روزنامه جامعه نو

روزنامه جامعه نو

#الف

🔻بعد از جمهوری اسلامی!

▫️شورای سردبیری: دیروز، وزیر امور خارجه ترامپ حین اعلام پایان معافیتهای موقت چند کشور از شمول تحریم نفتی ایران، به اصرار اعلام کرد فشاری که به ایران وارد میشود در راستای به حکومت رساندن هیچیک از گروههای ضدنظام نیست. به صراحت از برخی گروه‌ها مثل بقایای گروه رجوی نام برد. ادعا کرد هدف به پای میز مذاکره کشاندن ایران درباره دو مساله دستیابی به بمب اتم و حمایت از تروریسم است و تکرار کرد که قبلا درخواستهایی دوازده‌گانه در مقابل ایران گذاشته شده است. در واقع، دولت ترامپ به صراحت اعلام کرده به پیدا کردن جانشین برای حکومت ایران نمی‌اندیشد. میتوان گفت صادقانه حرف میزنند؟ به تعبیری، بله.

اندکی پیش یکی از متفکران اصلاح‌طلب نیز در تحلیل خود از ناتوانی دولت ترامپ در پیدا کردن جانشین مناسب برای حکومت ایران سخن گفته و نتیجه گرفته بود اتفاقی نامیمون این جمهوری را تهدید نمیکند.

اما متاسفانه ارزیابی او نیز مانند اطمینان‌بخشی پومپئو پوشاننده یک حقیقت مخوف است: ترامپ و مشاوران نزدیکش، این گروه فاقد دیدگاه‌های افق‌دار و استراتژیک، نگران اینکه با فروپاشی جمهوری اسلامی چگونه ماجرا را جمع خواهند کرد نیستند. برخلاف سنت سازمانهای تشکیل‌دهنده دولت در ایالات متحده که ورود به هر اقدام سیاسی خارجی را معمولابا دقت و بدون ماجراجویی و با طراحی صفر تا صد صورت میدادند، دولت ترامپ بر اساس برنامه‌ریزی روی اهداف کوتاه‌مدت و بدون توجه به همه عواقب عمل میکند. تیم او برنامه دوسویه‌ای طراحی کرده که نتیجه آن یا تسلیم ایران در اثر فشار حاد اقتصادی (مانند مقطع مذاکرات با دولت اوباما) و یا عصبیت و اصطکاک منجر به درگیری در سواحل خلیج فارس و دریای عمان باشد. در فرض نخست ترامپ از همان الگوی فشار دوران پیش از مذاکرات سازش قهرمانانه پیروی میکند، اما معتقد است کار را محکمتر و با نتیجه توافق پربارتر از اوباما به پایان میبرد. در سناریوی جایگزین یعنی نوعی رویارویی فیزیکی که ترامپ آنرا بدیل میداند (ولی گویا فعلا با روحیه‌اش سازگار نیست) با وجود چندین سوراخ بزرگ روی ائتلاف ضدایرانی دست‌ساز ترامپ - نتانیاهو، نتیجه در گیری شکست نظامی و وضعیت بهتر، یعنی فروپاشی حکومت فرض میشود. دولت ترامپ درباره پس از این مرحله هیچ تصور و برنامه‌ای ندارد. فقدان تصویر نیروی جانشین، نبود زمینه برای امثال پسر پهلوی یا همسر رجوی، مساله کاخ سفید نیست. اگر بود، مانند دوران بوش و تدارک حمله به صدام، که آمریکاییها معارضان شیعه را به لندن بردند و آنها را آماده جانشینی کردند، تحرکی برای شکل دادن حکومت جانشین دیده میشد. تیم ترامپ راست میگوید؛ جانشین ندارد، ولی به دنبال سرنگونی در صورت تسلیم نشدن است. این هم یک پارامتر افزایش‌دهنده خطر است وقتی که از خودشان نمیپرسند بعد چه میشود؟

نتیجه‌ای که میخواهیم بگیریم این است که کسی تحلیل نکند چون ترامپ کسی رابه عنوان جانشین جمهوری اسلامی در کشوی میز خود ندارد، پس اتفاقی نمیافتد؛ واقعیت این است که او اصلا به این مساله فکر نمیکند.

با توجه به سیاست حکومت در مقابل افکار عمومی، جایی برای نشان دادن راه دررو به حکومت نیست. ما این مسیر را قبلا به تلویح گفته‌ایم. حالا، تنها میتوان حکومت را نصیحت کرد کنترل اعصابش را حفظ کند و نهی خود را در زمینه خودداری از تبدیل شعارها به عمل اکیدتر سازد. اگر سیاستش مقاومت تا حد ممکن است، همه باید توجیه شوند که در کجا باید مقاومت داشته باشند؛ در مقابل هرگونه تحریک به رویارویی!


🔺روایتی از تجربه موفق و خلاقانه کارگران هپکو در کمک رسانی به مناطق سیل زده لرستان

🔹باید هپکویی باشی..

▫️لیلارزاقی/ جامعه نو: «وقتی وارد شهر شدیم، بعضی‌ها گفتند، نکند» هپکو «ییها، اینجا هم آمده‌اند برای اعتراض …! ولی ما آمدیم شاید لابه لای لودر و بیل مکانیکی چینی! در پلدختر و روستاهای اطرافش، گره‌ای به دست کارگران کارخانه‌ای که زمانی یکی از بزرگترین تولید کنندگان تجهیزات سنگین در خاورمیانه بود، باز شود.»

حالا همان بعضی‌ها فهمیدند که «هپکویی»، یک روز برای احقاق حق صنفی خود و احیای صنعت کشور «فریاد میزند» و یک روز برای کنترل بحرانی که جان مردمانش را تهدید می‌کند، «به فریاد آنها می‌رسد».. باید «هپکویی» باشی تا با دستانی که زمانی پیچ و مهره ماشین آلات سنگین راهسازی درجه یک تولید ایران را بازوبسته می‌کرد، یخچال و بخاری خانه‌های مردم سیل زده را تعمیر کنی.. تا نم و رطوبت خانه‌ها، کودکی را بیمار نکند.. تا کمی، کم شود از رنج‌های این مردم … باید هپکویی باشی تا بدون تجهیزات و تنها به اتکای تخصص و اراده‌ات، «خط شکن» باشی.. تا ثابت کنی اگر امروز تحت سیطره رانت و واردات بی رویه ماشین آلات چینی، چرخ تولید هپکو از حرکت ایستاده و از برند هپکو تنها یک نام باقی مانده، صدای قدم‌های محکم کارگرانش، در مدیریت بحران شنیده می‌شود. صدایی که همچنان مطالبه می‌کند و از جای خالی تجهیزات کارآمد هپکو در مناطق سیل زده می‌گوید..

امکانات نداشتیم، خلاقیت داشتیم

همین چند روز پیش بود که یک خبر کوتاه روی کانالهای تلگرامی پخش شد. «کارگران هپکو در چند روز گذشته مشغول امدادرسانی در مناطق سیل زده هستند. همان کارگرانی که سال گذشته، در اعتراض به خصوص سازی بی ضابطه در هپکو و همچنین عدم دریافت ۸ ماه حقوق معوقه دست به اعتصاب زدند و چندین بار راه آهن شمال به‌ جنوب را بستند و در نهایت تعدادی از آنها، با احکام سنگین قضایی مواجه شدند.» هر جوری بود خودشان را به لرستان و خوزستان رساندند. نه از ماموریت اداری خبری بود و نه از تجهیزات و ابزار کار. مرخصی کاری گرفتند و بیش از ۸ روز در مناطق بحران زده لرستان بودند، بدون کمترین سروصدای رسانه‌ای.. «ما در قالب سه تیم عازم پلدختر شدیم. یک تیم ۱۵نفره و دو تیم دونفره. هرکاری کردیم ماموریت برایمان رد نکردند. به همین دلیل مرخصی اداری گرفتیم و گفتیم حتی اگر این هم نشود، با مرخصی شخصی می‌رویم. تیم‌های دو نفره، با ماشینهای پیک آپ و تجهیزات، برای تعمیر ماشین آلات به مناطق سیل زده رفتند. یکی از تیم‌های دو نفره در پل دختر مستقر شد و تیم دیگر برای کمک رسانی به شوش در خوزستان رفت. ۸ روز در یک مدرسه اسکان داشتیم که دستشویی هایش آب نداشت و شرایط استحمام هم به سختی فراهم می‌شد و از نظر تغذیه‌ای هم شرایط مطلوبی نداشتیم. اما کارگران هپکو بدون چشمداشت و با کمترین امکانات، امدادرسانی کردند.»


#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو

🔻اصلاح طلبی بر مدار قدرت طلبی

🔹نقدی بر نگر حجاریان

▫️علی عادلی: اصلاح طلبی روند رو به رشد ملتی است که سالهاست تلاش دارند تا به اهل سیاستش بیاموزد اگر نمیخواهید از قدرت کنار بروید لااقل تغییر رفتار دهید

تأویل ساده‌ی نوشتار اخیر سعید حجاریان تئورسین این جریان، جزء این نیست که نقشه راهی ترسیم نمایند تا دوباره مورد توجه مردم قرار گیرند

همین!

صرفا مورد توجه و اقبال مردم، چرا که مردم سالهاست فرسنگها از جریانهای سیاسی جلوترند و داشته‌های جریانات سیاسی بضاعتی ندارد تا به درد مردم بخورد

حجاریان نظر میدهد برای اینکه راهکارش چاره جوی شرایطی باشد تا اصلاح طلبان بخواهند دوباره در فضای سیاسی کشور بمانند و به خیالشان مردم را به صراطی راه نما باشند که مدیریتش را خود عهده ار هستند

نسل حجاریان در تعریف اصلاح طلبی به دلایل گونه گون دچار اشتباه است، نسلی که هنوز گمان دارد رعایا نیازمند راهنمای راه هستند

هنوز یادم هست بعد از سالهای انقلاب که جوانان پر شور انقلابی مانند حجاریان قرارشان پیاده کردن اسلام ناب محمدی، نجات مستضعفین بود بزرگترهای قوم که از قضا بی سواد هم بودند در اندرونی شان «یک خدا بیامرز جانانه» به روح اعلی حضرتین «پدر و پسر» میفرستادند و جرأت نداشتند پیرانه سر این جوانان را نصیحت نمایند ترجیح دادند سکوت کنند و هزینه دهند تا سالهای بعد از جنگ، انقلابیون در مکاتب دموکراسی خواهی و جامعه مدنی تغییر رفتار دهند

این تغییر رفتار هیچ فایده‌ای نداشته است

در سالهای بعد از دوم خرداد خاتمی عزیر بارها نالیده بود که: «سطح شعور مردم از سطح شعور نخبگان ما بیشتر است»

جان کلام انکه اگر بخواهیم مروری گذرا بر اندیشه‌ها و نظریات جناب حجاریان داشته باشیم تمام تلاش بر این بود با نظریات راهگشای خود نظیر تئوری «فشار از پایین، چانه زنی از بالا» تا «مشروطه خواهی»، مردم برای رسیدن به قدرت همراهشان باشند

اگر هم مردم همراه بوده‌اند تنها راه همین بود که تغییر رفتار در اهل سیاست ایجاد نمایند

پر واضح است اگر به حال و روز اصلاح طلبی در روزگار دوم خرداد تماشایی داشته باشیم جزء این نیست که اصلاح طلبان ماندن در قدرت را بر حقیقت اصلاح طلبی ترجیح داده‌اند بدون هیچ استراتژی، خمارگونه به رقیبان نگاه کردند و هربار با سازوکارهای هیجانی نظیر چهره‌ی دلربای خاتمی، ترانه‌های میهنی «یار دبستانی من» و «ایران ای مرز پرگهر» مردم امیدوار به اصلاح را بر سر صندوق اورده‌اند

روحانی هم که امد با یک چمدان و عده‌ای قلیل، داماد سرخانه‌ی اصلاح طلبان شد

اصلاحات نمیتواند انکار نمایند که نظام مدیریت دولت تدبیر و امید، از وزرا و استانداران تا فرمانداران و مدیران پایین دست همگی اصلاح طلب نیستند و ایمان قبلی و قلبی شان بر کسی پوشیده نیست

عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی

مهر افزون


🔸بازنگاهی به قصه پرآب چشم قانون سن ازدواج در ایران

⁉️ازدواج با دختران ۱۲ ساله؛ اکسیر جوانی رئیس تجددخواه نخستین مجلس مشروطه

▫️جامعه نو: احمد متین‌دفتری در سلطنت رضاشاه تا پیش از نخست‌وزیری در سال ۱۳۱۸ به مدت ۸ سال کفیل و وزیر دادگستری بود. در این دوره ازدواج دختران زیر ۱۵ سال ممنوع و البته دادستان می‌توانست در مواردی اجازه ازدواج دختران زیر ۱۵ سال را صادر کند. چون چنین امکانی به‌ویژه در شهرستان‌ها موجب سوء‌استفاده از صدور چنین اجازه‌ای می‌شد او در مقام وزیر طی بخشنامه‌ای حق اجازه ازدواج دختران زیر ۱۵ سال را منحصرا در اختیار خود می‌گیرد. احمد متین‌دفتری در خاطرات خود که به کوشش باقر عاقلی در سال ۱۳۷۰ با اهتمام انتشارات علمی و با عنوان خاطرات یک نخست‌وزیر منتشر شد، می‌نویسد: روزی «محمودخان احتشام‌السلطنه به دیدنم آمد و به‌محض ورود … پرخاش‌کنان گفت این قوانین ضدبشری چیست که شما به تصویب می‌رسانید آیا شرم نمی‌کنید و موجبات اذیت و آزار مردم را فراهم می‌سازید. در جواب این پیرمرد ۷۵ ساله که در صدر مشروطیت از ارکان دولت و زمانی رئیس مجلس شورای ملی بود مؤدبانه پرسیدم کدام قانون برخلاف انسانیت و موازین بشری است. او با تندی به من گفت همین قانون مدنی که سن دختر را برای ازدواج ۱۵ سال تعیین نموده‌اید. دختر پانزده‌ساله دیگر ترشیده است و به درد نمی‌خورد. درحالی‌که از تعجب متحیر شده بودم پرسیدم مگر شما قصد ازدواج با دختر ده، دوازده‌ساله‌ای را داشتید که چنین متأثر و برآشفته شده‌اید. گفت بلی من قصد داشتم با دختر دوازده‌ساله‌ای ازدواج کنم که این قانون جدید لعنتی شما مرا از این فیض محروم ساخت. من در سال قبل چنین کاری کردم و از آن دختر اکنون یک پسر یک‌ساله دارم و امسال نیز چنین قصدی داشتم که شما کاسه و کوزه مرا بر سرم شکستید. احتشام‌السلطنه پس‌ازاین توضیح افزود که سلامت جسمی و نیروی عقلانی من در حال حاضر مدیون این دختری است که در سال قبل گرفته‌ام و حالا میل داشتم برای اینکه نیروی جسمانی و عقلانی خود را مضاعف کنم دختر دیگری به حباله نکاح خود درآورم … احتشام‌السلطنه چند ماه پس‌ازاین ملاقات فوت کرد و آرزوی ازدواج با دختران معصوم و کم‌سن را با خود به گور برد.»

محمودخان احتشام‌السلطنه بااین‌همه دبدبه و کبکبه: تحصیل‌کرده دارالفنون، سفیر ایران در برلین و لندن و عثمانی و روسیه، تجددخواه مشروطه‌طلب و دومین رئیس نخستین مجلس شورای ملی پس از امضای فرمان مشروطیت، عضو و رئیس انجمن معارف که بنیان‌گذار آموزش‌و‌پرورش نوین در ایران بود، مترجم آثاری از زبان فرانسه به فارسی و متأثر از انقلاب کبیر فرانسه و همچنین وزیر داخله دولتی که تلاش کرد کشف حجاب را برای زنان ایرانی به ارمغان آورد؛ با میل به یافتن اکسیر جوانی‌ در ازدواج با دختران ۱۲ ساله حجت را بر ما تمام کرد که چه حرجی است بر سنت‌گرایان ایرانی از مشروطه تا انقلاب اسلامی که با تمام توان مقابل وضع قانونی برای افزایش سن ازدواج صف‌آرایی می‌کنند؟


# یادداشت_منتخب

🔸حشدالشعبی و امدادرسانی

🖌مصطفی تاج‌زاده

▫️چکیده: هنگام بروز حوادث طبیعی در یک کشور، دیگر کشورها به یاری آن می‌آیند و کمک‌های انسان‌دوستانه و نمادین خود را (معمولا با نظارت یا از طریق سازمان‌های جهانی هلال احمر و صلیب سرخ) به کشور خسارت‌دیده ارسال می‌کنند. دولت‌های دوست نیز به‌طور ویژه کمک‌رسانی را از طریق موسسات دولتی و مدنی‌ خود در دستور کار قرار می‌دهند. دور از انتظار نبود دولت و ملت عراق نیز در چنین چارچوبی عمل کنند.

ورود نیروهای حشدالشعبی (بخشی از نظامیان رسمی عراق که به‌دلایل بسیار از جمله کمک ایران به عراق در مبارزه با داعش، به جمهوری اسلامی تعلق خاطر دارند) به کشورمان به‌منظور کمک‌رسانی به سیل‌زدگان نه‌ تنها در بخش‌هایی از افکار عمومی اقدامی قانونی و طبیعی تلقی نشده، بلکه موجب نگرانی بسیاری از ایرانیان شده است.

من ضمن تایید اصل حساسیت عمومی و لزوم پاسخگویی حاکمیت به ابهام‌ها و انتقادها، معتقدم مسئولیت فضای ایجاد شده کنونی در درجه نخست متوجه کسانی است که قبلا از این سخن گفته‌اند که اگر ایرانیان از جمهوری اسلامی دفاع نکنند، حشدالشعبی عراق و فاطمیون افغانستان و … به یاری آن خواهند آمد، یا نادرست رفتار کرده‌اند و با دور زدن دولت قانونی و تحقیر آن به قدرت‌نمایی (مثلا در ماجرای سفر بشار اسد) پرداخته‌اند.

همین روش خطا بهانه به ملی‌گرایان عرب‌ستیزی داده است که توجه ندارند بخش مهمی از جمعیت خوزستان را عرب‌های ایرانی تشکیل می‌دهند و ایران با برخی کشورهای عرب همسایه است. بنابراین امنیت ملی، توسعه اقتصادی میهن و زیست مدنی ملت ما در گرو رعایت حقوق و حرمت اعراب توسط همه ایرانیان است. / مشق نو


#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو

🔸جنبش خیابانی و اصلاح طلبان-فرصت یا تهدید

▫️احسان آزاد: چندی پیش در دو نوشتار که هر دو در کانال فردای بهتر منعکس شد، یونسیان و علیجانی در رد و قبول جنبش خیابانی به بعنوان راهکاری برای تغییر، به بحث در خصوص چگونگی برخورد اصلاح طلبان با این راهکار پرداختند. سعید حجاریان نیز در مطلب اخیر خود به نحوه برخورد اصلاح طلبان با اعتراضات خیابانی اشاره کرده است و موضعی مشابه به یونسیان داشته است. به قول او در صورت بروز اعتراضات خیابانی «اصلاح طلبان باید سر خود را پایین بگیرند تا طوفان رد شود» به نظر می‌رسد هر دو رویکرد مطرح شده مواردی را در تحلیل ندیده گرفته است.

علیجانی و طرفداران آشتی با خیابان، با اشاره به مورد هایی شبیه جنبش خیابانی در الجزایر و ونزوئلا با اشاره به شرایط در این کشورها و موفقیت‌های بدست آمده، پیشنهاد آشتی اصلاح طلبان با خیابان یا حداقل اتخاذ موضع بیطرف از سوی آنها در قبال جنبش‌های خیابانی را می‌دهند. با این فرض که اینگونه اعتراضات منجر به فشار به هسته سخت قدرت شده و راه را برای تحولات بنیادین هموار می‌کند.

یونسیان، حجاریان و مخالفان حرکتهای اعتراضی خیابانی اما با تاکید بر تفاوتهای ساختاری و اجتماعی شرایط ایران با موردهای مورد اشاره، با اشاره به اشتراک نظر تندرو‌های جناح اصولگرا، براندازان و تحول خواهان به استفاده از عرصه خیابان، هر چند با نیات مختلف، استفاده از آن برای اصلاح طلبان را خطای استراتژیک می‌شمارند

به نظر می‌رسد طرفداران آشتی اصلاح طلبان با خیابان دو نکته را در تحلیل خود لحاظ نمی‌کنند. اول اینکه آیا مقطع کنونی با توجه به تغییر آرایش نیروها و جایگاه فعلی اصلاح طلبان، زمان مناسبی برای طرح این پیشنهاد هست؟ آیا اگر حتی اصلاح طلبان تن به این آشتی بدهند، می‌توانند نقشی در اینگونه جنبش‌ها یا حتی استفاده از آن داشته باشند؟ به نظر می‌رسد حتی با قبول چنین پیشنهادی، چنین چرخش موضعی، بسیار دیر و بی اثر باشد. واقعیت اینست که اصلاح طلبان مرجعیت کنش‌گری سیاسی را در افکار عمومی بدلایل زیاد از دست داده‌اند. نکته دومی که مغفول مانده است اینست که با در نظر گرفتن وضعیت پایگاه اجتماعی اصلاح طلبان، آیا آنها می‌توانند دیگر رهبری چنین حرکتهایی را دست بگیرند؟ چنین حرکت هایی چه هدفی را باید در الویت قرار داده و دنبال کنند تا با رویکرد اصلاح تدریجی و غیر ساختارشکنانه اصلاح طلبان، همسویی داشته باشد؟ چه تضمینی هست که در صورت حمایت و یا حتی سکوت اصلاح طلبان از اینگونه حرکتها، اهداف اصلاح طلبانه آنها در این غالب تامین شود؟

اما نقد مخالفان خیابان هم نکاتی را نادیده می‌گیرد. مخالفان خیابان اشاره میدارند که حرکت‌های اعتراضی در سایر کشورها نظیر الجزایر و ونزوئلا بخصوص در مورد اولی، اهداف مشخص داشته و در چارچوب این اهداف حرکت کرده است، اما موارد مشابه در ایران چون هدف مشخصی، بغیر از اهداف سلبی ندارند، لذا مشارکت در آنها خطای استراتژیک است.

این نکته در واقع بازگویی نقدی ست که همه‌ی این سالها بر جنبش اصلاح طلبی وارد بوده است. لذا شرایط کنونی و رادیکالیزه شدن هر حرکت اعتراضی در واقع نتیجه انباشت تمام مطالباتی ست که فرصت طرح جدی آنها در قالب اعتراض مدنی مسالمت آمیز، بعنوان حقی به رسمیت شناخته شده در قانون اساسی، هم از طرف دولتهای اصولگرا و هم اصلاح طلب از مردم گرفته شده است.


🔹مروری بر تجربه «ستاد همیاری فرهنگیان» در شهرهای سیل زده لرستان

▫️لیلا رزاقی/ جامعه نو: فاجعه سیل اخیر در برخی شهرهای کشور از جمله گلستان، لرستان و خوزستان همچون فجایع مشابه، برخی از نهادهای مدنی و صنفی را برای تسهیل در امدادرسانی به منطقه کشاند. گرچه شنیده‌ها از محدودیتها و ناهماهنگی‌های ساختاری و همچنین برخوردهای امنیتی به عنوان مانعی بزرگ برای حضور پررنگ فعالان و نهادهای مدنی مستقل در مناطق بحران زده حکایت دارد، اما برخی از گروههای همیار مستقل توانستند با استفاده از ظرفیت نیروهای محلی به کمک مردم سیل زده بشتابند. یکی از گروههایی که در بحران سیل اخیر استانهای کشور در مدیریت بحران مداخله کرد و در حد ظرفیتهای یک نهاد صنفی مستقل، اقداماتی را در راستای کمک رسانی به مردم آسیب دیده به انجام رساند، «ستاد همیاری فرهنگیان» بود. معلمانی که بسیاری از آنها، عواقب سیل ویرانگر را با از دست دادن خانه و زندگیشان لمس کرده بودند، در قالب نیروهای امدادرسان به کمک سایر گروههای اجتماعی شتافتند.


▫️ جامعه نو: ویدئوی ارسالی نیروهای امدادی مستقر در پلدختر، وضعیت این شهر را دوهفته پس از سیل ویرانگر نشان میدهد. فاجعه‌ای که صدها خانه را به ویرانی کشانده و خانواده هایی که همچنان در انتظار «مدیریت پس از بحران» به سر می‌برند.


#یادداشت_منتخب

🔸 نقش مشارکت‌های مردمی و جامعه مدنی در بحران سیل گلستان

🖌 محدثه جلیلی؛ پژوهشگر مرکز بررسی‌های استراتژیک

سالانه میلیون‌ها نفر متأثر از خطر سیل‌اند. آمارها نشان می‌دهد که سیلاب در ۵ دهه اخیر نیمی از کل خسارات ناشی از بلایای طبیعی در دنیا را به خود اختصاص داده است. تحقیقات نشان‌دهنده افزایش دفعات وقوع و بزرگی سیل در دهه‌های اخیر است.

مقابله با فجایع نیازمند تدابیر استراتژیک است و یکی از این استراتژی­‌ها، «کاهش خطر فاجعه» است که در سال ۲۰۱۵ توسط ۱۸۷ کشور عضو سازمان ملل تأیید شد و دفتری با همین نام در سازمان ملل مشغول فعالیت است. دفتر کاهش خطر فاجعه سازمان ملل، در سال­‌های اخیر بر نقش جامعه مدنی در کاهش خطر تأکید دارد. بررسی اهمیت نقش جامعه مدنی در فاجعه از ملزومات توسعه اجتماعی است. بنابراین این گزارش به نقش مشارکت­‌های مردمی و #جامعه_مدنی در #بحران_سیل گلستان توجه دارد.

مرور تجربه سیل گلستان در جلب همکاری اجتماع محلی در زمان حادثه نشان می­‌دهد «علقه مکانی»، افراد را به سمت #خدمت_داوطلبانه در جلوگیری از پیشروی سیلاب سوق داده‌ است. بدون حمایت و تعهد نیروهای داوطلب امکان مهار بحران وجود نداشت. نیروهای داوطلب به سرعت ساماندهی شدند و به‌طور گسترده­‌ای برای برقراری ارتباط و انتقال اطلاعات حادثه، هماهنگی آن‌ها در جمع­‌آوری­‌های مالی از طریق رسانه­‌های اجتماعی، مشاوره و پشتیبانی استفاده شد.

مجموع واکنش­‌هایی که همیاران محلی نسبت به سانحه انجام دادند عبارتند از:

۱️⃣ جلوگیری از خسارت جانی و مالی بیشتر

۲️⃣ احیای نظم در دوران سانحه

۳️⃣ برقراری وضعیت عادی

همیاران محلی توانستند خلأهایی را ساماندهی کنند. این خلاء‌ها عبارتند از:

خلأ شناختی

خلأ اطلاع­‌رسانی

خلأ مشارکتی

خلأ حضور تسهیلگران

خلأ آموزشی

اما هم‌زمان به دلیل #مدیریت_دوگانه بحران، نوعی مکانیسم­‌های ناسازگار بروز یافت.

مکانیسم ناسازگار #اول، نمایش مدیران دلسوز برای کسب عنوان مسئول موفق بود. متأسفانه بخش دیگری از نمایش، حضور افراد ناآگاه و آموزش ندیده در زمان بحران است. تجمع­‌های نامنظم و ساماندهی نشده افراد در زمان حادثه که بخشی از آن ناشی از همدلی، اضطراب و بخشی ناشی از کنجکاوی و یا حتی رفتارهای ضداجتماعی مانند غارت از منازل تخلیه‌شده، که چه در صورت اجتماعی و چه ضداجتماعی، خروجی آن ایجاد مزاحمت و چالش برای مدیریت در زمان بحران بود.

مکانیسم ناسازگار #دوم، خطای نیروهای امدادی داوطلب و آموزش ندیده است که در کنار کمبود امکانات و تجهیزات، منجر به غرق شدن شهروندان گمیشان شد.

مکانیسم ناسازگار #سوم در سطح اجرایی، برخوردهای فیزیکی بین شهروندان محلات و روستاهای مختلف متشکل از گروه‌های خودیاری کوچک، برای نجات محله و شهر خود از خطر سیلاب بود.

تسهیلات دولت برای فعالیت­های مدنی در زمان بحران:

از حادثه پلاسکو تا کنون بارها درخصوص نقش شهروندان مدنی در مدیریت بحران گفته شد. متأسفانه، آمارها در خصوص فعالیت داوطلبانه در ایران چندان دلگرم کننده نیست. برحسب آخرین آماری که از زمستان ۹۴ مرکز آمار ایران در دست است افراد ۱۵ سال و بیشتر ایرانی ساکن در مناطق شهری در ۲۴ ساعت به طور متوسط، فقط دو دقیقه برای فعالیت­‌های داوطلبانه اختصاص می­‌دهند. این آمار با این واقعیت مشارکت مدنی فاصله بسیاری دارد. در ادامه به مهمترین اقداماتی که برای تقویت چنین نمایش­‌هایی ضروری است اشاره می­‌شود:

همبستگی ناشی از بحران، تعامل برای نجات را افزایش داد. اما از نقش­شان تعریف رسمی نشد. داوطلبان باید مطمئن باشند که خدمات ارائه شده توسط آنها تحت حمایت کامل قرار دارد. افراد غرق شده در گمیشان ضروری است که تحت حمایت بیمه حوادث قرار گیرند. از خانواده­‌های آنها تقدیر شود و حتی ضروری است به عنوان نمادی از شهروندان مدنی در حادثه سیل شناخته شوند.

قطعا خلق چنین نمایش باشکوهی رهبران آگاه، توانمند و مؤثر در شبکه­‌سازی محلی داشت. دولت می­‌تواند پتانسیل و تجربه موفق موجود را به عنوان بخشی از دستورالعمل مواجهه با سیل تدوین کند. تجربه زیست بومی افراد درگیر حادثه در مدیریت بحران مؤثر بود. خوب است پیشوایان حرکت مدنی شناسایی و معرفی شوند.

شهروندان مدنی بدون هیچ­گونه آموزشی خدمات امدادی ارائه کردند. بخش مهمی از افراد داوطلب آموزش دیده نبودند و به امکانات اولیه برای امداد دسترسی نداشتند. دولت می­‌تواند با ایجاد ارتباط مؤثر میان متولیان آموزش در زمینه امداد، ایمنی و بحران با داوطلبان، تسهیلگر مؤثری در این خصوص باشد. / کانال تحلیل اجتماعی


#الف

🔸کفایت اصلاحات!

▫️شورای سردبیری: کارایی‌وکفایت کیفیات مهم همه سیستمهاو نظامها هستند. کامپیوترباید توان‌انجام کارهایی را داشته باشد، امابرای انجام وظیفه خاصی که برای آن‌تعریف میشود، مثلا حسابداری، باید توان ویژه‌ای داشته باشد که به آن کفایت میگوییم. نظامهای سیاسی نیز به همین سان باید هم کارایی داشته باشند و هم کفایت لازم برای انجام کاری که به عهده میگیرند. کارایی امری نسبی است. مثلا حکومت ایران در زمینه سازماندهی راهپیمایی‌های میلیونی‌ طرفداران خود کارایی خوبی دارد، در مورد کنترل تظاهرات مخالف خود کارایی نسبی دارد و در زمینه ایجاد وضعیتی که براساس آن مجبور نباشد گروهی از مردم را برای مخالفت با گروهی دیگر به خیابان بکشد کارایی ندارد. نتیجه آنکه کارایی نظامها نسبی است.

کفایت موضوع متفاوتی است اما آن هم میتواند نسبی باشد. مثلا رویارویی‌ با بحرانها کفایت میخواهد. وقتی‌خطر حمله‌ تروریسم وجود دارد، حکومت باید کفایتی برای مقابله داشته باشد (که حکومت ما دارد) و وقتی خطرعوامل‌طبیعی مانند زلزله و سیل وجود داردباز هم حکومت باید کفایت مقابله با آثار آن‌ را داشته باشد (که این‌ حکومت غالبا ندارد) اما کفایت حکمرانی امر متفاوتی از کارایی است. نقص کفایت در حکمرانی، یک کمبود نیست، فقدان‌ است: ساده‌ترین ماشین‌حساب هم نمیتواند فاقد مکانیسم یکی از جهار عمل اصلی باشد. برای آنکه بتوانیم دستگاهی را ماشین‌حساب بنامیم، حداقل باید کفایت اعمال جمع، تفریق، ضرب و تقسیم را داشته باشد. کفایت حکومت هم همین حکایت را دارد. حکومتی که نتواند نظم را برقرار کند، جامعه را امن نگه دارد، اقتصاد را به سامان برساند، با جهان خارج رابطه معقول برقرار کند، امنیت سیاسی، اجتماعی و روانی را ارتقا دهد و جامعه را امیدوار نگه دارد، کفایت ندارد. برقراری نظم پلیسی، جمع‌آوری جیب‌برها و معتادان، اعمال فشار بر گرانفروشان یا حضور در جنگهای‌ بین‌المللی، یا دائما از نشاط اجتماعی و جوانان امیدوار حرف زدن البته ممکن است، اما نشانه‌ کفایت حکومتها نیست. حکومت ما از نوعی است که کفایت آن مدتهاست زیر سوال است.

حکومتی کاملا بی‌کفایت برای‌اداره بهینه‌امورمهم کشور (اقتصاد، منافع ملی، سیاست خارجی‌) حتی‌در‌حداقل است. اینکه بی‌کفایتی‌متعلق به کدامیک از دو جناح است موضوعی‌فرعیست. کل‌حکومت بی‌کفایت است: حکمران‌ و‌ دولت مستقر، یعنی مجموعه دولت‌ پنهان و دولت‌ رسمی در اداره امور کشور درمانده وبی‌کفایت‌است، وگروه مقابل‌آن به عنوان جناح‌ اپوزیسیون‌ درون‌ نظام نیز درجایگاه اپوزیسیونی خود بی‌کفایت است. هریک به طریقی. نمونه ساده‌ای بیاوریم: همانقدرکه حکومت در مورد تبیین، تعریف و ترسیم و اجرای سیاست خارجی به‌خطا میرود و کشور را به مهلکه‌ میکشد و منابع آنرا هدر میدهد، اپوزیسیون آن در زمینه سیاست‌ خارجی بی‌چشم‌انداز، کج‌نظر و‌ الکن‌است؛ همانقدر‌که حکومت فقدان محاسبات استراتژیک و بی‌کفایتی در گره زدن سرنوشت کشور به دعوی دشمنی با امریکا نشان میدهد، عناصر پیشگام جبهه‌ اصلاحات وارفتگی و خطای‌بصر در اصرار بر مذاکره به نمایش میگذارند. گویی مرز فعالان‌اصلاح‌طلب، مواضع‌ علی‌مطهری است که گامی‌ فراتر از مواضع او نمی‌گذارند. درحالی‌که دقیقا ده‌سال‌ پیش مردم ایران عقیده خود را به‌صراحت درباره پیوندهای منطقه‌ای حکومت با شعار نه‌غزه‌ و نه‌لبنان بیان‌ کردند، اصلاح‌طلبان‌ترسیده از خشم حکومت ابتدا از مردم انتقاد و سپس زبان‌ در کام کردند و ده سال است هنوز در کام دارند. برای اهل سیاست بی‌کفایتی‌ بزرگی است اگر تشخیص ندهند آنچه در منطقه به ما آسیب میرساند و زمینه آسیبهای بزرگتر را فراهم میکند کم از کشمکش با آمریکا نیست و صلاح مردم ما آنست که فارغ از آنکه نظر ایالات متحده چیست، روابط خود را با کشورهای منطقه‌ فارغ‌ از ایدئولوژی، فرقه‌گرایی، رقابت برسر حوزه‌ نفوذ نظامی و کشمکش‌های کلان جهانی تنظیم کنیم. این را ده‌سال پیش مردم در جنبش‌سبز در قالب سیاسی «نه غزه، نه لبنان» گفتند و چند سال است در قالب اقتصادی هم میگویند. این را در تحرکات‌ خیابانی اعتراض به پرداخت نشدن حقوق‌ و مشکلات‌ اقتصادی با شعار «سوریه را رها کن، فکری‌ به‌حال‌ ما کن» میگویند. به قاعده، اصلاح‌طلبان باید مطالبات خود را از چنین درخواستهایی استخراج میکردند. اما … فاقد «کفایت‌‌ اصلاح‌طلبی» شده‌اند.

به همین‌سان است سایر مطالبات آنها درحوزه اقتصاد و در عرصه سیاست: کفایت‌نظری نداشته‌اند تا‌ از ترکیب‌ مطالبات‌ مردم، تقاضاهای‌ دستمزدبگیران، و نیازهای‌ توسعه‌ای‌ ملی با راهنمایی‌های اقتصاددانان مطالبات‌ سیاسی بسازند و در مقابل حکومت بگذارند. در حیطه سیاسی، حتی کفایت تشخیص‌ تاثیر صدور اعلانات‌ سوزناک برای محصوران و ستایش از نسرین‌ستوده‌ را با فراموش‌شدگی سرنوشت‌ صدها زندانی‌ سیاسی کم‌نام و نشان نداشته‌اند …تغییر رفتار آنها، بویژه امسال برایشان لازم است!


#یادداشت_منتخب

♦️ بازخوانی یک توطئه؛ پرده اول - حمله به سفارت عربستان

🖌محمدرضا طایفه

▫️در ایران حوادث فراوانی رخ داده که تنها دلیل ممکن حادث شدنش، حماقت و بلاهت دهشتناک یک گروه قدرتمند بوده‌است. اما حادثه به آتش کشیدن و غارت سفارت عربستان در تهران و کنسولگری آن در مشهد آنچنان آشکار و واضح و در تمامی ابعاد و جوانب شدیدا به ضرر منافع ملی بود و آنقدر به روشنی و گستردگی و مستقیم منافع عربستان سعودی را تامین می‌کرد که برای هر ناظر بیطرفی توطئه بودن این سلسله رویدادها کاملا مشخص و بدیهی است. بررسی زوایای مختلف آن حادثه، مصدق آن است که اتفاقات و حوادث ایران بخشی از برنامه تنظیم شده سعودی‌ها بود برای قتل نمر باقر النمر پیشوای کاریزماتیک شیعیان عربستان.

اگر عناصری در ایران به این اتفاق کمک کرده‌اند یا به کل فریب خورده‌اند یا به دلیلی با پروژه همکاری داشته‌اند، میبایست محاکمه و جایگزین شوند. آتش‌سوزی و غارت سفارت عربستان قتل نمر را در رسانه‌ها از یاد برد. کمتر از سه‌سال قبل از آنکه محمد بن‌سلمان دستور اره کردن جمال خاشقجی را صادر کند، پدرش سلمان در دوم ژانویه ۲۰۱۶ فرمان سربریدن باقر النمر و ۴۶ تن دیگر از سران مخالف شیعه را در یک روز داد. این «کشتار جمعی» مخالفان اما به دلیل حوادث مشهد و تهران به تمامی به فراموشی سپرده شد، و در مقابل نه تنها خون نمر به هدر داده شد، بلکه عربستان با آن ضربه‌ای عظیم به روابط خارجی ایران وارد کرد و روابط ایران با اغلب کشورهای مسلمان را به شدت تضعیف کرد یا برید.

ممنوعیت سفر شهروندان عربستان و بحرین به ایران هم در کنار ضربه اقتصادی سنگینی که با قطع ورود ۲ تا ۳ ملیون زائر و مسافر و ایرانگرد ولخرج به کشور وارد ساخت وسیله‌ای شد برای قطع کلی رابطه گروه‌های شیعی و دیگر مخالفان و اقلیت‌های عربستان با ایران. شاید به یاد داشته باشید که دختری عربستانی در ایران مشغول به درس خواندن بود و وبلاگ معروفی داشت که از خاطراتش می‌گفت و به دنبال نزدیکی مردم دو کشور بود. توطئه حمله به سفارت و کنسولگری عربستان بخشی از طرحی بود که بن‌سلمان و پدرش پیاده کردند و به آسانی و با کمترین هزینه هم مهمترین مخالفان خود را حذف کردند.

بسیاری از اعضای خانواده نمر اکنون در زندانند‌، علی نمر پسر برادر شیخ به بریده‌شدن سر و سپس به صلیب کشیده شدن محکوم شد و منتظر اجرای حکم است. ۲ تن دیگر از آنان هم به تازگی در حمله پلیس سعودی کشته شده‌اند. هم رابطه شیعیان و ایران دوستان با ایران را بلکل قطع کردند، هم ایران را از رونق و درآمد سرشار توریستی محروم کردند، که در روزگار تحریم نجات بخش بود، و هم بزرگترین ضربات ممکن را به حیثیت عمومی و دیپلماتیک ایران و روابط ارزشمند ما با کشورهای دیگر زدند -بله شامل خصوصا جزایر قمر و جیبوتی- که هنوز که هنوز است بسیاری از این روابط به شرایط ۳ سال پیش باز نگشته است.

آیا می‌توان در اینکه این حادثه بخشی از توطئه کثیف بن‌سلمان و پدرش بوده است شکی داشت؟ در این صورت آن گروه‌‌ها و اشخاصی که عامل این اتفاقات بوده‌اند یا در جلوگیری از وقوع آن غفلت عمدی کرده‌اند به شکلی آشکار عامل کشور متخاصم خارجی در کشور بوده‌اند و باید با آنان در همین سطح برخورد کرد و ریشه این اتفاق را پی گرفت تا شاید بشود از شر بخش بزرگی از سرطانی که در بدنه کاهل حاکمیت ایران در حال نزج و رشد است خلاص شد یا دستکم از وجود آن آگاهی درستی پیدا کرد. نه اینگونه که برخورد شد، با اتهام «اخلال در نظم عمومی از طریق جنجال و تجمع غیرقانونی و مشارکت در تخریب عمدی اموال سفارت عربستان» که البته بعضی یک اتهام و بعضی هر دو اتهامات را داشته‌اند و نهایتا هم برای هر کدام به ۳ ماه زندان محکوم شدند، یعنی ۳ ماه یا ۶ ماه حبس -که عمرا بروند- و همین و تمام. در حالیکه این یک خیانت آشکار نه فقط به کشور، بلکه به خون ۴۷ آزادی‌خواهیست که مظلومانه در این عصر یخبندان سر بریده شدند و برای احدی اهمیتی نداشت.

آن خیانت به محمدبن‌سلمان هم جرات داد تا نقشه‌های دیگرش را نیز با همین نیت خصمانه و فشار و خشونت و زور -صرفا ناشی از پول مفت- به پیش براند و منطقه‌ای مصیبت‌زده و زخمی را هر روز بیشتر غرق جنگ و درگیری و خشونت و التهاب و درگیری کند. وقتی دشمن چنین واضح در کشور عاملانی قدرتمند دارد، نباید کشف و خنثی سازی این ایادی نخستین اولویت سازمانها باشد؟ آیا در این خطوط چیزی به غیر از یک توطئه میتوان یافت؟ / ایران ما


#یادداشت_منتخب

🔸سوریه‌ای شدن، با چراغ خاموش

▫️آرمان امیری: خبر ورود نیروهای حشدالشعبی عراق به خاک ایران را، نه مقامات رسمی، بلکه رسانه‌ها منتشر کردند. هدف آن نیز که در ابتدا جلوگیری از ورود سیل به عراق عنوان شده بود، از جانب روزنامه کیهان تکمیل شد: شبه‌نظامیان منطقه، از حشدالشعبی عراق گرفته تا فاطمیون افغانستان و زینبیون پاکستان، به درخواست و دعوت سردار قاسم سلیمانی و با هدف کمک‌رسانی وارد خاک ایران شده‌اند.

تا همین جای مساله، سکوت و ای بسا بی‌خبری کامل مسوولان دولتی از ورود نیروهای شبه‌نظامی منطقه به خاک کشور به اندازه کافی جای حیرت دارد. درست به مانند تاسیس پایگاه نظامی روس‌ها در فرودگاه همدان، این بار هم نه مجلس و نه دولت هیچ نشانی از اطلاع خود بروز نداده‌اند و معلوم نیست چنین تصمیم عجیبی کجا گرفته شده است. در فهرست استقبال کنندگان از نیروهای عراقی نیز هیچ مقام دولتی، نماینده‌ای از وزارت خارجه و یا حتی مجلس به چشم نمی‌خورد. رسانه‌ها فهرست استقبال کنندگان را بدین شرح ذکر کرده‌اند: امام جمعه مهران، فرمانده سپاه امیرالمومنین استان ایلام، فرمانده سپاه ناحیه مهران، فرمانده هنگ مرزی مهران و فرماندار شهرستان مهران.

این اتفاقات، وقتی در کنار مصاحبه نگران کننده دو ماه پیش رییس دادگاه‌های انقلاب اسلامی تهران قرار گرفت، نگرانی‌ها را دو چندان کرد. حجت الاسلام «موسی غضنفرآبادی» اسفندماه گذشته گفته بود: «اگر ما انقلاب را یاری نکنیم، حشدالشعبی عراقی، فاطمیون افغانی، زینبیون پاکستانی و حوثی‌های یمنی خواهند آمد و انقلاب را یاری خواهند کرد»! بجز حوثی‌های یمن، این دقیقا همان ترکیب نیروهایی است که امروز به اسم امدادرسانی وارد خاک کشور شده‌اند. نگرانی ما اما از یک روند کلان‌تر جایگزینی «امت» به جای «ملت» است.

از زمان ورود نیروهای نظامی ایران به خاک سوریه، (که آن هم معلوم نشد در کدام نهاد به تصویب رسیده است) شاه‌بیت تبلیغات حمایتی، بر کلیدواژه «امنیت ملی» بنا شده بود. شعار «اگر آنجا نجنگیم، باید اینجا بجنگیم» مدعی بود که حدود ۲۰۰۰ کیلومتر پیشروی نیروهای نظامی ایران فراتر از مرزهای کشور، صرفا با هدف دور نگه داشتن تهدیدات خارجی از خاک وطن است. استدلالی که فارغ از صحت و استواری‌اش، احساسات ملی‌گرایانه بسیاری را تحت تاثیر قرار می‌داد. ادعای دستگاه نظامی، محوریت یافتن مفهوم وطن و ملیت در سیاست منطقه‌ای کشور بود. ادعایی که هرچند با سابقه ضدملی‌گرایانه نظام سازگاری نداشت، اما دست‌کم شواهدی به سود خود جلب کرده بود؛ مساله اخیر اما می‌تواند مصداق بیرون افتادن دم خروس و رسوایی یک سیاست فریب به حساب آید.

رویای جایگزینی «امت واحده»، به جای «ملت ایران»، رویایی که زیر پوشش شعار «هلال شیعی» مرزهای‌اش تا مدیترانه نیز گسترش می‌یافت، سیاستی است که با ذات و گرایش نهادهای پادگانی کشور سازگاری و تطابق کامل دارد. در این سیاست، نه تنها مرزهای هیچ یک از کشورهای منطقه (از جمله خود ایران) هیچ اهمیتی ندارد، بلکه با مصادیق فراوان می‌توان دریافت که در دل این سیاست، «ایرانی» بودن ملاک «خودی» بودن به حساب نمی‌آید، بلکه تنها ملاک محوری، همراهی با هسته ایدئولوژیک تشکیل شده برای این «امت واحده» است.

به یاد داریم که از سال‌ها پیش، نیروهای بسیج با شعار «نواده روح‌الله، سیدحسن نصرالله» صراحتا نشان می‌دادند که نصرالله لبنانی را به سیدحسن خمینی ایرانی ترجیح می‌دهند؛ این مساله اما در ماجرای اخیر گستردگی خیره کننده‌ای به خود گرفت. انبوه تبلیغات و تصاویر منتشر شده، (معمولا با هشتگ «اول بیل بزن، بعدا حرف بزن») حملات تندی را متوجه منتقدان ایرانی کرده بود و آشکارا بیان می‌داشت که از نظر گردانندگان این سناریو، حشد عراقی، یا فاطمیون افغان و زینبیون پاکستانی، نه تنها به مراتب خودی‌تر از ایرانیان منتقد (تا سرحد صادق زیباکلام و پرویز پرستویی) هستند، بلکه حتی برای این گروه‌های غیرایرانی، حق و حقوق بیشتری برای تصمیم‌گیری در امور داخلی ایران قایل هستند! حقی که توجیه تبلیغاتی آن فعلا بیل زدن عنوان شده اما هر ناظر خردمندی می‌داند که این حق صرفا همراستایی با هسته ایدئولوژیک و نظامی حاکم است.

بدین ترتیب، پیش چشم خود می‌بینیم که مرزهای کشور ما چطور معنای خود را از دست داده‌اند و حتی هویت و حقوق شهروندی و ملی ایرانیان چطور آشکارا انکار شده و مورد استهزا قرار می‌گیرد. فاجعه‌بارتر از همه و حتی رقت‌انگیز اینکه، بخشی از نیروهای داخلی که برای سال‌ها تمام اقدامات محافظه‌کارانه خود را زیر پوشش نگرانی از بابت «سوریه‌ای شدن ایران» توجیه می‌کردند، امروز به عروسک خیمه‌شب‌بازی و توجیه‌گر این صحنه وحشت‌آور بدل شده‌اند و به جای انتقاد از این موج ویرانگر ملیت، خودشان هم زیر بیرق سپاه سینه می‌زنند. /کانال «مجمع دیوانگان»


▫️جامعه نو: امروز دو یادداشت منتخب مرتبط و تازه را به خوانندگان تقدیم میکنیم که در چارچوب موضوعات معمولا مورد علاقه همراهان و مسائل مورد پوشش جامعه‌نو است. این روزها، نشانه‌های بیشتری از نفوذ واقعی مخرب و خطرناک دستان بیگانه در دستگاه غافل حکومت آشکار شده و توسعه آگاهی درباره آن احساس میشود. این دو یادداشت را در دو پست پیاپی بعدی بخوانید.


🔻راهکارهای سید محمدخاتمی برای برون‌رفت از وضعیت کنونی کشور

▫️راهکارهای آقای خاتمی که در یادداشت #الف امروز به آنها اشاره شده به قرار زیر است:

۱- ایجاد و تقویت فضای همبستگی ملی

باید به سرعت فضای همبستگی و نزدیکی تمام جریان‌ها به هم ایجاد و فضای حذف و نفی و دفع یکدیگر با بدبینی و تنگ‌نظری که سبب انزوای بخش زیادی از نیروهای کارآمد جامعه خواهد شد، تغییر کند.

۲- وحدت ملی

همه نیروهای متخصص و متعهد که هدف‌شان سربلندی و پیشرفت ایران و آرامش و امنیت و برخورداری مردم است، باید در کنار هم قرار بگیرند و راه این انسجام ملی، باز شدن راه گفت‌وگو است.

۳- تغییر نگاه رسانه‌های ملی

رسانه‌های ملی ما نباید تنها نماینده و بیانگر یک سلیقه و جهت در جامعه باشند؛ باید گفت‌وگو کنیم و این گفت‌وگو‌ها در جامعه ایجاد و به جامعه منتقل شود.

۴- ایجاد فضای باز و امن و آزاد سیاسی

فضای امنیتی حاکم بر جامعه که خود عامل مهم ضدامنیت است باید به فضای باز سیاسی و امن و آزاد تبدیل شود؛ هر ایرانی باید بتواند در چارچوب قانون اساسی از حقوق خود بهره ببرد و ستیزهای کنونی به رقابت سالم تبدیل شده و قدرت انتخاب جامعه نسبت به راهکارها و راهبردها بالا برود.

۵- محدود کردن دایره غیرخودی

نباید هرکس سلیقه‌ای متفاوت داشت، غیرخودی تلقی شود؛ نیروها و متخصصان و دانشمندان و سیاستمداران را نمی‌شود با برچسب غیرخودی دور کرد. آیا امروز تاکید رهبری بر جذب حداکثری و دفع حداقلی در جامعه تحقق یافته است؟

۶- برداشتن حصر

حصر، استخوانی لای زخم است و بخش زیادی از جامعه را دلخور و ناامید کرده و هیچ فایده‌ای هم نداشته است. وقتی رهبری، حل مساله را به شورای امنیت ارجاع می‌دهند، باید به سرعت این معضل حل شده، حصر شکسته و محدودیت‌ها برداشته شود.

۷- آزادی تمام زندانیان سیاسی

باید همه زندانیان سیاسی که دستشان به خون آلوده نیست و همدست عملی براندازان نیستند آزاد شوند. در شرایطی که دشمنان دندان‌های‌شان را نشان می‌دهند، متاسفانه شاهد افزایش اخطارها و احضارها و محاکمات پرحرف و حدیث هستیم. کنترل و کاهش این احضارها و محاکمات کافی نیست، آزادی تمامی زندانیان سیاسی گره‌گشاست.

۸- اعلام عفو عمومی

اکثریت مردم، به ویژه ایرانیان خارج از کشور دلسوز ایران هستند و اینکه چقدر به جمهوری اسلامی اعتقاد دارند مهم نیست، چون اکثریت مردم ایران را سربلند می‌خواهند و حاضرند برای رسیدن به این سربلندی از جان

مایه بگذارند. مسلما کسانی هم هستند که علنا اعلام براندازی کرده و با دشمنان متجاوز ایران، همکاری و تبانی کرده‌اند یا به دلیل بی‌پایگاهی مورد سوءاستفاده قرار گرفته‌اند که حساب آنان از ایرانیان دلسوز جداست. باید اطمینان داد که انبوه متخصصان ایرانی داخل و خارج از کشور در فضای بهتر می‌توانند بی‌هیچ نگرانی برای سربلندی و پیشرفت ایران تلاش کنند. البته اولویت، فراهم آمدن امکان بهره‌گیری از همه نیروهای داخلی است.

۹- رفع محدودیت‌های بیجا

فراهم آوردن زمینه برگزاری انتخابات باز و آزاد با محوریت مردم که تقویت‌کننده امید در جامعه است عامل مهم برای بازگرداندن اعتماد و امید به جامعه و مردم است.

۱۰- پایان دادن افراط و تندروی

همه جناح‌ها و گروه‌ها باید حقیقتا بکوشند میدان را از افراط‌گرایان و تندروها، در همه عرصه‌ها و در همه قوا و جناح‌ها بگیرند و البته حاکمیت باید در این مهم پیشتاز باشد.

۱۱- کارآمدی بیشتر قوای سه گانه و نهادهای حاکمیتی

تمام دستگاه‌های کشور باید کارآمدتر و مسوول در مقابل مردم بوده و با کارآمدی و اصلاح بتوانند به مردم و ایران خدمت کنند. ناهماهنگی میان قوای سه‌گانه و حضور نهادهای موازی از مشکلات ساختاری است که سبب گسست در جامعه شده است.

۱۲- شنیدن اعتراض مردم

مردم ایران ناراحت و گرفتار هستند و زندگی مردم در معرض خطر جدی است و اعتراضات بحقی دارند؛ همه باید این اعتراض را بشنویم و به جای جلوگیری از اعتراضات بحق، باید همه ارکان حاکمیت درصدد رفع مشکلات منجر به این اعتراضات برآیند. بی‌شک معترضان دلسوز ایران نیز متوجه فضای پیچیده امروز هستند و اجازه سوءاستفاده از این اعتراضات که بهانه به دست تندروان داخلی و خارجی می‌دهد را نخواهند داد. خود مردم بهتر از هر کسی می‌توانند مراقب این مساله بوده و اجازه ندهند اعتراضات بحقشان زمینه سوءاستفاده افرادی که دلسوز ایران نیستند را فراهم آورد.

۱۳- پاسخگویی دولت

دولت و مجلس مستقیما برآمده از آرای ملت‌اند. دولت نقش سنگینی دارد و باید تمام دستگاه‌های کشور به دولت کمک کنند تا به وعده‌های خود که خواست ملت است عمل کند. ما از انتخاب خود پشیمان نیستیم، اما دولت هم باید کارآمدی خود را در اولویت قرار داده و به مردم ثابت کند.


#الف

🔹نوبت خاتمی!

▫️شورای سردبیری: آیا سهم سیدمحمدخاتمی در شکل‌دهی آینده سیاسی ایران تمام شده است و او دیگر نمیتواند در جامعه موج آفرینی کند؟ این الف درپی آن است که در پرتو آخرین اعلام موضع او به این پرسش پاسخ دهد. در پرتو این که در اسفندماه گفت «دیگر خیلی سخت است که به مردم بگوییم بیایید رای بدهید …در دور آینده انتخابات به حرف من و شما مردم پای صندوق‌ها خواهند آمد؟ بعید می‌دانم مگر اینکه در یکسال آینده تحولی رخ دهد.»

واقعیت این است که سخنان پیام آور اصلاحات سیاسی برای جامعه بسیار دلسرد کننده از کار در آمد. بوی شدید ناامیدی از آن بلند بود و تهدید مستتر در آن چنان رقیق بود که حکومت مزه تلخش را اصلا حس نکرد. در مقابل، ذهن جامعه را به سمت اینکه خاتمی به پایان دوران تاثیر خود رسیده است معطوف ساخت. واقع این است که خاتمی به پایان نرسیده، مگر آنکه خود بخواهد. میخواهد؟

بعید است خود چنین بخواهد. شجاعت اخلاقی او معمولا برحزم واحتیاط فوقالعاده‌اش در مقابل حکومت چربیده و علت نفرت بی پایان حکومت از او این است که هیچگاه حاضر به فدیه خصایای اخلاقی‌اش به پای قدرت نشد و حفظ جایگاه خود را به بهای فرمانبرداری معمول روحانیون درپیشگاه صاحبان قدرت فائقه نپذیرفت. اما آخرین سخنانش علائمی از ناامیدی به جامعه پمپاژ کرده و از پایان نقشش خبر میدهند. میتوانیم بگوییم چنین نیست.

از او در سالهای پس از ریاست جمهوری‌اش تنها به عنوان یک امضا استفاده شده است. گاه بلاهت بار و کثیف، و گاه هشیارانه و زیرکانه. یکبار نام او را پای فهرستی از نانخورهای

جنبش اصلاحات گذاشتند تا انها را به شورا بفرستند، وگاهی هم امضا و واژه تاکیدی تکرار را از او برای روبروکردن حگومت با واقعیت از دست رفتگی مشروعیت به کار گرفتند. اما خودش هیچگاه به میدان در نیامد و با نظام با صدای بلند سخن نگفت. وضع کشور میگویدهنوز کارش تمام نشده است.

در چهارده سال گذشته، او غیر از یک امضا برای اصلاح‌طلبان، برای حکومت هم صرفا در مقام ناصح ظاهر شده است و نه یک مطالبه‌گر سیاسی. بین اینها تفاوت هست و نقش او قابل تغییر است و میتواند به جایگاه مطالبه‌گری‌فعال اصلاح‌طلبانه از حکومت برگردد. نقش کنونی اوفرودستانه، گوشه گیر، و به صورتی گاندی‌وار همراه با امتناع از رویارویی است. آشکارا نمیخواهد خیس شود و عبای خود را از نهری‌که آب ان را به حق نجس میداند دور میکند. اما این رودی است که مردم، جویندگان اصلاحات، در حال غرق شدن در آن هستند و حکومت دارد با غلتاندن همه در زهرآبه آن این ملت را میکشد. حالاسهم او بالا گرفتن لباده و کناره‌جویی نیست. شاید زمان بازگشت فعال او به عرصه سیاست و بلند کردن صدا فرا رسیده و احتمالا آن زمان امسال است …. با خوئینی‌ها و شیخ عبدالله نوری فرق دارد؛ خاتمی نمیتواند از مسیر آنها برود که خود را برای یک ناآینده‌روز نامعلوم ترشی انداختند.

البته که کسی نمیتواند برای خاتمی تعیین تکلیف کند، اما او بیش از دودهه پیش جلودار روندی از سیاست‌ورزی در کشور شد که تجربه نشان داده کسی غیر از خودش نمیتواند آن را تداوم دهد. تا همین تابستان گذشته هم از تداوم خط و تاثیر خودش نا امید نبود. مطالبات پانزده گانه‌اش در تابستان گذشته هنوز میتواند مانیفست مطالبات همه اصلاح طلبان و تحول‌خواهان باشد (آنها را جداگانه بدنبال این #الف بازانتشار خواهیم داد)، اما هرچند نیاز نیست خاتمی در باره برخی از انهاپافشاری کند (مثلا رفع حصر) لازم است باصدایی بلند‌تر از جانب اواعلام شوند؛ نه به عنوان «راهکارهایی برای برون‌رفت از وضعیت کنونی» بلکه به عنوان مطالبات حق و لازم الاجرای اکثریت جامعه از حکومتی که عملکردش سبب افلاس آشکارکشور، گرفتاری ریشه دار بین‌المللی، فروپاشی عمیق اقتصادی و اخلاقی جامعه، و نابودی وحدت ملی‌شده است.

صدایش را برای این بلند نکند که مردم به حرف اوگوش و درانتخابات شرکت کنند. این اید‌ه‌‌ نقض‌غرض‌است؛ آن انتخابات مهم هست، ولی در مقابل راه بی‌فرجامی که حکومت کشوررا به ان رانده اهمیتی ندارد. نبایدازخاتمی جمع کردن رای برای سیاست پیشه‌ها بخواهند؛ کسی خواستار تاثیرات کاریزماتیک‌هم از جانب او نیست؛ در جایگاه ان مرد پافشاری کننده بر افشای غده سرطانی قتلهای زنجیره‌ای دهه هفتاد هم نیست که از اوایستادگی در برابر اراده حکومت بخواهند. مساله این است که اکثریت مردم کشور اکنون فاقد یک رهبرسیاسی بیان کننده مطالباتشان از حکومت در قالب «مطالبه» اند، و خاتمی باید از مرحله‌ ارائه راهکار بگذرد وبه فاز مطالبه پا بگذارد. عبور از این بیابان بی نهایت وشب سیاه که جز وحشت و ناامیدی نمیفزاید کوکب هدایتی میخواهد. خاتمی بخواهد یا نه، و راضی باشد یا نه، هنوزآن کوکب است. باید فروغی کافی داشته باشد تا از این بیابان بگذریم.


▫️جامعه نو: باید از همراهانی که یا ساکن مناطق سیل‌زده هستند و یا دل‌نگرانی از موقعیت هموطنان گرفتار عواقب سیل ذهن آنها را رها نمیکند عذر بخواهیم که به طرح مسائل سیاسی برگشته‌ایم. موقت است و به دلیل برخی مسائل از جمله ورود هدفمند امثال بی بی سی به بحثهای نظری اصلاح طلبان (از همین امشب) فوریت دارد. برخی مطالب در نوبت انتشار مانده‌اند که از امشب منتشر میشوند. بزودی به پیگیری مسائل سیل باز خواهیم گشت ولی به دلیل فوق مجبوریم دو یادداشت «نوبت خاتمی» و «کفایت اصلاحات» را زودتر منتشر کنیم.


🔺استراتژی‌های پیشنهادی برای سال ۹۸

▫️مرتضی ایمانی راد: با توجه به روندهای اقتصاد ایران که در این خلاصه نمی‌توان به آنها پرداخت، استراتژی‌های زیر را به طور کلی برای واحدهای اقتصادی پیشنهاد میکنم:

اول، هر کس درآمد ارزی داشته باشد سال جاری سال فرصت‌ها است. بنابراین دسترسی به درآمدهای ارزی یکی از استراتژی‌های محوری سال جاری است. دسترسی به درآمد ارزی هم الزاما از طریق صادرات نیست، بلکه می‌شود با مشارکت، سرمایه گذاری روی ابزارهای بین المللی، انواع جوینت ونچرها و روشهای دیگر به درآمدهای ارزی دست یافت.

دوم، شرکتهایی که گرفتاری مالی دارند بهتر است استراتژی توسعه و یا افزایش سهم بازار را کنار بگذارند و تنها به بقا فکر کنند.

سوم، با توجه به کمبود نقدینگی، مدیریت نقدینگی یکی از کلیدهای سال جاری است.

چهارم، مانیتور کردن محیط، مخصوصا بازار ارز اهمیتی کمتر از تولید ندارد. مرتب باید اقتصاد را رصد کرد.

پنجم، پیشنهاد میکنم برنامه ریزی را کنار بگذارید. برنامه ریزی در هر زمان و به هر شکلش کاری انجام نمی‌دهد. بهتر است همانند مغولها تصمیم بگیرید. آنها کشک در دهان و روی اسب استراتژی‌های خود را می‌ساختند. در نتیجه باید زمان را از استراتژی گرفت.

ششم، کنترل هزینه‌ها بسیار مهم است. بدون کنترل هزینه‌ها نمی‌توان بقا را تضمین کرد.

هفتم، در همین شرایط ایران، فرصت‌های بسیار زیادی است، فقط باید متفاوت فکر کرد.

هشتم، بهتر است تا جاییکه می‌توانید روی وب بروید. این روزها کسب و کار را روی وب بردن اجتناب ناپذیر شده است. ن

نهم، تا مواد اولیه را تهیه نکرده باشید فروش نکنید. به مرور زمان ممکن است سود شما به زیان تبدیل شود.

دهم، تا حد امکان از فروش اعتباری خود داری کنید مگر اینکه هزینه اعتبار را در قیمت خود منظور کرده باشید.

یازدهم، از هر گونه تعهد ارزی که باید ریالی تسویه شود خود داری کنید.

دوازدهم، مدیریت موجودی کالا یکی از مبرم‌ترین فعالیت‌های سال جاری است. اینکه در هر مقطع چه میزان موجودی در شرکت باشد، در سود آوری شرکت تاثیر بسیار زیادی دارد.

سیزدهم، با توجه به اینکه بازار ایران در سال ۹۸ کوچکتر می‌شود، اتخاذ استراتژی‌های رقابتی از قبیل دست یابی به تکنولوژی‌های جدید بسیار ضروری است.

چهاردهم، بهتر است تا جاییکه امکان دارد فروش به دولت کمتر و بیشتر به سمت شرکتها و مصرف کنندگان حرکت کنید.

پانزدهم، در صورت امکان بخشی از درآمدهای شرکت ارزی باشد و یا به صورت ارز نگهداری شود که در مواقع واردات ضروری بدون پرداخت بهایی بالا بتوان از آن استفاده کرد.

شانزدهم، استفاده از منابع اعتباری داخلی پیشنهاد می‌شود و استفاده از منابع اعتباری ارزی بهتر است اجتناب شود، مگر اینکه از اعتبار خارجی برای توسعه صادرات استفاده شود.

هفدهم، استفاده از تولیدات جایگزین واردات به عنوان یک فرصت.


📌جامعه نو: دکتر مرتضی ایمانی راد پژوهشگر اقتصادی در دو یادداشت روزهای اخیر خود چند پیش بینی از روند تورم در سال جاری مطرح کرده و چند راهکار را پیش روی کسب و کارها قرار داده است که در این پست و پست بعدی ملاحظه می‌فرمایید.

🔹تورم و روندهای محتمل آن در سال ۹۸

▫️تورم به افزایش سطح عمومی قیمت‌ها در یک دوره مشخص گفته می‌شود که با یک شاخص که پایه آن یکصد است اندازه گیری می‌شود. وقتی صحبت از تورم می‌شود منظور تورمی است که مصرف کنندگان حس می‌کنند. به همین دلیل به آن تورم خرده فروشی و یا تورم مصرف کننده می‌گویند. روندهای زیر برای نرخ تورم در سال ۹۸ قابل پیش بینی است.

اول، مهمترین افزایش قیمت در حوزه کالاهای پایه اتفاق خواهد افتاد. این کالاها باید قابلیت انبار داشته باشند و مورد مصرف آنها زیاد باشد. برای نمونه فولاد، ورق، مس و آلومینیوم تعدادی از این کالاها هستند. علیرغم اینکه تقاضا برای این کالاها در سال جاری محدود است، ولی قیمت آنها با افزایش نرخ ارز افزایش می‌یابد.

دوم، افزایش قیمتها اجتناب ناپذیر است. تفاوت بین اقتصاددانان تنها در میزان افزایش آن است. احتمال افزایش نرخ تورم تا سی درصد برای سال جاری قابل پیش بینی است.

سوم، انقباض تقاضا نمی‌تواند جلوی افزایش قیمت را بگیرد، ولی میتواند برایش سقف درست کند. این سقف به نظرم همان سی درصد است. اشاره به تورم‌های بالای سی درصد منطقی نیست. تورم بالاتر از سی درصد نیاز به التهاب شدید در بازار ارز دارد که این هم تابع تحولات سیاسی است.

چهارم، بنابراین سال جاری باز هم سال گرانی است. بنابراین بهتر است همیشه موجودی مثبت داشته باشیم. بعضی از شرکتها از هیجان قیمت‌های بالا فروشهایی را می‌کنند که برای آنها موجودی کافی ندارند. این رویه برای شرکتها بسیار خطرناک است. بنابراین استراتژی مناسب برای شرکتها داشتن موجودی کافی مواد است. طبیعی است که فروش اعتباری هم لازم است به پشتوانه مواد اولیه موجود انجام شود.

پنجم، اینکه تورم در کالاهای اساسی اتفاق نمی‌افتد یک فرض غلط است. نرخ تورم در سال جاری برای بیشتر کالاها فراگیر است.

ششم، بیشترین نرخ تورم در سال جاری را روی کالاهای وارداتی خواهیم داشت. بنابراین تولید کنندگانی که وابسته به واردات هستند لازم است در این زمینه تمهیداتی بیندیشند.

هفتم، کمترین میزان تورم هم در حوزه هایی اتفاق می‌افتد که خرید آن کالا نیاز به نقدینگی بالا داشته باشد و ضمنا مصرف آن قابل تعویق انداختن باشد و مهمتر اینکه استفاده از آن برای تمام اقشار جامعه ضرورت نداشته باشد.

هشتم، چون این تورم توأم با رکود اقتصادی خواهد بود، پیش بینی می‌شود که فشار اقتصادی روی مردم به دلیل بالا رفتن قیمتها و پایین آمدن فرصتهای شغلی بالا برود. متاسفانه دولت توان کاهش این فشار را ندارد.

نهم، تحقق تورم پیش بینی شده موجب می‌شود که بازار اقتصادی در ایران کوچکتر شود و بنابراین سطح رقابت در بسیاری از حوزه‌ها افزایش یابد، بدیهی است که در این شرایط حاشیه سود کاهش می‌یابد.


🌎 کانال مطالعات آمریکا

🇺🇸 بحران امروز ایران محصول نگاه افراطی و تفریطی به آمریکاست. آمریکا را بدون حب و بغض بشناسیم.

👌بهترین و آخرین تحلیل‌ها و مقالات کوتاه علمی و سیاسی در روابط ایران و آمریکا، تحریم‌ها و سیاست خارجی ترامپ

✅ زیر نظر: دکتر اسفندیار خدایی

🌿 اگر در این روزهای حساس، تحولات ایران و آمریکا را دنبال می‌کنید در کانال مطالعات آمریکا عضو شوید

👈در این کانال هر روز فقط یک تحلیل علمی-سیاسی منتشر می‌شود

@EsfandiarKhodaee


#الف

🔸مسیر دررو!

▫️شورای سردبیری: اقدامات دولتهارا می‌توان از جنبه پیشرانه‌های آنها به دوگروه تقسیم کرد: اقدامات ارادی و ابتکاری به عنوان کنش (مثل تصمیم علیه سپاه پاسداران توسط دولت ترامپ یا تصمیم حضور نظامی ایران در سوریه) و اقدامات واکنشی و اجباری (مثل تصمیم متقابل ایران در باره ارتش ایالات متحده یا بستن پل مرزی بین ونزوئلا و کلمبیا توسط مادورو). اقدامات ارادی و کنشی معمولا فکر شده‌تر و دارای تاثیر تهاجمی‌اند و در نقطه مقابل آنها، اقدامات انعکاسی و اجباری بیشتر غریزی و دفاعی هستند؛ ماهیت واکنش دارند و از بین گزینه‌های محدود انتخاب میشوند.

شاید فرض شود که گونه نخست بر دومی برتری دارد، اما در واقع آن دسته از اعمالی را میتوان بهتر دانست که بر اساس ملاحظات استراتژیک دارای افق وسیع و بخوبی فکر شده دردستور اجرا قرار میگیرند. بنابراین در واقع کسی ابتکار عمل واقعی را در دست میگیرد که از بهره هوشی بالا‌تر و قدرت محاسباتی بیشتر برخوردار است. نمونه برجسته و حاضر برای درک موضوع خروج امریکا از برجام و درگیر شدن ایران در یمن است. هردو با این تصور رخ داده‌اند که مسیر خوبی برای افزایش نفوذ و قدرت بین‌المللی‌اندو برمبنای محاسبه اشتباه از توانایی در دسترس رخ داده‌اند.: ایالات متحده علیرغم استفاده از نفوذش روی کشورهانتوانسته ان‌هارا به دنبال بکشاند و ایران امکان استفاده از سرمایه‌گذاری در ماجرای یمن راندارد.

در ماجرای اخیر، تقریبا تمامی واکنشها و پاسخها را انفعالی و انعکاسی یافته‌ایم. علت آن این است که نظام منتظر است ببیند آمریکا چه میکند تا واکنش نشان دهد و ناظران هم به همین سان، تنها میتوانند پیشنهاداقدامات متقابل و واکنشی بدهند. بدتر آنکه برای ناظران ایرانی تنها اقدام در دسترس، بازی کردن با برجام است. اخیر یکی از ناظران ۵ پیشنهاد در مقابل حکومت قرار داده است که درهر پنج مورد بند اول پیشنهاد یا بقای در برجام و یا خروج از آن است. گویی ذهن ما قفل شده است.

امابرون رفت از این تنگنا و در رفتن از دست آن تیم جنگ طلب، ربطی به ماندن و نماندن در برجام ندارد. به مذاکره علنی یا مخفی با ترامپ (که درباره آن هم حرف زده میشود) ربط ندارد. به ابتکارعمل حکومت ما در بیرون آمدن از هزارتوی شرربار خاور میانه بستگی دارد. به اینکه تیم ترامپ نتواند ما را با دولتهای عرب درگیر کند. استدلال روشنی دارد. در روش ترامپ و اسرائیلی‌ها، عاقلانه‌ترین راه این است که ایران را در یک جنگ نیابتی با پول و توانایی اعراب از پا درآورند. حتی اگر اعراب بادرک این دام از آن بجهند، با شروع هر گونه درگیری با آمریکا ایران مجبور خواهد بود در خاک و آبهای اعراب به سراغ نیروهای آمریکایی برود (قطر، عراق، …) و احتمال عدم درگیری با اعراب در حین جنگ با آمریکا بسیار پایین است. مشکل بزرگ این است که همین الان هم ایران تا گلو در ماجراهای عربی فرورفته است و توطئه گران آمریکایی مشکل زیادی در غرق کردن ایران در درگیریهای قومی و فرقه‌ای نخواهند داشت. از این دامگه‌های مرگبار چگونه باید گریخت؟

بهترین مسیر پیش روی ایران که در دوسال اخیر از پا گذاشتن در آن خودداری کرده است، متوازن کردن دکترین دفاعی بر اساس استراتژی #خارپشت بوده است؛ از بین بردن احتمال درگیری، احتراز از موقعیت‌های خطر زا، تبدیل روابط و اتحادهای سیاسی به وابستگیهای تجاری و اقتصادی درخاورمیانه. اما ما از مسیر متفاوتی رفتیم. عمیق‌تر کردن فرورفتگی جای پا درسرزمینهای عربی با توجیهات ایدئولوژیک و عقیدتی، در واقع یک باتلاق

میلیتاریستی از کار درآمد که عواقب گریز ناپذیر دارد: در ذهن رهبران عرب، نشانه‌ای از درستی حرفهای اسرائیلی‌ها و آمریکایی تلقی شد. بدبختی بزرگتر آن بود که خودمان هم باور کردیم درخاورمیانه برگ از درخت نمیافتد مگر به اراده ما.

برگردیم به جستجوی آن راه‌حل: هنوز دیر نشده و به جای اقدامات واکنشی و ادعای تلافی و عمل انفعالی، فارغ از آنکه آمریکایی‌ها از ما چه میخواهند یا چه چیز باعث رضایت خانواده سعودی یا افزایش جسارتش میشود، آنچه را انجام دهیم‌ که ما را بیش از آنچه به دیگران مشغول میکند به مسائل خودمان متوجه میکند. فرقی نمیکندکدام دیگران. لبنانی، یمنی، فلسطینی، سوری، بحرینی، اسرائیلی یا حتی عراقی. و فرقی نمیکند به چه دلیل به آنها مشغول بوده‌ایم: دفاع از حقوق ستمدیدگان یا آن داستان عمق استراتژیک یا چیز دیگر. درعمق لانه به مسائل مبرم خود و استراتژی دفاعی متفاوتی اندیشه کنبم. دکترینی دفاعی، که محاصره شدگان توسط دارودسته‌های جنایت پیشه، همسایگان دشمن‌خو، و اوضاع‌ بد اقتصادی را در می‌برد تا در شرایط مطمئن به تیز کردن تیغ خود برای روز احتمالی دفاع بپردازند. ما به آن استراتژی #خارپشت میگوییم.


📌گزارش اختصاصی جامعه نو از استان سیل زده لرستان- قسمت آخر

🔸شیرز؛ ژئوپارکی که دیگر وجود ندارد

▫️شادی مکی: یک هفته پس از سیل ویرانگر لرستان، شادی مکی، خبرنگار به همراه جمعیت امام علی (ع) به استان لرستان رفته است و مشاهدات عینی خود را از برخی از روستاهای سیل‌زده این استان برای همراهان جامعه نو نوشته است. بخش آخر این گزارش مفصل به کوهدشت و روستاهای اطراف آن و البته تنگه شیرز اختصاص دارد:

شادی مکی، خبرنگار: به سمت شهرستان کوهدشت می‌رویم، کوهدشت مرکزی آسیب ندیده است، اما راه‌های ارتباطی در برخی روستاهای کوهدشت شمالی و جنوبی کاملا قطع است، برای رسیدن به کوهدشت شمالی به سمت تنگه شیرز حرکت می‌کنیم، ژئوپارکی طبیعی و زیبا در کنار رودخانه وحشی و سحرانگیز سیمره که چند روز پیش بر سر اهالی بخش‌‌هایی از لرستان آوار شد قرار دارد.

در مسیر تنگه شیرز بخش هایی از جاده تخریب شده و قدرت سیل آن قدر زیاد بوده که ترک‌هایی عمیق بر سطح آسفالت جاده ایجاد کرده است، پل‌هایی که در مسیر هستند غالبا تخریب شده و به تازگی پل‌هایی موقت جای آن را گرفته است. هرچه به تنگه شیرز نزدیک‌تر می‌شویم میزان تخریب جاده بیشتر می‌شود.

به ابتدای تنگه می‌رسیم، مکانی زیبا و بهشت گون درست در کنار سیمره خروشان که به خاطرت هم خطور نمی‌کند که چند روزپیش این رود چه بر سر آن آورده است. مابقی راه بسته است و نمی‌توانیم به روستاها برویم.

یکی از افراد محلی که در تنگه صاحب کسب و کار بوده است به استقبال می‌آید، استخر پرورش ماهی ‌اش را نشانم می‌‌دهد که حالا درآن اثری از ماهی نیست، دیگر توان غذا درست کردن و فروختن به توریست‌ها را هم ندارد و چیزی حدود یک میلیارد تومان خسارت دیده است، او درباره روز حادثه می‌گوید: «ساعت۱۱ شب بود، فقط من و ۳ نفر از همکارهام اینجا بودیم و اخبار رو نگاه می‌کردیم که مرتب هشدار می‌داد از رودخونه‌ها فاصله بگیرید، همون موقع‌ها یکی از اقوام تماس گرفت و گفت قرار سمت شما سیل بیاد، سریع رفتم بیرون ببینم رودخونه در چه حال هست، که دیدم سطح آب خیلی بالا اومده و آروم آروم داره سمت ما میاد، زود ماشین‌ها را روشن کرده و سمت سرتپه فرار کردیم اما همه زندگیم از دستم رفت.»

مرد سقف آهنی را که در فاصله کمی از زمین قرار دارد نشانم می‌دهد و می‌گوید: «اینجا تا چند روزپیش پارکینگ بود اما الان چیزی ازش باقی نمونده و درست زیرپات یک تراکتورو دو تا ماشین سواری دفن شده»، بعد خانه‌اش را نشانم می‌دهد، جایی که حالا راه ورودی آن با سنگ و خاک پوشیده شده و تنها بخش کوچکی در انتهای در ورودی قابل رویت است.

حرف‌های مرد که تمام می‌شود سروصدایی نظرم را جلب می‌کند گروهی از آفرود بازان از تهران به کمک هلال احمر آمده‌اند تا خانواده‌هایی را که خودروهایشان در روستاهای اطراف مانده و به دلیل قطع شدن مسیر ارتباطی نتوانسته‌اند از روستا خارج شوند، از رود سیمره دهند، برای این کار آفرود بازان خود به درون رود خانه رفت و تسمه ‌ای را به خودروها متصل و با کمک خودروی خود از آب بیرون می‌کشند زحمت آفرودبازان که به قول یکی از آنها چندروزی است نخوابیده‌اند ستودنی است، باید این نکته را اضافه کرد که تیم‌های آفرود از اقصی نقاط ایران برای کمک به لرستا‌نی‌ها داوطلبانه به مناطق سیل زده استان آمده و در توزیع اقلام مورد نیاز به روستاهایی که جاده‌هایشان صعب العبور شده کمک می‌کردند.

یکی از امدادگران هلال احمر که در تنگه حضور دارد می‌گوید: «روستاهای این اطراف از رودخانه فاصله داشتند و تنها مشکل‌شان تخریب راه‌های ارتباطی بود، ۱۶ روستا در کوهدشت شمالی و حدود ۲۰ روستا درمنطقه هومیان راه ارتباطی ندارند که به وسیله بالگرد هلال احمر و گروه‌های آفرود اقلام مورد نیاز به آنها رسانده شد و از نظر بهداشت و بیماری نیز هیچ نگرانی درباره آنها وجود ندارد.»

به دلیل بسته بودن راه‌های ارتباطی امکان ادامه مسیر وجود ندارد و به سمت خرم آباد حرکت می‌‌کنیم، اما موضوع مهم آن است که با مدیریت و نظارت درست و بهره‌برداری از نظرات متخصصان و فعالان محیط زیست، عدم خشک کردن بخش‌هایی از رود برای ساخت و ساز و جلوگیری از ساختمان سازی در حریم رودها، قطعا امروز شاهد این فجایع در استان زیبای لرستان نبودیم و عیدمان تبدیل به عزای هموطنان جان باخته در سیل خانمان برانداز نمی‌شد، اینکه آیا این حوادث درست عبرتی برای مسئولان کشور خواهد شد یا همچنان باید شاهد حوادثی چنین تلخ در کشور باشیم نکته‌ای است که تاریخ مشخص خواهد کرد گرچه هربار یک فاجعه طبیعی یا انسانی نشان می‌دهد که مدیران کشور چندان هم پندآموز نیستند و نظام مدیریت بحران کشور نیز حال و روز خوبی ندارد و من در تمام راه این بیت را زمزمه می‌کنم که

ارغوان این چه رازیست که هرسال بهار به عزای دل ما می‌آید ….


📌گزارش اختصاصی جامعه نو از استان سیل زده لرستان –قسمت دوم

🔸گل، مهمان ناخوانده خانه‌ها

▫️شادی مکی: یک هفته پس از سیل ویرانگر لرستان، شادی مکی، خبرنگار به همراه جمعیت امام علی (ع) به استان لرستان رفته است و مشاهدات عینی خود را از برخی از روستاهای سیل‌زده این استان برای همراهان جامعه نو نوشته است. بخش‌ دوم این گزارش مفصل به پل دختر و روستاهایش اختصاص دارد.

سیل شرایط پلدختر را تبدیل به یک فاجعه کرده است، نیمی از شهر با گلی با ارتفاع یک و نیم تا ۲متر پوشیده شده است، گل‌هایی که سفت وچسبناک بوده و آمیخته‌ای از خاک رس و ماسه بادی است که حالا پس از گذشت چند روز سخت شده و کندن و دور کردن آن کاری سخت است، گل و لای در خانه‌ها تا ارتفاعی بالاتر از کابینت آشپزخانه‌ها نفوذ کرده، شرایط پیچیده است، گل‌ها را نه می‌توان با بیل عادی از خانه‌ها دور کرد و نه می‌توان از لودر استفاده کرد، مردم شهر برای پاکسازی خانه‌ها شدیدا نیازمند باب کت هستند.

غذارسانی و توزیع آب معدنی و کمک‌های اولیه توسط امدادگران و سازمان‌های مردم نهاد حاضر در منطقه انجام می‌شود، ۲ آشپزخانه توسط سپاه و یک نهاد خصوصی ساخته شده است، اما شرایط روحی مردم آنقدر بد است که به گفته فعالان اجتماعی برخی از آنها به دنبال آب و غذا نمی‌روند و تمایلی به خوردن ندارند.

ساختمان کلانتری کاملا تخریب شده و اثری از آن نیست، ساختمان مدارس به شدت آسیب دیده و حیاط یکی از مدارس تبدیل به تپه‌ای از گل شده است. ساختمان هایی که سرپا هستند مانند ساختمان پست، عمدتا زیرشان خالی است.

سیل انقدر قوی و خانمان‌برانداز بوده که سیل بند قدیم و جدید شهر را کاملا در هم شکسته شده و قطعات بزرگ بتنی آنها را به عنوان میراث شوم خود به داخل شهر آورده است، قطعاتی که اکنون در گل و لای شهر جا خوش کرده‌اند، محله پشت سیل بند قدیمی نیز کاملا شسته شده و از بین رفته است.

یکی از فعالان اجتماعی که تمامی مناطق شهر را دیده است می‌گوید زیرساخت‌های پلدختر کاملا تخریب شده و قسمت خاکریز پل‌ها که به جاده‌های شهری متصل می‌شوند از بین رفته‌اند و تنها قسمتهایی که روی ستون قرار دارند باقی است.

جاده پلدختر- اندیمشک نیز آسیب جدی دیده است به صورتی که یک باند آن تخریب شده است و قسمت‌هایی از باند دیگر نیز زیرش خالی و با سیل شسته شده است.

آب و برق بخش‌هایی شهر تا حدود زیاد وصل شده اما برای احتیاط و حذر از آلودگی‌های احتمالی مردم همچنان از آب معدنی استفاده می‌کنند. نبود آبی که از سلامت آن مطمئن باشند، و به تبع آن سختی رعایت نکات بهداشتی، باعث نگرانی بابت افزایش عفونت‌های زنان و افزایش گلودردهای ویروسی در شهر شده است.

پوست دست زنی میانسال که با سیلاب تماس داشته است، دچار حالتی شبیه به سوختگی شده است اما هنوز پایشی در خصوص میزان الودگی سیل صورت نگرفته است، یکی از فعالان اجتماعی می‌‌گوید: «برای شناسایی که به شهر آمدم، جایی زمین خوردم و دستم در گل فرورفت، درست در همان ناحیه پوست دستم دچار خارش و التهاب شد. موضوع پایش آلودگی سیل و گل و لای به جای مانده از آن موضوعی است که حتما باید مورد توجه مسئولان مربوطه قرار بگیرد.

اما مشکلات این شهر در همین نقطه به پایان نمی‌رسد پلدختر هوایی به شدت گرم داشته و به گفته محلی‌ها دمای آن طی تابستان به ۵۷ درجه هم می‌رسد، این درحالی است که هوا یمنطقه به دلیل بخار شدن آب، این روزها به شدت شرجی شده است و از سوی دیگر وجود گل و لای خشک شده میزان گرد و غبار در سطح شهر را افزایش داده به نحوی که بیم آن می‌رود، این گرد و غبار در آینده تبدیل به یک معضل زیست محیطی برای مردم پلدختر و مناطق اطراف شود.

مشکلات مردم بعد از فروکش کردن تب و تاب سیل ادامه خواهد داشت، زیرا مردم ظرف ۲، ۳ ساعت از خانه‌های خود گریخته‌اند و برخلاف مردم معمولان فرصت جمع کردن وسایل مهم از جمله اوراق هویت خود را نداشته‌اند، با برخی از مردم شهر که صحبت می‌کنی نه اوراق هویت دارند ونه حتی کد ملی خود را حفظ هستند، این موضوعی است که باید و باید سازمان ثبت احوال و وزارت کشور هرچه سریع‌تر نسبت به حل و فصل آن برای پیشگیری از آسیب‌های بیشتر چاره اندیشی و برنامه‌ریزی کند.

آب، تعدادی از روستا‌ها و مزارع و زمین‌های کشاورزی را بلعیده و یکی از محله‌های پلدختر را به زیر کشیده است.