشته‌اند که بگویند «مصرف طبقه پرسروصدا (که همان طبقه متوسط شهری است) به هر قیمت باید تضمین شود و سروصدای این طبقه نباید دربیاید.» با این حال، هر وقت به یک بحران برخورده‌اند، به سمت سیاست‌های معقول‌تر اقتصادی چرخیده‌اند. اینکه تعریف بحران چیست، می‌تواند محل بحث باشد، ولی فکر می‌کنم تورم بالای ۴۰، ۵۰ درصد در ایران بحرانی تلقی می‌شود..

💠در شرایط تورمی فساد زیاد می‌شود؛ به‌خصوص وقتی با یک سیاست عمیقا اشتباه مثل نرخ ارز ۴۲۰۰تومانی همراه شود. به نظر من این سیاست نماد بارز کلاسیکی از سیاست‌های عمیقا پوپولیستی بوده است. وقتی رئیس‌جمهور، رئیس سازمان برنامه و بودجه و رئیس کل بانک مرکزی به مردم بگویند «هیچ نگران نباشید؛ ما میلیاردها دلار ۴۲۰۰تومانی داریم و هر کس بخواهد به او ارز می‌دهیم» نتیجه‌اش این می‌شود که ظرف یک ماه حدود ۴۰ میلیارد دلار ثبت سفارش برای واردات صورت می‌گیرد. این یک نمونه کلاسیک از پوپولیسم دولتی است که من در کلاس‌های اقتصاد خاورمیانه در دانشگاه آن را درس می‌دهم.

💠تورم ریشه پولی دارد و بنابراین می‌توان گفت ریشه تورم سیاست دولت است. اگر با این فرض جلو برویم، جواب من به این سوال مثبت خواهد بود. چنانچه سیاست دولت همچنان به سمت سرکوب تولید باشد و تحریم‌ها هم این سرکوب را تشدید کنند یا خدای‌ناکرده در یک درگیری نظامی گرفتار شویم، این عوامل می‌تواند روی تورم ما اثر بگذارد.


🔹اشتراک ایران و امریکا

با وجود تمام اختلاف‌ها و تضادها بین دولت‌های ایران و امریکا که در شرایط فعلی به اوج رسیده است اما این اشتراک حداقل در اظهارات وجود دارد «جنگ نمی‌خواهیم»

رهبران ایران بر سیاست نه جنگ و نه مذاکره تاکید میکنند و رهبران امریکا به مذاکره، نه جنگ تاکید دارند

اما اینکه چرا با وجود سخنان صریح ایرانیان مبنی بر عدم مذاکره همچنان طرف مقابل بر انتظار و آمادگی برای مذاکره تاکید کرده و دایما " این موضوع را تکرار میکند جای تامل است

حتما " این تاکید و تکرار برای سبک کردن خود در اذهان صورت نمیگیرد

شاید دلیل این تکرار این است که آنها میدانند ادامه وضعیت فعلی برای طولانی مدت ممکن نیست و تکرار درخواست مذاکره با علم به عدم دریافت پاسخ، برای توجیه اقدامات بعدی و اجتناب ناپذیر جلوه دادن جنگ درآینده در افکار عمومی کشور امریکا و دنیا بعلت رد مذاکره از طرف ایران صورت میگیرد

بنظرم هوشمندی بود اگر مذاکره رد میشود حداقل همزمان مسئولین طرف مقابل را به مناظره در رسانه‌های پر مخاطب در سطوح مختلف دعوت می‌شد

مرتضی یوسفی طهارم


💠آمار بیکاری جهانی

💠Unemployment.

South Africa: ۲۷٪

Nigeria: ۲۳٪

Spain: ۱۴٫۷٪

Turkey: ۱۴٫۷٪

Brazil: ۱۲٫۷٪

🔹Iran: ۱۲٫۲٪

Italy: ۱۰٫۲٪

France: ۸٫۷٪

Egypt: ۸٫۱٪

Pakistan: ۵٫۹٪

Canada: ۵٫۷٪

Australia: ۵٫۲٪

Indonesia: ۵٪

Russia: ۴٫۷٪

UK: ۳٫۸٪

US: ۳٫۶٪

India: ۳٫۵٪

Germany: ۳٫۲٪

Mexico: ۳٫۲٪

Japan: ۲٫۵٪

#اقتصاد_جهانی


به پسرم گفتم: «نیازی نیست جزء ۳ شاگرد برتر کلاس باشد.

👈شاگردمتوسط بودن خوب است؛ زیرا فقط شاگردان متوسط وقت خالی دارند تا مهارت‌های دیگر هم بیاموزند.»

👤جک ما

🏬بنیانگذار علی بابا

ترفند مدیریت


بزنگاه انتخاب در اقتصاد ایران

👤دکتر موسی غنی‌نژاد

🌐واگذاری شرکت‌های دولتی به جای توسعه بخش خصوصی واقعی به پیدایش غول‌های خصولتی انجامیده که به هیچ صراطی مستقیم نیستند؛ وانگهی آزاد‌سازی با تکثیر روزافزون مقررات دولتی همزمان با فربه‌تر شدن سازمان‌های سرکوبگر بازار مانند «سازمان حمایت» و «سازمان تعزیرات» به شوخی خنک و تلخی تبدیل شده است.

🌐بااین مقدمه می‌توان گفت چالش بزرگی که اقتصاد ایران اکنون با آن روبه‌رو است دو وجه دارد؛ یکی درونی و دیگری بیرونی که همزمان باهم آن را در وضعیت «جنگ اقتصادی» قرار داده است. وجه درونی این چالش بزرگ از سیاست‌گذاری‌های نادرست پولی و مالی و نیز تحدید اقتصاد آزاد نشات می‌گیرد که جملگی متاثر و مرتبط با اقتصاد دولتی به شکل جدید (سیستم تیول‌داری) است و وجه بیرونی به تشدید تحریم‌های اقتصادی برمی‌گردد که پس از خروج ایالات‌متحده آمریکا از برجام ابعاد گسترده‌تری به خود گرفته است.

🌐در چنین شرایطی کسانی که بازگشت به اقتصاد دولتی دهه ۱۳۶۰ و سهمیه‌بندی کوپنی را به عنوان راه‌حل پیشنهاد می‌کنند در واقع با دادن علائم نگران‌کننده به بازار به استقبال کمبود می‌روند حال آنکه رویکرد درست در شرایط کنونی پیشگیری از بروز کمبود است. به سخن دیگر، راه‌حل کارساز در اجرای سیاست‌های ناظر بر رونق تولید است نه روی آوردن به سیاست‌های توزیعی محدود‌کننده که نتیجه معکوس می‌دهد. رونق اقتصادی در گرو آزادسازی بازارها است نه سهمیه‌بندی و کوپنی کردن کالاها که معنای دیگری جز سرکوب قیمت‌ها ندارد.

🌐متاسفانه دولت در یک سال گذشته که فشار تحریم‌های خارجی بیشتر شد به جای توجه به رونق کسب و کارهای داخلی به کنترل قیمت‌ها و سرکوب بازارها پرداخت و هدف اعلام شده‌اش از این سیاست مقابله با تورم بود که البته نتیجه‌ای هم به همراه نداشت.

🌐ظاهرا دولتیان هنوز این حقیقت علمی را نپذیرفته‌اند که تورم پدیده‌ای پولی است و با کنترل دستوری قیمت‌ها نمی‌توان آن را مهار کرد. افزایش شدید تورم در یک سال گذشته نتیجه رها شدن سیل نقدینگی انباشته شده طی سالیان اخیر پشت سد انتظارات مثبت برجامی بود که سیاست‌های خصمانه آمریکا و نیز تحرکات مخرب افراطیون داخلی آن را شکست. این سیل خواه‌ناخواه آثار خود را روی سطح عمومی قیمت‌ها به جا خواهد گذاشت و با قیمت‌گذاری دستوری نمی‌توان آب رفته را به جوی بازگرداند.

🌐به‌نظر می‌رسد در شرایط کنونی بهترین سیاست، آزاد‌سازی اقتصاد ملی، تعلیق فعالیت همه سازمان‌های سرکوبگر بازار، باز کردن راه برای فعالان اقتصادی از طریق برداشتن ممنوعیت‌های صادرات و واردات، حذف کلیه نرخ‌های دستوری ارز و تمرکز دولت بر دیپلماسی اقتصادی سازنده و کاهش حداکثری تنش‌های سیاسی است.

🌐با توجه به کاهش شدید قدرت خرید مصرف‌کنندگان و وضعیت شکننده اقشار کم‌درآمد، دولت می‌تواند بخشی از درآمد ریالی ناشی از اصلاح نرخ ارز را به‌ صورت یارانه نقدی از طریق سازمان‌های ذی‌ربط به این اقشار اختصاص دهد.

🌐مسوولان دولتی باید رویکرد خود را از جدال قیمتی با تولیدکنندگان، ممنوعیت صادرات برخی کالاها و واردات برخی دیگر از کالاها با نرخ ارز ترجیحی که همگی منجر به سیاست‌های ضد تولیدی، فساد و رانت می‌شود تغییر دهند و با آزادسازی تجارت امکان رونق تولید را فراهم آورند. برای شکستن دور باطل تورمی دولت باید انضباط بودجه‌‌ای و سیاست انقباضی پولی در پیش گیرد و از هدر رفتن منابع کمیاب ارزی با اعمال سیاست‌های حمایتی بیهوده اجتناب کند.

🌐دولتمردان ما باید یاد بگیرند که قوانین علم اقتصاد همانند قوانین علم فیزیک تابع اراده هیچ سیاستمداری هرچند قدرتمند نیستند. تصور اینکه در شرایط بحران و جنگ اقتصادی نباید به قوانین علم اقتصاد اعتنا کرد همانند این است که بگوییم وقتی سیل یا زلزله می‌آید باید قوانین علم فیزیک را نادیده گرفت! اتفاقا وقتی شرایط بحرانی و چالش‌برانگیز می‌شود باید بیش از همیشه به قوانین علمی تکیه کرد.


رییس کل بانک مرکزی خبر داد؛

۶۰ درصد ارز ناشی از صادرات به چرخه اقتصاد برگشته است

صادرات غیر نفتی، نقش مهمی در رونق تولید، اشتغال و خصوصا ثبات بازار ارز و تقویت ارزش پول ملی دارد.

به گزارش روابط عمومی بانک مرکزی دکتر عبدالناصر همتی، رییس کل بانک مرکزی، با تصریح این موضوع اعلام کرد: در مورد میزان برگشت ارز ناشی از آن، باید اینگونه توضیح بدهم:

سال ۹۷، ارز برگشتی بر اساس روشهای ابلاغی بانک مرکزی یعنی: فروش در سامانه نیما، عرضه در صرافی‌ها، واردات در مقابل صادرات خود، واگذاری ارز پروانه صادراتی و نیز واگذاری به بانک مرکزی، به رقمی معادل ۱۸/۷ میلیارد دلار رسید.

همتی افزود: با توجه به برآوردی که از خالص ارز صادراتی، با لحاظ هزینه‌های مبادلاتی ناشی از تحریم و متداول بودن تسویه ریالی صادرات (!) در نیمه اول سال قبل می‌شود، تاکنون نزدیک ۶۰ درصد ارز ناشی از صادرات، به چرخه اقتصاد برگشته است.

وی توجه به چند نکته را ضروری دانست و تاکید کرد: ۱- ارز صادرات فصل زمستان هنوز فرصت کافی برای برگشت دارد ۲- اسامی صادرکنندگانی که تا به حال ارزی را برنگردانده‌اند به مرجع قضایی اعلام شده است ۳- از تمام صادرکنندگان که به مسئولیت ملی خود در شرایط ویژه اقتصادی کشور عمل کرده‌اند قدردانی می‌کنم ۴-براساس هماهنگی‌های انجام گرفته با اتحادیه‌های صادراتی، اتاق بازرگانی و اقدامات در دست اجرا، امیدوارم شاهد تحول جدی در برگشت ارز به چرخه اقتصاد باشیم.


جامعه «خودی، نخودی، بیخودی»

(محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی)

🔹 تنش میان ایران و آمریکا بالا گرفته و به مسأله اول عرصه سیاسی و موضوعی مهم در سیاست جهانی بدل شده است. من از آن دسته‌ام که اعتقاد دارم صرف‌نظر از هر ابتکار عملی در سیاست خارجی، مسأله سیاست خارجی ایران را باید در ادامه سیاست داخلی و ابتدا با توجه به داخل حل کرد. تحولات سیاست خارجی تحت تأثیر شدید سیاست داخلی است.

🔹 سیاست داخلی ایران را با مفاهیم زیادی توصیف کرده‌اند، اما من تصور می‌کنم این سیاست بر محور سه‌گانه‌ای شکل گرفته است که تا تغییری در آن ایجاد نشود، دشوار بشود تحولی در شرایط کشور – که پیش‌تر آن‌را فرسایش تمدنی خوانده‌ام و تنش میان ایران و آمریکا هم بخشی از آن است – ایجاد شود. وضعیت نیروهای اجتماعی و سیاسی ایران امروز را به کمک مفهوم‌سازی یکی از همکارانم با سه کلمه می‌توان وصف کرد: جامعه «خودی، نخودی، بیخودی».

🔹خودی‌ها: قدرت سیاسی بخشی از جامعه را «خودی» تلقی می‌کند. خودی‌ها دست‌شان باز است که بقیه را با هر وصفی بخوانند، اعتماد به‌نفس کاذبی دارند که هر کردارشان را برای‌شان درست جلوه می‌دهد، معیارهای ارزیابی و داوری دیگران را بنا می‌کنند، منافع ملی را آن‌ها تشخیص می‌دهند، داور دنیای و آخرت مردم‌اند، اوصاف خوب شجاعت، صداقت، دیانت، کیاست و … از کمالات‌شان است؛ مورد اعتمادند و خطاهاشان بخشودنی است. اقلیتی هستند که به رخ اکثریت کشیده می‌شوند.

🔹نخودی‌ها: اکثریتی هستند که همین جوری «هستند». مردمی که زندگی عادی دارند، اما مشارکت سیاسی و اجتماعی هم می‌طلبند، می‌خواهند بخشی «جدی» و اثرگذار از بازی سیاست-جامعه باشند، و همه جا «بازیگر باشند»، اما احساس می‌کنند «بازیگردانی می‌شوند.» گویی وقتی خودی‌ها لازم دارند به بازی گرفته می‌شوند و وقتی خرشان از پل گذشت، توپ جمع کن میدان بازی هم نیستند. عین کودکانی که به بازی فوتبال بزرگ‌ترها داخل می‌شوند، به عنوان نخودی یارکشی می‌شوند و دائم دنبال توپ می‌دوند، اما کسی به آن‌ها پاس نمی‌دهد، پای‌شان به توپ نمی‌خورد، اما گاه گاه که بزرگ‌ترها شوت می‌کنند، توپ توی صورت‌شان می‌خورد و وقتی توپ به خانه همسایه می‌افتد و می‌خواهد آن‌را پاره کند، نخودی را می‌فرستند که زنگ بزند، خجالت بکشد و توپ را پس بگیرد.

🔹بیخودی‌ها: این‌ها گویی اصلا بی‌خود کرده‌اند که هستند، «بیخودی» هستند. اکثریت روشنفکر، هنرمند، آنان که دینداری‌، سبک زندگی، آمال و آرزوها، چارچوب‌های اندیشه و جهت‌گیری‌شان به دنیا و آخرت با «خودی» ها فرق دارد. همین که مثل خودی‌ها نیستند، یعنی بیخودی هستند. تحمل می‌شوند، استخوانی در گلو و خاری در چشم خودی‌ها، آسته می‌رن آسته میان که کسی شاخ‌شان نزند، نقش‌های نخودی هم بازی می‌کنند، مورد اعتماد نیستند، خودشان فکر می‌کنند به اندازه بقیه یا حتی بیش از آن‌ها ایران را دوست دارند، اما خودی‌ها به خودشان حق می‌دهند با هر وصفی آن‌ها را بخوانند و برانند.

🌀 دایره خودی‌ها به مرور زمان تنگ‌تر و تنگ‌تر شده است. نخودی بودن نخودی‌ها احساس بی‌قدرتی، استیصال و بازی خوردن را در آن‌ها تقویت کرده است. آن‌ها احساس می‌کنند خودی‌ها هر وقت لازم دارند از واژه «ما» استفاده می‌کنند و آن‌ها را هم کنار خودشان جمع می‌بندند، اما این جمع بستن فقط برای مدت محدود، کار محدود و بدون تقسیم منافع و منابع است. بیخودی‌ها هم سعی می‌کنند حق‌شان را از خودی‌ها بگیرند، بیش از آن‌که در کنار هم زندگی کنند و جامعه بسازند، معامله می‌کنند، برخی با خودی‌ها، برخی با خدا و برخی با آرمان‌های‌شان.

🌀 تفکیک خودی، نخودی و بیخودی، جامعه را سه شقه کرده، افق‌های آینده خاکستری شده‌اند و گویی مهدی اخوان ثالث به این دنیا بازگشته تا بگوید «زمستان است.» خودی‌ها اولش فکر می‌کردند این انحصار همه خوبی‌ها خوب است، اما برخی از آن‌ها حالا فهمیده‌اند «انسان موجود اجتماعی است» و وقتی می‌توان آرامش و احترام داشت که همه آرامش و احترام داشته باشند. خودی‌ها که همه نخودی‌ها و بیخودی‌ها را بیگانه کردند، حالا خودشان بین اکثریت بیگانگی احساس می‌کنند.

🌀 خودی‌ها خجل‌تر و هم‌زمان خشن‌تر؛ نخودی‌ها مستأصل‌تر، ناراضی‌تر، تحقیرشده‌تر و منتفرتر؛ و بیخودی‌ها کم‌امیدتر می‌شوند؛ آن‌ها که دست‌شان برسد می‌روند، برخی مناقشه و برخی دیگر معامله می‌کنند و آرمان‌گراترها می‌کوشند تا برای ایران هم که شده هر سه گروه را به هم نزدیک کنند. جامعه سه‌پاره برای هیچ عرصه مهمی تصمیم شجاعانه و مناسبی نخواهد گرفت.


بحران بازنشستگی یعنی نسبت تعداد مستمری بگیران به بیمه‌شدگان (نسبت پشتیبانی) تامین اجتماعی در حال نزول است و از ۶/۷۷ در سال ۸۶ به ۴/۹۲ در سال ۹۷ رسیده است.

مهندسی مالی کشور


🔹جمله معروف ترامپ تامل برانگیز است که در فردای روزی که جلیقه زرد‌ها شانزه لیزه را به آتش کشیدند گفت اینها رهبری مثل من می‌خواهند!؟ ترامپ از شرایط جدید که ایجاد آن ارتباطی با آمریکا ندارد بهره برداری تبلیغاتی می‌کند

🔹اروپا ۴٠ درصد نفت صادراتی جهان را می‌خرد و نظر به اینکه تا خرخره در بدهی خارجی فرورفته توان خرید نفت گران را منبعد ندارد، ناتوانی اروپا از خرید نفت گران به سقوط قیمت نفت انجامیده است سقوط قیمت نفت به تضعیف اقتصاد کشور‌های نفتی منجر شده است

🔹برآمده از مطلب فوق عامل تضعیف اقتصاد کشور‌های نفتی، ناتوانی خریداران نفت از خرید نفت گران است و البته آمریکا از شرایط پیش آمده استفاده خاص خود را خواهد برد، تضعیف اقتصاد کشورهای نفتی به سود آمریکاست، اما سقوط قیمت نفت دلائل اقتصادی دارد

🔹مسیر حرکت اقتصاد جهانی به سمت بی ثباتی در اروپا، کاهش قیمت نفت و ورشکستگی چین پیش می‌رود این طراحی آمریکا نیست اما آمریکا از شرایط پیش آمده در جهت منافع خود استفاده می‌کند

نتیجه گیری:

✅بر گرفته از جمله رئیس جمهور آلمان که آمریکا یک اروپای بی ثبات می‌خواهد و جمله پال کروگمن که استراتژی آمریکا مهار چین است و تحلیل محمد حسین هیکل سردییر سابق الاهرام که استراتژی آمریکا؛ تضعیف خاورمیانه است، راهبرد آمریکا مانور در داخل مثلث ذیل است:

خاورمیانه ضعیف، اروپای بی ثبات و ورشکست شدن چین (نه ورشکست کردن چین بوسیله آمریکا)

✅بی ثباتی در اروپا (بدون اینکه آمریکا عامل آن باشد)، خاورمیانه ضعیف (بدون اینکه امریکا عامل سقوط قیمت نفت باشد) و ورشکست شدن چین به اقتدار امریکا می‌انجامد، ترامپ در صدد احیای اقتدار امریکاست

✅مارگارت تاچر نخست وزیر سابق انگلیس در خاطرات خود می‌نویسد آمریکا هر گاه در خاورمیانه دخالت کرده به افتضاح کشیده شده است (هر مقاله تنها زمانی انتشار می‌یابد که هر ٩ عضو تیم تحقیقاتی اجازه انتشار آن را داده باشند تنها متخصص علوم سیاسی تیم تحقیقاتی تنها با اضافه کردن این بند رای به انتشار مقاله داد)

۳️⃣منتظر قسمت سوم باشید


ترامپ چه می‌خواهد (قسمت دوم)

✍️ با مسئولیت حقوقی محمد حسین ادیب (قسمت اول دیدگاه چهار نفر از تیم تحقیقاتی و مقاله امروز دیدگاه پنج نفر از تیم تحقیقاتی است، اختلاف عمده دو گروه در این است که گروه دوم، آنچه را به استراتژی آمریکا نسبت داده میشود نه ناشی از طراحی آمریکا بلکه بهره برداری آمریکا از شرایط پیش آمده می‌داند)

محمد حسین ادیب: در تیم تحقیقاتی طوفانی از عقاید متضاد در این خصوص وجود دارد من سعی می‌کنم فضا را آرام نگه دارم و همه مطالب مطرح شود، تلاش من این است دیدگاه‌های مختلف پوشش داده شود

🔹رئیس جمهور آلمان جمله عجیبی گفت «آمریکا، چین و روسیه در یک چیز به تفاهم رسیده‌اند و آن بی ثبات کردن اروپاست» بر اساس ادعای رئیس جمهور آلمان استراتژی آمریکا؛ بی ثبات کردن اروپاست

🔹اما بی ثبات کردن اروپا برای آمریکا چه مزیت هایی دارد؟

🔹اروپا اکنون کجا ایستاده است؟

🔹ولخرج‌ترین ملت اروپا یونانی هستند و حسابگر‌ترین ملت اروپا، آلمان‌ها؛ اما این دو ملت متفاوت در منطقه یورو تشکیل یک بلوک اقتصادی دادند، با عضویت یونان در منطقه یورو وضعیت یونان ناگهان به شدت تغییر کرد یونانی‌ها غرق در رفاه شدند، این ایده ایجاد شد که عامل انقلاب در رفاه یونانی‌ها، تشکیل منطقه یورو بوده است

🔹بزودی اعلام شد میزان بدهی خارجی یونان از ١٠ میلیارد دلار قبل از تشکیل منطقه یورو به ٢۵٠ میلیارد دلار افزایش یافته است در واقع علت رفاه غیر قابل تصوز یونانی‌ها، استقراض وحشتناک بلافاصله بعد از عضویت در منطقه یورو بوده است

🔹صندوق بین المللی پول اعلام کرد یونان حداکثر ۵٠ میلیارد دلار از این بدهی را می‌تواند پرداخت کند در عمل یونان بیش از ظرفیت خود و توان باز پرداخت خود وام خارجی دریافت کرده است

🔹اما ٧٠ درصد از وامی که به یونان پرداخت شده بوسیله آلمان و فرانسه بوده است

🔹بانکهای آمریکا و انگلیس که عمده وام‌های جهان را تامین می‌کنند فقط ۵ درصد وام‌های اروپا را پوشش داده‌اند یعنی زمانی که دیر یا زود اعلام شود یونان قادر به پرداخت وام‌های خارجی نیست این بانکهای آلمان و فرانسه هستند که دچار بحران میشوند و نه بانکهای آمریکا و انگلیس

🔹اما فقط یونان در اروپا چنین وضعیتی ندارد وضعیت ایتالیا فاجعه بار است، ایتالیا ٢۵٠٠ میلیارد دلار بدهی خارجی دارد که ۵٠٠ میلیارد دلار آن از فرانسه تامین مالی شده است، ده سال است که ایتالیایی‌ها از جیب فرانسوی‌های دارند در رفاه زندگی می‌کنند، ایتالیا اگر بتواند سی درصد از این بدهی را پرداخت کند در طی زمان، شاهکار کرده است، باز هم منبع تامین وام‌های ایتالیا: آلمان و فرانسه هستند

🔹وضعیت اسپانیا و پرتقال از وضعیت ایتالیا بدتر است

🔹ماحصل کلام؛ اروپای جنوبی از محل ثروت آلمان و فرانسه زندگی می‌کنند

🔹ثروت آلمان‌ها و فرانسوی‌ها بدهی یونانی‌ها، ایتالیایی‌ها، اسپانیایی‌ها و پرتقالی هاست

🔹اروپا ١۶ هزار میلیارد دلار بدهی خارجی دارد که عمده آن بوسیله آلمان و فرانسه تامین مالی شده و کشور‌های بدهکار اروپایی قادر به بازپرداخت بیش از ٣٠ درصد آن نیستند هفتاد در صد این بدهی دیر یا زود باید بخشیده شود

🔹یک عمری است که آلمان‌ها و فرانسوی‌ها دارند برای یونانی‌ها، ایتالیایی‌ها، اسپانیائی‌ها، پرتقالی‌ها، مجار‌ها و رومانی‌ها رایگان کار می‌کنند (بخش اعظم اروپای شرقی را هم باید به این لیست اضافه کرد)

🔹تسویه این بدهی دیر یا زود انجام میشود و اروپایی‌های بدهکار منکر پرداخت بدهی میشوند

🔹دولت جدید ایتالیا بفهمی نفهمی دارد همین را می‌گوید

🔹دولت جدید ایتالیا در آینده با قاطعیت بیشتری خواستار بخشیدن بدهی‌ها می‌شود

🔹پیش بینی پنج نفر از تیم تحقیقاتی این است که طی پنح سال آینده دولت‌های پوپولیست منکر بدهی با تفکر ضد آلمان و فرانسه در اروپا یکی بعد از دیگری به قدرت می‌رسند

🔹آلمان‌ها و فرانسوی‌ها به سادگی از طلب خود نمی‌گذرند و مواجه بین اروپای طلبکار و اروپای بدهکار محتمل است

🔹نمی شود که ٢٠ سال یک قسمت از اروپا از جیب یک قسمت دیگر اروپا در رفاه زندگی کند و بعد این بدهی بخشیده شود

🔹این تسویه حساب با بحران بی ثباتی همراه میشود

🔹رئیس حمهور آلمان که آمریکا، روسیه و چین را متهم می‌کند که در پی بی ثباتی اروپا هستند فراموش می‌کند اضافه کند اروپای جنوبی و شرقی، بیست سال بسیار بیش از ظرفیت ظرفیت خود استقراض کرده و این حجم از استقراض است که عامل بی ثباتی است شاید بهتر است گفته شود به سبب استقراض بیش از سه برابر ظرفیت اقتصاد، اروپا مستعد بی ثباتی است و این بوسیله رقبا و از جمله آمریکا و روسیه، مورد بهره برداری قرار می‌گیرد


چه نسبتی میان تورم بالا و تحولات سیاسی وجود دارد؟

✍️ هادی چاوشی/ دبیر تحریریه هفته نامه تجارت فردا

میان طرفداران اقتصاد آزاد و چپ‌گرایان تفاوت دیدگاه بسیار است، اما ظاهرا در یک فقره کمابیش هم‌نظرند: تورم می‌تواند تبعات سیاسی بزرگی داشته باشد.

جیمز پتراس، جامعه‌شناس چپ‌گرای مشهور آمریکایی در سال ۲۰۰۸ نوشت: «تورم بیش از هر چیز و به معنای واقعی کلمه یک مساله سیاسی است؛ محصولی از سیاستگذاری عمومی است که عمیقا بر بازار، عرضه و تقاضا، مصرف‌کنندگان، تولیدکنندگان و سوداگران تاثیر می‌گذارد؛ چاشنی حرکت‌های عظیم سیاسی است و مثل جنگ‌های ویرانگر امپریالیستی، زمینه‌هایی تاریخی برای استحاله حکومت‌ها یا حتی انقلاب فراهم می‌کند؛ همانند جنگ، بخش‌های بزرگی از جامعه را ویران می‌کند و آنها را در موقعیت ویرانی مشابهی قرار می‌دهد که بدترین کابوس‌های آنان را به نمایش می‌گذارد؛ یک سیر قهقرایی به سوی مغاک فقر همگانی.»

میلتون فریدمن، اقتصاددان آمریکایی و برنده نوبل علم اقتصاد نیز سال ۱۹۸۰ در کتاب «آزادی انتخاب» نوشت: «تورم یک بیماری است، بیماری‌ای خطرناک و گاه نابودکننده. بیماری‌ای که اگر به موقع به آن رسیدگی نشود می‌تواند یک جامعه را نابود کند. برای مثال، ابرتورم در روسیه و آلمان بعد از جنگ جهانی اول، یعنی زمانی که قیمت‌ها از یک روز به‌ روز دیگر در بعضی مواقع حتی بیشتر از دو برابر می‌شدند، زمینه‌های کمونیسم را در یک کشور و نازیسم را در کشور دیگر به وجود آورد. ابرتورم در چین بعد از جنگ جهانی دوم، کار رئیس مائو را در شکست چیانگ کای‌شک تسهیل کرد. تورم در برزیل زمانی که در سال ۱۹۵۴ به حدود صددرصد رسید، باعث روی کار آمدن یک دولت نظامی شد. تورم‌های بسیار شدیدتر در دیگر کشورهای آمریکای جنوبی باعث سرنگونی سالوادور آلنده در شیلی در سال ۱۹۷۳ و ایزابل پرون در آرژانتین در سال ۱۹۷۶ شد و در هر دو کشور گروه‌های نظامی قدرت را در دست گرفتند.»

در ایران، مرور کارنامه تورمی ۸۰ سال گذشته نوعی همزمانی نسبی بین قله‌های تورمی و تحولات سیاسی مهم را نشان می‌دهد. اولین دوره تورمی بالای ۲۰ درصد مربوط به سال‌های ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۲ است که همزمان با اشغال ایران توسط متفقین در جریان جنگ جهانی دوم بوده است. در جست‌وجوی تورم‌های بالاتر از ۲۰ درصد پس از آن دوره، تورم ۲۵٫۱ درصدی سال ۱۳۵۶ به چشم می‌آید که با انقلاب ۱۳۵۷-به عنوان بزرگ‌ترین حادثه سیاسی دهه‌های اخیر- همراه می‌شود. قله تورمی بعدی را در سال‌های ۱۳۶۶ و ۱۳۶۷ می‌توان یافت که به پایان جنگ ایران و عراق منتهی می‌شود و نقطه اوج تورم بعد از انقلاب در سال‌های ۱۳۷۳ و ۱۳۷۴ به ثبت می‌رسد که کمی بعدتر با انتخاب سیدمحمد خاتمی به ریاست‌جمهوری در سال ۱۳۷۶ تکمیل می‌شود. آخرین اتفاق مهم سیاسی که همزمان با اوج‌گیری تورم بوده نیز انتخاب حسن روحانی به ریاست‌جمهوری در سال ۱۳۹۲ است که با تورم شدید سال‌های ۱۳۹۱ و ۱۳۹۲ همزمانی داشته است. بر سر اینکه در هر یک از این موارد، تحولات سیاسی عامل جهش تورمی بوده‌اند یا برعکس، یا این صرفا یک همزمانی اتفاقی بوده البته می‌توان مجادله کرد؛ اما اگر این همزمانی معنایی در خود داشته باشد، چه؟


ترامپ چه می‌خواهد؟ (قسمت اول)

✍️محمد حسین ادیب

🔹نظم اقتصادی جهان تامین کننده منافع آمریکا نیست، آمریکا در صدد ایجاد نظم جدیدی در اقتصاد جهانی است

🔹طی بیست سال اخیر، مرکز ثقل اقتصاد جهانی از آمریکا به چین و کشور‌های نفتی منتقل شد، اگر اقتصاد جهان با همین فرمان پیش برود بزودی آمریکا به قدرت اقتصادی درجه دو تبدیل میشود و این کشور تبدیل شدن به قدرت اقتصادی درجه دو را بر نمی‌تابد، هدف آمریکا، بازگرداندن مرکز ثقل اقتصاد جهانی از چین و کشورهای نفتی به آمریکاست

🔹تحقق این شرط دو پیش نیاز دارد مهار چین و تضعیف اقتصاد کشور‌های نفتی

🔹همه کشورهای نفتی بگونه‌ای دچار بحران شده‌اند که نهایتا به تضعیف اقتصاد آنها منجر میشود!

🔹خاورمیانه کانون اصلی کشور‌های نفتی است

🔹آمریکا یک خاورمیانه ترجیحا ضعیف می‌خواهد که از منظر سیاسی متفرق، از منظر اقتصادی در بن بست و از منظر اجتماعی فاقد روحیه باشد، چنین خاورمیانه‌ای مرکز ثقل اقتصاد جهانی را مجددا به آمریکا منتقل می‌کند، سیاست خاورمیانه‌ای آمریکا بر این چهار اصل استوار است و بقیه تفسیر این چهار اصل

🔹پال کروگمن که هر هفته در نیویورک تایمز سرمقاله می‌نویسد ادعا می‌کند که هدف آمریکا مهار چین است و این درست است اما چین چگونه مهار میشود؟

🔹پال کروگمن می‌نویسد چین امروز شبیه ژاپن اواخر دهه هشتاد است و این ارزش بررسی دارد

🔹در دهه هشتاد هر کس در هر نقطه جهان در این اندیشه بود که به ژاپن برود و در سهام یا ملک سرمایه گذاری کند قیمت سهام و آپارتمان در ژاپن ماهانه افزایش قابل ملاحظه داشت

🔹قیمت آپارتمان در ژاپن به قدری افزایش یافت که آپارتمان را دو نسله می‌فروختند یعنی اقساط آن را پدر مادر و فرزندان تقبل میکردند

🔹همه می‌گفتند دهه آینده دهه ژاپن خواهد بود اما در سال ٩١ اقتصاد ژاپن سقوط کرد قیمت آپارتمان به ٢٠ درصد سابق سقوط کرد و قیمت سهام به ١۶ درصد سابق

🔹دهه ٩٠ میلادی که قرار بود دهه ژاپن باشد ژاپنی‌ها از آن به دهه از دست رفته یا دهه سوخته یاد می‌کنند

🔹همین وضعیت برای چین تکرار میشود چین امروز، ژاپن سال ٩٠ میلادی است، اقتصاد چین فرومی پاشد و برنده آن آمریکا خواهد بود

🔹تقلیل دادن اختلافات آمریکا و چین به اختلافات تعرفه‌ای پاک کردن صورت مسئله است

🔹اقتصاد چین فرو می‌پاشد دهه آینده برای چین دهه از دست رفته است

🔹چینی‌ها بعد‌ها، از این دهه به نام دهه سوخته یاد خواهند کرد

🔹چین با فروپاشی مالی مهار میشود و خاورمیانه با سیاست چهارگانه


💠 پیش بینی پایان وابستگی اقتصاد آمریکا به انرژی

🌀 در دوره ۱۸-۲۰۰۸ میلادی، واردات نفت و فرآورده‌های نفتی آمریکا از ۵۰۰ به ۲۴۰ میلیارد دلار کاهش و صادرات نفت و فرآورده‌های نفتی این کشور از ۷۷ به ۱۹۰ میلیارد دلار افزایش یافت. تراز تجاری نفت و فرآورده‌های نفتی آمریکا از منفی ۴۲۵ میلیارد دلار در سال ۲۰۰۸ میلادی به منفی ۵۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۸ میلادی سقوط پیدا کرد، که (بر اساس پیش بینی نگارنده) در سال ۲۰۱۹ میلادی به حدود صفر خواهد رسید.

💡 هم اکنون تراز تجاری نفت و فرآورده‌های نفتی پایین آمریکا موجب شده تا وابستگی آمریکا به نفت به پایان برسد و اقتصاد آمریکا از قیمت‌های بالای نفت زیانی نبیند و در همین حال اقتصاد و تراز تجاری کل این کشور به میزان قابل ملاحظه‌ای بهبود پیدا کند.

🔸 پایان وابستگی آمریکا به انرژی می‌تواند یکی از عوامل بنیادی توضیح دهنده رویکرد سیاسی این کشور در پایان دادن به برجام باشد.

🔸 برنده اصلی تحریمهای نفتی ایران اقتصاد آمریکا و البته کشورهای نفتی مانند روسیه و عربستان سعودی هستند. /احسان سلطانی


در تفاوتهای اقتصاد رفتاری با اقتصاد جریان اصلی (کلاسیک)

✍مصطفی نصراصفهانی

▫️دهه هشتاد بود که در کلاس «نظامهای اقتصادی» که توسط دکتر رنانی تدریس میشد بحث آزادی اقتصادی مطرح بود. استاد مثال میزدند که مثلا حتی اگر کسی بخواهد هرچه پول و ثروت دارد بسوزاند کسی مانعش نشود.

▫️آنزمان من که دانشجوی کارشناسی بودم پرسیدم: «شما خودتان اگر ببینید کسی در حال خودکشی است مانع نمیشوید؟» و اگر درست بیاد بیاورم استاد سوالم را با سوال دیگری جواب داد و مثل فیلمهای اصغر فرهادی جمعبندی نهایی را به خودمان واگذار کرد!

▫️خاطره فوق را امروز وقتی گفتگوی آمارتیا سن (نوبلیست اقتصاد) با یکی از دانشجویانش را خواندم به یاد آوردم.

▫️آمارتیا سن در محوطه دانشگاه هاروارد از یکی از دانشجویان میپرسد: «اگر کسی در حال بریدن انگشتانش با یک قیچی کل باشد چکار باید کرد؟»

و خودش به طعنه پاسخ میدهد: «باید یک قیچی تیزتر در اختیارش گذاشت!»

▫️رهیافت اقتصاد جریان اصلی به آزادی مثل کسی است که به آن شخص قیچی تیزتری پیشنهاد میدهد!

▫️در اقتصاد کلاسیک سه پیش فرض وجود دارد:

۱➖افراد میدانند که چه چیزی میخواهند.

۲➖هرچه آزادی و امکان انتخاب برای افراد بیشتر باشد بهتر است.

۳➖افراد با عقلانیت کامل و با موفقیت بهینه یابی میکنند.

▫️هر سه پیشفرض فوق توسط مشاهدات تجربی در اقتصاد رفتاری به چالش کشیده میشود و با اینها جایگزین میشود:

۱➖ افراد نمی‌دانند که واقعا چه چیزی میخواهند!

۲➖گاهی گزینه‌های کمتر بهتر از گزینه‌های متعدد است.

۳➖افراد هم در تشخیص و هم در اجرای برنامه درست دچار مشکل هستند.

و این تفاوت باعث میشود نوعی از قیم مآبی در اقتصاد رفتاری مورد تجویز قرار بگیرد.


🔹آسیا پیشتاز سرعت رشد اقتصادی جهان در دهه آینده

بنگلادش، هند، ویتنام، میانمار، فیلیپین، اتیوپی، ساحل عاج

🔹سریع‌ترین رشدها اقتصادى جهان از ۲۰۲۰ تا ۲۰۳۰


چه نسبتی میان تورم بالا و تحولات سیاسی وجود دارد؟

✍️ هادی چاوشی/ دبیر تحریریه هفته نامه تجارت فردا

میان طرفداران اقتصاد آزاد و چپ‌گرایان تفاوت دیدگاه بسیار است، اما ظاهرا در یک فقره کمابیش هم‌نظرند: تورم می‌تواند تبعات سیاسی بزرگی داشته باشد.

جیمز پتراس، جامعه‌شناس چپ‌گرای مشهور آمریکایی در سال ۲۰۰۸ نوشت: «تورم بیش از هر چیز و به معنای واقعی کلمه یک مساله سیاسی است؛ محصولی از سیاستگذاری عمومی است که عمیقا بر بازار، عرضه و تقاضا، مصرف‌کنندگان، تولیدکنندگان و سوداگران تاثیر می‌گذارد؛ چاشنی حرکت‌های عظیم سیاسی است و مثل جنگ‌های ویرانگر امپریالیستی، زمینه‌هایی تاریخی برای استحاله حکومت‌ها یا حتی انقلاب فراهم می‌کند؛ همانند جنگ، بخش‌های بزرگی از جامعه را ویران می‌کند و آنها را در موقعیت ویرانی مشابهی قرار می‌دهد که بدترین کابوس‌های آنان را به نمایش می‌گذارد؛ یک سیر قهقرایی به سوی مغاک فقر همگانی.»

میلتون فریدمن، اقتصاددان آمریکایی و برنده نوبل علم اقتصاد نیز سال ۱۹۸۰ در کتاب «آزادی انتخاب» نوشت: «تورم یک بیماری است، بیماری‌ای خطرناک و گاه نابودکننده. بیماری‌ای که اگر به موقع به آن رسیدگی نشود می‌تواند یک جامعه را نابود کند. برای مثال، ابرتورم در روسیه و آلمان بعد از جنگ جهانی اول، یعنی زمانی که قیمت‌ها از یک روز به‌ روز دیگر در بعضی مواقع حتی بیشتر از دو برابر می‌شدند، زمینه‌های کمونیسم را در یک کشور و نازیسم را در کشور دیگر به وجود آورد. ابرتورم در چین بعد از جنگ جهانی دوم، کار رئیس مائو را در شکست چیانگ کای‌شک تسهیل کرد. تورم در برزیل زمانی که در سال ۱۹۵۴ به حدود صددرصد رسید، باعث روی کار آمدن یک دولت نظامی شد. تورم‌های بسیار شدیدتر در دیگر کشورهای آمریکای جنوبی باعث سرنگونی سالوادور آلنده در شیلی در سال ۱۹۷۳ و ایزابل پرون در آرژانتین در سال ۱۹۷۶ شد و در هر دو کشور گروه‌های نظامی قدرت را در دست گرفتند.»

در ایران، مرور کارنامه تورمی ۸۰ سال گذشته نوعی همزمانی نسبی بین قله‌های تورمی و تحولات سیاسی مهم را نشان می‌دهد. اولین دوره تورمی بالای ۲۰ درصد مربوط به سال‌های ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۲ است که همزمان با اشغال ایران توسط متفقین در جریان جنگ جهانی دوم بوده است. در جست‌وجوی تورم‌های بالاتر از ۲۰ درصد پس از آن دوره، تورم ۲۵٫۱ درصدی سال ۱۳۵۶ به چشم می‌آید که با انقلاب ۱۳۵۷-به عنوان بزرگ‌ترین حادثه سیاسی دهه‌های اخیر- همراه می‌شود. قله تورمی بعدی را در سال‌های ۱۳۶۶ و ۱۳۶۷ می‌توان یافت که به پایان جنگ ایران و عراق منتهی می‌شود و نقطه اوج تورم بعد از انقلاب در سال‌های ۱۳۷۳ و ۱۳۷۴ به ثبت می‌رسد که کمی بعدتر با انتخاب سیدمحمد خاتمی به ریاست‌جمهوری در سال ۱۳۷۶ تکمیل می‌شود. آخرین اتفاق مهم سیاسی که همزمان با اوج‌گیری تورم بوده نیز انتخاب حسن روحانی به ریاست‌جمهوری در سال ۱۳۹۲ است که با تورم شدید سال‌های ۱۳۹۱ و ۱۳۹۲ همزمانی داشته است. بر سر اینکه در هر یک از این موارد، تحولات سیاسی عامل جهش تورمی بوده‌اند یا برعکس، یا این صرفا یک همزمانی اتفاقی بوده البته می‌توان مجادله کرد؛ اما اگر این همزمانی معنایی در خود داشته باشد، چه؟


رفت و برگشت دلار در مرز روانی

🔵 دلار که روز سه شنبه به کانال ۱۵ هزار تومانی رفته بود، روز چهارشنبه به زیر این کانال بازگشت.

🔵 در پنجمین روز هفته، دلار ۳۳۰ تومان از ارزش خود را از دست داد و حدود ساعت ۴ بعدازظهر روی عدد ۱۴ هزار و ۷۵۰ تومان قرار گرفت.

🔵 به گفته فعالان، حرکت آونگی و رفت و برگشت دلار در مرز روانی ۱۵ هزار تومانی نشان دهنده تردید معامله گران در مورد روند آینده قیمت این ارز است.

🔵 این در حالی است که عده دیگری از بازیگران باور داشتند، نوسانات رفت و برگشتی دلار بیشتر به واسطه واکنش معامله گران به اخبار سیاسی بوده است.

🔵 با این حال، میزان کاهش روز چهارشنبه به اندازه‌ای بود که نمی‌توان آن را به نوسان گیری نسبت داد، بلکه برخی فعالان عنوان می‌کردند، عرضه ارز در روز پنجم هفته به اندازه‌ای بالا رفته بود که قیمت دلار را با کاهش ۲٫۱ درصدی مواجه کرد.

دنیای اقتصاد


🔹نقشه جغرافیایی شاخص فلاکت

افزایش شاخص فلاکت می‌تواند نشان دهد که رفاه ملی در حال عقبگرد است، در نتیجه رفاه اقتصادی با این شاخص می‌تواند سنجیده شود.


در هم تنیدگی امنیت و اقتصاد

در خبرهای چند روز گذشته شنیده شد که بندر چابهار خارج از شمول تحریمهای آمریکا قرار گرفته است. دقت زیادی نمیخواهد تا درک شود این بندر فقط به واسطه ایجاد ارتباط اقتصادی هند و افغانستان، خارج ازدایره تحریمها قرار گرفته است.

موقعیت ژئوپلتیک ایران به همراه منابع سرشار معدنی، ذخایر انرژی، مرزهای وسیع دریایی و زمینی و جمعیت جوان تحصیلکرده توانایی بالقوه بالایی در ایجاد ارتباطات اقتصادی چندوجهی ایران با سایر کشورهای جهان را به وجود آورده است. در دوران کنونی وابستگی عقلایی اقتصادی با اتکا بر ظرفیت‌های متقابل، در بین کشورها بر استقلال اقتصادی ارجحیت دارد و به همین منظور پیمانهای اقتصادی دو و چند گانه امری مرسوم و لازم برای کشورها شده است.

قوانین جاری ایران در حال حاضر امکان مانور اقتصادی کمی به دولت در این زمینه میدهند به گونه‌ای که طی سالیان گذشته نه تنها این توانمندیهای بالقوه به کار گرفته نشده‌اند که با موانع قانونی فراوانی مواجه شده‌اند که نمونه آن قوانین حاکم بر قراردادهای بین المللی صنعت نفت است که عملا ایران را در موضع سخت و گاهی ناممکنی در استفاده از روشهای جاری قرارداد‌های بین المللی قرارداده است.

به هر حال اگر ایران در مسیر استقلال سیاسی و امنیتی قدم گذاشته، لازمه آن داشتن توان اقتصادی بالا و نیرومند است. در حال حاضر یکی از اساسی‌ترین مبناهای آرامش و حسن همجواری ایران با بسیاری از همسایگان را میبایست در وابستگی‌ها و اشتراکات متقابل اقتصادی جستجو کرد. به طور مثال در بین کشورهای حاشیه خلیج فارس اشتراکات اقتصادی استراتژیک ایران و قطر، زمینه همگرایی را در عین اختلاف نظر‌های بنیادی، بین دو کشور ایجاد کرده است.

🖊 کیاست


عقب نشینی بانک مرکزی از طرح رمزهای یکبارمصرف/ زمان اجرا بعدا اعلام می‌شود

درحالی بنا بود از اول خرداد مشتریان بانکی برای عملیاتهای خرید و … از رمزهای یک بارمصرف استفاده کنند که بانک مرکزی به دلیل آماده نشدن زیرساخت‌های لازم اجرای این طرح را به تعویق انداخت. /تسنیم


🔹در سال ۹۷، شاخص فلاکت در کشور و استان‌ها چگونه بوده است؟

💠نرخ تورم و بیکاری دو نرخ بسیار مهم در اقتصاد است که مردم برای بیان خوب یا بد بودن اوضاع اقتصادی، معمولا به این دو مورد اشاره می‌کنند. به همین منظور، یکی از اقتصاددانان با جمع این دو نرخ به شاخص جدیدی به نام شاخص فلاکت دست یافت. این شاخص رابطه مستقیمی با رفاه مردم دارد. بررسی‌ها نشان می‌دهند، در سال ۱۳۹۷ در مقایسه با سال ۱۳۹۶ این شاخص به شدت رشد کرده و دلیل عمده این رشد، افزایش میزان تورم بوده است.

💠وقتی مردم از وضعیت بد اقتصادی می‌گویند، معمولا به دو نرخ اقتصادی بیش از سایر نرخ‌ها اشاره دارند. این دو نرخ عبارتند از: نرخ بیکاری و نرخ تورم. از همین روی می‌توان گفت نرخ بیکاری و نرخ به عنوان دو نرخ مهم در اقتصاد مطرح هستند که افزایش آن‌ها تبعات اقتصادی و اجتماعی بسیاری را برای یک جامعه به همراه خواهد داشت.

💠اهمیت این دو نرخ آن قدر زیاد بود که در ابتدای دهه ۷۰ میلادی، آرتور اوکان سعی نمود با جمع زدن این دو نرخ اقتصادی، شاخصی به نام شاخص فلاکت را خلق کند. این شاخص همان گونه از نام و روش محاسبه‌اش پیداست، بیانگر اتفاقات مثبت و امیدوارکننده در اقتصاد نیست.

💠در سال‌های بعد اقتصاددانانی نظیر روبرت بارو، استیو هنک، کارستن هیوق و هینز ولش با اضافه کردن متغیر‌های دیگری نظیر نرخ ناخالص داخلی، نرخ رشد تولید ناخالص داخلی سرانه، نرخ بهره و نرخ تورم مسکن سعی کردند، نحوه محاسبه شاخص فلاکت را کاملتر و دقیق‌تر کنند.

💠از آنجایی که با افزایش میزان شاخص فلاکت، رفاه جامعه مستقیم تحت تأثیر قرار می‌گیرد؛ بنابراین، می‌توان این شاخص را یکی از مهمترین معیار‌های سنجش عملکرد دولت‌ها و بقای آنان در نظر گرفت. هر چه این شاخص کمتر باشد، رفاه مردم بیشتر است و این نشان دهند عملکرد مناسب دولت‌هاست.

💠همان طور که گفته شد، نحوه محاسبه شاخص فلاکت در این روز‌ها تغییر کرده است، اما به دلیل دسترسی نداشتن به برخی شاخص‌ها، ما در اینجا برای محاسبه شاخص فلاکت از همان رابطه قدیمی این شاخص، یعنی جمع دو نرخ تورم و بیکاری استفاده می‌کنیم.

💠متولی اعلام نرخ بیکاری در ایران، مرکز آمار است که اطلاعات مربوط به نرخ اشتغال و بیکاری را سه ماه یک بار محاسبه و اعلام می‌کند و در نهایت این نرخ را سالیانه گزارش می‌دهد. همچنین متولی اعلام نرخ تورم نیز دو نهاد مرکز آمار ایران و بانک مرکزی می‌باشند که بانک مرکزی بعد از آبان ماه ۱۳۹۷ از اعلام نرخ تورم خودداری کرد؛ بنابراین، برای نرخ تورم نیز از آمار‌های مرکز آمار ایران در این زمینه استفاده می‌کنیم.

💠نمودار زیر نشان می‌دهد، در سال‌های اخیر شاخص فلاکت چقدر تغییر کرده است. همان گونه که ملاحظه می‌شود این شاخص بین سال‌های ۱۳۹۲ تا ۱۳۹۵ نزولی بوده و از ۴۳٫۲ درصد به ۱۹٫۳ درصد کاهش یافته است؛ اما از سال ۱۳۹۶ رشد این شاخص آغاز شد و از ۲۰٫۳ درصد به ۳۸٫۹ درصد در سال ۱۳۹۷ رسیده است. رشد شاخص فلاکت در سال ۱۳۹۷ بیانگر آن است که رفاه مردم در این سال در مقایسه با سال ۱۳۹۶ کاهش یافته است. عمده دلیل افت و خیز شاخص فلاکت در این سال‌ها افزایش و کاهش نرخ تورم بوده است.

🔻نمودار زیر نیز وضعیت شاخص فلاکت در استان‌های کشور در سال ۱۳۹۷ را نشان می‌دهد. همان گونه که ملاحظه می‌شود، شاخص فلاکت در استان سمنان رقم ۳۲٫۴ درصد است و این شاخص در استان سمنان در مقایسه با سایر استان‌ها کمترین مقدار را به خود اختصاص داده است.

به عبارت بهتر، در سال ۱۳۹۷ رفاه در استان سمنان در مقایسه با سایر استان‌ها بیشتر بوده است. همچنین شاخص فلاکت در استان چهار محال و بختیاری ۴۸٫۹ درصد بوده است که این مقدار در مقایسه با سایر استان‌ها بیشترین مقدار شاخص فلاکت است. این نشان می‌دهد در سال ۱۳۹۷ رفاه در استان چهارمحال و بختیاری در مقایسه با سایر استان‌ها کمتر بوده است.

منبع: تابناک


صادرات ۱۶ میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز طی ماه ژانویه تا آپریل

🔹در چهار ماه نخست سال ۲۰۱۹ روزانه بیش از ۱۶میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز صادر شد.

🔹عربستان با ۶٫۲ میلیون بشکه در روز و عراق با ۳٫۴ میلیون بشکه بیشترین صادرات را داشته‌اند.

🔹ایران نیز با صادرات ۱٫۴ میلیون بشکه در روز در بین شش کشور در جایگاه پنجم قرار گرفت.


🔹صادرات چین به ایران نصف شد/ افت ۴۳ درصدی تجارت دو کشور

🔹صادرات چین به ایران در سه ماهه نخست سال جاری میلادی به حدود ۱٫۸ میلیارد دلار رسید که این رقم نسبت به مدت مشابه سال قبل تقریبا نصف شده است. /اقتصاد انلاین


کاتالیست‌های رشد اقتصاد شهری

دکتر سهراب دل انگیزان – دانشیار گروه اقتصاد دانشگاه رازی

مدخل:

شهرهای بزرگ موتور رشد اقتصادها هستند. نقش بی بدیل این شهرها در تأمین سرمایه‌های بزرگ و توسعه ملزومات تخصیص بهینه عوامل تولید نهفته است. شهرهای بزرگ جذب کننده نخبگان، استعدادها، سرمایه‌های انسانی، هنرمندان، سرمایه‌های مالی و نهادهای علمی – تکنولوژیکی و توسعه‌ای هستند. سرمایه گذاری‌های بزرگ عموما در شهرهای بزرگ راهبری و یا جایابی میشوند و دفاتر شرکتها و نهادهای بزرگ در این شهرها تأسیس میگردند.

تحلیل:

ماهیت اقتصادی شهرهای بزرگ، جریانهای بزرگ نقدی و تخصیص عوامل تولید است. در این فضای مناسب و آماده برای تخصیص منابع، این شرکتها، تشکلها و نهادهای مشاوره‌ای، شرکتها و نهادهای بازار یابی و تبلیغاتی، شرکتها و نهادهای هدایت نیروی انسانی و تسهیل کننده جستجوی کار، شرکتها و نهادهای ارتقای مهارت و تخصص، شرکتها و نهادهای واسطه مبادلات و تجارت، شرکتها و نهادهای حقوقی و تسهیل کننده قراردادها و طرح و حل و فصل دعاوی، شرکتها و نهادهای حوزه حقوق مالکیت و … هستند که نقش کاتالیزور و کاتالیست را در واکنشهای اقتصادی بازی میکنند.

در شیمی کاتالیزورها مواد شیمیایی هستند که در فرایندهای شیمیایی باعث افزایش سرعت واکنش می‌شوند. شناخت عمیق از فاکتورهای تبدیل شیمیایی در هر واکنش تبدیلی و ایجاد شرایط بهینه باعث افزایش بازدهی و عملکرد واحد و به طبع آن باعث صرفه جویی اقتصادی می‌شود. کاتالیستها در هر واکنش شیمیایی که سرعت و شرایط بهینه مورد نظر باشد کاربرد دارند. در اقتصاد نیز منابع و نیازها همواره وجود دارند ولی این نقش نهادها، تشکلها، شرکتها و افراد کلیدی و کاتالیزور است که باید شناخته شده و برای سرعت بیشتر تخصیص منابع مورد استفاده قرار گیرند. هر چه این نهادها و شرکتهای کاتالیستی در اقتصاد شهری بیشتر و در تنوع مناسب و در حد کفایت باشند، رشد اقتصادی بیشتر و تناسب و تنوع رشد بین بخشها و محصولات و زمینه‌های متفاوت بیشتر و بهتر خواهد بود.

از مهمترین وظایف دولتها دخالت در تخصیص بهینه عوامل تولید است. این وظیفه هم به صورت مستقیم صورت میگیرد و در اثر آن زیر ساختهای سخت و نرم ایجاد و عرضه میگردند و هم به صورت غیر مستقیم دولتها از طریق هدایت منابع به سمت و سوی جایگاههای مناسبتر تخصیصی، امکان تأمین نیازهای بیشتری از جامعه را ممکن میسازند. در این صورت وظایف تخصیصی دولتها نه تنها از طریق دخالت مستقیم در تخصیص منابع دولتی، بلکه از طریق هدایت و سیاستگذاری منابع بخش خصوصی و غیر دولتی است. مهمترین ابزار دولتها نیز در هدایت منابع و تخصیص منابع، کاتالیستهای رشد اقتصادی هستند. شرکتهای مهندسین مشاور، مشاورین کسب و کار، مشاورین بازار، مشاورین بازار کار، مشاورین سرمایه گذاری، مشاورین مالی، مشاورین حقوقی، مشاورین مالکیت معنوی و … نهادهایی هستند که ضمن هدایت منابع به سمت نیازهای درست، سرعت انجام معاملات را بیشتر نموده و اثر گذاری آنها را افزایش میدهند.

نتیجه گیری:

در جمع میتوان گفت از مهمترین عوامل مؤثر بر رشد اقتصادی کشورها توجه و تقویت کاتالیستهای رشد اقتصادی است که این نهادها و شرکتها در شهرها و براساس نقش قاعده مقیاس شکل میگیرند. تسهیل شکل گیری این نهادها و تشکلها و شرکتها از یک سو درونزا بوده و از سوی دیگر میتواند توسط دولتها سیاستگذاری شده و تقویت و توسعه یابد. بر این اساس دولتها با درک اهمیت نهادها، شرکتها و تشکلهای کاتالیست رشد اقتصادی، لازم است تا برای شکل گیری و توسعه آنها در یک منطقه، هدف گذاری و سیاستگذاری دقیقی داشته باشند و با گسترش زمینه‌های جذب و انگیزه دهی به نخبگان هر حوزه تخصصی، در شکل دهی این نهادها، زمینه سرعت بخشی و ارتقای تخصیص بهینه منابع و رشد اقتصادی را بوجود آورند.

کرمانشاه – ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۸


چگونه خیلی خیلی خفن پولدار شویم؟ (قسمت اول)

(محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی)

🔹 ایران امروز سرزمینی است که در آن می‌توانید پولدار خفنی بشوید و این کار را به سرعت هم انجام دهید. قصد دارم در این یادداشت، یکی از راه‌های خفن پولدار شدن به شما هم یاد بدهم، چیزی شبیه آشپزی است. راه‌های خفن پولدار شدن، قسمت اول: تأسیس مؤسسه مالی و اعتباری.

🔹اول، از یک جایی (مثلا اداره تعاون شهرتان) مجوز بگیرید که صندوق قرض‌الحسنه راه بیندازید. اول بگویید فقط می‌خواهم در سطح شهر خودم فعالیت کنم.

🔹دوم، چند نفر کله گنده و آدم بانفوذ را عضو هیئت مدیره صندوق کنید. کارهای زیادی باید انجام دهید و به نفوذ و کمک آن‌ها نیاز دارید.

🔹سوم، تبلیغ کنید و شعبه تأسیس نمایید. غیرقانونی است، اما اگر اعضای هیئت مدیره را خوب انتخاب کرده باشید، می‌توانید بدون نظارت بانک مرکزی، شعبات و سپرده‌گیری از مردم را گسترش دهید.

🔹چهارم، شما چون تحت نظارت بانک مرکزی نیستید، از هفت دولت آزادید و می‌توانید نرخ سودهای بسیار بالا به مردم پیشنهاد کنید. مردم پول‌های‌شان را به سمت شما روانه می‌کنند.

🔹پنجم، بانک‌های تحت نظارت و قانونی، قادر نیستند در نرخ سود با شما رقابت کنند، عقب می‌مانند و شما خوب سپرده‌گیری می‌کنید. شما موفق می‌شوید پول را از بانک‌های قانونی به صندوق غیرمجاز خودتان منتقل کنید. برخی از بانک‌های مجاز با شما رقابت می‌کنند و تعهدات سودی را می‌پذیرند که عملا به معنای خسارت به خودشان است.

🔹ششم، شما سود بالایی می‌دهید و به تدریج بانک‌های قانونی هم مایل می‌شوند که در صندوق شما سپرده‌گذاری کنند. شما ریسک کارهای خودتان را به بانک‌های قانونی هم گسترش می‌دهید و به این ترتیب همه در کاری که می‌کنید شریک می‌شوند. هر اتفاقی برای شما بیفتد، به سرعت همه را درگیر می‌کند.

🔹هفتم، حالا شما آن‌قدر بزرگ‌ شده‌اید که بخش قابل توجهی از بازار پولی کشور دست شماست. همه باید هوای شما را داشته باشند که اگر زمین بخورید، اتفاقات بدی می‌افتد و پای خیلی چیزها به میان کشیده می‌شود.

🔹هشتم، فعالیت‌تان را گسترش می‌دهید و به بقیه بخش‌های اقتصاد اعم از زمین، مسکن، ارز و طلا حمله می‌کنید. شما آن‌قدر وعده سودهای کلان به سپرده‌گذاران داده‌اید که از فعالیت‌های سالم اقتصادی نمی‌توانید آن‌ها را جواب دهید، باید کار ناسالم کنید. پولشویی یک گزینه خوب است.

🔹نهم، وام‌های کلان به دوست و رفیق‌تان می‌دهید، با بهره‌های سنگین، و سود موهومی این وام‌ها را – که خودتان هم می‌دانید برنمی‌گردند – در حساب‌ها لحاظ می‌کنید تا تراز عملکرد شما مثبت نمایش داده شود.

🔹دهم، از منابع سپرده‌گیری شده، به خودتان با بهره اندک وام می‌دهید و دوباره در مؤسسه خودتان با نرخ بهره ۳۵ درصدی یا بیشتر سپرده‌گذاری می‌کنید.

🔹یازدهم، شما به تدریج منابع مؤسسه (همان سپرده‌های مردم و سپرده‌های سایر بانک‌ها نزد مؤسسه شما) را به خودتان و سایر آشنایان وام می‌دهید. صندوق ورشکسته می‌شود و مردم برای گرفتن سپرده‌های‌شان صف می‌کشند.

🔹دوازدهم، زمین خوردن شما باعث می‌شود خسارت بانک‌های دیگر و میلیون‌ها سپرده‌گذار، برای دولت و کشور مشکل امنیتی درست کند. همه به دست و پا می‌افتند که یک جوری قضیه را سر هم کنند.

🔹سیزدهم، پول سپرده‌گذاران از منابع بانک مرکزی، به هزینه تورمی که ایجاد می‌کند، پرداخت می‌شود.

🔹چهاردهم، شما و رفقا که منابع مؤسسه (سپرده‌های مردم) را به اموال، خانه و زمین، طلا و ارز تبدیل کرده‌اید، در طوفان تورمی، ارزش دارایی‌های‌تان چندین برابر می‌شود. حالا اگر اصل پول را هم از شما بگیرند، دارایی شما آن‌قدر بر اثر تورم زیاد شده که می‌توانید سر سبیل شاه نقاره بزنید.

🌀 ممکن است با این دستورالعمل، مجبور شوید مدتی را هم در زندان سر کنید، یا در نظر مردم و تاریخ به عنوان یک کثافت جلوه کنید، اما بعد از آزادی خودتان و دوستان می‌توانید تا آخر عمر و تا چند نسل بعد، به خوبی و خوشی زندگی کنید؛ در کانادا، موناکو، لس‌آنجلس یا در پنت‌هاوسی در تهران خودمان. شما را تا دستورالعمل بعدی برای خفن پولدار شدن به خدای بزرگ می‌سپارم.

(اگر دوست دارید دیگران هم خفن پولدار شوند، با آن‌ها به اشتراک بگذارید.)


💠آمار صادرات و واردات در فروردین ماه اعلام شد

سرپرست سازمان توسعه تجارت ایران:

🔹صادرات کشور با احتساب پتروشیمی و میعانات گازی ۲ میلیارد و ۵۴۷ میلیون دلار بوده که در مقایسه با مدت مشابه سال گذشته کاهش ۱۸٫۳ درصدی داشته است.

🔹میزان واردات در مدت مذکور حدود ۳٫۲ میلیارد دلار بود که نسبت به مدت مشابه سال گذشته ۰٫۷ درصد کاهش داشته است.

🔹تجارت کل کشور نیز در فروردین سال ۹۸ نسبت به مدت مشابه سال گذشته ۱۳٫۵ درصد کاهش داشته است و همچنین تراز تجاری کشور با ۲۱۳ میلیون دلار مثبت بوده است.


نقدی بر پیشنهاد خاتمی: فدرالى شدن کشور

✍دکتر محمد طبیبیان

جناب آقاى محمد خاتمى بسیار مورد احترام اینجانب بوده‌اند چه این که یک انسان واقعى و بر خوردار از سجایاى فاخر و فرهنگى ممتاز هستند. اما جسارتا تعرضى به این اظهار نظر ایشان که حکومت فدرالى مطلوب‌ترین حکومت است بکنم.

در تاریخ نمونه هاى متعددى وجود دارد که چند حکومت و یا فرهنگ و منطقه جدا گانه با هم جمع شده و تشکیل یک دولت فدرال داده‌اند. اما اینجانب نمونه اى از این که یک کشور جمع را با طرح فدرالى کردن به صورت پراکند در آورند نمى شناسم. در مورد ایران مطلوب هم نیست.

شاید مورد حکومت فدرال در آمریکا که موفق هم بوده و کشورى را که مناطق و جزایر آن در اقیانوس آرام، واقیانوس اطلس، قطب شمال و دریاى کار آییب گسترده و سر زمین اصلى خود یک قاره است را در کنار هم قرار داده یک نمونه موفقى تلقى شود. اما این مطلب از تاریخ خاصى سرچشمه مى گیرد.

نام رسمى آمریکا United States of America

است که اشتباها در فارسى 'ایالات متحده آمریکا' ترجمه شده و رایج شده. ترجمه صحیح 'حکومت هاى متحده یا دولت هاى متحده' است. بسیارى از این ایالت‌ها قبل از اتحاد، کشور هاى مختلف و مستقل بودند و برخى رییس جمهور هاى خاص خود را داشتند. پس از استقلال سیزده منطقه در جولاى ١٧٧٦ موافقت کردند که متحد شوند و حکومت هاى متحده را ایجاد کنند. پیوستن سایر ایالت‌ها تا قرن بیستم ١٩٥٩و حدود دویست سال به طول انجامید. پیوستن هر ایالت با انجام مذاکرات طولانى و چانه زنانى هاى سخت انجام شد. هم اکنون نیز و ضعیت برخى مناطق نامشخص است. پورتوریکو هنوز ایالت به حساب نمى آید در مجلس عضو ناظر بدون حق راى دارد و بخش هایى که به آن‌ها سرزمین‌ها گفته مى شود هر کدام شرایط جداگانه دارند. هم اکنون هم فردى که در هر ایالت governor خوانده مى شود را ما استاندار ترجمه مى کنیم در حالى که حاکم باید ترجمه مى شد. این‌ها مثل کشور ما بوسیله وزارت کشور بر قرار نمى شوند بلکه رییس دولت محلى و انتخابى هستند. هر ایالت خود مجلس قانونگذارى جداگانه دارد …

مسئله ما منع قانون اساسى نیست حتى اگر قانون اساسى هم اجازه مى داد به دلایل مشخص این که هر استان حاکم و مجلس قانون گذارى مستقل داشته باشد فقط به معنى تجزیه کشور است. این تاریخ و مراحل با تاریخ و مراحل آمریکا بنیادا متفاوت است. در کشور ما چند اقدام اساسى و ساده‌تر مى شد انجام بگیرد. یکى فدرالیسم مالى که اصطلاح جا افتاده اى در سازمان دهى مالى است. یعنى بودجه هاى به معنى واقعى استانى و اختیار کسب در آمد و اختیار هزینه کردن محلى. این امر در قانون برنامه دوم پیشبینى شد اما پیگیرى نشد. دوم افزایش اختیارات مدیران محلى و کاهش دخالت هاى مرکزى، و سوم رفع موانع قانونى تشکیل شورا هاى انتخابى استان و برخوردارى از اختیار تصویب بودجه استان و نظارت بر اجراى آن باتوجه به نیاز‌ها و اولویت هاى مناطق. این جهت گیرى عملى، قابل اجرا و در واقع ضرورى است.


💠مساله مردم کاهش مصرف نیست

بررسی اثرات فشارهای اقتصادی بر خانوارها در گفت‌وگو با جواد صالحی‌اصفهانی

🔹طبیعتا وقتی کل اقتصاد تحت فشار، کوچک‌تر می‌شود، درآمدها کاهش می‌یابد و به خانوارها هم فشار وارد می‌شود. این فشار به صورت کاهش سطح زندگی آنها دیده می‌شود. نکته اول در این زمینه این است که آیا تبعات این فشارهای خارجی در همان سطحی که وارد می‌شود به اقتصاد کل سرایت می‌کند یا بیشتر می‌شود؛ مثلا اگر ۲۰ درصد فشار از خارج وارد شود، ممکن است با اتخاذ سیاست‌هایی کاهش تولید و به تبع آن افت درآمد خانواده میانگین در حدود ۲۰ درصد بماند و همچنین ممکن است با سیاست‌های نادرست این فشار به کاهش بیشتری در تولید ناخالص داخلی تبدیل شود و مثلا به ۳۰ درصد برسد.

🔹در شرایط بحرانی بازارها قدرت اداره شوک‌ها را ندارند. هیچ نوع مکانیسمی در سیستم بازار نیست که اگر در اثر شوک یک فرد فقیر یا آسیب‌پذیر از بازی خارج شد، ‌ بتواند مثلا با گرفتن وام به بازی برگردد و از بین نرود. نظام بازار که حتی در شرایط عادی به نابرابری درآمدی توجه نمی‌کند در شرایط بحرانی به مراتب بدتر هم عمل می‌کند. اینجا دولت‌ها باید به خانوارهای فقیر کمک مالی برسانند و از وضعیت خانواده‌های آسیب‌پذیر هم غافل نشوند. در ایران نظام حمایت از خانوارهای فقیر نسبتا خوب کار می‌کند. حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد از جمعیت ما فقیر هستند که با کمک بهزیستی و کمیته امداد از حداقل‌های معیشتی برخوردار می‌شوند.

🔹چندین مکانیسم برای جلوگیری از آسیب به خانوارها در شرایط بحران وجود دارد؛ یارانه به تولیدکننده یا واردکننده کالا، توزیع مستقیم کالا، توزیع کوپن و همچنین پرداخت یارانه نقدی مستقیم به خانوارها. اگر این چهار شق را کنار هم بگذاریم، به نظر من اولی از همه بدتر است؛ اینکه دولت سعی کند کالاهای اساسی را به نحوی مثلا با دادن یارانه ارزی ارزان کند یعنی همین کاری که دولت آقای روحانی الان انجام می‌دهد. خودشان هم به‌ سرعت دیدند که سیستم بسیار پیچیده است و وقتی به افرادی دلار ۴۲۰۰تومانی برای واردات کالاهای اساسی می‌دهند به هیچ‌وجه کالا به همان قیمت به دست خریدار نمی‌رسد.

🔹مکانیسم دیگر کوپن است که در شرایط بسیار بحرانی می‌تواند بهتر از سایر سیستم‌ها کار کند. در سیستم کوپنی درواقع دولت موظف است به فروشنده کالا تفاوت قیمت یارانه‌ای و هزینه فروشنده را بپردازد و واردکننده یا فروشنده ملزم می‌شود کالا را به دست کسانی برساند که دولت به آنها کوپن داده و از ریزش یارانه جلوگیری می‌شود. این سیستم علاوه بر کشور خودمان در دهه ۶۰، در کشورهای مختلف از جمله آمریکا در زمان جنگ اجرا شده است.

🔹در شرایط فعلی ایران، مهم‌ترین موضوعی که سیاستگذار باید به آن توجه کند افزایش انعطاف در اقتصاد و فضای کسب‌وکار است. اگر در دوران صلح ساخت جاده و فراهم کردن زیرساخت‌های ارتباطی وظیفه دولت است، در دوران تحریم این یکی از وظایف دولت است که انعطاف اقتصاد را بالا ببرد تا عوامل تولید بتوانند راحت‌تر از یک بخش به بخش دیگر بروند. به این ترتیب تولیدکننده‌ای که به خاطر تحریم‌ها بازار خود را از دست داده، ‌ می‌تواند به تولید کالای دیگری بپردازد. دولت باید با کم کردن هزینه‌های بوروکراتیک به تولیدکنندگان کمک کند راحت‌تر سرمایه و فعالیت خود را از یک بخش به بخشی دیگر ببرند تا منابع تولید اشتغال از بین نروند.

منبع: تجارت فردا


به این ۱۰ دلیل باید در سیاست‌های کشاورزی تجدیدنظر کرد

(عبدالصمد محمودی-دکتری ارتباطات)

🔹۷۵ درصد از بارندگی کشور در فصول غیر آبیاری و در زمان هایی اتفاق می‌افتد که گیاه نیاز آبی چندانی ندارد.

🔹کشاورزی حدود ۸۸ درصد از منابع آبی کشور را مصرف می‌کند اما تنها تامین ۱۵ درصد از تولید ناخالص داخلی کشور را به خود اختصاص داده است

🔹با آب مصرفی ۱۰ تا ۲۰ هکتار از اراضی کشاورزی تنها حدود ۴۰ شغل ایجاد می‌شود اما همین میزان مصرف آب در صنعت حدود ۳ تا۴ هزار نفر شغل ایجاد می‌کند.

🔹براساس براوردهای انجام شده از میزان درآمد حاصل از کشاورزی ایران باید گفت که هر مترمکعب مصرف آب در بخش کشاورزی به طور متوسط ۵۲ تومان ارزش افزوده تولید کرده است، در حالی که این رقم برای صنعت ۴۷۰۰ تومان و برای بخش خدمات ۲۹۰۰ تومان آورده داشته است.

🔹برای جبران سفره‌های آب زیرزمینی سالانه باید مصرف آب زیرزمینی ۲۸٫۵ میلیارد مترمکعب کاهش یابد، این در حالی است که سهم برداشت آب توسط کشاورزی سنتی ما این اجازه را به ما نمی‌دهد.

🔹تولید هر کیلوگرم گندم در کشورمان (با مصرف ۱۳۰۰ لیتر آب) حدود ۵ دلار هزینه دارد این در حالی است که این هزینه در دنیا به طور متوسط یک دلار به ازای تولید هر کیلو است.

🔹برداشت بی حد و حصر آب از منابع زیرزمینی بویژه توسط بخش کشاورزی باعث شده تا سالانه نزدیک به ۵ میلیارد تن خاک کشور دچارفرسایش شود. این در حالی است که ارزش اقتصادی هر تن خاک فرسایش یافته حدود ۲۸ دلار برآورد می‌شود.

🔹۶۰ درصد محصولات کشاورزی در جهان از اراضی دیم بدست می‌آید حال آنکه در ایران ۱۰ درصد از محصولات کشاورزی و باغی در اراضی دیم کشت می‌شود.

🔹پیش بینی‌ها نشان می‌دهد جمعیت ایران در سال ۱۴۰۰ به ۹۷ میلیون نفر خواهد رسید و این جمعیت نیازمند ۱۳۰ میلیارد مترمکعب آب خواهد بود. این در حالی است تامین این میزان آب تقریبا غیرممکن است. بنابراین کشاورزی به عنوان مهمترین مصرف کننده آب کشور باید در سیاست‌های خود بازاندیشی کند.

🔹 سالانه ۲۰ میلیارد مترمکعب آب از چاه‌های غیرمجاز برداشت می‌شود که عمدتا مربوط به چاه‌های کشاورزی است.


💠 در برابر شوک

چه کسانی بیشترین ضربه را از رکود اقتصادی می‌خورند؟

✍️ مجید عینیان/ پژوهشگر اقتصاد خانوار

🌀 این احتمال وجود دارد که افرادی که در بخش خصوصی اشتغال دارند با وقوع رکود کار خود را از دست دهند یا مواجه با دیر پرداخت شدن حقوق و مزایای خود باشند. افرادی که تنها یک منبع درآمدی دارند با وقوع رکود ضربه شدیدتری می‌خورند. همچنین خانوارهایی که تنها یک نفر در آنها فعال است نسبت به خانوارهای با دو یا بیشتر فرد فعال ضربه شدیدتری متحمل می‌شوند.

▪️ کاهش درآمد خانوار لزوما با از دست دادن شغل یا دریافت دیرهنگام دستمزدها نیست. درآمد حقیقی فردی که حتی افزایش حقوق و مزایا داشته به دلیل افزایش شدید قیمت‌ها کاهش یافته است. یعنی نقش تورم در این موضوع بسیار مهم است. درآمد حقیقی در واقع بیانگر قدرت خرید درآمد فرد است. حتی اگر درآمدها اندکی نسبت به گذشته افزایش یافته باشند کفاف افزایش سنگین قیمت کالاها و خدمات را نمی‌دهند، یعنی درآمد حقیقی کاهش یافته است. برخی از افراد تلاش می‌کنند با یافتن شغل دوم بخشی از کاهش درآمد حقیقی خود را جبران کنند. افزایش عرضه شغل‌هایی همچون رانندگی مشاهده خواهد شد ولی این افزایش عرضه خود باعث فشار مضاعف بر درآمد این مشاغل می‌شود.

▪️ کاهش مصرف کل خانوار معمولا از بخش‌هایی آغاز می‌شود که به کاهش درآمد حساس‌ترند. اقتصاددانان این کالاها و خدمات را لوکس می‌نامند ولی این بدین معنی نیست که چنین هزینه‌هایی اضافی هستند. کالای لوکس و ضروری تنها واژه‌هایی برای توصیف پاسخ خانوارها به درآمد است. با کاهش درآمد، خانوارها سعی می‌کنند از کالاهای بادوام مدت زمان بیشتری استفاده کنند و تعویض آنها را به تعویق بیندازند. در نتیجه کالاهای بادوام اولین بخش از مخارج خانوار است که کاهش می‌یابد. این موضوع لزوما در بلندمدت به نفع خانوار نیست.

▪️ بخشی از خانوارها به ویژه مستاجران در مواجهه با افزایش قیمت‌ها، محل زندگی خود را تغییر می‌دهند و به مناطق ارزان‌تر نقل‌مکان می‌کنند. هرچند این موضوع خود می‌تواند در بلندمدت با افزایش هزینه‌های حمل‌ونقل همراه باشد. شاید برخی درخواست دخالت دولت در کاهش اجاره‌بها را داشته باشند، ولی در طرف دیگر خانواده‌هایی وجود دارند که تنها منبع درآمدشان اجاره دادن بخشی از ملک خود است و این مالکان نیز با افزایش شدید قیمت‌ها مواجه شده‌اند.

▪️ با توجه به محدودیت‌های درآمدی دولت، به نظر می‌رسد بهترین توصیه برای دولت اول این باشد که اوضاع را از اینکه هست بدتر نکند! مانع از هدر‌رفت درآمدهای ارزی کشور به بهانه تثبیت قیمت ارز شود و در نهایت با صرفه‌جویی در بخش‌هایی از هزینه‌ها، اندکی هزینه‌های رفاهی را برای پوشش حمایتی خانوارهای بسیار فقیر افزایش دهد. پیشنهادهای گشاده‌دست‌تر با محدودیت بودجه مواجه خواهند شد و البته استقراض از شبکه بانکی و تورم آتی راهکار حل این محدودیت نیست.


📚 این کجا و آن کجا؟ (در باب عدم امنیت حقوق مالکیت در ایران)

🖋 مصطفی صفدری رنجبر (مدرس و پژوهشگر سیاستگذاری علم و فناوری)

🔹 بر حسب اتفاق در یک زمان در حال مطالعه دو کتاب بودم و با یک موضوع بسیار جالب و البته بسیار مهم مواجه شدم: عدم امنیت حقوق مالکیت در ایران و به طور عکس امنیت مالکیتی که زمینه و بستر لازم برای رشد و توسعه اقتصادی و اجتماعی در ایالات متحده آمریکا را به ارمغان آورد.

🔹 پرده اول: در کتاب آموزگار نوآوری که به زندگینامه و معرفی برخی آثار مهم شومپیتر می‌پردازد آورده شده است که: راه آهنی کردن در آمریکا، که از ابتدای دهه ۱۸۴۰ آغاز شد، دستاوردی بزرگ در مهندسی و سنگ بنایی در توسعه کسب و کار آمریکایی و همچنین رشد ملت آمریکا بود.

🔹 طی چند دهه بعد، میلیون‌ها مهاجر از اروپا به این کشور سرازیر شدند و زمین‌های ارزان و رایگان در امتداد خطوط ریلی جدید نظرشان را جلب کرد. دولت برای اولین بار زمین هایی را به شرکت‌های راه آهن و نیز زمین‌های کشاورزی و خانه هایی را به مهاجران اعطا کرد. این حمایت‌ها و امتیازها بود که اروپاییان را دیوانه وار به غرب کره زمین روانه ساخت و پایه‌های توسعه اقتصادی، صنعتی و اجتماعی در دهه‌ها و سده‌های آینده را پی ریزی کرد.

🔹 پرده دوم: در کتاب ایران بین دو انقلاب نوشته یرواند آبراهامیان آورده شده است که: بهبود وضعیت حمل و نقل در ایران ضرورتا ارتباطات اقتصادی و اجتماعی را توسعه نداد. دوبد می‌نویسد که ایجاد امنیت در طول شاهراه تهران- تبریز کار ماموران مالیاتی را آسان کرده بود و موجب کوچ روستائیان به نقاط دورافتاده‌تر شده بود. وی می‌افزاید که در ایران مرفه‌ترین روستاها آنهایی هستند که در دره‌ای پرت یا محلی در از جاده‌های اصلی واقع شده‌اند.

🔹 سایکس نیز به همین مورد اشاره می‌کند: روستائیان از جاده‌های اصلی فاصله می‌گیرند، زیرا دولتمردان معمولا کالاهای آنها را بدون پرداخت هیچ نوع مابه ازایی می‌ستانند.

🔹 همین موضوع در گزارشی به وزارت خارجه بریتانیا چنین بیان می‌شود: نواحی گسترده‌ای از زمین‌های حاصلخیز به علت نزدیکی به جاده‌های اصلی بایر مانده است، زیرا با وجود گماشتگان شرور دولتی و دزدی قبایل، کشاورزی که این سرزمین‌ها را کشت کند کمترین امنیتی نخواهد داشت

🔹 این است داستان تلخ فقدان امنیت مالکیت در ایران که در طول هزاران سال از انباشت انواع سرمایه جلوگیری کرده است. و ما خوب آگاه هستیم که توسعه چیزی نیست جز انباشت مستمر و متوازن سرمایه‌ها. از این تلخ‌تر اینکه این عدم امنیت مالکیت فقط از شکلی به شکل دیگر و از کالبدی به کالبد دیگر تغییر پیدا می‌کند و ماهیتا هیچ گاه از میان نمی‌رود.

💠کانال گفتگوهای غیرراهبردی توسعه