کانال تلگرام اكونوميست فارسی - خبری
اكونوميست فارسی

اكونوميست فارسی

داغ‌ترین‌های هفته

🔥 گاندو

با وجود اتمام سریال جنجالی گاندو، واکنش‌ها نسبت به این سریال همچنان ادامه دارد. در حالی‌که رئیس دفتر رئیس‌جمهور گفت که در سریال گاندو مطالب دروغ و تهمت بسیار زیاد است، ربیعی سخنگوی دولت آن را پروژه‌ای برای القای دو دولتی در ایران خواند.

🔥 وزیر بهداشت

افشاگری وزیر بهداشت درباره دو کانون فساد در این وزارتخانه این هفته: نمکی پیش‌تر گفته بود که یک میلیارد و ۳۰۰ میلیون دلار ارز تجهیزات پزشکی رفته و هنوز دقیقا معلوم نیست چه کسی برده است و چه چیزی آورده و به چه کسانی داده است. وزیر بهداشت روز سه‌شنبه هم گفت: «با ۲ میلیون یورو ارز دریافتی، به جای استنت قلب، کابل برق وارد شده است.»

🔥 زنگنه

اظهارات وزیر نفت درباره بابک زنجانی و پول‌هایی که خرج برخی رسانه‌ها می‌کند: زنگنه در گفت‌وگویی اعلام کرد که چوب مبارزه با فساد را می‌خورد. کاربری در این باره نوشت: «داستان تکراری و ساده است. اینقدر یک دروغ تکرار می‌شود تا فضا ملتهب و توهمات باور پذیر شود. زنگنه باید از این فضا گذر کند، آنها می‌خواهند انرژی وزارتخانه را بگیرند.»

🔥 اکبر طبری

بازداشت اکبر طبری معاون اجرایی قوه‌قضائیه در دوران صادق لاریجانی به جرم اعمال نفوذ در پرونده‌ها و بعضی روابط ناصواب: دفتر لاریجانی پیش از این بر پاکدستی طبری پافشاری کرده بود. پس از اعلام بازداشت اکبر طبری بسیاری در فضای مجازی اقدام قوه‌قضائیه را تحسین کردند.

دنیای اقتصاد


🔹ارزش‌های محوری در توسعه

💡مایکل تودارو

توسعه به عنوان ارتقا پایدار وضعیت کلی یک جامعه یا نظام اجتماعی تعریف می‌شود و باید هدف آن یک زندگی بهتر یا انسانی‌تر باشد.

حداقل سه ارزش اساسی یا محوری می‌توانند مبنای مفهومی و راهنمای عملی ما برای درک معنای نهفته در توسعه باشند:

۱) معاش: توانایی برآورده ساختن نیازهای اساسی (غذا، سرپناه، سلامت وحمایت)

۲) عزت نفس (به حساب آمدن) عزت نفس یعنی احساس ارزشمند بودن، حرمت نفس و ابراز وجود است.

۳) رهایی از بندگی: (توانایی انتخاب کردن) مزیت رشد اقتصادی فقط آن نیست که ثروت باعث افزایش شادی شود بلکه ثروت موجب گسترش دامنه انتخاب‌های انسانی می‌گردد. آزادی‌های انسانی شامل آزادی سیاسی، امنیت فردی، حاکمیت قانون، آزادی ابراز وجود، مشارکت سیاسی و برابری فرصت‌ها است.

🔹اهداف توسعه هزاره MDG

۱۸۹ کشور درسال ۲۰۰۰، هشت هدف کلی توسعه هزاره را تثبیت کردند. که اهداف کلی آن به شرح زیر است:

۱) ریشه کن کردن فقر شدید و گرسنگی

۲) دستیابی به آموزش دبستانی همگان

۳) ترویج برابری جنسیتی و توانمند سازی زنان

۴) کاهش مرگ ومیر کودکان

۵) بهبود سلامت مادرانه

۶) مبارزه با HIV و مالاریا و سایر بیماری‌ها

۷) اطمینان از پایداری زیست محیطی

۸) تشکیل مشارکت جهانی برای توسعه

🔹شب چراغ


نسخه اقتصاددانان برای اصلاح نظام بانکی ایران مدت هاست که پیچیده شده است. به باور آنان اقتصاد کشور با ابرچالش‌هایی چون افزایش نقدینگی، تورم، رکود و بیکای رو‌به‌روست که منشأ بسیاری از آنها نظام بانکی است از این رو راهکاری به غیر از اصلاح ساختار بانکی وجود ندارد. اگرچه بانک‌های ایرانی در برابر طوفان‌های سهمگین اقتصادی مقاومت بالایی از خود نشان داده‌اند اما با این حال برخی اقتصاددانان معتقدند که ابرچالش‌های اقتصاد ایران با ریشه بانکی هر روز بزرگ‌تر و خطرناک‌تر می‌شود. در چنین شرایطی مجموعه سیاستگذاری کشور، همچنان در اصلاح نظام بانکی تعلل می‌کند.

📍 اقتصادنامه


سرانه تولید ناخالص داخلی واقعی در ایران

«حکمرانی و توسعه در ایران»

پویا آزادی

پروژه «ایران ۲۰۴۰ دانشگاه استنفورد»


💠 تکنولوژی تورم زیر ۳ ٪

✍️ میثم هاشم خانی

▫️ پرسش اول: کدام ویژگی اقتصادی بین «چاد» و «گینه بیسائو» و «بورگینافاسو» با «آلمان» و «ژاپن» و «فرانسه» مشترک است؟

▫️ پرسش دوم: چند کشور جهان در سال گذشته میلادی به تکنولوژی تورم زیر ۳ ٪ دست یافته‌اند؟

▫️پرسش سوم: تورم کشور «الف» در سه سال اخیر به ترتیب ۰٫۴ ٪، ۰٫۱ ٪ و ۲ ٪ بوده و تورم کشور «ب» هم به ترتیب ۰٫۴ ٪، ۱٫۹ ٪ و ۱٫۳ ٪. به نظر شما این دو کشور کدام کشورها هستند؟ توضیح اینکه کشورهای «الف» و «ب» بعید است هیچ ویژگی مشترک اقتصادی دیگری بجز تورم زیر ۳ ٪ داشته باشند. تعداد اقتصاددانان خبره کشور «الف»، یک‌پنجاهم کشور «ب» هم نیست. به‌علاوه ساختار سیاسی کشور «الف» کاملا متشنج است و ساختار سیاسی کشور «ب» کاملا باثبات؛ اما هر دو کشور به آسانی تورم سالانه را در زیر ۳ ٪ تثبیت کرده‌اند.

💠اما پاسخ‌ها:

▫️در سال گذشته میلادی، حدود نیمی از کشورهای دنیا تورم سالانه زیر ۳ درصد داشته‌اند، یعنی حدود ۹۰ کشور. ضمنا کشور الف «عراق» است و کشور ب هم «آلمان» (منبع آمارها: گزارش صندوق بین‌المللی پول با عنوان World Economic Outlook)

▫️ خلاصه اینکه تکنولوژی رساندن تورم سالانه به زیر ۳ درصد، آن‌قدر جهان‌شمول شده که کشورهای متنوعی در بین ۹۰ کشور دارنده این تکنولوژی قرار دارند: از کشورهای بسیار فقیری مثل بورگینافاسو و چاد گرفته تا کشورهای ثروتمند و دموکراتیکی مانند آلمان و ژاپن؛ از کشورهایی بی‌ثبات مثل عراق و افغانستان گرفته تا کشورهایی با حکومت کاملا دیکتاتوری مانند عربستان و امارات و بحرین.

▫️اما در این شرایط، چه تبعاتی دامن‌گیر ما ایرانیان می‌شود؟

اول، وقتی تورمی ۵ الی ۱۰ برابر «میانه» تورم جهان داریم، فاصله فقیر و ثروتمند مرتبا بیشتر می‌شود، بدون اینکه ثروتمندان ذره‌ای ثروت تولید کنند. تورم بالا، هر ساله ثروتی بادآورده را در قالب جهش قیمت املاک و امثالهم به جیب ثروتمندان می‌ریزد. در مقابل، فقرا، معمولا پس‌اندازی ندارند که قیمت‌ش با تورم بالا برود.

دوم، بالا رفتن انتظارات تورمی شهروندان، یعنی سیاست‌گذاران می‌توانند با خیال راحت به خلق پول بپردازند و پول خلق‌شده را در قالب انواع #یارانه_سیاه بین نورچشمی‌ها توزیع کنند (مثال‌های اخیر: خلق پول انبوه توسط بانک مرکزی برای پوشش ضرر بانک‌ها و خودروسازان که عمدتا ناشی از فساد و مدیریت افتضاح بوده است)

سوم، وقتی تورم ما ۵ الی ۱۰ برابر «میانه» تورم جهان است، حتی اگر برخی تولیدکنندگان ایرانی بتوانند کالایی با قیمت قابل رقابت در سطح بین‌المللی تولید کنند، قیمت تمام‌شده آنها در هر سال به اندازه ۵ الی ۱۰ برابر رقبای خارجی رشد می‌کند و در نتیجه به سرعت قدرت رقابت بین‌المللی خود را از دست می‌دهند. به ناچار، باید به شوک‌های شدید قیمت دلار تن بدهیم تا بخشی از قدرت رقابت بین‌المللی تولیدکنندگان‌مان احیا شود.

▫️ از طرف دیگر، ۳ ویژگی مشترک بین همه ۹۰ کشوری که به تورم زیر ۳ ٪ رسیده‌اند، مشاهده می‌شود:

اول، در هیچ یک از آنها به مخیله سیاست‌گذاران هم خطور نکرده که به بهانه کنترل تورم، منابع ملی را در قالب دلار دولتی چوب حراج بزنند و انبوه #یارانه_سیاه را به جیب نورچشمی‌ها سرازیر کنند.

دوم، در هیچ‌یک به مخیله سیاست‌گذاران خطور نکرده که با بخشنامه‌های مکرر قیمت‌ها را کنترل کنند.

سوم، همه این کشورها پذیرفته‌اند که رساندن تورم به زیر ۳ درصد، فقط و فقط از مسیر کنترل خلق پول محقق می‌شود. همگی پذیرفته‌اند که برای خاموش کردن آتش تورم، باید ماشین چاپ پول در بانک مرکزی را خاموش کنند. بنابراین در کلیه این کشورها، مسئول رساندن تورم به زیر ۳ درصد، فقط و فقط یک نفر است. این فرد، نه رییس جمهور است و نه رییس مجلس، بلکه «رییس کل بانک مرکزی» است که چنین ماموریتی را نزد افکار عمومی می‌پذیرد و اختیارات لازم را نیز به طور کامل دریافت می‌کند.

▫️خلاصه اینکه کلوپ کشورهایی که به «تکنولوژی تورم زیر ۳ درصد» دست یافته‌اند، هم‌اکنون ۹۰ عضو دارد؛ از گینه بیسائو و بورگینافاسو گرفته تا آلمان و ژاپن، از عراق و افعانستان گرفته، تا عربستان و بحرین. در شرایطی که هر ساله به تعدادی اعضای این کلوپ افزوده می‌شود، باید منتظر بمانیم و ببینم چه زمانی یکی از طیف‌های سیاسی کشور تصمیم می‌گیرد که لااقل در شعارهای خود این عبارت را ذکر کند: «دستیابی ایران به تکنولوژی تورم زیر ۳ درصدی، با استفاده از تجربیات ۹۰ کشور دارنده این تکنولوژی»


💠مقاله‌های مدیریتی (راهکارهایی برای حرفه‌ای جلوه کردن کار و کسب جدید شما)

۱️⃣ یک آدرس مجزا برای ارائه داشته باشید

🌀 اگر آدرسی که استفاده می‌کنید بطور مشخص در یک منطقه یا خیابان مسکونی یا حتی در یک بلوک آپارتمانی قرار دارد، به خودی خود در قدم اول در یک موقعیت ضعیف قرار دارید. سعی کنید از شرکت هایی استفاده کنید که خدمات دفتر کار مجازی را برای این منظور به مشتریان خود ارائه می‌دهند. یا حتی شرکت هایی ممکن است وجود داشته باشد که مکانی رو بصورت کوتاه مدت برای برقراری جلسات در اختیار شما قرار می‌دهند که کاملا اصول یک جلسه کاری در تزئینات داخلی آنها رعایت شده است.

۲️⃣ پوشش حرفه‌ای داشته باشید

🌀 شاید به نظرتان غیر عادلانه برسد، اما مردم عموما هر چیزی را از روی ظاهر آن قضاوت می‌کنند. لباس جین و تی شرت به تن داشتن در زمان کار شاید خیلی هم منطقی و بدون ایراد باشد، اما فقط زمانی که کسی نزدیک و در ارتباط با شما نباشد و یا جلسه‌ای رسمی با نداشته باشید. اما برای مشتریان جدید، استفاده از لباس‌های رسمی و عرف همچنان بهترین و توصیه شده‌ترین پوشش است. مورد دیگری که عموم مردم به شکلی شدید‌تر مورد قضاوت قرار می‌دهند، خودرویی است که شما برای مراجعه به محل آنها از آن استفاده می‌کنید. شاید همین لحظه بودجه کافی برای تهیه یک خودرو روز و آبرومند نداشته باشید، اما چاره این کار هم می‌تواند استفاده از خدمات مراکز اجاره خودرو باشد که فکر می‌کنم نیازی به توضیح بیشتر ندارد.

۳️⃣ خیلی نگران عناوین نباشید

🌀 اگر کار و کسب تازه راه افتاده شما، فقط و فقط شامل شخص خودتان می‌شود، شاید وسوسه کننده به نظر برسد که برای خودتان از عنوانی پر اب و تاب مثل مدیرعامل یا چیزی شبیه آن بر روی کارت ویزیت یا سربرگ‌های رسمی استفاده کنید. همچنین می‌توانید از عناوینی مثل مدیر بازاریابی، مدیر تولید یا … بهره ببرید. نکته مهم در این بخش این است که مردم عموما تحت تاثیر عنوان استفاده شده قرار نمی‌گیرند، بلکه پیش از هر چیز با از خود می‌پرسند که آیا این شرکت، یک شرکت کوچک است که جزئی‌ترین مسائل آن را مدیرعامل آن پیگیری می‌کند؟ شاید بهتر باشد بر روی کارت ویزیت خود از هیچ عنوانی استفاده نکنید و فقط به ذکر نام خود بسنده کنید.

۴️⃣ از کلمه «ما» بجای «من» بهره ببرید

🌀 نکته مهم دیگر در این رابطه که تاثیرگذاری بسیاری بر روابط شما دارد، اما ممکن است خیلی‌ها به آن توجهی نداشته باشد؛ این است که بهتر است در ارتباطات و مکاتبات خود با گروه‌ها یا مشتریانی که شما را از نزدیک نمی‌شناسند، بجای واژه «من» از واژه «ما» استفاده کنید. اینگونه مردم و مخاطبین شما بجای اینکه تصور کنند با یک فرد حرفه‌ای روبرو هستند، تصور روبرو شدن با یک گروه یا مجموعه کاری حرفه‌ای را در ذهن خواهند داشت.

۵️⃣ به وبسایت خود توجه ویژه‌ای داشته باشید

🌀 شاید قادر به تهیه و مدیریت بزرگترین و شلوغ‌ترین دفتر کاری نباشید، اما به یاد داشته باشید که امروزه حجم کار و کسب هایی که با استفاده از فضای مجازی شکل گرفته و مدیریت

می‌شوند، از هر دوره دیگری بیشتر و بیشتر شده است. پس حتما حتما توجه داشته باشید که نمونه دومی ویترین مجازی شما برای مشتریان بالقوه وجود نداشته باشد. هر کسی می‌تواند در کمتر از نیم ساعت یک وبسایت راه اندازی کند، اما در اختیار داشتن یک طراح حرفه‌ای برای کسب اطمینان از بی رقیب بودن وبسایت شما، یک سرمایه گذاری خاص را می‌طلبد.


ملاقات دلا‌ری نیما و فردوسی

💠 دیروز «دلار بازار آزاد» با خروج از کانال ۱۲ هزار تومانی، «دلار نیمایی» را ملاقات کرد. روز سه‌شنبه، در خیابان فردوسی بیشتر معامله‌گران فروشنده بودند تا قیمت دلار با ۴۵۰ تومان افت به بهای ۱۱ هزار و ۷۵۰ تومان برسد؛ قیمتی که از اواسط بهمن‌ماه تجربه نشده بود.

💠 با توجه به اینکه قیمت این ارز در سامانه نیما در ماه‌های اخیر به‌واسطه سیاست‌های بانک مرکزی ۳۰ درصد تعدیل شده و به حدود ۱۱ هزار و ۷۰۰ تومان رسیده بود، می‌توان دیروز را روز وصال دلار فردوسی و نیمایی دانست.

💠 ۶ عامل در کاهشی شدن دلار در بازار آزاد نقش داشتند. «خروج بازیگران بزرگ از بازار»، «فروشنده شدن بازیگران خرد»، «رفتارهای موثر بازارساز»، «انبساط عرضه و انقباض تقاضا»، «توافقاتی برای تامین کالاهای اساسی» و «افزایش چراغ خاموش سود بانکی» از عوامل اثرگذار بر افت حدود ۳٫۷ درصدی دیروز دلار بودند. ترکش‌های افت کانالی دلار به بازار سکه نیز اصابت کرد.

دنیای اقتصاد


💢بانک مرکزی صلاحیت اظهار نظر درباره قانونی بودن یا نبودن رمزارزها را ندارد

محمدعلی حکیم ایمانی، کارشناس حقوقی و قراردادها اعتقاد دارد که بانک مرکزی صلاحیت اظهار نظر درخصوص قانونی بودن یا نبودن رمزارزها را براساس ماده ۱۰ قانون پولی بانکی ندارد زیرا براساس این قانون مسئول تنظیم و اجرای سیاست اعتباری و پولی براساس سیاست کلی اقتصادی کشور برعهده بانک مرکزی است و در بیانیه اخیر بانک مرکزی، یک شتاب‌زدگی دیده می‌شود که نویسندگان این بیانیه در تشخیص وظایف و صلاحیت‌های بانک مرکزی دچار اشتباه شده‌اند.

حکیم ایمانی توضیح می‌دهد: «بانک مرکزی در جایگاهی نیست که بگوید رمزارزها غیرقانونی است یا قانونی. بر اساس اصول ۳۶ و ۳۷ قانون اساسی، قانونی بودن یا غیرقانونی بودن یک موضوع تنها با تصویب آن در مجلس شورای اسلامی و با تایید مجلس شورای نگهبان امکان‌پذیر است و صلاحیت بانک مرکزی وضع قانون نیست. اشخاصی که این بیانیه را نوشته‌اند، در مورد صلاحیت بانک مرکزی دچار اشتباه شده‌اند.»


🌀از مفید تا ضروری

(در باب صحبت‌های اخیر سرپرست سازمان توسعه تجارت)

🔶در شرایطی که کشور بیش از هر زمان نیازمند صرفه جویی است، توزیع بی حساب سوبسید، که به نام حمایت از اقشار آسیب پذیر جامعه، در حلقه‌های بالادستی صنعت و تجارت صورت می‌گیرد، عملا کام موج سواران و رانت جویان را شیرین کرده است.

این سوبسیدها نه فقط بدست طبقات فرودست جامعه نمی‌رسد و فاقد کارکرد «حمایت اجتماعی» است بلکه با ارسال علامت غلط به بازار، نظم طبیعی اقتصاد را نیز مختل می‌کند.

این علامتهای غلط، صنعت را آشفته، تجارت را آلوده به رانت و نیازمند مداخله و در مجموع هزینه‌های دولت را بسیار سنگین و درآمدهایش را محدود کرده است. حرکت به سمت آزادسازی، اقتصاد را پویا و بهره ور و هزینه‌های دولت را سبک خواهد کرد.

توزیع سوبسید اگر برای حفظ حداقل معیشت بخشهایی از جامعه ضروری است، باید به صورت محدود، بر اساس یک پایگاه داده منسجم و قابل اتکا در مورد معیشت خانوار، در قالب یک برنامه حمایت جامع اجتماعی و با هدفگیری و شناخت مستقیم مصرف کننده نهایی صورت بگیرد.

💠فعالان اقتصادی بخش خصوصی سالهاست که می‌گویند انحراف سیاستهای اقتصادی برای تعقیب اهداف رفاهی و حمایت اجتماعی، پر هزینه و حتی خسارت بار و خطرناک است و تغییر این رویه برای کشور مفید خواهد بود، اما، امروز جداسازی سیاستهای حمایت اجتماعی از سیاستهای اقتصاد کلان کشور، دیگر نه یک کار مفید، بلکه ضرورتی غیرقابل اجتناب، برای محافظت از اقتصاد کشور در برابر تندباد تحریمهاست.


💠 تکنولوژی تورم زیر ۳ ٪

✍️ میثم هاشم خانی

⚪️ پرسش اول: کدام ویژگی اقتصادی بین «چاد» و «گینه بیسائو» و «بورگینافاسو» با «آلمان» و «ژاپن» و «فرانسه» مشترک است؟ پرسش دوم: چند کشور جهان در سال گذشته میلادی به تکنولوژی تورم زیر ۳ ٪ دست یافته‌اند؟

پرسش سوم: تورم کشور «الف» در سه سال اخیر به ترتیب ۰٫۴ ٪، ۰٫۱ ٪ و ۲ ٪ بوده و تورم کشور «ب» هم به ترتیب ۰٫۴ ٪، ۱٫۹ ٪ و ۱٫۳ ٪. به نظر شما این دو کشور کدام کشورها هستند؟ توضیح اینکه کشورهای «الف» و «ب» بعید است هیچ ویژگی مشترک اقتصادی دیگری بجز تورم زیر ۳ ٪ داشته باشند. تعداد اقتصاددانان خبره کشور «الف»، یک‌پنجاهم کشور «ب» هم نیست. به‌علاوه ساختار سیاسی کشور «الف» کاملا متشنج است و ساختار سیاسی کشور «ب» کاملا باثبات؛ اما هر دو کشور به آسانی تورم سالانه را در زیر ۳ ٪ تثبیت کرده‌اند.

اما پاسخ‌ها: در سال گذشته میلادی، حدود نیمی از کشورهای دنیا تورم سالانه زیر ۳ درصد داشته‌اند، یعنی حدود ۹۰ کشور. ضمنا کشور الف «عراق» است و کشور ب هم «آلمان» (منبع آمارها: گزارش صندوق بین‌المللی پول با عنوان World Economic Outlook)

⚪️ خلاصه اینکه تکنولوژی رساندن تورم سالانه به زیر ۳ درصد، آن‌قدر جهان‌شمول شده که کشورهای متنوعی در بین ۹۰ کشور دارنده این تکنولوژی قرار دارند: از کشورهای بسیار فقیری مثل بورگینافاسو و چاد گرفته تا کشورهای ثروتمند و دموکراتیکی مانند آلمان و ژاپن؛ از کشورهایی بی‌ثبات مثل عراق و افغانستان گرفته تا کشورهایی با حکومت کاملا دیکتاتوری مانند عربستان و امارات و بحرین.

⚪️ اما در این شرایط، چه تبعاتی دامن‌گیر ما ایرانیان می‌شود؟

اول، وقتی تورمی ۵ الی ۱۰ برابر «میانه» تورم جهان داریم، فاصله فقیر و ثروتمند مرتبا بیشتر می‌شود، بدون اینکه ثروتمندان ذره‌ای ثروت تولید کنند. تورم بالا، هر ساله ثروتی بادآورده را در قالب جهش قیمت املاک و امثالهم به جیب ثروتمندان می‌ریزد. در مقابل، فقرا، معمولا پس‌اندازی ندارند که قیمت‌ش با تورم بالا برود.

دوم، بالا رفتن انتظارات تورمی شهروندان، یعنی سیاست‌گذاران می‌توانند با خیال راحت به خلق پول بپردازند و پول خلق‌شده را در قالب انواع #یارانه_سیاه بین نورچشمی‌ها توزیع کنند (مثال‌های اخیر: خلق پول انبوه توسط بانک مرکزی برای پوشش ضرر بانک‌ها و خودروسازان که عمدتا ناشی از فساد و مدیریت افتضاح بوده است)

سوم، وقتی تورم ما ۵ الی ۱۰ برابر «میانه» تورم جهان است، حتی اگر برخی تولیدکنندگان ایرانی بتوانند کالایی با قیمت قابل رقابت در سطح بین‌المللی تولید کنند، قیمت تمام‌شده آنها در هر سال به اندازه ۵ الی ۱۰ برابر رقبای خارجی رشد می‌کند و در نتیجه به سرعت قدرت رقابت بین‌المللی خود را از دست می‌دهند. به ناچار، باید به شوک‌های شدید قیمت دلار تن بدهیم تا بخشی از قدرت رقابت بین‌المللی تولیدکنندگان‌مان احیا شود.

⚪️ از طرف دیگر، ۳ ویژگی مشترک بین همه ۹۰ کشوری که به تورم زیر ۳ ٪ رسیده‌اند، مشاهده می‌شود:

اول، در هیچ یک از آنها به مخیله سیاست‌گذاران هم خطور نکرده که به بهانه کنترل تورم، منابع ملی را در قالب دلار دولتی چوب حراج بزنند و انبوه #یارانه_سیاه را به جیب نورچشمی‌ها سرازیر کنند.

دوم، در هیچ‌یک به مخیله سیاست‌گذاران خطور نکرده که با بخشنامه‌های مکرر قیمت‌ها را کنترل کنند.

سوم، همه این کشورها پذیرفته‌اند که رساندن تورم به زیر ۳ درصد، فقط و فقط از مسیر کنترل خلق پول محقق می‌شود. همگی پذیرفته‌اند که برای خاموش کردن آتش تورم، باید ماشین چاپ پول در بانک مرکزی را خاموش کنند. بنابراین در کلیه این کشورها، مسئول رساندن تورم به زیر ۳ درصد، فقط و فقط یک نفر است. این فرد، نه رییس جمهور است و نه رییس مجلس، بلکه «رییس کل بانک مرکزی» است که چنین ماموریتی را نزد افکار عمومی می‌پذیرد و اختیارات لازم را نیز به طور کامل دریافت می‌کند.

⚪️ خلاصه اینکه کلوپ کشورهایی که به «تکنولوژی تورم زیر ۳ درصد» دست یافته‌اند، هم‌اکنون ۹۰ عضو دارد؛ از گینه بیسائو و بورگینافاسو گرفته تا آلمان و ژاپن، از عراق و افعانستان گرفته، تا عربستان و بحرین. در شرایطی که هر ساله به تعدادی اعضای این کلوپ افزوده می‌شود، باید منتظر بمانیم و ببینم چه زمانی یکی از طیف‌های سیاسی کشور تصمیم می‌گیرد که لااقل در شعارهای خود این عبارت را ذکر کند: «دستیابی ایران به تکنولوژی تورم زیر ۳ درصدی، با استفاده از تجربیات ۹۰ کشور دارنده این تکنولوژی»

⚪️ متن فوق، چکیده مباحث ارائه‌شده در سمینار کافه‌دیالوگ با عنوان «الزامات تورم زیر ۳ درصدی در ایران» است که در ۱۸ تیر ۹۸ با حضور عباس آخوندی، علی دینی ترکمانی و میثم هاشم‌خانی برگزار شد.

منبع

🌀 کانال «اقتصاد اجتماعی»


🔹آیا حق داریم هر چیزی را که دلمان می‌خواهد باور کنیم؟

💡دانیل دونیکلا

ترجمۀ: حسین رحمانی

فرض کنید در یک مرکز بهداشت پزشک اطفال هستید. یک روز پدر و مادری بچه‌‌شان را پیش شما می‌آورند و وقتی می‌گویید زمان واکسیناسیون بچه رسیده، به شما می‌گویند: اجازه نمی‌دهیم به بچۀ ما واکسن بزنید. دلیلش را می‌پرسید و جواب می‌دهند: «ما معتقدیم واکسن ضرر دارد». مسئله را توضیح می‌دهید، ولی با تحکم بیشتری ازتان می‌خواهند که «به باور ما احترام بگذار!» اما آیا می‌شود به باورهایی که روی زندگی دیگران اثر می‌گذارند فقط و فقط احترام گذاشت؟

آیا حق داریم به هر چیزی که دلمان می‌خواهد باور داشته باشیم؟ معمولا این حق کذایی آخرین سنگر آن‌هایی است که خودشان را به نادانی زده‌اند، کسانی که با شاهد و مدرک در گوشه‌ای گیر افتاده‌اند و به این عقیده چنگ می‌زنند: «به نظر من تغییرات آب‌وهوایی چیزی جز دروغ نیست و اهمیتی ندارد که بقیه چه می‌گویند. من حق دارم چنین باوری داشته باشم!» ولی آیا چنین حقی وجود دارد؟

باورها می‌توانند غلط باشند و شواهد و بررسی‌های منطقی تضمینشان نکنند. علاوه‌براین، باورها می‌توانند به‌لحاظ اخلاقی مشمئزکننده باشند. باورهای جنسیت‌زده و نژادپرستانه و […]، باور به اینکه تربیت مناسب فرزند مستلزم «شکستن اراده» و استفاده از تنبیه بدنی است، باور به اینکه سالخوردگان را باید از روی ترحم خلاص کرد و باور به اینکه «پاکسازی قومی» نوعی راه‌حل سیاسی است.

نامزدهای احتمالی این دسته از باورها هستند. اگر این باورها را اخلاقا نادرست می‌دانیم، فقط آن دسته از کنش‌های محتمل را محکوم نمی‌کنیم که ممکن است از این باورها ناشی شوند، بلکه مفاد این باورها و باور داشتن به آن‌ها و در نتیجه معتقدانشان را هم محکوم می‌کنیم.

اگر محتوای باوری از نظر اخلاقی نادرست تشخیص داده شود، خود آن باور هم نادرست پنداشته می‌شود. این باور که نژادی از انسان‌ها پست‌تر از انسان‌های کاملند صرفا مرامی نژادپرستانه نیست که به‌لحاظ اخلاقی مشمئزکننده باشد، بلکه ادعایی نادرست هم به شمار می‌آید؛ گرچه نه از نظر کسی که به این باور اعتقاد دارد. برای آنکه باوری از نظر اخلاقی غلط باشد، نادرستی آن شرط لازم است اما کافی نیست. زشتی محتوای باور هم برای نادرستی اخلاقی آن کفایت نمی‌کند.

متأسفانه حقایقی هم هستند که از نظر اخلاقی مشمئزکننده‌اند، ولی آنچه که باعث مشمئزکنندگی این حقایق می‌شود باور به آن‌ها نیست. زشتی اخلاقی این حقایق ریشه در گیتی دارد، نه در باور آدم‌ها دربارهٔ آن.

متعصب پاسخ می‌دهد: «کی هستی که بخواهی به من بگویی به چه چیزی باور داشته باشم»؟ این چالش گمراه‌کننده است: دلالت ضمنی این عرض اندام این است که تصدیق باور شخص مسئله‌ای است مرتبط با اراده و قدرت او. چنین ادعایی نقش واقعیت را انکار می‌کند. باورکردن چیزی است که فیلسوفان «مدیریت سازگاری ذهن با جهان» می‌نامند.

باورهای ما غالبا انعکاسی از واقعیت‌اند و همین‌جا است که امکان دارد باورهایمان در هم بریزند. عقاید و باورهایی وجود دارند که غیرمسئولانه‌اند؛ به تعبیر دقیق‌تر، باورهایی هستند که به شیوهٔ غیرمسئولانه به دست می‌آیند و حفظ می‌شوند. چه بسا کسی از شواهد و مدارک چشم‌پوشی کند، شایعات و شنیده‌ها و اظهارات منابع مشکوک را بپذیرد، تناقض با باورهای دیگرش را نادیده بگیرد، از خیالات واهی استقبال کند و علاقهٔ شدیدی به تئوری‌های توطئه داشته باشد.

منبع: سایت ترجمان علوم انسانی


در باب ارزان شدن دلار

✍دکتر پویا ناظران

روزنامه اعتماد نقل کرده که «نرخ ارز دیگر افزایش نمی‌یابد».

باور کنیم؟

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖

نقدینگی دلار حدودا ۳٪ سریعتر از بخش واقعی اقتصاد آمریکا رشد می‌کنه.

در سالهای اخیر، نقدینگی ریال حدودا ۲۵٪ سریعتر از بخش واقعی اقتصاد ایران رشد کرده.

در شش سال گذشته، این به شکاف ۳/۴ برابری منجر شده. شش سال پیش دلار ۳۳۰۰ تومن بود. ۳۳۰۰ ضربدر ۳/۴ میشه ۱۱۲۰۰ تومن که قدری کمتر از نرخ کنونیه؛ شاید چون در تیر ۹۲ چشم انداز سیاست خارجی متفاوت بود.

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖

ثبات اخیر در بازار ارز خیلی خوبه. اما لازمه حفظ این ثبات، پذیرش یک شیب حدودا ۲۲ درصدی در ساله. اگه این شیب رو نپذیریم، باز چند سال دیگه با جهش چند برابری مواجه می‌شیم.

شیب ۲۲ درصدی یعنی:

- تابستون ۹۹، دلار ۱۳۵۰۰ تومنی

- تابستون ۱۴۰۰، دلار ۱۶۵۰۰ تومنی

- تابستون ۱۴۰۱، دلار ۲۰ هزار تومنی

- تابستون ۱۴۰۲، دلار ۲۵ هزار تومنی

- تابستون ۱۴۰۳، دلار ۳۰ هزار تومنی

- تابستون ۱۴۰۴، دلار ۳۷ هزار تومنی

➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖

دو استثنا بر این پیش بینی متصوره:

- یا رشد اقتصادی ایجاد کنیم، که با یارانه پنهان در قیمت نشدنیه.

- یا رشد نقدینگی رو کم کنیم، که بدون پیدا کردن اهرم موتور نقدینگی، نشدنیه.


🌀از هر ۱۰۰ ایرانی ۱۱ نفر در تهران زندگی می‌کنند

💠نگاهی به وضعیت شهرنشینی در ایران نشان می‌دهد که از هر ۱۰۰ نفر، ۱۱ نفر در شهر تهران زندگی می‌کنند؛ یعنی ۱۱ درصد ایرانی‌ها در تهران زندگی‌ می‌کنند.

💠تهران به عنوان پرجمعیت‌ترین شهر ایران بوده و جمعیت آن سه برابر شهر مشهد (دومین شهر پرجمعیت) و هشت برابر اهواز به (هشتمین شهر پرجمعیت) بوده است.

📝 #اقتصاد_ما


اگر چیزی را میدانید ابتدا فکر کنید و ببینید آیا دشمن هم میداند که شما می‌دانید؟

✍ علی احمدی

معامله گران خرد و یا اصطلاحا retail traders در تمام بازارهای دنیا در نقش جوجه اردک زشت ظاهر می‌شوند. بازار سازها آمده‌اند تا پول این دسته از معامله گران را تصاحب کنند. بازار ساز علاقه‌ای به موفقیت معامله‌گر حقیقی خرد ندارد. چه در بورس‌های دنیا چه در فارکس و …. باید ابتدا این حقیقت تلخ را بپذیریم که در وهله اول ما آمده‌ایم تا پولمان را تقدیم بزرگان کنیم و از بازار اخراج شویم.

تا به حال فکر کردید چرا اساسا چیزی به اسم اهرم یا اعتبار وجود دارد؟ تاجایی که در بازار فارکس بدون هزینه گاها تا ۵۰۰ برابر سرمایه شما به شما اعتبار می‌دهند و شما را تشویق به معامله‌گری میکنند! تمام توان تبلیغاتی بروکر‌های بزرگ صرف جذب سرمایه‌های خرد حقیقی می‌شود. اصلا یک جمله معروف در دنیا هست که میگوید فارکس گورستان سرمایه‌های کوچک است.

تا اینجا باید پذیرفته باشیم که عده‌ای تمام توان خود را صرف میکنند و از هر حیله‌ای استفاده میکنند تا سرمایه‌های خرد را جارو کنند!

چاره چیه؟ من فقط یک جواب برای این سوال پیدا کردم طی سالهای فعالیت در انواع بازارها.

اگر چیزی رو میدونیم باید بدونیم که به احتمال بسیار زیاد بازار ساز هم میدونه که ما اون رو میدونیم. اجازه بدید یک مثال بزنم:

خیلی از معامله گران بورس ما رنج مثبت دوست دارند!! ‌ به محض اینکه خرید سنگین میبینند تصور میکنند دست اومد پشت سهم و دیگه وقت خریده. حالا یک معامله‌گر منطقی و هوشمند باید این رو در نظر بگیره که اگر من ملاک رنج مثبت رو برای خرید در نظر میگیرم پس احتمالا بازار ساز هم این رو میدونه که رنج مثبت خرید من رو تحریک میکنه. چی بهتر از این!! ‌ با یک رنج مثبت صدها خریدار از همه جا بی خبر حمله میکنند و اینجا همون جاییه که بازارساز مشغول جارو کردن پول حقیقی‌های خرد می‌شوند.

این مساله در فارکس با شدت بسیار بیشتری در جریانه! برای مثال:

انگالفینگ یک الگوی قوی در بین تحلیلگران تکنیکال شناخته میشه. و متاسفانه بازارساز هم میدونه که در ازای هر انگالف چه سیل عظیمی از معامله گران ساده لوج وارد پوزیشن میشن. چی از این بهتر!؟ در بین نمودارهای بازار فارکس بگردید ده‌ها هزار انگالف میبینید که عمل نکردند و فیلد شدند. دلیلش هم فقط شیطنت بازار ساز است. شما انگالف دوست دارید و او میدونه که شما انگاف دوست دارید! همین!

راه حل این دنیای حیله‌گر چیه! همون تیتر اول پیام:

اگر شما میدونید بدونید که احتمالا دشمن هم میدونه که شما میدونید و ممکنه از همین حربه علیه شما استفاده کنه! ‌ همیشه به خاطر داشته باشید یک نیروی بسیار قوی در تمام بازارها کمین کرده برای جمع کردن سرمایه‌های خرد حقیقی!

باید جست و جو کرد و پاشنه آشیل‌های بازارساز رو پیدا کرد. کار سختیه ولی شدنیه. بازار ساز با همه هوشمندی ای که داره خیلی وقت‌ها نمیتونه رفتارهاش رو پنهان کنه و میشه با برخی نشانه‌ها فهمید در پشت پرده چه چیزی در جریانه. باید آن چیزی رو فهمید که بازارساز قصد داره پنهان کنه و نه اون چیزی که عامدانه توی بازار پیاده میکنه تا من و شما ببینیم.

لپ مطلب. از تحلیل هایی که همه بلدند بترسید. از اینکه تا سروشانه دیدید سریع بگید روند فلانه بترسید. در همه بازارها هزاران الگوی کلاسیک فیلد شده ریخته! تا خط روند شکست فکر نکنید تمام شده! تا رنج مثبت کشیدند نخرید! تحلیل تکنیکال و تابلوخوانی این روزها بسیار پیچیده‌تر از چیزیست که در کتابهای پنجاه سال پیش نوشته‌اند.


🌀رشد اقتصادی چین به پایین‌ترین سطح ۲۷ ساله رسید

🔹رشد اقتصادی چین در ۳ ماه دوم سال جاری میلادی تحت فشار جنگ تجاری با آمریکا به ۶٫۲ درصد رسید که پایین‌ترین سطح در ۲۷ سال اخیر است.


چشم اندازی بر نیروی کار جهانی!

🌀بر اساس گزارش جهانی چشم انداز اجتماعی اشتغال (۲۰۱۹)، قریب به ۵٫۷ میلیارد نفر از جمعیت ۷٫۳ میلیاردی کره زمین در سن اشتغال (۶۴-۱۵) هستند که از میزان ۳٫۳ میلیارد نفر دارای شغل، ۱۷۲ میلیون نفر بیکار، ۱۴۰ میلیون نفر آماده به کار و ۲ میلیارد نفر نیز بعنوان نیروی کار غیر فعال و خارج از بازار کار هستند!

🌀 از جمعیت شاغل جهانی (۳٫۳ میلیارد نفر)، ۵۲ درصد حقوق بگیر، ۳۴درصد خویش فرما و ۱۱ درصد بعنوان نیروی کار خانوادگی و تنها ۳ درصد بعنوان کارفرما مشغول به فعالیت هستند!

🌀 نکته جالب توجه این است که از مجموع شاغلین در جهان، فقط ۳۹ درصد در بخش رسمی (با قرارداد رسمی و بهره مند از حقوق کار) مشغول به فعالیت هستند و بیش از ۶۰ درصد از نیروی کار جهانی در بخش غیر رسمی مشغول به کار هستند و میتوان حدس زد که از حقوق کار و سایر شرایط مربوط به قوانین کار محروم هستند!


🔷 بانک جهانی می‌گوید؛ حدود ۱/۷ میلیارد نفر در سراسر جهان، در سال ۲۰۱۷ هیچ حساب بانکی نداشتند.

🔷 چین با ۲۲۴ و هند با ۱۹۱ میلیون نفر بزرگ‌ترین جمعیت افراد بدون حساب در جهان را دارد، اما کشورهای سودان جنوبی، جمهوری آفریقای مرکزی و افغانستان، مناطقی هستند که بیش از ۸۰٪ بزرگسالان اش به سیستم‌های مالی دسترسی ندارند!

⬅️ یکی از دلایل فیسبوک برای ایجاد ارز دیجیتالی خود (Libra)، تقویت زیرساخت اقتصادی میلیاردها نفر در سراسر جهان و دسترسی این کشورها به خدمات مالی بوده است.


💠 میدل ایست آی: ایران در صدر کشورهایی است که شهروندانش با پرداخت پول، تابعیت ترکیه را خریده‌اند.

📝 #اقتصاد_ما؛ رسانه مستقل و زبان حال مردم


دارایی آدم‌ها

در و دیوارهای اتاقش پر بود از عکس بزرگان. محمدرضا شجریان، اصغر فرهادی، بهروز وثوقی، محمود خیامی، محمد بهمن‌بیگی، آیت‌الله طالقانی، ناصر حجازی و خیلی‌های دیگر. سن و سالی داشت و راستش تعجب کردم که چرا مثل جوان‌ها، عکس آدم‌های مشهور را به در ودیوار دفتر کارش زده است. کنجکاوی‌ام را پنهان نکردم و پرسیدم.

گفت: همه دنیای من همین‌ها هستند.

مرد تاجری که در یکی از قدیمی‌ترین ساختمان‌های تهران دفتر داشت، طوری درباره ده‌ها قاب‌عکس دفترش سخن می‌گفت که برایم عجیب بود.

پرسیدم این عکس‌ها چه حسی به تو می‌دهند؟ گفت: هیچ چیز به اندازه این‌که به ایرانی بودنم افتخار ‌کنم برایم ارزشمند نیست و خیلی خوشحالم که با این آدم‌های بزرگ هم دوره‌ام.

درست بالای سرش، عکسی رنگی از یک خانم موکوتاه با چشم‌های آبی در قابی بزرگ، میان انبوهی عکس سیاه و سفید روی دیوار خودنمایی می‌کرد. با دقت که نگاه می‌کردی، متوجه تمایز این قاب با بقیه می‌شدی. آن‌روزها مریم میرزاخانی تازه جایزه فیلدز را برده بود و شاید پیش از آن، خیلی‌ها او را نمی‌شناختند. پرسیدم این خانم چرا؟ گفت: بدون شک او نابغه است. مهم‌ترین جایزه ریاضیات را برده و در بهترین دانشگاه‌های جهان درس می‌دهد. آرزو دارم نوه‌ام مثل او شود.

آن‌روز وقتی دفتر تاجر کهنه‌کار را ترک می‌کردم، پیش خودم گفتم دارایی آدم‌ها فقط خانه و ماشین و زمین و ملک نیست. همین آدم‌های بزرگ بخشی از دارایی‌های ما هستند.

مریم میرزاخانی در میان ناباوری همه ما درگذشت. جامعه ایران یکی از ارزنده‌ترین دارایی هایش را از دست داد.

او رفت اما این زخم کهنه دوباره سر باز کرد. این‌که چرا با او و هزاران نخبه نظیر او مهربان نبوده‌ایم؟ مریم می‌توانست در کشور خودش زندگی کند. مگر این بانوی معصوم چه چیزی می‌خواست؟ آن چشم‌های آبی چه در سر داشتند؟ مریم یکی از عاشق‌ترین آدم‌های زمانه‌اش بود. ساده بود و بی پیرایه و چه می‌شد اگر همین اطراف، رؤیاهایش را با فرزندان ما قسمت می‌کرد. چه می‌شد اگر میان این همه هیاهو، به بزرگی‌اش میدان می‌دادیم؟

ما را چه می‌شود؟ چرا همیشه علامت خروج را نشان می‌دهیم؟ چند کشور را می‌توانیم مثال بزنیم که به این سادگی مسیر مهاجرت نخبگانش را هموار کرده باشد؟ زیان روحی و روانی و اقتصادی جامعه از مهاجرت این همه نخبه چقدر است؟

هرچند اعداد و ارقام متناقضی از تعداد مهاجران نخبه ایرانی دردیگر نقاط دنیا ارائه شده اما با توجه به جایگاه شایسته بسیاری از ایرانیان خارج از کشور، به خوبی می‌توان دریافت چه ثروت مادی و معنوی عظیمی از کشورمان در دیگر نقاط جهان توزیع شده‌است.

اما سؤال مهم این است که چرا بسیاری از جوانان نخبه ایرانی عزم مهاجرت کرده و زندگی دور از وطن را بر می‌گزینند؟

شاید دم دستی‌ترین پاسخ این باشد که آنها به دنبال رفاه یا شاید آزادی بیشتر، ترک وطن کرده‌اند.. اما برای من که با خیلی از مهاجران نخبه ایرانی از نزدیک صحبت کرده‌ام، دلیل دیگری هم وجود دارد.

خیلی از جوانان ما ایران را ترک می‌کنند چون امکان سرمایه‌گذاری و برنامه‌ریزی بلند مدت ندارند. خیلی‌ها ایران را ترک می‌کنند چون فضای کسب وکار را عادلانه و شفاف نمی‌بینند. خیلی‌ها ایران را ترک می‌کنند چون حوصله این همه دعوای سیاسی و بی‌اطمینانی را ندارند. خیلی‌ها ایران را ترک می‌کنند چون فضای مساعدی برای شکوفایی توانایی هایشان نمی‌بینند.

اگربپذیریم نبوغ و استعداد هم ثروت خدادادی است، باید کاری کنیم که انگیزه مهاجرت کاهش پیدا کند. چرا باید جوانان نخبه ما به بهانه‌های واهی تحت فشار قرار گیرند و ترک وطن کنند؟

در یکی از سفرهایم به اروپا، دوساعت پای صحبت‌های یکی از همین نخبگان نشستم. او که جذب یکی از شرکت‌های بزرگ اروپایی شده و برای خودش شهرتی به هم زده بود، آرزو داشت به ایران بازگردد. پرسیدم در چه صورتی حاضری به کشور برگردی؟ گفت: فقط می‌خواهم سالم و شفاف در فضای رقابتی کار کنم. نمی‌خواهم برای کاری که می‌کنم، از همه مجوز بگیرم و به همه رشوه بدهم.

صدای پیرمردی که تصویر مریم میرزاخانی را به دیوار زده بود، هنوز در گوشم می‌پیچد. وقتی داشتم خداحافظی می‌کردم گفت: تو که دستت می‌رسد، کاری کن. کاری کن بچه‌های خوب ما به وطن بازگردند. و من به دست‌های خالی ام نگاه می‌کنم و از آن چشم‌های اقیانوسی خجالت می‌کشم.


غول‌های اقتصادی در ۲۰۳۰

💠 یک دهه بعد یعنی در سال ۲۰۳۰ میلادی، اقتصادهای بزرگ جهان کدام‌ها هستند؟ این پرسشی است که پاسخ‌های گوناگون به آن داده شده است.

💠 بانک استاندارد چارترد ۱۰ اقتصاد بزرگ جهان در سال ۲۰۳۰ را بر مبنای معیار برابری قدرت خرید طبقه‌بندی کرده است. در این طبقه بندی چین، هند و آمریکا به ترتیب سه اقتصاد بزرگ جهان در آن سال خواهند بود.

💠 استفاده از معیار برابری قدرت خرید طرفداران و منتقدانی دارد. عده‌ای معتقدند باید از نرخ برابری ارزها در بازار استفاده کرد و در این حالت آمریکا در سال ۲۰۳۰ مانند اکنون، همچنان بزرگ‌ترین اقتصاد جهان است اما درمورد جایگاه چین تردیدهایی وجود دارد.

💠 وضعیت اقتصادهای بزرگ جهان در یک دهه بعد، به عوامل بسیار متنوعی وابسته است. در این میان، کشورهایی که روی فناوری‌های پیشرفته، آموزش نیروی کار، اصلاح نقایص و افزایش بهره‌وری تمرکز می‌کنند، نتایج بسیار بهتری خواهند گرفت.

💠 در مطالب حاضر به دو روش محاسبه اندازه اقتصادها، پیش‌بینی‌هایی که درباره ترکیب فهرست بزرگ‌ترین اقتصادها در سال ۲۰۳۰ مطرح شده، عوامل رشد اقتصاد و نقش نظام‌های سیاسی در رشد اقتصادی اشاره شده است

دنیای اقتصاد


آزمون پایداری مرز روانی طلا

🌀 هفته آینده می‌تواند آزمون پایداری قیمت طلا در بالای مرز ۱۴۰۰ دلاری باشد. به عقیده تحلیلگران، با اینکه کاهش قریب‌الوقوع نرخ بهره در پایان ماه می‌تواند در هفته‌های آینده از قیمت فلز زرد حمایت کند، اما در افق بلندمدت مولفه‌های لازم برای حرکت افزایشی این فلز گرانبها وجود ندارد.

🌀 همچنین پیش‌بینی کارشناسان وال‌استریت و مین‌استریت، از وجود اختلاف‌نظر این کارشناسان درباره روند قیمتی هر اونس از این فلز گرانبها در هفته آینده حکایت دارد.


🌀اندروید، بزرگ‌ترین اشتباه مایکروسافت؟

اخیرا بیل گیتس، مدیرعامل مایکروسافت در مصاحبه‌ای اعلام کرد که بزرگ‌ترین اشتباهش، غفلت از تولید اندروید بوده و پذیرفت که در برابر گوگل و سیستم‌عامل اندورید شکست خورده است.

✍به اقرار بیل گیتس، مایکروسافت یک عرصه مهم و سرنوشت ساز را به رقبای زرنگ‌تر خود باخت. این اتفاق و تجربه خرید ناموفق نوکیا نشان می‌دهد حتی غول هایی مانند مایکروسافت با هزینه‌های تحقیق و توسعه آنچنانی و موتور فکری فوق العاده هم می‌توانند اشتباهات بزرگ مرتکب شوند. بقاء و پیشرفت در دنیای تکنولوژی نیاز به هوشمندی بالا نه! هوشمندی خارق العاده دارد!

البته عنصر شانس هم در این زمینه بی تاثیر نیست.


🌀ظریف در نیویورک؛ با موافقت پمپئو ویزا صادر شد

🔷محمد جواد ظریف، وزیر امورخارجه ایران، در حالی به نیویورک سفر کرده که خبرگزاری رویترز گزارش می‌دهد ویزای او برای شرکت در اجلاس سازمان ملل متحد به دستور مایک پمپئو، وزیر امور خارجه آمریکا، صادر شده است.

🔷رویترز روز یکشنبه (۱۴ ژوئیه) به نقل از دو منبع ناشناس خود گزارش داد که خودداری مایک پمپئو از این کار می‌توانست حاوی این پیام باشد که آمریکا در پی انزوای بیشتر حکومت ایران و بستن در دیپلماسی به روی جمهوری اسلامی است.

🔷در پی بالا گرفتن تنش بین ایالات متحده و ایران و سرنگون شدن یک پهپاد آمریکایی توسط سپاه پاسداران، استیو منوچین، وزیر دارایی آمریکا، روز ۲۴ ژوئن هم زمان با اعلام تحریم آیت الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، از تحریم قریب الوقوع آقای ظریف خبر داد.

🔷با این حال، رویترز جمعه (۱۲ ژوئیه) گزارش داد که دولت دونالد ترامپ فعلا از برنامه تحریم وزیر امور خارجه ایران منصرف شده است. بنا بر آن گزارش، هرچند وزارت دارایی آمریکا پیش نویس بیانیه تحریم آقای ظریف را تهیه کرده بود، مایک پمپئو با این اقدام مخالف بوده است.


هزینه‌های مشهود و نامشهود حذف یارانه پولدارها

💠 اینکه سیاست حذف یارانه‌ پولدارها در مجموع تا چه حد روی رفاه عمومی موثر است بستگی به هزینه‌ای دارد که این طرح روی دست دولت و جامعه می‌گذارد.

💠 اولین هزینه، مجموع هزینه‌های اجرایی و مشهودی است که این سیاست بر دوش دولت قرار می‌دهد. قطعا مجاری اجرایی آن، ایجاد پایگاه‌های اطلاعاتی، زمانی که برای بررسی اعتراض خانوارها صرف می‌شود، در مجموع هزینه‌های قابل توجهی به دولت تحمیل خواهد کرد.

💠 دومین هزینه این طرح، هزینه‌های نامشهودی است که به لحاظ جابه‌جایی درآمد متحمل جامعه خواهد شد. از جمله مهم‌ترین هزینه‌های نامشهود نقص اطلاعاتی است که احتمالا منجر به حذف خانوارهای آسیب‌پذیر در دهک‌های بالا می‌شود و احتمالا در پی آن نارضایتی عمومی به بار خواهد آورد.

💠 سوال این است که آیا این طرح یک «اولویت» است یا نه؟ منظور این است که در میان طرح‌های رقیب آیا این طرح بیشترین مزیت اجتماعی را به همراه خواهد داشت؟

💠 بررسی‌های کارشناسانه نشان می‌دهد که اگر دولت بخواهد از منبع حذف یارانه‌ها بخشی از فشارهای بودجه‌ای را بکاهد طرح حذف یارانه‌های دهک‌های بالا از اولویت خارج شده و مساله یارانه‌های پنهانی که به شیوه ناعادلانه توزیع می‌شود، مطرح می‌شود.

💠 کل رقم یارانه پنهانی که دولت در هر سال متحمل می‌شود چیزی حدود ۶۰۰ هزار میلیارد تومان است. منظور از یارانه پنهان اقلامی مانند یارانه انرژی است.

💠 از طرفی سهم قابل توجهی از این میزان به خانوارهای دهک‌های پردرآمد جامعه می‌رسد. در نهایت اینکه «حذف یارانه دهک‌های بالا» اگر چه در مجموع ممکن است رفاه اجتماعی را بهبود دهد، اما در تقابل با طرح «حذف یارانه‌های پنهان» در اولویت قرار ندارد.

دنیای اقتصاد


به یادش این یادداشت را نوشته بودم:

او رفته است، خود را بجویید

✍دکتر علی دادپی

@khiabanforsat

مریم میرزاخانی نابغه ریاضی و برنده جایزه فیلدز درگذشت. اولین خبری که منتشر شد البته این بود که به سرطان مبتلا است اما بعد ناگهان خبر درگذشت او روی خط‌های خبری قرار گرفت. این خبر با موجی از ابراز نظرات و بیان بزرگداشت‌ها همراه شد. بخشی از این بزرگداشت‌ها طبیعی و شایسته است. به راستی جایگاه رفیع علمی و عطشش برای کسب علم او را به الگویی برای همه جوانان دانش پژوه تبدیل می‌کند. در میان ایرانیان و بسیاری دیگر در کشورهای توسعه یافته چه بخواهیم و چه نخواهیم خاطره او و دستاوردهایش مشوق هر دختری است که دانش آموزی و دانشجویی را پیشه خود قرار می‌دهد. واقع امر این است که موفقیت او تا حدی نتیجه بستری بود که به دلیل تاکید دولت مرحوم هاشمی بر تعامل با جهان و بها دادن به حضور در المپیادهای علمی فراهم شد. از بزرگداشت‌ها که بگذریم برخی حرف‌ها و نظرها گویی خودنگاره هایی است که برخی با خبر درگذشت او می‌گیرند. مانند جوانانی که فارغ از فضای خصوصی ستارگان ورزش و سینما دست در گردن آنها می‌اندازند تا «سلفی» گرفته باشند. در این هیاهو قرار است زندگی پرنشاط و پرتلاش مریم میرزاخانی زیر بار غم‌های دیگرانی مدفون شود که تا دیروز از او چیزی نمی‌دانستند. کسی از دنیا رفته است که آنقدر حریم‌های زندگی اش مشخص بودند که چند نفری بیشتر، خارج از حلقه ریاضیدانان نمی‌دانستند که هنگام دریافت مدال فیلدز تازه از شیمی درمانی فارغ شده بود. اینگرید دبوشی، رئیس اتحادیه بین المللی ریاضیات، the International Mathematics Union، در مصاحبه‌اش با هفته نامه نیویورکر می‌گوید پس از آنکه به مریم خبر انتخابش را برای دریافت نشان فیلدز داده بود، متوجه شد که مریم نگران است که نتواند به خاطر شیمی درمانی در مراسم شرکت کند. او همچنان نگران توجه رسانه‌ها بود. در نتیجه دبوشی و ۶ بانوی برجسته ریاضیدان دیگر نقشه می‌کشند تا «سپر مریم» باشند و هر وقت خبرنگاری به سراغ او آمد به کمکش بروند. دبوشی به نیویورکر می‌گوید: «ما به عنوان جمع ریاضیدانان احساس کردیم که باید کمک کنیم.» و اضافه می‌کند: «ما می‌خواستیم به او کمک کنیم که بتواند موفقیتش را جشن بگیرد. این بسیار غم انگیز بود که او در مراسم بود؛ اما رنجور بود.» هیچ کس از کسانی که درباره مراسم و موفقیت مریم میرزاخانی در کسب نشان فیلدز به عنوان اولین زن و اولین ایرانی نوشتند، نمی‌دانستند که موهای کوتاه او نتیجه شیمی درمانی بوده است.

شاید تضادی بهتر از این ناآگاهی از واقعیت زندگی او و حجم ابراز نظرات درباره‌اش نتواند مظلومیت او را به تصویر بکشد. مریم میرزاخانی در دوران حیات خاکی خود دستاوردهایش را به سکوت برگزار کرد و هرگز نخواست در برابر دوربین رسانه‌ها باشد؛ اما او همیشه با دانشجویان سخن می‌گفت و حتی با نشریاتشان مصاحبه می‌کرد و استادی بود پرانرژی و بانشاط. او نمی‌خواست اسیر حاشیه‌ها باشد، فضایی می‌خواست برای انجام کاری که دوست داشت. بهارگاوا، برنده دیگر جایزه فیلدز در سال ۲۰۱۴ به نیویورکر می‌گوید: «حتی باوجود بیماری، او در حال کشف‌های برجسته و شگفت انگیزی در ریاضیات در یکی، دو سال اخیر بود.» مریم میرزاخانی دانشمند بود و به دانش مشغول.

حالا او از بین ما رفته است و خیلی‌ها به بهانه مرگ او از خود می‌گویند. ابتدا از او برای تایید خود بهره می‌برند و خیلی زود با حمله به وی خواهند کوشید سهم خود را از بزرگداشت‌ها طلب کنند. برای مریم میرزاخانی و برای علم ریاضیات و دانشجویان واقعی او اینها همه حاشیه خواهد بود.

راه علم ادامه خواهد داشت و هیاهوپرستان جنجال زده مانند همیشه در حاشیه و به حاشیه مشغول خواهند بود. دبوشی می‌گوید مریم پس از دو روز، پیش از سخنرانی و ارائه مقاله‌اش که همه منتظرش بودند، کنگره ریاضیدانان و محل دریافت نشان فیلدز را ترک کرد. او می‌گوید: «آن روز صبح همه دنبال او می‌گشتند، ولی او رفته بود.» او رفته است، به دنبال خودمان بگردیم تا در حاشیه نمانیم.


📝تفکر مهندسی در اقتصاد و آفت‌های آن

✍موسی غنی‌نژاد

🌀مهندسی در علوم طبیعی یکی از مهم‌ترین عوامل افزایش رفاه انسان‌ها در طول قرن‌های متمادی به ویژه در دو سده اخیر پس از انقلاب صنعتی بوده است. این واقعیت انکارناپذیر طبیعتا ارج و قرب مهندسی را در افکار عمومی به شدت و به حق بالا برده است اما در عین حال به این اندیشه نادرست یا توهم دامن زده که در هر زمینه‌ای می‌توان مشکلات پیش رو را با روش‌های مهندسی از میان برداشت. مهندسان بهتر از هر کسی نسبت به محدودیت‌های قدرت خود آگاه‌اند و می‌دانند که با مهندسی «هر کاری» را نمی‌توان انجام داد و اتفاقا با شناخت دقیق این محدودیت‌ها است که آنها می‌توانند در رسیدن به اهداف خود موفق شوند.

🌀بنابراین توهمی که به آن اشاره شد ناشی از فکر مهندسان نیست بلکه ریشه در نوعی تفکر مهندسی دارد که بیشتر مورد پسند عوام ناآشنا به مباحث علمی است و البته به دلایلی مورد علاقه شدید سیاستمداران و صاحبان قدرت سیاسی است. این علاقه البته معصومانه و ساده‌لوحانه نیست بلکه دلایل قوی دارد که ناظر بر حفظ و افزایش قدرت است. اینجا مجال پرداختن به همه جنبه‌های اجتماعی این مسئله نیست و فقط به آفت‌های مربوط به تفکر مهندسی در برخی حوزه‌های اقتصادی اشاره خواهد شد.

🌀 مهندسی بنا به ماهیت موضوع اساسا و عمدتا در حیطه دنیای فیزیکی و علوم طبیعی کاربرد دارد و در زمینه روابط اجتماعی و اقتصادی که ما با کنش‌های ارادی افراد و نظم‌های ناشی آن‌ها سر و کار داریم به راحتی قابل تعمیم نیست. کنش انسان‌ها ریشه در عقاید و سلایق متفاوت آنها دارد و درست است که این عقاید و سلایق در معرض تغییرند اما عوامل موثر روی این تغییرات به شیوه علوم طبیعی قابل شناسایی دقیق و مهندسی نیستند. دلیل این امر روشن است اتم‌ها در علوم اجتماعی افراد انسانی هستند که برخلاف اتم‌ها و ملکول‌ها در فیزیک، دارای اراده و آزادی عمل‌اند و ممکن است در شرایط مشابه رفتارهای متفاوت ازهم انجام دهند. این است که ما در علوم اجتماعی با نظم‌ها و قاعده‌مندی‌های نوعا متفاوتی روبرو هستیم که مهندسی در آنها را به غایت دشوار و حتی شاید بهتر است بگوییم عملا ناممکن می‌سازد.

🌀 اما همچنانکه پیش از این اشاره شد سیاستمداران و صاحبان قدرت علاقه فراوانی دارند که روابط اجتماعی و اقتصادی را به نحو «مطلوبی» مهندسی کنند و این ممکن است آسیب‌های فراوانی به همراه بیاورد. سیاستمداران دوست دارند با مهندسی تجارت خارجی و کنترل واردات از تولیدات داخلی حمایت کنند و اشتغال و رشد اقتصادی را در کشور افزایش دهند. آنها مایلند با قیمت‌گذاری کالاها و خدمات، عدالت اجتماعی را مهندسی کنند. حفظ یا افزایش قدرت پول ملی با تعیین نرخ ارز و مهندسی آن یکی از وسوسه‌های دائمی سیاستگذاران اقتصادی است. همین طور است مهندسی نرخ بهره و تطبیق دادن آن با نرخ تورم که در کشور ما به شدت دنبال می‌شود.

🌀 تجربه تاریخی نشان می‌دهد که همه این گونه «مهندسی‌ها» نه تنها در کشور ما بلکه در همه جای دنیا شکست خورده اما به دلیل محبوبیت آن میان عامه مردم و علاقه سیاستمدارن به دستاویز کردن آن هیچگاه کنار نهاده نشده است. به سخن دیگر توهم مهندسی اقتصادی همچنان ادامه دارد و متأسفانه برخی اقتصاددانان نیز در دامن زدن به این توهم، خواسته یا ناخواسته، نقش دارند. این گروه با عمده کردن موضوع شکست بازار و طرح تدابیر مهندسی برای برطرف کردن آن، این شبهه را القا می‌کنند که گویا موضوع علم اقتصاد نه شناخت قوانین حاکم بر نظام بازار که شناخت مسائل موسوم به شکست بازار و شیوه‌های مهندسی رفع این شکست است.

🌀 نتیجه این تفکر در کشور ما تاکنون بسیار اسفناک بوده است. نهادهای سرکوبگر اقتصادی در جامعه ما از سازمان حمایت گرفته تا تعزیرات، شورای رقابت و ستاد مبارزه با قاچاق جملگی محصول این تفکر معیوب اقتصادی‌اند. ابداع بانکداری بدون بهره ریشه در این تفکر مهندسی داشت که گویا با نادیده گرفتن قوانین اقتصادی می‌توان نظام بانکداری مطلوب را طراحی کرد و به اجرا گذاشت. اقدام به انجام کار ناممکن البته امکان‌پذیر است اما طبیعتا نتیجه مورد انتظار را به بار نمی‌آورد و ممکن است بسیار پرهزینه باشد.

یک بار برای همیشه باید پذیرفت که سیاستهای اقتصادی با در نظر گرفتن قوانین اقتصادی و در چارچوب محدودیت‌های آنها به نتیجه مطلوب و مورد انتظار می‌انجامد. ساز و کارهای نظام اقتصادی را نمی‌توان به سیاق علوم طبیعی مهندسی کرد.


از جیب همه

✍️ هومن رضوی

🌀 در زمان نگارش این یادداشت، قیمت هر بیت‌کوین بالغ بر ۱۰ هزار دلار آمریکاست. ضمن آنکه نوسانات نرخش بسیار بالاست به طوری که از دو دلار در ۲۰۱۲ به کانال ۲۰۰ دلار در ۲۰۱۵ رسید و در دسامبر ۲۰۱۷ رکورد ۱۹٫۸ هزار دلار را زد. بنابراین خیلی ساده می‌توان گفت، بیت‌کوین از یک منظر یک کالای دیجیتال با ارزش متغیر است که جذابیت‌های خاص خود را برای سرمایه‌گذاری دارد.

🌀 ویژگی‌های دیگری که بیت‌کوین را جذاب می‌کند، عبارت است از امنیت بالا، سرعت بالا، غیرمتمرکز بودن آن که نیاز به نهادی متمرکز برای صدورش نیست، عدم نیاز به واسطه برای انجام تراکنش، قابلیت تبدیل به ارزهای دیگر و مناسب برای خریدهای خارجی، قابلیت تقسیم تا حد ۱۰۰ میلیون مرتبه خردتر و مناسب برای پرداخت‌های خرد، توزیع مناسب و قابلیت عدم انکار تراکنش‌های بیت‌کوین، که همه این ویژگی‌ها به توجه جهانی به این فناوری و ارز دیجیتال دامن زد. ضمن اینکه کمپانی‌های مهمی مثل مایکروسافت۲ و ویکی‌پدیا۳ به صورت مستقیم و آمازون۴ به صورت غیرمستقیم، بیت‌کوین را به عنوان ابزاری برای پرداخت پذیرفتند.

🌀 شبکه به ازای تایید هر بلوک از تراکنش‌ها، به اندازه ۱۲٫۵ بیت‌کوین پاداش می‌دهد (در زمان نگارش این یادداشت). این پاداش بین همه اعضا به نسبت توانی که صرف کرده‌اند، تقسیم می‌شود. به این فرآیند، اصطلاحا استخراج بیت‌کوین می‌گویند. از ۲۱ میلیون بیت‌کوین که در طراحی اولیه این شبکه در نظر گرفته شده تاکنون ۱۷٫۸ میلیون آن استخراج شده است. بنابراین تاکنون ۸۵ درصد بیت‌کوین‌ها پاداش داده شده و همه مساله بر سر ۳٫۲ میلیون بیت‌کوین باقی‌مانده است.

🌀برق در داخل کمتر از ۱ سنت به فروش می‌رسد در صورتی که قیمت برق صادراتی ما به کشورهای همسایه، ۱۱ سنت است. استخراج کنندگان بیت کوین هم به همین ترتیب، با استفاده از برق صنعتی، عمدتا در کارخانه‌های متروکه، مزارع بیت کوین راه اندازی می‌کنند و در واقع، از برق یا همان نفت و گاز که منابعی مشاع بین همه مردم است، برای منفعت شخصی بهره می‌برند.

🌀فرض کنیم یک دهم درصد استخراج بیت کوین در ایران انجام شود. در این صورت، ۵٫۶ مگاوات توان برای این کار لازم است. توانی برابر نیروگاه برقآبی سد مهاباد یا اندکی بیش از توان نیروگاه گازی فورگ داراب!

🌀فرض نماییم ۰٫۱ درصد استخراج بیت‌کوین در ایران انجام شود. در این صورت، ۵٫۶ مگاوات توان برای این کار لازم است. جالب است که با این فرض، در طول یک روز برقی که صرف تولید ۱٫۸ بیت‌کوین می‌شود قیمتی معادل ۱۵ هزار دلار خواهد داشت. در حالی که استخراج‌کننده در داخل کشور ۰٫۱ این هزینه را می‌پردازد و از یک رانت پنهان و آستانه سود بالا برخوردار است. در واقع می‌توانیم استخراج بیت‌کوین را نوعی صادرات بدانیم، ولی صادرات ریالی! یعنی استخراج‌کننده منابع ارزان کشور را جهت تولید یک کالا خرج کرده و آن را صادر می‌کند و با تبدیل آن به ارزهای رایج در نهایت ریالش را به کشور بازمی‌گرداند. در حالی که از نظر بانک مرکزی باید پول صادرات در قالب سیستم نیما و در یک چرخه شفاف به اقتصاد کشور برگردد، ولی در مورد بیت‌کوین این اتفاق نمی‌افتد.

👈تجارت فردا


📈 برندگان و بازندگان تورم

✍ عباس آخوندی

🔹 تورم، پدیده‌ای است که تا مغز استخوان گروه‌های کم‌درآمد و متوسط را می‌سوزاند و هر روز آنان را فقیرتر می‌سازد و جریان ثروت را به نفع گروه‌های پردرآمد سوق می‌دهد.

🔹 میل به سوداگری بر اثر تورم فزونی و تمایل به سرمایه‌گذاری کاهش می‌یابد و در نتیجه توسعه و آبادانی ایران با چالش جدی روبرو می‌شود.

🔹پرسش بنیادین در این یادداشت این است که چرا پدیده‌ای چون تورم که در جهان شناخته شده‌است و مهار آن راه‌کارهای تکنیکی مشخصی دارد؛ در ایران بیش از ۵۰سال است که جان سختی می‌کند؟ نه انقلاب آن را چاره کرده و نه گردش دولت‌ها از پس آن برآمد.

🔹 گزارش گزیده‌ آمارهای اقتصادی ایران دوره ۱۳۹۳-۱۳۹۷ هفته پیش از سوی بانک مرکزی انتشار یافت.

🔹 در بخش خلاصه دارایی‌ها و بدهی‌های سیستم بانکی آن آمده‌است که خالص بدهی دولت به سیستم بانکی از سال ۱۳۹۳ تا پایان ۱۳۹۷، از ۱۱۸۸هزارمیلیارد ریال به ۳۰۴۱هزارمیلیار ریال افزایش یافته‌است؛ یعنی رشدی معادل ۱۵۶درصد.

🔹 البته، اخیرا گزارشی از کل بدهی‌های دولت انتشار نیافته‌است. آخرین رقمی که وزیر امور اقتصادی و دارایی وقت در سال ۱۳۹۶ اعلام کرد، ۶۴۵۰هزارمیلیارد ریال بود که بی‌گمان آن‌هم هم‌چنان رشد کرده‌است.

🔹 میزان کسری بودجه همه‌ساله فزاینده است. در همین سال جاری بودجه در مرحله تصویب با کسری ۸۷۰هزارمیلیارد ریال به تصویب رسید.

🔹 با توجه به موانع به وجود آمده بر سر راه فروش نفت و تجارت خارجی، پیش‌بینی می‌شود این رقم از ۱۴۰۰هزارمیلیارد ریال فزونی یابد. تنها کسری صندوق‌های بازنشستگی بر اساس اعلام وزیر تکاور ۸۱۰هزارمیلیارد ریال است. نهایتا تمام این کسری‌ها به نحوی سر از بدهی دولت به بانک مرکزی در می‌آورند.


🌀 آخرین شنیده‌ها درباره واگذاری خودروساز بزرگ کشور

🚘 سند واگذاری ایران خودرو در حال تنظیم است

🚘 احتمال خرید ایران خودرو توسط گروه خودروسازی بهمن

یک منبع آگاه می‌گوید: سند اولیه برای واگذاری سهام ایران خودرو در حال نوشته شدن است و دولتی‌ها تنها به دنبال مکانیزم نهایی آن هستند. در عین حال، برخی شنیده‌ها نیز حاکی از تلاش گروه خودروسازی بهمن برای خرید ایران‌خودرو است.

اول تیر ماه روز ملی اصناف بود که وزیر صنعت، معدن و تجارت به مردم وعده داد که «ایران‌خودرو و سایپا حداکثر تا پایان سال ۹۹ به بخش‌خصوصی واگذار می‌شوند.» همین جمله کوتاه کافی بود تا فعالان بازار خودرو چرایی و چگونگی این خبر را مورد تحلیل و بررسی قرار دهند. از زمان انتشار این خبر تاکنون بیش از سه هفته می‌‎گذرد و حالا هر از چندگاهی تصمیم‌سازان و فعالان بازار خودرو از احتمال واگذاری سهام ایران خودرو به بهمن موتور سخن می‌گویند.

در این بازه زمانی هر چند که نمایندگان وزارت صنعت، معدن و تجارت موضع سکوت را در پیش گرفته و با شک و تردید واگذاری ایران خودرو به گروه خودروسازی بهمن را نه رد و نه تائید می‌کنند اما فعالان بازار واگذاری بخشی از سهام ایران خودرو به گروه خودروسازی بهمن را محتمل می‌دانند.

در همین حال دبیر انجمن خودروسازان در پاسخ به این پرسش که آیا احتمال خرید ایران‌خودرو توسط گروه خودروسازی بهمن صحت دارد یا خیر؟ به تجارت‌نیوز گفت: هنوز درباره واگذاری سهام ایران خودرو به بخش‌خصوصی واقعی یا گروه بهمن خبر موثقی در دسترس نیست. بنده این خبر را نه تائید و نه تکذیب می‌کنم؛ چرا که ممکن است وزیر صنعت، معدن و تجارت جلسات محرمانه‌ای را با این گروه خودروسازی برگزار کرده باشد اما سایر تشکل‌ها از جزئیات این خبر اطلاعات چندانی نداشته باشند.


موافقت سران سه قوه با واگذاری سهام دولت در ایران خودرو و سایپا

معاون سازمان خصوصی سازی:

🔹وزارت اقتصاد مجوز واگذاری باقی مانده سهام دولت در دو شرکت خودرو سازی را از سران سه قوه دریافت کرده است.

🔹در واقع حدود ۱۴درصد ایران خودرو و ۱۷ درصد سایپا باید به فروش گذاشته شود. /تسنیم


💢وزارت ارتباطات در سال ۹۶ مجوز فارم استخراج بیت کوین در فرودگاه پیام صادر کرده است

🔗روزنامه وطن امروز، با انتشار سندی مدعی شد که اولین جواز تأسیس فارم (مزرعه) بیت ‌کوین در سال ۱۳۹۶ توسط وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات در فرودگاه پیام کرج صادر شده است

❗️یک بام و چند هوا


وضعیت بازار کار ایران در بهار ١٣٩٨

✍️معاونت بررسى هاى اقتصادى اتاق بازرگانى، صنایع، معادن و کشاورزى تهران

💠طبق آخرین آمارهای مرکز آمار، نرخ بیکاری کشور در بهار ١٣٩٨ معادل ١٠٫٨ درصد بوده که نسبت به فصل مشابه سال گذشته با کاهش همراه بوده است.

💠کاهش نرخ بیکاری کشور را می‏توان ناشی از کاهش نرخ مشارکت اقتصادی کشور طی این مدت دانست؛ نرخ مشارکت اقتصادی کشور از ٤١٫١ درصد در بهار ١٣٩٧ به ٤٠٫٦ درصد در بهار ١٣٩٨ رسیده است.


تازه‌ترین طبقه‌بندی کشورها از نظر سرانه درآمد ملی/ مردم ایران در کدام طبقه قرار دارند؟

حکاک:

• ایران با ۴۴۱,۰۵ میلیارد دلار درآمدناخالص ملی در رتبه ۲۶ جهان و از حیث درآمد ناخالص ملی سرانه با رقم ۵۴۷۰ دلار رتبه ۹۸ را در بین کشورهای جهان به خود اختصاص داده است.

• طی ۳۲ سال گذشته ایران در ۱۹ سال در طبقه با سطح درآمد متوسط-پایین و در۱۳سال در طبقه با سطح درآمد متوسط-بالا قرار داشته است. ایران از سال ۲۰۰۹به بعددر طبقه درآمدی متوسط-بالا قرار گرفته و همچنان در این گروه قرار دارد.

• اگرچه ایران جزو ۳۰ کشور برتر از حیث درآمد ناخالص ملی است ولی در فهرست سرانه درآمد ناخالص ملی در رتبه ۹۸ قرار دارد.

• ۶۷ درصد از کشورهای جهان جزو کشورهای با درآمد متوسط-بالا یا درآمد بالا هستند.


🌀چرا جامعه ایران یکپارچه نیست؟

✍️مصطفی ملکیان

🌀 یکپارچگی یک معنای واحد ندارد. گاهی وقتی می‌گوییم یکپارچه نیست یعنی جامعه ایران به‌ لحاظ فرهنگی از لایه‌های فرهنگی متفاوتی با یکدیگر و متمایزی از یکدیگر ساخته شده است. البته این صادق است، اما به ایران اختصاص ندارد. در هر کشوری می‌شود مسلمان وجود داشته باشد، مسیحی، یهودی، زرتشتی وجود داشته باشد و هر دین و مذهب دیگری می‌تواند پیروانی داشته باشند. البته بدین معنا امر اختصاص به ایران ندارد.

🌀 یک ‌وقت مراد از اینکه یکپارچگی فرهنگی وجود ندارد، لزوما دین و مذهب نیست؛ سبک زندگی است. چیزی که امروزه «style of life» می‌نامیم سبک زندگی است. این سبک زندگی البته در میان ما واقعا متفاوت است. افرادی هستند که سبک زندگی سنتی دارند و افرادی دیگر سبک زندگی‌شان مدرن است و این هم به ایران اختصاص ندارد. در بسیاری از کشورهای جهان سوم سبک‌های زندگی سنتی با سبک‌های زندگی مدرن در کنار هم زیست می‌کنند، مثل ما.

🌀گاهی سخن از نبود همبستگی است؛ سخن از همبستگی به این معنا که همه شهروندان ایرانی موضع واحدی نسبت به حکومت سیاسی‌‌شان ندارند. افرادی هستند که شدیدا مخالف‌اند و افرادی شدیدا موافق‌اند، افرادی دیگر مخالفت یا موافقت معتدل دارند و افرادی هم کاملا بی‌طرف هستند. چنین چیزی وجود دارد. این البته دیگر در کشورهای جهان به طور یکسان وجود ندارد. این مساله در کشوری مثل کشور ما حادتر به نظر می‌آید که از نهایت مخالفت تا نهایت موافقت با طیف وسیعی از ایرانیان به‌ سر می‌برند. هر کدام‌شان در نقطه‌ای از این طیف هستند.

🌀خب اگر این را بپرسیم، به دلیل این است که حکومت فعلی جمهوری اسلامی یک حکومت ایدئولوژیک است و همه حکومت‌های ایدئولوژیک این وضع را دارند. هر حکومتی اگر ایدئولوژیک باشد، از سرسخت‌ترین معاندان تا شیفته‌ترین موافقان را با هم جمع کرده است. اگر این نوع همبستگی بخواهد پدید بیاید، باید حکومت جنبه‌های ایدئولوژیک خود را کنار بگذارد، آن‌‌گاه یک نوع اجماع پدید می‌آید. این اجماع البته همه را در یک حدی از موافقت نگه نمی‌دارد ولی میزان نزدیکی‌شان را به یکدیگر بیشتر می‌کند.

🌀اما یکپارچگی دیگری که الان از همه خطرناک‌تر است اینکه علقه‌های اجتماعی ما روزبه‌روز ضعیف‌تر می‌شود؛ یعنی شفقت ما نسبت به یکدیگر کمتر می‌شود. انصاف و عدل ما نسبت به یکدیگر، عشق‌مان نسبت به یکدیگر، اعتنا به کاروبار دیگران، به درد و رنجی که شهروندان ایرانی می‌کشند.

🌀به نظر من این بزرگ‌ترین مصیبتی است که ایران کنونی با آن مواجه است. این هم یک نوع عدم یکپارچگی است؛ به این معناست که ما در ایران یک نوع اتمیزم اجتماعی را به شدت در حال رشد می‌بینیم. یعنی هر کس نسبت به دیگران بدون در و پنجره است. من نسبت به شما در و پنجره ندارم. در خودم فرو رفته‌ام و نهایتا در وضع خود و خانواده‌ام. شما هم در خودتان فرو رفته‌اید و در وضع خودتان و خانواده. و یک نوع اتمیزم اجتماعی پدید آمده است. هر کدام از ما یک اتم هستیم و فقط به سرشت و سرنوشت خودمان می‌پردازیم. ما جمع‌های مولکولی پیدا نمی‌کنیم.


🔹از شش کشور نخست با بالاترین سرانه ثروت، پنج کشور اروپایی هستند.

🌀مؤسسه گلوبال ولث میگریشن در گزارش خود از وضعیت توزیع ثروت در کشورهای مختلف به این نتیجه رسیده است که ثروت سرانه ساکنان کشورهای ثروتمند اروپایی بیشتر از کشورهای آسیا و آمریکای شمالی است.

🌀با وجود آن که اقتصادهای چین و هند اکنون جز نیرومندترین اقتصادهای جهانی محسوب می‌شوند اما جمعیت بسیار بالا باعث شده است که این کشورها در رتبه بندی کشورهای دارای بیشترین سرانه ثروت قرار نگیرند.

شهروندان موناکویی به طور متوسط ۲٫۱ میلیون دلار ثروت در اختیار دارند. این بدان معناست که موناکویی‌ها بیش از ۱۰ برابر ساکنان کشورهای اروپای غربی یا آمریکای شمالی ثروتمند هستند.

کانادا، آمریکا و استرالیا دارای بزرگ‌ترین اقتصادها در جمع کشورهای حاضر در این فهرست هستند اما به دلیل دارا بودن جمعیت زیاد در صدر این فهرست قرار نگرفته‌اند.

بر همین اساس تا پایان سال ۲۰۱۸ کشورهایی که بالاترین سرانه ثروت را داشته‌اند عبارت اند از:

۱- موناکو

جمعیت: ۳۸ هزار و ۶۹۵ نفر

متوسط سرانه ثروتی: ۲ میلیون و ۱۱۴ هزار دلار

۲- لیختن اشتاین

جمعیت: ۳۷ هزار و ۸۱۰ نفر

متوسط سرانه ثروتی: ۷۸۶ هزار دلار

۳- سوئیس

جمعیت: ۸ میلیون و ۴۲۰ هزار نفر

متوسط سرانه ثروتی: ۳۱۵ هزار دلار

۴- لوکزامبورگ

جمعیت: ۵۹۰ هزار و ۶۶۷ نفر

متوسط سرانه ثروتی: ۳۰۰ هزار دلار

۵- استرالیا

جمعیت: ۲۴ میلیون و ۶۰۰ هزار نفر

متوسط سرانه ثروتی: ۲۴۴ هزار دلار

۶- نروژ

جمعیت: ۵ میلیون و ۲۵۸ هزار نفر

متوسط سرانه ثروتی: ۱۹۸ هزار دلار

۷- آمریکا

جمعیت: ۳۲۷ میلیون و ۲۰۰ هزار نفر

متوسط سرانه ثروتی: ۱۸۶ هزار دلار

۸- سنگاپور

جمعیت: ۵ میلیون و ۶۱۲ هزار نفر

متوسط سرانه ثروتی: ۱۷۷ هزار دلار

۹- هنگ کنگ

جمعیت: ۷ میلیون و ۳۹۲ هزار نفر

متوسط سرانه ثروتی: ۱۶۹ هزار دلار

۱۰- کانادا

جمعیت: ۳۶ میلیون و ۵۴۰ هزار نفر

متوسط سرانه ثروتی: ۱۶۳ هزار دلار

منبع: تابناک


🌀 اقتصاد چرخشی

محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

💠 یک شیوه زیستن بر کره زمین این است که منابع طبیعی بسیاری (آب، خاک، نفت، پلاستیک، فلزات و …) مصرف کنیم، زباله زیادی تولید کرده و هیچ تلاشی برای استفاده مجدد از آن‌ها به خرج ندهیم. این همان شیوه‌ خطی است که مواد اولیه را بعد از مصرف راهی پسماندگاه‌ها کرده و هر چه بیشتر ما را به نابودی محیط‌زیست و خودمان نزدیک می‌کند.

💠 شیوه دیگری نیز هست که بر استفاده هر چه کمتر از منابع طبیعی (به کمک طراحی بهتر)، استفاده مجدد از محصولات (برای مثال به کمک تعمیر)، بازیافت و بازچرخانی حداکثری مواد و تولید کمتری میزان زباله تأکید دارد. این شیوه زیستن، مبنای علمی به نام «اقتصاد چرخشی» (Circular Economy) است. علمی که برآمده از اقتصاد محیط‌زیست است.

💠 هدف اقتصاد چرخشی «تأمین، حفظ و نگهداری کالاها و مواد اولیه تولیدی در بیشترین سطح مطلوبیت و بهره‌وری بهینه از عامل‌های تولیدی با حفظ محیط‌زیست است.» (ص. ۲۵) چهار مؤلفه کاهش استفاده از منابع طبیعی، استفاده مجدد، بازیافت و بهبود بهره‌وری (ص. ۲۷) نقش تعیین‌کننده دارند.

💠 اقتصاد چرخشی بر اصولی نظیر: حذف ضایعات (یعنی ضایعات نهاده برای استفاده مجدد خود بنگاه یا سایر بنگاه‌هاست)، استفاده از انرژی‌های تجدیدپذیر و انواع حلقه‌های چرخشی (نظیر تعمیر و نگهداری طولانی‌مدت، استفاده مجدد/بازیابی، بازسازی/مرمت، و در نهایت بازیافت) متکی است.

💠 کتاب «اقتصاد چرخشی: مفاهیم پایه، تئوری‌ها و تجربه‌ها» که در سال ۱۳۹۷ توسط سیدحسین سجادی‌فر، مسعود درخشانی، علی‌اصغر قانع و محمد داودآبادی به فارسی ترجمه شده و شرکت مهندسی آب و فاضلاب کشور آن را منتشر کرده است، ضمن معرفی اصول و نظریه‌های اقتصاد چرخشی، تجربه‌های میدانی زیادی از مؤسسات مختلف در جهان در زمینه اقتصاد چرخشی را معرفی می‌کند.

💠 گزارش مؤسسه مک‌آرتور نشان می‌دهد استقرار اقتصاد چرخشی در یکی از سناریوها سبب ۱۹ تا ۲۳ درصد کاهش هزینه‌های فعلی یا معادل ۳ تا ۳٫۹ درصد تولید ناخالص داخلی اتحادیه در سال ۲۰۱۰ می‌شود. ارزش استقرار این نوع اقتصاد برای کالاهای پرمصرف جهانی نیز معادل ۷۰۰ میلیارد دلار یا ۱٫۱ درصد تولید ناخالص داخلی جهان در سال ۲۰۱۰ برآورد شده است. (ص. ۸۹)

💠 فصول هشتم تا دوازدهم این کتاب به تجربه اقتصاد چرخشی در اتحادیه اروپا، فرانسه، آلمان، ژاپن و چین اختصاص دارد. مدیریت زباله، فاضلاب‌های شهری، پسماند مواد غذایی، اشتغال در اقتصاد چرخشی، ‌تولید بیوگاز، تولید برق در تصفیه‌خانه‌های آب، ‌ و چالش‌های استقرار اقتصاد چرخشی از جمله مطالب بسیار مهم و جذابی است که برای علاقمندان به توسعه پایدار، فعالان محیط‌زیست، خوانندگان و متخصصان اقتصاد محیط‌زیست و مدیران اقتصادی بسیار مفید خواهد بود.

💠 شرایط نامناسب محیط‌زیست ایران و ظرفیت‌های اشتغال‌زایی، کاهش هزینه‌ها و اثرات کلان اقتصاد چرخشی، توجه به آن‌را مهم می‌سازد.


‍ ‍ ‍ ‍سرمایه‌گذاری فشل، تولید ضعیف، تورم ساختاری

سه شنبه، ۱۸ تیر، در جلسه‌ی «گفت و شنود اقتصادی»، چند نکته درباره‌ی علت اصلی تورم ساختاری همراه با رکود ایران عرض کردم. در زمانی حدود ۲۵ دقیقه. در بخش پرسش و پاسخ نیز به دنبال نظر آقای آخوندی، وزیر مسکن، راه و شهرسازی پیشین، مبنی بر این‌که اجماعی درباره‌ی دولت - ملت و منافع ملی، وجود ندارد، اشاره‌ای به تفاوت ساختاری میان حاکمیت برآمده از مفهوم دولت - ملت از سویی و دولت مبتنی بر مفهوم امت اسلامی و رابطه‌ی آن با تورم داشتم. در زمانی حدود ۱۱ دقیقه. با وجود این، در گزارش ویدیویی شماره یک این نشست (پیوست) جز دو جمله‌ی کوتاه چند ثانیه‌ای، چیزی نیامده است. یعنی حضور کارشناسانی چون بنده در چنین برنامه‌هایی، حکم تزیین آن‌ها را دارد. طبعا، راه‌کار باید تحریم چنین برنامه‌هایی باشد.

اما، خلاصه‌ی آنچه عرض کردم:

۱. ناتوانی در تبدیل نقدینگی به تولید، علت اصلی تورم ساختاری و رکود همراه با آن است. یعنی، مشکل اصلی، ضعف‌های جدی در فرآیند انباشت سرمایه و ناتوانی در تبدیل سرمایه‌گذاری‌ها به تولید با بهره‌وری و مزیت رقابتی بالاست. وقتی استادیوم ازادی با ظرفیت ۱۰۰ هزار نفر، دو سال و نیم، تمام شده و استادیوم نقش جهان اصفهان با ظرفیت ۷۰ هزار نفر، بیش از ۱۷ سال طول کشیده، دو تورم متفاوت، به رغم میزان رشد نقدینگی یکسان، بوجود امده است. داستان سرمایه‌گذاری در استادیوم‌های آزادی و نقش جهان اصفهان، قابل تعمیم به تمام پروژه‌ها، قبل و بعد از انقلاب، است.

۲. بی انضباطی مالی و کسری بودجه بالا و مستمر، ناشی از تو در تویی نهادی است. مراکز قدرت متعدد و تو در تو، موجب بزرگ شدن بیش از اندازه‌ی دستگاه‌های بودجه‌خوار شده است. این ساخت نهادی، چهار پیامد دارد. اول، موجب افزایش سهم هزینه‌های مصرفی و کاهش سهم هزینه‌های عمرانی از بودجه شده است. دوم، موجب افزایش موازی‌کاری‌ها و اتلاف منابع و چوب لای چرخ‌گذاشتن‌ها، ناپاسخگویی و دور زدن قوانین و مقررات، و فساد شدید، شده است. سوم، بهره‌وری آنچه به عنوان هزینه‌های سرمایه‌گذاری باقی می‌ماند را به شدت پایین آورده است. چهارم، ضعیف شدن پایه تولید در سویی و افزایش قابل توجه هزینه‌های مصرفی حاکمیتی در سوی دیگر، به معنای بروز اجتناب‌ناپذیر کسری بودجه و رشد پایه پولی و نقدینگی صرفا تورم‌زاست.

۳. تورم ساختاری و مزمن همراه با رکود را نمی‌تون بدون رویکرد اقتصاد سیاسی، درست توضیح داد. علاوه بر فشل بودن انباشت سرمایه، توزیع نقدینگی در میان گروه‌های اجتماعی و در میان بخش‌های اقتصادی و در میان دستگاه‌ها، نیز، تاثیر مهمی بر عملکرد تورم دارد.

۴. تقویت فرایند انباشت سرمایه و گسترش قابل‌توجه ظرفیت‌های تولیدی، بدون تغییرات اساسی در جهت رفع تو در تویی نهادی، امکان‌ناپذیر است. بنابراین، تورم خاص ایران، مرتبط با ویژگی ساخت قدرت است. نقدینگی، بر بستر چنین ساختی به تورم تبدیل می‌شود. با رفع تو در تویی نهادی، هم می‌توان رشد نقدینگی را تا حدی کنترل کرد و هم می‌توان به ازای گردش آن در اقتصاد، پایه تولید را گسترش داد و ترکیب ان را از طریق زمینه‌سازی برای جذب نقدینگی در بخش‌های مولدتر و با بازدهی اجتماعی بالا، اصلاح و تورم را کنترل کرد. بازتوزیع ثروت و درآمد میان گروه‌های اجتماعی نیز تاثیر مهمی بر کنترل تقاضا از سویی و رشد تولید از سوی دیگر دارد.

دو نکته‌ی عرض شده در مورد دولت - ملت و منافع ملی:

۱. دولت - ملت به معنای شکل‌گیری ساختی از قدرت است که منطبق بر استانداردهای نظام بین‌الملل برامده از پیمان وستفالی در قرن هفدهم و تحکیم آن در قرن بیستم است. از این منظر، قلمروی جغرافیایی هر کشوری حوزه حکمرانی آن است. افزایش قلمرو سرزمینی بر مبنای مولفه‌ی دینی، موجب شکل‌گیری ساختی از قدرت می‌شود که به ناچار با نظام بین‌الملل دچار ستیز می‌شود. این ستیز اجازه‌ی قرار گرفتن در تعاملات سازنده با نظام اقتصاد جهانی و در نتیجه انتقال فناوری پیشرفته در سرمایه‌گذاری و تولید را نمی‌دهد.

علاوه بر این، چنین ساخت قدرتی، موجب شکل‌گیری الگوی حامی پیرویی می‌شود که بخش‌هایی از جامعه را به دلیل باورهای عقیدتی‌شان، از گردونه‌ی قدرت، حذف می‌کند. این نیز با اصول حکمرانی قوی از جمله تخصص‌گرایی و شایسته‌سالاری و استفاده از توانمندی‌های افراد، صرف‌نظر از باورهای شخصی‌شان، در تضاد است. به این‌صورت، امکان تاسیس و تقویت الگوی مدیریتی فراهم نمی‌شود که توانایی پیشبرد فرآیند انباشت سرمایه با هزینه‌های حداقلی را داشته باشد.

علی دینی‌ترکمانی


🌀 خلأ قانونی در حوزه رمزارزها

✍ فرزین فردیس

💠 سیاستگذار در کشور ما در برخورد با فناوری‌های جدید از جمله بلاک‌چین در جایگاه‌های مختلف بسیار دیر عمل کرده‌ است. شاید بخشی به خاطر اینرسی، لختی و کندی باشد که در فرایند قانون‌گذاری وجود دارد یا به خاطر بدنه کارشناسی باشد.

💠 بسیاری از نهادهای ما دانش و مهارت لازم را برای تسلط بر فناوری‌های جدید ندارند. نتیجه این می‌شود که سیاست‌گذار تا بخواهد متوجه شود که این فناوری چیست، کسانی که می‌خواستند سوءاستفاده کنند، سوءاستفاده‌های‌شان را کرده و فضا را ملتهب کرده‌اند. نتیجه این است که به جای اینکه بازار را حاکمیت و سیاست‌گذار شکل بدهد، منفعلانه نسبت به بازار عمل می‌کند.

💠 در مورد رمزارزها کار درست این است که دولت با مشورت فعالان بخش خصوصی که می‌تواند نماینده، اتاق‌های بازرگانی یا سندیکای صنعت برق باشد یا درواقع سندیکا و تشکل مربوط به حوزه‌های نزدیک، نسبت به به‌رسمیت شناختن فضای رمزارزها با لحاظ کردن یکسری محدودیت‌هایی که طبیعتا در هر کشوری محدودیت‌ها و چارچوب‌هایی دارد، اقدام کند.

💠 در حال حاضر چیزی که به همه ازجمله قانون‌گذار، سیاست‌گذار و بخش خصوصی ضربه می‌زند، این است که در این حوزه هیچ قانونی نداریم؛ ولی اگر قوانین شفاف و محدودیت‌ها مشخص شود، نتیجه این خواهد بود که از فضای تیره و تار کاسته می‌شود و افرادی که می‌خواهند صحیح و سالم کار کنند، می‌دانند که در این فضا می‌شود فعالیت مثبت اقتصادی انجام داد.

💠 در جلسه‌ای که ما اعضای کمیسیون اقتصاد، نوآوری و تحول دیجیتال خدمت آقای‌ آذری‌جهرمی و دکتر ناظمی رسیدیم، مقرر شد هفته آینده اتاق تهران نظر کارشناسی خودش را که جمع‌بندی شده به‌صورت یک بیانیه منتشر کند و آنجا فضایی به وجود می‌آید که از نظر بخش خصوصی، دولت هم به‌صورت رسمی آگاه شود.

💠 ما با دنیایی مواجهیم که هر روز در آن با مجموعه‌ای از فناوری‌ها مواجه می‌شویم. هوش مصنوعی و واقعیت مجازی پررنگ شده است. این فناوری‌ها و تکنولوژی‌هایی است که در دنیا به سرعت می‌آید.

👈روزنامه کسب و کار


خواجه در فکر نقش ایوان است

حسین سلاح ورزی

گره بازار کار ایران این روزها، گرفتار معمای بسیار عجیبی است.

واژه بد برای توصیف وضعیت بازار کار ایران کافی نیست! ایران یکی از کمترین نرخهای مشارکت اقتصادی و یکی از ناکارآمدترین بازارهای کار در جهان را دارد.

اما معمای آشفتگی و ویرانی بازار کار ایران معمای سیاستگذاری نیست.

هم درد و هم درمان بازار کار کشور روشن است.

توزیع بی حساب و کتاب سوبسید، هزینه فرصت بیکاران را بالا برده، قانون بد و یکجانبه در حوزه کار و تامین اجتماعی، هزینه مبادله در بازار کار را افزایش داده، آشفتگی محیط کسب و کار و به صفر رسیدن نرخ تشکیل سرمایه که تقاضای موثر نیروی کار را از بین می‌برد هم شده است قوز بالای قوز.

درمان هم روشن است، حذف سوبسید بی حساب و هدفمند کردن حمایت اجتماعی، اصلاح قوانین کار و تامین اجتماعی و در نهایت تلاش در جهت بهبود محیط کسب و کار و اصلاح عدم تعادلهای ساختاری اقتصاد کلان کشور، برای افزایش نرخ تشکیل سرمایه

معمایی که بر وضعیت نابسامان بازار کار سایه انداخته، معمای سیاستگذاران است! این است که چطور به عقلشان رسیده، همه این اولویتهای روشن سیاستی را رها و پول بی زبان بیت المال را تلف کنند تا هر روز سامانه‌ای جدید به نام اشتغال و به کام تامین کنندگان نرم افزار وزارت رفاه رونمایی شود.


بر مبنای آمار مرکز آمار، ۱۳۹۵، در مراکز جمعیتی شهری کشور، بیش از ۶ میلیون واحد مسکونی در زون خطر بسیار بالا قرار دارد که از آن میان حدود ۱ میلیون واحد مسکونی فاقد اسکلت می‌باشند. همچنین نسبت ساختمان‌های با اسکلت فولادی به بتنی ۳ به ۲ می‌باشد (در زون با خطر بسیار بالای زلزله).

حدود ۸، ۶۰۰، ۰۰۰ واحد مسکونی نیز بر پایه همان آمار در زون با خطر بالای زلزله قرار دارد که سه میلیون و هشتصدهزار واحد مسکونی از آن میان، فاقد اسکلت می‌باشد. چنین ساختمان هائی معمولا در برابر زلزله فاقد مقاومت لازم بوده و خسارت و تخریب بیشتری در آنها رخ می‌دهد.

بطور کلی در زون‌های خطر بسیار بالا و بالا بر اساس نقشه پهنه بندی خطر زلزله آئین نامه ۲۸۰۰ و آمار مرکز آمار ایران، نزدیک به ۴ میلیون و هشتصد و چهل هزار واحد مسکونی فاقد اسکلت قرار دارد که اگر بطور متوسط سرانه خانوار ساکن در واحدهای مسکونی حدود ۳ نفر در نظر بگیریم جمعیت ساکن در چنین واحدهای فاقد استحکام لازم در برابر زلزله، به مرز ۱۵ میلیون نفر می‌رسد که بوضوح معرف میزان ریسک لرزه‌ای جمعیتی در کشور است.


استقلال کدام بانکهای مرکزی در معرض خطر است

بانکهای مرکزی آمریکا و ترکیه تنها بانکهایی نیستند که با فشار سنگین دولتها برای تغییر نظر خود مواجه شده‌اند.

یواخیم فلس، مدیر مؤسسه «پثفیک اینوسمنت منیجمنت» اخیرا گفته است که دوران استقلال بانک‌های مرکزی به سر آمده است.

او شاید تنها اقتصاد دانی نباشد که چنین نظری دارد؛ رئیس بانک مرکزی ترکیه اخیرا به دلیل مقاومت در برابر کاهش نرخ بهره اخراج شد و بیم آن می‌رود که سرنوشت مشابهی در انتظار جروم پاول، رئیس بانک مرکزی آمریکا باشد.

با این حال تنها بانک‌های مرکزی این کشورها نیستند که استقلال آنها در معرض خطر قرار گرفته است؛ در اروپا و کشورهای آسیایی نیز چنین روندی به چشم می‌خورد. در ادامه با بانک‌های مرکزی که استقلال آنها توسط دولت‌ها در معرض خطر است آشنا می‌شوید

_آمریکا

دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا تاکنون بارها و بارها از مقاومت جروم پاول، رئیس بانک مرکزی در خصوص کاهش نرخ بهره انتقاد کرده است و حتی برخی منابع خبری از تلاش‌های پنهان رئیس جمهور برای برکناری پاول خبر داده‌اند. از سال گذشته نوک پیکان حملات ترامپ متوجه جروم پاول شد. با این حال پاول بارها و بارها گفته است که قصد کناره‌گیری ندارد و استقلال بانک مرکزی را به هر قیمتی حفظ خواهد کرد.

_ترکیه

اردوغان بارها و بارها خود را دشمن نرخ بهره خوانده است و این مساله به یک اختلاف جدی بین وی و مراد جتین کایا، رئیس اسبق بانک مرکزی ترکیه تبدیل شد تا جایی که در نهایت به گفته خود اردوغان، مقاومت جتین کایا در برابر کاهش نرخ بهره باعث برکنار شدنش شد.

_انگلیس

مارک کارنی، رئیس بانک مرکزی انگلیس تاکنون بارها توسط هواداران خروج از اتحادیه اروپا به ارائه چشم‌انداز منفی از اقتصاد این کشور در صورت خروج بدون توافق از اتحادیه اروپا متهم شده است. وی اتهام ارائه آمارهای جعلی را رد کرده است اما گفته است که برگزیت می‌تواند منجر به پیدایش رکود در اقتصاد انگلیس شود.

_منطقه یورو

استقلال بانک مرکزی اروپا نیز بارها و بارها مورد تهدید واقع شد تا جایی که برخی کشورها ماریو دراگی، رئیس این بانک را به جانبداری از هلند و آلمان متهم کرد. حتی وی در خانه خود یعنی ایتالیا نیز از اتهام دور نماند و لوئیجی دی مایو، معاون نخست وزیر ایتالیا وی را متهم کرد که فضای منطقه یورو را مسموم می‌ کند


آمار بیکاری استان‌های کشور:

🔹کمترین نرخ بیکاری: استان همدان با ۶٫۱ درصد و پس از آن فارس با ۷ درصد

🔹بیشترین میزان بیکاری: چهارمحال و بختیاری با ۱۶٫۷ درصد، خوزستان با ۱۶٫۲ درصد، لرستان با ۱۶٫۱ درصد، هرمزگان با ۱۵٫۹ درصد

🔹کاهش ۲٫۲ درصدی نرخ بیکاری در استان تهران نسبت به مدت مشابه سال قبل/ایسنا


🌀 شکست دولت یا شکست بازار؟

💠انحصارها همیشه نقش منفی در اقتصاد ایفا نمی‌کنند. بدون اعطای قدرت انحصاری به مدت محدود به نوآوران، انگیزه کافی برای رشد و توسعه محصولات و خدمات جدید فراهم نخواهد شد.

💠 اما نوع دیگری از انحصارها هستند که اگر در کشوری رخ دهند همچون طاعونی ویرانگر رفاه و رشد اقتصادی را در آن کشور سرکوب می‌کنند. چنین انحصارهایی در نهادهای تصمیم‌گیری و سیاست‌گذاری کشور رخنه کرده و از تمام ابزارهای قدرت برای حفظ موقعیت برتر خود بهره می‌برند.

💠 نهادهای قدرت در کشورهایی که با انحصارگری برخورد نمی‌شود با تشکیل کارتل‌ها بازارهای رقابتی را به سوی انحصار سوق می‌دهند. جالب آنکه پژوهش‌های متعدد نشان می‌دهند که تقریبا تمام سود مازاد حاصل از فعالیت‌های انحصارگرایانه صرف حفظ موقعیت برتر انحصارگران از طریق ایجاد اختلال در نهادهای نظارتی و سیاست‌گذاری خواهد شد. پس اولین منبع تغذیه فساد سیستماتیک، انحصارها و کارتل‌ها هستند.

💠 سوال جدی این است که ریشه انحصارها در کجاست؟ در پاسخ باید گفت که تنها و تنها با حمایت همه‌جانبه نهادهای حاکمیتی است که انحصارها پابرجا می‌مانند.

💠 انحصارها یا ناشی از قوانین و مقررات محدودکننده کسب‌و‌کار هستند یا در طول حیات خود برای حفظ قدرت برتر به نهادهای نظارتی نزدیک شده و با اعمال نفوذ نظر حاکمیت را برای حفظ زندگی انگلی خود فراهم می‌کنند. پس وجود کارتل‌ها و انحصارهای مخل رشد، بزرگ‌ترین نشانه «شکست دولت» در عرصه اقتصاد است.

👈دنیای اقتصاد


🔰 آلاکلنگ اوباما، سرسره ترامپ!

✍ سید‌محمد هادی‌موسوی

🌀 ترامپ در اتفاقی بی‌نظیر، در مرز بین کره‌شمالی و جنوبی، با رهبر کره‌شمالی، دیدار و به عنوان اولین رئیس‌جمهور آمریکا، به خاک کره‌شمالی پا گذاشت. ترامپ پس از این دیدار گفت که طرفین توافق کردند در سطح کارشناسی مذاکرات صلح را ادامه دهند، اما بلافاصله تأکید کرد که «تحریم‌های کره‌شمالی همچنان پابرجاست». با وجود رابطه شخصی خوب بین رهبران دو کشور و دیدارهای تاریخ‌ساز، همچنان تحریم‌ها کاهش پیدا نکرده است. اما رهبر کره‌شمالی، دیپلماسی را شکست‌خورده تلقی نکرده و مرتبا در حال نامه‌نگاری با ترامپ است و اخبار متعددی درباره مذاکرات آهسته و پیوسته، بین دو کشور نیز گزارش شده است.

🌀 چرا وقتی آمریکا امتیازی به کره‌‌‌شمالی نمی‌دهد، چرا این کشور خواهان ادامه مذاکره است؟ برای پاسخ به این پرسش لازم است دکترین ترامپ را کنکاش کرد. سیاست خارجی ترامپ تفاوتی عمده و اساسی با روش اوباما دارد. اوباما با نگاه استراتژیک و بلند‌مدت درصدد هم‌گرایی جهانی به‌منظور دستیابی به نتیجه بود. دکترین سیاست خارجی اوباما، «بین‌الملل‌گرایی لیبرال» بود، از‌این‌رو تیم اوباما با ایجاد اجماع جهانی علیه کشورها، از چماق (تحریم) و هویج (مذاکره) مانند یک الاکلنگ استفاده می‌کرد. در این روش، اعطای هویج، ابزاری برای ترغیب طرف مقابل و کشورهای هم‌پیمان آمریکا به‌منظور حصول به توافق مرضی‌الطرفین است. از‌این‌رو، دولت اوباما هوشمندانه تعادل مناسبی بین چماق و هویج برقرار کرد و در‌نهایت نیز توانست بخشی از موضوعات سیاست خارجی مانند ایران، کوبا و چین را مدیریت کند؛ به عبارت دیگر، راهبرد اوباما، «راهبرد تحریم» یا «مذاکره» بود.

🌀 اما دکترین ترامپ، «نئوانزواگرایی» است که در آن، آمریکا در مرکز تمام تصمیمات قرار دارد و بقیه کشورهای دنیا باید از او تبعیت کنند. در این راهبرد، قدرت سخت (نظامی) و قدرت نرم (تحریم) توأمان به عنوان ابزارهای پیشبرد سیاست خارجی مورد استفاده قرار می‌گیرند و خبری از هویج نیست! در این دکترین، قدرت نظامی صرفا جنبه بازدارنده دارد و تا حد ممکن از مداخله نظامی اجتناب می‌شود؛ بنابراین، ابزار اصلی، تحریم است.

🌀 برای درک راهبرد ترامپ باید به رابطه بین مذاکره و تحریم جداگانه نگریست. ترامپ، تحریم را نه تنها چماقی برای دستیابی به مذاکره مطلوب بلکه نمادی از اعمال قدرت ایالات متحده قلمداد می‌کند. از نظر ترامپ، تا حد ممکن می‌توان کشورها را تحریم کرد و این امر، فرایند مذاکره را مختل نمی‌کند؛ به‌نحوی‌که حتی در جریان مذاکرات رفع تحریم نیز ممکن است تحریم جدید اعمال شود. شاید بتوان گفت مدل کاری ترامپ مانند یک سرسره عمل می‌کند که تا رسیدن به نقطه سرخوردن (رفع تحریم) تعداد زیادی تحریم را باید تحمل کرد. بنابراین راهبرد ترامپ، «راهبرد تحریم و مذاکره» است. در این راهبرد، تحریم و مذاکره به‌مثابه دو خط موازی مادامی‌که توافقی حاصل نشود، به نقطه مشترکی نخواهند رسید.

🌀 این راهبرد ترامپ، یک راهبرد غیر‌شفاف، گیج‌کننده و بدیع است که به مذاق کشورهای بزرگ دنیا خوش نمی‌آید. به عنوان مثال چین، پس از اعمال تحریم بر شرکت هوآوی و تعرفه‌گذاری وارداتی از طرف آمریکا، مذاکرات خود را به دلیل مناسب‌نبودن شرایط متوقف کرد. یا کره‌شمالی پس از عدم حذف تحریم‌ها و اعمال تحریم جدید، مذاکرات صلح خود با آمریکا را متوقف کرد. اما آنچه این دو کشور را دوباره به تعامل و مذاکره مجدد با آمریکا متمایل کرد، تبعات تحریم آمریکا (بخوانید تحریم جهانی) بر وضعیت اقتصادی آنها بود.

🌀 آمریکای ترامپ با تحریم کشورها، عجله‌ای در حصول توافق ندارد و اتفاقا هر قدر زمان بگذرد، فضای مطلوب ترامپ، به‌منظور تضعیف طرف مقابل و شانس امتیاز‌گیری، بیشتر فراهم می‌شود؛ چرا‌که اساسا ترامپ راهبردی جز اعمال تحریم ندارد. ترامپ از ابزار تحریم به‌طور افراطی استفاده می‌کند؛ به‌نحوی‌که تحریم‌ها به مرور اثرگذاری خود را از دست می‌دهد اما تبعات تحریم بر کشورها به حدی است که نیاز به مذاکره با ترامپ در حصول توافق به‌منظور رفع تحریم‌ها در کوتاه‌مدت ضروری است. شاید ترامپ قدری پیش‌بینی‌ناپذیر و بدون راهبرد به نظر برسد اما چنانچه بتوان روش کاری و شخصیت فردی او را خوب شناسایی کرد، بهترین فرصت برای دستیابی به یک توافق برد- برد در دسترس طرف‌های مقابل است.


✍️وضع رأى دونالد ترامپ خوب است؟!

🖊محمدرضا اسلامى

🔹آمار جدیدى که درباره «نرخ بیکارى» در آمریکا منتشر شده بیانگر این است که در ماه میلادی گذشته (ماه ژوئن) با ۲۲۴,۰۰۰ شغل جدید (استخدام جدید)، آمار بیکاری به کمترین مقدار خود یعنی سه و هفت دهم درصد (٪۳٫۷) رسیده است.

از زمان بحران اقتصادی آمریکا در سالهای ۲۰۰۸-۲۰۰۹ تا به امروز، این بهترین وضعیت اشتغال در کشور عنوان شده است.

🔹 از این تعداد استخدام جدید، هفده هزار نفر در بخش صنعت و بیست وچهارهزار نفر در بخش حمل و نقل، استخدام شده‌اند.

گفته می‌شود که بخش صنعت و حمل و نقل، آسیب پذیرترین بخش اشتغال (در برابر رکود) محسوب می‌شوند و لذا اضافه شدن این تعداد از بیکاران به این بخش، نشانی از تنفس خوب اقتصاد آمریکا قلمداد شده است.

آمار «سه ماهه» گذشته نشان می‌دهد که «متوسط» استخدام معادل ۱۷۱,۰۰۰ شغل جدید بوده است.

🔹واقعیت امر این است که (حتى در یک نگاه غیر آمارى هم) مشاهده تابلو و واژه hiring در بسیاری جاها (مثل فروشگاهها، مغازه‌ها، شرکتها و …) عمومیت پیدا کرده و گفته میشود که الان اگر کسی بیکار مانده باشه واقعا خودش خواسته است.

🔹این سوال مطرح است که چقدر از این شرایط، محصول اوباما و دورۀ ثبات او هست، و چقدر محصول سیاست هاى ترامپ؟

🔹پاسخ را نمى دانیم اما آنچه که مى دانیم اینکه دونالد ترامپ بیشترین بهره بردارى و مانور تبلیغاتى را روی این آمار استخدام انجام داده/خواهد داد.

🔹 (بخش بزرگى از) شصت و دومیلیون نفرى که با وجود تخریبهاى سنگین و شدید، به پاى صندوق رفتند و به ترامپ رأى دادند، امروز (به دلایل زیادى) از انتخاب خودشان، راضی هستند.

🔹 (بخش زیادى از) آن شصت و دومیلیون رأى به دلیل کلافگى ذهنی مردم از دست سیاستمداران (تیپیکال) در هر دو حزب بود، و امروز دونالد ترامپ اگرچه ممکن است در میان رهبران دنیا خوشنام نباشد، ولى در نگاه بسیارى از هوادارنش، کارنامه مطلوبى داشته است.

🔹در آمریکایی که شغل و مالیات، از مؤلفه‌های ذهنی مهم شهروندان محسوب می‌شود، آمار بیکارى ٪۳٫۷، دلیل علمى اش هر چه که باشد، ولى در نگاه «عمومى» نقطه موفقیت مهمى براى ترامپ محسوب مى شود. این در شرایطی است که جنگ تعرفه‌های ترامپ با چین هم به محبوبیت او در بدنه هوادارانش، افزوده است.

🔹 مقصود از این نوشتار این نیست که قطعا ترامپ برنده انتخابات ریاست جمهوری ٢٠٢٠ خواهد بود، بلکه بحث اینجاست که مخالفان ترامپ (که نگران «آینده» ایالات متحده هستند) مسیر بسیار دشواری برای کم کردن سبد آراء ترامپ در پیش روی دارند. دونالد ترامپ با یک رأی شکننده بر سر کار آمد (و همچنان هم شرایط او شکننده است) ولی شکست دادن او در انتخابات بعدی، کار چندان آسانی نیست. این واقعیتی است که نباید از آن فرار کرد. فقط «کسی» می‌تواند این مسیر هشت ساله را چهار ساله کند که قادر باشد «موج» و «گفتمان جدیدی» در بدنه جامعه ایجاد کند، که در این خصوص، شاید به سیاستمداران پیر، امتحان پس داده و خسته‌ای همچون جو بایدن، برنی سندرز (یا حتی مایکل بلومبرگ)، چندان امیدی نیست. باید منتظر نشست و دید آیا نگاههای مردم به سمت صاحب حرفی جدید متمایل خواهد شد؟ و آیا اساسا کسی هست که در این میانه «حرف جدیدی برای گفتن» در چنته داشته باشد؟! …


قربانیان مشترک تیولداری

🔹رانت تعریف ساده‌ای دارد. هرکس ثروتی به دست آورد بی‌آنکه متحمل زحمتی شود، رانت‌جویی یا رانت‌خواری کرده است. یا هرکس بدون زحمت و صرفا به خاطر داشتن ژن خوب، پله‌های ترقی در نظام اداری یا ساختار سیاسی را چند تا یکی بالا بپرد، بدون شک رانت‌خواری کرده است.

🔹 در طول تاریخ افراد زیادی وجود داشته‌اند که با کوشش و تلاش زیاد به ثروت دست یافته‌اند و همین‌طور افراد بی‌شماری هم بوده‌اند که از دسترنج دیگران به مال و منالی رسیده‌اند. گروه اولی «خلق ثروت» کرده و گروه دومی» کسب ثروت».

🔹 در کشوری که فرهنگ، جامعه، سیاست و حکمرانی‌اش کسب ثروت را تشویق کند، شمار رانت‌جویان از کارآفرینان و خلق‌کنندگان ثروت پیشی می‌گیرد و در جامعه‌ای که این شیوه از سوی جامعه و سیاستگذاران تقبیح شود، شمار خلق‌کنندگان ثروت از رانت‌جویان بیشتر می‌شود.

🔹 ساختار سیاسی خوب ساختاری است که توان تنظیم و تدوین سازوکارهای مناسب برای رشد کارآفرینان را فراهم کند. درجه خوب بودن حکمرانی در کشورها در قانونگذاری صحیح و سالم‌سازی فضای کسب‌وکار و حذف مقررات فسادزا خلاصه می‌شود و کشوری موفق است که بتواند منافذ رانت‌خواری و رانت‌جویی را ببندد.

البته این کار اصلا آسان نیست و کشورهایی که امروز به درجه بالای شفافیت و حکمرانی خوب رسیده‌اند سال‌ها تلاش کرده‌اند.

🔹 خلاصه بگویم کشوری که در آن اخبار موفقیت‌های کارآفرینان و نیروهای خلاق جامعه نسبت به رانت‌جویان و رانت‌خواران و مفسدان اقتصادی بیشتر است، آن کشور در مسیر توسعه و تعالی قرار گرفته و برعکس کشوری که هر روز اخباری از غارت منابعش می‌شنویم یا فرار سرمایه و نخبگانش را می‌بینیم قطعا در مسیر درست قرار ندارد.

🔹 دارون عجم اوغلو معتقد است اگر جوامعی پیشرفت نمی‌کنند به خاطر این است که عده‌ای صاحب قدرت اقتصادی و سیاسی به خاطر نفع گروهی خود و به هزینه عدم پیشرفت کل جامعه، همه منافذ ترقی را بسته‌اند. به عقیده او توسعه نیافتن کشورها به دلیل وجود نهادهای تمامیت‌خواه و بهره‌کش است که از منافع اقتصادی دیگران بهره‌مند می‌شوند و نفع‌شان در این است که اقتصاد بسته بماند و آزادی عمل عاملان اقتصادی هرگز محقق نشود.

🔹 کار خاص نیروهای کارآفرین و خلاق این است که ایده‌های جدید و خلاقانه را به تکنولوژی تبدیل کنند. فرآیند تبدیل فکر خلاقانه به تکنولوژی مدرن همیشه هراس دو دسته نیروی منفی را به دنبال دارد. هم تیول‌داران سیاسی از این فرآیند هراس دارند و هم ذی‌نفعان سنتی. به تجربه استارت‌آپ‌ها در کشور خودمان نگاه کنید؛ خیلی‌هایشان با موانع جدی از سوی ذی‌نفعان سیاسی و سنتی مواجه هستند.

🔹 هرگونه نوآوری از سوی نیروهای خلاق جامعه می‌تواند برهم‌زننده تعادل بدی باشد که سال‌هاست منافع عده‌ای حول آن شکل گرفته است. در این فقره هیچ تفاوتی میان تولید فکر و تولید کالا نیست. اندیشه‌ورز در کشور ما به همان چوبی نواخته می‌شود که تولیدکننده واقعی. تولیدکننده کالا و خدمات همان موانع تولیدکننده فکر و اندیشه را دارد.

🔹 به تحولات سیاسی و اقتصادی سال‌های گذشته نگاه کنید، در همه تحولات یک اتفاق رخ می‌دهد آن هم این است که تیول‌داران سیاسی و اقتصادی می‌ترسند پدیده‌های نو، بنیان‌های پیشین را به هم بزنند و طرحی نو دراندازند.

🔹 متاسفانه در کشور ما همه‌چیز علیه آفریدن و تولید کردن و خلق کردن است. جامعه، سیاست، حقوق و از همه مهم‌تر سیاستگذاری علیه فعالیت سالم اقتصادی و تولید عمل می‌کنند. فرقی هم نمی‌کند تولید چه چیزی؛ کالا یا اندیشه. همه در این ساختار قربانی‌ می‌شوند.

روشنفکران از قدیم کارآفرین را خیانت‌کار معرفی می‌کنند. نویسندگان و روزنامه‌نگاران زالوصفتش می‌خوانند و سیاستمداران برای اینکه توده‌های مردم را خوشحال کنند کاسه‌کوزه‌ها را سر او می‌شکنند. کارآفرین در جامعه امروز ما مرغ عزا و عروسی است که حتی مداحان و دی‌جی‌ها هم بی‌نصیب نمی‌گذارندش. همین‌طور آفریننده فکر و اندیشه که مدام از سوی اصحاب سیاست و قدرت در تنگنا قرار دارد.

🔹 به نظر من امروز زمان مناسبی برای آغاز گفت وگو میان اهالی فرهنگ و اهالی اقتصاد است.

روشنفکران، روزنامه نگاران، فیلم سازان و اهالی فرهنگ باید با کارآفرینان متحد شوند. همه ما دشمن مشترکی به نام تیولداری داریم که در عرصه سیاسی و اقتصادی راه را بر هرگونه تحول و اصلاح بسته است. کارآفرینان و روشنفکران جامعه، متحد شوید.

منبع: روزنامه سازندگی

✅ محسن جلال‌پور


کاهش ۱۵ درصدی پروازها در ایران

دبیر انجمن شرکت‌های هواپیمایی:

🔹پروازها اعم از خارجی و داخلی طی سه ماهه نخست سال جاری کاهشی ۱۵ درصدی داشته است و تعداد مسافران این پروازها نیز ۱۴ درصد کاهش یافته‌اند.

🔹کاهش پروازهای خارجی به ایران، رشد نرخ ارز و هزینه عوارض خروج از کشور از دلایل کاهش پروازهاست.


🌀معایب معروف‌ترین ارز دیجیتالی جهان/ بیت‌کوین ۰٫۲۸درصد برق مصرفی جهان را می‌خورد!

🔹این روزها شاهد افزایش انتقادهای وارده به بیت‌ کوین، به دلیل دارا بودن معایبی همچون نوسان بیش از حد قیمت‌ها، معاملات غیرقانونی و کلاهبرداری در مبادله هستیم.

🔹از سویی دیگر، به دلیل مصرف بیش از حد انرژی این ارز دیجیتالی معروف، در روزهای اخیر مورد بازخواست قرار گرفته است.

🔹این ارز دیجیتالی، ۶۱٫۷۶ تراوات بر ساعت، در طول یک سال استفاده می‌کند که بیشتر از مصرف برق بسیاری از کشورها و همچنین ۰٫۲۸ درصد از کل برق مصرفی جهان است! / اقتصادآنلاین


اشتباه ششم رایج در نظام بانکی ایران

همواره از نسبت تسهیلات به سپرده به عنوان شاخصی برای میزان واسطه‌گری مالی بانکها یاد میشود. این نسبت با چنین تعریف کلیشه‌ای طی سال‌های اخیر در نظام بانکی کشور روند کاهشی داشته و چنین استدلال میشود که بانکها، سپرده‌ها را کمتر وام دهی کرده‌اند.

اما تعریف حقیقی و دقیق این شاخص، عکس تعریف قبلی است. وام دهی خود منبع خلق سپرده است. به یک جمله توجه کنید: مگر به هنگام وام دهی به افراد، همزمان سپرده وام گیرنده شارژ نمیشود؟! مگر از سپرده‌های قبلی به فرد متقاضی وام، تسهیلات اعطا شده است؟! پس چرا ترکیب سپرده‌ها تغییر نکرده و از سوی دیگر با اعطای وام، همزمان به حجم سپرده افزوده میشود؟!

این شاخص باید بگونه دیگری تفسیر شود. کاهش نسبت تسهیلات به سپرده به معنی کاهش «سهم» تسهیلات در خلق سپرده بوده و مهر تاییدی بر کاهش روند تسهیلات دهی بانکهاست.

خلق پول (سپرده) همگام با کاهش تسهیلات دهی بانکها، از طریق عامل دیگری با عنوان پرداخت سود سپرده افزایش یافته است. (از محل هیچ!)

عباس دادجوی توکلی


شرکت آرامکو سعودی با ۱۱۱ میلیارد دلار سود گزارش شده در سال ۲۰۱۸ سود آورترین شرکت دنیا شناخته شده. درآمد خالص این شرکت نفتی دولتی از شرکت‌های بزرگ و مشهور اپل، آمازون و آلفابت هم بیشتر است.

با ملی شدن نفت عربستان در اواخر دهه ۱۹۷۰ هم اکنون شرکت آرامکو بزرگترین تولید کننده نفت جهان است و ده درصد از نفت جهان را به تنهایی تولید می‌کند.


💠تعادل کار و زندگی

یکی از موضوعاتی است که امروزه پاشنه آشیل بسیاری از روابط زناشویی و خانوادگی شده است. زوج‌های شاغلی که به واسطه هزینه‌های بالای زندگی در عصر حاضر، مجبورند روزهای متوالی در هفته را به دور از هم و در محل کار خود سپری کنند، در انتهای روز تبدیل به دو فرد خسته و آماده تنش میشوند که هیچ انرژی مثبتی برای تبادل با هم ندارند.

🌀 موضوع زمانی بغرنج‌تر میشود که نیاز به درآمد بیشتر باعث شود فرد علاوه بر ساعات موظفی، هر روز ساعاتی را نیز به عنوان اضافه کار در سازمان خود سپری کند؛ ساعاتی که باید در کنار خانواده و برای امور شخصی و خانوادگی صرف شوند. نتیجه این امر در بلندمدت، نارضایتی افراد از زندگی خانوادگی و فشارهای روحی ناشی از آن است که باعث کاهش بازدهی و عملکرد افراد در محل کار نیز میشود.

🌀استفاده از هفته کاری فشرده یعنی فرد به جای این که ٥ روز در هفته و هر روز مدت قریب به ٩ ساعت در محل کارش باشد، مثلا ٤ روز در هفته اما روزی ١١ ساعت به انجام وظایف بپردازد و یک روز بیشتر از بودن در کنار خانواده خود انرژی بگیرد. حتی سازمان میتواند تدبیری مانند ایجاد تعاونی‌ها بیندیشد تا افراد نسبت به راه اندازی کسب و کارهای خانوادگی اقدام نموده و در ٣ روز آزاد هفته در کنار خانواده درآمد ثانویه‌ای برای خود ایجاد کنند و با رفع دغدغه‌های معیشتی، در ایام کاری تمرکز بیشتری را معطوف انجام وظایف محوله بنمایند.

🔚نتایج یک تحقیق نشان میدهد بیش از ٩٦ درصد افرادی که مشمول هفته کاری فشرده شده بودند و در تعداد روزهای کمتر، ١٢ ساعت در روز کار میکردند، به هیچ عنوان دوست نداشتند که به روال سابق ٥ روز درهفته و روزی ٨ ساعت کار برگردند.

طراحی علمی این برنامه‌ها دانش و تخصص مدیریت منابع انسانی را میطلبد و استفاده از آزمون و خطا میتواند هزینه‌های هنگفتی را بر سازمان تحمیل کند.

منبع: کانال تخصصی مدیران فرهیخته


در باب بی جراتی اهل سیاست

ماکیاولی بزرگ، فیلسوف سیاسی نامدار، زمانی گفته بود کردار خوب همان اندازه بیزاری انگیز خواهد بود که کردار بد، بنابراین شهریاری که خواهان پاییدن (حفظ) دولت خویش است، چه بسا ناگزیر خوب کردار نباشد، زیرا هرگاه آن گروهی که پایداری و استواری فرمانروایی خود را بسته به آنها می‌داند اهل فساد باشند، خواه مردم باشند یا سپاهیان یا والاتباران، او نیز می‌باید از خوی ایشان پیروی کند و در برآوردن کام آنها بکوشد، آنگاه کردار نیک به زیانش خواهد بود.

وصف او را از دیروز را می‌توان امروز در نظام‌های سیاسی جدید و در مورد امور اقتصاد و معیشت مردم هم تکرار کرد. در اینجا نیز آنچه از منظر اقتصاد تجویز می‌شود، شاید از دید سیاست و مناسبات قدرت موجه نباشد. شناگر خوب میدان سیاست بنا هم نیست شطرنج باز باهوش پهنه اقتصاد باشد. در این یادداشت دنیای اقتصاد به این پرداخته‌ام که چرا اهل سیاست دلیری انجام اصلاحات ضروری اقتصادی را ندارند!

در نظام‌های سیاسی امروز که دموکراسی (حتی نمایشی) بخشی از بازی است، سیاستمدار می‌داند وجیه المله بودن از نان شب هم واجب‌تر است. او مجبور است دل رای دهندگان را به دست آورد و شهروندان هم کم و بیش در همه جا نتایج ملموس کوتاه مدت را ترجیح می‌دهند، برای بسیاری از آنها سرکه نقد امروز بهتر از حلوای نسیه فرداست. از آن سو، بیشتر شهروندان به حق انتظار دارند که زندگی شان بچرخد و رفاه شان افزایش یابد (یا دستکم بدتر نشود)، از این رو اهل سیاست ناگزیرند برای فتح قلوب مردم، پیشرفت و بزرگ شدن کیک اقتصاد را در نظر بگیرند و به اشتغال و درآمد آنها بیندیشند. تا اینجا به نظر اوضاع بد نیست پس مشکل چیست؟

دشواری کار آنجاست که از نظر اقتصادی آنچه در بلندمدت سودمند است، می‌تواند در کوتاه مدت دردآور باشد. البته معلوم هم نیست بلندمدت کی می‌رسد، شاید به قول معروف در بلندمدت همه ما مرده باشیم! در بسیاری موارد اصلاح ساختاری اقتصاد بناست طی یکی دو دهه آینده نتایج مثبت اش به بار بنشیند، ولی در افق نزدیک معنایش تحمل سختی هاست: افزایش قیمت کالاهایی که تا دیروز ارزان بود، غیرجذاب شدن شغل هایی که پیشتر پردرآمد و آبرومند به حساب می‌آمدند، بیکار شدن افراد و نیاز به یادگیری مهارت‌های تازه برای ورود به مشاغل دیگر، ضرورت تغییر سبک زندگی و مصرف خانوارها، رکود موقت، غیراقتصادی شدن سرمایه گذاری هایی که در آغاز سودآور می‌نمود و مانند آن. در هر اصلاحی گروه هایی بالاتر می‌روند و برخی دیگر پایین می‌آیند، طبیعی است که انتظار داشته باشیم زیان دیدگان به ویژه اگر قدرت و ثروتی هم داشته باشند، از هیچ کاری برای مخالفت فروگذار نکنند.

برای اهل سیاست، آن هم در سرزمینی بلاخیز مثل ایران، افق تصمیم گیری اغلب کوتاه مدت و در بهترین حالت چهار پنج ساله است تا چند دهه‌ای! آنها هم مثل بقیه مردم آموخته‌اند «چو فردا شود فکر فردا کنیم» و حالا «فردا کی مرده و کی زنده». بیشتر شهروندان هم که انبان مشکلاتشان پر است، حوصله سختی اضافه ندارند و گوششان هم از وعده‌ها پر است. از این رو برخی گزینه‌ها هرچند عقلانی به نظر می‌رسد، از نظر سیاسی موجه نیستند. خیلی اوقات تعلل سیاستمداران برای انجام اصلاحات اقتصادی که ضروری هم به نظر می‌رسند، را نباید ناشی از ترسو بودن یا ناآگاهی آنها دانست. آنها منطق متفاوتی را دنبال می‌کنند که بر مبنای آن تعلل از قضا عاقلانه‌ترین کار است. نمونه اصلاح قیمت سوخت را در نظر بگیرید، بعید به نظر می‌رسد اقتصادخوانده‌ای در ضرورت اصلاح آن تردیدی داشته باشد، ولی برای بسیار از مردم چنین نیست، آنها کاهش رفاه خود را می‌بینند و افزایش قیمت کالاها را، گوششان به «تورم همیشه و همه جا پدیده‌ای پولی است» و «افزایش کارایی در تخصیص منابع» بدهکار نیست. تعجبی ندارد اگر فلان سیاستمدار حتی اگر به ضرورت کار آگاه باشد، به سختی سراغ سیاست‌های آبروبری مثل اصلاح قیمت سوخت و ارز و کاهش هزینه‌های دولت و یارانه‌ها نرود، دنبال کردن سیاست‌های اقتصادی موسوم به ریاضتی (austerity) خیلی تفاوتی با خودکشی سیاسی ندارد.

اصلاحات تنها پس از حس نشانه‌های یک بحران واقعی شکل می‌گیرد، وقتی سیاستمداران در می‌یابند با این نگاه کنونی ره به ترکستان می‌رود و ادامه عافیت طلبی ممکن نیست، وقتی پول کافی برای حمایت خریدن موجود نباشد، وقتی تهدیدهای دشمنان به سطح خطرناکی برسد و وقتی لشکر بیکاران آینده می‌تواند ثبات نظام سیاسی را به خطر اندازد. برای اجرای یک اصلاح ساختاری اقتصادی از قرار به قول یکی از اهالی فضای مجازی ما بیش از امید کاذب به ناامیدی واقعی نیاز داریم. والله اعلم

کانال راهبرد/امیرحسین خالقی


▪️سرمایه‌گذاران نیروگاه‌های خورشیدی فروشنده شدند

▫️حمیدرضا صالحی، نایب رئیس کمیسیون انرژی و محیط زیست اتاق تهران

🌀کسب‌و‌کار نیروگاه‌های خورشیدی و بادی توجیه اقتصادی خود را از دست داده ‌است و چندین سرمایه‌گذار اروپایی برای خروج از ایران و فروش نیروگاه‌های خود اعلام آمادگی کرده‌اند.

🌀هنگام احداث این نیروگاه‌ها و امضای قرارداد سرمایه‌گذاران با وزارت نیرو، نرخ ارز در حدود ۴ هزار تومان بود و قیمت خرید تضمینی دولت نیز تقریبا دندان‌گیر بود و سرمایه‌گذاران آن را مناسب می‌دانستند، اما جهش سه برابری نرخ ارز در شرایط کنونی، انگیزه حضور و فعالیت در این عرصه را بسیار کمرنگ کرده ‌است.

🌀دولت باید هر چه سریع‌تر امنیت اقتصادی لازم برای سرمایه‌گذاران این بخش از صنعت را تامین کرده و با اصلاح نرخ خرید تضمینی برق نیروگاه‌های خورشیدی و بادی، مانع زمین‌گیر شدن این صنعت نوپا در کشور شود.


🔹۱۰ چیزی که مدرسه هیچوقت به ما یاد نداد …

۱- چطور بفروشیم

۲- چطور فکر کنیم (مهندسی ذهن)

۳- چطور ارتباط بر قرار کنیم

۴- چطور زمانمان را مدیریت کنیم

۵- چطور پولمان را سرمایه گذاری کنیم

۶- مفهوم واقعی موفقیت (و البته شکست)

۷- چطور عشق را بفهمیم و پیدایش کنیم.

۸- چطور پول و هزینه‌های جاری مان را مدیریت کنیم

۹- چطور یک کسب و کار را راه بیندازیم

۱۰- مالیات بر درآمد چیست و چگونه کارکردی دارد …

پ ن ۱⃣؛ بلوغ سیستم آموزشی به یاد دادن این مفاهیم کلیدی به نسل‌های آینده است. نگاهی بیندازید به سیستم آموزشی کشور‌های توسعه یافته‌ای نظیر فنلاند و ژاپن و..

پ ن ۲⃣؛ همانطور که می‌بینید مرجع این مطلب یک سایت خارجی است و به این معنی است که این دغدغه در بسیاری از کشورهای دیگر نیز وجود دارد و تنها مختص کشور ما نیست.

پ ن ۳⃣؛ امیدوارم روزی برسد که یادگیری این مفاهیم شرط اصلی فارغ التحصیلی دانش آموزان ما باشد نه فقط صرف کردن افعال و پر کردن جاهای خالی! /هاشم راعی


💠 استخراج بیت کوین و چالش جهانی مصرف برق

✍ عباس علوی راد به نقل از statista

🔹 برآوردهای دانشگاه کمبریج نشان می‌دهد که بیت کوین ۶۱/۷۶ تریلیون وات ساعت (TWh) برق هر سال در جهان مصرف می‌کند.

🔹 این میزان مصرف برق از ۵۸/۴۶ تریلیون وات ساعت مصرف برق سالانه در کشور سوئیس بیشتر است.

🔹 سهم بیت کوین از کل مصرف برق در دنیا در سال ۰/۲۸ درصد می‌باشد. در واقع اگر بیت کوین یک‌ کشور بود، رتبه ۴۱ بیشترین مصرف کننده برق در میان ملل دنیا را در اختیار داشت!!

🌀 درست است که ارزهای دیجیتال یکی از واقعیت‌های دنیای امروز است، لیکن این پدیده با چالش، های بسیاری مواجه خواهد بود.