آسو

آسو

شالوده‌ی قانون مجازات اسلامی، تبعیض و خشونت است 🔻

⚖️ با استقرار حکومت اسلامی در سال ۱۳۵۷، عمر «قانون مجازات عمومی» نیز سرآمد و بار دیگر احکام شرعی، مبنای قضاوت درباره‌ی جرایم کیفری شدند. جایگزین آن قانون، «لایحه قصاص» بود که در سال ۱۳۵۹ از سوی فقهای شورای عالی قضائی تدوین شده بود و با دسته‌بندی جرائم کیفری تحت عنوان قصاص و حدود، مجازات‌های اعدام، سنگسار، شلاق، به صلیب کشیدن و قطع دست و پا را برای جرائمی همچون قتل، روابط جنسی خارج از ازدواج، روابط همجنس‌خواهانه، سرقت، محاربه و نوشیدن مشروبات الکلی تعیین کرده بود.

⚖️ مهرانگیز کار: «شالوده‌ی قانون مجازات اسلامی «تبعیض»، «خشونت به علت تبعیض»، و ستیزه‌جوئی با «برابری انسان‌ها» بر پایه‌ی جنسیت، عقیده، دین، وجدان و درجه‌ی وفاداری یا نقد و مخالفت‌شان با سیاست‌های رسمی است. در مجموع این قانون «کرامت انسانی» را زیر پا می‌گذارد و پایبندی به خشونت را در تمام اندام‌های جامعه دوانده است. با این وصف نه تنها جرم و جنایت را کنترل نکرده، بلکه چندین برابر بر آن افزوده است.»

⚖️ «حکومت انقلابی، خیلی زود باب انتقاد از لایحه‌ی قصاص را مسدود کرد و آشکارا اعلام شد انتقاد از این لایحه در حکم ارتداد است و برای متهم مجازات مرگ در پی دارد. منتقدان هم پس از اجرای چند اعدام به این اتهام، ساکت شدند. حکومت در فضای ترس، هر آن چه خواست انجام داد و قانون عقب‌افتاده‌ای را بر مردمی تحمیل کرد. البته افراد و دستجاتی از مذهبی‌ها هم مانند سکولارها با قانون مجازات اسلامی مشکل داشتند، اما حکومت همه را مرعوب کرده بود.»

⚖️ «اگر ملتی آن قدر شجاع است که انقلاب می‌کند، چرا در مرحله‌ی نخستین هجوم انقلابیون به دستاوردهائی مانند «قانون مجازات عمومی» از خود مقاومت درخور نشان نمی‌دهد؟ البته نباید فراموش کرد که دو رویداد مهم تاریخی یکی گروگان‌گیری و دیگری جنگ ایران و عراق، قدرت تمرکز را از انقلابیون ایرانی گرفت و دهان‌های‌شان را بست. از طرف دیگر، همین دو رویداد، بر قدرت سرکوب حکومت به این بهانه که دارد پشت امپریالیسم آمریکا را به خاک می‌مالد و با کفر صدامی در جنگ است، افزود.»

⏱ زمان مطالعه: ١٠ دقیقه


گفتگو با مهرانگیز کار، وکیل دادگستری و حقوق‌دان درباره‌ی تغییر قوانین مجازات پس از انقلاب ۵۷ و روند تصویب لایحه‌ی قصاص و واکنش جامعه به آن.

aasoo. org/fa/articles/۲۰۶۷


سیاه زیباست: عکس‌های کوامی برتویت 🔻

🙋🏾‍♀️ شبی در ژانویه‌ی ‌۱۹۶۲ گروهی زن جوان سیاه‌پوست، در کلوپ شبانه‌ای در محله‌ی هارلم نیویورک، نمایش مدی برگزار کردند که شروع انقلابی در تصور آمریکاییان از زیبایی سیاهان شد. این نمایش برای بزرگداشت و نشان دادن سبک آرایش و لباس‌پوشیدن سیاهان بود – موهای فر، لباس‌هایی از پارچه‌های گلدار پر رنگ، النگوها و گوشواره‌های بزرگ حلقه‌ای – سبک آرایش زنان آفریقایی، نه مدهای معمول زنان سفیدپوست اروپایی و آمریکایی. بانی این گروه و این نمایش، کوامی برتویت، عکاس ۲۴ ساله‌ی سیاهپوستی بود که عکس‌های ماندگارش از این نمایش همه جا منتشر شد و شعار «سیاه زیباست» را جا انداخت.

🙋🏾‍♀️ دغدغه‌ی همیشگی برتویت شناختن اصالت فرهنگی سیاهان و عمومی کردن هویت آنان بود. این نگاه او بسیار متأثر از عقاید مارکوس گاروی (Marcus Garvey)، متفکر و آزادی‌خواه سیاهپوست آمریکایی در آغاز قرن بیستم بود، که اعتقاد داشت سیاه‌پوستان در هیئت بردگان به آمریکا برده شده‌اند و تا به اصالت و هویت آفریقایی خود بازنگردند، رشد نخواهند کرد. برتویت در دوره‌ای، پیش از عکاسی، همراه برادرش یک استودیوی جاز آفریقایی بنیاد گذاشت که پایگاهی شده بود برای هنرمندان، نمایش‌نامه نویسان، طراحان و نقاشان. هم در این استودیو، و هم بعد از آن که به عکاسی مستند در مطبوعات ‌پرداخت، در پی جاانداختن مفهوم هویت سیاهان بود.

🙋🏾‍♀️ زنان سیاه‌پوست در عکس‌های برتویت آن چیزی نیستند که «باید باشند»، بلکه چیزی هستند که همیشه بوده‌اند. خود حقیقی‌شان بی هیچ ارتباطی به چیزی که آن وقت صنعت مد به عنوان زیبایی به آن رسمیت داده بود. برخلاف صنعت مد سفیدپوستان، زن در عکس‌های برتویت صرفا سوژه و مصرفی نیست، که زنی است به سلیقه‌ی خود آراسته و در پی کشف کیستی‌اش به عنوان نژادی همواره در تبعیض. یکی از زنان مدل برتویت گفته بود: «بودن در عکس‌های او که در سرتاسر کشور منتشر شده‌اند، به من اعتماد به نفس داد. ما در عکس‌های برتویت فقط سوژه‌ای برای نمایش دادن جسم خود به مخاطب نبودیم. ما شجاعانه زندگی خود را نمایش دادیم.»

⏱ زمان مطالعه: ۵ دقیقه


«حدود شش دهه پیش، کوامی برتویت (Kwame Brathwaite)، عکاس سیاه‌پوست جوانی، از محله هارلم نیویورک، نقطه عطفی تاریخی در زندگی و فرهنگ سیاهان آمریکا را به تصویر درآورد، و اثرش ماندگار شد. بعد از حدود شصت سال، بهار امسال نمایشگاهی در یادآوری و بزرگداشت کارهای او در لس‌آنجلس برگزار شده و کتابی از مجموعه‌ عکس‌های او نیز منتشر شده است.»

aasoo. org/fa/notes/۲۰۷۱


برای پی بردن به افکار راست‌گرایان افراطی، ببینید چه کتاب‌هایی می‌خوانند 🔻

✍️ اکنون راست‌گرایی افراطی به بخشی از جریان غالب تبدیل شده است. نسل جدیدی از عوام‌فریبان پوپولیست ظهور کرده‌اند که به واقعیت، عقل یا داده‌ها اهمیت نمی‌دهند. اما هم‌زمان با این امر، تغییر بی‌سروصدای دیگری هم رخ داده؛ منظورم پیدایش روشنفکران راست‌گرای تندرو است. آنها به کمک سخنرانی‌ها و کتاب‌های خود گروه‌های کم‌سوادتر حاشیه‌نشین را تعلیم می‌دهند. جریان انتشاراتی جدیدی به راه افتاده که یکی از اهدافش بازنویسی تاریخ است.

✍️ به عنوان یک رمان‌نویس به رمان‌های راست‌گرای جدید علاقه‌ی خاصی دارم. برای ماهایی که به تأثیر مثبت کتاب عقیده داریم، سخت است که بپذیریم امروز از هنر داستان‌گویی برای ترویج نفرت، تعصب و اطلاعات نادرست استفاده می‌کنند. البته این چیز تازه‌ای نیست. روزنوشت‌های ترنر، رمان ناکجاآبادی‌ای که کتاب مقدس راست‌گرایان افراطی به شمار می‌رود، در سال ۱۹۷۸ به قلم دبلیو ال پیرس (با نام مستعار اندرو مک‌دانلد) نوشته شد. پیرس جامعه‌ای در آینده‌ را توصیف می‌کند که در آن آمریکایی‌های سفیدپوست مقهور اقلیت‌های غیرسفیدپوست شده‌اند. جنبش مسلحانه‌ای به نام «نظم» به مبارزه با سلطه‌ی این اقلیت‌ها می‌پردازد و سرانجام به نسل‌کشی همه‌ی غیرسفیدپوستان دست می‌زند. این کتاب الهام‌بخش حملات تروریستی بوده است، از جمله بمب‌گذاری سال ۱۹۹۵ در اوکلاهما سیتی که به مرگ ۱۶۸ نفر انجامید.

✍️ گفتمان جدید راست افراطی، یهودستیزی و اسلام‌هراسی را ماهرانه به هم می‌آمیزد-اما در این گفتمان دیگر تعصبات هم نقش پررنگی دارند. سوگیری جنسیتی و ضدیت با فمینیسم در سراسر آثار جردن پیترسون، روان‌شناس بالینی کانادایی، به چشم می‌خورد. او مردسالاری ارتجاعی قدیمی را در قالب زبان پیچیده‌ی دانشگاهی ارائه می‌کند و به روشنفکر محبوب مردان جوان ناراضی عضو گروه‌های راست‌گرای افراطی تبدیل شده است. پیترسون از طرح ادعاهای واهی و ناراحت کردن مردم لذت می‌برد. او را به آسانی نمی‌توان طبقه‌بندی کرد، و این پیچیدگی آشکارا تعمدی و ساختگی است. او روی مرز بیش از پیش باریکی میان دانشوری و عوام‌فریبی گام برمی‌دارد.

⏱ زمان مطالعه: ۵ دقیقه


«نسل جدیدی از روشنفکران راست‌گرای افراطی ظهور کرده که حاشیه‌نشین‌ها را به دنیای فرهنگ پیوند می‌دهد، و به سیاست ارتجاعی و واکنش منفی به اصلاحات مترقی مشروعیت می‌بخشد؛ این روشنفکران به طور نظام‌مند به تحریف واقعیت‌ها می‌پردازند، بی‌شرمانه تاریخ را از نو می‌نویسند و از کلمات و منزلت اجتماعی خود برای دامن زدن به دشمنی و جدایی استفاده می‌کنند. و تمام این کارها را در لفافه‌ی پرزرق‌وبرق فضل و دانش روشنفکرانه انجام می‌دهند.»

aasoo. org/fa/articles/۲۰۷۲


زندگی جوانان در غزه 🔻

🗣 معمولا فقط دیپلمات‌ها، امدادگران و روزنامه‌نگاران به نوار غزه می‌روند، آخرین محل توقف‌ آنها در اسرائیل پمپ بنزینی است که قهوه‌خانه‌ی آمریکایی‌اش پاتوق گردشگران دریای سرخ و مسافران روزانه‌ای است که در آن قهوه می‌نوشند و کرواسان شکلاتی می‌خورند. وقتی قهوه‌خانه را ترک می‌کنند و به طرف اتوموبیل‌های خود می‌روند، می‌توانند تنها نشانه‌ی ضمنی وجود غزه را ببینند-گوی سفیدرنگی در جنوب آسمان، بالون نظارتی ثابتی که به ارتش اسرائیل اجازه می‌دهد تا به طور شبانه‌روزی از بالا این سرزمین محصور را زیر نظر داشته باشد.

🗣 خالد النیرب، جوان ۲۲ ساله‌ی اهل غزه، این شهر را «قبرستان استعداد» می‌خواند. او به نسلی از اهالی غزه تعلق دارد که همه‌ی عمرشان را در این شهر محصور گذرانده‌اند و به زودی تحصیلات خود را تمام می‌کنند. والدین‌شان زمانی را به یاد می‌آورند که هزاران فلسطینی در اسرائیل کار می‌کردند اما فقط تعداد بسیار کمی از هم‌نسلان خالد یک اسرائیلی را از نزدیک دیده‌اند.

🗣 سه جنگ مهم با اسرائیل، درگیری‌های مداوم میان اسرائیل و حاکمان غزه (حماس)، و کشمکش‌های داخلی میان گروه‌های مختلف فلسطینی به زندگی این نسل آسیب رسانده است. نیرب و هم‌سالانش در جامعه‌ای زندگی می‌کنند که ۷۰ درصد از جوانانش بیکارند، نظام بهداشتی و درمانی‌اش از‌هم‌گسیخته است، مردم از دسترسی به آب آشامیدنی سالم محروم‌اند و با بی‌برقی مداوم مواجه‌اند.

🗣 ورود کتاب سخت است و نیرب ناگزیر نسخه‌ی پی‌دی‌اف کتاب‌ها را می‌خواند. او درباره‌ی مشکلات غزه ترانه‌های رپ می‌سراید اما باید مواظب باشد چون حماس با بیان نظرات انتقادی مخالف است و به علت ایدئولوژی اسلام‌گرایانه‌ی سفت‌وسختش به‌ندرت مجوز برگزاری کنسرت‌های عمومی را صادر می‌کند. «ببینید، من خواننده‌ی رپ‌ام اما اجازه ندارم که درباره‌ی هر موضوعی آواز بخوانم …نمی‌توانم با میکروفون و بلندگو در خیابان بایستم و آواز بخوانم.»

⏱ زمان مطالعه: ۱۰ دقیقه


«وقتی در بزرگراه ساحلی اسرائیل به سمت جنوب می‌روید تقریبا هیچ تابلوی راهنمایی و رانندگی‌ای نمی‌بینید که نشان دهد دارید به غزه نزدیک می‌شوید. در این باریکه‌ی کناره‌ی دریای مدیترانه دو میلیون نفر در حبس به سر می‌برند اما ممکن است رانندگان بی‌آن‌که متوجه شوند از کنار این شهر بگذرند.»

aasoo. org/fa/articles/۲۰۵۷


آیا هوشیاری نبردی بین باورها و ادراکات است؟ 🔻

🎩 فرض کنید پنج دوست دارید که به شما می‌گویند هوا بارانی است ولی طبق داده‌های یک وبگاه هواشناسی هوا بارانی نیست. احتمالا شما اطلاعات وبگاه را نادرست خواهید شمرد و آن را نادیده خواهید گرفت. اما در رابطه با ادراکات هوشیار، به نظر می‌رسد آنچه می‌بینیم، می‌شنویم، و احساس می‌کنیم به شکلی عجیب پایداری دارد. حتی هنگامی که تجربه‌ای ادراکی آشکارا «نادرست» است، نمی‌توانیم به سادگی آن را کنار بگذاریم.

🎩 چرا چنین است؟ پیشرفت‌های اخیر در حوزه‌ی هوش مصنوعی تا اندازه‌ای این مسئله را روشن می‌کند. در علوم رایانه‌ای می‌دانیم که فرآیندی با عنوان «کدگذاری بر مبنای پیشگویی» می‌تواند به شبکه‌‌های عصبی مصنوعی برای تشخیص طرح ‌ها و الگوها–به اصطلاح، مدل‌های یادگیری عمیق- یاری برساند. شبکه‌ها به جای این که اطلاعات را صرفا به شکلی منفعلانه و از پایین دریافت کنند، می‌توانند پیش‌فرض‌هایی از بالا به پایین درباره‌ی جهان طرح کنند و آن را در برابر مشاهدات به آزمون بگذارند. معمولا این کار نتایج بهتری دارد. برای مثال، هنگامی که یک شبکه‌ی عصبی‌ گربه‌ای را تشخیص می‌دهد، ابتدا مدلی را طراحی می‌کند که به کمک آن می‌تواند پیش‌بینی یا تصور کند گربه چه شکلی دارد. سپس می‌تواند داده‌های ورودی را بررسی کند تا مطابقت یا عدم‌مطابقت آن‌ها را با این انتظارات بسنجد.

🎩 درد می‌تواند بسیار شدید باشد حتی هنگامی که کاملا مطمئن باشیم ضربه‌ای وارد نشده است و بیماران می‌توانند در اعضایی که قطع شده است احساس درد داشته باشند. از آنجا که تمایزگذار اغلب اوقات درست تشخیص می‌دهد، ما به آن اعتماد می‌کنیم. جای تعجب نیست که وقتی بین تصورات ذهنی و باورهای عقلانی تعارضی پیش می‌آید، پذیرش تجربه‌ی هوشیار منطقی به نظر می‌رسد.

⏱ زمان مطالعه: ۵ دقیقه


«تصور کنید در یک نمایش شعبده‌بازی‌ حضور دارید و ناگهان شعبده‌باز غیب می‌شود. بی‌شک شما می‌دانید که این فرد احتمالا در جایی پنهان شده است. با این حال، هنوز این‌طور به نظر می‌رسد که او ناپدید شده است. حکم منطق هرچه که باشد، نمی‌توان با استدلال این نمود را انکار کرد. چرا تجربه‌ی هوشیار ما این اندازه سرسخت است؟»

aasoo. org/fa/articles/۲۰۶۶


دانش آموز سرباز، اهدایی آقای وزیر

وزیر آموزش و پرورش در ایران: «اکنون ۱۴ میلیون دانش‌آموزی داریم که به‌رغم همه هجمه‌های فرهنگی، اگر لازم باشد همانند دوران دفاع‌ مقدس در صحنه خواهند بود و جانفشانی خواهند کرد.»

کاری از شقایق معظمی


با انقلاب اسلامی، فرایند تشکیل دولت-ملت مدرن در ایران به هم ریخت 🔻

🗨 داریوش آشوری: «انقلاب مشروطه می‌خواست ایران مدرنی بر اساس رفرم نظام سیاسی و قضایی به وجود بیاورد و پایه‌های «دولت-ملت» ایران را بگذارد. اما چون سازمایه‌های (عناصر) دیگر، سازمایه‌های فرهنگی، تکنولوژیک، و صنعتی، که لازمه‌ی چنین تحول است، غایب بودند، نتوانست کامیاب شود. سپس رضا شاه را داریم که می‌خواست سازمایه‌های ضروری برای دولت-ملت را بیاورد. تعریفی که قانون اساسی مشروطیت از نظام سیاسی کشور می‌دهد، نظام دولت-ملت مدرن است، اما به صورتی نیم‌بند. مثلا، هنوز نمی‌تواند به‌روشنی بگوید که منشأ حاکمیت سیاسی مردم‌اند زیرا هنوز سایه‌‌ی خدا و نمایندگان او برزمین بر سر همه گسترده است. چنان که قانون اساسی مشروطه می‌گوید که «سلطنت موهبتی الاهی است که از طرف مردم به پادشاه تفویض می‌شود»: اگر الاهی است پس چطور از طرف مردم تفویض می‌شود؟ این دوگانگی و ناهمخوانی در بطن این تحول وجود داشته است.»

🗨 دنیای مدرن، دنیای دولت‌-ملت‌هاست. این را نخست اروپای مدرن به پیشگامی انگلیس و فرانسه، و بعد آلمان، به وجود آورد و به بقیه‌ی دنیا فراافکند. این مدل دولت مدرن در ایران دوران محمدرضا شاه در حال جا افتادن و ریشه‌دار شدن بود. تصویری که او از ایران آینده داشت، یک کشور مدرن صنعتی و حتا یک قدرت جهانی (پنجمین قدرت نظامی جهان) بود. و ادعا می‌کرد که ایران در آستانه‌ی «تمدن بزرگ» است. اما در نهایت انقلاب اسلامی روی داد و این جریان را از ریشه زد. آیت‌الله خمینی در همان روزهای اول انقلاب گفت که «اسلام ملی نیست». با این حرف، در حقیقت، تمام فرایند تشکیل دولت-ملت در این کشور به هم خورد و همچنان نیز به هم خورده باقی مانده است. وقتی آخوندها آمدند و سوار ماشینی شدند که نمی‌دانستند چیست. ماشین را با ضرب و زور راه انداختند. که هنوز هم افتان و خیزان راه می‌رود. اما این یک ماشین دولت-ملت واقعی نیست چون که از نظر ایدئولوژیک به آن مفهوم وابسته نیست و خود را در ذیل حاکمیت ملت نمی‌داند. از نظر من، مشکل اساسی همین جاست که ما نتوانستیم دولت-ملت مدرن را به‌درستی تشکیل بدهیم.

🗨 شکل‌گیری ساختار مدرن دولت مشکل عمومی دنیای اسلامی‌ست و ویژه‌ی ایران نیست. در همه جا برخاستن ادعای طلب قدرت سیاسی به نام اسلام و «قوانین» آن سد‌ بزرگی‌ست در برابر شکل‌گیری دولت-ملت مدرن. زیرا اساس نظری دولت-ملت این است که حاکمیت باید از آسمان به زمین فرود بیاید. این که شاه ظل‌الله و نماینده‌ی خداست جای‌اش را باید بدهد به این که مردم‌اند که انتخاب می‌کنند و منشأ قدرت دولت‌اند. این اصل، از انقلاب فرانسه به بعد مطرح شده و جزء اصول بدیهی نظام‌های مدرن است. و البته از دل آن هم دموکراسی در می‌آید، هم نازیسم و فاشیسم، و هم کمونیسم. همه‌ی این‌ها فراورده‌ی سکولاریزاسیون‌اند یا، به ترجمه‌ی من، «گیتیانه شدن» ‌.

🗨 ایران هم در یک دوره‌ی کوتاه ده-دوازده ساله در دوران شاه خیزشی کرد و به نظر می‌رسید که یکی از نخستین کشورهای جهان سومی‌ست که دارد خود را از نکبت آن آزاد می‌کند. اما توسعه با تکیه بر درآمد پترودلاری در هیچ جا نتوانسته است کشوری توسعه‌یافته بسازد. ایران در دورانی از همین سال‌های حاکمیت جمهوری اسلامی هم پیشرفت صنعتی داشت ولی باز با تکیه بر پترودلار بود که به‌شدت فسادزاست. همچنین به دلیل پریشانی نظام اداری و ایدئولوژیک و حاکمیت آخوند و هزارپارچگی این حاکمیت، این پیشرفت‌ها ناکام مانده‌اند. پروژه‌های نظامی البته پیش می‌روند. موشک‌پرانی و فرستادن ماهواره هم ادامه دارد. و این یعنی یک پتانسیل صنعتی رشد کرده. اما به دلیل جهل رهبری سیاسی و فساد بی‌نهایت نهادینه شده در بدنه‌ی رژیم هیچ نمی‌توان امید داشت که به سر-و-سامان درستی برسد.

⏱ زمان مطالعه: ۳۷ دقیقه


«پرسش درباره‌ی مسایل بنیادی ایران، و تعریف هویت ملی را این بار با داریوش آشوری، زبان‌شناس و پژوهشگر فلسفه‌ی سیاسی مطرح کرده‌ایم. در این گفتگو به مفهوم ایرانیت، دولت-ملت و پیوند آن با مذهب، زبان و فرهنگ در ایران پرداخته‌ایم.»

aasoo. org/fa/articles/۲۰۶۸


👓📚 خلاصه مقالات آسو در هفته‌ای که گذشت:

🎯 رومن کرزناریک بنیان‌گذار نخستین «موزه‌ی همدلی» در جهان در یادداشتی که در بی‌بی‌سی منتشر کرد ۳ دلیل را برای این «حال‌انگاری سیاسی» که منافع نسل بعدی را نادیده می‌گیرد، برشمرد: چرخه‌ی انتخابات که یکی از معایب ذاتی نهادهای دموکرات است، مداخله‌ی شرکت‌های تجاری در سیاست و از همه مهم‌تر دموکراسی به این سمت و سو رفته که منافع و وضعیت نسل‌های بعدی را «نظام‌مند» نادیده می‌گیرد.

🎯 طی دو قرن جمعیت جهان از یک میلیارد به هفت میلیارد افزایش یافت. هر نوزاد گریانی طعنه‌ای است به مالتوس و اخلافش مانند پل ارلیچ در کتاب انفجار جمعیت هشدار داد که تولید غذا به ظرفیت نهایی خود رسیده است و صدها میلیون نفر از گرسنگی خواهند مرد. بله! قرن‌های بیستم و بیست و یکم شاهد وقوع قطحی‌هایی بود که به مرگ میلیون‌ها نفر انجامید. بیشتر اوقات این قحطی‌ها نتیجه‌ی مدیریت بد و شرارت بود اما شمار انسان‌ها باز هم افزایش یافت. انقلاب‌های صنعتی و کشاورزی ما را قادر ساختند تا حتی به قیمت نابودی آب و هوای زمین، خود را سیر کنیم. درباره‌ی پیامدهای کاهش جمعیت و دو کتاب جالب درباره‌ی این بحث در بخش «کتاب» سایت «آسو» بیشتر بخوانید.

🎯 حسینیه ارشاد، روزنامه‌نگار پناهنده در نروژ در یادداشتی از تجربه‌ی پناهندگی نوشته است. او در بخشی از یادداشت خود نوشت: «آن‌چه این انتظار را سخت‌تر می‌کرد، افسردگی ناشی از ناآشنایی با زبان نروژی و قواعد فرهنگی و در کل این احساس بود که مهمان ناخوانده‌ام. من روزنامه‌نگار بودم-کسی که قرار است صدای دیگران باشد-و این درد بی‌هویتی و بی‌صدایی را تشدید می‌کرد. پس از مدتی کوتاه احساس بی‌عرضگی و انزوا به من دست داد.»


دموکراسی را باید از نو آفرید 🔻

🌎 دیوید هیوم در سال ۱۷۳۹ نوشت، «اساس دولت مدنی» مبتنی بر این (واقعیت) است که «آدمی نمی‌تواند کوته‌فکری ذاتی خود یا دیگران را کاملا برطرف کند، همان کوته‌بینی‌ای که سبب می‌شود حال را به آینده ترجیح دهند.» به عقیده‌ی این فیلسوف اسکاتلندی، نهادهای دولت-از قبیل نمایندگان سیاسی و بحث‌های پارلمانی-به مهار امیال نسنجیده و خودخواهانه‌ی ما یاری می‌رساند و بهروزی و منافع بلندمدت جامعه را حفظ می‌کند.

🌎 امروز چنین به نظر می‌رسد که این تصور هیوم خیال خامی بیش نبوده است زیرا به‌وضوح دریافته‌ایم که نظام‌های سیاسی ما نه تنها کوته‌بینی را برطرف نکرده‌اند بلکه به آن دامن زده‌اند. بسیاری از سیاستمداران به چیزی جز انتخابات بعدی فکر نمی‌کنند و به ساز آخرین نظرسنجی‌ها یا توئیت‌ها می‌رقصند. دولت‌ها معمولا به دنبال راه‌حل‌های فوری و دم‌دستی هستند؛ برای مثال، ترجیح می‌دهند که تعداد هر چه بیشتری از مجرمان را زندانی کنند و به علل عمیق‌تر اجتماعی و اقتصادی جرم نپردازند. دولت‌ها در مجامع بین‌المللی بر سر منافع کوتاه‌مدت خود جر و بحث می‌کنند اما نابودی محیط‌زیست و گونه‌های مختلف گیاهی و جانوری را نادیده می‌گیرند.

🌎 یک مشکل عبارت است از چرخه‌ی انتخابات که یکی از معایب ذاتی نظام‌های دموکراتیک است و به کوته‌بینی سیاسی می‌انجامد. سیاستمداران ممکن است معافیت‌های مالیاتی جذابی ارائه دهند تا در رقابت‌های انتخاباتی بعدی رأی‌دهندگان را به طرف خود بکشانند. اما همین سیاستمداران مسائل بلندمدتی مثل تخریب محیط زیست، اصلاح مستمری‌ها یا سرمایه‌گذاری در آموزش خردسالان را که سرمایه‌ی سیاسی فوری آنها را افزایش نمی‌دهد، نادیده می‌گیرند. در دهه‌ی ۱۹۷۰ این نوع سیاست‌گذاری کوته‌بینانه را «چرخه‌ی کسب‌وکار سیاسی» می‌خواندند.

🌎 مهم‌ترین علت حال‌گرایی سیاسی این است که دموکراسی مبتنی بر نمایندگی منافع نسل‌های بعدی را به طور نظام‌مند نادیده می‌گیرد. اکنون زمان آن فرا رسیده تا با واقعیت آزارنده‌ای روبرو شویم: دموکراسی مدرن-به‌ویژه در کشورهای ثروتمند-به ما اجازه داده تا آینده را استثمار کنیم. ما طوری با آینده برخورد می‌کنیم که گویی مستعمره‌ی دورافتاده‌ای عاری از سکنه است، جایی که می‌توانیم محیط‌زیستش را تخریب کنیم، مخاطرات فناوری‌شناختی را به آن صادر کنیم، زباله‌های هسته‌ای را در آن دفن کنیم، بدهی دولتی را بر دوشش بیندازیم و هر طور که دلمان می‌خواهد غارتش کنیم.

⏱ زمان مطالعه: ۹ دقیقه


«امروز وظیفه‌ی شاق ما این است که دموکراسی را از نو بسازیم تا بر کوته‌بینی ذاتی خود غلبه کند و از سلطه‌ی استعماری بر آینده و سرقت ثروت نسل‌های بعدی دست بردارد. به نظرم، امروز ضروری‌ترین وظیفه‌ی سیاسی ما این است که بفهمیم چطور می‌توان دموکراسی را از نو ساخت.»

aasoo. org/fa/articles/۲۰۶۹


چگونه می‌توان سربلندی کشوری را سنجید؟ 🔻

📈 وقتی پای تخمین پیشرفت‌های اجتماعی- نظیر دسترسی به تحصیلات، غذا و مسکن- در میان باشد کشورهای فقیرتر معمولا عملکرد بهتری از رقبای ثروتمندترشان دارند. به عقیده‌ی مایکل گرین، مدیرعامل سازمان «شاخص پیشرفت اجتماعی»، «به طور کلی، کشورهای ثروتمندتر پیشرفت‌های اجتماعی بیشتری دارند، بنابراین رشد اقتصادی بیشتر بد نیست اما از طرفی، به وضوح می‌بینیم که پیشرفت اجتماعی را صرفا نمی‌توان بر اساس متغیرهای اقتصادی توضیح داد. تولید ناخالص داخلی سرنوشت کشور را تعیین نمی‌کند».

📈 ثروت یکی از مواردی است که به تنهایی مفید نیست. آمریکا را در نظر بگیرید. هر چند این کشور از نظر سرانه‌ی تولید ناخالص داخلی، یکی از پنج کشور برتر دنیا است اما از نظر پیشرفت اجتماعی در رتبه‌ی هجدهم قرار دارد- به استونی نزدیک‌تر است تا کانادا. به شکلی مشابه، تولید ناخالص داخلی هلند مشابه عربستان سعودی است. شیلی و قزاقستان و فیلیپین و آنگولا هم به یکدیگر نزدیک‌اند. اما هلند، شیلی و فیلیپین از هم‌ردیفان خود عملکرد بهتری دارند.

📈 پس اگر ثروت به تنهایی نمی‌تواند معیار سنجش ارائه‌ی خدمات به شهروندان کشور باشد، چه معیاری را باید به کار برد؟ «پروژه‌ی عدالت جهانی» مبانی قانون‌مداری را ارزیابی می‌کند، یعنی مواردی مثل مسئولیت‌پذیری دولت، احترام به حقوق بشر و رویه‌های حقوقی عادلانه. بوترو دست‌کم به نوعی رابطه‌ی همبستگی پی برده است.

او می‌گوید «بخش عمده‌ای از متون موجود ادعا می‌کنند که از نظر اجتماعی، ثروت مهم‌ترین عامل تعیین‌کننده‌ی سلامتی و تندرستی است. اما ما فهمیدیم که مهم‌ترین عامل تعیین کننده‌ی سلامتی، حاکمیت قانون یا قانون‌مداری است و سلامتی هیچ ربطی به ثروت ندارد. هرچه حاکمیت قانون در کشوری – فارغ از میزان توسعه‌ی آن- بهتر باشد، آن کشور از نظر سلامتی عمومی-از جمله میزان مرگ‌ومیر مادران، امید به زندگی و بیماری‌های فاجعه‌آمیز-وضعیت بهتری خواهد داشت.

⏱ زمان مطالعه: ۹ دقیقه


چگونه می‌توان سربلندی کشوری را سنجید؟ 🔻

📈 وقتی پای تخمین پیشرفت‌های اجتماعی- نظیر دسترسی به تحصیلات، غذا و مسکن- در میان باشد کشورهای فقیرتر معمولا عملکرد بهتری از رقبای ثروتمندترشان دارند. به عقیده‌ی مایکل گرین، مدیرعامل سازمان «شاخص پیشرفت اجتماعی»، «به طور کلی، کشورهای ثروتمندتر پیشرفت‌های اجتماعی بیشتری دارند، بنابراین رشد اقتصادی بیشتر بد نیست اما از طرفی، به وضوح می‌بینیم که پیشرفت اجتماعی را صرفا نمی‌توان بر اساس متغیرهای اقتصادی توضیح داد. تولید ناخالص داخلی سرنوشت کشور را تعیین نمی‌کند».

📈 ثروت یکی از مواردی است که به تنهایی مفید نیست. آمریکا را در نظر بگیرید. هر چند این کشور از نظر سرانه‌ی تولید ناخالص داخلی، یکی از پنج کشور برتر دنیا است اما از نظر پیشرفت اجتماعی در رتبه‌ی هجدهم قرار دارد- به استونی نزدیک‌تر است تا کانادا. به شکلی مشابه، تولید ناخالص داخلی هلند مشابه عربستان سعودی است. شیلی و قزاقستان و فیلیپین و آنگولا هم به یکدیگر نزدیک‌اند. اما هلند، شیلی و فیلیپین از هم‌ردیفان خود عملکرد بهتری دارند.

📈 پس اگر ثروت به تنهایی نمی‌تواند معیار سنجش ارائه‌ی خدمات به شهروندان کشور باشد، چه معیاری را باید به کار برد؟ «پروژه‌ی عدالت جهانی» مبانی قانون‌مداری را ارزیابی می‌کند، یعنی مواردی مثل مسئولیت‌پذیری دولت، احترام به حقوق بشر و رویه‌های حقوقی عادلانه. بوترو دست‌کم به نوعی رابطه‌ی همبستگی پی برده است.

او می‌گوید «بخش عمده‌ای از متون موجود ادعا می‌کنند که از نظر اجتماعی، ثروت مهم‌ترین عامل تعیین‌کننده‌ی سلامتی و تندرستی است. اما ما فهمیدیم که مهم‌ترین عامل تعیین کننده‌ی سلامتی، حاکمیت قانون یا قانون‌مداری است و سلامتی هیچ ربطی به ثروت ندارد. هرچه حاکمیت قانون در کشوری – فارغ از میزان توسعه‌ی آن- بهتر باشد، آن کشور از نظر سلامتی عمومی-از جمله میزان مرگ‌ومیر مادران، امید به زندگی و بیماری‌های فاجعه‌آمیز-وضعیت بهتری خواهد داشت.

⏱ زمان مطالعه: ۹ دقیقه


«تقریبا یک‌صد سال است که از دو شیوه‌ برای سنجش عملکرد کشورها استفاده کرده‌اند. یکی از آنها تولید ناخالص داخلی- مقدار درآمدهای یک کشور- و دیگری نرخ بیکاری کشور است. اما وقتی بخواهیم میزان خدمات ارائه شده به شهروندان یک کشور را محاسبه کنیم، این شاخص‌ها نه تنها ناقص هستند بلکه در واقع اصلا مفید نیز نیستند.»

aasoo. org/fa/articles/۲۰۶۴


​​منظری برای ندیدن

📷 عکس‌های محسن یزدی‌پور در تهران

🔸 اخیرا گالری Ag در تهران نمایشگاهی از عکس‌های محسن یزدی‌پور را برگزار کرد و کتاب او، «منظری برای ندیدن»، رونمایی شد. محسن یزدی‌پور دانش‌آموخته‌ی کارشناسی ارشد عکاسی از دانشگاه هنر تهران است و بارها در داخل و خارج از ایران عکس‌هایش را به نمایش گذاشته است. او در «منظری برای ندیدن» به ثبت پاره‌هایی از تهران پرداخته است. تهران به دید او شهری است نه برای قدم زدن و خاطره‌سازی و مجال، که برای گذر از سر تعجیل و برای ندیدن.

🔸 تجربه‌ی سی ‌سال زندگی در یکی از محله‌های قدیمی تهران، فضاها و آدم‌های آن، نگاه و درک من به زندگی را ساخت و پرداخت. شکلی از زیستن در این شهر که به سختی بتوانم رهایش کنم. به عقب که نگاه می‌کنم خاطرات آن خانه، محله، مدرسه، دانشگاه و حتی دوران سربازی همه و همه حول و حوش میدان بهارستان، پیچ شمیران و خیابان انقلاب می‌گذرد. اسامی خیابان‌های قدیمی شهر هنوز با زنگ صدای مادربزرگ درگوشم زنده می‌شود: ایستگاه درختی، حمام ولی آباد، میدان چه‌کنم، ….

🔸 مدرنیسم، مختصات زندگی ما را عوض کرده و زندگی در شهر مدرن، ملزومات جابجایی را. مفهوم «سفر» که پیش از این به معنی خارج شدن از شهر بود، حالا در جابجایی‌های داخل شهر هم کاربرد پیدا کرده است. امروز، پس از سال‌ها، واژه‌هایی مثل «سفر درون شهری» و «مسافر هر روزه بودن» تبدیل شده به تجربه‌ی هر روزه‌ی زندگی من! در سفر درون شهری بیش از آنکه مجالی برای مشاهده، ارتباط برقرار کردن و به خاطر سپردن باشد، صرفا فرصت نمایش وجود دارد و نگاه و برخورد سریع و گذرا. گویا کسانی که «تهران بزرگ» را می‌ساختند دغدغه‌ی ارتباط انسان با شهر را نداشتند؛ نگران خاطره‌ی مشترک نسل‌ها نبودند.


آسو: فرهنگ، اجتماع، و نگاهی عمیق‌تر به مباحث امروز.

آسو (وب‌سایت) را می‌توانید به آدرس NashrAasoo در اینستاگرام، فیسبوک، توئیتر و تلگرام پیدا کنید.


به استانبول می‌روم، و به مادرم سپرده‌ام برایم بذر گشنیز بیاورد 🔻

🚢 وقتی که در ایران بودم تورهای ترکیه‌گردی رواج داشتند و طبقه‌ای که دستش به اروپا نمی‌رسید اما می‌خواست جرعه‌ای آزادی و شادی بچشد و در کنسرت اندی و لیلا کمی برقصد و در کافه‌ی شهناز تهرانی جرعه‌ای بنوشد، در تور تابستانه یا دم عید ثبت‌نام می‌کرد و مقادیری ارز دولتی تهیه می‌کرد و می‌رفت تا ببیند در دنیای آزاد، در واقع در ماکت دنیای آزاد، چه خبر است. وقتی از سفر بازمی‌گشتند می‌دیدی که رنگشان باز شده و روحشان شاد. تعریف می‌کردند که استانبول خود بهشت است و شاید پر بیراه نباشد اگر فکر کنیم برای کسی که سال‌های عمرش را در ایران سپری کرده تماشای رنگ‌ها و جنب و جوش و زندگی شهری استانبول آن‌طور که فعلا در عکس‌ها می‌بینم، باید هم بهشت بوده باشد

🚢 درباره‌ی تهران حرف زیاد است. گاهی به من می‌گویند آن قدرها هم سیاه نبوده تهران. می‌گویم به تجربه‌ی زیست برمی‌گردد درصد این سیاهی. برای من سیاه است. دست‌کم خاکستری متمایل به سیاه است. درصدی سفیدی اگر داشته باشد برمی‌گردد به کافه فرانسه. برمی‌گردد به سینما عصرجدید. به لوبیا فروش زرتشتی سر وصال. این‌ها را می‌گویم و کام‌ام شیرین‌تر می‌شود. یادم می‌افتد به زنی که در میدان شوش مرغ‌های پا بسته می‌فروخت و هر عصر می‌دیدمش در بی آر تی خیابان انقلاب که مردم از بوی بد تنش که به بوی فضله‌ی مرغ آغشته بود فرار می‌کردند و باز، کام‌ام تلخ می‌شود. تهران همین بود: هیچ عیش بی‌نقصی نداشت.

🚢 مهاجرت یاد گرفتن همین معنی است: هیچ چیز آن طور که خیال می‌کنی نیست. ما ساکن جهان نسبیت‌هاییم و هرچه زودتر از دنیای قطعیت‌ها خارج شویم، بهتر است. برای همین با این دید عازم استانبول‌ام: خانواده‌ام در نبود من تغییر کرده و من در نبود خانواده‌ام. عازم استانبول‌ام و به مادرم سپرده‌ام برایم بذر گشنیز بیاورد.

⏱ زمان مطالعه: ۴ دقیقه


«فردا با پرواز ساعت ۲ بعدازظهر به استانبول خواهیم رفت. هیچ درکی ندارم از این که استانبول چطور جایی‌ست، جز عکس‌هایی که در اینستاگرام دیده‌ام و رنگ‌های شاد و بورک و کباب ترکی و ایرانی‌هایی که مثل من و خانواده‌ام استانبول را برای دیدار پس از سال‌ها دوری انتخاب کرده‌اند. استانبول برای ما شده است میعادگاه دیدار.»

aasoo. org/fa/notes/۲۰۵۸


سم هریس، خداناباوری معتقد به معنویت 🔻

💭 در میانه‌ی دهه‌ی نخست این قرن، انتشار چند کتاب درباره‌ی موضوعی واحد حاکی از ظهور جنبشی جدید بود. چهار نویسنده‌ی اصلی عبارت بودند از ریچارد داوکینز، کریستوفر هیچنز، دنیل دنت و سم هریس. این جنبش به «خداناباوری جدید» شهرت یافت. در آن زمان، هریس، که در واقع اولین کتاب منسوب به این جنبش، پایان ایمان، را منتشر کرد، بی‌تردید به اندازه‌ی سه نفر دیگر نامدار نبود. این سه نفر در حوزه‌ی خود مشهور بودند-داوکینز در زیست‌شناسی تکاملی، هیچنز در روزنامه‌نگاری و سخنوری، و دنت در فلسفه و شناخت‌شناسی. هریس فقط مدرک کارشناسی فلسفه داشت و همین یک کتاب را منتشر کرده بود.

💭 اکنون داوکینز و دنت در اواخر هشتمین دهه‌ی عمر خود به سر می‌برند و مثل گذشته فعال نیستند؛ هیچنز، جذاب‌ترین عضو گروه، هم از دنیا رفته است. بنابراین، حمایت از این جنبش بر عهده‌ی هریس است، و او این کار را با شور و اشتیاق فراوان ادامه داده است. امروز او، به لطف چند کتاب پرفروش، پادکست پرشنونده و منازعه با بن افلک، بازیگر هالیوود، یکی از معروف‌ترین روشنفکران قلمرو عمومی در آمریکا است.

💭 پس از گفت‌وگوی سال ۲۰۰۷ هریس تحصیلات خود را ادامه داد و دکترای عصب‌پژوهی شناختی گرفت. او از آن زمان تا کنون مقالات گوناگونی درباره‌ی شعور از منظری علمی و مادی‌گرا نوشته و گفته است که اراده‌ی آزاد، توهمی بیش نیست. اما در عین حال از دیدگاهی معنوی هم به این مسئله پرداخته است. هریس از مدت‌ها قبل آثاری درباره‌ی مراقبه نوشته و به هنر رزمی جوجیتسوی برزیلی پرداخته است. این جنبه از شخصیت او سبب شده که در مقایسه با سه همکار دیگرش، بیش از یک «خداناباور جدید» به یک کالیفرنیایی پیرو «جنبش‌های معنوی جدید» شبیه باشد. او در همان گفت‌وگو می‌گوید که «امر مقدس هم در زندگی ما جایی دارد»، و داوکینز طوری با دیده‌ی تردید به او نگاه می‌کند که انگار هریس می‌خواهد سجاده پهن کند.

⏱ زمان مطالعه: ۱۱ دقیقه


«هریس عقل‌گرایی ستیزه‌جو است و این امر با علاقه‌اش به آن‌چه هیپی‌های صندل‌پوش «فرارفتن از خود» می‌خواندند، ناسازگار است. عنوان یکی از کتاب‌های اخیر او این است: «به خود آمدن: در جست‌وجوی معنویت عاری از دین». به نظر هریس، بین مطالعه‌ی عینی ذهن و تجربه‌ی ذهنی فرار از هیاهوی دائمی آن تناقضی وجود ندارد. او هر دو روش را راهی برای فهم شعور یا آگاهی می‌داند.»

aasoo. org/fa/articles/۲۰۵۹


نظریه‌های توطئه چه نقشی در انتخابات پارلمان اروپا خواهند داشت؟ 🔻

🗨 شاید تا حالا به نظریه‌های توطئه عادت کرده باشیم-اگر اروپا را تابلوفرشی از روایت‌های متضاد و درهم‌برهم بدانیم، این نظریه‌ها مثل لکه‌های زشتی هستند که روی آن پاشیده شده‌اند. نخست وزیر مجارستان، ویکتور اوربان، این نظریه‌ها را تا سطح نوعی روش کشورداری ارتقاء داد و کارزاری علیه جورج سوروس، میلیاردر خیر، به راه انداخت.

🗨 برگزیت هم خودش تا اندازه‌ای معلول تبلیغات توطئه‌پندارانه است: می‌گویند اتحادیه‌ی اروپا صرفا به علت کینه و غرض می‌خواهد سد راه بریتانیا شود، حرفی که احتمالا حالا با شدت بیشتری تکرار خواهد شد. به آسانی نمی‌توان گفت که آیا کسانی که این حرف‌ها را سر هم می‌کنند واقعا به آنها عقیده دارند یا نه. اما معلوم است که عقیده دارند که این حرف‌ها به نفع آنها است. هانا آرنت زمانی گفت که دروغ‌ها و نظریه‌های توطئه مردم را به «بدبینی» وامی‌دارند. او می‌گفت مهم نیست که آیا مردم به این نظریه‌ها عقیده دارند یا نه: حتی اگر این دروغ‌ها برملا شوند، مردم «زیرکی تاکتیکی رهبران را خواهند ستود.»

🗨 من از رواج سریع نظریه‌های توطئه در اروپا خیلی نگران‌ام زیرا ممکن است بر نتیجه‌ی انتخابات پارلمان اروپا تأثیر بگذارند، انتخاباتی که در تعیین آینده‌ی اروپا نقش عمده‌ای خواهد داشت. هر چند اخبار جعلی به علل گوناگونی منتشر می‌شوند (مثلا هدف وب‌لاگ‌نویسان مقدونیه‌ای از تبلیغ به نفع ترامپ، پول درآوردن است) اما اکثر نظریه‌های توطئه‌ی رایج در اروپا عمدا فریبکارانه‌اند، در خدمت اهداف سیاسی خاصی قرار دارند و طوری تنظیم شده‌اند که نه تنها به بدگمانی و دشمنی بین مردم یک کشور بلکه به بدبینی و خصومت میان کشورهای مختلف دامن می‌زنند. به همین دلیل، این نظریه‌های توطئه به ساختار اتحادیه‌ی اروپا آسیب می‌رسانند.

🗨 کارل پوپر، در کتاب جامعه‌ی باز و دشمنان آن، می‌گوید که نظریه‌های توطئه مبتنی بر این دیدگاه‌اند که نوعی قصد و نقشه‌ی قبلی بر جهان حاکم است. به نظر او، این نظریه‌ها بر سه اصل استوارند: هیچ چیز تصادفی رخ نمی‌دهد؛ هیچ چیز همانی نیست که به نظر می‌رسد؛ و همه چیز با هم ارتباط دارد. ظاهرا ادعاهای عجیب و غریب در اروپا بیش از دیگر نقاط دنیا خریدار دارد-چون تاریخ ما آکنده از منازعه است.

⏱ زمان مطالعه: ۵ دقیقه


«آیا نظریه‌های توطئه انتخابات پارلمان اروپا در ماه مه را تحت‌الشعاع قرار خواهند داد؟ این نظریه‌ها به طور نگران‌کننده‌ای شایع شده‌اند و حساب‌شان از دست لیبرال دموکرات‌ها دررفته است. برای مثال، اخیرا شایعه‌ای به سرعت در شبکه‌های اجتماعی پیچید، و سیاستمداران راست‌گرای افراطی در فرانسه به آن دامن زدند، مبنی بر این که هدف پنهانی از امضای معاهده‌ی دوجانبه میان آنگلا مرکل و امانوئل مکرون در آخن چیزی جز واگذاری منطقه‌ی آلزاس-لورن به آلمان نبوده است.»

aasoo. org/fa/articles/۲۰۶۰


به عقب برنمی‌گردیم؛ خط سرخ زنان افغان برای صلح 🔻

🙋🏻‍♀️ مذاکرات صلح افغانستان که در نزدیک به یک سال گذشته، محدود به گفت‌وگوهای طالبان و آمریکا بود، در ماه‌های اخیر با آغاز گفت‌وگو بین طالبان و فعالان مدنی و سیاسی افغانستان وارد مرحله‌ی جدیدی شده است. نخستین جلسه‌ی مذاکرات صلح بین افغان‌ها، در بهمن ۱۳۹۷ در مسکو برگزار شد. جلسه‌ای با حضور فقط دو زن در هیئت ۴۰ نفره‌ی افغانستان و مذاکراتی که اگرچه در آن به حفظ حقوق زنان اشاره شد، اما نتوانست نگرانی زنان را نسبت به نادیده گرفتن و نقض آزادی‌ها و حقوق‌شان برطرف کند.

🙋🏻‍♀️ این فقط حکومت افغانستان نیست که از زنان می‌خواهد که نگران نباشند. در قطعنامه‌ی ۹ ماده‌ای نشست مسکو که به صورت مشترک از سوی طالبان و فعالان سیاسی افغانستان صادر شده، بر «اطمینان رعایت حقوق تعلیمی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی زنان در مطابقت ارزش‌های اسلامی» تأکید شده و شیرمحمد عباس استانکزی، رئیس هیئت مذاکره‌کننده‌ی طالبان نیز گفته است که «زنان نباید نگران باشند».

🙋🏻‍♀️ شهرزاد اکبر، می‌گوید تأکید طالبان بر حفظ حقوق زنان در چارچوب قوانین اسلامی، مغالطه است. «زنان در افغانستان، هیچ حقوق غیراسلامی ندارند که طالبان بخواهد آن را سلب کند. اگر طالبان می‌گویند که ما حقوق زنان را در چارچوب اسلام می‌پذیریم، قوانین فعلی افغانستان، قوانین اسلامی هستند. بنابراین طالبان باید تمام قوانینی را که الان وجود دارند، بپذیرد. اما مشکل اینجا است که طالبان می‌خواهند تعبیر خودشان را به عنوان حقوق اسلامی زنان غالب کنند».

⏱ زمان مطالعه: ۸ دقیقه


به عقب برنمی‌گردیم؛ خط سرخ زنان افغان برای صلح 🔻

🙋🏻‍♀️ مذاکرات صلح افغانستان که در نزدیک به یک سال گذشته، محدود به گفت‌وگوهای طالبان و آمریکا بود، در ماه‌های اخیر با آغاز گفت‌وگو بین طالبان و فعالان مدنی و سیاسی افغانستان وارد مرحله‌ی جدیدی شده است. نخستین جلسه‌ی مذاکرات صلح بین افغان‌ها، در بهمن ۱۳۹۷ در مسکو برگزار شد. جلسه‌ای با حضور فقط دو زن در هیئت ۴۰ نفره‌ی افغانستان و مذاکراتی که اگرچه در آن به حفظ حقوق زنان اشاره شد، اما نتوانست نگرانی زنان را نسبت به نادیده گرفتن و نقض آزادی‌ها و حقوق‌شان برطرف کند.

🙋🏻‍♀️ این فقط حکومت افغانستان نیست که از زنان می‌خواهد که نگران نباشند. در قطعنامه‌ی ۹ ماده‌ای نشست مسکو که به صورت مشترک از سوی طالبان و فعالان سیاسی افغانستان صادر شده، بر «اطمینان رعایت حقوق تعلیمی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی زنان در مطابقت ارزش‌های اسلامی» تأکید شده و شیرمحمد عباس استانکزی، رئیس هیئت مذاکره‌کننده‌ی طالبان نیز گفته است که «زنان نباید نگران باشند».

🙋🏻‍♀️ شهرزاد اکبر، می‌گوید تأکید طالبان بر حفظ حقوق زنان در چارچوب قوانین اسلامی، مغالطه است. «زنان در افغانستان، هیچ حقوق غیراسلامی ندارند که طالبان بخواهد آن را سلب کند. اگر طالبان می‌گویند که ما حقوق زنان را در چارچوب اسلام می‌پذیریم، قوانین فعلی افغانستان، قوانین اسلامی هستند. بنابراین طالبان باید تمام قوانینی را که الان وجود دارند، بپذیرد. اما مشکل اینجا است که طالبان می‌خواهند تعبیر خودشان را به عنوان حقوق اسلامی زنان غالب کنند».

⏱ زمان مطالعه: ۸ دقیقه


«ما دیگر به عقب برنمی‌گردیم! من دیگر آن کامله‌ی هجده ساله نیستم که سه چادری را کهنه کنم و تمام قوانین را که ازطرف طالبان وضع شود بپذیرم.» این‌ها «خط سرخ» کامله صدیقی، یکی از زنان افغانستان است. زنانی که این روزها با اعلام خطوط سرخ‌شان، خواهان حفظ دستاوردهای‌شان در دو دهه‌ی گذشته و سهیم شدن در مذاکرات صلح با طالبان هستند.

aasoo. org/fa/articles/۲۰۵۵


پیامدهای کاهش جمعیت 🔻

👶🏽 پل مورلند، جمعیت‌شناس دانشگاه لندن، در کتاب جزر و مد انسانی، به کمک اعداد و به طرز قانع‌کننده‌ای خیزش و افول جوامع را بر اساس جمعیت‌شان توضیح می‌دهد. کودکان، از جمله، به استعمارگران، سربازان یک‌بار مصرف و مصرف‌کنندگان آینده تبدیل می‌شوند. لوکزامبورگ شاید یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان باشد اما تنها ۶۰۰ هزار نفر جمعیت دارد و به زحمت در صحنه‌ی جهانی به چشم می‌آید. اقتصادهای نوپای «بریک» (برزیل، روسیه، هند و چین) با جمعیتی بالغ بر سه میلیارد، صرفا به خاطر قدرت عظیم انسانی‌شان جلب توجه می‌کنند.

👶🏽 این نظریه جدید نیست: جمعیت برابر است با سرنوشت، حداقل تا حدودی. مورلند می‌گوید «در ۲۰۰ سال گذشته انقلابی در جمعیت رخ داده که جهان را تغییر داده است. گردباد جمعیتی یا همان آهنگ شتابان تغییر جمعیت، سراسر جهان را درنوردیده است … و تأثیرات بعضا نادیده‌ و کم‌اهمیت انگاشته‌شده‌ای بر روند تاریخ گذاشته است.» برای مثال، به نظر او میان جوانی و آشوب رابطه‌ای وجود دارد: میانگین سن شهروندان یمنی زیر ۲۰ سال است. خاورمیانه دارای جمعیتی نسبتا جوان است که آن را به محیط مساعدی برای قیام‌هایی مانند بهار عربی تبدیل می‌کند.

👶🏽 طی دو قرن جمعیت جهان از یک میلیارد به هفت میلیارد افزایش یافت. هر نوزاد گریانی طعنه‌ای است به مالتوس و اخلافش مانند پل ارلیچ که در سال ۱۹۶۸ در کتاب انفجار جمعیت هشدار داد که تولید غذا به ظرفیت نهایی خود رسیده است و صدها میلیون نفر از گرسنگی خواهند مرد. بله! قرن‌های بیستم و بیست و یکم شاهد وقوع قطحی‌هایی بود که به مرگ میلیون‌ها نفر انجامید. بیشتر اوقات این قحطی‌ها نتیجه‌ی مدیریت بد و شرارت بود اما شمار انسان‌ها باز هم افزایش یافت. انقلاب‌های صنعتی و کشاورزی ما را قادر ساختند تا حتی به قیمت نابودی آب و هوای زمین، خود را سیر کنیم.

👶🏽 ناتوانی یک کشور از جایگزینی کافی جمعیت خود سبب جلب توجه به سومین بعد از اصول آماری جمعیت یعنی مهاجرت می‌شود. سیاره‌ی خالی روایتی گیرا از جهانی در آستانه‌ی تغییری عمیق ارائه می‌دهد و چقدر بجاست که این کتاب را دو کانادایی نوشته‌اند که کشورشان همچنان الگوی مهاجرت بین‌المللی است. نگاه باز جاستین ترودو آینده‌ی روشنی را برای کانادا رقم می‌زند حتی اگر این نگرش در حال حاضر با مخالفت ارتجاعی پوپولیستی علیه مهاجرین مواجه باشد. به قول بریکر و ایبیتسون، «با افزایش سن جمعیت‌ و کاهش آن در تقریبا سراسر جهان، ممکن است روزی کشورها برای ورود مهاجرین با هم رقابت کنند … اگر آمریکا می‌خواهد همچنان قدرتی بزرگ باقی بماند، باید مثل قبل پذیرای مهاجرین باشد.»

⏱ زمان مطالعه: ۱۱ دقیقه


«پرسش: آمیزش جنسی چه فایده‌‌ای دارد؟ پاسخ: ساختن اقتصاد، باد انداختن به غبغب غرور ملی و پیروزی در جنگ‌. جمعیت‌شناسی دست پنهانی است که جزر و مدهای عظیم در تاریخ انسان مدرن را کنترل می‌کند، از گسترش امپراتوری و جنگ جهانی اول گرفته تا خیزش چین و افول قریب‌الوقوع ژاپن به عنوان یک ابرقدرت اقتصادی.»

aasoo. org/fa/books/۲۰۶۲


آمار نیکوکاری و احوال مهربانی در ایران 🔻

🤝 روایت تقریبا یک‌دست در رسانه‌های دولتی و غیردولتی ایران چنین است که مردم یک‌بار دیگر نشان دادند هنگام بلا هوای هم را دارند. اما برخی هم به نیمه‌ی خالی لیوان اشاره کردند که ۵۷ درصد از مردم را نشان می‌داد که هنوز کمکی نکرده بودند. از این رقم نتیجه گرفته شد که «جامعه‌ی گسیخته‌ی ایران را حتی سیل هم هم‌‌بسته نمی‌کند.»

🤝 هلال احمر ایران مدعی است که رقم کل کمک‌های نقدی مردم به این سازمان برای یاری به سیل‌زدگان بی‌سابقه است و رکورد قبلی در زمان زلزله‌ی کرمانشاه را جابجا کرده است. اما نمی‌دانیم آیا تعداد کسانی که کمک کرده‌اند بیش‌تر شده یا مبلغی که واریز کرده‌اند. همچنین نمی‌دانیم آیا سهمی که هلال احمر از سبد کمک‌های مردمی دریافت می‌کند در رقابت‌ با دیگر نهادهای رسمی، خیریه‌های مذهبی، سازمان‌های مردم‌نهاد و نیز چهره‌های مشهور تغییر چشمگیری داشته است یا نه.

🤝 هیچ رقم مبنایی نه در جهان و نه در ایران وجود ندارد که بتوان مشارکت ۴۳ درصد ایرانی‌ها را برای کمک به بلازدگان با آن مقایسه کرد. البته نمونه‌های موردی هست، مثلا تقریبا ۵۰ درصد آمریکایی‌ها اظهار کردند که برای امدادرسانی پس از توفند کاترینا کمک نقدی کرده‌اند. توفند کاترینا یکی از مهیب‌ترین و مخرب‌ترین فاجعه‌های طبیعی در دوران معاصر آمریکا به شمار می‌رود و بیشترین حجم کمک‌های نقدی هم برای آن جمع شد. در نمونه‌ای دیگر، ۷۷ درصد ژاپنی‌های بالای ۱۵ سال در خلال یک سال پس از وقوع فاجعه‌‌های توهوکو اعانه دادند. چنین رقم مشارکتی در تاریخ ژاپن استثنایی‌ست و البته در واکنش به یک مصیبت استثنایی ایجاد شد که ناشی از سه بلای همزمان زلزله، سونامی و انفجار هسته‌ای بود.

🤝 میزان بروز رفتارهای دگردوستانه و نیکوکارانه یکی از قراینی است که می‌توان برای سنجش میزان همبستگی اجتماعی و کیفیت علقه‌های مدنی در نظر گرفت. رفتار خیرخواهانه و جامعه‌محور نشان‌دهنده‌ی دغدغه‌ی افراد نسبت به سرنوشت هم‌نوعان‌شان‌ است، این که به مسائل باهمستان‌شان اعتنا می‌کنند و از تلاش‌های دیگران برای بهتر کردن اوضاع حمایت می‌کنند. کمک کردن معمولا از نگرشی خوش‌بینانه به سرشت بشری نشئت می‌گیرد. کسانی که به اعضای باهمستان‌شان بدگمان‌اند و آن‌ها را خودخواه و بخیل می‌پندارند کمتر برای کمک کردن قدم پیش‌ می‌گذارند.

⏱ زمان مطالعه: ۹ دقیقه


«تا روز بیستم فروردین امسال نزدیک به ۴۳ درصد ایرانی‌ها به اظهار خودشان به هم‌وطنان سیل‌زده‌شان کمک کرده‌ بودند. این نتایج نظرسنجی‌‌ای است که ایسپا در سراسر کشور انجام داد. بیش از ۱۷ درصد از کسانی که هنوز کاری نکرده‌ بودند هم گفتند که طی روزهای آینده کمک خواهند کرد. این ارقام مایه‌ی مباهات و افتخار است یا اسباب شرمساری و نگرانی؟ اصولا ایرانی‌ها کجای جغرافیای سخاوت و اعانت ایستاده‌اند؟ آیا تغییری در رفتار خیرخواهانه‌‌ی مردم رخ داده است؟»

aasoo. org/fa/articles/۲۰۵۶


👓📚خلاصه مقالات آسو در هفته‌ای که گذشت:

🎯 در شب انتخابات ریاست جمهوری اوکراین، ولادیمیر پوتین گوشی تلفن را بر نداشت تا به برنده‌ تبریک بگوید. تا کنون هم چنین کاری نکرده است. بی‌تردید، هیچ چیز به اندازه‌ی حرف‌های رئیس جمهور منتخب اوکراین، ولودیمیر زلنسکی، در شب پیروزی توجه پوتین را جلب نکرد: «روی سخنم با تمام کشورهای اتحاد جماهیر شوروی سابق است: به ما نگاه کنید. هر چیزی ممکن است!»

🎯 هدی برکات، اولین زن نویسنده‌ی جهان عرب شد که برنده‌ی «جایزه‌ی بین‌المللی ادبیات عرب» شد که مهم‌ترین جایزه‌ی ادبی عرب است. قهرمانان داستان‌های برکات را مردان تشکیل می‌دهند؛ مردانی منزوی، مردمانی که با آن‌چه جامعه «نرمال» می‌داند، متفاوت‌اند. هدی برکات برخلاف بسیاری از نویسندگان از زندگی خود نمی‌نویسد و داستان‌هایش ربطی به واقعیت زندگی او ندارند.

🎯 ما برای شناختن خود، باید درباره‌ی خود قضاوت کنیم. فضیلت عدالت نه تنها ما را بر آن می‌دارد که نسبت به دیگران عادل باشیم، بلکه باید نسبت به خود نیز منصفانه قضاوت کنیم. اما این کار ساده‌ای نیست. مشکل این است که اگر کسی نسبت به خود درست قضاوت نکند، سخت می‌توان تصور کرد که قاضی خوبی برای دیگران باشد. جانب‌داری در داوری نسبت به خویشتن معمولا به جانب‌داری بر علیه دیگران منجر می‌شود. عدالت از خویشتن‌ ما آغاز می‌شود.


روزنامه‌نگار زن افغانستانی از تجربه‌ی پناهندگی در نروژ می‌گوید 🔻

🙋🏻‍♀️ من در اوایل مارس ۲۰۱۵، درست پیش از بحران مهاجرت آن سال، به نروژ رسیدم. در همان اولین برخورد با پلیس احساس کردم که دارم هویتم را از دست می‌دهم. به مأموری که پشت شیشه‌ی ضخیم اتاقک بازرسی گذرنامه بود، گفتم «من پناه‌جو هستم» و بعد به نام و حرفه‌ام اشاره کردم. این جمله در سراسر دو سال و نیم بعدی به هویتم تبدیل شد. کلمه‌ی «پناه‌جو» به خودی خود مایه‌ی شرمساری نیست اما به محض این که آن را بر زبان بیاورید، مردم به بقیه‌ی حرفتان گوش نمی‌کنند.

🙋🏻‍♀️ مرا برای مصاحبه‌ای مفصل‌تر به اتاق انتظار بزرگی فرستادند. اتاق تقریبا خالی بود و فقط سه پناه‌جوی دیگر آن‌جا بودند. مقداری نان و مربا روی میز بود. هر دو ساعت یک بار مأمور پلیسی ما را برای هواخوری بیرون می‌برد. تا پایان روز یک دوجین پناه‌جو به آن‌جا آمدند. به ما گفتند که شب باید همان‌جا روی نیمکت بخوابیم. چند ملافه‌ی نازک به ما دادند. ملافه را سه لایه کردم و سعی کردم که بخوابم. سرم داشت گیج می‌رفت و این فکر از سرم گذشت: «فردا صبح که از خواب بیدار شوم هیچ کسی از ارزش و هویتم خبر نخواهد داشت، و کسی نخواهد دانست که چه مهارت‌هایی دارم، چه کاره هستم و چه سرگذشتی داشته‌ام. بعضی‌ها حتی فکر می‌کنند که هیچ چیزی نیستم، و فقط پناه‌جویی هستم که باید سپاس‌گزار باشد که به او سرپناهی داده‌اند.»

🙋🏻‍♀️ اولین قدمی که در جهت انطباق با زندگی جدیدم برداشتم این بود که فهمیدم دیگر نباید بپرسم چرا چنین بخت و اقبال نامساعدی داشته‌ام و چرا مجبور شدم که پناهنده شوم. در عوض، تصمیم گرفتم که از داشته‌هایم به بهترین شکل ممکن استفاده کنم و به خود گفتم شاید این مشکلات در نهایت مرا قوی‌تر کند. بنابراین، به دنبال راه‌هایی برای بازیابی هویتم گشتم. فهمیدم که در اروپا هیچ چیز به اندازه‌ی جست‌وجوی مداوم فرصت‌ها و ارتباط با دیگران مهم نیست. پس از چهار ماه تلاش فهمیدم که برای دستیابی به هدف باید از کجا شروع کنم. باید از دانشگاه شروع می‌کردم، و بنابراین دوباره دانشجو شدم.

🙋🏻‍♀️ من به عنوان یک زن افغانستانی تشنه‌ی تحصیل هستم-در دوران حکومت طالبان (۲۰۰۱-۱۹۹۶) زنان از حق تحصیل محروم بودند. اما مشکل این بود که نظام آموزشی نروژ مدرک کارشناسی‌ روزنامه‌نگاری‌ را که در افغانستان پس از طالبان گرفته بودم، به رسمیت نمی‌شناخت.

⏱ زمان مطالعه: ۵ دقیقه

🖇 این مقاله را همین‌جا در Instant View بخوانید:


«وقتی هواپیما فرودگاه کابل را ترک کرد و در آسمان اوج گرفت، هول و هراس، و به‌ویژه ترسم از سفری طولانی و نامعلوم، افزایش یافت. از این که خانواده، دوستان و کشورم را ترک می‌کردم اندوهگین بودم. گمان می‌کردم که پس از رسیدن به کشوری امن در مدتی کمتر از سه ماه می‌توانم شغل روزنامه‌نگاری را از سر بگیرم. اما متأسفانه این طور نشد.»

aasoo. org/fa/articles/۲۰۴۳


ناهید صیام‌دوست؛ موسیقی متن انقلاب 🔻

🎼 او در این پژوهش ژرف، که مبتنی بر رساله‌ی دکترای او است، گزارش تاریخی و زندگی‌نامه‌ای مفصلی از رویدادهای موسیقی مدرن ایران به دست می‌دهد و به بررسی شرایط سیاسی‌ای می‌پردازد که این رویدادها را دربرگرفته‌اند، ممکن ساخته‌اند یا از آن جلوگیری کرده‌اند. در واقع، این اثر را می‌توان روایتی تاریخ از ایران مدرن از منظر موسیقی شمرد.

🎼 صیام‌دوست در فصل ۲، سرگذشت پیشاانقلابی محمدرضا شجریان را در کنار گسترش موسیقی کلاسیک ایرانی و نیز موسیقی پاپ/فولک (مردمی) قرار می‌دهد. او روند پرورش اولیه‌ی شجریان به عنوان قاری قرآن تا ارتقا به مقام یکی از مشهورترین خوانندگان آواز در دوران پیش از انقلاب ‌را دنبال می‌کند و حضور شجریان در موسیقی پاپ دوران پهلوی و نیز ریشه‌های تصنیف به منزله‌‌ی فرمی اعتراضی از زمان انقلاب مشروطه به این سو را به بحث می‌گذارد. نویسنده در ادامه‌ی فصل، با اشاره به حمایت شجریان از انقلاب ۵۷، جزئیات بیشتری از زندگی موسیقایی و سیمای اجتماعی او را زیر ذره‌بین قرار می‌دهد.

🎼 نویسنده در فصل ۵ به شرح تصویر اولیه‌ی عصار به عنوان «جوانی جدی، مؤمن» و مستعد می‌پردازد که پیانو می‌نوازد و «شیفته» ی اشعار عرفانی مولانا است. او که کار حرفه‌ای خود را با خواندن ترانه‌های برگرفته از اشعار حافظ و مولانا برای صدا و سیمای جمهوری اسلامی آغاز کرد، در ادامه‌ی دوران کاری‌اش به مضامینی همچون نارضایتی‌های اجتماعی، از جمله کم‌توجهی به رزمندگان دوران جنگ، فقر و فساد، پرداخت. صیام‌دوست می‌گوید که عصار در دوران فعالیت حرفه‌ای‌اش، نوعی هویت صوفیانه را نمایندگی می‌کرد که میان معنویت مبتنی بر توکل و تصور عامه‌ی مردم از «اسلام حقیقی» (در برابر اسلام «رسمی» تحریف‌شده) در نوسان بود.

🎼 نویسنده به نقل خاطره‌ای می‌پردازد که بر مبنای آن، محسن نامجو در دوران خدمت اجباری به شباهت‌هایی میان بعضی از گوشه‌های معین موسیقی کلاسیک ایرانی و آکوردهای بلوز پی می‌برد. صیام‌دوست در جایی دیگر به یکی از جلسات بازجویی محسن نامجو در وزارت اطلاعات اشاره می‌کند که طی آن، نامجو توضیحاتی پیرامون تلفیق ابزورد قرائت قرآن با گام‌های بلوز که با سه‌تار اجرا کرده، ارائه می‌کند.

⏱ زمان مطالعه: ۹ دقیقه

🖇 این مقاله را همین‌جا در Instant View بخوانید:


«موسیقی یک از نخستین قربانیان رسمی انقلاب ۵۷ بود.» این یکی از نخستین جملات کتاب ناهید صیام‌‌دوست با عنوان موسیقی متن انقلاب: سیاست‌های موسیقی در ایران است.

aasoo. org/fa/books/۲۰۵۳


🎥 چگونه با اضطراب مقابله کنیم

تصور کنید که شخصی‌ تمام مدت کنار شما ایستاده و هر بار که قدم اشتباهی‌ برمی‌دارید آن را به شما گوشزد می‌کند. این احساس هر روزه‌ی میلیون‌ها نفر از افراد مبتلا به اضطراب است. الیویا ریمز، روانشناس و پژوهشگر اضطراب و افسردگی در دانشگاه کمبریج در بریتانیا، سه راهبرد مقابله‌ای برای رها شدن از شر «آن شخص» ارائه می‌دهد.


آیا این زن می‌تواند فصل جدیدی را در تاریخ حقوق بشر در تونس رقم بزند؟ 🔻

🙋🏻‍♀️ پارسال وقتی سهام بن سدرین، رئیس «کمیسیون حقیقت و کرامت» تونس، برای سخنرانی به مجلس رفت، هیاهوی نمایندگان مانع از شنیدن صدایش شد. سیاستمداران روی میزهای چوبی می‌کوبیدند و فریاد می‌زدند؛ برخی ایستاده بودند و با انگشت به او اشاره می‌کردند و اتهام می‌زدند. وقتی سروصدا بیشتر شد، بن سدرین مجلس را ترک کرد. نمایندگان کف زدند و هورا کشیدند.

🙋🏻‍♀️ بن سدرین می‌گوید، «ما در محیط بسیار خصمانه‌ای کار می‌کنیم.» «کمیسیون حقیقت و کرامت» در سال ۲۰۱۳ تشکیل شد تا دهه‌ها نقض حقوق بشر، از سال ۱۹۵۵ (آخرین سال سلطه‌ی فرانسه) تا دوران حکومت‌های ظالم حبیب بورقیبه و زین العابدین بن علی و بهار عربی سال ۲۰۱۱، را افشا کند. بن سدرین، رئیس منتخب «کمیسیون حقیقت و کرامت»، به نماد موفقیت‌ها و ناکامی‌های آن تبدیل شده و موافقان و مخالفان فراوانی دارد و دولت هم به او فشار می‌آورد.

🙋🏻‍♀️ «نمی‌خواهم افسران کنونی ارتش مثل من رنج ببرند.» این را سالم کردون می‌گوید که آثار جراحت‌های عمیق ناشی از شکنجه‌ی سال ۱۹۹۱ هنوز بر دست و پایش دیده می‌شود. او یکی از ۲۴۴ نفری بود که به ظن تمایلات اسلام‌گرایانه از ارتش پاکسازی و بازداشت شدند. او می‌گوید، «تا زمان انقلاب زیرنظر بودم. وقتی محکوم شدن کسانی که مرا زندانی کردند، ببینم نفس راحتی خواهم کشید.»

🙋🏻‍♀️ تحقیقات این کمیسیون بارها با مانع روبرو شد: وزارت‌خانه‌های دفاع، کشور و دادگستری مرتبا از دسترسی به بایگانی‌ها جلوگیری کردند. قضات از صدور حکم ممنوع‌الخروجی متهمان خودداری کردند، و نیروهای امنیتی قدرتمند کشور در برابر هرگونه تلاش برای محاکمه‌ی اعضای خود به اتهام شکنجه مقاومت کردند، به انجام اصلاحات تن در ندادند و به نقض حقوق بشر ادامه دادند. دولت تونس نظام موازی‌ای برای مصالحه ایجاد کرد تا کارمندان متهم به فساد بتوانند در خفا مصالحه کنند و به شغل‌های دولتی خود بازگردند. برخی از منتقدان این کمیسیون، آن را به کمک به حزب اسلام‌گرای «النهضه» متهم می‌کنند زیرا اکثر قربانیان به داشتن گرایش‌های اسلام‌گرایانه متهم بودند.

⏱ زمان مطالعه: ۷ دقیقه

🖇 این مقاله را همین‌جا در Instant View بخوانید:


«کمیسیون حقیقت و کرامت» در اندکی بیش از چهار سال توانسته از طریق ایجاد شبکه‌ای از مراکز امدادی و اتاقک‌های سیار مصاحبه ۶۲۷۲۰ مورد نقض حقوق بشر را ثبت کند. این موارد عبارت‌اند از شکنجه، فساد، ناپدیدشدن قهری و مرگ در حبس و زندان. تا کنون ۱۷۳پرونده به دادگاه‌ها ارجاع شده و بعضی از محاکمه‌ها از تلویزیون پخش شده است.

aasoo. org/fa/articles/۲۰۵۲


جهانی‌شدن؛ مسیری که بن‌بست و جغرافیا نمی‌شناسد 🔻

🌎 آرام حسامی: «در قرن پنجم میلادی یونانیان که به آب‌های آزاد دسترسی داشتند و از طریق کشتی‌رانی به دیگر نقاط جهان زیتون صادر می‌کردند یا رومی‌ها که با جاده‌سازی راه‌های ارتباطی‌ زمینی را قانونمند کردند، همگی به نوعی در جهانی‌سازی سهیم بودند و میان مردم و فرهنگ کشورهای مختلف با یکدیگر ارتباط برقرار کردند. امروز تنها عمق، سرعت و گستردگی جهانی‌سازی دگرگون شده است.»

🌎 «اینترنت مثل شمشیر داموکلس هم‌زمان آزادی‌بخش و گرفتارکننده است. با هر کلیک داده به این نظام وارد می‌کنیم. این داده‌ها به کلان‌داده‌ها تبدیل و سپس تحلیل می‌شوند و به شکل الگوریتم درمی‌آیند. بنابراین، گردانندگان اصلی اینترنت به راحتی می‌توانند بفهمند که کاربران چه کار می‌کنند و می‌توانند از این اطلاعات در جهت اهداف مختلفی، از جمله محدود کردن امنیت و آزادی شخصی افراد، استفاده کنند. بنابراین، جهانی‌شدن نوعی توانمندی است که امکان استفاده‌ی مثبت یا منفی دارد.»

🌍 «در گذشته هر متنی پیش از چاپ و انتشار به دست یک سردبیر با مدارک و اسناد مطابقت داده می‌شد اما امروز به لطف دوربین و ضبطی که در دست همه هست و هر کسی می‌تواند وقایع را ثبت و ضبط و پخش کند، به قول جان اس فورمیت بازار عمومی فکر و اخبار شلوغ شده و تشخیص راست و دروغ دشوار شده است. حربه‌ای که می‌توان برای استفاده‌ی مثبت یا منفی از آن بهره گرفت. حتی سیاستمداری مثل دونالد ترامپ هم از اخبار جعلی و روایت‌های آلترناتیو حرف می‌زند که این روزها مسئله‌ساز شده و مخاطب به راحتی نمی‌تواند راست و دروغ را از هم تشخیص دهد.»

⏱ زمان مطالعه: ۱۶ دقیقه

🖇 این گفتگو را همین‌جا در Instant View بخوانید:


«به سراغ دکتر «آرام حسامی»، استاد فلسفه و علوم سیاسی در کالج مونتگمری در ایالت مریلند آمریکا رفتیم و با او درباره‌ی جهانی‌شدن، مقاومت در برابر جهانی‌سازی و فرصت‌ها و موانع پیش رو گفت‌وگو کردیم.»

aasoo. org/fa/articles/۲۰۵۱


آسو: فرهنگ، اجتماع، و نگاهی عمیق‌تر به مباحث امروز.

آسو (وب‌سایت) را می‌توانید به آدرس NashrAasoo در اینستاگرام، فیسبوک، توئیتر و تلگرام پیدا کنید.


کامران در تهران

«پس از گذشت ۸۰ سال از انقراض شیرهای ایرانی در کشور، جفت نر این گونه جانوری ارزشمند از باغ وحش بریستول انگلستان به باغ وحش ارم منتقل شد.»

کاری از شقایق معظمی


آیا انتخاب زلنسکی نشانه‌ی سلامتی دموکراسی در اوکراین است؟ 🔻

🗳 در شب انتخابات ریاست جمهوری اوکراین، ولادیمیر پوتین گوشی تلفن را بر نداشت تا به برنده‌ تبریک بگوید. تا کنون هم چنین کاری نکرده است. پوتین در حالت انتظار به سر می‌برد. شاید به این علت که نمی‌تواند مثل اوکراین در کشور خودش انتخاباتی آزاد و منصفانه و با حضور نامزدهای گوناگون برگزار کند و به انتقال دموکراتیک قدرت رضایت دهد.

🗳 اما بی‌تردید، هیچ چیز به اندازه‌ی حرف‌های رئیس جمهور منتخب اوکراین، ولودیمیر زلنسکی، در شب پیروزی توجه پوتین را جلب نکرد: «روی سخنم با تمام کشورهای اتحاد جماهیر شوروی سابق است: به ما نگاه کنید. هر چیزی ممکن است!» این فراخوان تغییر و تجدیدنظر در ساختارهای قدیمی قدرت، حتی در خارج از اوکراین، به مذاق کرملین خوش نیامده است.

🗳 پس از انتخاب زلنسکی، فعالان روس می‌پرسیدند: آیا از اوکراین می‌توان چیزی یاد گرفت؟ چرا روس‌ها هم نمی‌توانند سیاستمداران جدید را جایگزین سیاستمداران قدیمی کنند؟ وقتی رئیس جمهور دیرینه‌ی الجزایر، عبدالعزیز بوتفلیقه، از قدرت عزل شد، و وقتی رهبر قزاقستان، نورسلطان نظربایف، از قدرت کناره‌گیری کرد، گمانه‌زنی‌ها شدت گرفت: ممکن است که حکومت روسیه مقتدر و یکدست، و حکومت اوکراین از نظر سیاسی تک‌رو به نظر برسد اما شاید در واقع این طور نباشد.

⏱ زمان مطالعه: ۷ دقیقه

🖇 این مقاله را همین‌جا در Instant View بخوانید:


«انتخابات اوکراین بار دیگر نشان داد که این کشور چقدر از زمان سقوط کمونیسم از روسیه فاصله گرفته است. بی‌تردید جنگ در شرق اوکراین، که در پی تجاوز نیروهای نظامی روسیه در سال ۲۰۱۴ درگرفت، تا حدی به فهم این اختلاف کمک می‌کند. اما در عین حال نباید خوانش‌های متفاوت این دو کشور از تاریخ را نادیده گرفت.»

aasoo. org/fa/articles/۲۰۵۰


هدی برکات: راوی اول شخص مفرد مذکر 🔻

✍️ نامه‌ی شب را می‌توان «داستان داستان‌ها» توصیف کرد. نامه‌های داستان، به دست آدم‌های ناشناس می‌رسد و فرد ناشناس موظف است که خود نامه‌ای برای غریبه‌ی بعدی بنویسد و این چرخه همین‌طور ادامه دارد. آدم‌هایی که چه نانوا باشند چه پستچی یا هر حرفه‌ی دیگری که داشته باشند، یک ویژگی مشترک دارند: با معیارهای رایج جامعه «آدم نرمالی» محسوب نمی‌شوند. مثل بیشتر آثار برکات، مکان این رمان هم بیروت است و پاریس. بیروت که خانه‌ی او تا جوانی بود و پاریس که حالا خانه‌ی دوم او و شهر محل سکونت‌اش است.

✍️ «جایزه‌ی بین‌المللی ادبیات عرب»، مهم‌ترین جایزه‌ی ادبی در جهان داستانی عرب‌زبان است و به «نوبل عرب» معروف. غایت آرزوی هر نویسنده‌‌ای که به زبان عربی می‌نویسد همین که روزی برنده‌ی این جایزه شود یا نام او و کتاب‌اش در فهرست نهایی نامزدهای دریافت این جایزه قرار بگیرد. هدی برکات، اولین زن نویسنده‌ای است که برنده‌ی این جایزه‌ی مهم ادبی شد. نامه‌ی شب ششمین رمان هدی برکات است. برکات حالا تمام قله‌های جوایز ادبی عرب را فتح کرده است: اولین رمان او برنده‌ی جایزه‌ی «النقد» شد و معروف‌ترین اثر او، خنده‌‌ای از جنس سنگ، مدال ادبی «نجیب محفوظ» را دریافت کرد که از مهم‌ترین جوایز ادبی عرب است.

✍️ هدی برکات کاملا به زبان و ادبیات فرانسه مسلط است و حالا سال‌هاست که در پاریس زندگی می‌کند. اما همه‌ی آثار خود را به زبان عربی می‌نویسد و هیچ تمایلی ندارد به فرانسه بنویسد. خودش می‌گوید برای این سؤال هم که چرا به فرانسه نمی‌نویسد، جواب سرراستی ندارد: «نوشتن برای من این‌جوری است که یک نیرو و فشار درونی عجیبی را در خودم حس می‌کنم و تا وقتی این فشار را تخلیه نکنم و روی کاغذ نریزم، آرام نمی‌گیرم. این نیرو همیشه به زبان عربی است. به همین سادگی.»

⏱ زمان مطالعه: ۷ دقیقه

🖇 این مقاله را همین‌جا در Instant View بخوانید:


«هیئت داوران «جایزه‌ی بین‌المللی ادبیات عرب»، جایزه‌ی کتاب برگزیده‌ی سال ۲۰۱۹ را به تازه‌ترین کتاب هدی برکات، نویسنده‌ی نام‌آشنای لبنانی اهدا کرد. نامه‌ی شب، کمتر از سیصد صفحه و مجموعه‌‌ای است از شش نامه؛ هر نامه را آدمی نوشته که ربطی به نویسنده‌ی نامه‌ی بعدی ندارد.»

aasoo. org/fa/articles/۲۰۴۵


چگونه ذهن و بدن برای فهم جهان با یکدیگر گفتگو می‌کنند 🔻

🧠 وقتی صحبت از حواس است، به بینایی، شنوایی، چشایی، لامسه و بویایی فکر می‌کنیم. اما این‌ها همه حواس بیرونی محسوب می‌شوند، یعنی ما را از جهان بیرون آگاه می‌کنند. در مقابل، حس درونی حسی است که ما را از احساسی درونی/بدنی آگاه می‌کند، مثل تپش سریع قلب، ریختن دل، یا احساس گرسنگی.

🧠 مغز اطلاعات مرتبط با درون بدن را دریافت، ترکیب و اولویت‌بندی می‌کند. این اطلاعات از طریق مجموعه‌ای متمایز از راه‌های عصبی و هورمونی (یعنی از طریق خون) ارسال می‌شود. این احساس حالت‌های درونی بدن، بخشی از تعامل میان بدن و مغز است: این امر سبب حفظ توازن درونی می‌شود، یعنی تعادل فیزیولوژیکی که برای ادامه‌ی حیات ضروری است؛ رانه‌های انگیزشی مهم مثل گرسنگی و تشنگی را ایجاد می‌کند؛ به طور مستقیم آگاهی از اجزای بدن، مثلا انبساط مثانه، را به وجود می‌آورد.

🧠 علائم درونی بدنی می‌توانند بسیار آگاهی‌بخش باشند، و به همین دلیل احساس کردن آنها یک مجرای اضافی از اطلاعات در اختیار ما می‌گذارد که می‌تواند مبنای تصمیم‌گیری قرار گیرد. حس درونی ممکن است تصمیم‌های حسی یا شهودی در هنگام ورق‌بازی را هدایت کنند. الگوهای جسمی (سرعت ضربان قلب، یا واکنش رساناتر شدن پوست) ‌ می‌توانند علامت این باشند که ورق‌های خوبی در دست داریم (یعنی این‌ها احتمالا با یک نتیجه‌ی مثبت مرتبط هستند) حتی بدون آنکه آگاهانه بدانیم که کارت خوبی در دست داریم. بنابراین، قلب آن‌چه را که ذهن هنوز نفهمیده، «می‌داند» و دسترسی به این علامت درونی بدنی می‌تواند قوه‌ی تصمیم‌گیری شهودی را هدایت کند و نتیجه‌ی بهتری حاصل شود.

🧠 بدن‌های ما همان‌طور که در مورد احساس‌های خودمان به ما آگاهی می‌دهند، نسبت به خوشحالی، درد و ناراحتی دیگران نیز واکنش نشان می‌دهند. وقتی کسانی که دوستشان داریم ترس را تجربه می‌کنند، قلب‌هایمان به تپش می‌افتند و در واکنش به غم دیگران، چشمانمان به حالت فیزیولوژیکی غم در می‌آیند.

⏱ زمان مطالعه: ۷ دقیقه

🖇 این مقاله را همین‌جا در Instant View بخوانید:


«آیا تا کنون در موقعیتی بوده‌اید که وقتی تصور می‌کردید تنها هستید، شنیدن ناگهانی صدای کسی شما را غافل‌گیر کرده باشد؟ در چنین حالتی حتی وقتی آن شخص به خاطر غافل‌گیر کردن شما، عذر خواهی می‌کند، تپش شدید قلب شما ادامه می‌یابد. شما از این تأثر درونی خود آگاهی دارید. اما این آگاهی چه نوع تجربه‌ای است و درباره‌ی رابطه‌ی میان قلب و مغز به ما چه می‌آموزد؟»

aasoo. org/fa/articles/۲۰۴۴


بامداد خمار تیراژ میلیونی؛ نگاهی به وضعیت تیراژ کتاب در ایران 🔻

📚 اوائل دهه‌ی هفتاد شمسی و در جدال میان ادبیات جدی و ادبیات رسمی که از سوی حکومت تبلیغ می‌شد ادبیات سومی زاده شد که با یک تیر دو نشان زد. عام و خاص را مخاطب خود کرد و توانست به فروش بالایی برسد. بامداد خمار با این شگرد آغازگر نوعی از ادبیات عامه‌پسند شد که محصول پیوند ادبیات خاص و ادبیات عام بود و بعدها از آن به عنوان «ادبیات میانه» یاد شد. اولین رمان فتانه حاج سیدجوادی در حالی در سال‌های آغازین دهه‌ی هفتاد منتشر می‌شود که افعال جامعه‌ی پساجنگ با نوای سازندگی صرف می‌شود و ادبیات نیز از این حیث مستثنی نیست. انبوه ترجمه‌ها و تجربه‌ها از دل مفاهیم و تئوری‌های ادبی سربرمی‌آورد و در این بین ‌عامه‌پسندی نیز با ردایی تازه وارد می‌شود. ردایی که خواصی چون نجف ‌دریابندری، مترجم، از جسارتش لذت می‌برند و عوام از اشکال سنتی آن.

📚 ادبیاتی که تا پیش از آن نویسندگانی چون ر. اعتمادی، نسرین ‌ثامنی و فهمیه‌ رحیمی و … بیرق‌دارش بودند و منحصر به خوانندگانی مشخص می‌شد به یک‌باره نظر مساعد فرهیختگان را نیز در کنار خود دید. بامداد خمار طی ۱۰ سال ۳۰۰ هزار نسخه می‌فروشد و در آلمان به چاپ سوم می‌رسد. این اقبال در فروش بالا باعث شد تا مخاطبان ادبیات جدی به کتاب توجه کنند و آن را پدیده‌ای فرخنده در راستای کتابخوان کردن مردم بدانند. هر چه اتحاد خاص و عام در رویکرد به این بامداد نوین بیشتر می‌شد دو دستگی منتقدین بر سر آن شدت می‌یافت.

📚 رواج روزافزون ممیزی کتاب از پس انقلاب فرهنگی به عاملی بدل می‌شود که اولین دودش به چشم کتاب و تیراژش می‌رود. شمارگان برخی کتاب‌ها نشان می‌دهد که تیراژ کتاب در سال‌های دور از حال و روز بدی برخوردار نبوده است: بیگانه‌ی آلبر کامو در سال ۱۳۳۵در ۱۰ هزار نسخه، خاطرات خانه اموات داستایفسکی در سال ۱۳۴۱ در ده‌هزار نسخه و اتاق شماره شش چخوف در سال ۱۳۴۲ نیز در ۱۰ ‌هزار نسخه منتشر می‌شوند و رمان همسایه‌ها از احمد محمود پیش از پا گرفتن دستگاه سانسور وزارت ارشاد در ۵۰ هزار نسخه و به قول خود نویسنده در ۲۵۰ هزار نسخه به فروش رفت. روند نزولی شمارگان کتاب که از دهه‌ی شصت آغاز می‌شود حکایت از بی‌اعتمادی مردم نسبت به خروجی اثر از زیر دست بررسان کتاب دارد. نتیجه‌ی این بی‌اعتمادی روی آوردن مخاطب به نسخه‌های افست با عنوان «بدون‌ سانسور» است.

⏱ زمان مطالعه: ۸ دقیقه

🖇 این مقاله را همین‌جا در Instant View بخوانید:


«خواندن توانستن است» شعاری است که نمایشگاه سی و دوم کتاب تهران با آن آغاز به کار کرد. شعاری که تکیه بر مثل «خواستن توانستن» دارد و گفته می‌شود «توانستنش» دستی نیز بر وحدت ملت در اوضاع سیاسی این روزها دارد. دعوت به توانایی کسانی که معمولا اولین انگشت اتهام نخواندن به سوی آنان دراز می‌شود.

aasoo. org/fa/articles/۲۰۴۷